داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

روشنفکری یا بیغیرتی (۲)

1399/04/11

…قسمت قبل

بعد از دیدن عکس های که آرش نشونم داده بود یه حس عجیبی داشتم.انگار چیزی تو گلوم گیر کرده بود که هیچ جوره پایین نمیرفت.به خودم میگفتم اخه مگه میشه یه ادم انقدر احمق باشه عکس کوس و کون ناموسشو بیاره نشون رئیسش بده.فکر این که جلوی آرش مهسا رو میکنم بد جور منو شهوتی میکرد ولی هیچ جوره نمیتونستم خودمو جای ارش بزارم که ناموسمو کسی ببینه.تو شرکت دست و دلم کامل به کار نمیرفت و همش فکر این بودم که زمان بیکاری برسه تا با ارش درمورد مهسا حرف بزنیم.خونه هم که میرفتم همش فکر خالی کردن خودم بودم و زود تو خونه خاموشی میزدم تا پسرم بخوابه و منم برم سروقت ارزو،طفلک اون شب خسته بود اما من میخواستم هر جوری شده اونقدر خالی باشم که دیگه به زن ارش فکر نکنم تا زندگیم به روال گذشته برگرده و از این سردر گمی خلاص بشم.ارزو هیچ وقت به من نه نمیگفت حتی وقتی که پریود بود میگفت ارش مدیونی از پشت نکنی خودتو خالی نکنی دوست دارم شوهرم همیشه سیر باشه… اون شب پریود نبود اما من میخواستم خودمو تو سکس خفه کنم.بار اول داگ استایلی کردمش ارضا نمیشدم. فکر زن ارش رو میکردم ،تو ذهنم این رو می اوردم که دارم زن اون رو میکنم آبم اومد و ارضا شدم.ارزو هم ارضا شد و خسته اومد که بخوابه بهش گفتم عشقم اشکال نداره بازم بخوام؟گفت نه عشقم اما ۱۰ دقیقه ولم کن ابم اومده مثل شیشه شده نمیشه بهش دست زد،منم گفتم میشه تو این ۱۰ دقیقه برام بخوری تا راست بشه اون طفلکم با بی حالی گفت باشه عزیزم.شروع کرد برام خوردن موهاش رو کنار میزد بهش گفتم عشقم میشه موهاتو بریزی دورت نزنی کنار اونم قبول کرد و منم با فکر این که مهسا زن ارش داره برام ساک میزنه دوباره راست کردم.گفتم میخوام بکنمت گفت یکم دیگه صبر کن،گفتم عشقم میخوام از پشت بکنم یکم موند اما گفت باشه عشقم من مال تو ام پاهاشو رو شونم انداختمو یکم با سوراخش بازی کردمو اروم اروم کردم توش،آرزو بالشت تو صورتش گذاشته بود که حالت صورتشو نبینم که داره درد میکشه منم که تمام ذهنم پر بود از زن آرش با تصور این که کوس تنگ اونو دارم میکنم تند تند تلنبه میزدم،ارزو هیچ وقت اخ و اوخ نمیکرد اما اون شب صداش از زیر بالشت هم شنیده میشد ،محکم تلنبه میزدم و تا میل اخرش تو کونش تلنبه میزدم چون ارضا هم شده بودم یکم طولانی شد اما من از شدتم کم نمیکردم تا این که ارضا شدم و همشو تو کونش خالی کردم،ارضا که شدم و کیرم و دراوردم یهو حالم دگر گون شد کونش خیلی باز شده بود و نبض میزد و بسته هم نمیشد،عرق سردی منو گرفت و بالشتو زدم کنار دیدم خیسه گریس، لباشو بوسیدم و ازش معذرت خواستم خیلی از کرده خودم پشیمون شدم،از لیسیدن کوس خوشم نمیومد اما ارزو خیلی دوست داشت،چون ارضا شده بودم اصلا دست و دلم به ادامه اون شب نمیرفت اما چون میخواستم حال عشقمو عوض کنم رفتم پایین و شروع کردم به لیسیدن کوسش کلی بوسش کردم لیسیدمش و مک زدم،حرفای تحرک کننده بهش زدم تا این که دیدم داره حالش عوض میشه و لذت میبره، دیگه انقدر بهش گفتم تشنمه دلم میخواد میلیسمت ارضا شی تا این که سرمو محکم گرفت رو کوسشو ارضا شد گرچه ابی هم ازش زیاد خارج نشد،بعد ارضا شدنش اومدم بغلش کردم و اون هم تو بغلم زد زیر گریه… مثل یه نوار ضبط شده با گریه هی تکرار میکرد (دوستت دارم عشقم …)چند دقیقه تکرار کرد و منم خیلی از افکارم پشیمون بودم و نا خداگاه زدم زیر گریه و شروع کردم به تکرار جمله آرزو(دوستت دارم عشقم…)مثل دیونه ها جمله رو تو صورت هم میگفتیم و گریه میکردیم…لباشو بوسیدمو بردمش حمام.طفلک کج کج راه میرفت و میدیدم داغ دلم تازه می شد تو حمام نشوندمش و حسابی خودم شستمش و سوراخشو نگاه کردم بهتر بود چند تا بوسش کردم و گفتم من بوس کنم زود خوب میشه،بازم ازش معذرت خواستم و اونم گفت معذرت چرا مال تو ام تو هم مال منی عشقم .منم دیگه چیزی نگفتم و بوسیدمش و با حوله تنپوش بدون لباس زیر رفتیم تو تخت و آرزو سریع خوابش برد اما من خیلی از افکارم پشیمون بودم و احساس شرمندگی پیش زن و بچم داشتم و تا صبح خوابم نبرد،فرداش که رفتم شرکت سعی کردم همه چیز رو فراموش کنم و اصلا دیگه بهش فکر نکنم آرش هم اومد،سلام دادو منم با جواب سلام سرد کارهاش رو بهش گفتم، اونم شروع کرد به کار کردن تا ظهر،یکم که کار خلوط شد اومد از کنارم رد بشه گفت یه چیزی اوردم به عشق خودت بیکار شدیم نشونت میدم جناب رئیس با وقار حرفی نزدم و یه لعنت بر شیطون بلند گفتم و ادامه کارم رو پیش گرفتم خدارو شکر از بالا نامه ماموریت برام اومد و منم قبل از این که ارش سوپرایزشو برام رو کنه مرخصی ساعتی گرفتم و اومدم سر وقت ارش با جدیت و اخم گفتم ۲ روز دارم میرم ماموریت سر ساعت میای و کارتابل رو خالی میکنی مشکلی هم بود میری پیش اقای فرخنده معاون اونم یکم از برخوردم متعجب بود و چشم گفت و منم اومدم خونه چون هنوز دلم از دیشبش چرکین بود به آرزو گفتم جمع کن وسایلو بریم همدان معموریت دارم،گفت هیچ وقت مارو نمیبردی،گفتم حالا کار من اونجا زیاد نیست تا شما هتل خوابید میرم انجام میدم و برمیگردم با هم میریم بیرون پسرم که قند تو دلش اب شد و ارزو هم یواشکی اومد لبامو بوسید و گفت هر روز بیشتر از روز قبل دوستت دارم …

ادامه...

نوشته: آرش


👍 42
👎 5
79219 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

894790
2020-07-01 20:43:20 +0430 +0430

کصشر

4 ❤️

894791
2020-07-01 20:44:41 +0430 +0430

به نظرم از خیلی از داستانای دیگه بهتر بود.

6 ❤️

894792
2020-07-01 20:47:55 +0430 +0430

AliTrk جان، داستان داشتیم قسمت قبلش مال سه سال قبل بوده. اونجا سوال پیش اومد که اصن خود نویسنده چطو یادش مونده بود قسمت قبلو …


894793
2020-07-01 20:48:35 +0430 +0430

کلا کوس وشعر بود کستانت

3 ❤️

894808
2020-07-01 20:59:14 +0430 +0430

خیلی داری طولانی ش می کنی
فعلا چیز خاصی نداشت!فکر نکنم چیز خاصی هم بعدا داشته باشه
فقط غلطای املایی ت خیلی افتضاحه و انگار بدتر هم میشه!
میشه ته داستان رو هم حدس زد ولی نمیگم چون عوضش می کنی!!


894875
2020-07-01 22:34:52 +0430 +0430

تاریخ قسمت قبل 1397/07/15 هست، کسایی که قسمت قبلی نظر دادن دیگه فسیل شدن
قسمت قبل رو نخوندم ولی این بد نبود باید دید ادامه چی میشه البته اگه طی همی روال پیش بره تا قسمت بعدی ماهم به فسیل تبدیل شدیم…

5 ❤️

894915
2020-07-02 04:29:11 +0430 +0430

قسمت قبلی دلار سه تومن بوده


894928
2020-07-02 05:17:23 +0430 +0430

نگارشت داغون…خودخواهیت خرانه…فکرت ریدنی…

4 ❤️

894931
2020-07-02 05:33:28 +0430 +0430
NA

جناب آقای رئیس کاش یکم رو املات کارکنی اینبار به احترام کص آرزو چیزی بهت نمیگم ولی تکرار شد میکنمت

4 ❤️

894947
2020-07-02 06:59:09 +0430 +0430

قسمت بعدیشم ۱۴۰۱ میاد؟

5 ❤️

894952
2020-07-02 07:36:26 +0430 +0430

یه بنده خدایی میگفت
لبی ک خورد به بافور ، شُسته میشه با کافور

اندر حکایت تغییر حالاتت …

از زندگی + فانتزی باید لذت برد
تا روحت ارضا نشه
بهیچ وجه با افکار منطقی نمیشه گذاشتش کنار
چون همیشه درحین سکس
ته ذهنت رو قلقلک میده و فکرت رو درگیرمیکنه
و نمیذاره اون لحظه ارضای خوبی داشته باشی

0 ❤️

894998
2020-07-02 12:23:31 +0430 +0430

لایک عالی بود

0 ❤️

895005
2020-07-02 13:41:34 +0430 +0430

بابا جورج ار ار مارتین کتاب گیم او ترون نمی نویسی یه داستان سکسی که مردم روش جق می زنن. نزدیک دو ساله پیش قسمت اول رو نوشتی. گیم او ترون هم اینقدر ساختش طول نمیکشه که داستان سکسی مجلوق مثل اینقدر طول کشید . راستی اون داستانی که سه سال بین قسمت اول و دومش طول کشید رو کسی می تونه برام بفرسته.

1 ❤️

895009
2020-07-02 14:28:42 +0430 +0430

زوجیم پایه دوستی و چت و تبادل با اثبات زوج واقعی…

0 ❤️

895135
2020-07-02 22:51:43 +0430 +0430

واقعا واستون متاسفم بابت تخلیاتتون

0 ❤️

895147
2020-07-03 01:13:02 +0430 +0430

نظری ندارم فقط کیرم تو حافظت!

0 ❤️

895168
2020-07-03 04:30:02 +0430 +0430

دوستان نکته ای که باید بدونید اینه.
بیغیرتی روشنفکری نیست. نیاز نیست برای اینکه بگین روشنفکر هستین، اینجا بگین شوهرم از اینکه بقیه منو بکنن، لذت میبره. یا من از اینکه مادرم به بقیه کون و کس بده لذت میبرم.
جوون ایرانی اگه جونشو میزاره مف دستش و میاد کف خیابون تا این ظالما رو نابود کنه فقط به خاطر غیرتشه

0 ❤️

895212
2020-07-03 07:24:55 +0430 +0430

این قسمت چون زیاد خالی بندی نداشت لاااااااااااااایک دادم. (clap)

1 ❤️

896518
2020-07-07 04:10:30 +0430 +0430

خوشمان آمد قسمت بعدیشم بزار

0 ❤️

896591
2020-07-07 10:18:21 +0430 +0430

🌹

0 ❤️

897372
2020-07-09 19:20:50 +0430 +0430

داستان جالبیه،واقعا لذت بردم یکش تخمی بود اما داره به جاهای خوب خوب میرسه پس چرا ادامشو نمیزاری نکنه اینم قراره دو سال دیگه بیاد؟

0 ❤️

903871
2020-07-30 08:50:24 +0430 +0430

قشنگ داره پیش میبره داستانو

0 ❤️

907534
2020-08-11 05:06:29 +0430 +0430

جمله هر جا رو بوس کنم زود خوب میشه یا جوک مستربین انداخت ک اخرش پیرزنه. میاد میگه ننه تو که هرجا رو بوس میکنی خوب میشه این بواسیر منم زحمتشو بکش خیلی درد دارع تا زود خوبشه

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها





Top Bottom