تناقض (۵ و پایانی)

1400/03/10

...قسمت قبل

با لبخند به سارا که تند تند از تجربه جدیدش صحبت میکرد خیره شده بودم. هر از چند گاهی بین صحبتاش نفس میگرفت که من و قاصدک رو به خنده مینداخت.
رها سرگرم تنظیم فیلم روی قسمت مورد نظر بود،و برخلاف سری قبل، کیان تصمیم گرفته بود واس راحتی سارا و بقیه بچه ها بعدا بیاد فیلم رو تحویل بگیره، و به قول خودش یه دل سیر تنهایی پای فیلم جق بزنه.
قاصدک:اونوقت درد نداشت؟هم از جلو و هم از عقب…
سارا:نه.اونا بلد بودن چکار کنن.
قاصدک:خیلی سخته. تریسام جزو اون رابطه هاییه که باهاش حال نمیکنم.
رها:موافقم.
سارا:خب سلیقه ها متفاوته.اولش بنظر منم جالب نمیومد.ولی وقتی تجربش کردم فهمیدم ای دل قافل،عجب چیزیه.
قاصدک:کجاش لذت بخش بود بیشتر؟
سارا با لبخند و هیجان زده گفت:همه جاش.فکرش رو بکن دوتا کیر از دو ناحیه جنسی باهات رابطه برقرار میکنه و ضربه میزنه‌. توی هر ضربه حس میکردم که ارضا میشم. عالی بود.عالی.این آخرا دیگه داشتم بیهوش میشدم.تو فیلمم معلومه.
قاصدک:البته اون کیر نیست آلته.
رها:حالا تو هم بین این همه کسشری که سارا گفت فقط کیرش رو شنیدی؟
قاصدک:واژنشِر.تو چرا هیچی نمیگی نیاز؟
به لبهای قاصدک خیره شدم.تمام فکرم پیش قراری بود که غروب با نهال داشتم.لبخند مصنوعی زدم.
_چی بگم؟شما هر چی لازم بود پرسیدین دیگه.
قاصدک با چشمای ریز شده نگام کرد.
قاصدک:مشکوک میزنیا.حواسم هست.
رها:بچه ها…فیلم.
با این حرف رها،حواس قاصدک پرت شد.نفس راحتی کشیدم.طبق قرار ،من نباید تا آخر بازی نهال رو میدیدم. اما بنظرم بهتر بود رابطه من با نهال خیلی دوستانه تموم بشه. من خاطرات خوبی از یک دفعه رفتن ها ندارم.سالها پیش به حکم خودم یک دفعه امید رو تنها گذاشتم. کاری که اونموقع به نظرم درست میومد. ولی به قول افخمی من یه طرفه تصمیم گرفتم و خودم بیشتر ضربه خوردم.
با شروع شدن فیلم دست از فکر کردن برداشتم و به مانیتور کامپیوتر خیره شدم.
سارا بین دوتا پسر نشسته بود و صحبت میکرد. حرف زدنشون چند دقیقه ای طول کشید. یکی از پسرا دستش رو دور شونه سارا حلقه کرد و لب گرفتن.اونیکی پسر با دستاش دو تا رون سارا رو چنگ زد.
چون دوربین بالا بود و کیفیت تصویر خیلی خوب نبود،و چون فیلم ها صدا نداشتن، نمیتونستیم متوجه شیم سارا چقدر تحریک شده.
خود سارا توی طول فیلم یه سری توضیح هارو میداد.
پسرا هر کدوم لباس هاشون رو درآوردن و سارا هم لباسی رو که اونروز پوشیده بود از تنش خارج کرد.دوتا پسر روبه روی هم قرار گرفتن و سارا بینشون زانو زد‌.یکی از پسرا قد بلند تر و لاغر تر از اونیکی پسر بود که از اول تا آخر فیلم حواسم ناخواگاه بیشتر به حرکات اون بود.
سارا آلت یکی از پسرها رو با زبون تر کرد و سرش رو سمت آلت اونیکی پسر برگردوند.
سئوال من رو قاصدک پرسید:اسمشون چی بود؟
سارا:پرهام و تیام.
_کدوم پرهامه؟
با دست اونیکی پسر اشاره کرد.
پس اسم پسر لاغر تر تیام بود.
آلت تیام رو توی دهنش کشید و خیلی ماهرانه سرش رو عقب جلو کرد.همزمان با دست آلت پرهام رو هم میمالید.کمی بعد از تیام فاصله گرفت و همون کار رو برای پرهام انجام داد.
قاصدک تند تند و مثل بار قبل چیزایی رو یادداشت میکرد و رها بی تفاوت تخمه میشکوند.
خندم گرفت.رها مثل یه ربات بود.یه ربات زیبا.خیلی زیبا. اما بی احساس.
بعد از بیست دقیقه ساک زدن، پرهام سارا رو بلند کرد و اون رو سمت تیام خم کرد.تیام دو طرف باسن سارا رو گرفت و از هم فاصله داد.پرهام روغن رو روی کمر و باسن سارا ریخت و با دست مالید. کمی آلت رو بین پاهای سارا بازی داد و بعد آروم آروم توی باسن سارا فرو کرد. آروم کمی عقب جلو کرد و بعد شدت کمر زدناش بیشتر شد. تیام سارا رو بلند کرد و ازش لب گرفت. یکی از پاهای سارا رو بلند کرد و آلتش رو خیلی سریع وارد واژن سارا کرد.
هممون خیلی دقیق به فیلم نگاه میکردیم. هر دو پسر تند و محکم ضربه میزدن.گاهی تیام وگاهی پرهام اسپنک محکمی به باسن سارا میزدن و گاهی تیام گلوی سارا رو میگرفت و باشدت میگاییدش.بقیه رو نمیدونم اما من کم کم حس خاصی بهم دست داد.دمای بدنم همزمان با ضربان قلبم بالا رفت و بین پاهام خیس شد.
با تمام توانم سعی کردم که بی تفاوت به فیلم نگاه کنم.تنها شانسی که آوردم این بود که کمی بعد پسر ها سارا رو بین خودشون نشوندن و آبشون رو روی صورت و شونه سارا ریختن و فیلم قطع شد.
خیلی نامحسوس نفسی از سر آسودگی کشیدم و خودم رو جمع و جور کردم.
رها به تک تکمون نگاه کرد.
رها:بلاخره فهمیدم.
هممون به صورت رها‌ نگاه کردیم. حسی توی صورتش بود که نمیفهمیدم.
_چی رو فهمیدی؟
رها:گرایشم رو.
با تعجب به دهنش خیره شدیم که ادامه داد…
رها:گِی.به عنوان یه مرد…

نوشته: ترمه


👍 1
👎 2
5401 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

812657
2021-05-31 01:29:30 +0430 +0430

اصلا پایان جالبی نداشت بنظر من
خیلی سریع و درجای نامناسبی تموم شد داستان
اینکه بعد از پنج قسمت توی قسمت آخر سر و ته همه چی اینجوری هم بیاد جذابیت کل داستان رو زیر سوال میبره

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها