شما اینجا هستید

با گذشت سه سال از راه اندازی شهوانی،عملکرد سایت را در این سه سال چگونه ارزیابی میکنید؟

نوشته Hamed eshghi در 28. مهر 1391 - 14:29

ضربدری با باجناق

من و نامزدم حدود 2 سال بود که با هم دوست بودیم و به تازگی 9 ماهه که با هم ازدواج کردیم. خانواده هامون وقتی فهمیدن که ما دوتا همدیگر رو دوست داریم با ازدواج ما موافقت کردند. البته خواهر زنم نقش اصلی رو در این میان داشت. اون از اول دوستی ما رو می دونست و به ما کمک می کرد همدیگر رو بهتر ببینیم و با هم باشیم.خونه یکی از دوستاشو بعضی از وقتا برامون خلوت می کرد تا ما دوتا با هم باشیم. البته وقتی فهمید ما دو تا کار رو تموم کردیم دیگه اینکار رو نکرد. اخه خیلی ترسیده بود خواهرش (زنم ) حامله بشه. البته اون شب رو هیچ وقت از یادم نمی ره.

داستان سکسی:

دختر مدرسه ای عاشق کیر من

اسم احمده از استان کرمان خونه ما نزدیک مدرسه دبیرستان دخترانه شبانه روزی یه روز که من بیرون خونه نشسته بودم یه دوتا دختر خوشکل و تپل مپل نظر من رو جلب کردن خلاصه اون روز تو کف شون جاتون خالی یه جلق درست حسابی زدم خلاصه چند روز گذشت تا اینکه من یه روز ماشینو برداشتم برم شهر کوس چرخی بزنم ماشینو از تو حیات اوردم بیرون دیدم اون دوتا دختر سر جاده منتظر ماشین هستند(چون اون روز چهارشنبه بود و روز بعدش مدرسه تعطیل بود) میخواستن برن خونه من سری بدون اینکه در حیات رو ببندم سری رفتم جلوشون ایستادم گفتم بفرماید برسونمتون خلاصه با یه ادا اتفاری سوار شدند حرکت کردم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS