شما اینجا هستید

سکس من و علی

سلام دوستای خوبم ,من داستانای همتون رو خوندم ,تصمیم گرفت سکس خودم با عشقمو براتو بنویسم,من حدود 9 ماه پیش با ی نفر ب نام علی دوست شدم ,چند وقت از دوستیکون گذشت احساس کردم ی چیزی تو من دار شکل میگر احساسمو ب علی گفتم ,گفتم ک عاشقش شدم ,اون از این حرف منو سواستفاده کرد گفت پس بهم ثابت کن منم ک اوج عاشقیم بود بهش گفت هرکاری بگی میکنم ,اونم بهم گفت دوست دارم بغلم بخوابی , من گفتم نمیتونم ,هی از اون اصرار و ازمن انکار , بعد باهام تموم کرد منم ک داشتم از دوریش میمردم ی روز بهش زنگ زندم وبهش زدم گفتم قبول ,خداروضکر علی جای روگیر نیاورد تا این ک بعد از چند وقت زنگ زد گفت ,ترمه ی جارو گیراوردم مغاز

داستان سکسی:

بمال بمول

ی لباس تنگ پوشیدم واسه مهمونی یسره و مشکی سعید (شوهرم) داشت شیو میکرد وقتی اومد بیرون گفت سارا جان گفتم لباس راحت میتونی بپوشی اما نه دیگه این جوری؟؟ گفتم چیه مگه الم شنگه دراوردی؟ اومد جلو و انگشتم کرد گفتم نکن کثافت میدونی که از این کار متنفرم گفت آخه این کون امگشت کردن داره گفت کووون؟ گفت خیلی خوب بابا باسن حالا عوضش کن خط شرتتم پیداست گفتم همین خوبه میخوای نیام؟؟ گفت نه بریم هر کاری کردم نتونستم سوتین ببندم چون خطش پیدا بود حتی سوتین بیرنگم امتحان کردم اما نشد خیلی زشت بود بدون سوتین نوک میمیام چندان پیدا نبود بالاخره همونطور رفتیم

داستان سکسی:

گائیدن عمه ی روستایی

سلام خدمت همه ی دوستان من تازه عضو شدم اما تازه کارنیستم بعد ازهزارتا داستان سکس وفیلم سوپر تصمیم گرفتم یه خاطره ی واقعی که واسم پیش اومده براتون بنویسم فحش دادید اگه ناحق بود مال خودتون خوب بریم سراصل مطلب من اسمم meysam هستش 23سالمه خوشتیب هستم قدم بلنده اما به جهنم خاطر رو بچسپ من تو یکی ازشهرای ایران هستم که خونه ی پدربزرگم روستا هستش من یه عمه دارم که27سالشه قدش کوتاه اما کونشو اگه گلدون بزاری روش تا خود تهران نمیفته سینه اش آخرشه

داستان سکسی:

سکس با ریحانه

سلام من احسان هستم و الان 23 سالمه . داستانی که میخوام واستون تعریف کنم بر میگرده به زمانی که ترم 4 دانشگاه بودم و 21 سالم بود.
نمی خوام از خودم تعریف کنم که وای چقدر من خوشتیپم و اوووووف همه دخترا دنبالمن! واسه همین از ریحانه تعریف می کنم . یه دختر 23 ساله ، قد بلند ، توپر، سینه های سفت و گنده.خلاصه اندامش عالی بود.
بریم سر اصل مطلب :

داستان سکسی:

مالوندن من در حرم

سلام اسم من پرهام هست.16 سالمه از تهران...خوب این داستان برمیگرده به چند روز پیش یعنی شهادت آقا امام رضا (ع)..از چند روز قبل از ایام شهادت ما با خانواده برای زیارت اومدیم مشهد...من زیاد اهل گی نیستم مخصوصا با یک آدم بزرگتر از خودم چون به شدت متنفرم از اینکه یک آدم بزرگ منو بکنه حالا چه خوشگل باشه چه زشت!! فقط دوست دارم با هم سن خودم یا کوچیکتر از خودم (پسر)سکس کنم لازمه که بگم اون کسی هم که باهاش بخوام سکس کنم هم باید خوشگل باشه خلاصه یک جورایی توی سکس با پسر خیلی وسواس دارم فقط هم با پسر.. دختر اگه باشه خوشگل بودن یا نبودنش برام مهم نست..خلاصه از ماجرا دور نشیم..

داستان سکسی:

اعتماد و اعتیاد

سلام نمیدونم از کجا باید شروع کنم اخه تاحالا داستان ننوشتم بعد از این هم قصد ندارم بنویسم فقط همین یکی که واقعی هم هست
داستان های زیادی خوندم میدوهم باید از خودم بگم و اندامم و باید اسمارو عوض کنم ولی من اینکارو نمیکنم اسم خودمو عوض میکنم ولی اسم اون پسره ی کثافت رو نه بگذریم
اسم من آیدا هست یه دختر فوق العاده خوشکل باچشمای آبی و پستون ای تقریبا” متوسط و سفت کونم به نسبت بزرگه و یه کوس خوشکل و رون های گوشتی و توپر

داستان سکسی:

پایان جنگ جهانی با دختر خاله

سلام دوستای سکسی و کله کیری .من سعید ولی بیشتر صدام میکنن امیر تا سعید هستم20سالمه من و مامانم واینا شیراز زندگی میکنیم.میخوام براتون داستان سکس خودمو با دختر خالم پگاه تعریف کنم که تو شهر دیگه ای از استان فارس زندگی میکنن اول یه کمه در مورد خودم بگم چون میگن اول خویش بعد درویش عموما هرروز میرم حموم و دوست دارم خودمو آپدیت کنم یعنی بروز باشم وطبق مد روز عمل کنم قد من حدود175-180میشه و از نظر شکل وشمایل هم به قول رفیقام بچه خوشگلم البته ادعایی هم نیست ریا میشه.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS