خانواده مقید (۲)

    ...قسمت قبل


    سلام من نرگسم نویسنده داستان خانواده مقید

    یه سری ک خودشون رو عقل کل میدونستن اومدن انتقاد کردن و هر اراجبفی دوست داشتن گفتن ک اصلا برام مهم نیست چون من عین واقعیت رو گفتم ولی تشکر میکنم از افرادی ک کامنت مثبت و دلگرمی بخش گذاشتن تا من راغب بشم ادامه داستانم رو بگذارم
    این نکته هم بگم ک من این داستان رو همون پارسال نوشتم ولی مشغله زیاد مانع از ارسال داستانم میشد یعنی تقریبا یک سال بود من به شهوانی نیومدم ک داستانم رو بذارم
    ببخشید مقدمه زیاد شد بریم سر واقعیت زندگی من.


    بعد ارضا شدنمون من دراز کشیدم و چشمام رو بستم و به لذت این لز فکر میکردم و راضیه رفت حموم
    همینطور ک چشمم بسته بود حس کردم یکی بهم زل زذه وقتی چشم باز کردم دیدم کیوانه.سریع رفتم زیر پتو وآروم وبا خجالت طوری ک راضیه نفهمه کیوان اینجاست به کیوان گفتم (فکر میکردم شاید یه لحظه خوابم برده و همون لحظه کیوان اومده خونه) برو بیرون لباس تنم نیست.داشتم لباس عوض میکردم خوابم برد
    کیوان گفت داشتید با راضیه چیکار میکردی.کیوان اومد سمتم و پتو رو از روم برداشت برای اینکه باهم کاری نکنه سریع دویدم تو حموم ک در رو قفل کنم نتونه بیاد داخل ولی کیوانم به یه جهش خودش رو جا کرد تو حموم راضیه تا کیوان رو دید خواست جیغ بزنه ک کیوان گلوش رو گرفت داد زد صدات درنیاد ک خفت میکنم بعد دستی کشید به سینه هاش گفت جون چه شب های ک من به فکر کردن تو توی خواب جنب نشدم.بع چند لحظه ک سینه هاش رو مالید بعد ک آروم تر شد آروم گفت ببینید من هم از این به بعد تو حال کردناتون هستم، اکی؟
    گفتم خجالت بکش کیوان ک دستش رو از گلوی راضیه بردلشت وگذلشت رو کس من.منو راضیه فقط گریه میکردیم ک راضیه گفت خوب بذار من برم نرگس هست به کسی هم چیزی نمیگم ک کیوان رو کرد به راضیه و گفت اصل کاری توی بعد صورتش رو برد جلو و شروع کرد لب گرفتن ولی راضیه اولش کاری نمیکرد نه مقاومت میکرد نه همراهی ولی کم کم شروع کرد لب گرفت وحشری تر از کیوان من ک تعجب کردم فقط نگاه میکردم بعد چند لحظه لباشو جدا کرد وسرش رو گذاشت رو سینه کیوان و گفت اگه یه کم به نمازت ببشتر اهمیت میدادی اون موقعی ک خاله اومد در مورد تو حرف بزنه با مامانم. مادرم مخلفت نمیکرد نمیگفت کیوان دین نداره.(راست میگفت قبل رضا مامانم راضیه رو برای کیوان میخواست)
    یه لحظه سکوت کرد راضیه بعد یهو گفت الانم دیر نشده بعد شروع کرد لب گرفتن منم وقتی دیدم فضا فضای عشق حاله رفتم سراغه داداشی و دستم رو گذاشتم رو کیرش چند دقیقه ای براش مالیدم از رو شلوار بعد ک بزرگ شد شلوار رو از پاش در آوردم کیرش ک از خیار یه ساعت پیش بزرگتر بود رو گرفتم دستم و با دو دلی لیس زدم قبلا تو فیلم دیده بودم خوردن کیر رو ودستم روکسه خودم بود اومدیم بیرون از حموم و رفتیم روتخت راضیه رفت لای پای کیوان و شروع به لیس زدن کیرش کرد من نشسته بودم رو تخت نگاه میکردم ک کیوان گفت آبجی گلم بیا پیش داداشت رفتم یه کم سینم رو مالید بعد گفت بیا رو صورتم رفتم وشروع کرد خوردن کسم راضیه هم نشست رو کیرش و هم زمان از من لب میگرفت.تو ابرا بودیم فارق از حروم و حلال بودن کارمون.کیوان گفت نرگس زود بخواب ک الان مامان و بابا میان از سر کار.راضیه گفت نرگس دختره از کون بکنش.خوابیدم رو تخت وحالت داگی شدم کیوان وازلین آورد و شروع کرد چرب کردن.بعد کلی درد جا کرد تو و شروع کرد تلنبه زدن و از اون طرفم راضیه داشت کوسم رو میخورد .منی ک یه ساعت پیش بخاطر تنگی خبار نکردم تو کونم فقط یه هویج باریک تو کونم بود الان یه کیر بزرگ تر از اون خیار داشت جرم میداد

    کیوان سرعتش رو بیشتر کرد و آبش رو ریخت تو کونم و من هم بعدش ارضا شدم و منو کیوان بی حال افتادیم ک راضیه گفت پس من چی کیوان گفت خودم جرت میدم عزیزم فقط چند لحظه صبر کن بذار سر حال بشم. من بلند شدم رفتم حموم ک بعد چند دقیقه صدای ناله راضیه ک داشت به داداشم کس میداد رو شنیدم بعد چند دقیقه صداشون کمتر شد ک ازلای در دیدم کیر کیوان تو دهن راضیه هستش و راضیه هم تمام آب کیوان رو خورد و بعدش اومدن تو حموم و همدیگه رو شستیم زود رفتیم بیرون راضیه آماده رفتن شد ک موقعه رفتن یه لب از کیوان گرفت وکیر کیوان رو گرفت دستش و کشوندش سمت من و یه لب از من گرفت و دست منم گذاشت رو کیر کیوان وگفت تک خوری ممنوع رفت.
    من و کیوان یه ذره با هم ور رفتیم بعد گفتم بسته یه آب به صورتمون بزنیم الان میان.
    اون روز تموم شد و من و کیوان راضیه شدیم شریک جنسی هم والانم ک تاریخ ۸ /۴ /۹۷ و ساعت سه ونیمه چون رضا ماموریته یه شب جمعه عالی خونه رضا با زن رضا داشتیم و راضیه و کیوان کنارمن هستن
    باز هم ادامه دارد
    امید وارم خوشتون اومده باشه شب خوش


    نوشته: ........

  • 13

  • 15




  • نظرات:
    •   Alouche
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • از چیش بگم..!امیدوارم این عقده هاتونو عملی نکنید فقط در همین حد توهم بمونه


    •   king.artoor
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • همینکه قسمت دوم رو یک سااال بعد از قسمت اولش اومدی نوشتی خودش نشون میده هیچ ارزشی نه برای خودت نه برای داستانت نه برای خواننده هات و نه برای اطرافیانت قائل نیستی و منم مثل خودت رفتار میکنم و هییچ ارزشی برای خودت و داستانت قائل نمیشم و فقط با خوندن تاریخ دو تا داستان و نخوندن حتی یه خط از داستانت برات دیس لایکو میزنم.
      اینجا ک مجازیه امیدوارم تو زندگیه واقعیتم مثل اینایی نباشی ک برای هیچ کسیو هیچ چیزی ارزش قائل نیستن ولی انتظار دارن کل دنیا دست ب سینه جلوشون واسته و به حرفاشون گوش کنه


    •   صدف هستم
    • 1 سال،6 ماه
      • 3

    • این مقید ها از همه بدترن.فقط ادا در میارن


    •   kiredivoone
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • با همين سرعت اعتقاد برو جلو


    •   CHARLES_DICKHEADS
    • 1 سال،6 ماه
      • 1

    • **اقا ب نمازتون توجه کنید
      متوجه باشید ک کیوان دین نداشت
      حالا رضا کدوم کصخلی بود این وسط نمیدونم کاریشم نداریم
      و نکته بعدی اینکه این همه کصشرو از کجات در اوردی؟
      **
      دوستان عزیز یه همتی کنین یه گلریزونی کنیم یه پولی جمع کنیم بدیم ب این دوست گرامیمون دیگه داستان ننویسه فقط جون همون رضا کصخل و کیوون و رازیه ننویس اسهال شدیم


    •   Blackhorse
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • اول نماز


    •   ashkanetonam
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • كمپانيه برازرس داستان نويس بوده؟؟ (dash)


    •   mahrdaaaad
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • نظری ندارم


      ملت کصشون خل شده


    •   Gankr koy
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • ادامه نده جنده کوچلو واقعأ چندش آوره شیوه داستان نوشتنت هم طرز سکساتون ،حیف که چندش آور وکرمو و کثافتی وگرنه لذت واقعی سکس زیر خودم بهت تزریق میکردم.،
      همان بهتر در همون لجن زار خودت دست وپا بزنی .‏
      با هشتمین دیسم خوش باش تو کثافت خونه ت. ‏‎ ‎


    •   ramin_82_5
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • سگ تو ذهن بیمارت


    •   سیدعلی55555
    • 1 سال،6 ماه
      • 2

    • دکتر بهمنی رییس سابق بانک مرکزی و نماینده فعلی مجلس شورای اسلامی از ساوجبلاغ :["""......در حساب 5000 آقازاده در خارج از کشور که به 2500 نفر آنها ، باراک حسین اوباما در جریان برجام پنهانی با پیشنهاد محمد جواد ظریف ...اقامت آمریکا داده، حداقل وحداقل 148 میلیارددلار پول نقد وجود دارد ، جدای از مستغلات آنها در خارج از کشور ... که ارزش ان دهها برابر بیشتر است .این از صندوق ذخیره ارزی کشور بیشتر است .گفته اند که 300 نفر از این آقا زاده های ژن خوب برای به اصطلاح تحصیل رفته اند ... بقیه 4700 نفر چکار میکنند ................"""""]
      سید محمد خاتمی دوم خردادی در پاسخ وی : [ """....اغلب فرزندان ما در خارج از کشور و در فضای مجازی شبانه روز مشغول احیای آرمان اصلاح طلبی انقلای حضرت امام خمینی ( ره ) بوده و از راه دور به استفاده بهینه از اینترنت به جای سانسور .... به ارشاد جوانان داخل ایران مشغولند .....""""]
      مثل همین سایت شهوانی .....
      که توله سگ ها و نواده های خمینی ملعون و خامنه ای ابنه ای حاج سعید گندم نژاد طوسی گرفته تا خانواده از بن فاحشه سید محمد خاتمی دوم خردادی تا حسن روحانی فریدون تا مصطفی تاجزاده و تا میر حسین موسوی و مهدی کروبی بیشرف و تا ... حاج قاسم سلیمانی تروریست ....در خارج از کشور و در معیت ارتش سایبری و بسیج وسپاه تروریست جهانی در داخل ایران و .... در همین سایت مشغول فحش دادن وایراد گرفتن به نویسنده های داستان وبخصوص داستانهای خانوادگی هستند وغــــــم محارم دارند ... در حالیکه خود محمد پیامبر اسلام سگ تازی با دختر خود فاطمه بیماری جنسی میخوابید و تا روز مرگ پستانهای او را می مکید ... [بروید و مطالعه کنید ... ] ودر حالیکه هست ونیست همین جوانان را با جنگ صوری وزرگری در دداخل ایران بنام اصلاح طلبی و اصولگرا ... وبد وبدتر وترساندن ومردم عوام ... به تاراج برده ودر خارج از کشور همین توله سگ های اسلامی آخوندی وسپاهی دارند با مال دزدی مردم پز میدهند ... وحال میکنند وعقده حقارت خانوادگی بی همه چیز خود را خالی میکنند ...
      درود بر ایران ... مرگ بر جمهوری اسلامی
      درودبر مردم ایران ..... مرگ بر امت همیشه حاضر در صحنه
      درود بر کشته شدگان اعتراضات سراسری
      لعنت بر تمام شهدا از امام حسین گرفته تا شهدای 8 سال جنگ برای بقای اخوندها با صدام حسین و مدافعان حرمسرای بشار اسد


    •   Pink_sky
    • 1 سال،6 ماه
      • 1

    • بیچاره میوه ها گیر چه جک و جنده هایی افتادن :| تو فقط هندونه نکردی تو کُست دم از تنگیم میزنی :| شگفتا!


    •   happysex
    • 1 سال،6 ماه
      • 1

    • یک کپی ناشیانه از داستانهای قدیمی همین سایت


    •   Safir_Jang
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • مچکر که معنی مقید رو هم فهمیدیم


    •   aminjon625
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • جای منم خالی کن نرگس جون


      ادامه بده


    •   پسرکیرگنده@
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • عالیه افرین


    •   jav1mardi
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • می بخشی نخوندم... انقد از خشونت مردا تو سکس بدم میاد ک نگو


    •   PAYAMBARAN
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • خدا شفا میده من میدونم تو هم امیدتو از دست نده


    •   Robinhood1000
    • 9 ماه،4 هفته
      • 0

    • نمیدونم چرا، اما این مقید بودنتون، منو یاد شیخ سعیدطوسی انداخته!!!


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو