کیاشاه و الی

    با سلامی دوباره خدمت دوست داران داستان


    همتون كلی سكس كردید و لازم نیست كه بخوام به رخ بكشم ،كُسه دیگه ، این حرفهارو نداره كه ...
    تصمیم گرفتم چندتا از داستانهایی كه برای خودم اتفاق افتاده رو براتون تعریف كنم: من کیاشاه هستم،سی و چهار سالمه ، مجردم و اهـل تهـران ،قدم ١80 وزنم ٨٥ ، از وقتی باشگاه نمیرم شكم اوردم بیا و ببین .كیرمم ١٧ سانته و خوش فرم و دوست داشتنی


    امروز میخوام براتون داستان سكس با عروس خالم رو تعریف كنم ؛
    ماجرا از اونجایی شروع میشه كه تلگرام تازه مد شده بود ، حدود چهار پنج سال پیش


    یه شب كه اومدم تلگرامم رو چك كنم ، دیدم تو یه گروه خانوادگی عضوم كردن ( كی عضو كرده بود ؟ الهام عروس خاله )، همه ی فك و فامیل عضو بودن
    شروع كردیم به كسشعر گفتن مجاز و جوك و موك و این چیزا.
    چند روز گذشت و
    یه شب ، دقیق یادمه كه پنجشنبه شب بود ، ساعت دو- دو نیم شب
    یهو دستم خورد یه جوكِ سكسی و ارسال شد تو گروه ،
    پشمام ریخت سریع رفتم ببینم كی انلاینه دیدم الهام انلاینه ، ????????
    كمی از الهام براتون بگم ؛
    قد ١٩٠ ، سینه ٨٥ واقعی ، سن ٢٦ سال ،وزنش هم فكر كنم ٧٠-٧٥ كیلو باشه ، اندام فوق سكسی، اصالتاً لر ولی متولد تهران
    سفید و بدنی سفت ، فوق العاده حشری


    رفتم پی وی و سلام دادم
    دیدم سریع جواب داد، الكی شروع كردم به عذر خواهی كه دستم خورد و ازین حرفا
    الهام هم گفت اشكال نداره پیش میاد ولی چقدر باحال بود بازم اگه داری برام بفرست، گفتم شب شده و شوی رو خوابوندی و اومدی تلگرام داری شیطونی میكنیا
    گفت شوی رو نخوابوندم ، خودش از سر شب خوابیده.
    گفتم دمتون گرم بابا از سر شب شروع كردید به شیطنت !!
    گفت نه بابا دلت خوشه شیطنت كجا بود
    كه یهو دوزاری من افتاد كه آره بزار شانس خودمو امتحان كنم ببینم پا میده یا نه
    شروع كردم چندتا جوك سكسی براش فرستادن
    بعد خوندنش گفت كه ببین میتونی حال مارو امشب خراب كنی ؟ ای بابا !????
    گفتم اشكال نداره خرابم شد بپر رو شوهرت ????
    كه شروع كرد درد دل كردن كه آی بین خودمون بمونه كه شوهرم سرده و نمیكنه و میگه زن نباید بگه كه سكس میخوام و هر موقع كه خودم تشخیص دادم بكنم و ازین حرفها
    كه منم طبق روش هایی كه همه ی پسرها بلدن ، مخه رو زدم كه ای بابا حیفِ تو ،
    من از روز اول عاشق تو بودم و دیدم كه داری حیف میشی واز چشمهات میخونم كه آدم هاتی هستی و خلاصه
    فرداش قرار گزاشتیم بریم كافی شاپ ، تهرانپارس، محل اونا.
    رفتیم روبروی هم نشستیم و یه قهوه سفارش دادیم و تا بیاره ، یهو دیدم دستمو گرفت و شروع كرد دوباره از سردی شوهره گفتن ، منم شروع كردم به مالوندن دستش و كلی درد و دل كردیم ،
    بعدش كه قهوه اینارو خوردیم زدیم بیرون
    سوار ماشین شدیم و رفتیم پارك پلیس
    توپارك نشستیم رو یه نیمكت و دستمو انداختم بغلش كردم، دیگه از كسی بغیراز خودمون و میل شدید جنسی مون حرفی نمیزدیم ، سر ظهر بود و پارك خلوت خلوت
    دستم و از بغل یقه مانتوش كردم تو و با نوك سینش شروع كردم به بازی ، حشرش دو برابر شد
    اونیكی دستمم انداختم زیپ شلوارشو باز كردم و اروم بردم تو شرتش
    خیس خیس شده بود یه كس خوب و تپل گوشتالو
    تو حال خودمون بودیم كه دیدم یه دختر و پسر دیگه دارن ازونور میان كه خودمون رو جمع و جور كردیم و پاشدیم و رفتیم تو ماشین ، رفتیم سمت خونه من كه خالی بود، تو اسانسور شروع كردیم لب و لب بازی
    از در اسانسور كه اومدیم بیرون همینجوری كه لبامون به هم قفل بود ، در خونه رو باز كردم و رفتیم تو
    دقیقاً عین این فیلما
    شروع كردیم حین لب گرفتن ، همدیگه رو لخت كردن
    اول مانتو و شال و تاپش رو دراوردم اونم اول تیشرت منو در اورد
    خوابوندمش رو تخت و شروع كردم سینه هاش رو خوردن (سوتین نبسته بود )
    با نوك زبونم دور حاله سینش رو لیس میزدم بعد یه بادكش اساسی كل سینش رو
    یه ده دیقه ای اینكارو ادامه دادیم گفت نوبت توئه، پاشد شلوار و شورتم رو باهم دراورد
    شروع كرد ساك زدن،


    (كلی سكس كردم و كلی برام ساك زدن اما این یه چیز دیگه بود همچین میخورد كه هر بار بیشتر كیرم شق میشد)


    شلوارش رو دراوردم، داگی خوابوندمش رو تخت و كس خیسش رو با سر كیرم بازی بازی دادم و یهو خودشو داد عقب و كیرم رفت تو كوسش ، شروع كردم به تلنبه زدن حالا نزن كی بزن.
    بعد الهام اومد نشست رو كیرم و شروع كرد بالا پایین كردن یه ربع بالا پایین شد ، صدای اه و نالش كل فضای خونه رو پر كرده بود،
    خسته كه شد دراز كشید و منم شروع كردم درازكش و از پشت گزاشتم تو كسش و تلنبه ...
    شالاپ و شولوپ صدای كردن به همراه اه و اوه سكسی
    ( من كلاً ادم دیر ارضایی هستم )حدود یك ساعت كردمش با روشهای مختلف ، الهام دو بار ارگاسم شد و دیگه شل شل شده بود ، منم كه دیدم ابم داره میاد پاشدم وایستادم و ابم رو ریختم رو صورتش ، بعدش كیرمو كرد تو دهنش و بازم برام ساك زد ،
    بعدش یه دوش گرفتیم و رسوندمش تهرانپارس و هنوزم در ارتباطیم ولی دیگه موقعیت جور نشد كه بكنمش .
    امیدوارم خوشتون اومده باشه ،


    نوشته: کیا شاه

  • 3

  • 26




  • نظرات:
    •   اشی۸۵مشی
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • و باز هم اول


    •   TheBitchKing
    • 3 هفته،2 روز
      • 8

    • کسشر محض. یعنی فرهنگ عمید رو باز بکنی، جلو واژه کسشر یه کپی از کستان تو رو آورده.


      ننویس مجلوق. ننویس کسخل. بخدا ننویسی نمیگن فلجه.


    •   Faludehmalude
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • 190 مغزت گوزیده شده داخل شهوانی


    •   shahx-1
    • 3 هفته،2 روز
      • 17

    • اصل ماجرا : مزاحم زن پسر خالش شده اونم اخر گفت چی میخوای گفته سکس!! گفته سه روز دیگه سر ظهر بیا اینم رفته دیده خونه پر پیر مرد لخته!! گفته اینا کین؟ دختره گفتن ریش سفیدای قومن شرمنده چند روزی طول کشید خودشونو برسونن من میرم که راحت باشید!! (biggrin)

      از اون موقع ماهها گذشته ولی هنوز پیرمردا باهاش در ارتباطن روزی صد بار زنگ میزنن میگن شهرستان نمیای؟؟ (biggrin) (devil) (biggrin)


    •   lovely_grl
    • 3 هفته،2 روز
      • 13

    • من یه زنم و از دیدگاه یه زن میگم که هیچ زنی توی چندتا پیام اول سفره ی دلش رو برا هیچکس حتی خواهرش باز نمیکنه همینو بس


    •   سارینااا
    • 3 هفته،2 روز
      • 10

    • اصل ماجرا: به عروس خالت پیام دادی ولی اون خوشش نیومد جریانو به شوهرش گفت اونم واست یه نقشه توپ کشید با یکی از این اپلیکشنای روزدنیا بهت پیام داد کشوندت مکان و ..... (biggrin)


    •   saeedno15
    • 3 هفته،1 روز
      • 8

    • این جماعت از کدوم سیاره میان که انقدر راحت کس میکنن,با یه جوک سکسی شروع کرده از سکس گفتن و در عین ناباوری شوهر طرف هم به مرض کس نکردن دچاره و در کسری از ثانیه میره زیر یکی دیگه, سرعت عمل تورو بابا پنجعلی داشت الان جانی سینز بود


    •   بچه-ای-خوب
    • 3 هفته،1 روز
      • 5

    • و بازهم یک بچه جلاق که بی بخار بودن شوهر و عقیم بودن و یک زن هات و سکسی و تشنه سکس و شما هم بکن و کمر توپ که حداقل یک ساعت تلمبه میزنی و اصلا هم کم نمیاری!!!
      فکر کنم این دفعه داری با واسکازین میجلقی که مغزت با سر کیرت درگیر شده و این کسشعر ها رو تفت دادی.
      لطفا برو به همون شغل شریف کوووون دادنت برس.
      کوووونی تو هنوز در حسرت دیدن یک لپ کون لخت زن هستی چه برسه یک ساعت تلمبه زدن.


    •   Taabad
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • دهنت سرویس...ازوقتی که اینجام تاحالاندیده بودم کسی هیچ لایکی نگیره وده تا(باخودم۱۱تا)دیس هم بگیره...دلم شادشد وخدادلتوشاوکنه.خخخ


    •   Gayaneh
    • 3 هفته،1 روز
      • 4

    • همین کارارو کردید که تلگرامو فیلتر کردن دیگه؟
      من اهل فحش نیستم ولی دیگه نمیتوستم توهین به شعورمو تحمل کنم (dash)
      دِ آخه کرموزوم اسب عقب افتاده ی جهان سومی روز جمعه قرار گذاشتید رفتید کافی شاپ،بعدم پارک پلیس (که روز جمعه پارک غلغله میشه)، بعدم رفتید خونتون اونوقت اون پسر خاله بستر ساز بانو آورتون نگفت این زن گلفروش من تا الان کجا بودی؟ (devil)


    •   Caboos1
    • 3 هفته،1 روز
      • 4

    • همیشه توی فیلما و سریالای ایرانی یکی هست که وجودش توی فیلم اصلا معلوم نیست برای چیه مثل بنیامین تو فیلم کسشر سلام بمبئی
      شوهرای توی داستانای این کسمغزا هم همینجوریه


    •   Jeefri
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • من نمي فهمم واقعا نمي فهمم اين كس شرا آپ مي شه داستان من هنوز آپ نشده واقعا نمي فهمم


    •   zodiakxxx
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • داستانت دقیقا مثل اون فیلما بود


    •   Shahanshah.kia
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • دوستان سلاممممممممممم
      خیلی باحالید دم همتون گرم مرسی از کامنتهای باحالتون . کلی خندیدم. البته میدونستم طبق عادت بروبچ این سایت تا یه داستان میاد بالا همه میان و میگن چرنده و دروغه و مگه فیلمه و نمیشه و فلان و بهمان.
      حالا این عده کس که نگاییدن هیچ . داستان جق زدن خودشونو بخوان بنویسن کلی تخمی تخیلیه ها اما میان ایراد میگیرن.
      دوستان کوس گاییدن دیگه غلو کردن نداره که . مثل این میمونه بگید میرید سر کار . اونوقت یه عده میان و میگن وااااااااااااااای مگه سر کار رفتن همینجوریهههههه مگه کار پیدا میشششششششششششه


      من چند سال پیش این داستان رو با ایدی دیگم نوشته بودم دوباره چند روز پیش نوشتم و آپ کردم. جالبه بدونید اونجا شاه ایکس شروع کرده بود به فرافکنی که دروغه و فلانه و بهمانه


      ولی درکل


      خیلی باحالید اماده باشید سه چهارتا داستان عجیب دیگه فرستادم که احتمالا فردا یا پس فردا میاد بالا . بخونید کیف کنید (ok) (ok) (ok) (ok) (ok)


    •   Real.Sina
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • بعضیا یجوری ایراد میگیرن انگار انتخاب کننده نوبلن و داستانه ادبیه ....
      بابا داستان سکسیه دیگه (dash)


    •   seidal_bak
    • 3 هفته
      • 0

    • کیرم توناموست بیپدر بی همه کس .کیره هرچی لره توکس جد ابادت چرا اسم اقوام میاری توداستانت خواهرکسده


    •   موری.جون
    • 3 هفته
      • 0

    • کسشعر محض و دروغ وداستان تکراری


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو