شما اینجا هستید

گی با کارگران ساختمانی

من میلاد هستم 24 سالمه قدم 187 وزنم 80 ، پوستم سفید و بدنم کم مو البته معمولا شیو می کنم.در ضمن خودم نویسنده هستم ، البته نه نویسنده سکس استوری. سکس با پسر رو از 20 سالگی تجربه کردم .داستانی که میذارم اولین داستانیه که تو این سایت می گذارم ومربوط به 4 روز پیشه که واسم اتفاق افتاد. تو کوچمون روبروی آپارتمان ما حدود شش ماهی می شد که داشتن یه ساختمون می ساختن، ساختمون ما 4 طبقه است و ما هم طبقه آخریم این ساختمون هم 4 طبقه بود. حدودا 10 روز پیش رفتم دم پنجره چشمم افتاد به 2 تا کارگر که مشغول سنگ کاری راه پله این ساختمون بودند، یکیشون 27-28 ساله و اون یکی هم 24-25 ساله می خورد.

داستان سکسی:

حسرت (1)

سلام ، خدمت همه دوستان
این اولین و شاید آخرین داستانیه که مینویسم . شاید دیگه نتونم بیام نت. این داستان رو با گریه نوشتم ، با خنده نخونید . داستان زندگیمه که متاسفانه خیلی کش اورده .

داستان سکسی:

سکس با مژگان: اول بدبختی

خیلی وقت بود باهاش بودم حدودا دوسالی از شروع دوستیمون میگذشت اسمش مژگان بود و یکی دوسال ازم بزرگتر بود.
"اومدم خیلی دختر سنگینی بود خیلی به دلم نشسته بود
سال دوم دبیرستان بودم که مدام از دم خونه تا مدرسه دنباش میرفتم و این شده بود کار هر روزم.اما اون خیلی سنگین تر از این حرفا بود حدود یک و هفتاد قدش بود و حدود پنجاو پنج شیش کیلو وزن داشت اندامش خیلی سکسی بود کمر باریک باسن گنده و...

داستان سکسی:

بهترین بابای دنیا

1 مهر سال 1390 بود من 17 سالم بود از بچه گی دوست داشتم یک بابای جوان خوشتیپ خوش اندام داشته باشم که بهم محبت کنه. آخه بابای خودم اصلا اهل بچه و عاطفه نبود کلا با هم خیلی فاصله داشتیم. همین باعث شده بود خیلی افسرده و گوشه کیر باشم.
وقتی خط اینترنتم خراب شد مجبور شدم برم اداره مخابرات آخه بعد یک هفته گزارش خرابی کسی نیومد واسه تعمیر. خودتون می دونید که اینترنت نباشه ادم حوصلش سر می ره.

داستان سکسی:

کف پای راحله کاراته باز

من اسمم کامبیزه و 20 سالمه و توی شمال تهرون زندگی میکنیم.من تنها پسره خانواده هستم و به قول معروف تک فرزند و یکی یک دونه هستم.مامانم یه دوست داره به اسمه مرضیه که با اون ها رفت و آمد خانوادگی داریم.مرضیه خانم هم فقط یه دونه دختر داره به اسمه راحله که 19 سالشه و کاراته بازه و از بچگی داره کاراته کار میکنه و این ورزش رو خیلی دوست داره.هر وقت که میومد خونه ما جوراب پاش نبود و کف پاهاش خیلی خوشکل بودن و سرخ رنگ و آبدار و خوشمزه به نظر میرسیدن.مامانه من آرایشگر بود و مرضیه خانم و راحله گاهی وقت ها میومدن آرایشگاه مامانم تا اصلاحشون کنه.آرایشگاه هم زیرزمین خونمون بود.

داستان سکسی:

مهتاب

هنوز کلید رو توی سوراخ قفل وارد نکرده بودم که در باز شد و در آستانه در مهتاب خانوم همسایه پایینی رو دیدم که چادر سفیدش رو با بی قیدی به سرش کشیده و با دیدن من جا میخوره و لبخندی به لبش میشینه.
ـ اواااا سلام امیرخان ببخشید.

داستان سکسی:

بی تجربه

صبح شده صبح بخیرعزیزم بیداری؟ نه انگارخوابی؛بوس فرستادم برات راحت بخوابی جواب نمیدی؛
پاشدم آماده بشم برم سرکار که اس اومد سلام نفسم رفتی سرکار؟ ن نرفتم هنوز عزیزم چرا نخوابیدی جوجوم؟خواستم بگم نرو سر کار امروز کارت دارم.
چ کاری عزیزم؟
بیادنبالم با هم بریم قدم بزنیم!
چ وقت قدم زدنه!
دلم تنگ شده خوب باش بذار آماده بشم بریم...

داستان سکسی:

سکس فی البداهه

من علی هستم 20سالمه دوست دخترمم اسمش النا هستش این ماجرا واسه پارسال عیده
داشتیم مثل همیشه با عشقم تو خیابون راه میرفتیم اون جلو بود من به فاصله ی نیم متری از اون پشت سرش بودم با هم مسخره بازی درمیاوردیم و میرفتیم . طبق معمول نیم ساعت بیشتر وقت نداشت و ما همیشه مجبور بودیم فقط تو خیابون تو مسیر برگشتن از کلاس زبانش همو ببینیم. اونم بخاطر من پیاده میومد تا سر کوچشون

داستان سکسی:

من، سونیا و فرشته

چند قدم بیشتر به خونه نمونده بود. کیفی که توی دستم بود خیلی سنگین بود و من رو از کت و کول انداخته بود. پر بود از پرونده‌های کاری شرکتم. شرکتم توی طرح ترافیک بود و نمی‌تونستم ماشین ببرم. یک دسته گل هم خریده بودم که با خودم بیارم خونه. اما ته دلم شاد نبود. فقط امیدوار بودم امروز یکم اوضاع فرق کنه.

داستان سکسی:

علیرضا و لیدا

سلام . علیرضا هستم و 31 سالمه و متاهل .اونایی که تو سایت شهوانی هستن خاطره منو با خاله نسرین خوندن و الان میخوام خاطره خودمو با لیدا تعریف کنم . همسره من یه دختر عمه داره که اسمش لیداست و حدود 40 سال داره و مجرده . یه دختر یا چه جوری بگم یه زن جا افتاده و تو پر که یه قیافه معمولی داره و خیلی لفظ قلم صحبت میکنه (البته جلوی مردا).البته از روز اولی که رفتم تو این خونواده .سینه هاش بدجوری چشمو گرفت . خلاصه زیاد تو فکرش نبودم . چون همونجری که خاطره قبلیم گفتم دختر تو فامیلو و اطراف زیاد داشتیم و دو رو برم شلوغ بود.

داستان سکسی:

جر خوردن زیر کیر پسردایی

سلام اولین بارم داستان مینوسسم
اول داستان بگم خواهشا فحش ندین هر کی توهین کنه انگار به خودش و خانوادش توهیین کرده کرده.
اول از خودم بگم من بدن سفیدی دارم با موهای زرد رنگ که خیلی کمن یا بهتره بگم خیلی کم مو دارم کون بزرگی ندارم اما کونی خیلی سفید و بی مودارم
قبلا بچه هارو میبردم از جمله همین چسر داییم میکردم اما اولین بار که ددادم دارم برااتون ممینویسم

داستان سکسی:

طــرفـــدارچـــه نــوع ســبک مـــوسیـــقی هســـتیدوآن رابیشـــترگـــوش مـیکنــــید؟

نوشته ویکتور _victor در 29. بهمن 1392 - 0:05

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS