شما اینجا هستید

شیطنت های خانوم کوچولو

من الیسا هستم. بیست و یک سالمه کوردم و مقیم شیراز .حدود یک سال و نیمی میشه که ازدواج کردم. تازه به اتفاق همسرم عضو شهوانی شدم البته من از دوران مجردیم شهوانی می اومدم و داستاناشو میخوندم. خیلی دوست داشتم یه روز منم داستانامو بنویسم تا این که شوهرم خودش پیشنهاد این کار رو داد.

داستان سکسی:

جق زدن در سینما

من علیرضام و16سالمه همیشه جق میزدم و با ماساژور و بقیه مواد لیزمث صابون شامپو تف اینا جق میزنم یادمه برای اولین بار توسط کس دیگه ای ارضا شدم تو سینما بود بادوستام رفتیم سینما وقتی فیلم شروع شد با یکی از دوستام رفتیم خوراکی بخریم دیدم دستاش عرق کرده...

داستان سکسی:

نیما و پسر خوشگل

سلام من نیما 24 ساله هستم و این خاطره مال 5 سال پیش هست که با پسری به نام مانی اشنا شدم از لحاظ خوشگلی از هر چی دختر که تا حالا دیدم سرتر بود.خواستم باهاش طرح رفاقت بریزم. خلاصه موفق شدم که باهاش رفیق بشم. یه مدتی که از رفاقتمون گذشت من یه کار در کارخانه نساجی در اصفهان پیدا کردم و رفتیم اصفهان. بعد از یه مدتی مانی به من زنگ زد که اگه اونجا میتونم براش یه کار دست و پا کنم منم با مدیر کارخانه صحبت کردم اونم قبول کرد که بهش یه کار بده. خلاصه اینکه اومد اصفهان شبها همونجا اتاق داشت و ما همونجا میخوابیدیم منم جسابی رفته بودم تو نخ مانی که چطوری میتونم باهاش سر حرف و وا کنم.

داستان سکسی:

تشخیص اشتباه

سلام.ماجرای من از اونجایی شروع شد ک یه سال و نیم بود ک با سایت شهوانی اشنا شده بودم.از وقتی اومدم تو شهوانی ی خورده چشم و گوشم بیشتر باز شد و ب فامیلام(خانوادم نه بستگان دوووووووور) بیشتر چشم بد پیدا کردم. اول از خودم بگم ی پسر 19 ساله هستم همچین هیکل ک دوستان از خودشون میگن ندارم ولی همیشه شیک میپوشم و از نظر چهره هعععی بدک نیستم.و این ماجرا مال همین 8 ماه پیشه توی مرداد ماه تازه ماه رمضون تموم شده بود. گفتم ک تازگی ها بود ک با شهوانی اشنا شده بودم و چون اینترنت نداشتم ب دوستام میگفتم ک داستان هارو سیو کنن برا من بفرستن.

داستان سکسی:

من کیرتو میخام عشخم

سلام دوستان.باره اولمه اومدم اینجا وداستان نوشتم دیگه خیلی حرفه ای نیست پس لطفا فوش ندید.اسمم نداست.سال اخرم.داستانی رو که میخوام واستون بگم تقریبا برمیگرده به ۶ ماهه پیش.۲ماهی میشد که با یه پسری دوست شده بودم اسمشم علی بود.قیافش بد نبود تقریبا میشد بگی جذاب بود.سبزه و لاغر.قدشم نمیدونم چند بود ولی سرم به گردنش میرسید.

داستان سکسی:

زندگی تلخ یک گی ایرانی

خیلی تنها بودم،هیچ دوستی نداشتم...هر کدومشونو به ی نحوی از دست داده بودم بخاطر اینکه بیشترشون منو درک نمیکردنو نمیفهمیدن چون اونا مثه من نبودن اصلا! همش خونه بودم ...روزم بیشتر با خواب زورکی یا گوش دادن ب موزیک میگذشت..[اونم چ موزیکایی،همه از خودم داغون تر...آهنگایی ک من گو‌ش میکردم همشون چهل پنجاه سالی از خودم بزرگتر بود..]، هر روز دمه غروبم هم طبق معمول میرفتم پارک چن محل اونورتر تا کسی نبینه و نشناسدمو تو ی خفتی چن کام میگرفتمو سیگاری روش میکشیدمو حالم ک یکم بهتر میشد دوباره سر و ته میکردم خونه... پیاده بودم، داغون ، خسته ..

داستان سکسی:

اولین سکس اشکان با مهسا

سلام این خاطره من از اولین سکسم هست:من یه زید به اسم مهسا داشتم که یه شب خونه یکی از رفیقامون شب نشینی دعوت بودیم و قرار بود شب رو اونجا وایمیسیم.موقع خواب همه تو پذیرایی خوابیدن و منو مهسا رفتیم تو اتاق خواب و اولین شبی بود که تو بغل هم میخوابیدیم،حس فوق العاده ای بود.خوابیدم تو بغلش و دستش رو انداخت دور کمرم و منو سفت به خودش فشار و لباشو چسبوند رو لبام،طعم لباش عالی بود.همه جا تاریک بود و تنها نوری وجود نور ماه بود که از پنجره دیده میشد.پتو رو کشیدم رومون....لبای همدیگه رو میخوردیم و من دستمو از پشت بردم زیر تیشرتش و کمرشو میمالیدم.داغی نفساش میخورد به گوشم....لبامو از لباش جدا کردم و به

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS