دید زدن مامانم آتوسا

1389/03/24

من سامان 19 سالمه و در شرق تهران ساکنم من زیاد از دختر و از این چیزا خوشم نمیاد و بیشتر دنبال زنهای جا افتاده 35 تا 47 هستم یکی مثل مامانم. راستی مامانم آتوسا 45 سالشه و نسبتا هیکل خوبی داره با یه شکم نقلی که آرزومه که زیره شکمشو ببینی.

بگذریم. یه روز که خیلی حشری بودم و کیرم سیخ شده بود و دنبال یه سوراخ گرم ونرم میگشت و همینجور با خودم کل انجار میرفتم که یاده شورتای مامانم افتادم رفتم سر کشوش و با شورتهای توریش ور رفتم و بازی کردم چه بوی خوبی میداد مالیدم به کیرم یه 15 دقیقه ایی در گیر شرتها بودم اخرشم ابم و نیاوردم و رفتم بیرون وقتی برگشتم مامانم اومده بود وداشت میرفت حموم منم سلام دادم و رفتم تو حال تا تلویزیون ببینم چون بیش از حد حشری بودم با یکی از دوستام که مامانش و میمالونه تماس گرفتم و بهش گفتم که مامانم رفته حموم  و باید چی کار کنم  اونم یه سرس کس و شر گفت و فقط  دل من وسفت تر کرد همین.

صدای شر شر اب در اومد حموم مامانم معمولا 25 تا 30 دقیقه طول میکشه .قلبم تند میزد هیجان عجیبی اومد سراغم نمیدونم از ترس بود یا اینکه میخواستم مامانم و لخت ببینم . به هر حل رفتم دم در حموم و از کلید مشغول دیدن شدم هنوز چیزی ندیده بودم صدای اب قط شد و مامانم  از کنار حموم تیغ و برداشت وایییییییی واقعا کون گنده ایی داشت بیخود نبود که همه مردا اول به کونش نگاه میکردند سینه هاشم نسبت به سنش خو ب سفت مونده بود من کیرم و میمالیدم و به هیکل خوش فرم مامانم نگاه میکردم هنوز کسشو ندیده بودم دید خوبی هم نداشتم ولی با این تفاصیر فهمیدم که میخواد پشماشو بزنه درست نمیشد دید برای همین رفتم تو اتاق ومنتظر بیرون اومدنش شدم وقتی اومد بیرون از لای در داشتم نگاه میکردم و صدای تلویزیون از حا میومد و مامانم فکر کرد که من اونجام با خیال راحت بدون حوله اومد بیرون واقعا  هیکل مامانم هر مردی رو حشری میکرد منم داشتم دیوونه میشدم دلا شد تا حولشو برداره اوممممممم سوراخ کون بزرگش برق میزد صورتی  صورتی بود کیرم و میمالوندم حولرو برداشت ومشغول خشک کردن سرش شد برای اولین بار کسش و دیدم تمیز مثل اینه اون یکم شکمی هم که داشت به کسش جلوه خاصی داده بود و  ظاهرن هم انگار خیلی هم گشاد نبود سینه هاشو خشک کرد و لباس زیرش و هم پوشید یه شرت کرست سفید که خیلی بهش میومد من هم دیگه اب از کیرم  وهم از دهنم اویزون بود… و از اون به بعد دیدم به آتوسا تغیر کرد!!


👍 2
👎 1
251957 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

264770
2010-06-23 15:20:28 +0430 +0430
NA

جالب بود ولی خب کم نوشه بودی سعی کن بیشتر بهش شاخ و برگ بدی

4 ❤️

264771
2010-10-24 20:59:12 +0330 +0330
NA

خواستي مامانتا بكني بيار ما هم يه را بكنيم

5 ❤️

264772
2010-10-29 10:32:58 +0330 +0330
NA

داداش اون آبی که از دهنت میومد یکمی مشکوکه ها.
من میگم آب خودت اومده پاشیده رو صورتت حالیت نشده :D

خیلی کم بود بابا، کم که حال نمیده، شروع که کردی تموم میشه.

3 ❤️

264773
2010-12-28 11:52:51 +0330 +0330
NA

قشنگ مینویسی ادامه بده ولی با تفصیل بیشتر، ممنون

0 ❤️

264774
2010-12-28 13:34:51 +0330 +0330
NA

کشش بده بابا =))

0 ❤️

264775
2011-01-18 05:42:23 +0330 +0330
NA

khob bod vale khyle mokhtasar neveshte beshtar deghat kon

0 ❤️

264778
2012-01-07 15:58:29 +0330 +0330
NA

=D> chera nakardish

0 ❤️

264779
2012-02-18 15:19:18 +0330 +0330
NA

جوون چه باحالی تو…

0 ❤️

264781
2012-10-01 15:26:04 +0330 +0330
NA

Khak to sare badbakhtet

0 ❤️

264782
2013-12-20 08:23:19 +0330 +0330
NA

به مامانه کون صورتیت سلام برسون

0 ❤️

264783
2014-03-08 12:49:18 +0330 +0330
NA

داستانت جالب بود ولي كم بود

0 ❤️

264784
2015-05-07 18:01:22 +0430 +0430
NA

ظاهرا هم گشاد نبود کوسش؟!!!ا
تو از اون دور دیدیکه گشاد نبود؟!!!
جغول بغوله جغانیه اصل!!!

0 ❤️

264785
2015-05-08 01:55:10 +0430 +0430

چه سوراخ کلید گشادی بود, همه چی رو از اون تو دیدی جقی؟

0 ❤️