از پاهای وکیل تا بدنش (۲)

1399/09/10

...قسمت قبل

سلام به دوستان شهوانی از اونجایی که استقبال شد از داستان گفتم ادامشو بنویسم براتون
شرمنده اگه غلط املایی داشتم وسعی میکنم زیاد طولانی نشه برای خوندن داستان قبل هشتگ های زیر رو بزنید تا تو لیست پیدا کنید

داستان به اونجایی رسید که من حسابی پاهای خانم وکیل رو خوردم و اون هم خیلی خوشش اومده بود اسمه خانم وکیل فریبا بود
من و فریبا تو زندگیمون سکس نداشتیم
و هردو هم تجربه اول دوستی با جنس مخالف داشتیم هم سکس رو
شبش تو واتس اپ بهش پیام دادم راضی بودین از من بانو
گفت بله خیلی خوب بود از حس هامون بهم گفتیم و من فارغ از بدن و پاهاش که در ادامه از بدنشم میگم خیلی دوسش داشتم و دارم
باهم چت میکردیم و فهمیدم پدر مادرش مردن و منم که قید پدر مادرمو زده بودم باهام دردل کرد وکلی حرف زدیم و اون فرداش دادگاه داشت که قرار شد ظهرش به یک رستوران بریمو ناهارو باهم باشیم صبح دانشگاه داشتمو ساعت ده اومدم ویکم به کارا رسیدگی کردم کار سختی اصلا نبود برای من

طرفای ساعت یک بود که با ماشین اومد دنبالم یکم خسته بود بهش گفتم سلام خوب هستین که گفت باهام راحت باش و همو به اسم صدا میکردیم به فریبا گفتم بریم یه سفره خونه بیرون شهر فریبا یک نیم بوت مشکی خیلی سکسی پوشیده بود که کلی ازش تعریف کردم
سفره خونه بیرون شهر بود و بعد از یک ساعت تا دوساعت رسیدیم خلوت بود و ما رفتیم ته کار نشستیم که دید نداشت
تو موقع نشستن نیم بوت هاشو دراورد جوراب اسپورت سفید پوشیده بود که رنگ لاک قرمز جیغش از پشت جورابای خوش بو سکسیش چشمک میزد پاهاش عرق کرده بود ولی بوش ملایم بود؛
دلم نیومد تا بوش نپریده با پاهاش کاری نکنم اونم پاهاشو به طرف من دراز کرده بودو کلی عشوه میومد که تحملم تموم شد خم شدمو کلی بو کردم که هی میگفت سعید پاشو الا میاد سعید نکن میبینن وکلی از دستم حرص میخورد کسی غذا میاورد منو تو این حال دید ولی من سریع جمع کردم یارو هم بایک چهره علامت تعجب اونجا رو رها کرد.
کلی بعدش خندیدیم پاهاش بوی بهشت میداد قلیون گذاشتنو فریبا قلیون میکشید منم جوراباشو اروم دراوردمو بو میکردم بوی ملایم سکسیش مستم کرده بود گفتم فریبا من دارم میمیرم بیا بریم من این پاهاتو تیکه پاره کنم فریبا میخندید و برام عشوه میومد؛ قرار شد من بشینم پشت فرمون تا بریم سمت خونشون پاهاش تو کفش بود گفتم کسی که نمبینه پاهاتو دربیار بزار رو پاهام هی ناز میکرد میگفت نمیشه یکی میبینه تا تهش برام اورد بیرون وای بوی پاهاش زیر دماغم بود فقط سریع میخواستم به خونش برسیم؛کیرم باد کرده بود و فریبا فهمیده بود پاهاشو میکشید روش خیلی حشریم کرده بود
رسیدیم خونه نشوندمش رو مبل کفشاشو دراوردم تو کفشاشو بو میکردم جوراباشو بو میکردمو براش میخوردم
فریبا خیلی کارمو دوست داشت و قرمز شده بود مغنه اشو در اورد مانتو شلوارشو کند وای بدنش سفید نحیف باسن خوب ممه های سایز هفتاد یک زنه اب افتاده چهل ساله من کفم برید منو برد اتاق خوابش

دونه دونه لای انگشتاشو زبون کشیدم پاشنه پاشو میزاشت دهنم خوابوندمش رو تختشو لباسامو کندم کیرم شق شده بود پاهاشو دورش حلقه کرد و برام فوت جاب رفت نوک انگشتاشو میکشید رو کیرم و منم کل ابمو ریختم روش
چند دیقه کنارش نفس زنان خوابیده بودم که لبامونو گذاشتیم روهم هردو تازه کار بودیم ولی خیلی بهم کیف میداد و شاید پنج دیقه فقط لب گرفتیم
فریبا سوتینشو دراورد نوک ممه هاش قهوه ای بود کلی براش خوردم
حتی شکمشو تا رسیدم به کسش کسش شیوع کرده بود بوی عالی حشری کننده ای میداد کلی براش خوردم فکر میکردم بستس که بهم نخ داد که خودشو باز کرده
کیرمو کردم اروم توش انگار کردم تو دیگ اب جوش خیلی داغ بود و
لیز پاهاشو میخوردمو روش تلمبه میزدم یه اه کشید یه فشار ابی از تو کسش اومد بیرون زیاد نبود بر خلاف تصورم که با دیدن اون صحنه ابه منم اومد و همونجا کنارش خوابیدم.

فردا صبحش تعطیل بودیم وقرار شد صبح بیام خونشون کلید بهم داد رفتم خونه ای که با دوستام چندتایی توش بودیم خونه مال بابای یکی بود که بهش اجاره میدادیم
یکم وسایل برداشتمو صبحش رفتم اونجا چندتا فیلم سوپرام که پول داده بودمو اکانت سایت فوت فتیش رو داشتم دان کردمو ریختم تو سی دی با چندتا فیلم قشنگ
فریبا جا مامانمو داشت ولی خیلی مهربون و خون گرم بود و فانتزی های زیادی داشت
کاسه حلیم خریدمو نون تازه کلید انداختم که دیدم فریبا حمومه تصمیم گرفتم اذیتش کنم لخت رفتم تو حموم …

ادامه...

نوشته: سعید


👍 27
👎 11
43101 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

779389
2020-11-30 00:29:18 +0330 +0330

دیدی تو حمومه رفتی غافلگیرش کنی خخخخ

2 ❤️

779392
2020-11-30 00:35:32 +0330 +0330

خوبه ادامه بده

1 ❤️

779401
2020-11-30 00:55:09 +0330 +0330

لین حجم از کصشعر بی سابقه‌ست
عن آقا ۲ هفته طول می‌کشه داستان آپ شه
چطوری فهمیدی از داستان تخمیت استقبال شد؟
چقد غلط املایی داری لعنتی! مقنعه، ادامه‌شو، اسمِ
دانشجوی پیام نور بودی؟
زنه ۴۰ سالش بود به کسی نداده بود ولی در حموم رو باز نکرد که تو غافلگیرش کنی؟ کیرم تو کصتانت!
واقعاً نمی‌دونم ملت چطوری این کصشعر رو لایک میکنن!

3 ❤️

779407
2020-11-30 01:24:43 +0330 +0330

عالیه ادامه بده 👌

0 ❤️

779411
2020-11-30 01:42:02 +0330 +0330

بهتر از داستانا کصشعری امشبه

0 ❤️

779416
2020-11-30 01:56:11 +0330 +0330

خیلی خوب بود کیر تو بدخوات

0 ❤️

779421
2020-11-30 02:24:01 +0330 +0330

مگه اولین رابطه با جنس مخالفش نبوده؟چطور پرده نداشته؟

0 ❤️

779441
2020-11-30 08:04:14 +0330 +0330

خیلی قشنگ بود سعید جان مرسی از داستانت ادامه بده

0 ❤️

779463
2020-11-30 10:26:23 +0330 +0330

قشنگو ساده نوشتی خوشم اومد

0 ❤️

779469
2020-11-30 12:06:56 +0330 +0330

برا دادگاه هم سکسی میپوشه؟؟؟؟؟
کیر اژه ای تو کونت

1 ❤️

779473
2020-11-30 12:36:48 +0330 +0330

اخه شاسکول یارو وکیل مملکت بوده تا حالام کس نداده بعد تو رو دیده زرتی کشیده پایین گفته بکن توش.
کیر قضات دادگاه کیفری بک تو کونت

1 ❤️

779480
2020-11-30 14:39:40 +0330 +0330

واقعا عالی نوشتی فقط چندتا نکته رو باید رعایت کنی ک.یر تو ک.س ننه بد خواهات

0 ❤️

779500
2020-11-30 16:21:17 +0330 +0330

کیرارباب حلقه ها توحلقت

0 ❤️

779774
2020-12-02 08:33:47 +0330 +0330

عجب. خانم وکیل و این کسشعرا

0 ❤️

779838
2020-12-02 20:48:22 +0330 +0330

😎

0 ❤️

780123
2020-12-04 16:44:43 +0330 +0330

خیلی سسکی

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom