دوبل دو طبقه (۲)

1399/08/23

...قسمت قبل

دوبل دو طبقه . قسمت دوم
دفعه قبل وقایعی که بین من و مژگان جونم اتفاق افتاده بود مفصل گفتم که قشنگ بتونین خودتونو جای من بذارین و کیفشو ببرین . اگه یادتون باشه من ۵۰ ساله واسه اولین بار کون این دختر ۱۹ ساله قد بلند و خوش اندامو کردم و قرار بود یه دکتر پیدا کنم که پردشو معاینه کنه. حالا بقیه ماجرا:
فرداش از این و اون پرسیدم و یه دکتر پیدا کردم که ببرمش ولی گفتم باید اینو حالا حالاها برا خودم نگهش دارم و دلی از عزا درآرم . شب پیام داد که کسی پیدا کردم یا نه. گفتم یه مطمئن پیدا کردم ولی خارجه و هفته دیگه شاید بیاد. پرسید
_ دیر نمیشه یوقت؟ بعدا" سخت بخیه نخوره؟
_ میوه نیست که خراب بشه که . ولی باز میپرسم و خبرت میدم. اگه دیدم دیر میشه صبر نمیکنیم و میبرمت یه دکتر دیگه
_ خیلی خیلی ممنونم ازت سعید جون. اگه تو رو نداشتم چکار باید میکردم؟ بابام اینقدر منو میزد که میمردم.
_ نه بابا هیچ پدری دیگه اینجوریا هم زن و بچشو نمیزنه. مگه دهاته اینجا.
_ ای بابا سعید جون از کتکایی که واسه هیچ و پوچ به مامانم میزنه معلومه منو سیاه و کبود میکنه
_ چرا؟
_ هم واسه خرجی خونه به کار مامانم احتیاج داریم و نمیتونه بگه نره سر کار و هم هی سو ظن به مامانم داره که سر کار کیا رو میبینه و خلاصه بهانه ای میگیره و آذیتمون میکنه
_ مگه آژانس درآمدش کفاف زندگی تونو نمیده
_ مامانم میگه اوایل خوب بود ولی از وقتی که تو آ ژانس بساط تریاک کشی راه انداختن حال رفتن خودش نداره و بیشتر راننده ها رو میفرسته و درآمد کم شده .
_ امان از این اعتیاد لعنتی. به هر حال نگران نباش من تا آخرش کمکت میکنم
_ وای مدیونتم . چجوری این لطفتو جبران کنم
_ من خوشحالی تو رو میخوام عزیزم
_ ممنون سعید جونم. راستی من پسفردا کلاس بیخودی دارم و اغلب نمیرم. میتونی تو هم مرخصی بگیری؟
_ خبرت میکنم
پس فرداش حدود ۱۰ مرخصی ساعتی رد کردم و چون محل کارم به خونه نزدیک بود جنگی خودمو به خونه رسوندم و مژگانم اومد خونه . تا وارد شد اومد بغلم و لب تو لب شدیم. بلافاصله رفتیم رو تخت و لباسامونو کامل در آوردیم. هر دو تا حسابی دلمون یک سکس توپ میخواست. اول از خوردن نوک سینه هاش شروع کردم هی که مک میزدم گنده تر و سفت تر میشد و لذیذتر بعد آروم رفتم زیر گلوشو لیسیدم و زیر لاله گوشش که رسیدم آهی از لذت کشید و افتاد به جون لبام و زبونم .بعد لباشو گذاشت زیر گلوم و اونقدر مک زد که بعدا" شب فهمیدم کبودش کرده و واسم علامت خودشو گذاشته. حالا نوبت خوردن کس تمیز و کامل شیو شده و صورتیش بود. وای که چه بوی تازگی خوبی میداد. تا یه زبون به کسش زدم یه جیغ کشید که بلند شدم صدای تلویزیونو زیاد کردم تا به بیرون صدا نامفهوم بره. دوباره افتادم به جون کسش. اینبار زبونمو تو کسش میزدم و میکشیدم بالا تا به چوچولش برسم. سرمو محکم فشار میداد به کسش و میگفت:
_ زبونتو بیشتر فرو کن تو کسم. با زبونت کسمو جر بده. پارم کن. اصلا" کیرتو بکن توش لذتشو بچشم
_ نه عزیزم تند نرو شاید کست گشاد بشه دیگه نشه بدوزی
_ مهم نیست من فقط کیرتو میخوام
میدونستم کس کامل پاره شده رو هم تنگ میکنن و میدوزن ولی هم میخواستم واسه کیرم تشنه تر بشه و هم اینکه کونشو کامل لذت ببرم بعد برم سراغ کسش. حسابی چوچولشو زبون زدم و تندش کرده بودم . آب کسش یهویی فواره زد بیرون و پاشید رو صورت و پشمای سینم. گفت :
_ وای ببخشید چرا یهو اینجوری شد؟
_ نه عزیزم خیلی هم لذت بخشه. تو از اون دسته خانومای استثنایی هستی که انزال میشن و آبشون جهشی میزنه بیرون و این از اوج لذتهاتونه
_ آره خیلی عالیه و کیف کردم ولی تو بدت نیومد پاشید روت
_ نه مژگان جونم خیلی هم خوشحالم که چنین دختر حشری ای داره بهم حال میده
_ تو هم بهم حال میدی و منو حال آوردی. بازم برام بخور
_ ای به چشم.
افتادم دوباره به جون کسش و خوردن چوچولش و تا زبونمو میکردم تو کسش اون با فشار سرمو به کسش فشار میداد که بیشتر زبونم توش بره و بالاخره لرزید و اینقدر لرزشش طولانی بود که دستاشم به لرزه افتاده بود. کنارش دراز کشیدم و آروم بغلش کردم تا آروم بشه. برگشت یک لب طولانی ازم گرفت و گفت خیلی لذتبخش بود و ممنونتم. حالا من برده تم و هر جور بگی رفتار میکنم و اومد پایین و کیر کلفتمو کرد تو دهنش و شروع کرد به مک زدنو تا ته حلقش فرو میکرد تو دهنش طوری که چند بار خواست عوق بزنه ولی ول کن نبود. رو آسمونا بودم. یکمی چرخوندمش که کونش نزدیک دستم بشه و یکم ژل لوبریکانت به سوراخش زدم و همیجور که اون کیرمو میخورد منم تو کونش انگشت میکردم که جا وا کنه. گفت میخوام اینبار پاشیدن آبتو ببینم و تو هم بریزی رو سینه ها و صورتم. گفتم میدونی که آبم با خوردن نمیاد و تا تو سوراخی نره نمیاد. گفتم بذار از جلو تو کونت بذارم تا وقتی خواست آبم بیاد بپاشم روت. دوستان خیلی روش جالبیه که از جلو تو کون بذارین. هم عشقتونو میبینین و هم درد رفتن کیر تو کونشون تو چهرشون دیده میشه که خودش خیلی حشری کننده هست و هم با یه دست سینه هاشونو میمالین و با یه دست همزمان کس آب انداخته شون دم دستتونه. به پشت خوابوندمش و پاهاشو گذاشتم رو شونه هام و کله کیر لوبریکانت مالیده رو آروم کردم تو کونش. چشاشو محکم به هم فشار میداد از درد ولی چیزی نگفت. یکم نگه داشتم تا جا وا کنه و در عین حال کسشو میمالیدم دوباره یکم فرو کردم و نگه داشتم. یکم تو تخت جابجا شد که نزدیک بود کیرم بیاد بیرون. گفت اینبار چرا اینقدر درد داره تو رو خدا ژل بیشتر بزن. میدونستم وقتی از جلو تو کون میذاری تنگتره و لذتش بیشتر ولی بهش نگفتم چرا این دفعه دردش بیشتره. دوباره ژل زدم و کردم توش و نگه داشتم و گفتم خودت هم یکم تلاش کن بره توش. من فشار نمیدم و خودت فشار بده. همین کارم کرد و بیشتر رفت تو ولی هنوز درد میکشید. کسشو بیشتر مالیدم تا اونم لذت ببره و دردشو راحتتر تحمل کنه. همینجورم شد و کسش شروع کرد به آب انداختن و خودشو بیشتر به کیرم فشار داد و منم تا ته کردم تو یک آخی گفت و ساکت شد. خودش دستشو آورد رو چوچولش و میمالیدش و حشرش دوباره زد بالا و میگفت سینه هاشو بمالم. منم شروع کردم به تلمبه زدن تو کونش. میگفت:
_ بکن تو. تند تند تر بزن. تا ته فرو کن . جرم بده
_ پارت میکنم کون واست نمیذارم
_ بکن همش مال خودته. هیچی نذار. بعد کونم کسمم مال توئه. جرو واجرم کن
لامصب آنچنان تحریک شده بود که دوباره آب کسش فواره زد و آنچنان کیرمو گرم کرد که انگار تو حموم زیر دوش آب گرم داری کون میکنی. آبش سرید و اومد رو کیرم و با کیرم آب داغشو بردم تو کونش تا خودشم داغیشو حس کنه و لذت ببره. با دستام سینه هاشو گرفتم و کیرمو محکمتر فشار میدادم تو کونش و اونم تند تند چوچولشو میمالید و یهویی لرزید و دوباره ارضا شد. اینبار من همینجور ادامه دادم تا آبم داشت میومد . بهش گفتم وکشیدم بیرون و آنچنان فواره ای تو هوا زد که هم رو سینه هاش ریخت و هم روصورتش پاشید. شروع کردم آبمو رو سینه ها و صورتش میمالیدم. یکمو نوک انگشتمو مک زد و گفت چه مزه خوبی داره. گفت:
_ چیه که میگن بو وایتکس میده . آب توکه این بو رو نمیده
_ بستگی به خوراکت داره. اگه قبلش گوشت زیاد بخورن بو وایتکس بیشتر میده
_ من که خیلی دوست دارم
_ رو صورتت مالیدم بذار بمونه واسه پوستت خیلی خوبه
_ آره میگن خوبه
_ توش پر پروتئینه و از راه پوستت جذب صورتت میشه. بهترین لیفتینگ هم هست
_ آره حس میکنم که داره صورتم کشیده میشه
_ البته تو که جوونی و احتیاج به این لیفتینگها نداری ولی سن که بالا بره بهترین کرم و لیفت و اینجور چیزا برا پوست همین آب ما مردهاست
_ قربون این آبتون برم من
جفتمون خسته شده بودیم .ازش یه لب حسابی گرفتم و سینه هاشو مالیدم و تو همین حال موندیم و یه نیم ساعتی خوابیدیم. بعدش بیدار شدم و گفتم بلند شو با هم بریم حموم. تو حموم تنشو شامپو زدم و اونم منو با شامپو میشست که دوباره کیرم داشت راست میشد. زانو زد و شروع به خوردنش کرد. این دختر حشرش تمومی نداشت و وقتی کیرم کامل راست شد خم شد و کیرمو خودش گذاشت تو کونش. منم تلمبه زدنو شروع کردم. یکمی خسته شدم در توالت فرنگی رو بستم و نشستم روش و خودش هم رو کیرم نشست و کرد تا ته تو کونش و بالا پایین میرفت. منم از پشت دستمو به کسش رسوندم و کسشو میمالیدم. دوباره تو همون وضعیت لرزید و ارضا شد. ولی من نتونستم ادامه بدم و آبمم نیومد و بهش گفتم بسه دیگه بریم بیرون.
جفتمون مثل یک فیل گرسنه بودیم . غذا سفارش دادم و بهش گفتم از دکتر واسه بازدید میزان پارگی کست وقت صبحو با کلی خواهش و تمنا گرفتم. هفته دیگه میام دم دانشگاه دنبالت و تو هم کلاس صبحتو بپیچون و بریم تا بابا و مامانت چیزی نفهمن. کلی تشکر کرد که اینقدر به فکرشم و بعد ناهار رفت بالا خونشون. منم قید کارو زدم و یک خواب لذتبخش دو ساعته کردم.
عصر با یه تیشرت یقه باز رفتم پارکینگ که از تو ماشین چیزی بردارم که سهیلا جون مادر مژگانم اونجا بود و خم شده بود تو صندوق عقب ماشینشون . چشمم به کون گندش افتاد و با اینکه تا دوساعت پیش حسابی خالی شده بودم ولی حسابی راست کردم براش و همینجور رو کون بزرگش کلید کرده بودم. برگشت و یه جورایی فهمید کونشو دید میزدم. گفتم
_ سلام سهیلا خانوم
_ سلام. شما خوبین
_ بله به لطف شما. اجازه بدین کمکتون کنم
_ زحمتتون میشه
_ نه اختیار دارین. عینک مطالعه مو از ماشین بردارم براتون جنساتونو میارم بالا
وقتی رفتم از دستش کیسه خریداشو بگیرم نمیدونم چی شد که یهویی یه خنده ریزی کرد. گرفتم و گفتم چیزی شده گفت نه و زود رفت تو آسانسور و منم دنبالش رفتم. تا طبقه اونا چیزی نگفتیم ولی او سرشو پایین انداخته بود و از تکون شونه هاش فهمیدم داره میخنده. دم در خونه جنساشو گرفت و یک تشکر حسابی از من کرد که بنظرم واسه این کار کوچیک زیادی بود و خداحافظی کردیم و رفتم پایین.
شب با مژگان که پیام میدادیم ماجرای خنده بی دلیل مامانشو گفتم که اونم کلی استیکر خنده برام گداشت. گفتم موضوع چیه که گفت
_ مامانم دیده رو گردنت کبود شده.
_ گردن من ؟ و پریدم تو آینه دیدم و براش پیام دادم
_ خدا خفت نکنه که آبروم پیش مامانت رفت. حالا بگوببینم سهیلا جون چی گفته .
_ کلی خندیده و گفته در تعجبم آقا سعید چجوری تونسته طرفشو حشری کنه که اینجور از خود بیخود بشه و اینجور روش لکه بندازه
_ آخه میخواستی بگی دختر خودت حشریه به سعید چه ربطی داره. حتما" از من بد گفت
_ نه بابا اتفاقا" از رو بدی نمیگفت و فقط میگفت ازتوخوشش اومده و نمیدونسته تو هم ازین شیطونیا میکنی
_ پس ناراحت نشد؟
_ نه عزیزم بدتو نگفت خیالت راحت.
فردا شب زنگ آپارتمانو زدن از چشمی دیدم سهیلا جون یه ظرف پر دستشه . سریع یه پیرهن یقه بسته پوشیدم و درو باز کردم و بعد احوالپرسی گفت آش ندری آورده و منم گرفتم و خیلی سنگین تشکر کردم و خداحافظی کردیم. ولی از چشمی دیدم که داشت میخندید و میرفت.
هفته بعد رفتم دم دانشگاه و تو ماشین پختمش که پیش دکتر سعی کن گریه کنی و از من هم که نقش باباتو دارم حساب ببری و ترس رو تو چهره نشون بدی.
_ سلام آقای دکتر دخترم گندی زده که میخوام بکشمش. همین یه ذره آبرویی هم که داریم میخواد ببره. دیگه یه لحظه هم نمیتونم تحملش کنم. بگیر یه کاریش کن که نمونه تو خونه و گرنه یه کاری دست خودم و اون میدم و راحت میشم از این زندگی. کم نکبت داریم که تو فامیل هم نتونیم سرمونو راست کنیم
_ چی شده مگه آقا ؟
_ هیچی زده پردشو پاره کرده و اگه موقع صحبت با مادر فلان فلان شدش نمیفهمیدم که بی آبرویی برام میموند تا ببینیم کی بدبختم کنه. بیشرف مادرش رفت و فقط درد سرای نگهداری ازین دخترو واسم گذاشته
_ آقا دخترتونه این چیزا رو نگین. ببین طفلی چجوری گریه میکنه؟
_ طفلی. طفلی. پدر منو این مادر و دختر در آوردن
_ حالا آروم بگیرین و برید تو اون اتاق تا من دخترتونو معاینه کنم ببینم چی شده. در ضمن دیگه اینجا خودتونو کنترل کنین وگرنه من هیچ کاری نمیکنم و باید برید یه جای دیگه.
تقریبا" دارم سعی میکنم تا جایی که یادم مونده اونچه که اتفاق افتادو دقیق بنویسم. راستش آنچنان رفته بودم تو حس که واقعا" یه لحظه از دست مژگان و اینگه پردشو پاره کرده کفری شدم و بعدش خندم گرفته بود از اینکه تخم جن مژگان هم هنرپیشه ای واسه خودش بود و طبیعی گریه میکرد. سعی میکردم چشام تو چشای مژگان نیفته چون میدونستم خندمون میگیره و کار خراب میشه. بعد از معاینه برگشتم تو اتاق و به مژگان با اخم گفتم تو برو بیرون. دکتر مخالفت کرد و گفتم خوب بمونه. از دکتر پرسیدم:
_ خیلی پاره نشده که نشه دوختش
_ فقط یک کمی پاره شده
_ یعنی مشکلی پیش نمیاد که داماد بفهمه و آبرو ریزی بشه؟
_ آقا شما چقدر از آبرو حرف میزنی. این روزا دیگه این چیزا واسه خیلی از جوونا مهم نیست و میگذرن
_ آقای دکتر من دخترمو نمیخواستم به اونجور جوونا بدم ولی حالا زد و قشقرق بپا کرد. اونوقت من جز اینکه خودشونو و خودمو یه بلایی سرمون بیارم کار دیگه ای مگه میمونه؟
_ آقا خودتو ناراحت نکن گفتم که اگه ازین حرفا بزنین باید پاشین برین یه جای دیگه
_ معذرت میخوام دکتر جان بگو چه خاکی سرمون بریزیم و خلاسمون کن
_ همانطور که گفتم کمی پاره شده و اگه آلت داماد بقدر کافی بزرگ باشه شاید حتی بقیه شم پاره بشه و بقول شما آبرو ریزی پیش نیاد پدر جان
_ حالا اگه نبود چی. اونوقت چکار کنیم؟ من نمیتونم ریسک کنم. میشه کاریش کرد که مطمئن بشیم؟
_ آره بابا جون. این روزا گشاد شده های چند سال کار کرده هم عمل زیبایی میکنن و تنگ یا حتی باکره میکنن این که دیگه چیزی نیست
_ قربون دهنت دکتر جون . حالا چقدر زمان میبره و نمیشه بیمارستان و اینا نریم
_ اولا" که نه توی مطب هم میشه انجامش داد و بیمارستان نمیخواد و ثانیا" دو روز خونه استراحت کنه خوب میشه. فقط یکی دو هفته هم ورزش نکنه
_ دکتر جان کی بیایم برای عمل
_ اولا" با این استرسی که دخترت داره نمیشه عملش کرد و ثانیا" من فردا میرم مسافرت خارج از کشور و سه هفته دیگه برمیگردم. بعد تماس بگیرین یه روز صبح میام مطب که مراجعه نباشه و انجامش بدیم. برای پرداخت هزینش هم با منشی هماهنگ کنین . اگر هم عجله دارین برین یه جای دیگه
_ نه دکتر جان خیلی هم ازت ممنونم. صبر میکنیم برگردین بیایم پیش خودتون.
از دکتر خداحافظی کردیم و رفتیم بیرون و جفتمون پخی زدیم زیر خنده.
_ ناقلا تو هم هنرپیشه ای هستیا
_ پس خودت چی سعید جون . کم مونده بود قمه بکشی و بزنیا. یه لحظه ترسیدم ازت
_ هاهاها عجب فیلمی بود. ولی خیالت راحت شد؟
_ آره سعید جون خیلی ازت ممنونم. بخدا اگه نمیشد بابام همینجوری منو میکشت.
رسوندمش دم دانشگاهش و قرار شد فردا صبح باز بیاد پیشم.
فرداش که اومد یه آرایش ملایمی کرده بود که خیلی به صورتش میومد. اول یه چایی خوردیم و کمی گپ زدیم. از دکتر دیروز پرسید و اینکه این همه پولو چکار کنیم. گفتم
_ عزیزم تا دو سه هفته دیگه که دکتر بیاد نمیتونیم بلافاصله بریم
_ چرا سعید جون؟
_ باید یکم بیشتر فرصت داشته باشم تا پولشو جور کنم
_ آره خوب حق داری پول زیادیه. من شرمندتم که نمیتونم در این مورد کمکت کنم
_ نه عزیزم ناراحت نباش ریزه ریزه جورش میکنم تو هم که الان خواستگار دم خونت نیومده که عجله داشته باشی. دیدی هم که دو سه روزه دکتر گفت خوب میشی. واسه اون دو سه روز هم بهونه بیار که پریود شدی و باید استراحت کنی
_ آره عجله ای نداریم
_ فقط مواظب باش مامان و بابات چیزی نفهمن
_ نه اینو خیلی خیلی مواظبم. خیلی هم ازت ممنونم و باید زحمتاتو اساسی جبران کنم
اومد بغلمو یه لب حسابی از هم گرفتیم. گفتم بریم رو تخت و لباساشو یکی یکی درآوردم. سوتینشو که باز کردم افتادم به جون پستونای نازش. آنچنان نوکشونو مک میزدم که دردش میگرفت. بعد رفتم زیر پستونشو اونقدر محکم مک زدم که کبود بشه و انتقام بگیرم. آه و ناله مژگان جونم راه افتاده بود . اومدم پایین و شرتشو با دندونام در آوردم و افتادم به خوردن کس کوچولوش. بنظرم حالا کوچکتر هم میومد. آب کسش راه افتاده بود و صداش خونه رو ورداشته بود. خیالم راحت بود که کسی تو این دو سه طبقه آپارتمانها نیست. مژگان با التماس گفت
_ سعید جون خیلی دلم میخواد کس بهت بدم
_ عزیزم این دفعه با خیال راحت توش میکنم چون میدونم دکتر میتونه بدوزه ولی باید یه دکتر دیگه ببرمت عمل کنی
_ چرا؟
_ حالا بعدا" میگم فعلا" با هم حال کنیم
_ آخ جون چه حالی میکنم امروز. بیا کیرتو بده بخورم
_ نه اینبار همه چیزو به من بسپار
_ من کامل در اختیارتم هر کاری میخوای با من بکن

آوردمش لب تخت و پاهاشو از هم باز کردم و شروع کردم به خوردن کسش. وای که مثل همیشه چه مزه خوبی داشت. رو چوچولش که زبونمو زدم آهی از ته دل کشید که بند دل منم وا شد. حسابی کمرشو میداد بالا که زبونم بیشتر تو کسش بره. همزمان سینه هاشو میمالیدم و آخ آخشو در آوردم. اونقدر چوچولشو زبون زدم که باز انزال شد و آبشو پاشید تو دهنم و از کسش سرید پایین گفتم
_ حالا نوبت فتح کس قشنگته
_ تو رو خدا زود باش بکن توش دارم میمیرم
کله کیرم مثل گرز شده بود و از همیشه بیشتر باد کرده بود. آروم گذاشتم کلش بره تو کسش. مژگان یکم دردش اومد و گفت آخ.
_ دردت اومد
_ یه کمی ولی اشکال نداره ادامه بده . میخوام جر و واجرم کنی
_ یکم خون اومده میخوای ببینی؟
_ نه قبلا" دیدم فقط زود باش بکن
اینقدر حشرش بالا زده بود که دردی از پاره شدن مجدد احساس نمیکرد. منم بقیه شو با یک ضرب دادم تو. یک آخ بلند گفت و لباشو محکم گاز گرفت که بیشتر صداش در نیاد. منم یکم بغلش کردم و سینه هاشو میخوردم و تکونش نمیدادم که دیدم خودش کمرشو تکون میده. منم شروع کردم به تلمبه زدن و تند تند میزدم. آخ و اوخی ازش بلند شده بود که منو هی حشریتر میکرد. ناگهان کیرمو کشیدم بیرون و جلدی نشستم پایین تخت و تند تند زبونمو به کس و چوچولش مالیدم. دیگه بالشو گرفته بود رو دهنشو تو بالش جیغ میکشید از فرط لذت. دو باره سریع بالا اومدم و پاهاشو رو شونم گذاشتمو کیرمو تا ته تو کسش فرو کردم و تند تند تلمبه زدم. ناگهان آبش فواره زد به همه جای تنم و کیرم داغ شد و لرزش شدیدی کرد و ارضا شد. بعد یکمی که بغلش کردم آروم آروم تلنبه زدنو شروع کردم ولی خسته شده بودم و نمیتونستم خوب کار کنم. بهش گفتم تو بیا بالا . اومد یه بالش زیر کمرم گذاشت و روم نشست و کیرمو کرد تو کسش. مرتب بالا پایین میرفت و آنچنان پر انرژی و تند اینکارو میکرد که کیرم داشت آتیش میگرفت. دوباره لرزید و افتاد روم و از هم لب گرفتیم. از بس محکم گاز میگرفت لبمو داشت کبود میکرد . احساس خستگیم رفت و اینبار به حالت داگی کردمش و کیرمو تا ته ته تو کسش میکردم. بعد چندتا تلنبه نزدیک اومدن آبم شد که از کسش درآوردم و یکضرب کردم تو کونش. یه جیغ خفیفی کشید ولی چون قبلا" بهش عادت داشت چیزی نگفت و منم آبمو کامل تو کونش خالی کردم و مثل جسد افتادم روش و از پشت سینه هاشو تو دستم گرفتم و گردنشو میبوسیدم تا اینکه کیرم شل شد و از کونش اومد بیرون. گفتم:
_ چطور بود؟
_ وای سعید جون فکرشم نمیکردم دادن از جلو اینقدر لذت داره
_ دو بار ارضا شدی
_ آره حسابی ارضا شدم. خیلی کیف کردم. دوست دارم عزیزم که اینجور منو ارضا میکنی. چقدر اون لب تخت حال داد
_ بله از فواره ای که زدی فهمیدم حسابی حال کردی
_ عزیزم تو همه جوره منو به حال آوردی. همیشه باید منو همینجوری حال بیاری
_ همیشه که نمیشه بالاخره تو باید شوهر کنی و بری سر زندگیت
_ کو حالا شوهر. خوبیش اینه که میتونیم منبعد با هم از جلو سکس داشته باشیم
_ خیلی زمان نیست. فوقش سه چهار هفته تا پول جور بشه
_ خوب عزیزم عجله ای نیست که. دکتر همیشه هست و میتونیم چند ماهی عقب بندازیم
_ اینم حرف بدی نیست
همدیگه رو بوسیدیم و رفتیم حموم. بعد از اون تا چهار پنج ماه مرتب میومد و با هم همینجور پر حرارت عشقبازی میکردیم و ماجراهای جنبی زیادی هم داشتیم که دیگه نمیخوام طولانیش کنم و بقیه شو میذارم تو قسمت بعد…

نوشته: سعید


👍 12
👎 5
21201 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

776657
2020-11-13 05:41:36 +0330 +0330

كس شعر محض بود،خيلي هم تابلو بود كاملا بيسوادي

3 ❤️

776668
2020-11-13 07:49:30 +0330 +0330

ماهم ک ساده

1 ❤️

776672
2020-11-13 08:23:00 +0330 +0330

کسی که انقدر هات باشه معمولاً میگرده یکی متناسب با شرایط خودش پیدا کنه نه با یه کیر پلاسیده!

3 ❤️

776675
2020-11-13 08:54:02 +0330 +0330

که برا پوستش خوبه!!!

1 ❤️

776677
2020-11-13 09:10:24 +0330 +0330

کس گفتی جقی

0 ❤️

776680
2020-11-13 09:52:50 +0330 +0330

آقای دکتر الان که ۵۰ سالته حتما نیاز به لیفتینگ صورت داری پس بیا آبمو بپاشم رو صورتت تا جوونتر دیده بشه صورتت . کیرم تو کصتانت

3 ❤️

776713
2020-11-13 17:30:12 +0330 +0330

۵بار ارضا شد دختره!!!
مرغم انقدر زود ارضا نمیشه الدنگ

2 ❤️