ماجرای زندگی من و زنم الناز و سعید و زنش (۳)

    ...قسمت قبل


    ماجرای زندگی من و زنم الناز و سعید و زنش در سفر شمال و خارج


    یه هفته گذشت.. تو این هفته هم مثل روز های قبلش با سعیدشون خوش میگذروندیم و از صبح تا شب تو خونه همدیگه بودیم ..زنامون هم خیلی بیشتر احساس راحتی میکردن و کاملا به همدیگه اعتماد داشتیم ..من و سعید از سرکار اومدیم و و رفتیم خونه ما که نهار رو با خانوما بخوریم نهار رو خوردیم و بعد از نهار من گفتم که خانوما یه سورپرایز داریم واستون .. اونا هم گفتن چیه چیه زود بگو .. منم گفتم که با سعید از شرکت مرخصی گرفتیم کخه یه سفر یه هفته ای بریم شمال نظرتون چیه؟ اونا هم حسابی خوشحال شدن و پریدن بغل من و سعید که روی مبل ها نشسته بودیم و شروع کردن به بوسیدن شوهراشون ولی انگار نه انگار که دو تا زوج اونجا هستیم اینقدر خوشحال شده بودن که فقط میخواستن خوشحالی و رضایتشون رو با بوس کردن ما نشون بدن .. همینطوری که بغلمون بودن الناز گفت: راستی مرخصی رو از کی گرفتین کی حرکت میکنیم.؟
    من: از فردا مرخصی داریم میتونیم سر صبح حرکت کنیم هر وقت شماها بتونین خودتونو اماده کنین
    فریبا:عالیه فردا صبح حرکت کنیم امشب هم بریم یه سری خرید انجام بدیم و وسایل رو ببندیم..خلاصه زنا بلند شدن و رفتن تو اتاق خواب لباس بردارن و سریع وسایل رو جمع کنن و بریم ..شب هم همه با هم رفتیم خرید و وسایل رو جمع کردیم ..قرار شد با ماشین من که ال ۹۰ بود بریم صبح وسایل رو گذاشتیم تو ماشین و به سمت چالوس حرکت کردیم. من کلا به الناز تو لباس پوشیدن بیرونش گیر نمیدم ازاد گذاشتم هر جور راحته لباس بپوشه وقتی صبح حرکت کردیم زنامون یه مانتو کوتاه و نازک پوشیده بودن که تا زیر باسنشون میومد و یه ساپورت تنگ پوشیده بودن که یه وجب از ساق پاشون لخت بود و یه صندل پاشنه کوتاه که کاملا پاشون لخت بود ..به پای فریبا که نگاه کردم دیدم یه پا بند که نجیر نازک بود تو مچ پاش بود و جالب اینکه اونم مثل الناز ناخن های پاش بلند بود و لاک هم نزده بود ..منم یه کم دید زدم و حال کردم ... خلاصه تو راه گفتیم و خندیدیم ساعت های ۲یا ۳ بود که به چالوس رسیدیم و ر فتیم یه رستوران و نهارمون رو خوردیم بعد از نهار اومدیم جای ماشین الناز گفت:صب کنین من و فریبا میخوایم دامن بپوشیم تو ماشین راحت باشیم خیلی هوا گرم و شرجیه. رفتن دامنشون رو از تو صندق عقب اوردن و رفتن تو ماشین نشستن و عوض کردن .بعدش اومدن بیرون که ساپورت رو بزارن سر جاش دیدم الناز یه دامن پوشیده سفید رنگ که تا نصف ساقش رو می پوشوند .دامن فریبا هم مثل الناز بود .. خلاص راه افتادیم به سمت رامسر نزدیک های غروب بود که وسط راه نرسیده به نمک ابرود یه ساحل ازاد پیدا کردیم رو رفتیم ماشین رو کنارساحل پارک کردیم که یه تنی به اب بزنیم من که زود رفتم پشت ماشین شلوارکمو پوشیدم و پیراهنمو در اوردم و فقط با یک شلوارک رفتم سمت اب سعید هم مثل من شد و اومد تو اب پشت سرمون هم الناز و فریبا دویدن و اومدن تو اب البته چون تو ساحل کسی نبود و ماشین هم نزدیک اب دریا بود مانتوشون رو دراورده بودن و با یه تاپ و دامن اومدن تو اب شالشون رو هم دراورده بودن..اونا هم اومدن تو اب و با هم اب بازی میکردیم خیلی احساس راحتی میکردیم تو اون لحظه من رفتم سمت الناز یهش گفتم بیا بریم اونا رو اب بدیم با الناز رفتیم سمت فریبا الناز فریبا رو از پشت گرفت منم از جلو اب می پاشیدم روش سعید هم که دید داریم زنشو اب میدیم اومد از پشت الناز رو گرفت و از فریبا جداش کرد و گرفته بودش و داشت اب میریخت تو صورتش منم دیدم که فریبا ازاد شد و میخواست در بره که منم اونو از پشت بغلش کردم دستام قشنگ روی سینه های فریبا بود ولی فریبا فقط میخندید دامن فریبا هم که اومده بود روی اب پاهاش کامل لخت بود زیر اب به فریبا گفتم نفست رو نگه دار میخوام بندازمت توی اب همونطوری که از پشت بغلش کرده بودم بلندش کردم و انداختمش توی اب ولی سریع از زیر روناش و پشتش گرفتم و اوردمش بالا که یه وقت خفه نشه دیدم صدای الناز هم از اون طرف میومد که میگفت سامان کمک کمک ..سعید هم خوب الناز رو دستمالی کرده بود مثل من ولی تو اون لحظه همه داشتیم میخندیدم .هیچی مهم نبود..خلاصه بازی هامون تموم شد و هوا داشت تاریک میشد رفتیم سمت ماشین الناز و فریبا که از اب اومدن بیرون دیدم بلوزشون قشنگ چسبیده به سینه هاشون و خوب سوتین هاشون از زیر تاپشون معلوم بود .الناز و فریبا رفتن یه دامن دیگه از داخل صندوق عقب اوردن و فتن داخل ماشین پوشیدن به ما گفتن شما روتونو اون طرف کنین تو ماشینو نگاه نکنین ما لباسمون رو عوض کنیم ما رفتیم اونطرفتر تا اونا عوض کنن. خلاصه لباس های خیس رو عوض کردن و ما هم نشستیم تو ماشین و رفتیم سمت ساحل نمک ابرود فریبا تو راه گفت که بریم شب رو تو چادر بخوابیم لب ساحل خیلی حال میده الناز هم موافق بود منو سعید هم موافقت کردیم و رفتیم تو ساحل نمک ابرود ورودی دادیم و رفتیم داخل و یه تخت نزدیک ساحل پیدا کردیم و همونجا چادر رو برپا کردم . تو ساحل افراد زیادی نبودن مخصوصا دور و بر ما کسی نبود زنامون رفتن تو چادر که لباس راحتی هاشون رو بپوشن واسه خواب منو سعید هم رفتیم یه ذره تنقلات از بوفه نزدیک بگیریم برگشتیم دیدم که الناز اومده بیرون چادر ولی همون دامن کوتاهی که تا بالای زانوش بود و تو خونه میپوشید رو پوشیده و یه تاپ استین حلقه و خوب که دقت کردم دیدم سوتین هم نپوشیده فریبا هم اومد بیرون دیدم اونم مثل الناز پوشیده ولی انگار دامنش کوتاه تر بود چون نور زیاد نبود اونجا و دور و برمون کسی نبود زنامون خیلی راحت بودن من هم به سعید گفتم اینا رو نگاه انگار اومدن لاس وگاس .سعید هم خندید و گفت اره . خلاصه نشستیم بیرون چادر کنار چایی که از بوفه گرفته بودیم و تنقلات رو خوردیم اماده شدیم واسه خواب .موقع خواب زنا وسط بودن و من و سعید هم کنار چادر پاهامون هم به طرف در چادر بود که اگه یه وقت کسی خواست بره بیرون راحت بره...الناز به پهلو رو به فریبا خوابیده بود من هم که پشت الناز بودم خوب از پشت خودمو چسبوندم به الناز و دستم رو رسوندم به سینه هاش از روی لباسش میمالوندم که الناز صورتشو برگردوند و خیلی اهسته به من گفت زشته یه وقت میبینن منم گفتم نه نترس نمیبینن تاریکه ..چون نور بیرون یه مقدار داخل چادر رو روشن کرده بود ولی زیاد نبود من یه چشمم به فریبا و سعید بود که یه وقت مارو نبینن دستمو از زیر تاپ الناز بردم داخل و با سینه هاش که سوتین هم نداشت بازی میکردم و میمالوندم یه لحظه دیدم سعید هم از زیر تاپ فریبا داره سینه های فریبا رو میماله منم که این صحنه رو دیدم از پشت دامن الناز و دادم بالا و با کف دستم و انگشتان کوس الناز رو از روی شورتش میمالوندم که دیگه الناز چیزی نگفت و فقط چشماشو بسته بود و داشت حال میکرد مشخص بود که فریبا هم داشت حال میکرد چون فریبا به پشت خوابیده بود و سعید از پایین دامنش دستشو رسونده بود به کوسش و داشت باهاش ور میرفت .هممون با این که میدونستیم طرف مقابلمون داره چکار میکنه و ممکنه همدیگه رو دیده باشیم ولی باز هم ادامه دادیم حتی بعضی موقع ها صدای ناله خیلی ریزی از زنامون بلند میشد و صدای نفسهای الناز و فریبا بلند تر شده بود ولی اصن واسمون مهم نبود فقط داشتیم تو اون وضعیت حال میکردیم که یه زوج دیگه کنارمون دارن با هم حال میکنن.. من با دستم شورت الناز رو کشیدم پایین که خوب بتونم بمالمش ..اونم که دیگه خیلی شهوتی شده بود با دست خودش شورتش رو کشید پایین تر و با جابجا کردن پاهاش شورتش کامل دراومد و پایین پاهامون افتاد منم راحت کوس الناز رو میمالوندم و با چوچولش بازی میکردم بهش گفتم به پشت بخواب اونم به پشت خوابید که من بتونم راخت انگشتم رو بکنم داخل کوسش زانوهاشو اورد بالا ولی کف پاهاش روی زمین بود منم که به پهلو کنارش خوابیده بودم پاهامو بردم زیر زانوهاش داشتم دوتا نگشت وسطمو میکردم داخل کوسش که احساس کردم یه پای دیگه از زیر پای الناز به پای من چسبیده که دیدم اره فریبا به پهلو خوابیده و چون فاصلمون خیلی به هم نزدیک بود پاهای لختش از زیر پاهای الناز رد کرده بود این سمت منم که اینو دیدم موقع انکشت کردن کوس الناز یه مقدار دستم رو روی زانوی فریبا هم کشیدم ولی اون زانوشو عقب نکشید معلوم بود اونم از این کار حال میکنه..خلاصه همینطوری مالوندم کوس الناز رو که دیدم پاهاشو به هم چسبوند و یه لرزشی افتاد به پاهاش مشخص بود که ارضا شده و یه کم بیحال شد .. منم که دیگه خسته شده بودم و چون از صبح خیلی رانندکی کرده بودم همون حالت خوابم برد و الناز هم خوابش برد دیگه نمیدونم فریبا و سعید کی خوابشون برد.....صبح ساعت های ۷ بود که از خواب بیدار شدم و همون جا سرجام نشستم که دیدم الناز به پهلو رو به فریبا خوابیده و پای چپش رو اورده بالا تر که قشنگ دامنش اومده بود بالاتر و رون هاش کامل بیرون بود فریبا هم به پشت خوابیده و دامنش اومده بود بالاتر که اگه یه ذره دیگه میومد بالاتر شورتش دیده می شد و تاپش هم رفته بود بالا که نافش قشنگ معلوم بود سینه هاشم که مشخص بود اونم سوتین نپوشده بود چون جابجا شده بود به سمت گردنش اومده بودن بالا و خوب چاک سینش معلوم بود سینه تای الناز هم از زیر تاپش چون به پهلو خوابیده بود یه سینش افتاده بود پایین و یه مقدار از نوک قهوه ای سینه اش اومده بیرون با دیدن این صحنه ها دوباره کیرم راست شده . دوست داشتم همونجا بشینم و خوب نگاهشون کنم. یه ذره دامن الناز رو دادم بالا که دیدم شورت پاش نیست یادم اومد دیشب در اوردش و همون پایین افتاده بود زیر پاهامون که شورت رو برداشتم و گذاشتم پشتم. دامنش رو که یه ذره دادم بالا کوسش و سوراخ کونش قشنگ اومده بود بیرون از دامن یه حسی بهم گفت که بزارم همینجوری بمونه حتی اگه سعید هم ببینه کیرم حسابی راست کرده بود ..دیدم سعید داره تکون میخوره فک کنم میخواست بلند شه که من سریع دراز کشیدم و خودمو به خواب زدم و از زیر چشمم داشتم سعید رو نکاه میکردم که دیدم سعید بلند شد و مثل من نشست و چشمش به لای پای الناز که افتاد چشماشو با دستاش مالوند انگار حسابی شوکه شده بود به من نگاه کرد و دید که خوابم سرش رو اورد جلوتر و خوب داشت لای پای الناز رو نگاه میکرد و حتی نکاهش به سمت سینه هاش هم بود . من که دیدم سعید داره کوس و کون زن منو نگاه میکنه یاد اون روز که تو خونمون من کوس و کومون فریبا رو مخفیانه دید میزدم افتادم و با خودم گفتم این به اون در . خیلی تو اون لحظه داشتم حال میکردم دوست داشتم بیشتر نگاه کنه ولی دیدم توری چادر رو باز کرد و رفت بیرون من دوباره نشستم این دفعه دیدم که دامن فریبا رفته بود بالاتر که قشنگ کوسش اومده بود بیرون فهمیدم که کار سعیده اونم دامن زنش رو داده بالاتر که حتما منم مثل اون کوس زنشو ببینم خلاصه منم خوب نکاه کردم و واسه این که سعید یه وقت برگرده و ضایعه منم رفتم بیرون از چادر دیدم سعید بیرون نشسته رفتم پیشش نشستم و گفتم صبح بخیر اقا سعید گل سعید :صبح تو هم بخیر سامان جون خسته نباشی
    ما که هر دوتا میدونستیم کوس و کون زن همدیگه رو دید زدیم ولی به روی هم نمی اوردیم خلاصه یه مقدار کوسشر گفتیم و خندیدیم و با هم رفتیم از بوفه اونجا ابجوش بگیریم و چای درست کنیم وصبحانه که بخوریم .تو راه به سعید گفتم امشب بربم یه خونه بگیریم که دیشب خیلی سخت گذشت.
    سعید:سخت گذشت مثلا چکار میخواستی بکنی دیگه
    من: چکار . همون کاری که تو داشتی میکردی
    سعید : من که کار خاصی نمیکردم
    من: نه جوون خودت هیچ کار نمیکردی
    سعید : یه ذره داشتم فریبا رو ماساژ میدادم چون خسته بود .
    من: هههههه دهنت سرویس سعید پس داشتی ماساژ میدادی
    سعید :اره دیگه مگه تو داشتی چکار میکردی
    من: منم داشتم ماساژ میدادم ولی ماساژمون به نتیجه نرسید امشب یه خونه خوب بگیریم که بتونیم یه حال اساسی بکنیم
    خلاصه رفتیم صبحانه رو اماده کردیم و زن ها رو هم ااز بیرون چادر صدا زدیم و اونا هم کم کم اماده شدن و اومدن بیرون و همون مانتو کوتاه و دامن بلنده تا نصف ساق که دیروز پوشیده بودن پ خشک شده بود پوشیدن و اومده بودن بیرون .. صبحانه رو خوردیم و راه افتادیم سمت رامسر و تا غروب خوب گشتیم و یه خونه پیدا کردیم که دو تا اتاق داشت .وسایل رو ریختیم تو خونه و شام رو هم که از بیرون گرفته بودیم خوردیم و دوشمون رو هم گرفتیم رفتیم تو اتاقامون .اتاقا در هاشون گوشه و روبروی هم بود دستشوی و حمام هم بین اتاقا در هارو هم نبستیم چون کولر گازی فقط تو حال بود و از شانس ما تو اتاق ها کولر نداشت واسه اینکه خنک بشه اتاقا در اتاقا رو نبستیم . واسمون هم مهم نبود چون دیگه دیدمون نسبت به همدیگه یه جور دیگه بود.. موقع خواب روی تخت سریع دامن الناز رو دراوردم و شروع کردم به خوردن کوسش به صورت وحشیانه چون حسابی اونروز شهوتی شده بودم الناز هم هر کار میکرد ناله نکنه نمیتونست به من هی میکفت ارووم تر یه وقت میشنون من هم میگفتم بزار بشنون مگه چیه دارم زنمو میکنم اونا هم دارن همینکارو میکنن تو راحت باش الناز لذت ببر..شروع کردم به کردن الناز دیگه صدای الناز بلند شده بود از اونطرف صدای فریبا هم میومد که میگفت آه آه اووم اووم دیگه زنا اصن واسشون مهم نبود چون حسابی داشتن حال میکردن. منم که صدای فریبا رو میشنیدم شدت ضربات رو بیشتر میکردم از کون هم الناز رو کردم من و الناز با هم ارضا شدیم و توی کونش ابم رو خالی کردم و از خستگی زیاد همونجا همون حالت لخت خوابمون برد تو بغل همدیگه صبح از خواب بیدار شدم دیدم الناز همینطوری لخت بغلم خوابیده و منم بدون لباسم.پاشدم شلوارکمو پوشیدم و یه رکابی تنم کردم رفتم سمت در دتشویی که بین اتاقا بود . در دستشویی بودم که یه لحظه کنجکاو شدم داخل اتاق سعیدشون رو ببینم از اونجا نمیشد روی تخت رو خوب دید یه ذره اومد به سمت در اتاق و قشنگ سرمو بردم داخل دیدم سعید نیست ولی فریبا به پشت خوابیده طاق باز پاهاشو باز کرده لخت لخت کوسشو قشنگ داشتم دید میزدم رون های تو پر و ساق های خوش فرم و ناخن های خوشگلش منو داشت دیوونه میکرد از همه مهم تر سینه هاش که از هم باز شده بودن و به کنارا افتاده بودن . این ذفعه اولی بود که اینقدر نزدیک فریبا رو کامل لخت میدیدم و با خودم فک کردم حتما سعید هم موقعی که بلند شده اومده تو اتاق و مارو لخت دیده دیگه اصن واسم مهم نبود چون منم زنشو لخت میدیدم خیلی هم خوشم میومد که سعید زنمو دید بزنه ..خلاصه یکم دید زدم و رفتم صورتمو شستم و رفتم تو حال تو اون موقع هم سعید از بیرون اومد نون هم دستش بود نشستیم کنارهم و حرف زدیم تا زن هامون بیدار شن و بیان با هم صبحونه بخوریم .من: سعید جوون خسته نباشی خوب خسته شدی دیشب
    سعید: ممنون تو هم خسته نباشی ولی تو بیشتر خسته شدی
    من : چطور
    سعید: اخه سرو صدای اتاق شما بیشتر بود
    من : عه مگه چی میگفتیم
    سعید : چیزی که نه ولی اخ و اووخ زیاد میومد
    من: اها نکه اصن فریبا آه و ناله نمیکرد من که دلم به حال فریبا سوخت


    تو این صحبت ها خیلی حال میکردم که داریم اینطوری حرف میزنیم واسه همین دوست داشتم ادامه بدیم
    سعید : الناز که بدجور اخ و اووخ میکرد مگه داشتی باهاش چکار میکردی
    من: تو چکار میکنی با فریبا منم همون کارو میکردم
    سعید : من هم از جلو هم از عقب میکنمش تو چطور
    من: منم همینطور . ولی وقتی از کون میکنمش اخ واووخ بیشتری میکنه
    دفعه اولی بود که میگفتم کون الناز جلوی سعید . یه جوری شدم خیلی بیشتر بهم حال داد این رو که گفتم معلوم بود سعید هم خوشش میاد اونم گفت : اره معلوم بود که صدای کون دادنه چون فریبا هم موقعی که میزارم تو کونش اخ و اووخ میکنه ولی کمتر از الناز
    تو همین حین صدای الناز و فریبا هم اومد که داشتن از تو اتاق میومدن بیرون الناز یه دامن تا روی زانوش و تاپش هم استین حلقه که یکم از خط سینه هاش دیده میشد. فریبا هم مثل الناز پوشیده بود .خلاصه صبحانه و خوردیم و رفتیم بیرون چرخیدیم و خوش گذروندیم
    تو این چهار روی که تو اون خونه بودیم کار هر شبمون کردن زنامون بود و صبح و بعد از ظهر هم میرفتیم اب بازی و همدیگه رو اب میدادیم . زنامون هم که هر روز تو لباس پوشیدن تو جمعمون راحت تر میشدن از حمام که میومدن بیرون با همون حوله که دورشون پیچیده بودن از بالای نوک سینه هاشون و از پایین تا وسط رون هاشون منم هر وقت پاهای فریبا رو میدیم کیرم راست میشد.دامن هاشون هم که کوتاه تر شده بود و تا وسط رون هاشون بود و تاپ الناز هم طوری بود که قشنگ سینه هاش از کنار حلفه استینش دیده میشد و نصف بیشتر خط سین هاش دیده میشد. ف یبا هم تاپ گشادی پوشیده بود که وقتی خم میشد تا نوک سین هاشو میتونستم ببینم.الناز و فریبا هم موقعی که تو دریا بودیم همش میگفتن که ای کاش الان تو ساحل های اروپا بودیم و راحت بودیم و لخت میشدیم و مایو می پوشیدیم
    من و سعید هم بهشون قول دادیم که یه سفر خارج هم ببریمشون...خلاصه برگشتیم خونمون و رفتیم سرکار و روز ها مثل همیشه میگذشت و هر شب و هر روز خونه همدیگه میگفتیم و میخندیدیم...


    دو ماه از سفر شمالمون گذشت تو این دو ماه من و سعید تمام تلاشمون رو کردیم که بتونیم یه سفر خارج بریم دنبال پاسپورت رفتیم و...موفق شدیم که برنامه رفتن به امریکا رو بچینیم واسه یک ماه بریم اونطرف اب خوش بگذرونیم .چون خودمون از سهام دارهای شرکت بودیم راحت تونستیم که واسه یه ماه مرخصی بگیریم و بریم سفر.با زنامون هم صحبت کردیم و تصمیم بر این شد که بریم میامی.خلاصه تو این مدت وسایلامون رو جمع کردیم و همه کارهارو انجام دادیم و بلیط هم واسه ترکیه گرفتیم و از ترکیه به مقصد میامی روز حرکت رسید و رفتیم فرودگاه و به سمت استانبول حرکت کردیم و بلافاصله تو همون فرودگاه دو ساعت بعدش هواپیما میامی رو سوار شدیم و پرواز کردیم به سمت میامی الناز فریبا تو همون فرودگاه ترکیه شالهاشون رو از سرشون برداشتن و یه تاپ استین کوتاه و یه ساپرت تنگ که قشنگ شورتشون دیده میشد . من هم به الناز چیزی نگفتم و گفتم حالا اومدیم یه چند روزی خوش باشیم و ازاد باشیم ولش کن .خلاصه سوار هواپیما میامی شدیم و به سمت امریکا پرواز کردیم ....رسیدیم فرودگاه میامی از اونجا تاکسی گرفتیم و به سمت سوییتی که قبلا از طریق اینترنت رزرو کرده بودیم و نزدیک ساحل میامی بود رفتیم داخل تاکسی الناز ببیرون رو که نگاه میکرد به من گفت:سامان میبینی چقدر زناشون راحت میچرخن تو خیابونا ای کاش ما هم میتونستیم اینقدر راحت باشیم .من هم که دیدم الناز اره یه جورایی از من اجازه میگیره که راحت لباس بپوشه بهش گفتم:خوب شما هم میتونین مثل اینا راحت باشین اومدیم اینجا که یه مدت ازاد باشیم و خوش بگذرونیم
    فریبا هم که کنار ما نشسته بود شنید حرفامونو به سعید گفت :سعید تو نظرت چیه .سعید :اره عزیزم چرا راحت نباشین اصن هر جور دوست دارین لباس بپوشین و بچرخین اومدیم خوش بگذرونیم
    زنامون حسابی خوشحال شدن و وقتی از تاکسی پیاده شدیم و رفتیم داخل سوییت پریدن بغلمون و حسابی شروع کردن به بوس کردنمون..خلاصه وسایل رو از توی ساکامون در اوردیم و چیدیم تو کشو ها و کمد ها بعدش هم رفتیم رستوران همونجا و یه شام مفصل خوردیم و برگشتیم سوییتمون .دو تا اتاق داشت و تو هر کدوم هم یه تخت دو نفره .یه حمام خیلی بزرگ داشت که یه وان دونفره داخلش بود و دستشویی هم که حسابی تمیز و شیک بود یه حال و اشپزخونه کوچیک هم داشت.رفتیم تو اتاقامون و از بس که خسته بودیم زود خوابمون برد...
    صبح روز بعد تا ظهر خوابیدیم و وقتی بلند شدم و رفتم یه دوش گرفتم دیدم یه شورت و سوتین قرمز رنگ داخل رختکن حمام اویزونه فهمیدم مال فریباست چون الناز دیشب نرفته بود دوش بگیره فقط فریبا دیشب یه دوش گرفت و با حوله دورش رفت تو اتاقشون .شورت و سوتین ها شسته نشده بودن مثل اینکه یادش رفته بشوره یا خسته بوده.اونا رو برداشتم و شورتش رو بو کشیدم دقیقا همون بویی رو میداد که همیشه موقع خوردن اب کوس الناز حس میکردم. برداشتم خوب بوشون کردم و مالیدم به کیرم و به یاد کوس فریبا که داهل این شورته کیرم حسابی راست شد یکم دیگه بو کردم و گذاشتم سرجاشون و دوشم رو گرفتم و اومدم بیرون..
    رفتم تو اشپزخونه که قهوه درست کنم دیدم فریبا داره قهوه درست میکنه با لباس خوابش اومده بود تو اشپزخونه لباس خوابش نازک بود و تاپایین باسنش اوبود و از بالا هم دو تا بند داشت دور گردنش که سینهاش از بغل و خط سیته هاش کامل معلوم بود و مشخص بود که سوتین نپوشیده بود چون نوک سینه هاش مشخص بود وقتی دیدمش صبح بخیر گفتم و اونم منو دید و گفت صبح بخیر سامان جون خوب خوابیدی بشین الان برات قهوه میارم.
    اصن واسش مهم نبود که دارم تو اون لباس میبینمش
    منم گفتم ممنون . نشستم رو کاناپه
    فریبا هم رفت تو اتاق پیش الناز تا بیدارش کنه سعید هم دیدم بیدار شد و رفت دستشویی و بعدش اومد تو اشپز خونه قهوه رو ریخت و نشست با هم بخوریم.الناز هم همراه فریبا از اتاق اومدن بیرون که دیدم الناز هم با همون لباس خوابش اومده که مثل فریبا پاها و سینه هاش رو از زیر میشد دید. یه چشمم به سعید بود که قشنگ داشت زن منو دید میزد منم فریبا رو نگاه میکردم ..اونا هم اومدن کنارمون نشستیم و صبحانه رو هم با هم خوردیم و تصمیم گرفتیم بریم بیرون خرید.زنامون میخواستن چند تیکه لباس بخرن..الناز یه دامن کوتاه تا وسط روناش و یه تاپ استین حلقه که خط سینه هاش مشخص بود پوشید و یا یه دمپایی پاشنه دار که دو تا بند داشت و پاهاش کامل لخت بود رفتیم بیرون فریبا هم مثل الناز بود ولی تاپش یکم کوتاه بود و یکم از کمرش زیر نافش لخت بود ..رفتیم سمت فروشگاهی که نزدیک ساحل بود تو فروشگاه همه چیز داشت یه جور هایپر مارکت خیلی بزرگ که حتی لباس و کفش و خیلی چیزا داشت رفتیم تو فروشگاه همه با هم رفتیم قسمت لباسا الناز و فریبا میخواستن چند تا شورت و سوتین واسه ساحل بگیرن .شورت و سوتین ها رو اوویزون کرده بودن که اونا هم هر کدوم دو مدل انتخاب کردن و رفتن پشت پرده تا پرو کنن و بعد از پنج دقیقه من و سعید وصدا زدن که بیایم ببینیم خوبه یا نه .منو سعید هم بهم نگاه کردیم و خندیدم و رفتیم پرده رو زدیم کنار و دیدم دو تا هلو با شورت و سوتین قرمز رنگ جلومون ایستادن شورتاشون اینقدر کوچیک بود که قشنگ رفته بود لای پاشون و سوتین هاشون هم با دوتا بند از کنارا به هم گره خورده بود و تنگ بودن به این شورت و کورست ها میگفتن بیکینی .. من و سعید فقط داشتیم اندام زن های همدیکه رو نکاه میکردیم و هیچی نمیگفتیم
    الناز:بسه دیگه چقدر نگاه میکنین سیر نشدین . نظر بدین خوبه.؟
    من: اره عالیه خیلی هم بهتون میاد
    سعید :اره خوبه
    و دوباره مشغول نکاه کردنشون شدیم که فر یباگفت :بسه دیگه برین بیرون میخوایم در بیاریمشون
    ما هم اومدیم بیرون و رفتیم یه چند تا وسیله و خوردنی گرفتیم و زنامون هم یه چند تیکه لباس دیگه هم برداشتن و از فروشگاه رفتیم سمت خونه ..زنا رفتن تو اتاقا لباساشونو عوض کردن و ایندفعه دیگه لباس یه سره پوشیده بودن که به زور تا پایین باسنشون رو می پوشوند و از بالا هم نصف سینه هاشون بیرون بود فقط نوک سین هاشون دیده نمیشد . بند سوتینشون هم قرمز بود معلوم بود بیکینی هارو از زیر پوشیدن که بریم لب دریا .. رفتیم نزدیک ترین ساحل به خونمون اونجا همه زن ها و مردها دراز کشیده بودن و داشتن افتاب میگرفتن زنا همه با بیکینی بودن من که با دیدن این همه هلو که لخت دراز کشیده بودن کیرم داشت راست میشد ولی واسه اینکه یه وقت خیلی بلند نشه هی نگاهمو برمیداشتم و به الناز نگاه میکردم ..رفتیم یه جایی بین بقیه که دراز کشیده بودن زیر انداز رو انداختیم و هر چهار تایی روش دراز کشیدیم . الناز و فریبا که همون اول لباسشون رو دراوردن و با بیکینی های تنگشون دراز کشیدن .الناز روغنی که واسه لب ساحل خریده بود رو داد به من که روی پاها و شکمش بمالم ..منم نشستم و مششغول مالیدن روغن شدم که دیدم فریبا به پشت دراز کشیده و سعید هم داره پشت پاها و باسن و کمر فریبا رو با روغن میماله من همش داشتم بدن لخت و سفید فریبا رو نگاه میکردم که سعید داشت میمالیدش شورتش قشنگ رفته بود لای چاک کونش و کونش کامل مشخص بود سعید هم داشت شکم و سینه های الناز رو نگاه میکرد الناز هم چشماشو میبست و باز میکرد و یه چشمش به سعید بود که داشت نگاهش میکرد و معلوم بود داره حال میکنه یه نفر داره اندامشو میبینه . فریبا هم که به شکم خوابیده بود صورتشو به پهلو سمت من و الناز چرخونده بود و داشت تو چشم های من نگاه میکرد . وقتی سعید روغن رو روی کون فریبا می مالوند کونش بالا و پایین مثل ژله تکون میخورد منم کیرم راست راست شده بود ولی جرات نمیکردم از جام تکون بخورم چوون حسابی ضایع بود .. الناز و فریبا برگشتن و روغن رو سمت دیگه بدنشون مالوندیم و همینطوری به بدنشون نکاه میکردیم و اونا هم معلوم بود خیلی حال میکردن از این نکاه های ما ولی من و سعید فقط نکاه میکردیم و من که خیلی داشتم حال میکردم مشخصه سعید هم همین حالت رو داشته .


    فریبا وقتی به پشت دراز کشید که سعید روی شکمش و روی روناشو روغن بماله چشمم افتاد به سینه هاش که به زور داخل سوتین جا شده بود.بیکینی هاشون اینقدر تنگ و کوچک بود که قشنگ بغل های سینه هاش اومده بود بیرون و خط سینه هاشون کامل مشخص بود.طوری که فقط نوک سینه هاشونو نمیتونستیم ببینم.سعید روغن رو داشت روی شکم و پاهای فریبا میمالید خیلی دوست داشتم تو اون لحظه من جای سعید بودمو روغن رو روی شکم و رون های فریبا میمالوندم .اخخخخ همونطوری که دست سعید از روی شکم فریبا میرفت روی پاهاش و رون هاشو روغن بماله چشمم به شورت فریبا افتاد .خیلی تنگ بود قشنگ رفته بود لای پاهاش و اینقدر کوتاه بود که فک کنم اگه سه انگشت دیگه میداد پایین کوسش می زد بیرون .این صحنه ها رو که میدیدم الناز رو بیشتر میمالوندم و محکمتر روغن رو روی باسنش میمالوندم . الناز هم صداش در اومد که ارووم تر چه خبره ..بعد از یه ربع الناز که حسابی پشتش داغ شده بود برگشت و نشست و به من گفت بریم تو اب یه کم اب بازی کنیم ..منم گفتم بریم.. من و الناز که بلند شدیم فریبا و سعید هم با همراه شدن و با هم رفتیم تو اب دریا.رفتیم تا جایی که اب تا کمرمون می اومد .من و سعید یه کم رفتیم جلوتر و یکم شنا کردیم بعدش من به سعید گفتم بیا بریم الناز و فریبا رو اذیت کنیم .سعید هم قبول کرد.یکم زیر ابی رفتیم تا رسیدیم بهشون . اونا هم گرم صحبت بودن و حواسشون نبود .من از زیر اب کمر الناز و گرفتم و قلقلکش دادم و سرم رو اوردم بیرون از اب و الناز رو از کمرش بغل کردم و بلندش کردم . الناز هم فقط جیغ می زد و میگفت سامان نه نه نندازی منو . غرق میشم . منم میگفتم نه عزیزم چرا غرق بشی . سعید هم فریبا رو مثل من بلند کرده بود درست یه قدمی ما بودن به طوری که الناز و فریبا همدیگه رو بغل کرده بودن و کامل به هم چسبیده بودن که مثلا نزارن ما اونا رو بندازیم .خیلی به هم چسبیده بودیم به طوری که دست های من که دور کمر و شکم الناز چسبیده بود و گرفته بودمش از اون طرف به رون ها و شورت فریبا چسبیده بود تا حالا اینقدر به هم دیگه نزدیک نشده بودیم که دستام به پاهای فریبا بچسبه اونم تو حالت لختش . زنامون فقط جیغ و داد میکردن و همدیگه رو بغل کرده بو دن که نیوفتن . من و سعید هم اونا رو بالا و پایین میکردیم و مثلا میترسوندیمشون . پشت دستام که به رون ها و شورت فریبا کشیده میشد حال میکردم به طوری که حسابی کیرم راست شده بود .الناز خودش و خیلی تو جابجا میکرد که یه لحظه یه موج بلند اومد و فریبا و سعید که پشت به موج بودن رو هل داد سمت ما و همراه موج افتادن روی من و الناز . من که کامل رفتم زیر اب الناز و فریبا هم که تو بغل هم بودن افتادن روی من که یه لحظه تو اب دیدم دو تا باسن تو بغل من روی سینه هامه و واسه اینکه یه وقت الناز و فریبا زیر اب خفه نشن دستامو گذاشتم روی باسن هردوتاشون و اونا رو از زیر اب هل دادم بالای اب در همین حین نمیدونم دست کدوم یکیشون بود که خوردش به کیر من که حسابی راست شده بود .خلاصه منم بلند شدم و دیدم که الناز و فریبا دارن میخندن .فریبا هم با یه نگاه معنادار داشت رو به سمت من میخندید که من به باسنش دست زدم شاید هم دست فریبا بوده که تو اون صحنه خوردش به کیر من .. من هم بهشون گفتم که شانس اوردین نجاتتون دادم .اینقدر که تو حال خودشون بودن که دیدم سوتین الناز یکم رفته پایین تر و از بس که بیکینی هاشون تنگ بود یه مقدار از تیرگی نوک سینه هاش اومده بود بیرون یه چشمم به سعید بود که اونم داشت سینه ای زن منو نگاه میکنه .نوک سینه های فریبا هم از زیر سوتینش چون خیس خیس شده بودن قشنگ خودنمایی میکرد. . با همدیگه از اب اومدیم بیرون و رفتیم سر جامون دراز کشیدیم . زنامون به پشت دراز کشیدن . یه لحظه چشمم به شورت فریبا افتاد که چون خیس خیس بود کامل چسبیده بود به کوسش و یه مقدار از شورتش رفته بود لای درز کوسش . شورت الناز رو هم که دیدم اونم کامل درز کوسش از زیر شورت مشخص بود .یه نیم ساعتی همون حا دراز کشیدیم و کامل خشک شدیم و لباسامون رو پوشیدیم و رفتیم سمت هتل . وارد سوییت که شدیم الناز گفت : ما که دیگه همدیگه رو لخت دیدیم پس مشکلی نداره لباسامونو در بیاریم و مثل تو ساحل تو خونه هم باشیم . فریبا هم تایید کرد و همونجا لباسشونو در اوردن و با همون بیکینی هاشون تو خونه لخت شدن .بعدش هم با همدیگه رفتن داخل حمام . من هم رفتم تو اتاق که بخوابم . یه چرت کوچیک زدم و چشمام رو باز کردم که دیدم الناز تو اتاقمون لخت لخت روی تخت نشسته و داره موهاشو شونه میکنه .من هم دستمو رسوندم بهش و گفتم که خوشگلم دوش گرفتی تمیز شدی بیا بغلم عزیزم. الناز هم به پهلو رو به من دراز کشید و شروع کردیم به لب گرفتن . پتج دقیقه از هم لب گرفتیم ..
    الناز : پاشو برو تو هم دوش بگیر بیا بیرون که نهار بخوریم .
    منم رفتم دوش گرفتم و مثل ساحل فقط با یه شلوارک اومدم تو پذیرایی پیش بچه ها .دیدم که الناز و فریبا داخل اشپزخونه هستن منم رفتم کنار سعید که روی مبل ها نشسته بود داشت تلویزیون نگاه میکرد نشستم بعد یه دقیقه دیدم که الناز و فریبا به همراه غذاهای سفارشی از رستوران. از اشپزخونه اومدن سمت میز نهار خوری که هر دوتاشون فقط شورت و سوتین تنشون بود .الناز هم همون شورت و سوتین سفیدی که همیشه تو خونه خودمون میپوشید تنش کرده بود که حسابی هم تنگ بود فقط نوک سینه هاشو میپوشوند و شورتش رو هم اگه سه انگشت دیگه می اوردی پایین کوسش دیده میشد .فریبا هم یه شورت و سوتین قرمز رنگ تنش بود خیلی سکسی شده بود منم یه سره داشتم نگاش میکردم از بالا تا پایین اون پاهای تو پر و سفیدش و باسن بزرگش تو اون شورت تنگش سکسی تر بود دوست داشتم اون شورت هم نبود قشنگ میتونستم کوسش رو هم دید بزنم و حتی برم به کوسش دست بزنم ولی حیف که نمیشد.فریبا هم در همون حالتی که داشتن می فتن سمت میز نهار خوری منو که دید روی باسنش زووم کردم یه لبخند معناداری بهم کرد و گفتش که عافیت باشه سامان جون .بیاین نهار . منم سریع چشامو از روی کون فریبا دزدیدم و با سعیدبلند شدیم رفتیم سمت میز نهار رو خوردیم و تصمیم گرفتیم یه استراحت کوچیکی بکنیم و غروب بریم داخل شهر یه دوری بزنیم.بعد نهار هر کدوم رفتیم داخل اتاقمون و من همون اول الناز رو بغل کردم و شروع کردم به لب گرفتن و بوسیدنش مثل اینکه دفعه اولمه دارم ازش لب میگیرم .دیدن بدن لخت فریبا باعث شده بود من حسابی تحریک بشم و حس شهوتم رو روی الناز خالی کنم داشتم از الناز لب میگرفتم و گردن و سینه هاشو لیس میزدم و میخوردم که الناز گفت: سامان تو چته چرا اینجوری شدی نکنه فریبا رو که لخت دیدی اینجوری شدی؟
    من: خوب اره تو هم باشی اینجوری میشی
    الناز: خوش به حالت شده حسابی
    من :الناز جوون عزیزم تو واسه من تنها زنی هستی که عاشقت هستم و خواهم بود بعدش هم تو هم جلوی سعید لختی سعید هم همینجوری مثل منه حتما دیگه ماها با هم راحتیم
    بعدش میخواستم برم سمت کوس الناز که الناز نذاشت و گفتش که بزار شب موقع خواب یه حال اساسی بهت میدم
    منم قبول کردم و تو بغل هم یکم خوابیدیم و هوا داشت تاریک میشد که بیدار شدیم و با سعید و فریبا با هم رفتیم تو شهر . الناز یه تاپ استین حلقه پوشیده بود که نصف خط سینش مشخص بود و سینه هاش از کنار مشخص بود و یه وجب از پایین کوتاه بود و تا بالای نافش میومد و شکمش زده بود بیرون . یه دامن کوتاه هم پوشیده بود که تا نصف رونش میومد پایین. فریبا هم مثل لباس الناز پوشیده بود ولی دامنش یکم کوتاه تر از الناز بود و اون رونای سفید و خوشگلش حسابی خودنمایی میکرد.خلاصه رفتیم تو شهر یه دوری زدیم و من و سعید هم دو سه تا شیشه مشروب گرفتیم که دیگه کامل از ازادی استفاده کنیم . چون برگردیم ایران دیگه از این خبرا نیست واسه همینه به الناز هم تو لباس پوشیدن و ازاد بودنش کاری ندارم چون برگردیم ایران از این خبرا نیست دیگه و دوست دارم بهش خوش بگذره اینجا..
    اخرای شب بود که برگشتیم هتل و از بس که خسته بودیم رفتیم تو اتاقامون که بخوابیم .قبلش الناز رفت یه دوش بگیره بعدش با همون حوله دورش اومد روی تخت کنارم دراز کشید منم حولشو باز کردم و شروع کردم به لب گرفتن باهاش .از بالا شروع کرذم به بوسیدن و لیسیدنش . تمام گردنش و بوسیدم اومدم دور تا دور و زیر سینهاشو و نوکشون رو لیسیدم و خوردمشون اومدم روی شکمش و دور نافشو بعد هم رفتم سراغ پاهاش چون خوب تمیز شسته بود خودشو حسابی انگشت های پاشو با اون ناخن های بلند و خوشگلش لیس زدم و اومدم بالاتر روی ساقش و روناشو بعد هم اومد روی کوسش و مثل کوس ندیده ها شروع کردم به خوردن کوسش و در حین خوردنش الناز گفت : معلومه فریبا خوب حشریت کرده . منم گفتم نه عزیزم خودت و این اندام سکسیت منو دیوونه کردن جووون
    الناز : عزیزم میخوام امشب از کون هم بکنی منو خوب تمیزش کردم داخل سوراخ رو و خوب شستم
    من: چجوری شستی داخل دستشویی که شلنگ اب نیستش
    الناز : تو حمام یه شلنگ و یه شیر اب واسه شستشویی حمام هستش با همون شستم
    درست میگفت چون حمام خیلی بزرگ بود یه قسمتش یه سنگ توالت فرنگی دیگه گذاشته بودن و البته یکم با فاصله یه شیر اب مخصوص شستشوی حمام بود..
    منم رفتم سراغ سوراخ کونش و انگشتم رو کردم داخلش و بعد دوتا انگشت و بردم سمت دهنش که خودش بخوره یکم با انگشتام با سوراخ کونش بازی کردم که حسابیباز شده بود منم زبونم رو کردم داخل کونش و بالا و پایین سورذخ کونش رو لیس زدم بعد رفتم سمت دهن الناز و زبونم رو کردم تو دهنش که حسابی واسن بخوره زبونمو . بعدش دوباره رفتم سمت کوسش و با انگشتم کردم داخل کوسش و سقف کوسش و بازی میدادم تا ارضا بشه تو همین حین صدای فریبا رو شنیدم از اون اتاق که یه اه بلند کشید و شروع کرد به اه اووه کردن الناز هم که کم کم داشت ارضا میشد اه اه کردنش بلند تر شده بود . صدای فریبا رو که میشنیدم تند تر انگشتم رو تو کوس الناز تکون میدادم .طوری که الناز ارضا شد و اب خیلی زیادی از کوسش سرازیر شد به سمت سوراخ کونش و منم سریع همه اباشو لیس زدم و یه مقدار رو خورذم و بقیه رو تو دهنم جمع کردم و بردم سمت دهن الناز و خالی کردم تو دهنش و اونم تو دهنش نگه داشت و منو به پشت دراز کرد و شورتم رو از پام در اورد و کیرم که حسابی راست شده بود رو کرد تو دهنش و با همون اب های تو دهنش حسابی خیسش کرد و واسم ساک میزد بعدش سریع اومد روی من نشست و کوسش رو با کیرم تنظیم کرد و کرد داخل کوسش و چند بار که بلا پایین شد دیگه راه کوسش کامل باز شد واه اووه میکرد حسابی صدای فریبا هم از اون اتاق میومد که اخ و اووخ میکرد فومعلوم بوذ که داره از کون میده به سعید . الناز بعد از چند بار بالا پایین شدن دوباره کیرم رو کرد تو دهنش و حسابی خیسش کرد تو همون حالت نشست روی کیرم و این دفعه سوراخ کونش رو تنظیم کرد با کیرم و نشست روی کیرم .چند بار ارووم ارووم بالا پایین کرد دیگه حسابی سوراخ کونش باز شده بود کامل کیرم میرفت داخل کونش و آه آه الناز تبدیل شد به آخ اووخ ولی بعد از چند بار که سوراخش حسابی باز شده بود منم تند تند از اون زیر داشتم تلمب میزدم تو کونش که صدای الناز تبدیل شد به آههه های کشیده و بلند بلند که یهویی صدای سعید رو شنیدم از اون اتاق گفتش سامان جان یکم ارروم تر داریم میخوابیم چون در اتاقامون کامل باز بود و روبروی هم بودن کامل صدا رد و بدل میشد .منم خندم گرفت و گفتم چشم سعید جان الناز هم که انگار یه مقدار خجالت کشیده بود صداش در نمیومد .بعدش فریبا گفتش که الناز جوون راحت باش عزیزم میذونم سخته سعید الکی میگه با هنوز نخوابیدیم بعدش شروع به اه اه کردش . الناز هم که صدای فریبا رو شنید دوباره شروع کرد به اه اه کردن کونش حسابی باز شده بود از روی من رفت کنار رو دوباره کیرم رو کرد تو دهنش و خوب کیرم رو که تازه از سوراخ کونش اومده بود بیرون رو تو دهنش تمیز کرد بعدش اومد روی دهن من نشست منم که به پشت دراز کشیده بودم سوراخ کونش رو اورد جلوی دهن من که حسابی واسش بخورم منم زبونم رو میکردم داخلش و حسابی لیس میزدم . کوسش رو هم حسابی خوردم چوچولش رو هم کامل میکردم تو دهنش . بعدش بهش گفتم که به پهلو پشت به من دراز بکشه تو همون پوزیشنی که من عاشقشم . منم از پشت گذاشتم داخل کوسش . بعد در اوردم و گذاشتم داخل کونش همین رو چند بار تکرار کردم که ابم داشت میومد سریع کر دم داخل کونش و همون داخل کونش تمام ابم رو با فشار خالی کردم . اینقدر خسته شده بودیم دیگه از جامون تکون نخوردیم و تو همون حالت به پهلو خوابمون برد
    صبح روز بعد ساعت های ۷و نیم بود از خواب بیدار شدم دیدم که الناز هم مثل من لخت لخت روی تخت خوابه به پهلو راست خوابیده پای چپش رو هم جمع کرده بود به سمت شکمش که قشنگ کوس و سوراخ کونش زده بود بیرون یه لحظه بذ خودم فک کردم که ساید اگه بیدار شده باشه رفته باشه حمام یا دستشویی حتما الناز رو لخت روی تخت دیده چون حمام و دستشویی کنار هم بین اتاق ها بود و در اتاق ها هم روبروی هم بود و هر کی میخواست بره دستشویی میتونست داخل اتاق و نصف تخت رو ببینه . با این افکار خیلی حال میکردم . نشستم قسمت پایین تخت که رو به در بود و از داخل راهرو دید داشت و همینطوری لخت لخت بودم و داشتم به زاویه خواب الناز نگاه میکردم و یکم کیرم راست شده بود چون صبح بود با خودم گفتم که اونا خوابیدن و واسه همین همونجا نشستم و داشتم فک میکردم که یهویی دیدم فریبا از اتاق خودشون اومد بیرون و داشت میومد سمت دستشویی شورت و سوتین هم نداشت منم خوب میتونستم کوس و سینه هاشو ببینم . خودش گیج خواب بود . مثل اینکه وسط خواب دستشویی لازم شده . همینطوری گیج از پایین تختشون اومد نزدیک در دستشویی که رسید چشمش به داخل اتاق ما و من افتاد که داشتم بهش نگاه میکردم که جا خورد و ایستاد و یه دستش رو گذاشت روی سینه هاش و یه دست دیگش رو روی کوسش که من نبینم بعدش هم ارروم گفتش بیداری تووو و در دستشویی رو باز کرد و فت داخل موقع رفتن داخل زاویه دیدش روی کیر من بود منم از بس جا خورده بودم اصن حواسم نبود که شورت پام نیست کیر من هم که نیمه راست شده بود .فریبا هم قشنگ دیده بودتش .فریبا رفت تو دستشویی منم دوباره سر جام وی تخت دراز کشیدم تا فریبا بیاد بیرون بعد من برم و همونطوری لخت کنار الناز خوابیدم صدای در دستشویی رو شنیدم که فریبا اومد بیرون منم بلند شدم و شلوارک پوشیدم و رفتم دستشویی داخل اتاق فریباشون رو که دیدم اونم رفته بود دراز کشیده بود قسمت پایین پاهاشون تا زیر باسنش دیده میشد از بیرون اتاق منم دیگه فضولی نکردم که یکم برم جلوتر و بیشتر ببینم ضایع بود ولی پاهای خوشگلشو دیدم که به پشت خوابیده بود و پاش رو روی هم اورده بود و اون انگشت های کشیده با ناخن های بلندش مثل الناز که من عاشق اینجور پاها هستم رو دیدم خیلی دوست داشتم میرفتم انگشت های پاشو میخوردم ولی نمیشد . رفتم دستشویی و بعدش هم اومدم بیرون رفتم یه دوش بگیرم وقتی دوش گرفتم اومدم بیرون سعید و تو حال دیدم روی مبل ها نشسته بود رفتم تو اتاق خودمون دیدم الناز طاق باز خوابیدم و یکی از پاهاش رو هم یکم اورده بود بالا که کامل کوس و کون و سینه هاش مشخص بود باز دوباره با افکار اینکه سعید تو این وضعیت خوب تونسته کوس و کون الناز رو ببینه دوباره کیرم راست شد .خلاصه رفتم تو حال پیش سعید
    من: صبح بخیر سعید جان
    سعید :صبح بخیر عزیزم عافیت باشه
    من:ممنون . چه خبرا چه میکنی
    سعید: هههه خبرا که دست شماست
    من: چه خبرایی؟
    سعید: دیشب حسابی سرت شلوغ بود .بابا آرووم تر کار کن ملت خوابیدن
    من: عه مثل اینکه فقط من سر و صدا کردم شما نکردین دیشب هم اصن خواب نبود حسابی بیدار بودش(اشاره کردم به کیرش منظورم کیرش بود)
    سعید:این که اره ولی به بیداری مال تو نمیرسید با اون سر و صدایی که راه انداختین من : دهنت سرویس .مقصر النازه اون خیلی سر و صدا میکرد
    دیگه خیلی راحت شده بودم با سعید خیلی هم دوست داشتم چنین بحث هایی رو با سعید بکنیم اونم خوشش میومد و هی ادامه میداد دیگه اصن خجالت هم نمیکشیدیم از هم خیلی با هم راحت بودیم
    سعید : اره صدای الناز بود ولی تو باعثش بودی که اینقدر بلند اخ و اووخ کنه
    من:عه پس تو هم مقصری که صدای اه اه فریبا میومد
    سعید : اره منم مقصرم ولی تو بیشتر
    من:ههه دهنت سرویس . ولی راستش سعید یه چیز میگم ناراحت نشی فک میکنم تو هم مثل منی .وقتی صدای دو نفر دیگه رو که میشنیدم اون اتاق دارن سکس میکنن بیشتر حال میکردم و محکم تر تو کون الناز فشار میدادم
    سعید:عه ما اونجا سکس میکردیم شما اینجا حال میکردی
    من: سعید نگو که تو با صدای اینطرف حال نمیکردی
    سعید : مممممم راستش چرا منم حال میکردم
    من :سعید میدونی چیه من خیلی خوشحالم که اینقدر با هم راحتیم
    سعید:منم . فک میکنم زنامون بیشتر خوششون میاد که اینقدر راحتیم
    من :اره اونا هم اگه خیلی بسته باشن دیگه مسافرت و دور هم بودنمون اینقدر بهشون خوش نمیگذره من که الناز رو ازاد گذاشتم هر جور دوست داره راه بره و لباس بپوشه و لذت ببره از ازادی
    سعید :اره منم کاری ندارم به فریبا خیلی هم دوست دارم اینطوری باشه. حالا بگو چکار میکردی بعضی موقع ها صدای الناز بلند تر میشد
    دیدم که سعید هم خیلی دوست داره وارد جزییات بشیم منم ادامه دادم
    من: یعنی تو نمیدونی
    سعید:نه
    من:کون الناز یکم تنگه تازه کاره واسه همین دردش میاد مممم ببخشید ها مثل فریبا نیست
    دیدم سعید ناراحت نشد که در مورد زنش گفتم خیلی با اشتیاق ادامه داد
    سعید:اره حدس زدم که داری از کون میکنیش .فریبا رو هم زیاد از کون میکنم خیلی وقته عادت داره راست میگی . حالا از کجا میدونی که فریبا بیشتر از الناز از کون داده
    من:از زبون الناز شنیدم .موقعی که با فریبا تنهان خیلی کارا با هم میکنن .کون دادن رو هم از فریبا یاد گرفته
    سعید:اها .اره یه بارم فریبا موقع سکس بهم گفت که تو هم همه بدن منو مثل سامان که واسه الناز می خوره و لیس میزنه واسه منم لیس بزن و بخور . بعد هم ازش پرسیدم فهمیدم که الناز بهش گفته
    من :اره اینا خیلی با هم راحتن واسه همین تو جمع خودمون خیلی راحتن مگه تو بدن فریبا رو نمیخوری و لیش نمیزنی
    سعید :نه من فقط کوس و کونش رو لیس میزنم
    من :عه ولی وقتی تمام بدن یه زن رو بخوری و نوازش کنی و لیس بزنی بیشتر بهش حال میده من که از نوک انگشت پای الناز و میخورم تا کوسش از لباش هم تا روی سینه هاشو بعدش هم شکم و کوسش خیلی حال میده اینقدر کوس و کونش رو لیس می زنم و با انگشتم بازی میکنم باهاش تا ارضا بشه بعد میکنمش توهم امتحان کن خیلی حال میده
    تو این صحبت هامون دیگه هیچ شرم و حیایی بینمون نبود خیلی داشتم حال میکردم وقتی اینجوری با سعید از کوس و کون زنامون حرف میزدیم کیر من که توی شورتم یکم بلند شده بود مال سعید هم باد کرده بود
    سعید:عه چقدر باحال باید امتحان کنم ببینم چجوری ولی پاها رو دوست ندارم بخورم.
    من:باشه هر کدوم رو که دوست داری بخور ولی من عاشق پا هستم
    گرم صحبت بودیم که صدای فریبا اومد که داشت میرفت اشپزخونه و به هردوتامون صبح بخیر گفت یه نگاه کش دار هم به من کردش شورت و سوتین قرمز رنگ هم تنش بود که اون رون های تو پرش رو بهتر نمایش میداد پشت سر اون هم الناز از اتاق اومد بیرون با شورت و سوتین سفید که وقتی راه میرفت یکم سینه هاش این ور اون ور میرفت یه چشمم به سعید افتاد دیدم داره به الناز نگاه میکنه و حتما به سینه هاش نکاه میکنه .الناز هم صبح بخیر گفت و رفت پیش فریبا و صبحانه رو اوردم خوردیم و تصمیم گرفتیم که بریم ساحل و افتاب بگیریم بعدش زنامون رفتن تو اتاق که لباسشون رو عوض کنن وبریم . الناز همون تاپ دامن دیروز رو پوشیده بود که خط سینه ها و بغل سین هاش دیده می شد و بند سوتینش هم دیده میشد و دامنش هم تا زیر باسنش بود بیکینی رو هم زیرش پوشیده بود . فریبا هم یه تاپ دامن نازک و گشاد پوشیده بود قشنگ شورت و سوتینش به خاطر نازکی لباسش دیده میشد دامنش هم کوتاه تر از الناز بود من و سعید هم که با شلوارک بودیم رفتیم یه رکابی پوشیدیم و زیر انداز و روغن و اب برداشتیم با الناز و فریبا رفتیم بیرون سمت ساحل ...
    رفتیم همون ساحل ولی به بچه ها گفتم بیاین بریم یکم جلوتر و ببینیم اونطرف تر چی شکلی هستش شاید قشنگ تر باشه.اونا هم قبول کردن و همینطوری راهمون رو لب ساحل ادامه دادیم یه مقدار درخت جلومون بودن و اونا رو هم رد کردیم که دیدیم یه ساحل تمیز تر و خلوت تر هستش که چند تا زوج مثل ما جلوتر دراز کشیدن . نزدیک تر که شدیم دیدیم جووووننن هیچ کی شورت و سوتین نپوشیده و زن ها همه لختن مرد ها هم شورت نداشتن و لخت لخت بودن و همه رو به افتاب داشتن افتاب میگرفتن . من که همون اول کیرم راست راست شده بود از داخل شورت معلوم بود که باد کرده .. الناز و فریبا هم داشتن با تعجب به بقیه نگاه میکردن .. رفتیم یکم جلوتر و با فاصله از اونا زیر انداز رو انداختیم و نشستیم ..
    الناز :میبینین چقدر راحتن انگار نه انگار که کسی غریبه کنارشون دراز کشیده کسی به کسی کاری نداره چقدر خوبن
    فریبا:اره خیلی ازادن خیلی راحتن
    من:اره خوش به حالشون
    زنامون لباسشون رو در اوردم و با بیکینی و ما هم با شلوارک همون جا دراز کشیدیم کنار همدیگه و چسبیده به هم دراز کشیدیم الناز و فریبا وسط منو سعید هم طرفین و کنار زنامون و مشغول روغن زدن بدن زنامون شدیم . الناز و فریبا به پشت خوابیده بودن که دیدم یه زن و مرد لخت لخت دارن از جلومون رد میشن میرن اون سمت که سینه های زنه بزرگ و اویزون اینطرو اونطرف میرفت و پوست سینه هاش سفید تر از بقیه اندامش بود معلوم بود که لخت کرده تا همه اندامش یه رنگ برنزه بشه بعدش همونطوری که داشتم روغن رو روی شکم الناز میمالوندم اروم سوتین الناز رو داشتم از قسمت بندش در میاوردم که الناز گفت نه زشته
    من:چرا
    الناز : خجالت میکشم
    من:از چی از کی؟
    الناز :از سعید
    من: نه بابا این ها رو نگاه کن چقدر راحت لخت شدن دارن نهایت استفاده رو از ازادی میکنن تازه مگه چند بار میایم خارج که ازاد باشیم .اشکال نداره ر احت باش و حال کن سعید هم از خودمونه نگران نباش
    سعید و فریبا هم داشتن به ما نکاه میکردن و گوش میدادن به حرفامون الناز هم در حالی که داشت به سعید نگاه میکرد منم کورستشو ارووم بند های کنارشو باز کردم و از روی سین هاش برداشتم سینه های الناز هم چون به پشت دراز کشیده بود به کنار ها افتاد و از هم باز شدن من که با دیدن این حالت سینه های الناز کیرم راست شد چه برسه به سعید بعدش من یکم روغن ریختم کف دستام و با دستام مشغول روغن زدن و مالوندن سینه های الناز شدم سینهاشو با دستام میگرفتم و خوب تا نوک سینهاش تو دستم کامل میگرفتم و نوک سینهاشو با دو تا انگشتم به بالا میکشیدم . سعید و فریبا هم داشتن به سینه های الناز نگاه میکردن الناز هم به چشمای سعید نگاه میکرد که دیدش روی سینه هاش بود . سعید هم که دید من سوتین الناز رو دراوردم سوتین فریبا رو دراورد و فریبا هم اولش دستش رو گذاشته بود روی سینه هاش که من نبینمشون ولی سعید گفت عزیزم راحت باش مثل الناز اینجا اومدیم که ازاد باشیم اونم با این حرف ها دستشو برداشت و داشت به جشم های من نگاه میکرد که داشتم به سینه هاش نگاه میکردم و یه لبخند ملیح هم به من کرد
    دیدم سعید همون طوری که داشت روغن رو وی سین هاش میمالوند دست روغنیش رو کشوند روی شکمش بعد میخواست شورت زنشو هم در بیاره که واسش روغن بزنه .منم انگشتم رو بردم زیر کش شورت الناز و داشتم میکشیدم پایین تر که دستمو گرفت گفتش شورتم نه . گفتم چرا در همین حین دو تا زن دیگه از جلومون رد شدن و رفتن که من به الناز گفتم ببین این زن هارو چقدر راحتن دارن همینطوری کون لخت راه میرن
    کون لخت رو که گفتم فریبا یه خنده از ته دل کرد و به من نگاه میکرد الناز هم دستشو برداشت و گذاشت شورتشو در بیارم سعید هم که زودتر شورت فرییا رو در اورده بود داشت کوسش رو با روغن میمالوند من هم کوس الناز رو میمالوندم و دستم رو میبردم لای پاش و روی سوراخ کونشم روغن میزدم یه چشمم هم به کوس فریبا بود که که دیگه الان راحت میتونستم بدون هیچ گونه نگاه مخفی راحت ببینم و حتی شوهرش هم مشکلی نداشته باشه کوس الناز و با روغن که میمالوندم الناز هم ااووم اووم میکرد روغن زدنم تموم شد که دیدم یه زوج دیگه بالا سر ما دراز کشیدن طوری که پاهاشون به سمت ما بود و قشنگ میتونستم لای پای زنه رو ببینم زنه به پشت دراز کشیده بود پاهش رو از هم باز کرده و زانوهاش رو اورده بالا و کف پاش روی زمین . دست مرده رو دیدم که اومد روی کوس زنش و واسش میمالوند و با این که میدونست ما پایین پاهاشون دراز کشیدیم و خوب دید داریم ولی باز هم انگشتی رو میکرد تو کوس زنش و باهاش بازی میکرد و واسش میمالوند منم با دیدن این صحنه یه حالی شدم و به شکم دراز کشیدم واسه اینکه کیرم بد جور راست کرده بود همینطوری که به شکم دراز کشیده بودم و الناز به پشت دستم رو بردم سمت پاهای الناز و از زیر روناش گرفتم و یکم اونارو دادم بالا خودش پای دیگش رو هم اورد بالا البته کف پاش روی زمین بود زانوهاش رو اورد بالا . منم دستم رو بردم روی کوسش و انگشتم رو میکردم تو کوسش که الناز سرش رو بلند کرد و پایین پامون رو نکاه کرد و گفت: سامان نکن پایین پاهامون کسی دراز کشیده منم گفتم خوب دراز کشیده باشن بالا سر ما هم کسی هستش اینا رو نگاه کن مرده چجوری داره مال زنه رو میماله الناز به شکم دراز کشید که اونا رو ببینه فریبا هم به پشت دراز کشید داشتن اونا رو نگاه میکردن منم بلند شدم نشستم و روغن رو برداشتم و ریختم روی باسن الناز و شروع کردم به مالیدن با این که میدیدم یه مرده که با فاصله دومتری از پاهامون دراز کشیده داره ما رو نگاه میکنه ولی باز هم مالوندم و دستم رو خوب میبردم لای پاش و روی کوسش و انگشتم رو میکردم داخل کوسش و چند باری هم کردم تو کونش . فریبا رو دیدم که پاهاشو کامل از هم باز کرده و کف پاهاشو داده بود بالا که قشنگ کوس و کونش دیده میشد منم که دیدم پای الناز رو خوب باز کردم و محکم تر مالوندم سعید دراز کشیده بود و چشماشو بسته بود و داشت افتاب میگرفت . فریبا که کف پاهاشو داده بود بالا از هم بازشون میکرد و میبستشون که یه لحظه خیلی باز کرد و پای چپشو اورد جلوی صورت من که نشسته بودم و داشتم کون الناز رو روغن میزدم . فریبا یه نگاهی هم از پهلو به من کرد و یه لبخند شیطونی به من کرد و پاشو همون حالت نگه داشت . منم پاشو گرفتم و از روغن برداشتم و مالیدم کف پاش و انگشتا و ناخن های قشنگشو مالوندم و تا نزدیک زانوش روغن رو مالوندم بعد یه خنده ای کرد و به سعید گفت سعید جوون تو هم بیا پشت منو روغن بزن سعید هم گفتش چشم عزیزم تو جون بخواه .. بعدش سعید بلند شد مثل من نشست و روغن رو برداشت و با کف دستش روی رون و باسن و سوراخ کون ف یبا رو میمالوند و نگاهش بیشتر به سمت کون الناز بود که من داشتم میمالوندم نگاه منم روی کون فریبا بود من که پاهای الناز رو از هم کامل باز کردم به طوری که فریبا هم که پاهاشو باز کرده بود پای چپش رو گذاشته بود روی پای راست الناز ضربدری شده بود پاهاشون سعید هم کون و رون های فریبا رو که روغن مالوند رسید به پایین تر دید ساق پای چپش روغنیه یه نگاه به من کرد و خندید و به فریبا گفت که ساق پاتم که روغنی هستش سامان دستت درد نکنه بعدش پای دیگه فریبا رو روغن زد بعدش دیدم دوباره روغن برداشت و مالوند به ساق پای راست زنم الناز که رفته بود بین پاهای فریبا و نزدیک دستش بود .من با دیدن این صحنه که یکی داشت پای زن منو ماساژ میده یه جوری شدم و کیرم ب
    یهویی بزرگتر شد .الناز هم سرش رو اورد بالاتر و به پهلو نگاه کرد به سعید که داشت واسش پاشو با روغن ماساژ میداد و بیشتر پاشو باز کرد تا پاش به دست سعید نزدیک تر بشه منم تو همون حالت دوباره ساق پای فریبا زن سعید رو با روغن مالوندم و تا نوک انگشتاشو روغن زدم .
    مشغول بودم که یهو فریبا گفت شما که مارو لخت کردین چرا خودتون لخت نمیشین کامل
    الناز :ارخ فریبا راست میگه شما چرا شورتاتون رو در نمیارین
    من: اخه نمیشه الان ضایعه خیلی
    الناز : چرا ضایعه چی شده
    من : ضایعه دیگه الان بزرگ شده
    الناز یه خنده ای کرد و گفت :خوب معلومه دیگه یه کارایی میکنی که بایدم اینطوری بشه من کاری ندارم باید دربیاری
    فریبا هم رو به سعید :سعید چرا در نمیاری
    منو سعید به هم نگاه کردیم و بعدش دور و برمون رو هم نگاه کردیم کسی نبینه کیر راست شده مارو . الناز و فریبا هم برگشتن به پشت دراز کشیدن و ارنج هاشون رو تکیه گاه قرار دادن که سرشون بالا باشه تا ما و ببینن
    من و سعید هم به هم نگاه کردیم و همونطوری که نشسته بودیم رفتیم روی دوتا زانو تا شوورت رو در بیاریم من که هم به محض اینکه کشیدم پایین کیرم مثل یه فنر پرید بیرون سعید هم کشید پایین و کیرش زد بیرون که الناز و فریبا با هم گفتن :ووااای . واقعا هم ضایع هستش
    خوشبختانه اون مرده که زیر پای ما دراز کشیده بود رفته بود . خلاصه ما هم که کامل لخت شدیم فریبا یه سره داشت به کیر من نکاه میکرد و الناز هم به کیر سعید بعدش فریبا گفت که بریم داخل اب یکم.. الناز هم گفت اره بریم
    من:اره شما برین منم یکم دیگه میام یکم بخوابه
    سعید : پاشو بریم بابا ولش کن اینجا همه کیراشون بلنده
    کلمه کیر رو که جلوی زنامون گفت من خندم گرفت الناز هم خندش گرفته بود .خلاصه بلند شدیم و رفتیم داخل آب ......


    ادامه سفر خارج


    از قسمتی که ما دراز کشیده بودیم تا لب اب هفت هشت متری بیستر فاصله نبود .زنامون بلند شدن و زودتر رفتن به سمت اب دویدن و رفتن سمت اب در حین دویدن من و سعید از پشت داشتیم بهشون نگاه میکردیم مثل اینکه خجالت میکشیدن که بقیه اونا رو لخت لخت ببینن واسه همین سریع خودشون رو رسوندن به اب در حین دویدن از پشت کون فریبا رو دیدم که بالا و پایین میرفت از کون الناز بزرگتر بود منم دور و برم رو نگاه کردم دیدم به جز اون زوجی که بالا سر ما دراز کشیده بودن تو فاصله نزدیک ما کسی نبود فاصله داشتن من و سعید هم با خیال راحت و با همون کیر های راست شدمون رفتیم سمت اب رفتیم کنار زنامون . اب تا کمرمون بود تا رسیدیم به اونا شروع کردن به اب پاشیدن روی ما من و سعید هم یکم روی اونا اب پاشیدیم و دویدیم سمتشون تا بگیرمشون اونا هم میخواستن که فرار کنن من الناز رو گفتم و پشت الناز رو چسبوندم به شکمم کیرم که راست راست شده بود قشنگ رفت لای پای الناز و چون از کمر به پایین تو اب بودیم دیده نمیشد الناز که کیر منو لای پاش حس کرد یه وووییی کرد که توجه سعید و فریبا به ما جلب شد و مثل اینکه فهمیدن قضیه چیه من سینه های الناز رو از پشت تو دستام گرفتم و داشتم به سینه های فریبا که تو فاصله کمتر از یه متری ما بود و تا حالا اینقدر از نزدیک سینه های لخت فریبا رو ندیده بودم با دیدن این صحنه ها سینه های الناز رو محکم تر میمالوندم مه صدای الناز در اومد و یه آااهه بلند کشید که سعید گفتش ارووم تر بابا
    فریبا: تو چکار داری دوست دارن اینکارو
    سعید:باشه بابا نزن
    من هم به فریبا نگاه میکردم که دیدم دستش رو برده زیر اب و داره با کیر سعید بازی میکنه که سعید گفتش نکن فریبا زشته اینجا فریبا هم دستش رو برداشت از روی کیر سعید من هم الناز رو ول کردم و الناز به سمت من چرخید و منو بغل کرد و در گوشم گفت که ممنونم که اینقدر تو خوبی و گذاشتی اینجا مزه ازادی رو بچشم بعدش هم داشت لب های منو میبوسید که یهو فریبا گفت شما خسته نشدین از عشق بازیتون .سعید هم به تلافی اون حرف فریبا به فریبا گفت تو چکار داری شاید دوست دارن این کارو مزاحمشون نشو
    بعدش هم همگی با هم خندیدیم و یکم رفتیم جلوتر که اب تا روی سینه هامون اومد و تمام بدنمون خیس شد بعدش هم من گفتم بچه ها برگردیم سرجامون؟
    الناز :شما برین ما هم میایم
    من و سعید رفتیم روی زیر انداز نشستیم و زنامون رو نگاه میکردیم الناز و فریبا هم اومدن سمت ساحل تا جایی که اب زیر زانوشون بود و داشتن با هم حرف میزدن و میخندیدن از ته دل من فریبا رو که نگاه میکردم و اون سینه هاشو کیرم راست تر میشد با الناز که حرف میزد و میخندید من وقتی خنده هاشو میدیدم انگار یه حسی دیگه بهش داشتم و انگار خیلی دوستش دارم من و سعید فقط داشتیم به زنامون نکاه میکردیم که من که دیگه روم با سعید باز شده بود و دیگه از هم خجالت نمیکشید و خیلی احساس راحتی میکردیم بین همدیگه گفتم:سعید قبول داری دو تا از بهترین زن های دنیا نسیب ما دو تا شده
    سعید:از چه نظر بهترین
    من: خوب از همه نظر هم اخلاق هم رفتارشون و بقیه چیزها
    سعید :بقیه چیزها یعنی چی منظورت اندامشون هم هست دیگه اره
    من :خوب اره دیگه این که مشخصه
    سعید :اره خیلی سکسین
    من :سعید به نظرت کدوم یکیشون سکسی تره
    سعید:چی بگم خوب هردوتاشون خوبن
    من: نه دیگه یه فرق هایی بینشون هست
    سعید :چه فرق هایی
    من یکم صب کردم و فک کردم با خودم که این حرفو بزنم یا نه که دلو زدم به دریا گفتم با سعید دیگه راحتیم ناراحت نمیشه بعدش گفتم:خوب یه چیز میگم ناراحت نشی ولی به نظرم باسن فریبا بزرگتر از باسن النازه
    سعید هم اصن ناراحت نشد و برعکس من خیلی راحت تر حرفشو گفت :اره کون فریبا بزر گتر از کون النازه چون بیشتر از کون کردمش ولی در عوض سینه های زن تو بزرگتر از زن منه
    من :اره چون من خیلی سینه هاشو میخورم و میمالم واسش سینه رو هم هر چی بیشتر بمالی به مرور بزرگتر میشه
    سعید :اره
    .خلاصه زنامون هم حرف هاشون تموم شد و اومدن سمت ما وقتی به ما نزدیک شدن چشمم به رون ها و لای پای فریبا که افتاد و اون چاک کوسش که معلوم بود تازه شیو کرده بود چون خیس که شده بود برق میزد زنامون هم اومدن کنارمون نشستن و بدنمون که خشک شد تصمیم گرفتیم برگردیم هتل. زنامون شورت و سوتین هاشون رو تنشون کردن و لباسشون رو هم پوشیدن و ما هم شلوارک و رکابی مون رو پوشیدیم و رفتیم هتل قبلش رفتیم یه مقدار وسیله و خوراکی از بازار گرفتیم و رفتیم هتل. وارد اتاق که شدیم زنامون سریع خودشون رو رسوندن به حمام و با همدیگه رفتن داخل من و سعید هم به هم نگاه کردیم و خندیدیم و من گفتم چقدر خوشحالن اینا.. سعید:اره
    من: خیلی دوست دارم الناز رو اینجوری شاد و خوشحال ببینم از وقتی شما خونتون رو اوردین پیش ما و یه سره با هم هستیم الناز شادتر از قبل هستش .
    سعید:اها اره فریبا هم قبلا تنها بود الان دیگه یه دوست خوب مثل الناز که پیدا کرده از تنهایی دراومده و همیشه شاده . الان هم که اومدیم اینجا و اینقدر ازاد و راحتن خوشحال تر هم هستش
    مشغول صحبت بودیم که صدای جیغ و داد و خندیدن زنامون از داخل حمام اومد
    من به سعید گفتم:اوه اوه معلوم نیست دارن چکارا میکنن اونجا
    سعید:بزار خوش باشن .بزار هر کار دلشون میخواد بکنن
    من زنگ زدم و نهار رو سفارش دادم که بیارن بالا تا اون موقع هم زنامون از داخل حمام اومدن بیرون و با شورت و سوتین اومدن پیش ما و من و سعید به اونا خسته نباشید گفتیم و سعید گفت چه خبر بود با همدیگه دعوا میکردین چکار میکردی؟
    فریبا : چکار دارین شما ها داشتیم با هم بازی میکردی
    که الناز اینو شنید یه خنده از ته دل کرد و گفتش اره راست میگه بازی میکردیم
    من :چه بازی؟
    الناز :نه دیگه وارد جزییات نشین
    همگی با هم خندیدیم و نهار رو خوردیم و بعدش رفتیم یه دوری تو شهر زدیم و یه چندجا از جاهای دیدنی شهر رو دیدیم و برگشتیم هتل ....
    وقتی اومدیم سوییتمون دیگه دیر وقت بود و موقع خواب بود دوباره زنامون باهم رفتن یه دوش رفتن سعید که زودتر رفته بود تو اتاقشون دراز کشیده بود منم قبل از اینکه زنا بیان رفته بودم اتاق سعیدشون کنارش دراز کشیده بودم و با هم حرف میزدیم و منتظر بودیم که زنامون بیان و با هم بخوابیم صدای در حمام رو که شنیدم از جام بلند شدم و اومدم بیرون از اتاق که دیدم فریبا از حمام اومد بیرون و حوله رو هم کامل دور خودش نپیچیده بود جلوش باز بود و کامل سینه ها و کوسش رو دیدم که خیس بودن فریبا هم وقتی منو دید حولشو درست نکرد و چون قبلا لخت همدیگه رو قبلا دیده بودیم همون حالتی سلام کرد و منم بهش گفتم عافیت باشه و اونم تشکر کرد و رفت تو اتاقشون موقعی که داشتم میرفتم تو اتاقمون یه لحظه برگشتم و فریبا رو دیدم که حوله رو کامل برداشته بود داشت میرفت روی تخت چون اتاقا روبروی هم بود از اتاق ها پایین تخت ها دیده میشد . الناز هم که زودتر اومده بود بیرون از حمام لخت لخت روی تخت دراز کشیده بود و منتظرم بود و داشت با کوسش ور میرفت منم چون دوباره فریبا رو لخت لخت دیده بودم حشرم رفته بود بالا و سریع رفتم سراغ الناز وشروع کردم به خوردن کوسش با چنان شدتی میخوردم که صدای الناز خیلی بلند شد و آه و اووه شدید میکرد صدای فریبا هم از اون اتاق میومد دیگه از همدیگه خجالت نمیکشیدیم که صدای کرذن همدیگه رو بشنویم خیلی راحت شده بودیم .این حالت رپ خیلی دوست داشتم که در کنار صدای الناز صدای یه نفر دیگه رو هم بشنوم که اونم اه اه میکنه خلاصه کوس الناز رو خوب خوردم و اونم کیر منو خوب ساک زد و بعدش شروع کردم به گاییدن کوس الناز بعد از پنج دقیقه که گاییدمش به من گفت:صب کن یه چیز از کشو بردارم
    من :چی
    الناز :صب کن خودت میبینی
    الناز داخل کشو رو نگاه کرد چیزی رو که میخواست پیدا نکرد بعدش بلند داد زد فریبا اسباب بازیمون دست تو
    فریبا هم از اون اتاق در حالی که داشت اه اه میکرد گفتش اره عزیزم تو کشو بیا خودت بردار
    الناز :الان بیام
    فریبا :اره بیا مشکلی نیست
    الناز رو به من کرد و از من پرسید که برم
    من:اره برو خودش میگه بیا دیگه
    الناز میخواست شورتش رو پاش کنه و بره که گفتم نمیخواد شورت بپوشی همینجوری برو دیگه ما که همدیگه رو لخت دیدیم دیگه فرقی نمیکنه
    الناز هم شورت رو انداخت روی تخت و سریع رفت داخل اتاق فریباشون من هم از داخل اتاق داشتم الناز رو نگاه میکردم که رفت داخل اتاقشون . فریبا هم همون حالت داشت اه اه میکرد و الناز هم داشت داخل کشو لباس های فریبا رو نگاه میکرد اون چیزی که میخواست پیدا کرد و برگشت سمت فریبا و به اونا داشت نکاه میکرد و مثل اینکه داشت گاییده شدن فریبا رو نگاه میکرد که منم از داخل اتاق گفتم الناز جوون بیا دیگه
    الناز هم اومدم اتاق ما و دیدم که دستش یه دیلدو هستش از پرسیدم این چیه؟
    الناز :این اسباب بازی که امروز گرفتیم
    سریع بغلش کردم و انداختمش روی تخت و روش دراز کشیدم وکیرم و فرستادم داخل کوسش و در گوشش گفتم با کی رفتین گرفتین؟
    الناز هم در حال که داشت نفس های عمیق میزد گفت :با فریبا
    من :ظهرم با همین اسباب بازی تو حمام بازی میکردین که جیغ و داد میکردین
    الناز:اره
    الناز که دیگه حسابی اه اووه میکرد و صداش بلند شده بود صدای فریبا هم بلند تر شده بود فک کنم اونا هم از اینکه صدای اه اه الناز رو میشنیدن حشری تر شده بودن
    همینطوری که داشتم ارووم ارووم الناز رو از کوس میکردم الناز بهم کوگفت که سوراخ کونم رو هم با انگشتت باز کن .کیرم رو از کوسش در اوردم و نشستم لای پاش و پاهاش رو کامل باز کردم و زانپهاشو دادم بالا و انگشتم رو کردم داخل کونش جلو عقب کردم و بعدش انگشت دوم و بعد از اون هم انگشت سوم الناز انگشتامو کرد تو دهنشو تمیزشون کرد بعدش دیلدو رو داد بهم و گفت اینو بکن تو کونم منم اونو کردم داخل کونش و جلو عقب کردم و حسابی رفته بود داخل بعد هم دراوردمش و خوب لیسش زدم و دوباره کردم داخل اینبار حسابی رفته بود داخل در همون حالت دیگه از کونش در نیاوردم و کیرم رو خیس کردم و فرستادم داخل کوسش الناز هم حسابی داشت حال میکرد و میگفت چه حالی میده دوتایی منم چند تا تلمب زدم و دیلدو رو از تو کونش در اوردم و دادم به الناز بعد کیرم رو کردم تو کونش دیگه چون کونش گشاد شده بود خیلی راحت تا ته رفت داخل و همون جا شروع کردم به جلو عقب کردن و بعدش کیرم رو در اوردم و بردم سمت دهن الناز و خوب واسم خوردش دوباره اومدم لای پاش و کیرم رو کردم تو کوسش و جلو عقب کردم و دیدم که الناز لرزید و معلوم شد ارضا شده و بعدش بردم تو کونش و چند بار تلمب زدم و ابم رو با فشار ریختم داخل کونش . همون جا کنار الناز دراز کشیدم و خوابم برد الناز هم همونطوری لخت برق ها رو خاموش کرد و خوابیدیم . فریبا و سعید هم یکم زودتر از ما کارشون تموم شده بود و خوابیده بودن. خلاصه خوابیدیم و صبح از خواب پاشدیم و صبحانه خوردیم الناز و فریبا با شورت و سوتین بودن .صبحانه رو خوردیم این روز ها تا جایی که میتونستم خوردنی های گرم میخوردم مثل موز و.. که کمرم حسابی پر بشه و بتونم هر شب حال کنم
    بعد از صبحانه هم با بچه ها رفتیم سمت ساحل همون ساحل لختی ها
    چون یکم دیرتر رفته بودیم اون ساحل لختی ها شلوغ تر شده بود همه نزدیک به اب دراز کشیده بودن پاهاشون هم رو به دریا ما هم که دیدیم دیگه نزدیک دریا جا نیست رفتیم بالا سر همه با فاصله بیشتر از دریا دراز کشیدیم یعنی تعداد افرار بیشتری ایندفعه پایین پاهامون دراز کشیده بودن رفتیم با فاصله یه متری از یه زن و مرد کنارمون زیرانداز رو پهن کردیم و پایین پامون هم با فاصله کمتر از دومتر یه زوج دیگه و یه مرد تنها هم دراز کشیده بود زنامون که سریع تاپ دامنشون رو در اوردن و با شورت و سوتینشون دراز کشیدن وسط منم کنار الناز سمتی بودم که اون زوج با فاصله یه متری ما و زنش نزدیک من بود که کامل لخت بود و به پشت دراز کشیده بود و سینه هاشم که حسابی بزرگ بود از هم باز شده بود و افتاده بود بغل و با دیدن این سینه ها که تازگی داشت برام کیرم یه تکونی خورد بعدش به الناز گفتم تو هم لخت کن دیگه راحت باش
    الناز هم همون حالت دراز کش پاهاشو اورد بالا و شورتش رو در اورد . منم که نشسته بودم هنوز پایین پامون رو دیدم که اون زن و مرده به شکم دراز کشیده بودن و داشتم ماها رو نگاه میکردن فریبا هم شورتش رو دراورد و بعدش هم سوتینشون رو دراوردن الناز پایین پاهاشو نکاه کرد که ببینه پایین چه خبره دید که اون زن و مرده دارن نگاه میکنن که من بهش اشاره کردم اشکال نداره الناز هم یه زانوشو خم کرد و پای دیگش هم همون حالت دراز کش بود منم همون حالت نشسته شورتم رو دراوردم و دیدم سعید هم زودتر شورتش رو در اورده بود و دراز کشیده بود یه نکاهم به سینه های فریبا بود و لای پاش و اونم همون لبخند همیشگی رو لباش بود وقتی تو چشم های من نگاه میگرد منم دراز کشیدم و پاهامو از هم باز کردم بعد از ده دقیقه به سعید گفتم سعید بیا یه سر بریم داخل اب بیایم سعید هم قبول کرد و من و سعید ببند شدیم رفتیم سمت اب .داخل اب بودم و داشتم از دور الناز و فریبا رو نگاه میمرذم که جکار میکنن دیدم الناز پاهاشو کامل از هم باز کرد و زانوها شو اورد بالا کف پاهاش روی زمین بود فریبا هم مثل الناز کرد . پایین پاهاشون هم دو تا مرد به شکم دراز کشیده بودن و داشتن نگاه میکردن . این صحنه رو به سعید نشون دادم و سعید هم گفت بزار راحت باشن و هر کار دلشون میخواد بکنن .بعد ازده دقیقه من و سعید برگشتیم پیش زنامون نزدیک الناز و فریبا که شدیم دیدم الناز و فریبا دارن بوهمون حالتی که دراز کشیدن دستشون رو اوردن لای پاشون و دارن با کوسشون ور میرن اون مرد ها رو دیدم که یه دستشون روی کیرشون بود و کیرشون رو میمالوندن منم این صحنه رو که دیدم کیرم گنده تر شد حسابی حال میکردم یکی زنمو دید بزنه . من و سعید هم رفتیم پایین پای زنامون الناز و فریبا که مادوتا رو دیدن پاهاشون رو بستن که من به الناز گفتم راحت باش عزیزم باز کن پاهاتو یکم نگاه کنم دارم حال میکنم سعید هم پای فریبا رو باز کرد . من و سعید همپن جا پایین پای زنامون نشستیم و داشتیم به کوسشون نکاه میکردیم من به کوس فریبا نکاه میکردم و سعید هم به کوس الناز . کیر منم بزرگ تر شده بود فریبا هم داشت با کوسش ور میرفت حسابی حال میکردم بعدش الناز و فریبا برگشتن به شکم دراز کشیدن و پاهاشون رو باز کردن من و سعید هم دراز کشیدیم کنارشون و بعد از یه ربع بلند شدیم و رفتیم داخل اب یکم اب بازی کردیم و اومدیم نشستیم خشک که شدیم لباسامون رو پوشیدیم . ولی ایندفعه الناز و فریبا دیگه شورت و سوتینشون رو زیر تاپ دامنشون نپوشیدن دامنشون هم تا زیر باسنشون بود که اگه یه ذره خم میشدن کامل کوس و کونشون میزد بیرون ولی با همون حالت به سمت هتل رفتیم نهار رو هم تو رستوران خوردیم و بعد نهار هم رفتیم یه دوری لب ساحل پیاده روی کردیم و یه مقدار حرف زدیم غروب برگشتیم سوییتمون . وارد سوییت که شدیم الناز گفتش اول من میرم دوش بگیرم .فریبا هم گفت نه من اول میرم منم گفتم نه بابا من زودتر میخواستم برم .سعید هم گفتش بابا دعوا نکنین اصن بیاین همه با هم بریم حمامش هم که بزرگه ما هم که مشکلی نداریم با هم . خلاصه همه قبول کردیم و رفتیم داخل حمام من که همون اول شورتمو در اوردم و سعید هم لخت کرد خودشو بعد از ما هم زنامون لخت شدن و من زودتر رفتم زیر دوش الناز هم اومد چسبید به من با هم دیگه خودمونو خیس کردیم و شامپو زدیم سرمونو دیدم اونطرف فریبا و سعید هم دارن با صابون و لیف همدیکه رو میمالن و فریبا لیف رو روی کیر سعید میکشه و عقب جلو میکنه منم صابون رو برداشتم و با لیف افتادم به جون الناز و تمام بدنش رو لیف زدم و سینه هاشو با لیف میمالوندم و الناز هم منو صابونی کرد و رفتیم زیر دوش خودمونو شستیم مه زیر دوش الناز کیر منو گرفته بود و باهاش بازی میکرد منم دستم یه سره روی کوس الناز بود و یه چشمم هم به سینه ها و کوس فریبا بود که توسط سعید مالیده میشد خوب که شستیم همدیگه رو .به الناز گفتم بیاد روی لبه وان بشینه فریبا و سعید هم رفتن زیر دوش خودشون رو شستن من رفتم سراغ الناز و بهش گفتم پاهاتو باز کن بیار بالا میخوام کوستو بخورم که الناز گفت نه جلو اینا زشته . منم گفتم نه کجاش زشته ما که همدیگه رو لخت دیدیم دیگه حالا من کوستو بخورم یا نخورم که دیگه فرقی نداره همه جای همدیگه رو لخت دیدیم دیگه
    الناز هم میگفت نه سامان خجالت میکشم
    من هم دستم رو بردم زیر زانوهاشو اوردم بالا که کوسش خوب باز بشه و به الناز گفتم نه عزیزم خجالت نکش من اینجام ما که دیگه با سعیدشون راحتیم دیگه خجالت واسه چیه
    بعدش شروع کردم به خوردن کوس الناز و چوچولش رو میکردم تو دهنم و موک میزدمش مشغول شده بودم که دیدم فریبا هم اومدم بغلش
    الناز نشست و تو همون حالت مثل الناز پاشو داد بالا و سعید هم شروع کرد به خوردن کوس فریبا سعید حسابی سرش رفته بود لای پای فریبا و مشغول خوردن بود . پای فریبا رو دیدم که اورده بود بالا و خم کرده بود اومده بود نزدیک صورت من خیس بود و ازش اب میچکید اون انگشت های کشیده و ناخن های بلند و سفید و بلوریش اومده بود نزدیک صورت من خوب میتونستم نگاهشون کنم و لذت ببرم پاهای فریبا رو که دیدم شروع کردم به خوردن پاهای خوشکله الناز جوونم از کف پاهاش و انگشتاش ش وع کرذم تا رفتم روی رون هاشو و بعدش هم دوباره کوسش بعدش رفتم سراغ سینه هاش صدای ملچ ملوچ خوردن من و سعید تو حمام پیچیده بود که مشغول خوردن بودیم که فریبا گفتش بچه ها بریم بیرون روی تخت همه بلند شدیم و چون اب بدنمون یه مقدار خشک شده بود همون طوری لخت رفتیم بیرون و رفتیم روی تخت فریباشون الناز منو انداخت روی تخت و من پشت دراز کشیدم و الناز رفت لای پاهام نشست و شروع کرد به خوردن کیر من سعید هم فریبا رو به پشت دراز کرد بغل من وشروع کرد به خودن کوسش من و فریبا خیلی به هم نزدیک بودیم بعدش الناز بلند شد و اومد روی صورت من نشست و خودش برشگت به سمت کیر من و حالت ۶۹ شدیم و از پایین کیرم رو میخورد منم کوسش و چوچو لش رو حسابی میکردم تو دهنم که یهویی دیدم فریبا تو همون حالت که دراز کشیده بود دستش رو رسوند به سمت کوس الناز و انگشتش رو کرد تو کوس الناز و چند بار جلو عقب کرد و بعدش برد سمت دهنش و خورد ودوباره انگشتش رو کرد تو کوس الناز و ایندفعه اورد تو دهن من و من واسش انگشتش رو خوردم و بعدش انگشتش رو برد تو دهن خودش من که حسابی با این صحنه حال کردم و الناز رو به پشت کنار فریبا دراز کردم و رفتم سراغ کوسش یکم واسش خوردم و با انگشتم تو کوسش میکردم و سقف کوسش رو حسابی با انکشت تحریک کردم که دیدم لرزید و ارضا شد و اب کوسش سرازیر شد و منم تمام ابش رو خوردم سعید که کنار من نشسته بود صحنه ارضا شدن الناز رو دید و ابی که از کوسش سرازیر شده بود رو دید گفتش جووونن عجب اب زلالی نوش جونت سامان و بعدش من ابی که از کوس الناز خورده بودم رو بردم تو دهن الناز و بعدش باهاش لب گرفتم و لب رو ریختم تو دهنش که از اونطرف فریبا گفت اوووف چقدر سکس شما با حاله ادم حال میکنه سعید جوون یاد بگیر من هم روبه فریبا خندیدم و بعد ش کیرم رو کردم داخل کوس الناز و جلو عقب کردم سعید هم شروع کرده بود تلمب زدن یه چشمم به کوس فریبا بود که کیر سعید میرفت داخلش و خوب جا میگرفت یکم دیگه تلمب زدم و دیدم که ابم داره میاد چون ااناز کونش رو نشسته بود دیگه نکردم تو کونش اوردم بیرون کیرمو و ابم رو ریختم روی سینه های الناز و از بس خسته شده بودم چون چهل پنج دقیقه مشغول بودیم اونم تو این حالت جدید و کنار یه زوج دیگه البته به کمک اسپری تاخیری تونستم این همه تحمل کنم حسابی انرژیم رفته بود و همونجا کنار الناز ولو شدم .الناز هم با دستمال کاغذی سینهاشو تمیز کرد و اونم چون ارضا شده بود بیحال بود از جاش تکون نخورد نمیدونم دیکه کی کار سعیدشون تموم شده بود .صبح که از خواب بیدار شدم هر چهار نفرمون روی تخت کنار هم خوابمون برده بود زنامون وسط من و سعید هم کنار تخت کامل چسبیده بودیم به هم چون تخت جا نداشت دیکه . پاهای فریبا اومده بود روی پاهای الناز منم وسوسه شدم و دستم رو کشیدم روی پاهای فریبا و کف پا و انگشتاشو لمس کردم واسه اینکه یه وقت ضایع نشه دستمو کشیدم و رفتم صورتمو بشورمو یه دوش هم گرفتم و شورت رو پوشیدم و اومدم بیرون دیدم سعید هم بیدار شده و صبح بخیر و خسته نباشید گفتیم و یه خنده ای هم به هم کردیم و سعید هم رفت دوش بگیره . منم دوباره رفتم تو اتاق و نشستم پایین پاهای الناز و پاهاشو نوازش میدادم و میگفتم بیدار شو عزیزم . پاشو ظهر شده دیگه . یه دستی هم به پاهای فریبا کشیدم و گفتم پاشو فریبا ظهر شده دیدم که هر دوتاشون تکون خوردن و صبح بخیر گفتن و منم بلند شدم رفتم توی اشپزخونه و یه مقدار صبحونه اماده کردم روی میز گذاشتم و کم کم بچه ها اومدن و صبحانه رو خوردیم...
    بعد از صبحونه رفتیم بیرون از هتل و تا غروب برگشتیم . وقتی برگشتیم زنامون سریع رفتن داخل حمام و من و سعید هم تصمیم گرفتیم بریم پیششون ما هم لخت کردیم و رفتیم داخل . وقتی وارد شدیم دیدیم که فریبا روی لبه وان نشسته و پاهاش اورده بالا که خوب کوسش زده بود بیرون و الناز با دسته تیغ مشغول زدن موهای روی کوس فریبا بود روی کوسش رو کفی کرده بود و داشت با تیغ میکشید روی پوستش . فریبا وقتی مارو دید گفت عه شما هم اومدین . من و سعید هم بهشون خسته نباشید گفتیم و رفتیم اون طرف زیر دوش که دوش بگیریم من یه سره چشمم به کوس فریبا بود که جلو الناز باز کرده بود . بعد از اینکه الناز کارش تموم شد خودش رفت لبه وان نشست و این دفعه فریبا رفت جلوی پای الناز نشست و موهای کوسش رو شروع کرد به زدن مشغول بودن که فریبا روبه ما کرد و گفت که زودتر خودتونو بشورین برین بیرون که ما کار داریم اینجا هنوز . فریبا همه موهای کوس الناز رو زد الناز پاهاش رو کامل جمع کرد تو شکمش که سوراخ کونش کامل زد بیرون که موهای دور سوراخ کونش رو هم بزنه چون الناز جوونم یه مقدار دور سوراخ کونش هم مو در میاورد خلاصه اونا رو هم زد . تا اون موقع من و سعید هم خودمونو شستیم و میخواستیم بریم بیرون که الناز داشت میومد سمت دوش منو بغل کرد و با یه دستش کیرم رو گرفت و تو دستش بازی میداد و در گوشم گفت که دارم خودمو واست اماده میکنم امشب یه حال اساسی بهت بدم
    منم گفتم ای جووون زود بیا منتظرم
    الناز هم منو بوسید و گفتش باشه خودمو خوب بشورم و داخل کونم هم بشورم میام عزیزم
    منم دوباره یه لب ازش گرفتم و میخواستم برم که فریبا گفتش بابا بسه دیگه عشق بازیتون برین دیگه
    من و سعید هم رفتیم بیرون و روی مبل ها نشستیم و مشغول حرف زدن و تلویزیون نکاه کردن شدیم بعد از نیم ساعت زنامون هم با یه حوله که دور خودشون پیچیده بودن اومدن بیرون و رفتن تو اتاق من و سعید هم بعد از چند دقیقه رفتیم تو اتاق دیدیم که فریبا و الناز به پهلو حالت ۶۹ دراز کشیدن و دارن کوس و کون همدیگه رو میخورن من رفتم سمت کوس الناز که جلوی دهن فریبا بود و داشت واسش میخوره . سعید هم رفت سمت کوس زنش من هم خودمو دراز کردم روی تخت تا بتونم خوردن کوس الناز رو خوب ببینم دیدم که فریبا انگشتش رو میکنه تو کوس الناز و میکنه تو دهن خودش دوباره میکنه تو سوراخ کونش و جلو عقب میکنه و دوباره میکنه تو دهنش بعدش هم حسابی کوس الناز رو میکنه تو دهنش و کامل میکش میزنه بعد از چند بار انگشتش رو کرد تو کون الناز و بعدش اورد سمت دهن من و منم کامل انگشت فریبا رو کردم تو دهنم و لیسش زدم و فریبا هم به من گفت که حسابی تمیزه داخلش . بعدش هم انگشتش رو که کرده بود تو دهن من از دهن من دراورد و کرد تو دهن خودش وبا احساس انگشتش رو میک میزد منم این صحنه ها رو که دیدم کیرم حسابی راست شده بود بعدش الناز رو رو تو همون حالتی که نسبت به فریبا قرار گرفته بود چرخوندمش و به پشت درازش کردم و خودم هم روش دراز کشیدم البته وزنم رو روش ننداختم و مشغول لب گرفتن از الناز شدم حسابی لب و صورتشو خوردم و بوسیدم فریبا هم مثل الناز دراز کشیده بود و سعید داشت کوسش رو واسش میخورد پاها و کوس فریبا نزدیک صورت من و الناز بود من یه مقدار سرم رو به کنار برمیگردوندم و کوس ناز و سفید فریبا و میدیدم که سعید داشت واسش میخورد حسابی چوچولش رو میخورد و لب هاس کوسش رو میک میزد چقدر دوست داشتم من به جای سعید بودم ولی حیف که نمیشد منم با دیدن کوس فریبا از نزدیک حشرم بیشتر شد و سینه های الناز رو محکم میمالوندم و میخوردمشون کامل سعید هم یه نگاهش به سینه های الناز و خوردن من بود سینه هاشو خوب خوردم از روی الناز یه مقدار رفتم عقب تر پاهای الناز رو جمع کردم و از زانو خمشون کردم به طوری دقیقا جلوی صورت و دید فریبا بود بعدش شروع کردم به خوردن انگشت های پاش و ناخن های بلند و خوشگلش تمام پاشو و کف پاشو لیس زدم پای چپشو خوردم بعد روپای راستش رو جمع کردم اوردم جلوی دهنم بخورمشون دیدم که فریبا پای چپ الناز که نزدیک صورتش بود و من تازه خپرده بودمشون و هنوز خیس بود رو گرفت و اونم شروع کرد به خوردن انگشتاش و کف پاهاش الناز داشت دیونه میشد منم کیرم حسابی راست شده بود با این کارهای فریبا .خوردن پاهاش تا نزدیک کوسش رو ادامه دادم رسیدم به کوسش یکم انگشتم رو کردم داخلش و بعد در اوردم کرذم داخل کونش و بعد انگشتم رو خوردم .چوچولش رو میکردم تو دهنم و میک میزدم سعید هم اومذه بود بالاتر و داشت سینه ها و لب های فریبا رو میخورد و قشنگ خورده شدن کوس زن منو داشت میدید . فریبا گفت:سامان فک کنم با این کارات الناز بدجور اراضا میشه فک کنم الان نزدیکه میخوام ببینم چجوری ابش میاد سعید تو هم بیا نگاه کن یاد بگیر .فریبا و سعید همون حالتی که دراز کشیده بودن خودشون رو اوردذن جلوتر تا به کوس الناز نزدیک تر بشن منم الناز رو یه مقدار به پهلو چپ چرخوندم تا اونا بتونن راحت تر ببینن بعدش با انگشت شروع کردم به تحریک سقف داخل کوسش .الناز داشت دیونه میشد چون سه نفری داشتیم به کوسش نگاه میکردیم مخصوصا سعید که داشت دقیقا از نزدیک به کوسش نگاه میکرد . الناز زودتر داشت ارضا میشد پاهاش شروع به لرزش کرد و آهش بلند تر شد و تند تر نفس میزد که اب کوسش خیلی هم بیشتر از قبل اومد بیرون و سرازیر شد به سمت سوراخ کونش که دیدم فریبا سریع اب کوس الناز که اومد بیرون رو با دهنش خورد و داشت واسش لای پاشو لیس میزد ابشو هنوز کامل قورت نداده بود که سرشو به سمت سعید برگردوند و با سعید لب گرفت و اب کوس زن منو با شوهرش تو دهنشون جابجا کردن . من اصن یه حالی شدم میخواستم همونجا ارضا بشم با این صحنه سعید داشت اب کوس زن منو غیر مستقیم میخورد . منم سریع رفتم کوس و کون الناز رو دوباره لیس زدم و رفتم با الناز لب گرفتم و زبونمو میکردم داخل دهنش اونم میکرد داخل دهن من مشغول لب گرفتن با الناز بودم که دیدم سعید اومد لای پای فریبا و کیرش رو کرد داخل کوس فریبا و شورع کرد به جلو و عقب کردن که منم به الناز گفتم بیا بریم ببینیم سعید داره چکار میکنه الناز به پهلو شد و خودش رو به سمت کوس فریبا نزدیک تر کرد منم پشت الناز دراز کشیدم و از کنار گردن الناز مشغول نگاه کردن گاییده شدن کوس فریبا شدم کیر سعید کامل میرفت داخل کوس زنش و میاورد بیرون وقتی میاورد بیرون لب های کوس زنش روی کیرش کشیده میشد و وقتی میکرد داخل کوسش کامل میرفت روی کیر سعید عجب صحنه ای بود یه دستم روی کوس و سورذخ کون الناز بود و از پشت داشتم میمالوندم و بعدش کیرم رو با سوراخ کوسش میزون کردم و فرستادم داخل کوس الناز پای راست الناز رو هم با دستم گرفته بودم بالا و جمعش کرده بودم و همون بالا نکه داشته بودمش تا تو این حالت پهلو که دراز کشیده بود خوب کوسش باز بشه و فریبا هم اون پایین بتونه خوب ببینه لای پای النازو الناز هم صداش بلند تر شده بود . منو سعید داشتیم تو کوس زنامون تلمب میزدیم و خیلی حال میکردیم یه چشمم به کوس فریبا بود که شوهرش داشت میکردش که دیدم الناز دستشو برد بالای کوس فریبا و اونو میمالوند و در همون حالتی که کوس فریبا رو میمالوند دستش به کیر سعید که داشت توی کوس زنش جلو عقب میکرد میخورد انگار کیر سعید از لای انگشت های الناز رد میشد و به انگگشت های زن من کشیده میشد و میرفت داخل کوس فریبا .سعید داشت حال میکرد و سرعتش رو بیشتر کرده بود .منم مشغول کردن الناز بودم که احساس کردم یکی داره با کوس الناز ور میره و میماله و کنارش کیر منم به دستاش میخوره و با انگشتاش زیر کیر من قسمتی که میرفت داخل کوس الناز رو میمالوند . دست فریبا بود اون پایین داشت کوس الناز رو میمالوند من کیرم رو دراوردم و همون حالتی که به پهلو پشت الناز دراز کشیدده بودم با انگشت دستم کردم داخل کون الناز و یه مقدار با کونش بازی کردم و اونو کشاد م
    کردم بعدش کیرم رو با سوراخ کونش میزون کردم و فرستادم داخل کونش. فریبا هم اون پایین داشت کوس النازرو میمالوند بعدش دستش رو میکشید نزدیک سوراخ کون الناز و در کنارش کیر منم مالش میداد منم جلو عقب میکردم کیرم رو داخل سوراخ کون الناز که یه بار کیرم از کونش در اومد دیدم فریبا کیر منو گرفت و همون لای پای الناز یه مقدار باهاش بازی کرد و داخل دستش جلو عقب کرد بعدش دوباره گذاشت جلو سوراخ کون الناز و من فشار دادم داخل کون الناز بعدش هم دستش رو لیس زد و تمام کف دستش که کیرم رو باهاش مالیده بود و خیسی کیرم روی دستاش بود رو خورد.. واااای عجب حالی داد وقتی کیرم یه لحظه تو دست فریبا بود .حشری تر شده بودم تند تند داشتم تو کون الناز جلو عقب میکردم که صدای الناز دیگه خیلی بلند شده بود فریبا به الناز گفت :الناز جوون عشقم دردت گرفته
    الناز :اه اه اه اره اره . ه.. اه اه سامان ارووم تر اه اه
    فریبا یه ضربه زد به پام و گفتش:خوب راست میگه ارووم تر دیگه دردش گرفته .
    منم سرعتم رو ارووم تر کردم که دیدم الناز کیرم رو از تو کونش در اورد بلند شد نشست و منو به پشت دراز کرد و کیرم رو مرد تو دهنش و خوب لیسش میزد و تو دستش بالا پایین میکرد . احساس میکردم کیرم از روز های قبل بلند تر و گنده تر شده بود .فریبا بلند شد و سعید رو جای خودش دراز کرد همون حالت قبلی الناز و فریبا . یعنی منو سعید کنار همدیگه بودیم ولی برعکس . پاهاس سعید سمت من بود پاهای من سمت صورت سعید فریبا نشست روی سعید و یه مقدار واسش ساک زد و بعدش همون حالتی که روی سعید نشسته بود پشتش به سمت صورت سعید و پاها و کوسش به سمت پایین پاهای سعید بود و قشنگ جلوی دید من بود و نزدیک هم که بودیم خوب میتونستم ببینم . فریبا سوراخ کونش رو با کیر عمود شده سعید میزون کرد و نشست روی کیرش پاهاش رو گذاشته بود روی رون های سعید که قشنگ جلوی چشم های من بود بواون ناخن ها و انگشت های قشنگ پاش منو دیوونه میکرد . پاهش روس پاهای سعید بود و دستاش رو هم از پشت گذاشته بود روی سینه سعید و داشت بالا و پایین میکیرد. حسابی کیر سعید میرفت داخل کون زنش منم کامل و از نزدیک داشتم نکاه میکردم .الناز هم مثل فریبا و همون حالتی اومد روی من نشست و کیرم رو کرد داخل سوراخ کونش و بالا و پایین کرد خودشو. سعید هم چشمش روی کون زن من بود که داشتم میکردمش . منو سعید داشتیم دیونه میشدیم من که خیلی دوست داشتم به جای سعید بودم و زنش رو میکردم مطمین بودم سعید هم همین فکر رو داشت ولی هیچ کدوممون به فکر این کارها نبودیم و داشتیم با زن های خودمون در حضور یه زوج دیگه حال میکردیم . ده دقیقه تو همین حالت زنامون بالا و پایین کردن و چندبار کیر ماهارو خوردن و چند بار داخل کوسشون بالا و پایین کردن و دفعه اخر الناز اومد روی کیرم نشست و تمام ابم با فشار داخل کونش خالی شد فک کنم بیشتر از روز قبل ابم خالی شده بود به خاطر این تحریکات جدید که داشتم خیلی خسته شده بودم و بی حال شدم الناز هم که بدتر از من بود خیلی بی حال شده بود تو همون حالت دراز کشیده که نسبت به فریبا و سعید بودیم و برعکس اونا دراز کشیده بودیم الناز به پشت خودش رو روی من دراز کرد و تو بغل من البته سمت راست من دراز کشید منم همون حالت به پشت دراز کش از جام تکون نخوردم و همون جا خوابم برد دیگه نفهمیدم سعیدشون کی تموم کردن
    صبح ساعت های ۹ بود که به پهلوی چپ دراز کشیده بودم چشمام رو باز کردم که دیدم یه پای سفید و خوشگل با انکشت های کشیده و ناخن های بلند جلوی صورتمه اینقدر که گیج بودم حواسم نبود فک کردم که پای النازه با دستم پا رو کرفتم و اوردم نزدیک تر به خودم که یه لحظه حواسم اومد سر جاش برگشتم پشتم رو دیدم که الناز پشتم خوابیده این پای فریباست که جلوی منه . معلوم بود سعید و فریبا هم که دیشب کارشون تموم شده بوده اونا هم مثل ما خسته بودن و تو همون حالت دراز کش برعکس ما خوابشون برده ولی فریبا وسط خوابیده . بین من و سعید . فریبا به شکم خوابیده بود و پای راستش رو تو شکمش جمع کرده بود و امده بود بالاتر و قشنگ نوک انگشتاش جلوی من بود کوس و کونش رو هم قشنگ میتونستم از نزدیک ببینم دور سوراخ کونش رنگ پوستش تیره تر بود این پوزیشن قرار گیری رو که دیدم کیرم یه تکپنی خورد با اینکه این همه دیشب کمرم خالی شده بود ولی باز هم این کیر ما تکون خورد و داشت بزرگ میشد پای فریبا رو که با دستم گرفته بودم کنجکاو شدم که یه مقدارلیسش بزنم .واسه همین صورتمو بردم نزدیک پاش و یا زبونم شروع کردم به لیس زدن انگشتاش با دستم یکم پاشو دادم بالاتر و انگشت شصت پاشو کامل کردم تو دهنم بعدش هم انگشت های دیگشو با اون ناخن های خوشگلش . من از جام تکون نمیخوردم همون حالت دراز کش بودم به پهلو فقط خودمو یه مقدار کشیدم جلوتر تا به پاش نزدیک تر بشم. کف پاشو هم لیس زدم . که یهو دیدم فریبا داره تکون میخوره و میخواد بلند شه میخواست برگرده و پشت دراز بکشه که چشماشو باز کرد و پایین رو نکاه کرد دید من پاشو کرفتم تو دستم و نوک انگشتای پاشم خیسه که خودش هم خوشش اومده بود و یه لبخنده شیطونی به من کرد و تو همون حالت دراز کش به شکم موند و پاشو به سمت دهن من نزدیک تر کرد که من واسش بخورم منم دوباره پاشو خوردم و انگشتای پاشو کامل میکردم تو دهنم فریبا هم دستش رو از زیر شکمش اورده بود رولای پاش و با کوسش بازی میکرد و انگشتش رو میکرد داخل کوسش .منم دستم رو روی ساق پاش و رون هاش میکشیدم و تا نزدیک لای پاش میبردم و یه بار دستم رو رسوندم به کوسش و با لب های کوسش بازی کردم بعدش هم انگشتم رو کردم تو دهنم الناز هم که به شکم دراز کشیده بود و داشت حال میکرد که صدای ناله خفیفی کرد من احساس کردم تو این حالت که دارم به پاهای فریبا دست میکشم دور از چشمای سعید یه جور دارم به رفیقم خیانت میکنم چون تا قبل ازاین هر چی بوده در حد دید زدن بوده که همیشه من و سعید کنار هم بودیم و با هم زنامون رو دید میزدیم و یا لمس میکردیم هیچ حس ناخوشایندی هم بینمون نبود ولی این دفعه فک میکردم که نباید این کارو بکنم و هر کار میخوام بکنم باید سعید هم بدونه واسه همین دیگه دست کشیدم و از جام بلند شدم و رفتم داخل حمام و یه دوش گرفتم و شورتمو پوشیدم و اومدم بیرون
    از حمام اومدم بیرون رفتم داخل اتاق خودمون و داشتم لباس های تازه از تو کمد بر میداشتم که بپوشم .تا اون موقع سعید هم بیدار شد و منو داخل اتاق دید و صبح بخیر گفتیم و سعید هم رفت یه دوش گرفت اومد بیرون . منم میز صبحانه رو چیده بودم که سعید هم اومد بیرون از حمام و رفت تو اتاقشون که لباس بپوشه و زنامون هنوز خواب بودن منم از تو پذیرایی سعید رو صدا زدم که سعید جان بچه ها رو به زور بیدارشون کن ظهر شدش . سعید هم بچه ها رو صدا میزد که بیدار شن .منم از تو حال صداشو میشنیدم که میگفت فریبا جوون بیدار شو ظهر شدش . الناز جوون پاشو دیگه خواب بسه . فریبا زودتر بیدار شد و رفت داخل حمام ولی الناز ناز می اورد جلو سعید خلاصه الناز هم بیدار شد و رفت داخل حمام با فریبا خودشون شستن و اومدن بیرون من و سعید پای نیز نشسته بودیم و حرف میزدیم که سعید میگقت :خیلی دیشب حال داد به من
    من :اره منم خیلی حال کردم اینقدر زیاد حال کردم که دیگه همونجا بیهوش شدم
    سعید :اره منم خیلی خسته شدم دوست دارم این حالت سکس کردن کنار هم رو همیشه داشته باشیم خیلی باحاله من و فریبا که به شما اعتماد داریم و خیلی باهاتون راحتیم
    من :اره من و الناز هم خیلی با شما راحتیم اتفاقا منم دوست دارم ادامه پیدا کنه حتی با همدیگه راحت تر هم باشیم وقتی کنار هم سکس میکنیم
    سعید :اره تا جایی که میتونه راحت باشیم باهم خیلی حال میده
    مشغول حرف زدن بودیم که زنامون هم از حمام اومدن بیرون با همون حوله دورشون اومدن نشستن پای میز حین صبحونه خوردن میگفتیم و میخندیدیم که زنامون حوله هاشون رو هم از روی سینه هاشون باز کرده بودن و انداخته بودن دورشون و لخت لخت روی صندلی نشسته بودن من و سعید هم دست از چشم چرونی برنمیداشتیم صبحونه رو خوردیم و میخواستیم بریم ساحل . الناز و فریبا رفتن تو اتاق لباسشون رو برداشتن و همون طوری لخت اومدن تو حال و روی مبلا نشستن و با همدیگه پاهاشون رو دادن بالا شورت های قرمزشون رو پوشیدن ولی سوتین تنشون نکردن و تاپ دامنشون رو پوشیدن دامنشون اینقدر کوتاه بود تا زیر باسنشون که اکه یه ذره خم میشدن خط شورتشون که رفته بود لای کونشون میزد بیرون سینه هاشون هم چون سوتین نبسته بودن چسبیده بودن به لباس و نوک سینه هاشون از زیر مشخص بود و از بغلا یه مقدار از سینه هاشون دیده میشد . منو و سعید که یه سره داشتیم زنامون رو نگاه میکردیم که اینا میخواستن با این وضعیت بیان بریم خرید بعدش هم با تعجب به هم نکاه میکردیم الناز و فریبا هم به ما نگاه میکردن و میخندیدن زنامون حسابی به خودشون رسیده بودن .الناز رو به ما گفت که :از وقتی اومدیم اینجا دختر به این خوشگلی دیدین منظورش فریبا بود و بعدش هم لبای فرییا رو بوسید و چند تا دیگه از لباش بوس کرد و فریبا هم جواب داد:که الناز جوون خوشگل تر از منه نه سعید
    سعید هم موند چی بگه گفتش : چی بگم بعدش هم رو به من کرد و گفتش هر دوتاتون خوشگلین .
    من هم تایید کردم حرفشو بعدش هم از سوییت اومدیح بیرون و رفتیم به سمت مرکز خریدی که نزدیک هتلمون بود
    وقتی وارد مرکز خرید شدیم زنامون رفتن سمت لباس ها و پوشاک زیر زنا من و سعید هم با همدیگه رفتیم از یه قسمت که حالت داروخانه داشت چندتا قرص تاخیری قوی گرفتیم و میخواستیم حسابی حال کنیم چند تا شیشه مشروب هم گرفتیم .به سعید گفتم که بیا پنهانی بریم ببینیم الناز و فریبا چکار میکنن .بعدش مخفیانه رفتیم از لای قفسه هایی که نزدیک پوشاک زیر زنا بود نگاشون میکردیم ..
    الناز اومده بود جلوی یکی از قفسه هایی که شورت و سوتین ها رو اویزون کرده بودن داشت یه شورت و سوتین برمیداشت که بره تو اتاق پرو بپوشه کنارش هم یه یه زن و شوهر دیگه بودن و داشتن انتخاب میکردن الناز هم مشغول انتخاب کردن بود که به فریبا گفت فریبا کدومو میخوای تو
    فریبا هم پرده رو زد کنار از تو اتاق پرو یه ذره اومد بیرون طوری بود که کامل بیرون از اتاق پرو بود ولی لخت لخت بود حتی شورت هم نداشت به الناز گفت:همون سبزه که توریه اون مرده که با زنش اومده بود و نزدیک اونا بود هم داشت به فریبا نگاه میکرد .الناز هم همون شورتی که فریبا میگفت رو برداشت و میخواست بره سمت اتاق پرو که شورت و سوتین از دستش افتاد و خم شد که برداره و چون دامنش خیلی کوتاه بود خم که شد دامنش اومده بود بالا و کونش کامل زده بود بیرون دقت کردم دیدم شورت هم پاش نیست و یه مقدار از کوسش هم از لای پاش دیده می شد.الناز هم خیلی با ارامش شورت و سوتین رو از روی زمین برداشت اون زن و مرده هم داشتن به کون الناز نگاه میکردن که جلوشون خم شده بود .شورت رو از روی زمین برداشت و رفت تو اتاق پرو پیش فریبا من و سعید هم به هم نگاه می کردیم و میخندیدم از این راحت بودن زنامون با سعید رفتیم سمت اتاق پرو نزدیک که شدیم دیدیم که زنامون پرده اتاق پرو رو هم کامل نکشیده بودن و اگه یکی رد میشد میتونست کامل داخل رو ببینه الناز و فریبا لخت لخت بودن و داشتن شورت پاشون میکردن من و سعید رو که از تو اینه دیدن الناز گفت:عه اومدین شما این شورت و سوتین چطوریه ؟منم گفتم عالیه فریبا هم که یه شورت و سوتین توری تنش کرده بود برگشت سمت ما و از من پرسید که مال من چطوریه منم گفتم:سعید جون باید نظر بده
    فریبا:نظر دوتاییتون رو میخوام
    من:عالیه خیلی خوشگل شدی داخلش
    سعید :بد نیست ولی به قشنگی مال الناز جوون نیست
    فریبا:عه سعید اذیت نکن
    الناز :فریبا راست میگه دیکه مال من قشنگ تره
    من:نه فریبا جوون مال تو قشنگ تره
    من داشتم از زن سعید تعریف میکردم و سعید از زن من. خلاصه یکم دیگه ادامه دادیم و خندیدیم چون همش شوخی بود .
    زنامون شورت های قبلیشون رو پوشیدن و تاپ دامنشون رو تنشون کردن و اومدن بیرون و با هم دیگه از مرکز خرید اومدیم بیرون و رفتیم سمت هتل اول رفتیم رستوران هتل نهارمون رو خوردیم و بعدش رفتیم بالا تو سوییتمون با بچه ها تصمیم گرفتیم که یه ذره استراحت کنیم و بعدش بریم تا غروب لب ساحل و شب برگردیم . هر کدوم رفتیم تو اتاق خودمون من و الناز رفتیم رو تختمون دراز کشیدیم الناز که تاپش رو دراورده بود و با شورت و بدون سوتین دراز کشیده بود . منم بغلش کرده بودم و باهاش صحبت میکردم بهش گفتم:امروز حسابی تو مرکز خرید حال میکردین ؟
    الناز :کجا رو میگی
    من:تو اتاق پرو اومده بودی بیرون میخواستی شورت برداری خم شدی دامنت رفته بود بالا زیرش هم هیچی نپوشیده بودی یه زن و مرده هم کنارت بودن داشتن نگات میکردن
    الناز :عه شما کجا بودین مکه اون موقع
    من:من و سعید داشتیم یواشکی شما رو دید میزدیم
    الناز :عه ... تو ناراحت میشی من اینطوری بگردم
    من:نه عزیزم من خودم بهت گفتم اینجا اومدیم تا میتونی راحت باش من خیلی هم خوشم میاد تو خیلی احساس راحتی کنی . بهت خوش بگذره
    الناز :جدی . من عاشقتم سامان جوون . خیلی دوست دارم که اینقدر به فکر منی
    من:قربونت برم عزیزم منم تو رو دوست دارم . تو اولین و اخرین عشق منی هر کار میکنم تا تو احساس خوشحالی بکنی و اینجا بهت خوش بگذره . حتی اصن دوست دارم تو لخت لخت تو خیابون راه بری و همه نگات کنن من که مشکلی ندارم
    الناز:نمیشه که لخت لخت باشم
    من:حالا نه لخت لخت . منظورم تا جایی که میتونی تو لباس پوشیدنت راحت باش مثلا امروز که میریم بیرون زیر تاپ و دامنت چیزی نپوش
    الناز:شورت هم نپوشم اخه ضایع نیست
    من :نه عسلم . کجاش ضایعه اینجا همه راحتن ازادی هستش . من زنای دیگه رو هم دیدم تو خیابون شورت هم پاشون نیست.خیلی هم حال میکنم زنم اینطوری راه بره
    الناز:وایی سعید عاشقتم منم هر کار میکنم که تو هم لذت ببری از این سفرمون
    بعدش همدیگه رو بوسیدیم و یه مقدار خوابیدیم و با صدای فریبا بیدار شدیم که بریم بیرون . الناز که از جاش بلند شد شورتش رو در اورد و تاپ و دامنش رو پوشید و بدون سوتین.فریبا هم داشت نکاش میکرد گفت :الناز شورت نمیپوشی
    الناز :نه عزیزم سامانم میگه راخت باش هر چه قدر دوست داری
    فریبا هم شورتش رو از زیر دامنش دراورد و به من نگاه کرد و به الناز گفت منم مثل تو راحت میگردم .
    بعدش همه با هم رفتیم سمت ساحل طبق معمول زیر انداز رو پهن کردیم و زنامون سریع لخت شدن و دراز کشیدن به پشت و من و سعید هم شلوارکمون رو دراوردیم و کنارشون نشستیم که بدنشون رو روغن بزنیم من که وغن رو میریختم و حسابی تمام شکم و سینه هاشو و پاهاشو میمالوندم . چون بعد از ظهر اونده بودیم یه مقدار ساحل شلوغ تر بود اطرافمون با فاصله نزدیکمون زن و مرد ها دراز کشیده بودن با فاصله یک و نیم متری ما از پایین پامون دو تا مرد با دوتا زناشون دراز کشیده بودن و به شکم دراز کشیده بودن و زاویه دیدشون به سمت ما بود و داشتن با هم حرف میزدن
    منم که دیدم اینا دارن به سمت ما نگاه میکنن روغن رو مالیدم لای پای الناز و پاهاش رو از هم باز کردم و زانوهاشو دادم بالا ولی کف پاهاش روی زمین بود تا جایی که جا داشت پاهاشو از هم باز کردم و روی کوسش و سوراخ کونش که قشنگ معلوم بود روغن میرختم و میمالوندم و اون زن و مرده ها یه سره داشتن به لای پای زن من نگاه میکردن انگشتم رو چند بار کردم داخل کوس الناز که الناز سرش رو اورد بالا که زیر پاش رو نگاه کنه وقتی دید اونا دارن نگاش میکنن پاهاش رو بست و به من گفت سامان زشته جلو اینا دست نزن به کوسم
    منم پاهاش رو دوباره از هم باز کردم و گفتم :نه عزیزم راحت باش اینجا هیچی زشت نیست . همه راحت و همه ازادن ما هم باید استفاده کنیم
    اونم راضی شد و پاهاش رو بیشتر باز کرد یکم دیگه روغن زدم تمام بدنش رو و بعدش من و سعید دراز کشیدیم که زنامون بدن ما رو روغن بزنن ایندفعه الناز تمام بدنم رو میمالوند و در کنارش کیرم رو هم داخل دستش بازی میداد و روغن مالیش میکرد . من که حسابی داشتم حال میکردم بعدش بلند شدیم و رفتیم به ابی به بدن زدیم داخل دریا و اومدیم نشستیم و بدنمون خشک شد و لباسمون رو پوشیدیم و رفتیم به سمت هتل که وسط راه روی بیلبورد های تبلیغاتی دیدیم نوشته تور دو روزه به یه رودخانه پر اب و ابشار های زیبایی که نزدیک شهر بود . با بچه ها همون جا تصمیم گرفتیم که ما هم تو تور اسم بنویسیم و بریم
    رفتیم تو هتل و همون قسمتی که تور رو باید اسم مینوشتیم اسممون رو نوشتیم و گفتیم که بریم یه مقدار خوراکی و تنفلات و دو تا کوله پشتی مخصوص بگیریم و وسیله ها رو بریزیم داخلش .رفتیم همون مرکز خرید و اول رفتیم دو تا کوله کوچیک برداشتیم و فتیم قسمت کفش ها که یه اقایی اونجا بود و راهنمایی میکرد من و سعید قسمت مرد ها داشتیم کفشامون رو انتخاب میکردیم الناز فریبا هم رفتن اونطرفتر داخل کفش های مخصوص طبیعت گردی میگشتن که دو تا کفش انتخاب کردن و رفتن روی صندلی نشستن که پاشون کنن الناز میخواست کفش رو پاش کنه ولی واسش بزرگ بود بعد به اون اقایی که اونجا راهنمایی میکرد گفت که واسش یه شماره کوچیکتر بیاره اون جوونه هم رفت یه شماره کوچیکتر از تو قفسه برداشت و اومد سمت الناز که بهش بده الناز هم پاش رو اورد بالا و به جوونه گفت خودت واسم عوض کن اگه زحمتی نیست اون جوون هم نشست جلوی پای الناز . الناز هم پاهاش رو از هم باز کرده بود و خوب لای پاش که شورت هم پاش نبود دیده میشد الناز هم داشت به چشم های اون جوونه نکاه میکرد و جوونه هم چشمش فقط لای پای زن من بود . انکار تعجب کرده بود کارش رو خیلی اروم تر انجام داد تا بیشتر کوس زن منو دید بزنه منم کامل داشتم نگاه میکردم فریبا هم داشت به الناز نگاه میکرد با این کارش و یعدش هم به طرف من نگاه میکرد که میدید من هم دارم نکاهشون میکنم و هیچی نمیگم
    من که داشتم حسابی حال میکردم یکی داره کوس زن منو دید میزنه
    اونن جوونه کارش تموم شد فریبا هم کنار الناز نشست وگفت که بیا کفش های منم عوض کن واسم سخته جوونه اومد نشست جلوی پای فریبا و لای پای فریبا رو نکاه میکرد جه لخت لخت منم به سعید گفتم که زنامون رو نگاه کن ببین دارن چکار میکنن
    سعید هم برگشتم اونا رو نگاه کرد و گفت عه اینا که شورت پاشون نیست . منم گفتم واسه همینه دارن اوون جوونه رو اذیت میکنن با این کاراشون
    سعید هم گفت ای نامردا بیچارهاوون جوونه. میدونم با این کار اونا داره دیوونه میشه من جای اون بودم دو تااو هلو با دوتا کوس خوشگل جلوم بودن دویونه میشدم
    بعدش هم با هم یکم خندیدم و رفتیم سمت زنامون تا اون موقع کار اون مرده تموم شده بود و رفته بود اونطرف تر و وقتی دید که ما اوندیم با زنامون صحبت میکنیم انگار تعجب کرده بود که ما اون طرف ایستاده بودیم و داشتیم نکاشون میکردیم و هیچی نمیکفتیم خلاصه رفتیم یه مقدار تنقلات و خوراکی گرفتیم و همه رو حساب کردیم و رفتیم سمت هتل بعدش هم هر کدوم رفتیم داخل اتاقمون و تصمیم گرفتیم بخوابیم و امشب کاری نکنیم تا انرژی واسه فردا داشته باشیم .....
    صبح از خواب بیدار شدیم و یه صبحونه کوچیک خوردیم و میخواستیم لباس بپوشیم که من و الناز تو اتاقمون بودیم الناز از من پرسید :عزیزم به نظرت چی بپوشم واسه اونجا
    من:هر چی دوست داری عزیزم هوا مثل اینکه اونجا عالیه و گرمه یه لباس راحت بپوش که عرق هم نکنی ولی دو دست لباس دیگه و گرم کن بردار شاید باروون هم بیا اونجا راستی اونجا یه دریاچه هم داره میتونیم اب تنی کنیم .
    الناز :اخ جوون چقدر خوش بگذره
    بعدش الناز یه تاپ کوتاه پوشید که قسمت حلقه های ایستینش روی خط سینه هاش بند سوتینش از زیر زده بود بیرون و تاپش تا بالای نافش میومد پایین و اینقدر تنگ بود که فک کنم بعضی موقع ها بالاتر هم بره یعنی نافش کامل لخت بود و دیده می شد .یه دامن کوتاه هم تا وسط های رونش پاش کرده بود و زیرش یه شورت قرمز رنگ هم داشت . منم رکابی ورزش و شلوارکم رو پام کردم و یه سری لباس دیگه هم برداشتم و کنار وسایل دیگه داخل کوله چیدم به الناز گفتم :عشقم اون بندهای سوتینت از زیر تاپت ضایعه دربیارش
    الناز :عه جدیییی باشه
    بعدش سوتینش رو دراورد
    من:شورت رو هم در بیار راحت باش دامنت خوبه دیگه
    الناز:ضایع نباشه یه وقت
    من :کجاش ضایع باشه ادم هایی همراهمون میان که هر روز تو ساحلن و هر روز همدیگه رو لخت میبینیم بعدش هم اصن ببینن خیلی هم دلشون بخواد زنشون هم مثل زن من یه همچین کوس و کونی داشته باشه
    الناز هم از ته دل خندید و به من گفت عاشقتم سامان جوون بعدش هم شروع کرد به بوس کر ن من مه فریبا اومد داخل اتاق و به ما کفت:بابا بسه دیگه عشق بازیتون دیرمون شد .من هم خندیدم و رفتم بیرون داشتم از اتاق میرفتم بیرون که شنیدم الناز به فریبا گفت تو هم شورتتو دربیار زیر دامنت حال کنیم
    فرییا هم مثل الناز یه تاپ و دامن جدا پوشیده بود ولی تاپش یه مقدار بلند تر از الناز بود که روی نافش میومد ولی باز هم به اندازه چهار انگشت زیر نافش لخت بود دامنش هم یه مقدار کوتاه تر از دامن الناز بود و تا زیر باسنش میومد . خلاصه کوله هامون که داخلش وسایلمون رو چیده بودیم برداشتیم رفتیم پایین هتل .اونجا همون اقایی که یه جوون خوشتیپ بود و دیشب هم اسممون رو واسه تور نوشته بود با یه ون منتظر بود تا ما بیایم. رفتیم داخل ون نشستیم و منتظر بقیه شدیم کلا چهار تا زوج دیکه هم سوار ون شدن و به همراه هوون جوون که مدیر تور بود به سمت جنگل حرکت کردیم در بین راه واسمون از مناطق زیبای اطراف تعریف میکرد و یه سری اطلاعات دیگه حدود یه ساعتی تو راه بودیم تا رسیدیم به جنگل همه پیاده شدیم و به سمت کمپمون حرکت کردیم هوای جنگل عالی بود نه سرد نه گرم رطوبت و هم زیاد داشت به طوری که یه مقدار که راه رفتیم تمام بدنمون خیس شده بود به خاطر رطوبت در حین راه رفتن بعضی موقع ها من پشت سر فریبا می افتادم که وقتی از پشت رون ها و ساق های خیسش که برق میزدن رو میدیدم کیرم یه تکونی میخورد الناز و فریبا چوون سوتین نبسته بودن و تاپشون به خاطر رطوبت خیس شده بود سینه هاشون مامل از زیر تاپ معلوم بود و نوک سینه هاشون ضایع بود بعضی موقع ها چشمم به مرد های دیگه گروه می افتاد که دارن سینه های زن منو نگاه میکنن . چه حالی میکردم من . در بین راه چون داشتیم به سمت بالای تپه ها حرکت میمردیم بعضی قسمت ها باید از روی صخره هایی که به صورت پلکانی بودن میرفتیم بالا وقتی میرفتیم بالا اول زنامون رو میفرستادیم بالا که از نقطه دید ما که پایینشون ایستاده بودیم قشنگ لای پاشون و کوس و کونشون از زیر دامنشون دیده میشد مخصوصا کون فریبا که دامتش کوتاه تر بود کنارمون هم زن و مرده های دیکه منتظر میموندن تا نوبتی بریم بالا چشمم به مرد های دیگه هم می افتاد که دارن قشنگ لای پای زنامون رو نکاه میکنن و خیلی هم تعجب کرده بودن و با دقت نگاه میکردن الناز و فریبا هم خیلی ارووم واسه اینکه سر نخورن از صخره ها میرفتن بالا و در همین حین هم کونشون بالا پایین میشد و با دل ماها بازی میکرد .یه جایی رسیدیم که صخره هاش یه مقدار بلند تر بود و یه مقدار سخت همه با کمک همدیکه رفتن بالا و ما موندیم اخر سر که اول سعید رفت بالا و من پایین موندم تا زنامون رو کمک کنیم برن بالا اول الناز رفت بالا که از بالا سعید دستشو گرفت و منم از پایین مواظبش بودم که نیوفته در حین بالا رفتن بود مه یه جایی جای پعی صخره بلند تر بود و راحت نمیتونست بره بالا الناز به من گفت سامان کمکم کن برم بالا نمیتونم منم از زیر سباسنش گرفتم و هل دادم بالا که سعید هم از بالا راحت بکشه بالا الناز رو دستم رو گذاشتم روی باسنش چون شرت نپوشیده بود انگشتام قشنگ رفت لای پای الناز و فریبا هم که پایین کنار من منتظر بالا رفتن الناز بود دستای منو میدی که روی باسن النازه و خندش گرفته بود و توارروم به من گفت منو زیاد قلقلک ندی منو خندیدم و گفتم خیالت راحت الناز رفت بالا و نوبت فریبا شد یه مقدار رفت بالا و سعید دستشو گرفت و منم از پایین دساتم رو گذاشتم زیر باسنش یه دستم خوب رفته بود لای پاش و انگشتام رفته بود رسیده بود به چاک کوسش اون قسمت از کوسش و لای پاش کامل عرق کرده بود و دستم حسابی خیس شد یه حالی کردم تو اون صحنه خیلی دلم میخواست میتونستم اون عرق ها و اب لای کوسش رو بخورم و تمیزشون کنم . دستم لای پای فریبا بود و یه مقدار بالا و پایین که میکرد فریبا تا جای پاشو پیدا کنه منم انگشتم رو حسابی رسوندم به کوسش و خوب باهاش بازی میکردم در حین اینکه گرفته بودم تا نیوفته که فریبا یه وووویی کشید و گفتش سامان منو هل بده دیکه دارم میوفتم منم سریع هاش دادم و رفت بالا الناز هم اون بالا داشت به کار ما میخندید و به فریبا میگفت خوش میگذره میدونست که من دستم روی کون فریباست و احتمالا دستم رفته روی کوسش واسه همین تیکه مینداخت به فریبا . فریبا رفت بالا منم رفتم بالا و راه افتادیم که فریبا به من با معنی لبخند میزد و راه میرفتیم اونم خوشش اومده بود که من دستم رو گذاشتم روی کوسش .
    یه قسمت دیگه رسیدیم که باید از صخره ها می رفتیم پایین اول سعید رفت پایین و بعدش فریبا رفت پایین و سعید از پایین بغلش کرد و گذاشتش پایین بعد از اون الناز میخواست بره پایین سعید اومده بود درست پایین الناز تا الناز رو بگیره الناز ارووم رفت پایین به طوری کخ سعید قشنگ میتونست لای پای الناز رو از زیر ببینه بعدش سعید دستاشو اخداخت دور کمر الناز و گرفتش و بغلش کرد به طوری که سینه های الناز قشنگ روی صورت سعید بود و سعید اون زیر داشت حال میکرد . منم این بالا این صحنه رو که دیدم بیشتر حال کردم....
    یه مقدار دیگه بین جنگل راه رفتیم تا رسیدیم به یه دریاچه خیلی زیبا که اطرافش رو کامل درخت ها گرفته بود و یه قسمتی یه مقدار فضا باز بود و سنگ ریزه و چمن بود . خیلی رطوبت هم زیاد بود به طوری که تمام بدنمون از رطوبت خیس خیس بود . الناز و فریبا که سوتین نبسته بودن تاپشون چسبیده بود به سینه هاشون . همونجا چادر ها رو برپا کردیم چادر ها رو قبل حرکت به ما داده بودن هر زوج یه چادر دادن ولی چادر بزرگ بودسه نفر خیلی راحت میتونستن بخوابن چهار نفر هم یه مقدار نزدیک به هم میتونستن بخوابن من و سعید هم چادرهای خودمون رو رو به دریاچه برپا کردیم دیگه هوا داشت تاریک میشد . مسیول گروه گفت که دیگه هوا تاریکه تو جنگل نرین ممکنه گم بشین دیگه همه چون خسته بودن رفتن داخل چادر هاشون و شامشون رو بخورن و استراحت بکنن ما هم کوله ها رو گذاشتیم تو یه چادر تا اگه بارون اومد خیس نشن . خودمون هم همگی رفتیم تو یه چادر دیگه الناز و فریبا داخل چادر که شدن تاپ و دامنشون رو در اوردن و لخت لخت نشستن کنارمون و مشغول حرف زدن شدیم .یه چراغ سقفی هم واسه چادر وصل کرده بودیم و دو تا چراغ قوه هم داشتیم شام رو هم با هم خوردیم بعدش میخواستیم بخوابیم هوا اینقدر گرم بود که دیگه در چادر رو نبستیم فقط توری چادر رو بستیم که حشره داخل نیاد هوا مهتابی بود و یه نور کمی داخل چادر افتاده بود زنامون وسط خوابیدن و من و سعید هم کنار چادر . زنامون که کلا لخت بودن پاهامون هم به سمت در چادر بود و اگه کسی از بیرون دقت میکرد داخل چادر راحت میتونست مارو ببینه که داخل چادر کنار هم لخت خوابیدیم .چون چادر یه مقدار واسه چهار نفر تنک بود الناز و فریبا کامل به هم چسبیده بودن الناز به پشت خوابید منم به پهلو کنارش خوابیدم و با سینه هاش شروع کردم به بازی کردن سینه سمت راستشو که میمالوندم چون نزدیک فریبا بود دستم به بدن و سینه های فریبا کشیده میشد چه حالی میکردم عمدا دستم رو بیشتر اون سمت میبردم تا بیشتر دستم به سینه های فریبا بخوره دستم رو بردم روی کوس الناز و با کوسش بازی میکردم که دیدم فریبا به پهلو به سمت الناز دراز کشید که سعید از پشت با کوسش بازی کنه خودش هم یه پاشو که بالا بود از روی شکم و کوس الناز رد کرد اورد سمت شکم من و روی کیرم گذاشت الناز هم دستش رو برده بود سمت کوس فریبا و با کوس فریبا بازی میکرد سعید هم داشت از پشت با کوس فریبا بازی میکرد و فک کنم کم کم شروع کرده بود به کردن فریبا که دست الناز همچنان روی کوس فریبا بود و فک کنم دستش با کیر سعید برخورد میکرد . الناز رو به پهلو خوابوندم به سمت فریبا و منم شروع کردم به کردن کوس الناز از پشت الناز هم یه پاشو از بالا برده بود روی کمر فریبا و سعید گذاشته بود تا کوسش خوب باز بشه واسه من . صدای زنامون بلند شده بود و خیلی اهسته اه اه میکردن من که قبل از اینکه ابم بیاد دست کشیدم چون انرژی واسه فردا واسم نمیموند به الناز هم گفتم عزیزم صب کن فردا شب میریم هتل حسابی حال میکنیم فعلا انرژی رو نگه داریم واسه فردا که زود خسته نشیم
    الناز جون من هم قبول کرد و همدیگه رو بوسیدیم از اونطرف سعید هم حرف منو تایید کرد و به فریبا گفت ما هم فعلا متوقف کنیم فردا سب جبران میکنم واست فریبا هم قبول کرد و همون حالت لخت و تو بغل همدیگه خوابمون برد. صبح با صدای بقیه افراد تور که بیرون چادر ها داشتن حرف میزدن بیدار شدم دیدم که بقیه دارن بیرون چادر و نزدیک چادر ما صحبت میکنن و دو تا از مردها قشنگ روبروی در چادر ما ایستاده بودن که قشنگ دومیتونستن داخل جادر رو ببینن چون فقط توری چادر رو زده بودیم و داخل خپب دیده می شد . نمیدونم دیگه چقدر قبل از اینکه من بیدار بشم داشتن داخل چادر ما و لای پای الناز و فریبا رو دید میزدن ولی احساس بدی نداشتم از اینکه یکی دید بزنه مارو تو اون وضعیت خلاصه از جام بلند شدم و شلوارک رو پوشیدم و رکابی رو تنم کردم رفتم بیرون و بعد از ده دقیقه هم سعید اومد بیرون و منم تا اون موقع صبحانه ها رو از کوله ها اوردم و زنامون هم بیدار شده بودن و الناز منو صدا زد که واسش شورت و کورستش یا همون بیکینی هاشو از داخل کولش واسش بیارم منم رفتم واسش پیدا کردم و اوردم و اونم پوشید و اومد بیرون و فریبا هم مثل الناز با شورت و سوتین اومد بیرون و رفتن لب دریاچه دست و صورتشون رو شستن و اومدن داخل چادر و صبحانه رو خوردیم بعدش رفتیم لب دریاچه و با همدیگه رفتیم داخل اب دریاچه و حسابی اب بازی کردیم و خیس خیس شدیم
    و اومدیم روی سنگ ریزه های لب ساحل دریاچه دراز کشیدیم . دریاچه کفش سنگ ریزه بود و لب دریاچه کامل چمن بود و با یه فاصله کم جنگل شروع میشد . زوج های دیگه هم یه عده رفته بودن داخل جنگل و یه عده مثل ما کنار دریاچه بودن و زناشون هم با شورت و سوتین بودن ولی هیچ کدوم از اون زن ها به خوشگلی الناز و فریبا نبودن اندامشون هم به اندام این دوتا هلو ما نمیرسیدن .الناز و فریبا رفتن داخل دریاچه و اونجا دیدم که سوتین هاشونو باز کردن و میخندیدن . من و سعید هم این کنار با همدیگه حرف میزدیم به سعید گفتم :سعید میبینی معلومه که حسابی حشرین چون دیشب ارضا نکردیمشون سعید هم تایید کرد حرفمو بعدش زنامون همون حالت با سینه های لخت اومدن سمتمون و با همدیگه رفتیم سمت جنگل از کنار بقیه اعضای گروه که با زناشون دراز کشیده بودن و افتاب میگرفتن رد میشدیم مرداشون یه سره چشمشون به سینه های لخت زنامون بودن مخصوصا زن من الناز که سینه هاش از فریبا هم بزرگتر بود . خلاصه رفتیم داخل جنگل و یه مقدار چرخیدیم و عکس های خوشگلی هم گرفتیم تو حالت های مختلف و بعدش اومدیم نهار رو خوردیم و همه با ون برگشتیم به سمت شهر و دیگه غروب شده بود شام رو هم داخل رستوران هتل خوردیم و رفتیم داخل سوییتمون .....
    وارد سوییت که شدیم الناز و فریبا سریع لخت کردن خودشون رو و باهمدیکه رفتن داخل حمام . من به سعید گفتم که بیا ما هم باهاشون بریم داخل حمام قرص های تاخیری رو از داخل کشوی اتاق اوردم و یکی رو دادم به سعید و با همدیگه خوردیم و رفتیم داخل حمام . من و الناز همدیگه رو حسابی شستیم و فریبا و سعید هم همدیگه رو شستن . فریبا به سعید گفت سعید جوون عزیزم یکم پشتم رو ماساژ میدی خیلی پاهام گرفته از بس که پیاده روی کردیم سعید هم گفت ای به چشم تو جوون بخواه بعدش فریبا یه حوله روی سکوی کنار وان پهن کرد و روی اون به شکم دراز کشید سعید هم روغن ماساژ رو اورد و تمام پشتش رو روغن ریخت و شروع کرد به ماساژ دادن .الناز به من کفت که بیا بریم ببینیم سعید چجوری ماساژ میده من و الناز رفتیم کنار سکو نشتیم و نگاه میکردیم. سعید دهن سرویس خوب بلد بود ماساژ بده تمام پشت کمر و گردن فریبا و خیلی ماهرانه ماساژ میداد پاها و رون ها و ساق های فریبا رو هم ماساژ میداد و چون دید که ما داریم نگاهشون میکنیم از نزدیک انگشتش رو از پشت میکرد داخل کوس فریبا . فریبا هم اه و نالش بلند شده بود و حسابی حال میکرد بعد از ده دقیقه که پشتشو مالید . فریبا به پشت خوابید و سعید از جلو شروع به ماساژ کرد سینه های فریبا رو جلوی چشم ما خیلی میمالید بعدش هم انگشت رو میکرد داخل کوس فریبا . فریبا حسابی خستگیش از بدنش اومده بود بیرون .الناز به من گفت میبینی سعید چقدر بلده زود باش تو هم منو ماساژ بده بدنم کوفته شده. من:من که بلد نیستم اخه مثل سعید
    الناز :من کاری ندارم منو ماساژ بده مثل سعید
    من هم که هم بلد نبودم و هم یه حسی به من میگفت بزار یکم شیطونی کنیم و بعدش به الناز گفتم :خوب سعید هم پشت تو رو ماساژ بده بلده خوب .. خیلی دلم میخواست سعید زن منو بماله منم اینطرف حال بکنم
    الناز:عه نمیشه که زشته
    فریبا:راست میگه الناز جونن بیا سعید تو رو هم ماساژ بده جاهای ممنوعه رو هم من به سعید کمک میکنم سعید خیلی خوب بلده خستگیه ادمو بگیره
    الناز :آخه....
    فریبا :اخه نداره که بیا دراز بکش
    من:اره برو دراز بکش. سعید جان زحمت الناز هم با شما دمت گرم
    سعید :چشم اقا سامان گل تو جوون بخواه
    بعدش همگی یه خندیدم و الناز با یه مقدار خجالت رفت به شکم دراز کشید و سعید روغن رو روی پشتش کامل ریخت و شروع کرد به ماساژ دادن از پشت گردن شروع کرد و اومد تا قسمت کمرش و بعدش چون دید که من هم دارم نکاه میکنم روی باسنش دست نکشید رفت از پایین باسنش شروع کنه به ماساژ دادن و تا پایین انگشتای پتش ماساژ داد. کیر منم که حسابی راست شده بود از این که یه نفر دیگه داره زن منو میماله حسابی حال میکردم دیدم که فریبا هم اومد باسن الناز و ماساژ داد و انگشتش رو از پشت کرد داخل کوس الناز و الناز یه جیغ کوچیک کشید بعدش هم فریبا الناز رو برگردوند به پشت و شروع کرد به لب گرفتن از الناز و به سعید گفت سعید جان پاهای الناز رو ماساژ بده . سعید هم از قسمت نزدیک کوس الناز شروع کرد به ماساژ و تا پایین پاهاشو ماساژ داد حسابی کیرم راست شده بود بعدش فریبا به ما گفت که شما برین بیرون ما هم الان میایم . من و سعید هم رفتیم بیرون . زنامون هم بعد از یه ربع اومدن بیرون و رفتن داخل اتاق . من و سعید هم فتیم پیششون . فریبا روی الناز به حالت ۶۹ دراز کشیده بود و داشتن کوس همدیگه رو میخوردن . من رفتم سمت کوس الناز که فریبا داشت از بالا کوسش رو میخورد . فریبا حسابی کوس الناز رو خیس خیس کرده بود سوراخ کون الناز رو هم حسابی خورد و بعدش من سر فریبا رو دادم بالا که من کوس الناز رو بخورم هنوز اب دهن فریبا روی کوس و کون الناز بود که من تمام اب دهنش رو لیس زدم و خوردم . فریبا هم گفت جووون و بعدش اب دهنش رو داخل دهنش جمع کرد و با فاصله ریخت روی کوس الناز و منم سریع اب دهنش که داشت از روی کوسش میومد سمت کومش رو لیس زدم و خوب مالوندم به کوس الناز و شروع کردم به خوردن کوس الناز حسابی کوسشو و سوراخ کونش رو لیس میزدم فرببا هم انگشتش رو میکرد تو کوس الناز و باهاش بازی میکرد و خودش اه اه میکرد معلوم بود که اومطرف سامان هم داره حسابی کوسش رو میخوره و حتما الناز هم داره با کوس فریبا بازی میکنه .من انگشتم رو کردم داخل کوس الناز و حسابی کوسش رو انگشت کردم که دیدم پاهای الناز داره میلرزه و معلوم بود که داره ارضا میشه و ابش از کوسش سرازیر شد و فریبا هم سریع اب الناز رو خورد و یه مقدارش رو تو دهنش جمع کرد و دوباره روی کوس الناز ریخت که من دوباره کوس الناز رو لیس بزنم . فریبا هم خیلی خوشش اومده بود که من داشتم اب دهن اونو میخوردم . منم همین کار رو کردم و کوس الناز رو که با اب دهن فریبا حسابی خیس شده بود خوردم انگشتم رو کردم داخل کون الناز و چند بار جلو و عقب کردم تا باز بشه بعدش دیدم که فریبا دستم رو گرفت و انگشتام رو از تو کون الناز در اورد و برد جلو دهنش و حسابی لیسشون زد . من که داشتم دیوونه میشدم با این کارهای فریبا . معلوم بود حسابی زنامون حشری شده بودن چون دو روز بود ارضا نکرده بودیمشون . فریبا از روی الناز رفت کنار و همون حالت برعکس الناز به پشت کنارش خوابید که سعید خوب بتونه کوسش رو بخوره . من هم کیرم رو گذاشتم روی کوس الناز و یه مقدار روی کوسش رو با کیرم مالوندم و بعدش ارووم ارووم کرذم داخل کوسش چند بار جلو و عقب کردم و بعدش اررروم اررووم کیرم رو کردم داخل کونش . چند بار هم تو این حالت تو کون الناز جلو و عقب کردم . فریبا هم حسابی صداش دراومده بود معلوم بود که سعید داره حسابی میکنتش . الناز رو به پهلو خوابوندم به سمت فریبا و خودم هم رفتم پشت الناز دراز کشیدم و کیرم رو از پشت کردم تو کوس الناز پای الناز که بالا بود رو دادم بالا تا خوب کوسش باز بشه و فریبا هم خوب بتونه ببینه . فریبا هم به سعید گفت :سعید تو هم مثل سامان بیا از پشت منو بکن . سعید هم مثل من رفت پشت فریبا و از پشت کیرش رو گذاشت تو کوس فریبا . تو این وضعیت من و الناز به پهلو برعکس فریبا و سعید که اونا هم به پهلو دراز کشیده بودن قرار گرفته بودیم فریبا سرش رو گذاشته بود روی رون الناز پایین بود و خوب سرش رو نزدیک کرده بود به کوس الناز . از این سمت هم الناز و من سرمون رو گذاشته بودیم روی پای فریبا و پای دیگه فریبا هم روی هوا بود و یه جوری لای پای فرببا قرار گرفته بودیم و خوب داشتیم کوس فریبا رو نکاه میکردیم که سعید داشت با کیرش حسابی بازش میکرد . من هم مشغول کردن کوس الناز بودم که فریبا و سعید هم از اون پایین داشتن نگاه میکردن . الناز پای فریبا رو که روی هوا بود رو گرفت و نوک انگشتای پای فریبا رو کرد داخل دهنش و حسابی لیسش زد . فریبا هم اون پایین پای الناز رو لیس میزد . الناز پای فریبا رو لیس میزد بعدش پای فریبا رو اورد سمت من و گفت که بخور پاهاشو خیلی پا دوست داری بخور عزیزم من هم مثل دیوونه ها انگشت های پای فریبا رو با اون ناخن های خوشگلش کردم تو دهنمو حسابی لیسش میزدم فریبا و سعید هم داشتن منو نکاه میکردن که داشتم پای فریبا رو میخوردم سعید هم خوشش اومده بود و داشت پای زن منو میمالوند . منم پای فریبا رو جلوی دید زنم دست میکشیدم و میخوردم الناز سرش رو به کوس فریبا نزدیک کرد و سعید که یه مقدار خسته شده بود کیرش رو از تو کوس فریبا در اورد و الناز سرش رو برد نزدیک تر و کوس فریبا که حسابی خیس خیس شده بود رو شروع کرد به لیس زدن از اون پایین هم دیدم که فریبا سرش رو اورد روی کوس الناز و همون طوری که من داشتم توی کوس الناز جلو و عقب میکردم فریبا هم داشت بالای کوس الناز رو لیس میزد به طوری که وقتی جلو و عقب میکردم کیرم و خایه هام به صورت فریبا کشیده میشد . سعید هم که داشت میدید کیر من به صورت زنش میخوره اون هم کیرش رو این سمت لای پای فریبا یه مقدار جلو و عقب میکرد که میخورد به صورت الناز . فریبا به الناز گفت :الناز جووم سوراخ کونمو باز میکنی که سعید بزاره تو کونم . الناز :باشه عزیزم جووون عجب سوراخی داره این کونت بعدش هم انگشتش رو کرد تو دهنش و خیس کرد و برد داخل کون فریبا و یکم جلو عقب کرد و بعدش انگشت دومش رو کرد توش و این دفعه دوتا انگشتش رو از تو کون فریبا دراورد و اورد سمت دهن من که واسش خیس کنم . منم حسابی انگشت الناز رو خوردم و دوباره انگشتش رو کرد تو کون فریبا چند بار جرو و عقب کرد و بعدش سعید میخواست کیرش رو بزاره تو کون فریبا که یه مقدار واسش سخت بود چون نمیدید این پایین رو . در عوض الناز با دستش کیر سعید رو گرفت و گذاشت جلوی سوراخ کون فریبا و سعید هم با یه فشار اهسته کرد داخل کون فریبا و ارروم ارروم شروع کرد به جلو و عقب کردن . واااای من که داشتم دیوونه میشدم . حسابی هممون حشری شده بودیم و داشتیم در کنار همدیگه از وجود هم حال میکردیم . دیکه واسمون مهم نبود که میخوایم چکار کنیم . فقط میخواستیم که حال کنیم . چشمم به پایین افتاد که دیدم فریبا کیر منو گ فته بود تو دستش و یه مقدار جلو و عقب کرد تو دستش جلوی چشم شوهرش بعدش اورد جلوی سوراخ کون الناز گذاشت و من هم با به فشار کردم تو کون الناز . فریبا دستش رو میکشید روی کوس الناز و می اورد روی کیر من هم که داشتم تو کون الناز جلو و عقب میکردم میکشید . الناز هم این سمت داشت با کوس فریبا بازی میکرد و دستش رو میکشید روی خایه ها و کیر سعید . سعید کیرش رو در اورد از تو کون فریبا . کون فریبا حسابی باز شده بود . کیر سعید از کیر من یه مقدار کلفت تر بود الناز سریع رفت روی سوراخ کون فریبا که هنوز باز بود و زبونش رو کرد داخل کونش و حسابی لیس زد و دوباره کیر سعید رو گرفت و کرد داخل کون فریبا و سعید جلو و عقب کرد . من که حسابی داشتم حال میکردم تو یه شرایط برابر داشتیم حال میکردیم دیگه کم کم میخواست ابم بیاد که عمدا کیرم رو از کون الناز کشیدم بیرون که وقتی آبم میاد بیرون فریبا ببینه .لحظه ای مه ابم اومد بیرون کیرم رو کشیدم بیرون و یه مقدار ابم ریخت روی رون ها و لای پای الناز که فریبا با تعجب گفت :ووایی چه ابی چقدر زیاده . اونقدر زیاد بود ابم که یه مقدار از ابم پریده بود روی صورت فریبا واسه همین خیلی شگفت زده شده بود . سعید هم ابش رو داخل کون فریبا خالی کرد و حسابی بیحال شده بودیم زنامون بلند شدن و رفتن تو حمام که خودشون رو بشورن من و سعید هم تو همون حالت دراز کشیده بودیم که من خوابم برد......
    صبح که از خواب بیدار شدم کسی کنارم روی تخت نبود صداشون از تو حال میومد داشتن میخندیدن مثل اینکه من از همشون بیشتر خوابیدم نزدیک های ظهر بود که بیدار شده بودم .حوصله نداشتم از روی تخت بلند بشم دوست داشتم باز هم بخوابم صدای الناز میومد از توی حال که هی میخندید سعید هم کوس شر میگفت و الناز میخندید .صدای فریبا نمیومد مثل اینکه حمام بودش چون از داخل حمام صدای دوش اب میومد من داشتم به این فکر میکردم که این سعید دهن سرویس چی داره میگه اونجا که الناز هم از ته دل میخنده شاید هم عمدا اینقدر میخنده جلو سعید خیلی احساس راحتی میکرد با سعید تو همین فکرا بودم که دیدم صدای در حمام اومد منم خودم رو زدم به خواب به پهلو دراز کشیده بودم به سمت لبه تخت که نزدیک اینه و کشو ها و کمد بود نزدیک بودم . در ضمن تو اتاق سعید و فریبا خوابیده بودم و مطمین بکدم که الان فریبا که از حمام میاد بیرون حتما میاد جلوی کمدشون که لباس برداره منم عمدا خودمو به خواب زدم . زیر چشمی داشتم نگاه میکردم که دیدم فریبا با حوله که دورش پیچیده بود اومد تو اتاق و اومد جلوی اینه و کمدشون.حوله رو از دور خودش باز کرد و شروع کرد به خشک کردن بدن خوشگلش . پشتش به من بود و جلوی اینه داشت موهاشو لای حوله خشک میکرد هنوز پشتش و روی باسنش که قشنگ جلوی چشم من بود خیس بودن و میدرخشیدن مخصوصا اون باسن بزرگش که هر وقت میدیدمش اب از دهنم میومد درسته این چند مدت زیاد بدنش رو لخت دیدم و حتی لمس کردم ولی الان یه حس دیگه ای بهم دست داد که کیرم داشت بلند میشد کم کم . خوشبختانه به پهلو دراز کشیده بودم یه پام رو توی شکمم جمع کرده بودم و کیرم رفته بود لای پاهام و دیده نمیشد که یه وقت بلند بشه و ضایع باشه . فریبا همونطوری که داشت موهاشو خشک میکرد و پشتش به من بود نشست لبه تخت که نزدیک اینه بود وقتی نشست لبه تخت کونش قشنگ پهن شد روی تخت .وااااای عجب ویویی داشتم من خلاصه فریبا موهاشو خشک کرد و حوله رو برد سمت پاهاش که خشک کنه همون حالت که به پشت به سمت من لبه تخت نشسته بود خم شد پایین تخت حوله رو بکشه روی پاهاش تا پایین پاهاش وقتی خم شد باسنش اومد یه مقدار بالاتر که سوراخ کون و یه مقدار از کوسش دیده شد . وااای عجب سوراخی داشت هوس کون کردم همون لحظه یه مقدار از کوسش هم دیده میشد داشتم دوونه میشدم از اون فاصله نزدیک و تنها داشتم چشم چرونی میکردم دوست داشتم انگشتم رو میرسوندم به سوراخشو میکردم داخلش ولی نمیشد . خلاصه پاهاشو خشک کرد و بلند شد و رفت جلوی کشوهاش و باز دوباره خم شد البته نیاز نبود اینقدر خم بشه تا از کشوها چیزی برداره ولی فک میکنم عمدا این کارا رو میکرد شاید فهمیده بود من بیدارم شاید هم به هوتی اینکه اگه یه وقت من بیدار بودم خوب بتونم کوس و کو نش رو ببینم خم شده بود که شورت برداره خیلی طولش داد و داشت میگشت . صدای الناز رو شنیدم که اومد توی اتاق و گفت:فریبا جووون اومدی بیرون منم میخوتستم بیام تو حمام با هم دوش بگیریم که این سعید اینقدر جوک گفت که فقط داشتم میخندیدم
    الناز اومد سمت فریبا و جلوی دید من که دیدم شورت هم پاش نیست بله معلوم نیست چجوری جلوی سعید نشسته و حتما سعید هم خوب چشم چرونی میکرده .بعدش الناز اومد منو تکون داد و گفت:سامان جوون عشقم پاشو دیگه ظهر شد چقدر میخوابی پاشو برو یه دوش بگیر . منم صدامو یکم خواب الود کردم و چشمام رو یه ذره باز کردم و هاااا ساعت چنده مگه
    الناز:ساعت ۱۱ شده پاشو
    من:باشه عزیزم الان بیدار میشم
    الناز :پس من میرم تو حمام تو هم بیا خودهو بشور .. پاشو دیگه
    من:عههه باشه دیگه
    الناز رفت و من هم موندم که یه مقدار کیرم بخوابه و الناز هم منو تو اون حالت کیر شقی نبینه . الناز که رفت منم چند دقیقه بعدش از جام بلند شدم و نشستم و یه سلام هم به فریبا کردم و فریبا هم گفت : صبح بخیر سامان جوون پاشو ظهره پاشو برو الناز تو حمام منتظرته تو همین حین هم داشت شورتشو جلوی من میپوشید . منم که البته یه مقدار هنوز کیرم بلند بود . فریبا چشمش به کیرم افتاد و خندش گرفت . گفت پاشو برو مثل اینکه خیلی هوس کردی . منم خندم گرفت و بلند شدم رفت سمت حمام و در حمام رو باز کردم و رفتم داخل الناز داشت زیر دوش موهاشو میشست که منم چوون حشرم زده بود بالا رفتم سمتش و بغلش کردم از پشت و شروع کردم به مالوندنش
    الناز:چیه سانان جوون مگه خسته نیستی از دیشب باز هم دلت میخواد
    من :ارههه بد جوور هوستو کردم تازه از خواب بیدار شدم انرژی دارم .الناز :باشه عشقم صب کن خودمونو بشوریم
    من:نه الان میخوام بعدش هم برگردوندمش سمت خودمو زیر دوش اب داشتم ازش لب میگرفتم و رفتم سینه هاشو خوردم و دیوونه وار .. خودمو رسوندم به کوسش و نشوندمش لب وان و کوسش رو میخوردم وحشیانه صدای اه و اووه الناز تبدیل شده بود به اخ اخ و جیغ هم میزد بلندش کردم بردم روی سکو کنار وان درازش کردم و پاهاشو حسابی دادم بالا که زانوهاش رسیده بود به سینه هاش و داشتم سوراخ کونش رو میخوردم و یه سره تصویر کوس و سوراخ کون فریبا که الان دیده بودم جلوی چشمم میومد و به یاد اون داشتم وحشیانه کونشو میخوردم و با انگشت میکرد تو کوس و کونش و حسابی حالش رو جا اورده بودم و خیلی زود الناز ارضا شد و منم سریع رفتم بالای سکو و کیرم رو کردم تو کوسش و جلو و عقب میکردم یکم با سوراخ کونش بازی کردم و کیرم رو کردم داخل کونش که صدای الناز بلند تر شد و هی اه و اخ و اوخ میکرد که صداش بیرون میرفت . فریبا در حمام رو باز کرد و مارو تو اون حالت دید و گفت سامان نکشی دختر مردم رو
    منم در حالی که داشتم تلمب میزدم گفتم نه تو خیالت راحت
    بعتش فریبا رفت و منم بعدش ابم اومد و ریختم توکون الناز و همون جا کنارش دراز کشیدم که یکم حالم جا بیاد . الناز هم بلند شد و و منو بلند کرد و با هم خودمونو شستیم و رفتیم بیرون ....
    امروز رو هم با هم رفتیم چندجای دیدنی رو هم دیدیم . من که خیلی دوست داشتم سریع برگردیم هتل و شب دوباره همگی جلو هم سکس.کنیم و حال کنیم. ساعت های ۱۱ شب بود که شام رو هم خورده بودیم و برگشتیم سوییتمون وارد سوییت که شدیم زنامون رفتن داخل اتاق که لباساشونو عوض کنن من و سعید هم نشستیم روی مبل ها داشتیم حرف میزدیم الناز رو دیدم که رفت دستشویی و اومد بیرون و رفت داخل حمام بعدش هم فریبا رفت دستشویی و اونم پشت سرش رفت تو حمام . من هم رفتم از تو اتاق قرص های تاخیری رو اوردم و یکی دادم به سعید خودم هم یکی خوردم و با هم لخت کردیم و رفتیم تو حمام . الناز و فریبا وان رو پر از اب کرده بودن و نشسته بودن داخلش و روی اب هم پر از کف بود وان چون دونفره بود بزرگ بود . من و سعید هم رفتیم داخل وان. الناز و فریبا روبروی هم نشسته بودن من صبر کردم ببینم سعید کجا میشینه . دیدم سعید رفت کنار زنش نشست من هم اومدم این سمت الناز نشستم که اینطوری الناز میوفتاد روبروی سعید من هم روبروی فریبا پاهای فریبا و سعید اومده بود رو پاهای ما و پاهای ما روی پاهای اونا بود من نشستم تو اب و پاهام رو بردم لای پاهای فریبا دراز کردم فریبا هم پاهاش رو اورده بود روی پاهای من گذاشته بود چون اب داخلش کف بود زیر اب دیده نمیشد . دستم رو میکشیدم روی پاهای فریبا و بعدش میاوردم روی بدن خودم میکشیدم و خودمو میشستم با اب و کف . یکی از پاهام رو رسوندم به نزدیک کوس فریبا ولی تو اون حالتی که نشسته بودیم پام نمیرسید به کوسش ولی باز هم پاهام رو روی رون هاش میکشیدم که بفهمه میخوام بهش حال بدم فریبا هم فهمید و یه مقدار همون حالت که نشسته بود اومد جلوتر و یه مقدار پاهاش رو باز کرد و از زیر اب داشت با کیر سعید ور میرفت چون چهره سعید داشت حال میکرد . من هم پام رو روی کوس فریبا گذاشته بودم و بالا و پایین میکردم و دستم رو هم روی کوس الناز میکشیدم و صورت الناز رو میبوسیدم یه مقدار تو همین حالت داشتیم حال میکردیم که دیدم فریبا بلند شد و رفت سمت توالت فرنگی که داخل حمام بود نشست و شلنگ ابی که نزدیکش بود رو هم گرفت تو دستش و اب رو باز کرد و برد لای پاش و داشت سوراخ کونش رو میشست الناز هم بلند شد و رفت پیش فریبا . من هم رفتم سمت اونا و بهشون گفتم دارین چکار میکنین . الناز گفت :میخوام داخل کونمو تمیز کنم واسه تو عزیزم .من:عه چجوری اونوقت این کارو میکنی
    الناز :همینطوری دیگه . فریبا رو نگاه با اب تمیز میکنیم
    فریبا یه چند دقیقه ای شلنگ رو میزاشت دم سوراخ کونش و اب میرفت داخلش و بعد با فشار میداد بیرون بعدش بلند شد و الناز نشست و الناز هم همین کار رو میکرد . فریبا هم رفت بود بغل سعید و با همدیگه داشتن زیر دوش اب خودشون رو میشستن
    الناز هم کارش تموم شد و ما هم رفتیم زیر دوش که خودمونو بشوریم . فریبا و سعید هم داشتن از همدیگه لب میگرفتن و کم کم کار رو داشتن شروع میکردن . من و الناز خودمونو شستیم و من گفتم که بچه ها بریم روی تخت . همه با هم رفتیم بیرون رفتیم تو اتاق ما و زنامون سریع رفتن لب تخت نشستن و از همدیگه لب میگرفتن من هم رفتم جلوی پای الناز نشستم و سینه های الناز رو میخوردم و اومدم پایین تر رسیدم به کوسش . سعید هم نشسته بود لای پای فریبا و داشت کوسش رو میلیسید . من هم الناز رو دراز کردم و پاهاش رو دادم بالا و شروع کردم به خوردن کوسش حسابی داشتم چوچولش رو لیس میزدم و با انکشتم سقف کوس الناز رو تحریک میکردم . فریبا هم کنار الناز دراز کشید و سعید سوراخ کوس و کونش رو میخورد . فریبا پاهاش رو اورده بود بالا و از هم باز کرده بود که پای چپش اومده بود روی کوس الناز . من هم پای فریبا رو گرفتم و شروع کردم به لیس زدن انگشتای پاش و اون ناخن های خوشگلش . دیدم که الناز هم داره منو نگاه میکنه و یه دستش رو برده روی کوس فریبا و داره بالای کوسش رو بازی میده . سعید هم که داشت کوس زنش رو میخورد یه نگاه به من کرد که دارم پای زنشو لیس میزنم خوشش اومد و با سرعت بیشتر کوس فریبا رو میخورد انگشتهای الناز هم که بالای کوس فریبا بود رو هم میخورد و میکرد تو دهنش یه ده دقیقه ای تو همون حالت کوس زنامون رو خوردیم و داشتیم حسابی حال میکردیم من الناز رو بلند کردم و بردم عقب تر که خودم هم بیام روی تخت .الناز رو به پشت دراز کردم و کیرم رو گذاشتم روی کوسش و فرو کردم داخل و جلو و عقب میکردم . سعید هم فریبا رو اورد کنار الناز دراز کرد و اونم مثل من شروع کرد به کردن فریبا من پعی الناز رو داده بودم بالا که پای راستش رفته بود روی سینه و شکم سعید و پاشو به سعید تکیه داده بود که خسته نشه فریبا هم پاش رو اورده بود روی صورت من و من داشتم کف پاشو لیس میزدن یه مقدار خم شدم روی الناز و همون حالتی که داشتم تو کوس الناز میکردم دست چپم رو میکشیدم روی پای فریبا که اومده بود سمت ما . دستم رو از روی ساقش میکشیدم تا روی رون پاش رو لمس میکردم سعید هم پای زن منو گرفته بود و اون هم دستش رو میکشید روش چند بار دستم رو روی رون فریبا که میکشیدم تا نزدیک های کوسش میبردم . ده دقیقه تو همین حالت بودیم که من الناز رو بلند کردم و خودم روی تخت به صورت عمود به فریبا و سعید دراز کشیدم پاهام به سمت فریبا بود و الناز هم روی زانوهاش نشسته بود لای پاهای من خم شد روی کیر من و شروع کردم به ساک زدن واسم حسابی کیرم رو میکرد تو دهنش تا نزدیک های تخمام به صورت سگی اومده بود روی کمر من و داشت کیرم رو میخورد و از اون پایین کوس و کونش به سمت فریبا و سعید بود . من از بالا نگاه کردم دیدم که فرببا هم به صورت داگ استایل پشت الناز داشت کوس الناز رو میخورد و سعید هم از پشت داشت فریبا رو میکرد . صدای زنامون حسابی بلند شده بود داشتن حسابی حال میکردن . الناز همون حابت که نشسته بود رو به من اومد روی پاهام نشست و اومد جلو شروع کردیم به لب گرفتن از هم و بعدش کیر من و با دستش تنظیم کرد و گذاشت توی کوسش و خودش هم با شکمش روی من دراز کشید و من از زیر داشتم توی کوسش جلو و عقب میکردم که احساس کردم دستای فریبا داره کوس الناز رو میماله و دستش رو روی کیر من هم می کشه و گفتش:الناز جوون واست سوراخ کونتو باز کنم ؟
    الناز :اه اه اه ارههه عزیزم
    فریبا هم از پشت انگشتاشو میکرد تو کون الناز و داشت سوراخ کونش رو واسه من اماده میکرد . یه مقدار گذشت و من الناز رو بلند کردم و روی کمرم چرخوندمش به سمت فریبا و کوس و کون الناز به سمت فریبا و سعید بود و پشت الناز روی شکم من بود من از زیر کیرم رو گرفتم و گذاشتم توی کوس الناز و جلو و عقب میکردم بعد از چند دقیقه الناز کیرم رو در اورد و همون حالت روی شکمم کامل دراز کشید و به فریبا گفت :فریبا جوون یکم واسم خیسش کن سوراخمو .
    فریبا هم مشغول خوردن کوس و کون الناز شد . من هم پاهای الناز رو از زیر زانوهاش گرفته بودم و خوب پاهاش رو داده بودم بالا و از هم باز کرده بودم تا فریبا خوب بتونه بخوره فریبا یه مقدار دیگه کون الناز رو باز کرد و الناز بلند شد و سوراخ کونش رو با کیر من تنظیم کرد و ارووم ارووم نشست روی کیرم و کیرم رفت داخل کونش و یه مقدار که خودش رو بالا و پایین کرد کامل دیگه میرفت داخل یه چند بار کیرم از تو کون الناز میومد بیرون که فرببا کیرم رو میگرفت تو دستش جلو و عقب میکرد و اب دهنش رو میریخت روی کیرم و با دستش حسابی خیس میکرد دوباره میزاشت جلوی سوراخ کون الناز و الناز بالا و پایین میکرد خودشو .سعید هم میدید که زنش داره اب دهنش رو روی کیر من میماله و کیر منو میگیره دستش. بعد از چند دقیقه فریبا بلند شد و سعید رو اورد کنار من به پشت دراز کرد و یه مقدار کیر سعید رو واسش خورد و بعد مثل الناز که روی من بود . روی سعید نشست یعنی پشتش به سعیید بود و روی شکم سعید دراز کشیده بود و سعید هم از پایین داشت توی کوس زنش کیرش رو بالا و پایین میکرد . الناز هم از روی من بلند شد و رفت لای پای سعید نشست و دستش رو میکشید روی کوس فریبا و دستش رو روی کیر سعید هم میکشید من هم رفتم پشت الناز نشستم که ببینم الناز چکار میکنه و از پشت داشتم سینه های الناز رو میمالوندم بعد از چند دقیقه فریبا گفت که :الناز جوون تو هم سوراخ کون منو باز کن عزیزم
    الناز :جووون باشه عشقم تو جووون بخواه
    سعید کیرش رو از تو کوس فریبا در اورده بود و همون حالت سیخ سیخ لای پای فریبا بود . و با دستش زیر زانوهای فریبا رو گرفته بود و پاهاش رو کامل داده بود بالا و سوراخ کونش حسابی زده بود بیرون . من هم از کنار الناز داشتم نکاه میکردم و سینه هتی خوشگل زنمو میمالوندم و از زیر پاش انگشتم رو هم میکردم تو کوسش. الناز خم شد روی کوس فریبا و شروع کرد به خوردن کوس فریبا و ترشحات کوسش که بر اثر جلو و عقب شدن کیر سعید از کوسش اومده بود بیرون رو داشتم میخورد کیر سعید هم که بیرون بود و سیخ سیخ بود کنار صورت زن من بود و با صورتش تماس داشت . الناز دور سوراخ کون فریبا رو لیس زد و بعدش انگشتش رو کرد تو کونش و برد تو دهن خودش دوباره دو تا انگشتش رو کرد تو کون فریبا و این دفعه اورد سمت دهن من که کنارش نشسته بودم و من هم حسابی انگشتش رو خوردم فریبا و سعید هم داشتن مارو نکاه میکردن بعدش دیدم که الناز دست من رو از روی سینش برداشت و برد سمت کون فریبا و انگشتم رو کرد داخل کون فریبا . من یه لحظه داشتم سکته میکرذم با این کار الناز . مثل اینکه الناز هم خودش دوست داره که من دستام رو بکنم توی کون فریبا خوشش میاد از این حرکت . من هم که از این حرکت داشتم دیوونه میشدم انگشتم رو به اروومی کردم تو کون فریبا و جلو و عقب میکردم با وارد شدن انگشت من به کون فریبا. فریبا یه هووومممم از ته دل کشید معلوم بود حسابی حال کرده الناز هم میگفت جووون ارههه بکن توشش . بعدش انگشتم رو در اوردم و بردم سمت دهنمم که بخورم و کردم تو دهنم که سعید هم معلوم بود حسابی از این حرکتا شهوتی شده بود با احساس گفت . اررهههه بخورش ببین کون زن من خوشمزه تره یا زن تو .. هاااا بخور نوش جوونت
    من هم با احساس داشتم انکشتم رو لیس میزدم یه دفعه دیگه انگشتم رو کردم تو کون فریبا و این دفعه دوتا انگشتام رو کردم توش و این بار انگشتم رو بردم سمت دهن فریبا و کردم تو دهنش که الناز هم داشت نگاه میکرد و میگفت جوووون و بعدش روی کیر سعید تف کرد و با دستش کیر سعید رو بازی داد و گذاشت جلوی سوراخ کون فریبا و فریبا نشست روی کیر سعید و کیر سعید کامل رفت داخلش و بعد کیر سعید رو دراورد دوباره با دستاش بازی کرد و یه مقدار سوراخ کون فریبا رو لیس زد و دوباره کیر سعید رو گذاشت دم سوراخ کون فرببا و فریبا شروع کرد به بالا و پایین کردن خودش .من هم دوباره خودمو منار سعید دراز کردم و الناز رو اوردم روی خودم و با همدیگه لب گرفتیم و کیرم رو گذاشتم تو کوس الناز و بالا و پایین میکردم این دفعه با سرعت بیشتر میکردمش چوون حسابی شهوتی شده بودم بعدش کیرم رو کردم تو کونش و کونش رو میکردم لامصب این قرصه خیلی خفن بود ابم نمیومد ده دقیقه داشتم همین حالت میکردم الناز رو . مشغول بودم که فریبا بلند شد و سعید هم بلند شد سعید فریبا رو اورد کنار من دراز کرد و خودش پاهای فریبا رو داد بالا و شروع کرد به کردن فریبا . صورت فریبا نزدیک من بود و وقتی اه و ناله میکرد و اون لبای خوشگلش رو که میدیدم دوست داشتم همونجا لب هاشو بکنم تو دهنم و حسابی بخورمشون .سعید پایین پاهای ما بود و داشت کوس فریبا رو میکرد که من همون حالت که مشغول بودیم به سعید گفتم :سعید جان اونجا که هستی تو هم کون زن منو مزه کن ببین چجوریه هههه
    بعدش من کیرم رو داخل کوس الناز نگه داشتم و صبر کردم تا سعید انکشتش رو بکنه تو کون الناز . سعید انگشتش رو کرد تو دهن زنش و زنش وتسش خیس کرد و برد سمت کون الناز و به اهستگی کرد تو کون زن من و صدای الناز بلند شد که یه اهههههه از ته دل کشید و معلوم بود حسابی داره حال میکنه بعدش انگشتش رو یه مقدار جلو و عقب کرد و برد سمت دهن خودش و من گفتم بخور نوش جونت
    سعید هم با احساس داشت انگشتش رو میخورد و میگفت هوووممم عجب خوشمزست
    من :کون الناز خوش مزه تره یا فریبا
    سعید :هوووم فرقی ندارن هر دوتاش خوبن
    من:جوون
    و بعدش دوباره دوتا انگشتش رو کرد تو کون زن من و اینبار در اورد و کرد تو دهن فریبا و فریبا واسش خورد . من هم کیرم رو گذاشتم تو کون الناز و شروع کردم به کردنش بعد از پنج دقیقه ابم اومد و همونجا تو کون الناز خالی کردم و حسابی بی حال شدم . و همون حالت کنار فریبا دراز کشیده بودم و الناز هم که روی من دراز کشیده بود و چوون امشب دوبار ارضا شده بود حسابی بی حال شده بود و نمیتونست از جاش تکون بخوره و داشتیم با هم به فریبا و سعید نکاه میکردیم که سعید هم طولی نکشید که ابش اومد و تو کون فریبا خالی کرد من وسط دراز کشیده بودم و سمت چپم هم الناز خودشو دراز کرده بود و سمت راستم هم فریبا دراز کش بود و تو این وضعیت یه مقدار جا واسه سعید کم بود که دراز بکشه وتسه همین سعید گفت:من میرم تو اون اتاق اینجا جا تنگه
    بعدش رفت تو اون اتاق که بخوابه من و الناز هم روی تخت خوابمون برد .فریبا هم کنار مون و کنار من خوابیده بود .....
    خواب عمیق بودم و داشتم خواب میدیدم که چهارتایی داریم با هم مثل این چند شب سکس میکنیم و توی خواب من داشتم فریبا رو میکردم و سعید هم داشت زن منو میکرد و حسابی داشتم کیف میکردم و فریبا توی رویای خواب من داشت کیرم رو ساک میزد که من یهویی بیدار شدم و دیدم که فریبا به پهلو رو به من خوابیده و داره به صورت من نگاه میکنه و با دستش از پایین داره با کیرم بازی میکنه و کیرم حسابی راست شده فهمیدم که به خاطر تحریک شدن کیرم توسط فریبا بوده که من این خوابو دیدم . سرم رو برگردوندم به سمت الناز دیدم الناز به پهلو رو به اون سمت خوابیده و یه نگاه به در اتاق کردم که یه وقت سعید نیاد تو اتاق با این که میدونستم تو اتاق خوابه یه نگاه به ساعت روی دیوار کردم دیدم که ساعت ۷ . مطمین شدم که سعید الان تو خواب سنگینه و الناز هم که دیشب معلوم بودحسابی بی حال شده خوابش عمیقه و به این زودی ها بیدار نمیشه من که به پشت خوابیده بودم فریبا راحت داشت دستشو روی کیر من بالا و پایین میکرد و حسابی کیر منو سیخ کرده بود . لامصب نمیدونم این روز هایی که اومده بودیم اینجا و از بس کوس و کون لخت میدیم و اینقدر مشروب و مواد غذایی گرم میخوردیم که من هیچ وقت شهوتم کم نمیشد و هر صبح و هر شب کیرم راست میشد از شانس خوب ما بود دیگه . فریبا با کیرم بازی میکرد که منم دستم رو بردم روی سینه هاش و سینه ها و نوک سینه هاشو با دو دستم میمالوندم و حسابی داشتم کیف میکردم که یه فرصت پیدا کردم که فریبا رو حسابی بمالمش . به پهلو رو به فریبا که اونم به پهلو رو به من دراز کشیده بود بودم و داشتم سینه هاشو میمالوندم و یه مقدار خودمو به سینه هاش نزدیک کردم و شروع کردم به خوردن نوک سینه هاش و حسایبی میخوردم واسش . فریبا هم دیکخ کیرم رو نمیمالوند و دستش برده بود سمت کوسش و با کوسش بازی میکرد و چشماشو از روی شهوت بسته بود و داشت اه اه خیلی ارووم میکرد . من با خودم گفتم سریع برم سراغ کوسش که یه وقت میبینی بچه ها بیدار میشن و من نمیتونم به مقصودم برسم . فریبا رو به پشت چرخوندمش و پاهاش رو باز کردم خودم ارووم رفتم لای پاهاش نشستم و پاهاش رو دادم بالا که کوسش حسابی باز بشه همون حالت که روی زانوهام بین پاهاش نشسته بودم . خم شدم روی کوسش و شروع کردم به خوردن کوسش وایییی عجب کوس داغی داشت اب از کوسش اومده بود بیرون و حسابی کوسش خیس بود منم با لذت تمام شروع کردم به خوردن کوسش و چوچولش رو میک میزدم و لب های کوسش رو میکردم تو دهنم و میکشیدمشون با لبام انگشتم رو میکردم تو کوسش و با سقف کوسش بازی میکردم . زبونم رو لوله میکردم تو کوسش و حسابی میخوردمش داشتم دیوونه میشدم بعد از پنج دقیقه که با کوس فریبا ور رفتم چون خیلی صحنه شهوتی و تازه ای بود واسمون فرببا پاهاش لرزید و فهمیدم که ارضا شده و اب کوسش خیلی بیشتر از الناز از کوسش جاری شد بیرون و منم با لذت تمام با کوسش رو که داشت میریخت بیرون و کامل دهنم رو گذاشتم روی کوسش و همشون رو خوردم و خودم رو روی فریبا دراز کردم و صورتمو بردم سمت صورت فریبا و شروع کردم به لب گرفتن از فریبا و لب هاشو کامل میخوردم و اب دهنم که الان از اب کوسش داخل دهن من هم بود رو میدادم داخل دهنش و اون هم با لذت میخورد . زبونم رو میکردم داخل دهنش و اونم زبونش رو میکرد داخل دهنم و من حسابی زبونش رو میخوردم پنج دقیقه از هم لب گرفتیم و من دوباره رفتم روی کوسش و ایندفعه سوراخ کونش رو هم لیس میزدم و زبون و انگشتم رو میکردم داخل کونش و میاوردم بیرون و میکردم داخل کوسش و حسابی خیس خیس کرده بودم لای پاشو رفتم روی رون هاشو لیس زدم و ساق پاهاشو و انگشت های پاش رو هم کامل خوردم . همه جای بدنش رو دوست داشتم بخورم و همین کار رو میکردم تمام پاهاش و کونش و کوسش و شکمش و سینه ها و صورتش رو لیس زدم و میبوسیدم و میخوردم . یه نیم ساعتی فقط مشل خوردن بدن و کوس و کون فریبا بودم و حسابی از شهوت داشتم دیوونه میشدم و دوست داشتم بقشتر از این ها بدن فریبا رو بخورم خیلی خیلی داشت به من حال میداد فریبا هم که تو تین فاصله دوبار ارضا شده بود چشم هاشو بسته بود داشت اه و ناله های خیلی ارووم میکرد . من هم که دیدم فرببا رو حسابی ارضا کردم میخواستم کیرم رو بکنم تو کوسش و کیرم رو با دستم گرفتم و از اب کوسش یه مقدار زدم روی کیرم و میخواستم بکنم تو کوسش که یه لحظه چهره سعید اومد جلوی چشمام و احساس کرذم دارم با این کارم به دوستم خیانت میکنم اون که به من اطمینان کرده تا خودش ندونه من این کار رو نمیکنم . منصرف شدم و اومدم از فریبا یه لب گرفتم و در گوش به اروومی گفتم نمیتونم این کار رو بکنم احساس میکنم به رفیقم دارم خیانت میکنم اگه دور از چشم خودش زنش رو بکنم باید خودش بدونه یا جلوی خودش این کار رو بکنم دوباره یه لب ازش گرفتم و بلند شدم رفتم سمت دستشویی . فریبا هم هیچی به من نمیگفت و فقط به من لبخند میزد . من رفتم بیرون از اتاق و وارد دستشویی شدم و میخواستم کیرم رو بمالم که ابش بیاد ولی چون کیرم یه مقدار خوابیده بود دیگه این کار رو نکردم با این که داشتم از شهوت میمردم ولی ابش رو خالی نکردم و تصیم گرفتم بزارم واسه شب که سکسمون شهوتی تر باشه و بیشتر حال کنم یه دوش هم گرفتم و از سوییت زدم بیرون تا فکر فریبا از کلم بره بیرون . رفتم یه دوری دور و اطراف زدم و برگشتم سوییتمون.....
    امروز رو هم مثل روز های دیگه با همدیگه رفتیم تو طبیعت و شهر یه دوری زدیم و خرید کردیم وخندیدیم و خوردیم و حسابی عشق و حال کردیم الناز هم با سعید خیلی راحت تر شده بود و یه سره خوثش رو به سعید میچسبوند و تو بغلش بود فریبا هم تو بغل من بود یه سره منم تا جایی که میتونستم فریبا رو میمالوندم و چون زنامون زیر دامن کوتاهشون شورت نمیپوشیدن منم هر جا که فرصت پیدا میکردم دستم رو میبردم زیر دامن فریبا و از زیر دامن با کوسش بازی میکردم و بهش حال میدادم خلاصه اخر های شب بود که شام رو هم خوردیم و اومدیم سوییتمون و این بار هم همگی با هم رفتیم حمام همگی خیلی دوست داشتیم که با هم بریم حمام و اونجا هم با هم حال کنیم . داخل حمام داشتیم خودمونو زیر دوش میشستیم که فریبا رفت لبه وان نشست و لای پاش و روی کوسش رو کف صابون مالید و به سعید گفت که بیاد موهای لای پاش رو واسش با تیغ بزنه ... سعید هم با دسته تیغ روی کوس فریبا و نزدیک های سوراخ کونش رو موهای ریزش رو میزد و حسابی صافش کرد من و الناز زیر دوش بودیم که من دستم رو کشیدم روی کوس الناز و گفتم تو هم موهای کوست یه مقدار نیش زده
    الناز :اره یکم در اومده تو هم بیا واسم بزن
    من:خوب برو سعید داره واسه فرببا رو میزنه واسه تو رو هم بزنه
    الناز :عه چرا سعید بزنه زشته ...
    من:نه بابا کجاش زشته کاری که نمیخواد بکنه خیلی هم دلشم میخواد تازه برو ..
    الناز با یه مقدار ناز و ادا رفت کنار فریبا نشست و منم به سعید گفتم : سعید جان زحمت موهای روی کوس الناز رو هم تو بکش دمت گرم
    سعید دهن سرویس هم از خدا خواسته گفت ای به چشم
    تا اون موقع کار فریبا تموم شده بود و الناز پاهاش رو اورد بالا و خودش رو یه مقدار روی سکو کنار وان دراز کرد که کومش قشنگ بیاد بیرون چون دور سوراخ کون الناز مو زیاد در میومد سعید هم کف رو میمالوند روی کوس و کون الناز و به این بهانه دستش رو روی کوس زن من میکشید و با دسته تیغ موهاشو شروع کرد به زدن . من داشتم حال میکردم از این که سعید هم داره کوس زن من رو با دستش لمس میکنه کیرم حسابی بلند شده بود من خودمو شستم و رفتم بیرون پشت سر من هم سعید کارش تموم شد و اومد بیرون و خودمونو خشک کردیم و رفتیم با شورت تو حال نشستیم و صحبت میکردیم که بعد از یه ربع زنامون از حمام اومدن بیرون و با حوله دورشون اومدن سمت ما که تو حال نشسته بودیم و کنارمون نشستن . من و سعید وسط بودیم که دیدم الناز و فریبا اومدن جلوی پاهای ما نشستن و شورتامون رو از پامون در اوردن و انداختن کنار و با دستاشون کیرمون رو گرفتن و بازی میکردن باهاش تا راست بشه . من و سعید هم فقط داشتیم بهشون نگاه میکردیم.. الناز زنم کیر من رو گرفته بود تو دستش و میکرد تو دهنش و حسابی واسم کیرم رو راست راست کرده بود و کنارمون هم فریبا کیر سعید رو راست کرده بود حسابی بعد از البته من و سعید از حمام که اومدیم بیرون مثل هر شب قرص های تاخیری رو انداخته بودیم بالا و حالا حالا ها ابمون نمیومد بعد از پنج دقیقه که با کیرامون ور رفتن دیدم که فریبا به الناز گفت:الناز جوون به نظرت کیر شوهر من کلفت تره یا شو هر تو
    الناز:هممم راستش رو بخوای کیر شوهر تو . چون کنار هم نشسته بودیم و نزدیک بودیم الناز با یه دست کیر من رو گرفته بکد تو دستش و انگشتاشو حلقه کرده بود دور کیرم و با دست دیگش کیر سعید رو گرفته بود تو دستش و داشت مقایسه میکرد و گفت که اره کیر شوهر تو بلند تره ولی باز هم کیر سامان من بلند تره
    فریبا :اره بلند تره ولی کیر کلفت بیشتر حال میده
    الناز :عههه نه من که دردم میاد
    همگی زدیم زیر خنده و فرببا گفت:اولش اره ولی بعدش عادت میکنی
    الناز :اره ولی کیر بلند هم یه چیز دیگست
    بعدش دوباره شورع کردن به خوردن کیرامون و یه دو دقیقه دیگه خوردن و بلند شدن رفتن تو اتاق و به ما هم گفتن بیاین روی تخت
    من و سعید هم با کیر های سیخ شدمون رفتیم تو اتاق و دیدم که الناز و فریبا حالت ۶۹ روی هم دراز کشیدن و دارن کوس همدیگه رو میخورن فریبا به پشت روی تخت بود و پاهاش رو تز هم باز کرده بود و الناز هم روی اون برعکس دراز کشیده بود و کوسش رو گذاشته بود روی دهن فریبا و از پایین هم داشت کوس فریبا رو لیس میزد من و سعید هم رفتیم جلوی کوس زنامون روی تخت دو زانو نشستیم و خودمونو روی کوس زنامون خم کردیم که بخوریم . من سرم رو بردم روی کوس الناز که بالای صورت فریبا بود . تو همون حالتی که فریبا داشت کوس الناز رو میخورد منم زبونم رو رسوندم به کوس الناز و همزمان با فریبا داشتیم کوس و کون زنم رو میخوردیم که من همش دهنم رو میبردم سمت دهن فریبا و اب دهنم رو که روی کوس الناز مالیده بودم رو میریختم توی دهن فریبا و اونم زبونش رو میکرد تو دهن من و منم حسابی واسش میخوردم زبونشو و دوباره زبونم رو میکردم تو کوس الناز و بعد زبونم رو میکردم تو دهن فرببا . با انگشتام کون الناز رو باز کردم و حسابی واسش خیس کردم و انگشتام رو میکردم توی دهن فرببا و زبونم رو توی کون الناز میکردم و میکردم توی دهن فریبا و فریبا هم دستاش توی دهن من بود و حسابی داشتیم حال میکردیح تو اون حالت و زنامون هم همش همممم هممممم میکردن و لذت میبردن مطمین بودم که اون سمت هم الناز و سعید دارن این کار رو میکنن چون هر دوتاشون مشغول بودن و حسابی صدای ملچ ملوچ میومد یه ربع فقط داشتیم این کار رو میکردیم که الناز رو تونستم ارضا کنم و اب از کوسش جاری شد و رفت سمت دهن فریبا که زیر بود و منم یه مقدار از ابش رو کردم تو دهنم و دوباره بردم تو دهن فریبا و با هم لب میگرفتیم بعدش من از اون اب مالوندم به کیرم و یه مقدا کمرم رو راست کردم و دستام رو گذاشتم روی کون الناز و کیرم رو کردم تو کوس زنم و جلو و عقب کردم تا حسابی رفت داخل و چند بار این کار رو کردم و دیدم که یهویی فریبا کیرم رو از تو کوس الناز کشید بیرون و چون زیر کوس الناز بود کیرم رو کرد تو دهنش و منم متعجب شدم و شهوتم صد برابر شد و خودم هم به فریبا کمک کردم و یه مقدار کیرم رو بردم جلوتر تا خوب بره داخل دهنش الناز هم که فهمیده بود فرببا داره کیر منو این زیر میخوره گفت:جووون فریبا جوون عزیزم نوش جونت ببین کیر بلند چه مزه ای میده خوب وتسم خیسش کن
    فریبا:همممم تو هم بخور ببین کیر کلفت چه مزه ای داره همممم
    معلوم بود زنامون حسابی شهوتی بودن امشب از شب های قبل بیشتر چون دیگه داشتن کیر شوهراشون رو با هم عوض میکردن
    من و سعید هم که داشتیم حال میکردیم و به همدیگه نگاه میکردیم و به هم میخندیدم
    الناز هم اون سمت کیر سعید رو کرده بود تو دهنش و سرش رو بالا و پایین میکرد و داشت وتسه سعید حسابی ساک میزد تو این فاصله من سوراخ کون الناز رو دوباره با انگشتام باز کردم وکیرم رو کردم تو کوسوراخ کون زنم و بعد از چند بار حسابی رفت داخل و این دفعه خودم کیرم رو دراوردم و بلافاصله فریبا کیرم رو گرفت و برد سمت دهنش و من هم هل دادم داخل دهنش و گفتم جووون بخور ببین کون زنم چه مزه اییه
    فریبا هم حسابی خورد و تمیزش کرد و گفت :همممم الناز جوون عحب کون خوشمزه ای داری
    الناز : جوون عزیزم کون تو خوشمزه تره بخور نوش.جونت
    اونطرف زن من هم داشت کیر کلفت سعید رو میکرد تو دهنش و حسابی کیرش رو کرده بود تو کون فریبا رو میخورد هممم هممم میکرد ده دقیقه فقط مشغول همین کار بودیم که فریبا گفت سعید جوون بیار این سمت منم کیرتو بخورم
    من و سعید هم جامون رو عوض کردیم و من رفتم سمت دهن زنم الناز و سعید اومد این سمت سمت دهن زنش بعد از پنج دقیقه که زنامون داشتن کیر مون رو میخوردن فریبا از اون زیر گفت الناز جوون میخوام امشب حسابی بهت حال بدم تو هم بهم حال بده من داشتم به سعید نگاه میکردم که دیدم فریبا کیر سعید رو گرفت و گذاشت دم سوراخ کوس زن من و به سعید گفت بکن توش عزیزم بزار الناز هم مزه کیر کلفت رو با کوسش بچشه . بعدش سعید قبل از اینکه کیرش رو فرو کنه تو کوس زن من یه نگاه به من کرد و من هم که دیدم دیگه اخرشه و دیگه میتونم کوس فریبا رو جلوی شوهرش بکنم ولی اونم باید زن منو بکنه و برابر باشیم چونن شهوت تو اتاق موج میزد . منم به سعید خندیدم و گفتم سعید جوون راحت باش و حال کن ولی مواضب باش بدبخت نشیم سعید هم یه خنده به من کرد و گفت خیالت راحت سامان جوون تو هم راحت باش و حال کن حسابی
    بعدش کیرش رو ار ووم ارووم کرد تو کوس زن من و الناز هم داشت ارووم ارووم دهنش باز میشد و اههه اهههه میکرد و میگفت وااای چقدر کلفته چقدر خوبه اههههه اهههه
    بعدش الناز بلافاصله کیر منو یه بار دیگه با دهنش خیس کرد و گذاشت جلوی کوس فریبا و منم فشار دادم داخل کوس فریبا کیرم تا ته رفت داخل و اخرش به یه چیز نرم میخورد و چند بار جلو عقب کردم و صدای اه و ناله فریبا بلند شد و میگفت واااای چقدر بلنده میره تا اخر کوسم وااای چقدر باحاله اههه اهههه
    صدای اه و ناله زنامون کل اتاق رو گرفته بود و حسابی داشتیم حال میکردیم
    من که داشتم دیوونه میشدم بعد از سه چهار دقیقه جلو و عقب کردن تو کوس فریبا زنم کیرم رو دراورد و خوب کیرم رو خورد و تمیزش کرد و دوباره کرد تو کوس فریبا و گفت فریبا جووون حال کن حسابی
    فریبا هم گفت ای جووون تو هم حال کن عزیزم
    پنج دقیقه دیگه هم تو این وضعیت زنهای همدیگه رو کردیم و بعدش سعید الناز رو به پشت کنار فریبا دراز کرد و برعکس فریبا دراز کشیده بود و سرش سمت کوس فریبا بود و سعید رفت مشغول خوردن کوس زن من شد
    نشستم لای پای فریبا و کوسش رو شروع کردم به خوردن با اینکه صبح یوتشکی کوسش رو خورده بودم وای باز هم واسم تازگی داشت و مثل دیوونه ها میخوردم چوچولش رو میکردم تو دهن و با انگشتم سقف کوس فریبا رو بازی میدادم تا ارضاش کنم داشتم دیوونه وار با انگشتم تو کوسش میکردم که دیدم پاهاش لرزید یه هویی اب کوسش ریخت بیرون و من هم سریع خم شدم و تمام ابش رو خوردم و کامل کوسش رو لیس زدم و بردم دهنم رو سمت دهنش و شروع کردم به لب گرفتن از فریبا و اب دهنمون رو با هم عوض میکردیم و زبانامون رو میخوردیم دوباره اومدم پایین و این دفعه سوراخ کون فریبا رو لیس زدم و زبونم رو میکردم تو کون فریبا و با انگشتم بازی کردم با کونش سعید هم این سمت داشت سینه های زن من رو که ارزوش بود و همش میگفت سینه های زنت بزرگه رو میخورد حسابی منم به سعید گفتم :بخور سعید جون نوش جووونت بخور سینه هایی که ارزوشو داشتی رو بخور و بعدش سعید هم یه خنده ای کرد و و دوباره مشغول شد و از زنم هم لب میگرفت . من کیرم رو گذاشتم جلوی سوراخ کون فریبا و با یه فشار تمام کیرم رو کردم داخل کونش و تا ته رفت داخل و صدای فریبا هم به ناله تبدیل شدپنج دقیقه تو کونش جلو وعقب کردم و حسابی کیرم پر از ترشحات کون فریبا شده بود و کیرم رو دراوردم یه مقدار روی فریبا خزیدم و پاهام رو گذاشتم دور و بر سر فریبا و روی سین های فرببا بودم و کبرم رو گذاشت توی دهنش و ارروم ارووم جلو عقب کردم تا کیرم رو بخوره اونم حسابی واسم خورد و همممم همم میکرد بعدش من فریبا رو بلند کردم و حالت داک استایل به سمت الناز و سعید کردمش و اول کیرم رو کردم تو کوسش و جلو عقب میکردم .. اون سمت سعید اومد وی تخت دراز کشید و پاهاش رو به سمت زنش باز کرد و الناز پاهاش رو گذاشت دو طرف کمر سعید روی تخت و نشست رو کیر سعید و کیر سعید کامل رفت تو کوس زن من و خودش رو بالا و پایین میکرد و بعد فریبا که سرش درست جلوی کوس الناز بود کیر سعید رو از کوس الناز در اورد و خوب خوردش و به الناز گفت بکن تو کونت . الناز :نه کلفته دردم میاد
    فریبا :نترس عزیزم اونقدر ها هم کلفت نیست که اررو م ارووم باز میشه روی شکم سعید دراز بکش یکم واست باز کنم
    الناز روی شکم سعید دراز کشید و سعید هم پاهای زن منو از زیر زانوهاش گرفت بالا تا کونش خوب باز بشه بعدش فرببا انگشتاشو کرد تو کون الناز و جلو و عقب میکرد و میخورد کونش رو تا سه تا انگشتش رو کرد داخل و انگشت چهارم رو کرد داخل یه مقدار سخت بود و الناز یه مقدار اهه و ناله کرد و بعدش دیدم که باز شد بعددش کیر سعید رو دوباره خورد و گفت الناز جوون بیا بشین روش ارووم ارووم
    الناز هم ارووم ارووم نشست روی کیر سعید و اولش یه مقدار رفت داخل و الناز بلند شد و دوباره نشست و ایندفعه یه مقدار بیشتر رفت داخل و بعد از چند بار بالا و پایین شدن و خیس کردن کیر سعید توسط فریبا بالاخره کیر سعید خوب رفت داخل و الناز کامل نشسته بود روی سعید و لی صدای الناز به فریاد تبدیل شده بود و جیغ میزد
    فریبا هم داشت با کوس الناز ور میرفت بعد از پنج دقیقه که سعید تو کون الناز میکرد دیگه کون الناز باز شده بود و اه اههه میکرد و میگفت ارهههه اررههه بکن من هم کیرم رو از تو کون فریبا دراوردم و رفتم سمت الناز و شروع کردم به لب گرفتن ازش و بهش میگفتم عزیزم تا میتونی حال کن . تو اولین و اخرین عشقمی . عاشقتم عزیزم دوست دارم که تو حسابی لذت ببری خیلی دوست دارم و باهاش لب میگرفتم و الناز هم میکفت عاشقتم سامان جوون ..فریبا هم داشت کوس الناز رو میخورد و سعید هم کیرش رو توی کون زن من نگه داشته بود . منم رفتم پشت فریبا دوباره کوسش رو کردم و بعد کردم تو کونش و بعد از چند بار جلو و عقب کردن ابم اومد و تمام ابم رو توی کون فریبا خالی کردم و بی حال افتادم کنار فرببا و داشتم به سعید نگاه میکردم که داشت زن منو میکرد سعید هم بعد از یه دقیقه ابش رو توی کون زن من خالی کرد و اونم همون حالت بی حال اون زیر دراز کشید فریبا هم اومد سمت کون الناز که روی شکم سعید دراز کشیده بود و پاهاش بالا بود و کومش حسابی باز شده بود . کوس و کونش رو حسابی لیس زد و از بس خسته شده بودیم همون حالت کنار هم دراز کشیدیم دیگه مهم نبود که کی کنار کی دراز میکشه الناز کنار سعید بود و فریبا هم کنار من و هر دوتا وسط بودن و همون حالت که زنامون داشتن از هم لب میگرفتن خوابمون برد ......
    صبح که بیدار شدم ساعت ۱۰ بود کنارم رو نگاه کردم فریبا و سعید روی تخت نبودن صدای خنده فریبا و سعید از توی حمام میومد حسابی داشتن با هم حال میکردن . الناز زن عزیز و خوشگلم هم کنار من خوابیده بود چقدر امروز الناز رو از روز های قبل ناز تر و خوشگل تر میدیدمش با اون صورت خوشگل و مثل ماهش چقدر ناز خوابیده بود به پشت خوابیده بود ولی صورتش به پهلو به سمت من بود .چقدر احساس میکردم که بیشتر از قبل عاشقش شدم . فک میکنم به خاطر دیشب بود . اونم عاشق منه چون دیشب هر کار از دستش برمیومد انجام داد تا من لذت ببرم واقعا دوستش دارم . همون حالت که دراز کشیده بودم خودم رو رسوندم به صورت نازش و داشتم از فاصله نزدیک به صورتش و چشم ها و لب هاش نگاه میکردم از بوسه با احساس از لب هاش گرفتم و شروع کردم به بوسیدن تمام صورتش که م الناز هم بیدار شد و گفت : عزیزم چکار میکنی
    من:عسلم عاشقتم . تو تنها عشق منی تو این دنیا و بعدش دوباره شروع کردم به خوردن لب هاش و اون هم لب های منو میخورد و زبونم رو میکردم تو دهنش و اونم زبونم رو میخورد و بعد من اومدم سمت گردنش و شروع کردم به خوردن تمام گردنش الناز هم میگفت :سامان جوون عشقم تو هم عشق اول و اخر منی . واقعا دوست دارم تو رو باهیچ کس عوض نمیکنم اهههه اهههه . داشت حال میکرد منم داشتم تمام گردن و بعدش سینه هاش رو میکردم تو دهنم و لیسشون میزدم گردنش رو که میخوردم صدای نفس کشیدنش رو که میشنیدم همراه با اهههه و ناله بود حشری تر میشدم . تمام بدنش و حرکات و حتی نفس کشیدنش واسم یه جور دیگه بود و تازگی داشت انگار دفعه اولمه که دارم با زنم حال میکنم . پنج دقیقه هم سینه هاش رو خوردم و رفتم شکمش رو هم میبوسیدم و میرفتم پایین تر به سمت کوسش و به الناز گفتم :عزیزم من هر کاری میکنم تا تو بتونی از زندگی لذت ببری دوست ندارم ناراحتیتو ببینم دوست دارم همیشه شاد باشی و بعدش شروع کردم به خوردن کوسش . چوچولش رو میکردم تو دهنمو حسابی مک میزدم با انگشتم هم میکردم تو کوسش و با سقف کوسش بازی کردم کیرم حسابی راست شده بود روی دوتا زانوم نشستم بین پاهای زنم و پاهای الناز رو یه مقدار دادم بالاتر و یه مقدار کیرم رو با اب دهنم خیس کردمو گذاشتم جلوی سوراخ کوس الناز و با فشار خیلی کم فرستادم داخل کوسش و به اروومی جلو و عقب کردم و صدای اهههههه الناز هم بلند شد . منم همون حالت که تو کوسش میکردم روش دراز کشیدم وصورتمو بردم جلوی صورتش و به صورتش نگاه میکردم که چشماشو بسته بود و داشت اهههههه اهخهخههه میکرد و نفس هاش هم ببند تر شده بود و با هر بار نفس بلند یه آه از ته دل میکشید و نفسش میخورد به صورت من . منم حشری تر شده بودم . بیشتر عاشق الناز شده بوذم و داشتم به اروومی و عاشقانه میکردمش تو همون حالت یه مقدار ازش لب گرفتم و از روش بلند شدم و پاهاش رو که به پهلو باز کرده بودم اوردم بالا و جلوی دهنم گرفتم و همون حالت که توی کوسش تلمب میزدم شروع کردم به خوردن انگشت های پاش من عاشق این پاها بودم به اروومی تمام انگشتاشو میکردم تو دهنم و لیسشون میزدم .اون انگشت های خوشگل و با ناخن های بلوری و سفیدش که گذاشته بود بلند بشه و لاک هم نمیزد چون من اینجوری دوست داشتم اون هم همیشه واسم اینطوری میکرد . کف پاهاشو حسابی لیس زدم و ساق پاهاش رو هم لیس زدم . تو همین حیتون هم به ارووومی تو کوسش تلمب میزدم الناز هم به صورتم نکاه میکرد و میکفت بکن منو عشقم من فقط مال توام عاشقتم منم دوست ندارم ناراحتی تو رو ببینم میخوام همیشه از زندکی لذت ببری جوووون بکن منو اهههههه اهههههه .. من که چون قرص تاخیری رو نخورده بودم خیلی سریع ابم میخواست بیاد که سریع کیرم رو از تو کوسش کشیدم بیرون و ابم رو ریختم روی شکمش و الناز هم یه اهههه بلند کشید و بلند شد نشست و با من لب گرفت بعدش هم با هم بلند شدیم و رفتیم داخل حمام که سعید و فریبا هم داشتن دوش میگرفتن که اونا هم کارشون تموم شد و داشتن میرفتن بیرون که فریبا گفت :خوب حسابی داشتین تنهایی با هم حال میکردین خوش گذشت . الناز :اره عزیزم جات خالییی هههه
    بعدش همه خندیدیم و ما هم رفتیم زیر دوش و خودمونو شستیم و رفتیم بیرون دیگه ظهر شده بود تصمیم گرفتیم همگی بریم رستوران نهار بخوریم و از اون طرف هم بریم لب ساحل میخواستیم لباس بپوشیم که الناز همون تاپ دامن همیشگیشو میخپتست بپوشه که بهش گفتم عزیزم اون تاپ دامن جدیده رو بپوش
    الناز :اخه این بنداش نازکه و خیل کوتاهه سینه هام میزنه بیرون
    من : بپوش حالا ببینم چجوریه
    الناز تاپ دامنش رو پوشید البته زیرش شورت و سوتین داشت که دیدم بند های سوتینش از زیر زده بود بیرون که بهش گفتم : بندهای سوتینت ضایعه خود سوتین هم که دیده میشه درش بیار
    الناز : اخه خیلی تاپه کوچیکه سینه هام خیلی دیده میشه تو خیابون
    من :عیبی نداره بزار دیده بشه اصن دوست دا م همه ببینن سینه های زنمو حسرت بخورن به خاطر این سینه های بزرگ
    بعدش الناز هم خندید و سوتین رو در اورد و سین هاش کامل بیرون بود فقط نوک رنگی سینه هاش زیر تاپ دیده نمیشد حسابی سکسی شده بود بعد میخوتست بریم بیرون اتاق که گفتم کجا شورتت رو هم دربیار
    الناز : شورت نه دیگه این خیلی کوتاهه کوسم راحت دیده میشه
    من :خوب دیده شه عزیزم من اصن دوست دارم همه کوست رو هم ببینن من اصن دوست دارم وقتی همه زنمو لخت میبینن همه حسرت چنین اندامی رو میخورن حسودی میکننن من لذت میبرم
    الناز :باشه عزیزم هرچی تو بگی هر جور که تو دوست داری لباس میپوشم
    من :جوووون عزیزم من اصن دوست دارم تو لخت لخت تو خیابونا راه بری اصن از این به بعد همین طوری راحت بیا تو خیابون و هر چقدر میتونی راحت باش و راحت لباس بپوش و هر کار دلت میخواد بکن من عاشقتم و دوست دارم حسابی از ازادی لذت ببری
    الناز : منم عاشقتم سامان جوون که اینقدر دوست داری من لذت ببرم
    باشه هر چی تو بگی
    بعدش شورتش رو هم در اورد که اگه سه تا انگشت دامنش کوتاه تر بود کوسش کامل دیده میشد تو همین حالت هم اگه یه ذره خم بشه کوسش و کونش راحت دیده میشد . من که حسابی حال میکردم تو این تریپ سکسی.
    خلاصه رفتیم بیرون فریبا هم مثل الناز لباس پوشیده بود و اونم شورت پاش نکرد و با تاپ و دامن دو تیکه و کوتاه اومد بیرون که نافش کامل زده بود بیرون از پاین تاپش .. اونم حسابی سکسی شده بود رفتیم بیرون از سوییت و رفتیم به یکی از رستوران های دیگه نزدیک رستوران موقعی که الناز و فریبا راه میرفتن و چون دامنشون خیلی کوتاه بود حسابی لرزش رون های خوشگلشون خودنمایی میکرد من که حسابی حال میکردم سینه هاشون هم می لرزید چون سوتین نداشتن مخصو صا سینه های زن من که بزرگ تر بود و داخل تاپ کامل زده بود بقرون فقط نوک رنگیشون داخل بود . توی راه مرد های دیگه همش چشمشون به سینه ها و رون های زنامون بودن داهل رستوران که رسیدیم یه سر یه میز نشستیم غذا رو سفارش دادیم و مشغول خوردن بودیم که من چشمم به یه مرده که دو تا میز اونطرف تر و روبروی ما بود افتاد چون زاویه دیدیش روبروی الناز بود و چشم های مرده رو دیدم که داره لای پای زن منو نگاه میکنه به لای پای زنم نگاه کرذم دیدم که اره چون روی صندلی نشسته و یه ذره پاهاش رو از هح باز کرده و مشغول خوردنه و حواسش به لای پاش نیست که شورت پاش نکرده و کوسش کامل داره دیده میشه منم چیزی نگفتم و خوشم اومد که یه غریبه داره کوس زنمو نگاه میکنه . کیر منم همونجا یه تکونی خورد و خلاصه تا موقعی که سر میز بودیم اون مرده یه سره داشت نکاه میکرد و حال میکرد منم چیزی نمیگفتم . غدامون که تموم شد حساب کردیم و رفتیم بیرون از رستوران و رفتیم سمت ساحل . همون ساحل لختی و ازادی که همیشه میرفتیم چون دیر تر رفته بودیم امروز ساحل حسابی شلوغ شده بود و چون ساحل هم فضای بازش که افتاب گیر بود و همه دراز میکشیدن خیلی کم بود همه مجبور میشدن نزدیک هم دراز بکشن من و بچه ها هم رفتیم داخل ساحل و میگشتیم دنبال جا که زیراندازمون رو پهن کنیم خلاصه یه جایی رو پیدا کردیم ولی چون خیلی ساحل شلوغ بود خیلی نزدیک بقیه بودیم زیرانداز رو پهن کردم و همه روش دراز کشیدیم و زنامون هم سریع تاپ و دامنشون رو دراوردن و به پشت دراز کشیدن وقتی دراز کشیدیم خیلی به نفراتی که بالا و پایینمون دراز کشیده بودن خیلی نزدیک بودن دو تا زن بالا سرمون دراز کشیده بودن که وقتی پاهاشون رو کامل دراز میکردن نیم متر با ما فاصله داشت و وقتی ما هم پاهامون رو دراز میکردیم با نفرات پایین که یه زن و شوهر دیگه بودن کمتر از نیم متر فاصله بود من که واسم مهم نبود فقط داشتم از نزدیکی به زن های دیگه که همشون لخت لخت بودن لذت میبردم بالاسرمون دو تا زن بودن که کنار هم به پشت دراز کشیده بودن و پاهاشون رو از هم باز کرده بودن و زانوهاشون اومده بود بالا ولی کف پاشون روی زمین بود و حسابی کوسشون رو داشتن به بقیه نشون میدادن حسابی پاهاشون رو باز کرده بودن و دستشون رو یه سره میکشیدن روی کوس همدیگه و بعضی موقع ها سرشون رو میاوردن بالا و پایین پاشون رو نگاه میکردن و وقتی میدیدن که من به شکم دراز کشیدم و یه سره دارم کوسشون رو نگاه میکنم اونا هم بیشتر حال میکردن و بیشتر کوسشون رو میمالوندن . الناز و فریبا هم به پشت دراز کشیده بودن و پاهاشون رو باز کرده بودن و کف پاشون روی زمین و زانو هاشون بالا و حسابی کوسشون مشخص بود منم که مشغول نگاه کردن کوس زن های بالا سرمون بودم و چون خیلی شهوتی شده بودم همون حالت که به شکم دراز کشیده بودم دستم رو رسوندم به کوس الناز زنم و با انگشتم با کوسش بازی میکردم که الناز سرش و برد بالا و پایین پاشو نگاه کرد و به من کفت سامان نکن زشته این مرده پایین پامون دراز کشیده خیلی نزدیکه به ما و داره لای پامو نکاه میکنه
    من :خوب نگاه کنه چه اشکالی داره اینجا همه مال همدیگه رو نگاه میکنن ولی کسی به کسی کار نداره همه دارن حال میکنن تو هم حال کن عزیزم از این ازادی لذت ببر
    الناز هم برگشت صورت منو یه بوس کرد و گفت عاشقتم سامان جوون
    و دوباره همینطوری کوس زنم رو جلوی دید اون مرده میمالوندم و انگشتم رو میکردم داخلش الناز که خسته شده بود به شکم دراز کشید و پاهاش رو باز کرد و کف پاهاش رو داد بالا و باهاشون بازی میکرد و چشمش به زن های بالا سرمون افتاد که داشتن کوس همدیگه رو میمالوندن و گفتش ووووی اینا رو نکاه فریبا چقدر راحتن
    فریبا هم مثل الناز برگشت و به شکم دراز کشید و اونا رو دید . الناز گفت سامان جون یکم کوس منم بمال واسم منم سریع بلند شدم و نشستم کنار الناز و روغن رو برداشتم و ریختم روی پشت و کون الناز و شروع کردم به مالیدنش و دستم رو رسوندم به لای پاش و پاهاش رو خوب باز کردم و کوس و سوراخ کونش رو حسابی مالیدم و انگشتم رو میکردم داخل کوسش و اون مرده پایین پامون هم فقط داشت نگاه میکرد و با کوس زنش بازی میکرد
    خلاصه داشتم حال میکرذم تو این وضعیت بعد ده دقیقه فریبا به الناز گفت بیا بریم تو اب سوختم حسابی . دوتاشون پاشدن و رفتن تو اب سعید هم مثل اینکه نهار سنگین خورده بود و خوابش برده بود . من هم دوباره به شکم دراز کشیدم و مشغول دید زدن اون زنا شدم .یه زیر انداز دیگه هم کنارمون البته یه مقدار یالاتر از ما بود و سمت من بود که دیدم یه زنه اومد روش دراز کشید و وقتی به پشت دراز کشید و پاهاش رو از هم باز کرد کف پاهاش درست جلوی دید من بود و وقتی پاهاش رو باز کرد پای چپش کامل اومد جلوی صورت من و حدود بیست سانت با سر من فاصله داشت منم که عاشق پا بودم توجهم جلب پاهای اون شد . پاهاش خوشگل و انگشتای زیبایی داشت ناخن هاشو هم لاک نزده بود ولی ناخن هاش زیاد بلند نبود من که حسابی حشری شده بودم حدود پتج دقیقه فقط داشتم پاهای اونو نکاه میکرد و دور و برمون رو نکاه کردم دیدم که زنامون دارن تو اب بازی میکنن . منم مطمین شده بودم که این زنه تنهاست چون هم زیراندازش کوچک بود و هم کسی دیگه نیومد کنارش منم جسارت کردم و دست رو رسوندم به پای زنه و شرپع کردم به مالش پا و انگشتاش زنه هم سرش رو بلند کرد و پایین رو نکاه و دید که من دارم با پاش بازی میکنم اونم مثل اینکه خوشش اومده بود و پاش رو اورد نزدیک تر به صورتم و درست جلوی دهنم بود و من هم انگشت های پاشو کردم تو دهنمو همون حالت که دراز کشیده بودم داشتم انگشتاشو میخوردم و لیس میزدم و دستم رو هم میکشیدم روی ساق پاهاش و حواسم هم به زنامون بود که یه وقت نیان این سمت ده دقیقه مشغول بودم که دیدم زنامون دارن نزدیک میشن و میخندن که منم سریع دست کشیدم و برگشتم و به سمت سعید خوابیدم و زنامون هم اومدن و نشستن سر جاشون و دراز کشیدن به پشت و دوباره افتاب گرفتن که منم ببند شدم برم داخل اب و سعید هم که بیدار شده بود گفتم بیا بریم تو اب که سوختم
    سعید هم بلند شد و رفتیم داخل اب یه مقدار دور که شدیم به سعید گفتم بیا بریم از اون سمت ببینیم زنامون چکار میکنن . سعید هم خندید و گفت بریم
    رفتیم اونطرف تر و ازجلو دید زنامون دور شدیم ولی باز هم راحت میتونستیم ببینمشون . دیدم که الناز پاهاش رو باز کرد بود و فریبا هم که به پشت دراز کشیده بود داشت کوس الناز رو میمالوند و الناز هم کوس فریبا رو . و سرشون رو میاوردن بالا و پایین رو نکاه میکردن و وقتی میدین که دو تا مرد دیگه که پایین پاشون هستن به همراه زناشون دارن نکاه میکنن کوس این دوتا رو بیشتر کارشون رو ادامه میدادن و حسابی داشتن کوس همدیگه رو جلوی اونا میمالوندن که من به سعید کفتم الناز و فرببا حسابی دارن از این ازادی لذت میبرن و حال میکنن میبینیشون ؟
    سعید :اره بزار راحت باشن بزار لذت ببرن نهایت استفاده رو از ازادی بکنن که دیگه تو کشور خودمون از این خبرا نیست
    من :اره من مه مشکلی ندارم . اتفاقا بیشتر خوشم میاد وقتی کسی داره زن منو میبینه
    سعید :ههه اره منم همچین حسی دارم جووون عجب گوشت هایی نصیب ما شدن
    من:ههههه اره گوشت تو که چرب تر از گوشت منه
    سعید :نکو سامان جووون گوشت شما یه چیز دیگست
    من :بله شما هم که حسابی دیشب مزه کردی گوشت ما رو خوشمزه بوده حتما
    سعید :عالی بود شما هم مزده کردی چطور بود
    من :عالی عالی خوشمزه خوشمزه
    سعید :من که حسابی دیشب حال کردم تا حالا اینقد حال نکرده بودم دوست دارم همیشه همینطوری باشیم باهم خیلی حال میده . نظر تو چیه
    من:منم خوشم میاد منم دوست دارم این وضعیت رو همینطوری ادامه بدیم و با همدیگه حال کنیم ولی باید حواسمون باشه که یه وقت سوتی ندیم و اشتباهی زنای همو بچه دار نکنیم هههه
    سعید :ههههه اره بابا من که حواسم جمعه جمعه خیالت راحت
    من :خوبه بیا بریم پیش زنامون بریم هتل و با هم حال کنیم که حسابی حشرم زده بالا
    سعید :بریم زود بریم
    رفتیم سمت زنامون و بهشون گفتیم که بریم هتل دیگه خسته شدیم
    زنامون هم بلند شدن و لباسشون رو پوشیدن و رفتیم سمت هتل و وارد اتاقمون شدیم و.....
    وارد سوییت که شدیم من که دیگه حسابی حشرم زده بود بالا سریع الناز جووونم رو از پشت بغل کردم و از گردنش شروع کردم به بوسیدنش و دیوانه وار داشتم میمالوندمش و میبوسیدمش و بردمش سمت مبل ها و روی کاناپه درازش کردم و شروع کردم به لب گرفتن ازش و الناز هم میگفت عزیزم چرا اینقدر داغی چی شده
    من:امروز حشرم حسابی زده بالا نمیتونم تحمل کنم
    الناز:باشه عزیزم صب کن یه دوش بگیرم
    من:نه همینطوری خوبه
    الناز: میخوام خوب خودمو بشورم فریبا هم خوب خودشو بشوره داخل کونامون رو هم تمیز کنیم بعد یه حال اساسی بکنیم همه با هم
    من هم که داشتم دیوونه میشدم خلاف میلم قبول کردم
    فریبا هم از اون طرف گفت یه ربع دیگه بیاین تو حمام ما هم خوب خودمونو بشوریم
    من و سعید هم قبول کردیم و زنامون همونجا جلوی ما لخت شدن الناز که لخت شد سینه های گنده و خوش فرمش که اومد بیرون سعید دستش رو رسوند به سینه هاش و گفت جوووون عجب سینه هایی داری و شروع کرد به مالیدن منم که دیدم فریبا دامنش رو دراورد و کون بزرگش افتاد بیرون و داشت میلرزید منم دستم رو زدم روی باسن فریبا و گفتم جوووون عجب کون خوشگلی ابم اومد جووون فریبا و الناز هم میخندیدن و میگفتن عاشقتونیم صب کنین تمیز کنیم خودمونو بهتون حال اساسی میدیم بعدش هم رفتن داخل حمام و بعد از یه ربع الناز اومد دم در حمام و گفت که ما هم بیایم داخل و من و سعید هم لخت شدیم و رفتیم داخل که الناز و فریبا زیر دوش بودن و من و سعید هم رفتیم بغلشون کردیم و چهار نفری زیر دوش بودیم من و سعید خودمونو یه اب زدیم و سریع رفتیم سراغ زنامون قرص هارو هم که قبل از حمام خورده بودیم و حسابی کیرمون بلند شده بود من الناز رو بغل کردم و ازش لب می گرفتم و بعدش روی زمین درازش کردم و شروع کردم به خوردن کوسش
    سعید هم کنارمون دراز کشیده بود و فرببا روی سعید برعکس دراز کشیده بود و به حالت ۶۹ داشتن کوس و کیر هم رو میخوردن و من دوباره چشمم به کوس فریبا افتاد و وحشیانه کوس الناز رو میخوردم که الناز صداش به فریاد تبدیل شده بود بعدش کیرم رو با دستم گذاشتم روی کوس الناز و به اروومی کردم داخل کوس الناز که یهویی دیدم فریبا که روی سعید بود و سرش سمت کوس الناز بود و کنار همدیگه بودیم دستش رو اورد روی کوس الناز و شروع کرد به مالیدن بالای کوس الناز و بعدش کیر من رو گرفت و اورد بیرون و شروع کرد به خوردن کیر من . من داشتم دیوونه میشدم کیرم رو خوب لیس میزد و میکرد داخل کوس الناز بعدش خودش از روی سعید بلند شد و اومد روی الناز برعکس دراز کشید و به سعید گفت:سعید جون منم بکن که دارم میمیرم سعید هم رفت بالای سر زن من و کیرش رو گذاشت داخل کوس زنش . منم از اینطرف کیرم رو میکردم داخل کوس زنم و فریبا هم همش کیر منو میخورد و دوباره میزاشت داخل کوس الناز ده دقیقه به همین حالت مشغول بودیم فریبا انگشتش رو میکرد داخل کون زن من و حسابی کونش رو باز کرده بود و کیر منو لیس زد حسابی و کرد داخل کون الناز و منم شروع کردم به جلو و عقب کردن سعید هم از اون سمت کیرش همش تو دهن زن من بود میکرد داخل کوس و کون زنش بعد از ده دقیقه کردن کون زنامون خسته شده بودیم که فربیا از روی الناز بلند شد و اومد سمت صورت من و شروع کرد به لب گرفتن از من و منم حسابی لب ها و صورتش رو میخوردم فریبا من رو روی زمین دراز کرد و خودش روی من دراز کشید و لب گرفتیم بعدش بلند شد و نشست روی دهن من و کوس و کونش رو گذاشت روی دهن من و میگفت بخورش برام سامان جوون منم دیوانه وار داشتم اون زیر براش لیس میزدم و میخوردم کوس و کونش رو که حسابی اب انداخته بود و خیس خیس بود و ترشحات کوس و کو نش داشت سرازیر میشد مشغول بودم که دیدم الناز از اون پایین کیر منو کرده تو دهنش و سعید هم از پشت داره کوس و کون زن منو میکنه و صدای ناله های الناز هم بلند شده بود من کمرم روی زمین خشک حمام درد کرد و به بچه ها گفتم که بریم بیرون اینجا کمرمون روی زمین درد میکنه و همه قبول کردیم و سریع خودمونو رسوندیم روی کاناپه من روی کاناپه نشستم و فریبا هم اومد روی کیر من نشست پشتش به من بود و دوتا پاهاش رو گذاشت اطراف من روی کاناپه و کوسش رو گذاشت روی کیر من و شروع کرد به بالا و پایین کردن الناز هم همون حالت داگ استایل اومد لای پاهای من و صورتش جلوی کیر من و کوس فریبا بود و سعید هم از پشت داشت زن من رو میکرد و حسابی تو این پوزیشن داشتین حال میکردیم الناز کیر منو در میاورد و میخورد و دوباره میکرد تو کوس و کون فریبا . فریبا برتی بار دوم بود که داشت ارضا میشد و اب از کوسش با فشار ریخت بیرون که الناز دهنش رو گذاشته بود روی کوس فریبا و اب کوسش رو همش رو توی دهنش جمع کرد و اورد سمت دهن فریبا و ریخت توی دهن اون و اونم همش رو خورد و دوباره تمام کوس فریبا رو لیس زد منم داشتم کون فریبا رو میکردم که الناز به فریبا گفت فریبا جوون دوست داری سعید هم از کوست بکنه تو رو دو تا کیر داشتع باشی
    فریبا :اهههه اهههه اره خیلی دلم میخواد همیشه میخواستم بدونم چجوریه دو تا کیر بره داخل کوس و کونت
    بعدش الناز سعید رو بلند کرد و کیرش رو واسش خیس خیس کرد و سعید هم اومد لای پای من قرار گرفت و کیرش رو گذاشت توی کوس فریبا . اولش فریبا یه فریاد بلند کشید و حسابی داشت جر میخورد ومن و سعید یه ریتم پیدا کرده بودیم که یکی در میون میکردیم داخل وقتی سعید میکرد داخل کیرشو من حرکت کیرش رو با کیرم که داخل کون زنش بود احساس میکردم و حسابی داشتم حال میکردم الناز هم لای پای ما بود و داشت کیر من و سعید رو خیس میکرد و میزاشت داخل کوس و کون فریبا بعد از ده دقیقه که حسابی فریبا رو کردیم و حال اومده بود نوبت الناز بود و الناز هم اومد روی من نشست و رو به من و من کردم داخل کوسش و سعید هم از پشت گذاشت توی کون زن من و شروع کردیم به کردنش حسابی داشتیم حال میکردیم حتی بیشتر از قبل دو بار دیگه زن هتمون رو دو نفره گاییدیم و بعدش من فریبا و بغل کردم و این سمت کاناپه درازش کردم و شروع کردم به خوردن کوس و کونش . سعید هم زن من رو داشت میکرد. همه حسابی عرق کرده بودیم فریبا و الناز که هر وقت به بدن همدیگه میرسیدن همدیگه رو لیس میزدن . منم شروع کردم به خوردن بدن خیس فریبا و تمام پاها و شکم و سینه ها و لای پاش خیس عرق شده بود منم با لذت تمام بدنش رو لیس میزدم از نوک انگشت های پاش شروع کردم به لیسیدن و تمام شکم و سینهاش و اون گردن خوشگل و داغش رو داشتم لیس میزدم کیرم رو کردم داخل کوسش و میکردم و همزمان داشتم گردنض رو که خیس عرق شده بود میخوردم و لیس میزدم دور تا دور گردنش رو میخوردم و و ازش لب میگرفتم بعد از ۴۵ دقیقه سکس هات و خسته کننده حسابی خسته شده بودیم . فریبا توی صورتم نفس نفس میزد و حرارت داخل بدنش رو از توی دهنش میداد روی صورتم و منم حسابی داغ داغ شده بودم و کیرم و مردم داخل کونش و بعد از چند بار جلو و عقب کردن تمام ابم رو ریختم توی کون فریبا سعید هم بعد از من ابش رو ریخت توی کون زن من و همگی با این که خسته بودیم رفتیم داخل حمام و رفتیم زیر دوش که خودمونو بشوریم داهل حمام با هم صحبت میکردیم
    فریبا:خیلی حال داد ایندفعه خیلی دوست دارم همیشه همینطوری با هم حال کنیم
    الناز :اره منم حسابی حال کردم عاشقتم سامان جوون بعدش منو بوسید و منم بهش گفتم :منم عاشقتم هر جور تو دوست داری همون کار رو میکنیم منم حسابی حال کردم و دوست دارم همینطوری ادامه بدیم ولی باید قول بدیم که این رابطه ها روی روابط زن و شوهریمون اثری نزاره
    الناز:نه عزیزم تو تنها عشق منی . سعید جوون هم حسابی به ادم حال میده و کیرش خیلی بلنده ولی تو تنها شوهر منی
    فریبا:اره درسته ما همه همدیگه رو خیلی دوست داریم و عاشق همدیگه هستیم و با هم راختیم ولی باز هم رابطه زن و شوهری بینمون میمونه منم عاشق سعیدم هستم و سعید رو بغل کرد و بوسید
    بعدش همگی خودمونو شستیم و رفتیم بیرون . تو این یه هفته ای که تا اخر سفرمون بود هر روز با همدیگه سکس میکردیم و زنای همدیگه رو میکردیم و زنامون هم حسابی بهمون حال میدادن و نهایت استفاده رو از ازادی میبردن و حسابی کوس و کونشون رو تو ساحل و خیابون به بقیه نمایش میدادن و من و سعید هم حسابی حال میکردیم . بعدش هم که به ایران برگشتیم هر شب تو خونه همدیگه با همدیگه سکس میکردیم و زنامون هم توی لباس پوشیدن و گشت و گذار توی شهر و بیرون شهر ازاد گذاشته بودیم و حسابی کوس و کونشون رو از توی ساپورت های تنگشون و زیر دامن و مانتوشون نمایش میدادن


    چندتا ماجرا هم داخل ایران داشتیم که اگه وقت کنم واستون مینویسم ....


    ادامه دارد...


    نوشته: سامان

  • 9

  • 8




  • نظرات:
    •   Hosseinsexy7
    • 1 سال،8 ماه
      • 0

    • چقدر طولانی
      یکی بیاد،کیره کلفتو درازمو ساک بزنه


    •   eyval123412341234
    • 1 سال،8 ماه
      • 1

    • من و سعید از سرکار اومدیم و و رفتیم خونه ما که نهار رو با خانوما بخوریم نهار رو خوردیم و بعد از نهار من گفتم که خانوما یه سورپرایز داریم واستون .. اونا هم گفتن چیه چیه زود بگو .. منم گفتم که من به ناهار ميگم نهار! اونها هم نهار كوفتشون شد و نهارشون رو بالا آوردن و نهار هم قهر كرد و از اونوخ اسمشو تغيير داد به شَم! نهارتون نهاري دوستان! نهارتونو بخورم! شما هم نهار ما رو بخورين!


    •   Comicon
    • 1 سال،8 ماه
      • 0

    • کونی اخرش چند چند شد


    •   LGBTRESPECT
    • 1 سال،8 ماه
      • 0

    • اینجا کجاست مگه.... ناموسا چجوری میخونید اینو ... یعنی واقعا اونایی که خوندنو عشقه ... رمان نمینویسی که ....


    •   Vmtki
    • 1 سال،8 ماه
      • 0

    • واقعا چ بدبختیم ک ازادی از نظرمون ایناست


    •   Jaharis_20
    • 1 سال،8 ماه
      • 2

    • وااااای چقد کوسشر بووود.کوسکش مگه کار و زندگی نداری؟
      خبر مرگت همون آمریکا میموندی از زندگی سگیت یه مستند سکسی تخمی تر از داستانت میساختی


    •   milad99
    • 1 سال،8 ماه
      • 0

    • این مولتی داستان بود


    •   sam47
    • 1 سال،8 ماه
      • 0

    • فکر کنم داستان یه فیلم پورن رو نوشته بود. مجلوق اگه اینقدر مایه دار هستیدکه سفر تفریحی به امریکا " مثلا " می ری بعد شب اول سفر شمال توی چادر می خوابی فکر نمی کنی خواننده ها متوجه دروغ و کسشعر نوشتنت میشن
      در نهایت کس دادن زنت به رفیقت مبارکت باشه. به زنت بگو
      برو کس بده مگو چیست کس دادن


    •   saeid52n
    • 1 سال،8 ماه
      • 0

    • شاهنامه هم اینقدر طولانی نیست


    •   kirkOolftt
    • 1 سال،8 ماه
      • 0

    • هــهههه...
      جــمعش کنیـــد بابا...
      یــه داستان کــپی شـده از سایـت لــوتی.
      میــخای اخـــرشـو بـرات بگم تو کـفش بمـونی..
      ????????
      خیــلی زحـمت کشیـــدی واقعا.خخخ


    •   johnnytany1
    • 1 سال،8 ماه
      • 1

    • خلاصه داستان زندگی سامان جقی :
      1- بیدار شدن
      2- صبحانه خوردن
      3- خرید کردن
      4- کوس کردن
      5- بیهوش شدن و نفهمیدن اینکه فریبا و سعید کی کارشونو تموم کردن
      6- دوباره روز از نو و تکرار مراحل 1 تا 5


    •   romsezar
    • 1 سال،8 ماه
      • 0

    • ناموسا کی اینهمه رو میخونه


    •   danialtajrobeh
    • 1 سال،8 ماه
      • 0

    • تو روحت ...دودست جق زدم باهاش...موقع سکس هم همش فکرم درگیر بود....ضبدری خیلی هیجان انگیزه...خیلی خوب نوشتی


    •   amirali2748
    • 1 سال،8 ماه
      • 1

    • ساحل نمک آبرود ؟ ال نود چادر بعد یهو سفر آمریکا ویزام که نمیخواد کنتورم که نمیندازه فقط این ساحل نمک آبرود کجاست بگو ما هم بدونیم


    •   Cyros19790
    • 1 سال،8 ماه
      • 0

    • آزادی که ما ایرانیها مدنظرمونه فقط لخت گشتنه.
      تا این فکر تو کله بعضیهاس آزادی بیان و اندیشه فراموش شدس


    •   5433D_AASHEGH
    • 1 سال،8 ماه
      • 0

    • خوب بود. توصیف صحنه های اروتیک کامل و با جزيیات بود. حال کردم با داستانت


    •   hsoft
    • 1 سال،8 ماه
      • 0

    • سامان جون تو فقط داستانت رو بنویس من الناز و فریبا رو میکنم داستانت خوب بود


    •   Nader1122
    • 5 ماه،1 هفته
      • 0

    • بدبخت مایه دار زندگی که فقط ناهار خوردن و زن هم کردن نیست
      بعدشم میامی اخه .الاغ بگو رفتیم کیش مثلا تا باور کنیم کسی که شب تو چادر میخوابه و ماشینش ال۹۰ هست که از این گوهها نمیخوره
      خواستی بگی زنت جنده است و خودت بیغیرت که گفتی


    •   Nader1122
    • 5 ماه،1 هفته
      • 0

    • بدبخت مایه دار زندگی که فقط ناهار خوردن و زن هم کردن نیست
      بعدشم میامی اخه .الاغ بگو رفتیم کیش مثلا تا باور کنیم کسی که شب تو چادر میخوابه و ماشینش ال۹۰ هست که از این گوهها نمیخوره
      خواستی بگی زنت جنده است و خودت بیغیرت که گفتی


    •   lestred
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • آخه کسکش میخوای دروغ ببافی یه کشور دیگه رو مثال بزن. آمریکا اخه؟
      کسخلن به تو کسخل ویزا بدن؟ کس مغز
      هنوز 18 سالت نشده میای ملتو کیر میکنی با کسشرات.


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو