شما اینجا هستید

سکس با زنم و دوستش

من شهرام 28 ساله و زنم 24 ساله هستیم من و زنم دو ساله که ازدواج کردیم و بچه نداریم بریم سر اصله مطلب زنم کمی تپل است وسینه گنده وباسن بزرگی دارد و خودم هم کمی لاغر اندام هستم ما با هم سکس های خوبی داشتیم حتی به روزی سه بار هم میرسید تا یک شب که داشتیم با هم حال میکردیم و حشرش زده بود بالا و من همین طورکسش میخوردم دیدم داره اسم کسی میاره ومیگه نازی که من گفتم نازی کیه گفت دوستم است که هر روز از من از سکسمان میپرسه و با خودش ور میره گفتم تو که بیرون نمیری گفت دختر همسایمان است که چندماهی است طلاق گرفته است و هر روز میاد اینجا با سکسهای ما که براش تعریف میکنم حشری میشه و با خودش ور میره تا ابش

داستان سکسی:

کون داغ سودا

سلام عزض میکنم خدمت برادران و خواهران عزیز من اشکانم و 18 سالمه که اولین سکشمو با سودا تجربه کردم و مربوط میشه به چند ماه پیش من و سودا تو یه سایت دوست یابی دوست شدیم من خودم قدم 180 و وزنم 65 با اندام ورزشی و سودا هم ازم 6ماه کوچیک بود و قدش 168 بود و وزنش 55 و سینه های 70 داشت . اولین هفته باهم فقط اس میدادیم و حرف میزدیم خیلی بهم وابسته شده بود و همش ازم حالمو میپرسید منم که هیچ وقت به خاطر سکس نمیخواستمش تا اینکه بعد 1 هفته بهم اس داد از حموم در اومده و خیلی دلش گرفته و گریه میکنه زنگ زدم دیدم اره چه گریه کردنی حق حق گریه هاش هنوزم تو مخمه . خلاصه بهش گفتم چرا گریه میکنی؟

داستان سکسی:

سکس با آقای همساده

سلام من تازه اینجارو پیداکردم اونچه هم میخوام بنویسم مثل خیلی نوشته ها خیالی نیست که درحسرت سکس مرده باشم بیام توهماتمو بنویسم سه ساله طلاق گرفتم ام و پردمم شوهرم زد اما توعقدبودیم و من رونکرده جداشدم ازش بدیهاش بیشترازاون بودکه بخوام خودموباگفتن کاریکه کرده بیشترگرفتارش کنم طبقه بالای خونمون چهارساله همسایه ای داریم بازن و یه بچه اش راه رفت آمدشون ازتو پارکینگه به طبقه بالا مرتیکه بقدری خوشکل و سکسیه موندم چراهنرپیشه نشده چندباری تو پارکینگ خونه بهم برخوردیم و با یه لبن مالش ازخیرهم گذشتیم تااینکه یروز مامان وبابا رفتن شهرستان داداشهامم هرکدم دنبال زندگی روزمره مامان قبل رفتن بهم گفت این ظ

داستان سکسی:

پارتی که به سکس خانوادم تبدیل شد

سلام خدمت بچه شهوتی های گل این متنو همین امروز 18 خرداد مینویسم روز یکشنبه موضوع داستان برمیگرده به جمعه یعنی 16 خرداد که تولد آبجیم بود بزارید خودمو معرفی کنم اول من علیرضا 17 ساله با پوستی گندمی چشای سبز موهای بلند قدم 187 تقریبا و خیلی شیک پوش خوش استیل عاشق بدن سازی هستم و از دوران راهنمایی هم میرفتم هنوزم با دوستام ادامه میدم ورزشو و علاقه شدیدی دارم من متاسفانه پدرمو وقتی 3 سالم بود از دست دادم پدرم کارمند بانک بوده مامانم هم منشی شرکت خصوصی حتی تا چن وقت پیش از خوشگلیش دل یکی از کارمندا رو برد و بهش پیشنهاد ازدواج داد ولی مامانم قبول نکرد درضمن مامانم از ون خانومای بی بدو بار نیست که

داستان سکسی:

سمفونی عشق

دوستان سلام داستان من خیلی طولانیه چون متأسفانه نمی دونستم چه جوری دو قسمتش کنم! اونایی که حوصله دارن لطف کنن و منو تا آخرش همراهی کنن مشغول حرف زدن بود و حواسش به من نبود... داشت توضیح میداد که چطور یکی از استادا بورسش کرده و چی شد که این قدر سریع کارهاش درست شد! من چشمامو به سقف دوخته بودم و تند تند پلک میزدم که مبادا اشکام سرازیر بشن... فقط یه لبخند تلخ گوشه ی لبم و بود و سری که گاهی برای تصدیق حرفاش تکون میدادم از همون بار اول که دیدمش یه حس خیلی خوبی بهش داشتم و شاید چون سنم کم بود زود دل بسته ی همه کس می شدم!

داستان سکسی:

دوست دختر بوشهری در مشهد

باعرض سلام وخسته نباشدخدمت همه شماعزیزای حشری خودم.اسمم علی است اهل خراسانم.34سالمه سبزم.لاغراندامم.خیلی حشری وهاتم..داستان ازونجاشروع شدکه من ماه رمضون پارسال تویکی ازچت رومها بایه خانوم اشناشدم که اول خودشو سمانه معرفی کرد..چندباربهش پیام دادم جواب نداد.همینکه میخواستم ازچت خارج شم یه دفعه ای جواب دادتازه جواب سلاممو داد..بگذریم کلی اونشب باهم حرف زدیم.تااینکه به اصرارمن بهش شماره دادم وگفتم حتمازنگ بزن.اونم قول دادمیزنه اما فکرنمیکردم زنگ بزنه.سحری خوردم وخوابیدم.عصرروزبعدساعت4ازخواب پاشدم اول ازهمه گوشیمو نیگاه کردم.چند تا ازدوستام زنگ واس زده بودن.توشون دیدم یه ایرانسل دوتا اس داده و ز

داستان سکسی:

شیدای شی میل (1)

من و لاله از دوستای قدیم بودیم . از بچگی تویه محله بزرگ شدیم . با هم درس می خوندیم و با هم به یه مدرسه می رفتیم . مثل دو تا خواهر بودیم . من شاید واسش حکم یه برادر رو هم داشتم . از همون بچگی ها خیلی هوامو داشت . راستش من یک شی میل بودم . اما خونواده طوری باهام بر خورد می کردند که من احساس سر خوردگی نکنم . من فقط احساسات خودمو به خوبی درک می کردم و خواسته های خودمو . بابا و مامان اولش نمی خواستن منو قاطی بقیه دخترا کنند . می ترسیدند . ولی لاله همرام بود و همدمم . بار ها و بار ها هوای منو داشت . هر وقت می رفتم یه سوتی بدم زود جلومو می گرفت .

داستان سکسی:

گر صبر کنی ، کس ، با لذت کنی

سلام خدمت تمام شما عزیزان که دارید این متن رو می خونید. اسم من ... است و همه جا مرا با تخلص حیدر کرار می شناسند. وزنم 65 و قدم 185. طول آلت 15/5 سانتی متر و ... خلاصه بریم سر اصل مطلب ، ما در یک خانواده فوق مذهبی زندگی می کنیم به طوری که حتی برای دانلود کردن سخرانی های رهبر هم مادرم یا پدرم باید کنار بشینند و مانیتور رو نگاه کنند. خلاصه ماجرا برمیگرده به المپیاد فیزیک که من با دو نفره دیگه رفته بودیم و جالب این بود که از یک اتوبوس دانشجو فقط ما سه نفر پسر بودیم و حتی مربی هم که با ما اومده بود خانم بود. 3 تا پسر و تقریبا بیست سی تا دختر!

داستان سکسی:

اولین کون دادن هومن

اسمم هومن الان 28 سالمه 15 سالم بود هر وقت جق میزدم با خیار یا جا مسواکی میکردم تو کونم وقتی میخواست آبم بیاد کلی بهم حال میداد. اولین باری که کون دادم رو هیچ وقت یادم نمیره خالم اینا اومده بودن خونمون سر ظهر خالم اینا با مامانم رفتن خرید من هم داشتم درس میخوندم شوهر خالم هم که 38 سالش بود خواب بود حوصلم سر رفت خواستم برم حموم . هوس کردم جق بزنم یه خیار هم با خودم بردم تو هموم . شروع کردم به کردن تو کونم و جق زدن . یکهو صدای شوهر خالم از پشت در حموم اومد که صدا میکرد کسی خونه نیست چرا یکهو در حموم رو باز کرد بدنم یخ کرد چشاش 4 تا شد بعد سریع رفت بیرون.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS