پسری از روستا (۲)

1399/11/28

...قسمت قبل

مامان یاسمن بود .اومد تو .سلام کردیم .احساس میکردم از رنگ و روم میفهمه که حالت عادی ندارم .ولی انگار اصلا ما رو ندید . و رفت اتاق، لباساش رو عوض کرد .توی این فاصله منم رفتم دستشویی وخودم رو مرتب کردم وآبی بصورتم زدم وبرگشتم .نیمساعت دیگه هم مثلا کار کردیم و رفتم .دوری توی خیابونا زدم ورفتم خونه . احساس میکردم تغییر اساسی کرده ام . دلم میخواستم بیشتر بدن یاسمن رو ببینم و کشف بیشتری کنم .
خانواده پریا اینقدر مهربونانه من توی خونشون راه داد بودند .که ازشون خجالت میکشیدم .به مامانش وباباش میگفتم خاله وعمو…ودلسوزانه برای کمک به پریا تلاش میکردم.دلم میخواست از این طریق لطفشون رو جبران کنم .با وجودی که پریا هم بدون روسری جلوم میگشت ولی شحصیت ومتانتش شکل دیگه بود و دروغ چرا مثل یک خواهر دوستش داشتم. پریا درسهای عربی وعلوم رو بهتر یاد گرفته بود وکمی توی ریاضی مشکل داشت ولی خوشبختانه امتحانش 14 شهریور بود ویک فرجه 9روزه داشت .
روز بعد ساعت دو دوباره تعدادی سوال براشون نوشتم و یکی رو دادم پریا ویکی رو هم بردم خونه یاسمن .نیمساعتی سرگرم بود وجواب داد .عوضی هوش خوبی داشت ولی نمیخواست بخونه .فقط دوتا سوال رو درست جواب نداده بود .وقتی داشتم برگه اش رو میدیدم.اومد اینور میز کنار من .مطمئن بودم باز میخواد کرم بریزه ولی کاری نمیتونستم بکنم. از طرفی هم مامانش بالا بود میترسیدم صدامون رو بشنوه.من داشتم اون دوتا اشتباهش رو توضیح میدادم که سنگینی دستاش رو روی کیرم حس کردم. از ترسم دستش رو هل دادم اونور ولی ول نکرد وادامه داد.هرچند دوست داشتم ادامه بده ،ولی باز ترس وخجالت اومده بود سراغم و بشدت عرق کرده بودم .با باز شدن زیپ شلوارم .تپش قلبم هم زیادتر شده بود . دست تپلش از بالای شرتم وارد شد وکیرم رو کشید بیرون و شروع کرد سرش رو مالیدن .نفسم بالا نمیومد که حرفی بزنم یا سوالی بپرسم .تمام حواسم به بالا بود که مامانش نیاد .یاسمن رسما داشت برام جق میزد .اینقدر استرس داشتم که نفهمیدم چقدر مالید و انگولک کرد که با ارضا شدنم به خودم اومدم .به سرعت از روی صندلی بلند شدو رفتم سمت دستشویی جلوی شلوارم حسابی کثیف شده بود .با هزار بدبختی تمیزش کردم .خوشبختانه شلوارم مشکی بود ولی باز هم خیس بودن رو نشون میداد .وارد سالن که شدم خنده های شیطنت آمیز یاسمن عصبیم میکرد .ولی میترسیدم چیزی بگم .
اومدم نشستم کنارش و مثلا شروع کردم توضیح دادن.احساس میکردم تبدیل به موش آزمایشگاهی یاسمن شده ام. این حد از حشری بودنه یک دختر،توی اون سن برای من عجیب بود .
خوب من که معیار خوبی برای سنجیدن نبودم . چون هیچ وقت تجربه نکرده بودم .ولی اینکه افسار گریخته بری جلو قطعا آسیب میبینی!!
هرچند رفتار یاسمن درهای جدیدی رو به روم باز کرده بود و تقریبا به دنیای بزرگسالی آشنام میکرد ولی واقعا با دیدن پریا ودنیای بچگانه اش ،گاهی بازی کردن توی حیاط یا اسم و فامیل بازی کردن احساس آرامش میکردم .وحسابی اخت گرفته بودم باهاش.
بالخره روز اولین تجربه سکس از راه رسید .ساعت 2 رسیدم خونه شون وبا چند دقیقه علافی پشت در، در رو باز کردن ورفتم توی خونه .فقط یاسمن توی سالن بود.یک رژ(که اونروزا بهش میگفتیم ماتیک) قرمز رنگ مالیده بود روی لباش ولی همون لباس همیشگیش یعنی شلوارک وجلیقه کوتاهی که از اطرافش کلی گوشت زده بود بیرون. .هم خوشحال بودم هم ترس داشتم .داشتم به این که چی پیش میاد فکر میکردم .که مامانش از توی حموم اومد بیرون با دیدنش کمی جا خوردم یک حوله مثلا پیچیده بود دور خودش.از بالای پستونا تا تقریبا 10 سانت زیر باسنش .درکشون نمیکردم انگار منو نمیدید یا آدم حساب نمیکرد .بلند شدم و سلام کردم بدون مکث فقط سلام خوبی ؟ورفت از راه پله ها رو به بالا .قطرات آبی که رو ی رون های سفید و گوشتیش غلت میخورد و می افتاد توجهم رو جلب کرده بود دلم میخواست زیر راه پله باشم تا با باز شدن پاش بتونم کوس وکونش رو ببینم . با خوردن آرنج یاسمن به خودم اومدم. آروم گفت به چی نگاه میکنی ؟یک لحظه ترسیدم عکس العملی انجام بده.
برای اینکه از اون فضا خارج بشم یک سوال ازش پرسیدم .در کمال پر رویی گفت ول کن حوصله ندارم .نگاش کردم . با یک چشمک گفت :مامان داره میره بیرون . لای کتابش رو باز کرده بود ومثلا میخوند .
بیست دقیقه بعد مامانش با خدا حافظی رفت .هنوز از درب حیاط بیرون نرفته بود که یاسمن کتابش رو بست و رفت سمت دستشویی …چند دقیقه ای طول کشید تا اومد . سعید بیا بازی کنیم ؟با تعجب نگاش کردم باز چه هدفی داره ؟جلوی مامانش داشت منو کونی میکرد حالا که نیست میخواد بازی کنه؟ گفتم چه بازیی ؟ گفت منچ بازی کنیم هرکی باخت لخت بشه!!این دیگه کی بود ؟ چند روز قبلش پرسید بلدی ؟گفتم نه!الان هم چون میدونه بلد نیستم …
کلا نه نمیتونستم بگم و نمیدونم چرا هر چی میگفت انجام میدادم . ازش میترسیدم .گفتم منکه بلد نیستم ؟گفت کاری نداره و شروع کرد توضیح دادن. رفتیم بازی کردیم .همونجور که انتظار میرفت باختم .و باید لخت میشدم .بهونه آوردم که مامانت میاد گفت نه رفته مامان جون رو ببره دکتر تا غروب نمیاد .
از جام بلند شدم وشروع کردم درآوردن لباس هام .بدنم میلرزید و استرس بدی داشتم . یاسمن انگار از ترسیدن من لذت میبرد .فقط شرت پام بود ولی گفت اونم باید دربیاری !!درآوردم . نشستم روی صندلی .در حالی که لبخندی از سر شیطنت داشت بلند شد و اومد کنارم نشست.کیرمو گرفت دستش وشروع کرد بازی کردن .کم کم خوشم میومد .ترس و استرس داشت جاش رو میداد به لذت .
حموم هفتگی وخونه معمار میرفتم وخیلی تمیز نبودنم .به صورت دستوری گفت پاشو برو توی دستشویی با صابون بشورش .مثل یک بچه چندساله گوش کردم ورفتم شستم وبرگشتم …دوباره نشستم وشروع کرد بازی کردن .میخوای سینه مو بخوری ؟نگاش کردم واقعا درک نمیکردم !یعنی چی ؟خوب توی روستا تلوزیون داشتیم ولی با توجه به جامعه سنتی ویک جورایی مذهبی ویدئو نداشتیم وهیچ وقت فیلمی ندیده بودم .تمام تصورم از سکس این بود که کیرم بره توی کوس یا کونش و آبم بیاد .اینم یکی از دوستای صمیمیم که ازدواج کرده بود بهم گفته بود ولی چرا باید سینه هاشو بخورم مگه سینه برای بچه نیست.گفتم کجاشو بخورم؟.یاسمن که دیگه مطمئن شده بود خیلی پرتم .خنده ای تمسخر آمیز کرده و لباسش رو کشید بالا .و سینه هاش که تازه داشتند ازرشد میکردند، رو آورد جلو ،بیا مثل بچه ها شیر بخور . سرمو بردم جلو وکمی میک زدم یاسمن در حالیکه با یک دست داشت کیرمو میمالید با دست دیگه اش پهلوی خودش رو میمالید و صدای نفسهاش مثل تند راه رفتن شده بود .از صدای نفساش حالم یک جوری شد وتندتند میک میزدم وهی عوض میکردم .لحظاتی که خوردم . کیرم رو ول کرد وگفت بیا کوسم رو لیس بزن ! چندشم شد چرا باید کوسی که باهاش ادرار میکنه لیس بزنم . بدونه اینکه منظر جواب من یا عکس العملم باشه لباساش رو درآورد ور فت نشست رو مبل .کف پاهش رو هم گذاشت روی مبل وپاهاشو از هم باز کرد سوراخ کوس وکونش روبروم بود .یک انگشتش رو گذاشت پایین ویک انگشت رو بالای گنبدی کوسش و گفت از اینجا تا اینجا بلیس !مواضب باش داخلش نکنی !با نا رضایتی نشستم جلوش وآروم زبونم رو کشیدم روی کوسش .مثل قلقلک اومدن خنده ای کرد وبدنش رو کش داد رو به عقب .انتظار طعم شوری داشتم ولی بوی همون صابون توی روشویی رو میداد ودورش هم نه خیلی پر ،ولی تعدادی موهای بلند داشت .با حرکات بدنش ترغیب میشدم بیشتر این کار رو بکنم . روی مبل بیقراری میکرد و وبدنش پیچ وتاب میخورد . یکی دوبار گفت کونم رو هم لیس بزن .اول نشنیده گرفتم ولی باز گفت! اینبار دیگه مخالفت کردم وگفتم نه حالم بد میشه .گفت الان رفتم تمیز کردم!بازم قبول نکردم .
گفت پس انگشتت رو خیس کن ،بکن توش!!ولی مواظب باش جلو نره .راستش قبلا یکی از دوستام گفته بود کون یک دختر گذاشته حال کرده ولی هیچ وقت نپرسیدم چه جوری ؟یاسمن که دیدن کاری نمیکنم انگار فهمید نمیدونم .گفت اول انگشتت رو خیس کن و بکن توش کمی بازی کن تا روون بشه بعد آروم بکن تو !تصور این که انگشتم عنی بشه حالم رو بد کرد ولی باید تست میکردم .انگشتم رو تفی کردم همونطور که گفته بود آروم کردم توش .سفت کرده بود وبا کونش انگشتم رو فشار میداد .خواستم تکونش بدم ولی گفت نه !چند ثانیه نگه داشتم .گفت حالا درش بیار .جالب بود هیچ اثری از کثیفی نبود وانگار خودش رو حسابی شسته بود. بلند شد سر پا فکر کردم تموم شد. گفت بذار کرم بیارم میسوزه …رفت با یک کرم برگشت .گفت قشنگ انگشتت رو کرمی کن، آروم کن توش .کرم مالیدم وآروم کردم توش دوباره چندثانیه قفل کرد بعد گفت چندبار جلو عقب کن ودوباره کرم بمال . 5 -6 دقیقه ای این کار رو تکرار کردم . وهمزمان به گفته یاسمن کوسش رو لیس میزدم .دیگه انگشتم راحت میرفت توش و این ور اونورش میکردم .بلند شد دمر دراز کشید و گفت کیرت رو هم کرمی کن وآروم کن توش .همون کار رو کردم کیرم رو آغشته به کرم کردم وخوابیدم روشدستم رو بردم تنظیم کنم دوسه بار گفت مراقب باش جلو نره! اعتماد نکرد و گفت بذار خودم میگیرم .یک فشار کوچولو دادم .کم رفت تو .تند تند تکرار میکرد یواش یواش .یکم دیگه فشار دادم به خاطر کرم وچربی کیرم تقریبا نصفش رفت داخل . انگار دردش اومد،جیغی کشید از ترسم سریع بلند شدم و کشیدم بیرون .با یک حالت طلبکارانه وعصبانی :مگه نمیگم یواش ؟گفتم میخوای دیگه نکنم ؟ چند ثانیه ای باسنش رو تکون داد وبلند شد نشست .قطراتی اشک روی گونش بود .سرش رو گذاشت روی زانوش .درحالیکه ترسیده بودم گفتم چی شد .گفت وحشی مگه نگفتم یواش ؟ دروغ چرا از اینکه دردش اومد بود خوشحال بودم ویک حس رضایت داشتم ویک غرور کاذبی گرفته بودم ولی میترسیدم کونش پاره بشه و شر بشه .
مثل کسی که مجبور باشه سرش رو برداشت گفت بذار دولا بشم بیشتر چربش کن !عجب خریه !!خوب همین الان داشتی خودت رو جر میدادی .بذار ایندفعه کونی ازت پاره کنم !
دولا شد سرش رو گذاشت روی دستاش اول یکم ابا انگشتم مالیدم توی سوراخش تیوب کرم رو بردم دم سوراخش وکمی خالی کردم توش .کیرم رو کرمی کردم وخیلی آروم کردم تو هی خودش رو جمع میکرد ول میکرد. تا نصفه که رسید در حالیکه معلوم بود بدجور دردش اومده گفت بسه یکم نگهش دار تا جا باز کنه بعد جلو و عقب کن .دیگه کلا فراموش کرده بودم ممکنه مامانش برگرده وترسی نداشتم .با اشاره خودش آروم شروع کردم به حرکت . حس قشنگی بود جذب شدن ماهیچه های کونش دور کیرم واز طرفی نداشتن تجربه کافی باعث شد به دو دقیقه هم نکشه وآبم بیاد دیگه دست خودم نبود انگار بیرحم شدم ودر حال پاشش آبم دو طرف باسنش رو گرفت تا ته فشار دادم .قطعا کیر بزرگی نداشتم ولی کون یاسمن هم آونقدر کشش نداشت چند بار پشتر سر هم جیغ کشید و خواست بره جلو ولی محکم گرفته بودمش .آبم کامل خالی شد و ولش کردم درحالیکه گریه میکرد یکی خوابوند توی گوشم ودویید سمت دستشویی . کپ کرد بودم . فکر کردم اتفاقی افتاد سریع با دستمال خودمو تمیز کرد بلند شدم لباسامرو پوشیدم میخواستم فرار کنم ولی باز دلم سوخت براش ورفتم پشت در گفتم یاسم چیزی شده ؟گفت برو گمشو بیرون تا به مامانم نگفتم به سرعت رفتم بیرون ورفتم خونه تا فردا کلی استرس داشتم …باز مثل اسکول بلند شدم رفتم در خونشون .در باز کردن و رفتم تو .مامانش پایین بود منتظر بودم هر آن بهم حمله کنه ولی نه انگار خبری نبود .یاسمن هم اومد پایین وامد سراغ درسش .تنها عکس العملش یک گاز محکم از دستم بود .

ادامه...

نوشته: سعید


👍 37
👎 2
33301 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

792096
2021-02-16 01:07:01 +0330 +0330

تو شهری که فقط 15 هزارتا پزشک بیکار داره و تحصیل کرده هاش با مدرک لیسانس دارن مسافر کشی میکنن کی میاد یه عمله پشت کوهی که حتی دیپلم هم نداره رو بکنه معلم خصوصی بچش! اونم دختر ! و مداوم با هم تنهاشون بزاره!! عین بقیه پشت کوهیا اومدی تهران عملگی پول تموم کردی شب پارک خوابیدی لاتا اومدن سراغت!! آخر شبم پیرمرد مهربون پارک بردتت خونشون پاسنمانت کرده!! بقیشم زر مفته…


792101
2021-02-16 01:17:18 +0330 +0330

جدا از اینکه خیلی پرت بودی اون موقع ولی خیلی خوب بود!😁
اصلا حال کردم ادامه بده، داستانت هم صد در صد واقعی بود! جون من مامانش رو هم بکن تو قسمت های بعدی که بوی سوختگی زیر داستانت بیشتر بشه!😁
دمت خیلی گرمه از روستا اومدی دختر تهرونی کردی، درود بر شرفت. حالا اونایی که تو تهرونن و تا حالا دختر نکردن میام میگن داستانت دروغه و عقده هاشون رو خالی میکنن!😁
کاشکی میتونستم بیشتر از یک لایک بهت بدم😁❤


792103
2021-02-16 01:20:36 +0330 +0330

خوشمان آمد،لایک

1 ❤️

792106
2021-02-16 01:26:48 +0330 +0330

لایک

0 ❤️

792131
2021-02-16 03:09:10 +0330 +0330

باقیش…

0 ❤️

792168
2021-02-16 08:55:59 +0330 +0330

نوش جونت داستانت کاملا نشون میده واقعیت رو گفتی
به قول آقا رضا بعضیا که بچه ی تهرونن(شاه ایکس) از روی حسادت یا عقده میان میگن داستانت تخیلی بود
من نمیدونم چرا این شاه ایکس نمیخواد قبول کنه دخترای تهرونم دِل دارن میتونن بدن حالا چه به روستایی چه به تهرونی
مگه روستاییا شبیه یوفون که اینقدر عجیب غریبه درک کردن سکسی که کردن توی تهرون!!
آقای شاه ایکس خودت یه طرف میای میگی به قومیت ها توهین نکنین بعد خودت توی این داستان و چند تا داستان دیگه تخریب میکنی روستایی بودن طرف رو؟؟عجب بابا عجب
نگفتی خودت بچه ی کجایی؟پاریس؟یا زوریخ؟

4 ❤️

792170
2021-02-16 09:02:06 +0330 +0330

آقای formaxi
این آقا میگه پریا رو مثل خواهرم دوست داشتم نه یاسمن
شخصیت پریا توی داستان سربه زیر بوده بر خلاف یاسمن حشری که خودش کرم ریخته بده😉

0 ❤️

792180
2021-02-16 10:37:03 +0330 +0330

این لایکها کار استکبار جهانیه !!!

1 ❤️

792192
2021-02-16 11:35:21 +0330 +0330

عه ایول منتظر بودم تا قسمت دوم بیاد 👌

0 ❤️

792194
2021-02-16 11:46:56 +0330 +0330

شاه ایکس نظرت چیه یکم حسادت و تخریب افراد و بزاری کنار ؟؟؟

2 ❤️

792209
2021-02-16 13:42:12 +0330 +0330

باز سوپر اومد

0 ❤️

792211
2021-02-16 13:43:57 +0330 +0330

سوپر من

0 ❤️

792225
2021-02-16 16:03:09 +0330 +0330

شاه ایکس مطمعا باش اگه شعور و شخصیت به محل به دنیا اومدن و زندگی کردن آدما بود تو ینفر ثابت کردی که حداقل تهران آدم با شخصیت تحویل جامعه نداده نکبت اخه مگه تهران کجاست که بقیه رو به چشم عمله و کارگر میبینی فیلم صد سال پیش تهران و ببین زمان بابا بزرگت بعد بیا اینجا از عقده هات بگو اینجوری حساب کنی ما که همدانی هستیم اولین پایتخت ایرانم هستیم کسیو نباید به حساب بیاریم ول کن مومن برو جا دیگه دنبال کمبود و عقده هات بگرد

4 ❤️

792226
2021-02-16 16:06:45 +0330 +0330

اینطور گفتی حالا همه میرن شهر بکنن😂😂😂😂

0 ❤️

792231
2021-02-16 16:53:47 +0330 +0330

یکبار میگم هرکی شعورش رسید میفهمه از بقیه هم توقعی نیست. در تهران ده ها آموزشگاه برای مقاطع مختلف تحصیلی وجود داره حتی برای کسانی که میخوان در المپیاد شرکت کنن. در این آموزشگاه ها مدرسینی از استادان دانشگاه گرفته تا دبیرهای بازنشسته مشغول تدریسن حتی میتونی با مراجعه به قلمچی نویسندگان کتاب های درسی هر مقطع حتی دانشگاه رو برای تدریس به فرزندت استخدام کنی!! یعنی مثلا پسرت تو درس هندسه دبیرستان مشکل داره؟ میتونی همون کسی که کتاب هندسه دبیرستان رو نوشته براش استخدام کنی بشه معلم خصوصیش!! هم کلاس عمومی وجود داره با حدود ده تا شاگرد هم کلاس خصوصی! هم معلم زن هم مرد!! بخوای اونجا فضا برای درس خوندن در اختیارت میزارن بخوای میان خونت. این ادمها کارشون به صورت تخصصی تدریس هدفمند است! یعنی چی؟ اول ازت میپرسن هدفت چیه؟ میخوای دیپلم بگیری؟ دانشگاه قبول بشی؟ المپیاد شرکت کنی؟ برای ادامه تحصیل به دانشگاه خارج بری؟؟ برای هر کدومش برنامه ویژه تخصصی و تضمینی دارن!

در این داستان پسری که به گفته خودش حتی دیپلم هم نداره برای عملگی به تهران اومده به عنوان کارگر بنا به خانه ای در منطقه ثروتمند نشین شهر میره!!

تا اینجاش غیر قابل انکاره اما از اینجا به بعدش!!

اونایی که تهران رو هرگز ندیدن شاید هرگز اینو باور نکنن ولی اونایی که یکبار اینجا بودن میدونن تهران در روز 15 و در شب 12 میلیون جمعیت داره!! طبق آمار دولتی که مثل همیشه دروغ و بسیار کمتر از واقعی است 15 هزار پزشک بیکار و بیشتر دو میلیون فارق التحصیل بیکار داره! یعنی بیشتر از دو میلیون لیسانسه تو این شهر بیکارن در به در از این آموزشگاه به اون شرکت دنبال کار میگردن آخرشم راننده اسنپ میشن!! اینو هم اضافه کنید که هر دو پدر مردان ثروتمندی بودن یعنی میتونستن به آسانی معلمینی حرفه ای رو استخدام کنن که بچشون رو در حد قبولی دبیرستان که هیچ در حد رتبه خوب کنکور آموزش بده چیزی که بسیار اینجا رایجه. خوب حالا با تمام اینها چقدر ممکنه مکالمه زیر اتفاق افتاده باشه؟؟

  • دیپلم داری؟
  • نه!!
  • بیا معلم خصوصی بچه ام بشو!!
5 ❤️

792232
2021-02-16 16:57:56 +0330 +0330

بنظز من داستانش به واقعیت نزدیکه مخصوصا که مادر یاسمن با حوله حموم اومده جلوش که کوسو رونو پستوناش معلومه واقعا درسته

0 ❤️

792234
2021-02-16 17:09:10 +0330 +0330

با حرف امیرx7موافقم درست میگی من خودم تهرانیم دقیقا حرفت درست

1 ❤️

792243
2021-02-16 18:07:47 +0330 +0330

جالب بود…ادامه بده سعید.

0 ❤️

792259
2021-02-16 22:22:24 +0330 +0330

رفقا حق با شاه ایکسه!
این همه معلم و کلاس و… اونا هم که به گفته نویسنده این داستان پولدار برای چی به یه پسر که حالا کار نداریم روستایی بوده یا پاریسی بوده هرجایی بوده بگن بیا معلم بچمون شو؟
اره ما دیدیم که مثلا فامیل گفته فلانی با فولانی بیا خونمون کار کن یکم ضعیفه ولی این که بری کارگری کنی خونه یارو بعد بگن بیا معلم بچمون شو و یه خانواده دیگه هم بگن تو هم بیا معلم بچمون شو بهت پول هم میدیم بحثش جداس.

3 ❤️

792260
2021-02-16 22:34:20 +0330 +0330

خوب بود. مرسی از داستانت و قلم روانت

0 ❤️

792358
2021-02-17 06:03:43 +0330 +0330

اولا من از داستان تعریف کردم. از نوع روایت داستان و قلم روانی که نویسنده داشت. یعنی انقدر نوشته های بد اینجا آپ میشه که این نوشته یه نوشته انصافا خوبی محسوب میشه.
دوما بنده هم با جناب شاه ایکس در این موضوع کاملا موافقم. و کسانی که در تهران زندگی میکنند و یا کردند، کاملا متوجه موضوع هستند.
و اما سوم اینکه واقعا و واقعا افسوس خوردم نسبت به یکسری از آدمها که من فکر میکردم آدم حسابی و آدمهای معقولی هستند. و من حتی اونها رو به لیست مخاطبین خودم افزوده بودم ؛ چنان بی ملاحظه و از سر عقده ها و کمبودها و غبطی که نسبت به تهران و ساکنین تهران دارند، حرفهای توهین آمیز زدند. و متاسفانه نشون دادند که اون طوری که ایشان در تاپیک های خودشون نشون میدن، نیستند.

2 ❤️

792467
2021-02-17 21:02:10 +0330 +0330

آقای شاه ایکس فک میکنی همه چی میدونی احمق داستان رو خوب بخون بعد بیا کسشعر بگو اینجا این داستان مال دهه ۶۰ یا ۷۰ چون داره میگه با روزی ۱۶۰ تومن یا ۲۰۰ تومن کار میکردم الاغ منظورش دویست هزار تومن نیست چون وقتی میره خونه اون دختره مادره دختره بهش میگه اگه دختر قبول بشه ۱۰ هزار تومن بهش میدم بعد الاغ داره میگه ما تو روستامون ویدیو نداشتیم الان دیگه تو روستای دور افتاده هم ماهواره و تلویزیون دارن بعدش نفهم اگه نمیدونی بدون اونموقع مدرک دیپلم برابری میکرد با فوق لیسانس الان تا کی اینقد کسشعر میگی

4 ❤️

792656
2021-02-19 01:49:45 +0330 +0330

آقای formaxi
شما کونت سوخته این آقا توی این سن بهش پا دادن و سکس داشته نه من!
تو اگه شعور و شخصیت داشتی بحث بین خودمون رو به خانوادمون ربط نمیدادی!
یکم از داستان های سکسی خودت بزار کاربران شهوانی فیضشو ببرن
از کون دادنات بگو واسمون کیف کنیم!

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom