شما اینجا هستید

شیرین ترین خاطره ی عمرم

با عرض سلام خدمت دوستان شهوانی
داستانی که میخونید بهترین اتفاق زندگی من بود که منجر به ازدواجم شد امیدوارم خوشتون بیاد
داستان برمیگرده به 2سال پیش اونوقتا من ترم دوم کارشناسی ارشد دانشگاه تهران بودم اسمم آرش 27 ساله اهل کرمانشاه
دانشگاه که قبول شدم خابگا نمیرفتم بابام یه واحد از آپارتمان عمم برام اجاره کرد عمم شوهرش فوت شده بود وضع مالیشون هم خوب بود پسرش که دو سال از من بزرگتر بود خارج از کشور مشغول تحصیل بود دخترش هم به بهانه ی درس خوندن رفته بود عمم تنها بود استاد دانشگاه بود و خیلی مقرراتی

داستان سکسی:

سکس لعنتی منو به گا داد

سلام به همه دوستای گل شهوانی.من مهشید 22سالمه از تهران قدم 167 وزنم 55 سایز سینم 70 کونم گرده اما خیلی گنده نیست..این داستانی که میخوام واستون بگم واسه 3سال پیش تقریبا که 19 سالم بود...انتخاب رشته دانشگاه که میخواستم بکنم اول شهرای شمال رو زدم که دور از خونواده باشم و خونه بگیرم و عشق و حال کنم و زد و من دانشگاه ...

داستان سکسی:

در اولین بوسه خودم را و تو را کشتم

سلام دوستان. این یک خاطره نیست و قسمتی از یک رمان بلنده که دارم روش کار میکنم. از اونجایی که خودم تا حالا تجربه ی سکس نداشتم میذارمش اینجا تا شما راجع بهش نظر بدین و منو راهنمایی کنین. ممنون

داستان سکسی:

گولم زد کثافت

سلام خاطره ای که میخوام براتون بگم خیلی تلخه شبو روزم رو ازم گرفته شما راهنماییم کنید تو رو خداسه بار رگ دستمو به خاطر این موضوع زدم ولی نجاتم دادن مینویسم برای دخترا که گول ادمای هرزه رو نخورن من اسمم سانازه الان 19 سالمه تو 14 سالگی بایک پسر به اسم رحیم دوس شدم بعد یک مدت بهش وابسته شدم حاظر بودم همه کار واسش بکنم هر روز با هم بیرون میرفتیم ولی همیشه سر یک حرف دعوامون میشد ازم میخواس برم خونش ولی من قبول نمیکردم با اینکه عاشقش بودم ولی میترسیدم حدودا یک سال از دوستیمون گذشته بود قرار بود یه سی دی برام بیاره که همیشه میگفت یادم رفته برات بیارم

داستان سکسی:

عاشقانه های من ...(گی)

سلام دوستان
داستان من سکسی نیست
اسم من پرهام هست و اهل شهر داراب هستم
نمیدونم خاطره نویسیم چطوره چون همین 1 ساعت پیش عضو شدم
این داستان گی هست پس اگه دوست ندارین نخونید
اسم داستانمو میزارم من و محمود
بزارید اول یه مقدار از خودم بگم / من 19 سالمه /پوستم سبزه هست / خوش تیپم چون خیلیا دنبال منن / قد 173 / وزن 62 / بدنمم عضلانی و بدنساز هست/
از وقتی یادم میاد از دیدن بدن مرد یه حسی بهم دست میداد. مخصوصا مردهای پشمالو
زمانی که وارد راهنمایی شدم فهمیدم که دوست دارم با مردهایی که بدنشون حسابی مو داره سکس کنم

داستان سکسی:

اون بحث رو راه انداخت منم کردمش

سلام به همه دوستان
داستانی که میگم واسه دو سال پیش هستش که اون موقع من 17 سال داشتم
داستان از اون جایی شروع میشه که من یه دوستی داشتم به اسم هادی که با یه دختری دوست شد که خود من هم دوسش داشتم.
اسم دختر مهسا بود. دوستم برای خودشیرینی جلوی دختره شماره منو بهش داد که مثلا من ازش زیاد تعریف و تمجید کنم.خلاصه یه مدتی گذاشت تا با این دختره شدیم آبجی و داداش(در واقعیت نه من خواهر داشتم نه اون داداش).
خلاصه رابطه ی ما خیلی صمیمی شد تا اینکه بهم گفت میخوام برات یه دوست دختر خوب جور کنم تا تنها نباشی.

داستان سکسی:

مهندس و فروشنده جنده

سلام سینا هستم . مدت زیادی هست که اینجا میام و داستان ها رو میخونم .
من مهندس علوم دام با حدود بیست سال سابقه کار 43 سال سن وضع مالی ام هم بد نیست شکر خدا متوسط رو به بالا .

داستان سکسی:

سکس با دوست دخترم ساناز

سلام یه واقعه رو دارم براتون مکتوب میکنم و کاملا واقعیت داره اگه فکر میکنی از خود دراورده است پس ادامه اش رو نخون.
اسم ها عوض شدن.درضمن من برا بار اول هست که داستان مینویسم

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS