شما اینجا هستید

کردن زن عمو در دوران سربازی

سلام من جوادم 32 سالمه این خاطر مال 10 سال پیشه ، اون موقع دانشجو دانشگاه اصفهان بودم و خانواده ام ساکن شهرستان بودند واسه همین اکثر وقتا میرفتم خونه عموم .

داستان سکسی:

سکس های فتیشی من و همسرم

من 32 سالمه و همسرم 30 سالشه..همدیگرو دوست داشتیم که ازدواج کردیم که تقریبا 6 سال از ازدواجمون میگذرد..بهتر است که بگویم فانتزی من از دو سال بعد از ازدواج شروع شد .البته همون فانتزی هم تا به حال به قوت خودش باقی است..از همان روزای اولی که فانتزیهام شروع شد 4 سال میگذرد..در دو سال اول ازدواجمون هر نوع سکسی را امتحان کرده بودیم .نمیخوام زیاد حاشیه برم ..منظورم اون سکسهاییست که تو کانالهای ماهواره ای به وفور یافت میشه...بعد از ان دوسال و خواندن خیلی از داستانهای سکس اینباره زره زره سکسم از حالت پانتومیم و صامت خارج شد و هر روز و هر شب که میگذشت فانتزیهای صداداری به سکسمون اضافه میشد.البته قب

داستان سکسی:

لیلا خانوم حشری

اسمم امید هست .الان 29 سالمه. خاطره بر میگرده به سه سال پیش ، یه دوست دختر به اسم مریم داشتم ، اهل حال بود ولی زیاد خوشکل و خوش هیکل نبود . چندباری تو ماشین واسم ساک زده بود ساک زدنش عالی بود یه جوری کیرمو میخورد که آدم احساس میکرد وقتی آبش میاد داره جونشم از کیرش در میاد. همیشه اصرار می کرد که بریم خونه و بهم از پشت حال بده ولی من با اینکه موقعیت داشتم رغبت آنچنانی برا کردن کونش نداشتم . یه روز بهش گفتم یکی رو واسم جور کن که اوپن باشه و اهل حال تا دوتاتون رو باهم بکنم . اولش قبول نمیکرد ولی چون تشنه سکس بود قبول کرد .

داستان سکسی:

کونم پر خون شد

سلام من طاها هستم 20 سالمه شیراز زندگی میکنم خاطره ای که میخام براتون تعریف کنم مربوط میشه به سال 87 که من 15ساله بودم و خوشکل و بدون یه نخ مو در بدنم اونموقع آرزو داشتم یکی منو بکنه .اونموقع هم روم نمیشد به کسی بگم که منو بکنه بخاطر همین تصمیم گرفتم که از جلو مغازه ها که رد میشم و از کسبه هایی که خوشم بیاد از سر درب مغازشون شمارشونو بردارم و از تلفن عمومی زنگ بزنم و اگر از کردن پسر خوششون میومد برم در وقت مناسب تو مغازشون میدادم...چند باری دادم به همین جوری تا گذرم خورد به یک مغازه کلید سازی ،چون جانداشت من زنگ نزدم بهش تا یه شب که خیلی زیاد کونم پاشوده بود ساعت 10شب تصمیم گرفتم زنگ بزنم ب

داستان سکسی:

من و مریم و پرستار دخترم

بعد از سه سال بالاخره تصمیم گرفتیم بچه دار شیم خدا یک دختر خوشگل بهمون داد کلی باهاش کیف میکردیم و تمام وقتمون چه در روز و چه شب درگیر کارهای خانم کوچولو شده بود من و مریم (زنم) از بچه داری هیچی بلد نبودیم برای همین خیلی برامون سخت بود بچه داری ولی یواش یواش یادگرفته بودیم چطوری تر و خوشگش بکنیم که به کارهای خودمونم برسیم من و مریم خیلی حشری هستیم و 3 ساله اول ازدواجمون همه جا همدیگرو میکردیم تو اطاق خواب آشپزخانه سالن حتی بیرون توی درکه وسط جاده چالوس بقل جاده خلاصه همه جا یک دفعه هم توی مهمانی توی اطاقی که مانتوها را میزارن که یکی از خانمهای مهمان هم وسط کار وارد اطاق شد و در پشت سر خودش

داستان سکسی:

سکس با دامادم به دلم موند

سلام به دوستان شهوانی من فائزه هستم 19 سالمه مجردم این خاطره مربوط میشه به یک سال پیش که من 18 سالم بود من اصلأ اهل سکسو اینا نیستم ولی دوس داشتم با دامادم سکس کنم... من پوستم سفیده ..اندامم خیلی خوبه .. تعریف از خودم نباشه خوشگلم هستم.. من یه خواهر دارم به اسم فریبا که 22 سالشه و شوهرشم 22 سالشه هم سن هستن راستش من از روزی که شوهر آبجیمو دیدم عاشقش شدم خیلی خوشگله چشماش خرمایی .. موهاش بلند ..

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS