آمد و شد میرتپون در کون بانو

    توسط: pinaco
    1398/6/15


  • 14

  • 0


نظرات:
  •   روابط.عمومی.کیرکلفته21سانتی
  • 2 هفته،1 روز
  • 0

  • مگر جاده شده این کونِ بانو................بسیجی را ببین او کرده جارو


  •   Leilaaa.sexii
  • 2 هفته،1 روز
  • 3

  • اوووووم
    چه خوبه و حال میاد آدم


  •   jahan.kuni34
  • 2 هفته،1 روز
  • 0

  • هیچی مثل کون دادن نیست


  •   unest_2
  • 2 هفته،1 روز
  • 0

  • حیف از اون کس به اون خوبی نیست ؟!
    موها مشکی
    بدن عالی
    باید پیشم بود تا حسابی ماساژش می دادم و کس و چوچولشو می خوردم و می کردم


  •   Zahra.St
  • 2 هفته،1 روز
  • 9

  • زیر اون کیر باید جیغ کشید


  •   nahidiii
  • 2 هفته،1 روز
  • 5

  • واااایییی هیچی ب کون دادن نمیرسه


  •   Femboy69
  • 2 هفته،1 روز
  • 0

  • چقد خوبن اینا


  •   Sameera
  • 2 هفته،1 روز
  • 3

  • حسابی باید جیغ کشیدا زهرا جون


  •   haniko3
  • 2 هفته،1 روز
  • 1

  • جوووون ، فدای بانو و سینه هاشو بکنش بشم من....


  •   Hotgirl000
  • 2 هفته
  • 2

  • وای اینو دیدم کونم تیر کشید


  •   Best-boy2233
  • 2 هفته
  • 0

  • اون کیر باید تو کون من باشه ????


  •   mehri-talagg
  • 2 هفته
  • 1

  • منم میر تپون میخوام سوراخمو‌گشاد کنه


  •   kamyar2233
  • 2 هفته
  • 0

  • مرده بکن نیس. کون هم فقط با اجازه بانو باید گایید


  •   zohrekontala
  • 2 هفته
  • 1

  • هم مرد کیرش کوچیک . هم زن کونش گشاد.


  •   donyayenamard
  • 2 هفته
  • 0

  • حیف کس نیس که بکنی تو کون بعددشم باید سینه هاشو بمالی خره


  •   kamranmosavi65
  • 2 هفته
  • 0

  • گر روزی بشر گردی
    زحال بندگانت با خبر گردی
    پشیمان می شدی از قصه خلقت
    از اینجا از آنجا بودنت !
    خداوند!
    اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
    لباس فقر به تن داری
    برای لقمه ی نانی
    غرورت را به زیر پای نا مردان فرو ریزی
    زمین و آسمان را کفر می گویی نمی گویی؟
    خداوند
    اگر با مردم آمیزی
    شتابان در پی روزی
    ز پیشانی عرق ریزی
    شب آزرده ودل خسته
    تهی دست و زبان بسته
    به سوی خانه باز آیی
    زمین آسمان را کفر می گویی نمی گویی؟
    خداوند
    اگر در ظهرگرماگیر تابستان
    تن خود را به زیر سایه ی دیواری بسپاری
    لبت را بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری
    و قدری آن طرف ترکاخ های مرمرین بینی
    واعصا بت برای سکه ای این سو و آن سودر روان باشد
    و شاید هر رهگذر هم از درونت با خبر باشد
    زمین و آسمان را کفر می گویی نمی گویی؟
    خدایا خالقا بس کن جنایت را تو ظلمت ر!
    تو خود سلطان تبعیضی
    تو خود یک فتنه انگیزی
    اگر در روز خلقت مست نمی کردی
    یکی را همچون من بدبخت
    یکی را بی دلیل آقا نمی کردی
    جهانی را چنین غوغا نمی کردی
    دگر فریاد ها در سینه ی تنگم نمی گنجد
    دگر آهم نمی گیرد
    دگر این سازها شادم نمی سازد
    دگر از فرط می نوشی می هم مستی نمی بخشد
    دگر در جام چشمم باده شادی نمی رقصد
    نه دست گرم نجوائی به گوشم پنجه می ساید
    نه سنگ سینه ی غم چنگ صدها ناله می کوبد0
    اگر فریادهایی از دل دیوانه برخیزد
    برای نا مرادی های دل باشد
    خدایا گنبد صیاد یعنی چه ؟
    فروزان اختران ثابت سیار یعنی چه ؟
    اگر عدل است این پس ظلم ناهنجار یعنی چه؟
    به حدی درد تنهایی دلم را رنج می دارد
    که با آوای دل خواهم کشم فریاد و برگویم
    خدایی که فغان آتشینم در دل سرد او بی اثر باشد خدا نیست ؟!
    شما ای مولیانی که می گویید خدا هست و برای او صفتهای توانا هم روا دارید!
    بگویید تا بفهمم
    چرا اشک مرا هرگز نمی بیند؟
    چرا بر ناله پر خواهشم پاسخ نمی گوید
    چرا او این چنین کور و کر و لال است
    و یا شاید درون بارگاه خویش کسی لب بر لبانش مست تنهایی
    و یا شاید دگر پر گشته است آن طاقت و صبرش
    کنون از دست داده آن صفتها را
    چرا در پرده می گویم
    خدا هرگز نمی باشد
    من امشب ناله نی را خدا دانم
    من امشب ساغر می را خدا دانم
    خدای من دگر تریاک و گرس و بنگ می باشد
    خدای من شراب خون رنگ می باشد
    مرا پستان گرم لاله رخساران خدا باشد
    خدا هیچ است0
    خدا پوچ است0
    خدا جسمی است بی معنی
    خدا یک لفظ شیرین است
    خدا رویایی رنگین است
    شب است و ماه میرقصد
    ستاره نقره می پاشد
    و گنجشک از لبان شهوت آلوده ی زنبق بوسه می گیرد
    من اما سرد و خاموشم!
    من اما در سکوت خلوتت آهسته می گریم
    اگر حق است زدم زیر خدایی !!!
    عجب بی پرده امشب من سخن گفتم
    خداوند
    اگر در نعشه ی افیون از من مست گناهی سر زد ببخشیدم
    ولی نه؟!
    چرا من روسیه باشم؟
    چرا غلاده ی تهمت مرا در گردن آویزد؟
    خداوند
    تو در قرآن جاویدت هزاران وعده ها دادی
    تو می گفتی که نامردان بهشتت را نمی بینند
    ولی من با دو چشم خویشتن دیدم
    که نامردان به از مردان
    ز خون پاک مردانت هزاران کاخها ساختند
    خداوندا بیا بنگر بهشت کاخ نامردان را
    خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت رابس کن تو ظلمت را
    تو خود گفتی اگر اهرمن شهوتبر انسان حکم فرماید تو او را با صلیب عصیانت مصلوب خواهی
    کردولی من با دو چشم خویشتن دیدم پدر با نورسته خویش گرم میگیرد برادر شبانگاهان مستانه از
    آغوش خواهر کام میگیرد نگاه شهوت انگیز پسر دزدانه بر اندام مادر می لرزد قدم ها در بستر فحشا
    می لغزد
    پس...قولت!
    اگر مردانگی این است
    به نامردی نامردان قسم
    نامرد نامردم اگر دستی به قرآنت بیالایم !


  •   kamranmosavi65
  • 2 هفته
  • 0

  • امروز من از زمین زمان شاکیم از همه کس از همه چیز از خودم از دلسوز بودنم...خلاصه کنم از خدا هم گله دارم


  •   Arash_7661
  • 1 هفته،6 روز
  • 1

  • کون بانو لذت داره باید بهش حال داد


  •   homarezakhani
  • 1 هفته،6 روز
  • 1

  • یادش بخیر دوران مجردی. چقدر کونم جور کسما میکشید و درد تحمل میکرد


  •   Sameera
  • 1 هفته،6 روز
  • 1

  • کون من و کیر دوست پس


  •   Hazhar92
  • 1 هفته،6 روز
  • 0

  • کون باید با نوک زبون خوب بلیسی جوری تحریکش کنی ک خودش بیاد رو کیرت ...از گاییدن کون سیر نمیشم کون راهنمایی تا متاهل


  •   لیلی45
  • 1 هفته،6 روز
  • 3

  • دوس دارم اما اینطور گشاد بشم بدم میاد


    بهتره دنبال کوچکتراش باشم


  •   shahram560
  • 1 هفته،6 روز
  • 0

  • هرکی میخاد کون بده من میکنم


  •   sss65
  • 1 هفته،5 روز
  • 0

  • چه حالی میکنه...جوووون


  •   علیرضا2345
  • 1 هفته،4 روز
  • 0

  • هر کسی دوست داره این جوری کون بده بیاد. دایرکت تا جر بخوره


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید


جستجو