هدیه تولد همسرم رو یه غریبه جر داد

1400/09/03

از در اومد تو و گفت جمع کن بریم ، گفتم کجا شوکه شدم یه لحظه، چهره ش در هم بود و اخما تو هم ، یهو زد زیر خنده و گفت می خوایم بریم شمال عشق و حال خودشو لوس کرد و یه قر هم داد، گفتم کوفت ترسیدم، خندید و گفت تورو فقط باید اذیت کرد، عادتش بود برای هر سورپرایزی اول قشنگ ادمو می چزوند بعد رو می کرد سورپرایزشو،
خلاصه بعد از مدتها قرار شد بریم سفر، ازش پرسیدم جای خاصی مد نظرته یا همینطوری می خوایم بریم هرجا شد ، چون بالاخره باید وسیله جمع می کردم و لباس برمی داشتم، بهش گفتم برو چادرو از تو انباری در بیار گفت چادر نمی خواد ، گفتم کجا‌ می خوایم بریم گفت ارتفاعات شمال گفتم کجا یعنی و گفت حالا می ریم دیگه که بعد از سفرمون فهمیدم یه جای خوش آب و هوا و خفن هست به اسم ماسال و ما رفتیم اونجا، راهی شدیم که بریم و کلی خرید کردیم ، گوشت جوجه برنج و کلا همه چی خریدیم که با خودمون ببریم، گفت یه سورپرایز دیگه رو کنم‌ برات با اخم گفتم اگه دق نمی دی قبلش منو آره رو کن ببینم یه کارتن کفش از زیر صندلی کشید بیرون و نشونم داد گفتم‌کفش خریدی برام کلی ذوق کردم قهقهه زد گفت نه عشقم یه چیز دیگه گرفتم ، داد به خودم کارتونو باز کردم، یه شیشه مشروب خیلی خفن بود که رنگش قرمز بود، یه اووووف گفتم گفت می ترکونیم
حقیقتا بعد از چندماه سختی که درگیر جابجایی خونه بودیم و … نیاز داشتم‌ به یه سفر توپ و خوش گذرونی، منم گفتم حالا که می خوایم یه سفر خوب بریم بذار منم براش یه برنامه خوب ردیف کنم تا لذت ببره و ته حالو کنه،
جلوتر که رفتیم‌ گفتم‌ دم یه داروخونه وایسا خرید دارم گفت نوار بهداشتی؟؟؟؟؟ گفتم نه دیوونه چیز دیگه می خوام.
یا نمی دونست یا یادش رفته بود که پس فردا شب تولدشه شایدم میدونست و از قصد چیزی نمی گفت، منم اصلا به روش نیوردم، تو لحظه ی جمع کردن وسایلمون یه جرقه تو ذهنم‌خورد و با خودم تجهیزاتم رو برداشتم، حالا بعدا می گم چی منظورم بوده ، داشتم‌ همینارو با خودم مرور می کردم که یهو خانومه صدام زد خانووووم با شمام چی می خواستید، انگار چند بار صدام زده بود من حواسم پرت بوده ، گفتم یه ژل لیدوکایین می خوام و یه لوبریکانت ، جفتش رو اورد گذاشت و گفتم‌ اگه ممکنه یه روغن ماساژم بدید یه روغن بچه اورد برام و دیگه منم دیدم کلی آقا اونجا هستن و روم نمی شد بخوام چیزیو تغییر بدم یا بگم‌ اینو نمی خوام زود به صندوقدار پولشو دادم و مشمای وسایلمو گذاشتم‌تو کیفم اومدم بیام بیرون از داروخونه گفتم الان برم بیرون محسن گیر می ده چی می خواستی درصورتی که اینا سورپرایزه و نمی خواستم بفهمه، برگشتم و گفتم ببخشید یادم رفته یه بسته قرص مسکن و چندتا بانداژ و چسب پانسمان هم بدید، خریدم و اومدم بیرون ، نشستم تو ماشین محسن داشت اهنگ زمین صافه زد بازی رو گوش می داد ، همون اهنگی که من دوسش داشتم گفتم بزن از اول، زد از اول و گفت چی خریدی گفتم یه سری خرت و پرت که شاید لازم شه، برخلاف تصورم اصلا گیر نداد ببینم‌چیه و راه افتادیم ، ساعتای ۴ عصر بود که رسیدیم به یکی از قسمت های کلبه ای ماسال، زنگ زد به طرف و گفت ما اومدیم‌ و سر راهیم، گفت یه ساعت دیگه کلبه تون تخلیه می شه و یه خانواده توش هستن تا یه دوری بزنید اینا می رن، از محسن پرسیدم کدوم کلبه ی ماست گفت نمی دونم، باید بریم ببینیم کدوم رو برا ما در نظر گرفته، هوا فوق العاده بود از گرمای اصفهان فرار کرده بودیم و اومده بودیم تو خنکای ارتفاعات شمال، تا چشم کار می‌کرد جنگل بود و ابر ، انگار درخت های کاج به آسمون و ابرها چنگ می‌نداختن و ابرها مه رو سرشون می‌ریختن، منظره های فوق العاده ای رو داشتم‌ می‌دیدم و محسن گفت نمی‌خوایم یه ساعت تو ماشین بشینیم که پاشو بریم یکم‌بچرخیم‌تا کلبه اماده شه، از ماشین پیاده شدم یه شلوار جین‌ شکی پوشیده بودم و یه کاپشن بهاره که ضخیم‌ نبود محسن‌ گفت راحت باش شال و روسری نمی خواد یه کلاه بذار سرت راحت باش ، همیشه از روشنفکر بودنش و گیر ندادنای الکیش لذت می‌بردم کلا مرد خوبی بود و همه می گفتن محسن لایق داشتن یه زن خوبه که تو همون زنی، یه زن خوشتیپ، خوشپوش ، کسی که تا قبل ازدواج همه نوجوونیش رو تو فوتسال گذرونده و ورزش کردن روش و کار هر روزش بود، فوتسال از من یه زن خوش هیکل ساخته بود اما خب منم نقص داشت هیکلم، سینه های کوچیک و باسنم بود که به خاطر فرم کمرم یکم برجسته تر از چیزی که بود نشون می داد، اوایل حتی محسن حس‌می کرد باسنمو می دم عقب اما دید واقعا فرم بدنمه و باسنم‌ به خودی خود اونقدرا هم بزرگ نیست
بگذریم، تقریبا با شلوار و یه کاپشن کوتاه که تقریبا تا روی باسنم‌ بود راه افتادیم بریم بچرخیم‌ یکم ‌تا زمان بگذره ، مشخصه ی همیشگی من داشتن رنگ زرد بود که عاشقشم، کلاه آفتاب گیر زردم قشنگ از صد متری تو چشم بود و نگاهارو جذب خودش می کرد، می چرخیدیم برای خودمون که با یه گروه روبرو شدیم انگار اومده بودن تور و دختر پسرهای مجرد می زدن و می خندیدن و می‌رقصیدن، انگار‌ جنوبی بودن چون اکثرا پوستای سبزه و تیره ای داشتن با فاصله ازشون نشستیم و نگاهشون می کردیم تا طرف زنگ زد که بیاید و کلبه تون حاضره، رفتیم و دقیقا همون چیزی شد که دوست داشتم ، یه کلبه بود که یه مقدار از بقیه جدا افتاده بود و خیلی چشم اندازش خفن بود یعنی می‌شه گفت رویایی ترین کلبه رو دوست محسن برامون رزرو کرده بود، پسر عموی یکی از صمیمی ترین دوستای محسن اینجا کلبه اجاره می داد و به همین خاطر تقریبا بهترین کلبه ی اونجا رو برامون اوکی کرده بود، رفتیم‌ تو وسایل رو گذاشتیم، از توی کلبه بگم‌ براتون یه تخت دو نفره اما باریک یه گوشه ، یه بخاری چوبی روبروش و کنار بخاری یه پنجره، اینور کلبه یه گاز دوشعله و یه سینک ظرفشویی و یه کمد که توش یه سری طرف بودو یه میز،کوچیک هم کنار سینک، به محسن گفتم بیا قشنگ مرتبش کنیم اینجا رو و وسایلمونو جابجا کنیم، کلبه نهایتا سه متر در چهار متر بود و حقیقتا خیلی بزرگ نبود ، سقفش چوبی و کلا فضای قشنگی داشت، وسایلو جابجا کردیم و چمدون لباسارو گذاشتیم زیر تخت توهمین جابجایی ها محسن ساک تجهیزاتی که شخصی بود و وسایل سکسیم توش بود رو دید و گفت ای دیوث ، اینارو اوردی گفتم اره دوس دارم بترکونیم، تو اون وسایل یه دونه پلاگ مقعدی داشتم و یه دونه دیلدوی رگه دار مشکی و یه دونه گلو بند چرمی و چندتا ست توری و لباس های خفن سکسی، یادمه اخرین باری که خواستیم بترکونیم یکی از ست هامو که خیلی دوست داشتم محسن وحشی بازی در اورد و پاره ش کرد، یه تنپوش یه سره توری قرمز رنگ بود که سوراخای خیلی درشتی داشت و قسمت لای پاهاش باز بود‌، درگیر جوجه برای شاممون شدیم و محسن‌ گفت امشب مشروب نخوریم گفتم مگه چند شب قراره باشیم گفت دو سه شبی هستیم و گفتم اخ جون پریدم بغلش و یه لب جانانه گرفتیم از هم‌ و اونم طبق معمول شروع کرد به چنگ زدن کونم ، هر وقت می رفتم بغلش بدون استثنا کونمو دودستی می گرفت و چنگ می‌زد تو حال خودمون بودیم یهو انگار یکی سرفه کرد زود جمع کردیم خودمونو و چون ما تو نور بودیم تاریکی رو نمی دیدیم، محسن گفت بفرمایید ، یه صدایی با یه لهجه ی جنوبی گفت آقا ببخشید محسن رفت پیشش و انگار نمک می خواست، محسن برگشت و گفت یکم نمک بریز تو یه مشما بدیم به این اقا انگار نمک می خوان با خودم گفت گند زد تو حال ما ، اینهمه کلبه برو از یکی دیگه بگیر خب ، محسن اومد بالاسر جوجه ها گفت می ری بهش بدی عزیزم، در گوشش گفتم‌این چه طرز حرف زدنه اخههههه، با شیطنت گفتم بهش بدم؟؟ هومممم، گفت نمکو می‌گم دیوونه ، فک کنم اون آقا هم شنید صدامونو، رفتم نمک رو بهش بدم یه پسر جوون با ظاهری معمولی بود از رنگ پوست و لهجه ش می شد حدس زد که جنوبی بود، عذر خواهی کرد و تشکر که ببخشید مزاحم خلوتتون شدم چون بقیه هم مث ما اکثرا تور هستند گفتم فقط احتمال اینکه‌ شما نمک داشته باشید هست و اومدم پیش شما و از این حرفا انگار داشت الکی لفتش می داد که بیشتر دید بزنه من و رونا و کلا استایلم رو، چون یه ساپورت تنگ طرح چرم تنم بود، حرفشو قط کردم و گفتم با اجازه تون من برم و خداحافظی کردم برگشتم‌ پیش محسن ، بهش گفتم اون چه طرز حرف زدنه عوضی می‌گی‌برو بهش بده یارو بشنوه فک‌ می‌کنه دوس داری و … ، گفت حالا چیه مگه اینهمه‌ مرد هستند که زنشونو می ذارن زیر کیر این و اون و حال می کنن ما گفتیم‌ برو نمک بده بهش شدیم ادم بده ، گوششو پیچوندم گفتم دیوووث غیرت داشته باش رو زنت، گفت مهم لذته ، اتفاقا غیرت دارم که دوس دارم زنم لذت ببره از همه چی، گفتم حرفت که الان چیز دیگه بود، اصلا ولش کن بیار جوجه‌ رو که گشنمه ، شامو خوردیم و کلا با حرفایی که زده بودیم دلم‌سکس می‌خواست تو اون حال و هوا اما محسن واقعا خسته بود گفت اگه‌اشکالی نداره بخوابیم. خوابیدیم
صبح ساعتای ۱۰ بیدار شدیم، ابری بود آسمون و خاکستری، نور دنبال راهی بود خودشو به زمین برسونه، هوا خنکی مطبوعی داشت ولی من واقعا دلم می خواست تابیدن خورشید رو ببینم،همین هم شد، ابرها کم کم رفتن و رقص خورشید بیشتر از همیشه تو آسمون لای ابرها خودنمایی می کرد، هر گوشه ای رو نگاه می کردی چند نفر داشتن عکس می‌گرفتن می خندیدن و می چرخیدن برا خودشون، دو نفر هم داشتن بادبادک برا خودشون هوا می کردن، فردا تولد محسن بود و من باید به یه طریقی سورپرایزش می کردم ، هدیه که طبیعتا منتفی بود چون اینجا نمی شد برم خرید تنها چیزی که به ذهنم می رسید این بود که از بدنم مایه بذارم، باید به یه سکس خفن مهمونش کنم، محسن یکی از لذت های بزرگش آنال سکس بود ، کاری که سالی یکی دوبار انجام می دادم براش ولی از اخرین باری که براش گذاشته بودم شش ماهی می گذشت ،اخه هم می ترسم و هم می گن تاثیرات بدی رو کون داره وگرنه دروغ چرا لذت می برم وقتی دردش کم می شه و حتی گاهی رگباری ارضا می‌شم وقتی داره تو کونم تلمبه می زنه و انگار نقطه جی ام خیلی تحریک می شه ، یهو یادم اومد من که وسایل سکسیم رو هم اوردم پس باید به یه بهونه ای دورش می کردم از خودم و من خودم و کونم رو آماده می‌کردم تا بیاد و کونِ آماده ی کردنم رو بکنه و عشق کنه و بشه هدیه ش ، ناهار و صبحونه رو یکی کردیم و کباب خوردیم با نون، اساسی چسبید، نزدیکای عصر بود و گفتم محسن نونمون کمه چیکار کنیم،نون می خوایم‌ و حرفمو قط کرد گفت امشب که ساندویچه و نون فانتزی داریم گفتم نه نون صبحونه منظورمه ، گفت می گم این پسره که کلبه اجاره می ده برامون بیاره گفتم نه خودت برو آخه من یه چیز شخصی ام می‌خوام‌ از شهر ، گفت چیییی، گفتم می خوام لوبریکانت بخری بیاری امشب یه سکس توپ کنیم، وا رفت گفت جووون می رم عشقم و کیرش رو فشار داد ، دلم‌برای کیرش تنگ شده بود، درسته یه کیر معمولی بود که ۱۶ سانت درازیش و کلفتیش هم معمولی، اما خوراک کردن کس و کون من بود و دلم براش غش می رفت همیشه چون هم خوشگل بود و هم خوب منو می کرد.
محسن گفت نظرت چیه تا من می رم و میام برای داغ شدنمون یکی دوپیک مشروب بزنیم، گفتم تو می خوای تو این پیچا بری و بیای نه نخور من یکی دوتا می خورم کله م داغ شه تا تو بیای با لوبریکانت بترکونی منو، گفت جووووون من اخه با این کیر سفت تو کف چطوری برم شهر و گفتم برووووو که برگشتنی سورپرایز می شی ، گفت اوووف و در بطری مشروبو باز کرد و یه پیک برام ریخت منم یکم کالباس اوردم که با مشروب بخورم اولی رو سر کشیدم و دومی و محسن گفت من برم ولی زیاد نخوریا، گفتم اوکی تا رفت منم شروع کردم آماده شم لباسامو کامل در اوردم و یکی از ست های خوشگلمو پوشیدم، یه ست مشکی توری با سوراختی ریز که قسمت نوک سینه هام از توری بیرون بود و قسمت شورتش فقط یه نخ بود ، یه جفت هم جوراب توری بود که تا وسط رونام می اومد و پوشیدم ، از روغنی که خریده بودم یکم رو پاهام و سینه هام ریختم و اروم اروم شروع کردم مالوندن خودم، داشتم کم کم داغ می شدم از مشروب و دوست داشتم مست تر بشم یکی دیگه ریختم برا خودم و خوردم ، یکم از ژل لیدوکایین رو فشار دادم تو کونم خالی کردم و باید تا نیم ساعت یکی دوبار اینکارو می کردم تا بی حس بشه یکم و دردش کمتر بشه، پلاگ مقعدیم رو هم ورداشتم و اروم اروم فشار دادم گذاشتم تو کونم اووووف لامصب وقتی رفت تو اصلا دیوونه شدم دستمو تا بردم سمت کسم دیدم اووووف چقد لیز و خیس شده، داشتم شهوتی می شدم پا شدم که یه پیک دیگه م بخورم که دیدم اوووف قشنگ سنگینم و مست شدم بطری رو خم کردم بریزم تو لیوانم تقریبا دوبرابر خالی شد، تعادلم کم شده بود، چاره ای نداشتم سرکشیدم و همه مشروب تو لیوانو به سختی خوردم افتادم رو تخت .کونمو فشار می دادم به تشک تخت و پلاگم تکون می خورد حس وحشتناکی داشت و حس تنگی خاصی به کسم می داد، دیلدو رو ورداشتم تا یکم کسمو حال بیارم ، شروع کردم به مالوندنش به دم کسم، کلا دیلدو مخصوص شبایی بود که محسن نمی تونست سیرم کنه و جلوش می کردم تو کوسم و دری وری می گفتم بهش، اونم دیوونه وار تحریک می شد و جلوم کیرشو می مالید همه ش می گفتم تو این حال باید یه خر کیر همینطوری جرم بده یه روز و اونم دیوث یه حرفایی می زد که تا ته مستی و دیوونگی می رفتم می گفت دوس داری زیر یه سیاهپوست باشی و کس بدی جیغ می زدم و ارضا می شدم،
خیلی دیوونه شده بودم و مشروب مست تر از همیشه م کرده بود، انگار ده برابر همیشه مست بودم پلاگ رو از کونم در اوروم و شروع کردم مالوندن دیلدو به سوراخ کونم، دم سوراخم کونمو پر لیدوکایین کردم و نوک دیلدو رو گذاشتم دم کونم ، نمی رفت هم تنگ بود هنوز کونم و هم دیلدو یکم بزرگ بود کم کم با فشار زیاد و مستی بیش از حدم نوکش رفت تو کونم اووووف خیلی می سوخت و هنوز بی حس نشده بود کونم، حس دستشویی داشتم ولی ادامه دادم و کم کم بیشتر فرستادمش تو، دیگه از درد و شهوت ناله م بلند شده بود، گوشیمو نگاه کردم دیدم دقیقا ۴۰ دقیقه س که محسن رفته و من دیگه داره کونم برا کیرش حاضر می شه، همونطور که دیلدو تو کونم بود برگشتم به پشت و با پلاگ مقعدیم شروع کردم مالوندن کسم و چوچولم چشامو بسته بودم و کیف می کردم تو آسمونا بودم نااااله می کردم که یهو در کلبه باز شد،نگام افتاد سمت در ، تاریک بود اتاق و منم اینقد مست بودم که واقعا تار می دیدم محسن چهاردست و پا شد و اومد سمت من که کسمو بخوره گفتم اومدی کوسکش بیا جررررم بده بیا کونی که برات حاضر کردمو بگا دیوث نیای می رم کس می دما یکی از همین جنوبی خرکیرارو میارم جلوت جررررم بدن، دستشو گذاشت رو رونم و پاهامو‌ باز کرد ، یهو شوکه شدم وای این کیه تو اتاقه  خواستم جیغ بزنم ولی نمی تونستم، اینی که تو اتاق بود محسن نبود و نمی دونم چه کسی بود ، دستشو گذاشت رو دهنم و گفت فقط حال کن فک کنم همون پسر دیشبیه بود، لهجه جنوبی داشت حال عجیبی داشتم شهوت و مستی اثری از ترس تو وجودم نذاشته بود واقعا نمی تونستم مقاومت کنم و وا دادم سریع، زبونشو رسوند به کسم ، پر آب بود تا عوضی گرفتش تو دهنش و میک زد یه بار ارضا شدم و جیغ کوچیکی زدم گفت جووون خوشت اومده برات می ترکونم، میک می زد کوسمو زبونشو فرو می کرد تو کسم و منم از شدت هیجان و شهوت کونمو به پایین فشار می دادم و دیلدو تا ته می رفت تو کونم، ته مستی بودم و هیچی جز سکس برام‌ مهم نبود، بلندم کرد و شلوارشو دراورد و رو تخت ولو شد.
گفتم‌شوهرم میاد پاشو گفت اون حالاحالاها نمیاد،یه کاری کردم نیاد، کیرشو در اورد از تو شرتش از دیلدو دراز تر بود شاید ۱۷ سانت اما کلفتیش کم تر بود و کلا کیرش باریک بود گفت ‌فقط کونتو می خوام بکنم ،کشید منو رو خودش و به پشت افتادم‌روش ، اروم ‌دیلدو رو کشید بیرون و شروع کرد به مالوندن کسم ، کیرشم لای کون و کسم بود و از لیزی ژل و روغن اب کسم روون بود کیرشو تکونش می داد لای کون و کسم یکم بلندم‌کرد و گذاشت دم کونم گفت بیا پایین بره توش راحت رفت توش چون‌کونم‌قشنگ باز شده بود به پشت روش افتاده بودم و داشت تو کونم تلمبه می‌زد پسره و با دستش چوچولمو می مالید ، ناله م بلند شده بود و دیگه برام هیچی جز لذت بردن از سکس اهمیت نداشت و انگار برام مهم نبود این کیه که دارم بهش کون هدیه تولد شوهرمو می دم، داشت تلمبه می زد تو کونم که یهو گفت دو کیره ش کنیم و دیلدو رو بکن تو کست ، تا حالا تجربه این حالت رو نداشتم نوک دیلدو رو گذاشت دم کسم و فشار داد و رفت تو ، یه ناله بلند کردم‌و ارضا شدم و دیلدو به خاطر تکونهام در اومد البته کلفت بود و واقعا کسم به سختی جا می داد تو خودش، اوف چقد دیوونه کننده بود دو کیره گاییده شدن، دوباره دیلدو رو گذاشت رو کسم و فشار داد تو، از کون که کیرش تو بود و از کس هم که دیلدو رو داشت فشار می داد داشتم دقیقا جر می خوردم ولی این حالت ایده آلم بود ولی هی دیلدو در می اومد و ضد حال می زد، هم کونم هم کسم پر بود و تو همون حالتی که جیغ می‌کشیدم از مستی گفتم‌ کیر می‌خوام بابا این چیه هی درمیاد از کسم گفت می‌گم یکی بیاد بکندتا اخه از من مست حشری چه سوالیه می پرسید من که حالیم نبود یهو بلندم کرد و پاشد گوشیشو برداشت و زنگ زد به یکی ، فقط سریع پاشو بیا کلبه اخر اون گوشه، می گم بیا بدو برنامه سکسه یه شاه کس زیرمه ، گفتم داری چکار می‌کنی گفت یه کیر دیگه دارم میارم کون و کستو جر بدیم ، تعادل درست وایستادن رو نداشتم و از شدت مستی افتادم رو تخت و از شهوت به خودم می پیچیدم ، یهو یه پسر دیگه اومد تو خونه و با لهجه ای تقریبا می فهمیدم همه حرفاشو به دوستش گفت این همون کلاه زرده نیست و دوستش گفت اره جنده خانوم همونه ، پسره هول هولکی همونطور که داشت لخت می شد گفت اوووووف چه کسی بود دیروز که دیدمش ، گفت چرا تو تاریکی می کنیش برقو روشن کن ببینیم کس و کونشو که رفیقش گفت نه دردسر می شه و راضیش کرد تو تاریکی بکنن منو، گفت بذار کونشو باز کنم خیلی کونش گنده ست و دلم می خواد کونشو بکنمو از لحظه که دیدمش تو کف کونشم و دیشب یه بار با فکر کردن کونش جق زدم، اومد جلو کیر کلفت و سفت عین آهنشو فرو کرد تو دهنم منم همونطور که رو تخت دراز کشیده بودم به سختی جا دادمش تو دهنم و براش ساک می زدم و تو جوابش رفیقش گفت با اون کیر خرکی تو جر می خوره بدبخت ولی بگم بهت که کونش بازه من الان نیم ساعته دارم…
جمله ش تموم نشده بود گوشیم زنگ خورد، پسره گوشیمو از رو میز کنار سینک اورد گفت زندگی جنده خانومه،محسن رو تو گوشیم زندگیم سیو کرده بودم، گفتم شوهرمه گفت بذار رو اسپیکر و جواب بده، خودش وصلش کرد و گذاشت رو اسپیکر محسن در حالی که نفس نفس می زد گفت عشق حشریم چطوره خوبی گفتم گجایی محسن چرا نمیای گفت بابا این لاستیک وامونده پنچر شد و اسیر شدم الان آپاراتی ام، درستش کنم می رم خرید و بنزین می زنم و میام، گفتم باشه فقط بیا ، می ترسیدم چیزی بگم وقتی دوتا نره غول با کیراشون دم تلفنم بودن ، واقعا نمی شد چیزی بگم اخه حرفی ام می زدم نهایتش منو می کردن و فرار می کردن می رفتن و دستم به هیچ جا نمی رسید حتی اگه کل وسایلمون و لبتاپ و همه چیو می بردن، گفتم بهتره با همین کس و کون راضیشون کنم برن،نفس نفس می زدم و مست هم که بودم، بهم گفت خوبی عزیزم گفتم اررره خوبم گفت نکنه آبکی شدی و مشغول شدی با وسایلت، دیوث نکنه مست کنی یکیو بیاری بکندت پسره کونمو چنگ زد با این حرف محسن یه اخ گفتم ، محسن گفت جون نکنه الان کیرشو می خواد بذاره تو کست ،گفت کس ندیا خودم میام جررت می دم، گفتم محسن بیا عزیزم چرت و پرت نگو منتظرتم، تلفنو قط کردن و گفتم شما پنچر کردید ماشینو گفتن اره یه کاری کردیم چند کیلومتر بره و باد چرخش خالی شه و پسره گفت شوهرت تا یه ساعت دیگه حداقل نمیاد و زود باش کونو و کوستو بده بکنیم زر زیادی هم نزن ، بدم‌ اومد‌ از مدل حرف زدنش گفتم درست صحبت کن گفت گوه نخور و پرید روم‌ و دمرم کرد کیرشو گذاشت لای پام سفت بود عین اهن، اوووه اندازه دیلدو بود شایدم کلفت تر ولی نوکش باریک بود انگار و وسطش به اخر فقط خیلی کلفت بود، کیرشو گذاشته بود لای کونم و روم افتاده بود فشار می داد به کوسم و کونم و مالیده می شد به کسم این مالیده شدن باز منو حشری کرد و ناله م در اومده بود، گفت جووون خوشت میاد رفیقش اومد جلوم و گفت ساک بزن گفتم‌ عوضی تو کونم‌ بوده حداقل بشورش رفت بشوره و این پسره که روم‌بود هم یکم ‌بلند کرد خودشو و کیرشو گذاشت دم کونم و اروم فشار داد آههههه واقعا داشتم درد می کشیدم‌ با وجود بی حسی و اینکه کونم‌ باز شده بود اما درد داشتم،کیرش واقعا گنده بود و من تجربه کیر گنده واقعا نداشتم، داشت اروم ولی تا ته فشار می داد تو کونم و رفیقش هم اومد و گذاشت کیرشو تو دهنم‌ ساک بزنم، عین فیلمای پورن داشتم کون می دادم و درد می‌کشیدم گفتم بابا جر خوردم خیلی کلفته ، تو بکن تو کسم با این کیر خرکیت خب اون یکی بکنه تو کونم گفت عههههه خانوم دوطرفه می خواد؟؟
حسام چی می گه این ، گفت قبل تو من تو کونش می کردم و دیلدو تو کسش و مث سگ حال می کرد، گفت پس جوابه، پرسید کسشو نکردی، فهمیدم اسم اون یکی حسامه و حسام گفت نه ، گفت بیا تو دراز بکش بشینه رو کیرت تو کونشو بکن من کوسشو، گیر افتاده بودم‌لاشون اما از اینکه یه کیر نازک قلمی بره تو کونم و یه کیر کلفت بره تو کسم هیجان داشتم و می دونستم ته لذته، حسام دراز کشید و نشستم رو کیرش و کرد تو کونم راحت رفت تو کونم و گفت دیوث جرش دادی که ، خندید و گفت کوسخول کیر تو کوچیکه وگرنه برا من هنوز تنگ بود کونش، حسام گفت کسشو هم جر بده شوهرش بیاد بکندش بفهمه خانومش کس داده و پاره ست از گشادی، پسره اومد روم و کیرشو تنظیم کرد رو کسم ، خیس آب بودم و دیوونه ‌از شهوت ، اروم فرو کرد تو کسم ، یه اوووف گفتم و کم کم با فشار تا بیضه فرو کرد تو کسم، با اینکه اونقد مست بودم و لیز واقعا راحت نرفت تو کسم از اوووف و ناله کردنام فهمید دارم واقعا لذت می برم پسره گفت می دونی من چندتا از زنای فامیل و دوست دخترای شوهردارمو با این کیر سیر می کنم؟؟ همه شون عاشق کیر کلفتن و شوهرای جقی و کیر کوچیکشون که نمی تونن زناشونو سیر کیر کنن من جرعشونو می کشم، با حرفاش ارضا شدم بازم لعنتی حرفاش دیوونه کننده بود و بدجوری شهوتیم می کرد و یادکیر محسن می افتادم که واقعا کلفت نبود و خودشم می دونست عاشق کیر کلفتم، شروع کردن به تلمبه زدن و من گیر افتاده بودم بینشون از کسم کیری که تو کونم بود و از کونم‌ کلفتی کیر توی کسم رو حس می کردم، پشت سر هم رگباری می لرزیدم و ارضا می شدم، اونایی که تجربه دبل سکس دارن می دونن چقد لذت داره یه کیر قلمی تو کون باشه که تحریکت کنه و یه کیر کلفت همزمان تو کست باشه و دیواره های کست رو درگیر کنه، لذت می بردم و ایناهم تلمبه می زدن تو کس و کونم، دقیقا حس جنده بودن رو داشتم و لای دوتا کیر داشتم گاییده می شدم ، از ناله های من و حس و حالشون فهمیدم دارن ارضا می شن تکون خوردنم لاشون رو بیشتر کردم تا منم بازم‌ ارضا شم حسام ناله کنان و وحشیانه تلمبه می زد ارضا شد و قشنگ کونمو داغ کرد، تو کونم داغی آبش رو حس می کردم و همچنین شل شدن کیرش رو، کم کم به خاطر ضربه های کیر کلفت دوستش تو کسم کیر حسام‌ از کونم در اومد و گفت پاشین تا من پاشم ،حسام از زیر در اومد و دوستش منو دمر کرد اومد بکنه تو کونم که انگار آب حسام داشت از کونم می اومد بیرون و گفت ای کیرم دهنت حسام، قسمت اینه با کسش بیارم آبمو،دیگه کونم دردی رو حس نمی کرد و کیری هم توش نبود دمر شدم و از زیر مشغول مالوندن کلیتوریسم شدم، پسره هم با دستمال کونمو تمیز کرد و روم دراز کشید کیرشو کشیدم سمت کسم و کیرشو فشار می دادم به دم کسم و می مالیدمش ، خیلی برام لذت داشت این حال و دیگه تعداد دفعات ارضا شدنم رو یادم نبود، یکم خودشو بلند کرد و من نوک کیرشو تنظیم کردم دم کسم و کونمو دادم یکم بالا تا بره توش اوف رفت توش، آه چقد کیر کلفتش بهم لذت می داد، من مسسسست شهوت و مشروب و کیر کلفتی که تو کسم بود وحشیانه داشتم ناله می کردم و ارضا می شدم پشت سر هم پسره هم می کوبید عین وحشیا و زیرش داشتم‌ پاره می شدم، ضربه های اخرش رو به قصد کشت می زد عوضی تا داشت ارضا می شد که عربده کشان کیرشو کشید بیرون و با تمام قدرت فرو کرد تو کونم جیغ زدم از درد و اونم همه آبشو ریخت تو کونم، پاره و جر خورده زیرش بودم و ازش خواهش کردم پاشه پشت سر هم منو می بوسید و قربون صدقه م می رفت ، حسام رو دیدم که از گوشیم به خط خودش داره اس ام اس می ده و انگار می خواد شماره مو برداره ، گفتم ساعت چنده ، گفت فک کنم نیم ساعت دیگه برسه زندگیت، فقط حیف که زنش جر خورده کس و کونش و دیگه نمی تونه امشب عشق و حال کنه با کس و کون گشاد زنش، حرفش چندش آور بود ، پسره از روم پاشد و کیرشو کشید بیرون و دستمال گرفتم دم کونم و مشغول تمیز کردن خودم شدم اونا هم پوشیدن لباساشون و رفتن بیرون بعد کلی دری وری گفتن، محسن بعد ۴۵ دقیقه رسید و اومد دید من ولوام رو تخت گفت چته گفتم خیلی حالم بد شده و مشروب حالمو بد کرده یکم آب لیمو برام اورد و گفت بخور حالت بهتر می شه و دستشو گذاشت رو رونم ، گفت بذار ببینم وضعیت لاپای خانومم چطوره، گفتم محسن خواهش می کنم بس کن الان داغونه حالم، طفلک خبر نداشت هدیه تولدش که قرار بود کونم باشه رو دوتا کیر دیگه جر داده بودن، احساس بدی داشتم و مشروب داشت کم کم اثرش کم می شد، به محسن گفتم تورو خدا امشب فقط بذار بخوابم، واقعا خسته و داغون بودم ، صبح که پاشدم به محسن گفتم تورو خدا بریم دیگه از اینجا و دوس ندارم اینجارو ، دلم نمی خواست دوباره رودرو بشم با اون پسرای دیشب و محسن طفلک گفت بابا اینجا آرزوی هر کسیه و جاش عالیه گفتم نه بریم دریا و … با هر ترفندی بود راضیش کردم و جمع کردیم و رفتیم سمت دریا.

پایان

نوشته: المیرا


👍 40
👎 11
110301 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

844275
2021-11-24 00:41:02 +0330 +0330

اول

0 ❤️

844290
2021-11-24 01:05:26 +0330 +0330

کلا من بعید میدونم اینجور نوشته ها واقعی باشن و عمرا دختری که حسش به ماجرا چیزی که توی پاراگراف آخر نوشته باشه و بعد بیاد داستان رو اینجا بنویسه. شمشیر سامورایی ها از جایی که نباید تقدیم به اراجیفت😁

ولی از سیاه مستی و بی جنبه بودن ملت سر مشروب بیزارم. واقعا حال به هم زن نیست که به جایی برسی که یه بی سر و پا حین تجاوز بهت توهین کنه؟!
دیسلایک تا دسته👎👎👎👎

5 ❤️

844295
2021-11-24 01:37:46 +0330 +0330

اخه بی پدر تو اون تاریکی لای پات چطور قطر و اندازه کیر طرفو فهمیدی امثال تو شدن مردای این مملکت که دوس دارن بجای زنا جندگی کنن شاشیدم تو بینیت

2 ❤️

844319
2021-11-24 02:38:47 +0330 +0330

پسره از كجا ميدونست كه شوهرت قراره بره نون بخره كه قبلش لاستيك ماشينشو پنچر كرده باشه ؟

5 ❤️

844321
2021-11-24 02:45:37 +0330 +0330

مجید جون، دلبندم، جورعشونو نمیکشن، جورشون رو میکشن.
چیزی رو که بلد نیستی و نمیدونی چیه رو که همینجوری قرقره نکن…خنده دار که هستی، دلقک به نظر میای.
والا جنده رسمیا هم به این آسونی،چوب حراج و تو کونشون نمیکنن…ماشالا به تو.

1 ❤️

844322
2021-11-24 02:48:27 +0330 +0330

به جای کلبه به شما طویله اجاره داده از مشخصاتی که گفتی چون هم از بقیه کلبه دور بوده که بوی صدا حیوانات به کلبه دیگه نرسه هم اینکه در نداشته که عین گاو الاغ امدن توش کص کونت جر دادن

3 ❤️

844331
2021-11-24 03:49:52 +0330 +0330

همینکه وقت گذاشتی و برای ما نوشتی دمت گرم …

2 ❤️

844367
2021-11-24 09:19:14 +0330 +0330

خوب بود ولی اشکالاتی هم داشت که دوستان نوشتن بالا.کلا مدل آشنایی و سکستون خیلی غیر واقعی بود.تجاوز اونجا ها که به قول خودتون همه جا پر آدم بود تقریبا غیر ممکنه طرف جراتش رو نداره.

0 ❤️

844370
2021-11-24 09:57:36 +0330 +0330

احساسم میگه واقعی نبود

0 ❤️

844385
2021-11-24 14:23:42 +0330 +0330

جووووووون چه عالی کس و کونتو غریبه گایید 😍🤤 هم خوب آب دادی ارضا شدی، هم کس و کونت حال اومد بدنت سرحال شد به نفع شوهرته، هم اون بفهمه حسابی تحریک میشه بیشتر تو کف کس و کونت میره!‌ اووومممم 😍🤤

1 ❤️

844388
2021-11-24 14:53:03 +0330 +0330

تو داستانت دونفر جرت دادن تو اسم داستان یه غریبه جر داد . جنی شدی موکل داشته جا میزده واست ولی عب نداره
وی پی ان رو پاک کنی ذهنت دوسه روزه درست میشه

0 ❤️

844427
2021-11-25 00:16:21 +0330 +0330

↩ afshin۲ تومن میدم واسه خواهرت یا مادرت هرکدوم تنگتره
https://shahvani.com/profile/afshin136450

0 ❤️

844430
2021-11-25 00:39:53 +0330 +0330

الی جون با اینکه با آب و تاب نوشته بودی ولی جوجو ماسال رفتی ؟؟؟
جوجو یارو کلبه یا ویلا اجاره کرده بودند بعد اومدند از شما نمک گرفتند نکنه میخواسته نمک گیر بشه تا تو رو نمک کیر کنه وقتی صاحب کلبه اونجا بوده از اون نگرفت و جالبه اونها لاستیک ماشینتون رو با تایمر پنچر کردند اصلا از کجا میدونستند که شوهرت تهنا میخواد بره بیرون فقط ی مسیله میمونه که زندگیت از بیرون کلبه داشته به دادنت نگاه میکرده بعد تو از کون میشاشی یا میرینی که بدون رفتن به مستراح دیلدیو و دو تا کیر خر رو جا دادی توش بدون اینکه جایی عنی بشه برو به خودت جنده باکلاس

1 ❤️

844524
2021-11-25 15:05:20 +0330 +0330

کاش زن من اینجوری کص میداد

1 ❤️

844550
2021-11-25 17:39:19 +0330 +0330

دیدم خیلی طولانیه بی خیال خوندن شدن 😂

0 ❤️

844557
2021-11-25 18:39:04 +0330 +0330

علم‌غیب داشته پسره😀

0 ❤️

844565
2021-11-25 19:51:42 +0330 +0330

کوسشعر تعاونی

0 ❤️

844577
2021-11-25 23:56:23 +0330 +0330

فوق العاده بود این دومین داستانی بود که با خوندنش آبم اومد . دمت گرررم کاش شوهرت یواشکی میدید که فکر کنم درجا آبش میومد .

0 ❤️

844584
2021-11-26 00:52:52 +0330 +0330

آرزومه یه روز ببینم زنم کس داده و زیر کیر یکی دیگه جر خورده و جنده شده

0 ❤️

844646
2021-11-26 10:10:45 +0330 +0330

من چند سال بندرعباس بودم و با نرد و پسرای زیادی اونجا سکس کردم و باید بگم بین اون همه که منو کردن هیچ کیر کلفتی من ندیدم همه معمولی و حتی کوچیک و نازک بودن برعکس اینکه بعضیا فک میکنم بندریا خر کیرن
از قضا یکی ازون بندریا که چند نوبت ترتیبمو داد و کمرش آهنی بود اسمش حسام بود!😅
اینم بگم منم مست میشم وحشتناک برا کیر حشری میشم باید حتمن بدم

0 ❤️

844677
2021-11-26 15:20:10 +0330 +0330

واقعی نبود دروغ بود ولی فانتزی خیلی از زن هاست
که اینجوری گاییده بشند
اساسا ته دل همه زن ها جندگی نفس میکشه
😂 😂

0 ❤️

845238
2021-11-30 00:28:16 +0330 +0330

این چه وضعیه،دو روزه دارم با داستانت میزنم، چرا تموم نمیشه😢😢

0 ❤️

845642
2021-12-02 04:31:50 +0330 +0330

کصشر که نوشتی کاری ندارم
حمال جغی کمتر سوپر ببین دیگ کونی سناریوریه برازرس تعریف میکنی
در کل ریدم وسط ابروهات سگ ننه خر

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها