از سکس گروهی تا ازدواج

    سلام این یه داستان نیست بلکه خاطره ای دنباله داره
    من کوروش 28 ساله هستم
    حدودا ده سال پیش بود که واسه تفریح رفته بودم شهر محل تحصیل یکی از دوستان که خونه دانشجویی داشت و البته چند سالی هم از من بزرگتر بود، شب دوم که قرار بود دور هم خوش بگذرونیم پویا گفت که زنگ میزنه چند تا کس بیان تا عیش مون کامل شه، ساعت ۷ شب بود من، پویا و سه تا از هم دانشگاهی های پویا مشغول مشروب و ورق بودیم که صدای زنگ در ثابت کرد که پویا لاف نزده و مهمون داریم، پویا به استقبال مهمون رفت و با ماندانا برگشت البته که همگی انتظار دیدن چند تا دختر داشتیم و ماندانا تنها بود که متوجه شدیم قرار بوده با دوست هاش بیاد که موفق نشده، ماندانا یه دختر نسبتا قد کوتاه و ریز نقش بود ساده و سکسی، پوست گندمی و سینه های 70 ، ماندانا رفت تو اتاق لباس عوض کنه که من گفتم قرار بود کس بیاری بکنیم تو دوست دختر خودتو آوردی تنها تنها؟ پویا گفت ماندانا دوست دختر من نیست، فقط سکس میکنه با هرکس که حال کنه و پولی هم نیست، خیلی نگذشت که ماندانا با یه دامن فوق کوتاه و یه سوتین ورزشی اومد بیرون، رون هاش و نوک سینه هاش کیر همه رو سیخ کرده بود، جو یه جوری بود که کسی نمیتونست شروع کنه، ماندانا به پیک سبک خورد و شروع کرد به قلیان کشیدن که پویا از پشت بغلش کرد و شروع کرد به مالیدن سینه هاش وای داشتم دیوونه میشدم کاش من جاش بودم، ۵ دقیقه نگذشت که ماندانا و پویا رفتن تو اتاق و خیلی زود صدای آه و نالشون خونه رو برداشت و ما ۴ نفرو حشری تر. نیم ساعتی طول کشید و تو این نیم ساعت ما با کیر های سیخ داشتیم نوبت میگرفتیم از هم، که پویا اومد و گفت منتظره یکی بره تو اتاق، شاهین که الحق کیر کلفت جمع بود رفت و صداهای ناله رو به جیغ بدل کرد، ما هم داشتیم از حشر میمردیم که من بلند گفتم ماندانا جان خب بیاین بیرون همه با هم دست به کار شیم، که ماندانا وسط جیغ و ناله هاش گفت، یکی یکی، ما هم داشتیم از پویا آمار میگرفتیم که گفت، هم کس میده هم کون، حرفه ای ساک میزنه و فقط واسه لذت سکس میکنه، خلاصه قرعه من شد نفر ۴ام رفتم تو که دیدم ماندانا جون با پاهای باز خوابیده و میگه یالا بکن من هنوز کامل ارضا نشدم، سینه هاش کوچیک ولی سکسی بود ، کل لای پاش آب کس ریخته بود و سوراخ کونش هنوز باز مونده بود خیلی دوست داشتم کل بدنشو بلیسم ولی قبل از من 3 نفر روش آب کیر ریخته بودن و فقط با دستمال پاک کرده بودن بی درنگ شرتمو درآوردم و کردم تو کسش، معرکه بود، داغ و خیس گشاد بود ولی لذت بخش، انقدر آه و ناله شنیده بودم و ماندانا رو تصور که کمتر از ۵ دقیقه ارضا شدم و ابکیرمو ریختم رو صورت بیبی فیسش، اونم کلشو لیسید و گفت یالا خوشگله برو بگو آخری بیاد، هنوز کیر میخوام، هنوز نرفته بودم که رضا اومد تو و مثل وحشیا کیر کرد تو دهنش ماندانا هم شروع کرد به ساک زدن و با اشاره به من گفت که برم، رضا از همه کمر سفت تر بود البته اهل قرص بود یک ساعتی رو ماندانا بود و ساعت حدود 2 صبح و همه بچه ها مست و پاتیل و داغون افتاده بودن یه گوشه ای من که خیلی زود آبم اومده بود باید دوباره میکردمش بعد از یه ساعت رفتم تو دیدم رضا ارضا شده و خوابیده، ماندانا گفت دیگه نه، من 3 بار ارضا شدم، ولی با اصرار من قبول کرد بردمش حموم شستمش و تو پذیرایی یه تشک انداختم کنار لشکر شکست خورده و شروع کردم به لیسیدن کس و کون خوشگلش تو پوزیشن 69 بعد با کاندوم کون نازش و گاییدم که کیر شاهین حسابی گشادش کرده بود، کاندوم درآوردم و کردم تو کس نازش، راستش لذت ش بیشتر بود چون بار دوم دیر ارضا میشم و چون داشتم میون جمع میکردمش که هر از گاهی یکی از بچه ها بیدار میشد و مارو میدید، بدون اینکه بخوام تو کس نازش ارضا شدم و همونجا خوابیدم، صبح که شد دیرتر از بقیه بیدار شدیم و یه حس خاص داشتم و حشری کننده، تا حالا تو جمع با یه کس نخوابیده بودم، اونروز گذشت و همه فقط لذت بردن، ولی من و ماندانا با هم شماره بازی کردیم و کم کم رابطه دوستی بینمون شکل گرفت، آره عجیبه ولی من دوسش داشتم، انقدر دوسش داشتم که الان که 10 سال از اون موقع میگذره ما ۴ ساله که ازدواج کردیم و تو این 10 سال کلی داستان سکس ۳ نفره، بدن نمایی تو جاهای عمومی و سکس بیرون از خونه داریم هم قبل و هم بعد ازدواج، من از ازدواجم راضی ام و مهم نیست که هیچکس با همچین زنی ازدواج نمیکرد، اگه از خاطره اول خوشتون بیاد از اون شب تا ازدواج و بعد ازدواج تا امروز و می‌نویسم.


    نوشته: kouroshjoon

  • 37

  • 13




  • نظرات:
    •   AGR__
    • 1 سال،7 ماه
      • 1

    • :/


    •   شاه ایکس
    • 1 سال،7 ماه
      • 5

    • باهاس ازدواج کردی؟؟ حتما کوروش و بقیه هم با تو ازدواج کردن!! (biggrin)


    •   oscar_kir_kaj
    • 1 سال،7 ماه
      • 1

    • نصفه چپ عمو کاندومی تو کونت. چرا واسه یه سوارخ استفاده میکنی واسه اونیکی سوراخ نه؟
      البته احتمال میدم فقط واسه گهی نشدن کیرت اونو کشیدی سر اون لامصب.


    •   nima.abgh
    • 1 سال،7 ماه
      • 1

    • ??کم کس بگو مؤمن


    •   mjavad19
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • بده بکنیم دیگه هههه


    •   Pesaraketanhaytanha
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • یکی هم اینجوری خره.............


      خودتی...


    •   messisaeedmessi
    • 1 سال،7 ماه
      • 2

    • عالیه. خوش به حالت که تونستی یه زن پایه پیدا کنی.


    •   saeedfarid03
    • 1 سال،7 ماه
      • 1

    • جالب بود. نوشتنت هم خوبه عزیز. اگه زحمت بکشی و بنویسی ممنونت میشم


    •   sikir
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • کار خیلی خوبی کردی باهاش ازدواج کردی، الان هرکی بخواد اونو بکنه احتمالا ترتیب تو رو هم میده،


    •   godforsaken
    • 1 سال،7 ماه
      • 1

    • من که خوشم اومد جالب بود.


    •   X_Emo
    • 1 سال،7 ماه
      • 1

    • بد نبود،
      ادامه بده بینم چی میشه.


    •   Xveryx
    • 1 سال،7 ماه
      • 1

    • درکتاب الشجر فی طول قامت الذکر نقل است از ابن الباسن تپان که روزی به خدمت شیخنا هاردست فاکر (دام افاضاته) بودیم که مریدی داخل گشت درحالی عجیب که سرش سرخ شده بود بسان التی افراشته .. به سان احترام قمبلی به سوی شیخ نمودندی و به رسم ادب بوسه ی بر الت شیخ نشاندی سپس روبه شیخ کرده و گفت یا شیخنا ای که هیچ جنبنده ای از زیر الت مبارکت نه توان جنبیدن باشد او را سوالی دارم.. رخصت پرسش داد ان مرید گفت یا شیخ مدتی است در سایت شهوانی از برکات صابون های جدید ملجوقینی پیدا شدند که حشیش شیاف کردندی و دستی بر الت و دستی بر کیبورد تخیلات تخمی خویش تایپ بنمونندی و سایز ها گفتندی بس شگفت و تبلیغ کس و کون و کیر خود کردندی و بخورد ملت الت به دست همی دادندی مریدان را خشتکی نمانده از بهر کثرت دریدن حکم چه باشد؟شیخنا هاردست فاکر دستی بر الت نیم متری خود کشید و قدری خایه ها را جابجا کردندی تا خون به مغر برسد سپس رو به مرید کرد و فرمودند هرگاه چنین شد انگشت شصت خود پایین فورد اورده در سراخ باسنشن بنهید انها را بگویید فاک اف لیتل بیچ اند ساک مای دیک ! اگر دیدی افاقه نکرد انها را به نزد من بیاورید تا الت خویش از پشت تپانده تا به مغرشان برسانم باشد که هدایت گردند مرید بسی خوشی بدو دست داد و خشتک خود بر سر کشید و نعره ها زد و انگشت حیرت در باسن خویش تپانید کیر بوسان از حضور شیخ مرخص شد تا مریدان را این مژده بدهد


    •   پسربدتهرون
    • 1 سال،7 ماه
      • 1

    • کیر جمال خاشوقچی تو کیونت


    •   توت.فرنگی
    • 1 سال،7 ماه
      • 4

    • اینجا رو جواب بده،که زن فعلی شما که با یک نفر سیر نمیشده و ....جمعی رو می طلبیده.حالا تو یک تنه چه جور ارضاش میکنی.احتملا کل محلتون هم کمکت میکنن


    •   rocky007
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • خاک تو سرت حیف نون


    •   vertigo3345
    • 1 سال،7 ماه
      • 1

    • ادامه بذه


    •   milad.75.
    • 1 سال،7 ماه
      • 1

    • بنوییس حتماااا


    •   ilia.254
    • 1 سال،7 ماه
      • 1

    • یکی تو این سایت یه فانتزیه یا بگم یه آرزو
      واسه دخترای مجرد گروه بوجود آورد
      از این ب بعد موقع سکس هرکی بهتون شماره داد با جون و دل قبول کنید
      شاید بخت شماها هم باز بشه


    •   lale.1ta
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • سسشر کمتر،زندگی بهتر:)
      ستاد مبارزه با سسشر؛)


    •   ldohl
    • 1 سال،6 ماه
      • 1

    • سکس ..... جنده .....ازدواج .....با جنده ازدواج ....حد اقل میگفتی خاطرات شب اولشو برات تعریف کنه .....خهههههههههههههههههه....چی بگم بهت خوب ....


    •   kouroshjoon
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • عکسهامونم میتونین تو تاپیک ببینین


    •   kouroshjoon
    • 1 سال،2 ماه
      • 1

    • به به


    •   Mohamadkhadem
    • 11 ماه،1 هفته
      • 1

    • ميدي منم بكنمش؟؟


    •   kouroshjoon
    • 9 ماه،1 هفته
      • 0

    • کاملا واقعی و ادامه دار، ادامش نمیدونم چرا منتشر نشد


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو