شما اینجا هستید

آنجا که شهوت جای عشق را میگیرد (1)

یک روز تعطیل بود مرد ساعتها از این فروشگاه به آن فروشگاه دنبال آنها میرفت. حال خودش را نمی‌فهمید، با خود گفت من باید او‌ را لمس کنم ، دیگه نمیتونست جلو خودش رو بگیره با خود گفت هر چه بآدا باد در همین وقت دید که آنها سوار تاکسی شدند، جلو اولین ماشین رو گرفت و در جواب راننده گفت لطفا پشت اون تاکسی برید کرایه هر چی‌ باشه میدم. از تاکسی چشم برنمیداشت ، دوتا خیابان دورتر اونها پیاده شدند. سریع پیاده شد و راه افتاد ، زن برگشت و نگاهی‌ به او انداخت مرد به آسمان نگاه کرد و تعقیبش را ادامه داد، وارد یه پاساژ شلوغ شدند، او هم پشت سرشان بود.

داستان سکسی:

اولین سکسم با دوست پسر تلفنیم

سلام عزیزان این خاطره ای که می نویسم مربوط میشه به چندین سال پیش که من دختری 22 ساله بودم وتا به حال با هیچ پسری دوست نبودم تومحل کارم دختری بود که مدام با دوست پسرش حرف میزد ومن گاه گداری حرفاشونو میشنیدم.

داستان سکسی:

کون دادن سینا

(این داستان واقعی هست )
سلام
من سینا هستم 25 ساله ، میخوام یکی از ماجراهای کون دادن خودمو بهتون مختصر و مفید تعریف کنم ، یکی از روزا که اون موقع حدود 21 سالم بود و تو سایتای سکسی زیاد گشته بودم و به شدت حشری شده و برای چندمین بار به سرم زده بوذ که بایکی سکس کنم و چون قبلا با پسرای فامیل سکس کرده بودم و اون موقع پیشم نبودن که منو بکنن پس تصمیم گرفتم برم پارک تا با یکی دوست بشم و بلکه بتونم باهاش سکس کنم ، همین کار رو هم کردم و لی چون خجالت میکشیدم به کسی اینو بگم و میدونستم که نمیتونم این پیشنهادو بگم فکر کردم که شب تو تاریکی برم بهتره .

داستان سکسی:

عشق بازی در ساحل

سلام اسم من سایه ست و 20 سالمه.در حال حاضر با یکی از فامیلامون که اسمش سامانه رابطه دارم.ما همدیگه رو خیلی دوست داریم و می خوایم باهم ادواج کنیم.الانم می خوام داستان یکی از عشق بازیامونو واستون بگم.

داستان سکسی:

به راه راست هدایت شدم

سلام به همه ی خانوم ها و آقایونه سکسی.اسم من احسان است16ساله از یکجای مشهد..من یکم خوش استیل.کون بسیار تپل و یک خورده خوشگل.قد177ووزنم هم70 که شکم خیلی ندارم ولی هرچی گوشت و چربی هست رفته تو کونم و تپل شده..من یک دوست دارم به نام افشین که باهاش صمیمی ام.افشین گفت پایه ایی بریم یکجا و عین این زنای جنده کون بدیم من که خیلی هوسم کرده تو چی من گفتم نمیدونم اگه تو میگی بریم.آخه بدم نمیومد با یکی حال کنم..آخه تو اوج شهوت بودم..گفتم افشین خطر نداشته باشه نریم یک جا که به گا بریم گفت نه خره میریم تویک خیابونی آدم پولدارها اونجا با ماشیناشون کس چرخ میزنن اونایی که مشهدین شاید بفهمن کدوم خیابونه یا

داستان سکسی:

اولین سکسم در تهران

سلام این خاطره ای که میخوام براتون بگم مربوط میشه سال 85 وقتی که من کارشناسی ناپیوسته تو یه دانشگاه قبول شدم و اومدم تهران و خونه رهن کردم. ترم اول بودبا یکی از بچه های کلاس به اسم محمد بیشتر میگشتم چون اونم مثل من عشق کامپیوتر بود و تو خیلی از زمینه ها مثل من کار کرده بود و هر چند وقت یه بار میرفتم خونشون یا اون میومد تو خونه ای که کرایه کردم بودمو شب نشینی میکردیم و فیلم میدیدم و از این جور کارای دانشجویی. یه شب که خونه محمد بودیم و تو اتاقش با داداش کوچیکش امین میگفتیم و میخندیدیم مامانش صداش کرد و فرستادش چیزی بخره.

داستان سکسی:

من و بهار در کارخانه دوستم

با سلام اسم من ؟؟ هست25سالمه دانشجوی یکی از دانشگاههای تبریزم . این داستان مربوط به.ی سال و نیم پیش برمیگرده که من میخواستم با ی دختر که بهش علاقه داشتم پیشنهاد بدم ولی با دوست صمیمی که اصلا از علاقه من بهش خبر نداشت شروع شد.
( اسمهاشون رو عوض کردم)
ی روز رضا( دوستم) اومد بهم گفت که با بهارکه 18سالشه دوست شدم گفتم کدوم بهار گفت بهار که از بچه های معماری هست .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS