سکسهای من با دختران ایرانی

    احمد هستم 26 سالمه الان از یکی از شهرهای دور افتاده افغانستان حدود چهار ساله که ایرانم قدم حدود یک متر و هشتاد سانته قیافم زیاد خوشگل نیست معلومه که افغانیم قبل از اینکه بیام ایران زن داشتم بنا به دلایلی ازش جدا شدم توی یه خانواده متوسط و یه منطقه محروم از افغانستان بزرگ شدم مجبور شدم بیام ایران برای کار کردن.
    زمانی که اومدم ایران میرفتم میدون کارگرا کار میکردم یکی ماهی گذشت به همین روال یه روز یه مرد حدودا پنجا شصت ساله اومد گفت بیا بریم یه کلبه قدیمی توی باغمه توی شهریار اونو خراب کن و آشغالشم بریز تو خاور سوار ماشین شدم و رفتیم کاری رو که کارگرای دیگه بهش گفته بودن دو روز طول میکشه من تو نصف روز انجامش دادم آخرش که آقای کمالی اومد (اسمش کمالی بود مرده) حال میکرد گفت دمت گرم چجوری انجامش دادی ب خیلی ازم خوشش اومد هم پیشنهاد گفت میتونی اینجا کارگر باغ من بشی باغ بزرگی داشت دور با یه ویلا و خونه مخصوص کارگر که بهم گفت این اتاقم میدم بهت منم از خداخواسته( قبلش تو خونه کارگریی که پسرعموم توش کار میکرد میخوابیدم) قبول کردم دیگه تا ساعت پنج وشش اونجا کار میکردم غروبا هم خیلی وقتا میرفتم تو خیابون برا خرید و اینکه هوایی عوض کنم دیدن دخترای خوشگل با آرایش غلیظ خیلی جدید بود برام چون تو کشور خودم زیاد ندیده بودم خیلی حشریم میکردن واقعا ما افغانها عشقمون سکس با دخترای ایرانی چون خیلی خوشگلن.
    سه ما بود که گذشته بود از کارگریم تو باغ یه روز سر مسیر منتظر ماشین بودم یه دفعه یه دویست‌وشیش سفید کنار زد دیدم یه دختر خیلی خوشگله سوار شدم ولی از بس خوشگل بود داشتم از خجالت آب میشدم گفت کجا میری گفتم مستقیم چند دقه گذشت هر دومون ساکت بودیم پرسید معلومه افغانیی گفتم آره گفت اینجا چیکار میکنی گفتم نگهبان باغم دیگه پیاده شدم تشکر کردم کرایه هم نگرفت معلوم بود دلش برام سوخته بود خخخخ گذشت.
    یه روز دیگه گفتم برم کافی نت یکم کار داشتم تو همون شهریار نزدیک باغ دیدم همون دختر دویست و شیشه کارمند کافی نته سریع منو شناخت حال و احوال کردیم بعد من دیگه هر روز میرفتم تا اونو ببینم یه روز آدرس دقیق باغو ازم پرسید حدودی بهش گفتم دقیقا فهمید باغ آقای کمالیه اونجا هم خیلی خیلی بزرگ بود گفت راستش صاحب باغ که اونجا زیاد نمیاد گفتم نه ماهی یکی دوبار پیش خودم گفتم حتما عاشقم شده خخخخخ گفت میشه من و رفیقام یه شب بیام اونجا میخوایم یکم بزنیم و برقصیم( فهمیده باغ به این بزرگی دسته یه کارگره) گفتم راستش میترسم بیاد برام گند میشه گفت شب جمعه دوساعت اونجاییم کلا گفتم باشه شماره بده اگه اوکی شد زنگ میزنم شماره داد و گفت ذخیره کن مهسا یه جورایی هم میترسیدم کمالی بیاد هم دلم میخواست که بیاد واقعا پنجشنبه رسید منم همش فکرم شده بود این پیش خودم گفتم چندتا دختر خوشگل میان اینجا میرقصن منم شاید به نون و نوایی رسیدم زنگ زدم گفتم بیاید امشب ساعت 10( تابستون بود) تشکر کرد و گفت باشه میایم ولی تو پیش اونا بگو این باغ مال ماست تو هم کارگرمی جبران میکنم همش میگفتم خدایا چجور میخواد جبران کنه دل تو دلم نبود من رفتم حموم و تیپ زدم البته اولشم گفتم اصلا خوشگل نیستم ساعت 10 و ربع شد که زنگ زد گفت پشت دریم در رو وا کن باغ رو کاملا بلد بود چون باغ دایش هم همون نزدیکیا بود درو وا کردم دیدم دوتا ماشین آدم اومد پنجتا پسر پنج تا دختر در رو وا کردم یه جورایی حالم گرفته شد دیدم دخترا و پسرا دست تو گردن هم میگفتن و میخندیدن دیدم حتی مهسا هم با یکی میگفت و میخندید کلی مشروب خوردن و رقصیدن دخترا با تاپ و شلورک بودن همش من از دور وسط درختا میدیم و حسرت میخوردم با دخترای افغانی مقایسه میکردم همشون خوشگل بودن ساعت دو بود که رفتن دیگه منم درو بستم نیم ساعت گذشت تو تلگرام بودم دیدم مهسا هم آنلاینه سلام کردم اونم سلام کرد گفتم خوش گذشت گفت آره واقعا ممنون دست درد نکنه گفتم دوست پسرت بود اون یارو گفت نه رفیق دوست پسر رفیقم بود اون چهارتا دوست پسر دارن من ندارم برا اینکه منم تنها نباشم اونم اومد با من رقصد یکم گفتم چجور میخوای جبران کنی حالا چند تا ایموجی خنده هم گذاشتم گفت احساسی جلوش ایموجی خجالت کشیدن رو گذاشت گفتم مثلا چجوری گفت این هفته هم میایم ایشالا بهت میگم بعدا تموم شد ولی اون شب یه جق ردیف زدم براش خخخخ.
    چهارشنبه شد دیدم پی ام داده فرداشب بیایم گفتم بیاید ولی من نفهمیدم میخوای چجور جبران کنی گفت مهمونا که رفتن خودم وایمیستم پیشت یه ساعت تا تهش خوندم نزدیک بود از خوشحال سکته کنم اصلا باور نمیکردم گفتم اصلا امکان نداره دوباره اومدن همون اکیپ منم نقش کارگر مهسا بودم همون برنامه های شب قبل رو دوباره اجرا کردن باغ رضای وسطش یه سکوی بزرگ داشت کاملا روشن و رفتن ولی مهسا هم باهاشون رفت بعد بیست دقه زنگ زدم رد تماس داد دوباره گرفتم خاموش کرد فردا پی ام دادم چرا وایسادی پس جواب برو گم شو افغانی بد بخت آخه من با تو میخوابم خیلی ناراحت شدم بهم بر خورد گفتم باشه منم میرم پی ام هاتو که نوشتی بیایم باغ اینها رو هم نشون دایت میدم هم آقای کمالی یهو ترسید گفت نه تو رو خدا شوخی کردم با هزار قسم و قرآن گفت هفته آینده به خدا به قولم عمل میکنم بهش گفتم باشه پنجشنبه رسید خیلی هیجان زده بودم ولی نیومدن پیام دادم کجایید گفتم این هفته نمیایم ناامید خوابیدم.
    دیگه کلا نا امید شده بودم گفتم این سرکارم گذاشت دیگه نمیاد پنجشنبه رسید دیدم پیام داد گفت امشب خبری نیست گفتم نه دیروز اینجا بوده آقای کمالی (آقای کمالی کارخونه داشت خیلی سرش شلوغ بود چندتا باغ دیگه داشت خیلی کم میومد) گفت امشب میایم خیلی خوشحال بودم تا نزدیکای یازده و نیم شب نیومدن باز نا امید بودم همینجوری گوشی دستم میخواستم پیام بدم یهو زنگ زد گفت باز کن در رو درو وا کردم همون اکیپ همیشگی ساعت دو و نیم بود که رفتن ولی بازم مهسا رفت باهاشون همینجور داشتم آشغالاشون جمع میکردم زنگ زد گفت پشت درم قلبم داشت از جا کنده میشد درو وا کردم با ماشین اومد تو یه ساپورت تنگ و مشکی پوشیده بود با یه مانتو جلو باز خیلی خوش هیکل بود دانشجوی تربیت بدنی بود اروم پیاده شد گفت اتاقت کجاست گفتم اون پایینتره یکم رفتیم تو اتاق دوتای گفت من عجله دارم بیا زودتر میخواست یه لب بده و بره سر و تهش رو هم بیاره منم دیگه خجالت و کنار گذاشتم و دل به دریا زدم گفتم نه من سکس میخوام گفت نه گفتم باشه به دایت میگم یهو ترسید گفت خب باشه هر چی تو میگی فقط سریعتر اومدم دست بکار شم گفت یه حموم برو سریع رفتم و اومدم دیدم مهسا سر تخت نشسته یه پاشم رد کرده از رو اون یکی رفتم روبروش گفتم خوبه دیگه کثیف نیستم گفت نه دیگه و خندید بوی عطرش اتاق پر کرده بود دستشو گرفتم بلندش کردم رو بروم وایساد شروع کردم لب خوردن من فیلم سوپر زیاد میدیدم وارد بودم همینجور که لبشو میخوردم روسریشم کندم و با یه دست شروع کردم باز کردن دکمه هاشو باز کردم مانتوشو باز کردم یه تاپ و یه ساپورت تنگ تنش بود خیلی خوش هیکل بود تاپشم کندم ممه هاشو از زیر سوتین درآورم و شروع کردم لیس زدن از پشت هم یه دست گذاشته بودم رو باسنش و میمالیدم یکم آخ و اوخ کوچیکی میکرد هلش دادم رو تخت و خودمم سریع لخت شدم با یه شورت ساپورتشو درآوردم چقد تنگ بود درنمیومد وای چه رونهای سفید و خشگلی داشت افتادم روش لب خوردن و گردن خوردن با دو انگشتمم کوسشو میمالوندم آخ و اوف میکشد معلوم بود حشری شده بود اونم از رو شورت شورتشو کندم و خودمم شورتمو کندم چشمم به کوسش خورد چقد تمیز بدون مو بود و سفید معلوم بود تازه اصلاح کرده بود اصلا پاهاش و کوسش یه ذره مو نداشت یاد زنم تو افغانستان افتادم که چقد مو داشت و چقد سیاه منم شورتمو کندم کله کیرم خیس کردم خواستم بزارمش در کوسش گفت که نه من دخترم از وسط پاهام ردش کن گفتم نمیکنم تو یه کم با چوچولت بازی کنم قبول نمیکرد میگفت نه پردمو میزنی با هزار التماس گفتم نه فقط باهاش بازی کنم قبول کرد کیر من حدود 19 سانته میگفت وای چقد کیرت کلفته میترسم نفسش تند تند میزد کله کیرم گذاشتم در کوسش یه سانت کردم تو تکونی خورد گفت همینقد بسه ولی داشت آروم آروم داشتم بازی میکردم روش دراز شدم از تو پاهاش ردش کردم و لب میخورم و گردن ولی معلوم بود خوشش میومد گفتم از عقب گفت نه کیرت کلفت و بزرگه میترسم رو مخش کار کردم قبول کرد گفتم اروم میکنم بلند شدیم چهار دست و پا وایساد و پشتشو کرد رفتم پشت سرش دیدم واقعا که عجب کونی داره سفید و تمیز کونش خیلی خوشگل بود منم رو زانوام وایسادم کیرمو خیس کردم اونم کونشو خیس کرد یاد حرفهای هموطنام که دختر ایرانی کرده بودن میگفتن فقط کون کون دختر ایرانی افتادم کله کیر کلفتمو گذاشتم در سوراخ تنگ و سفید کونش یکم زدم تو دیدم جیغش دراومد هوار میکشید درش بیار منم محکم کمرشو گرفته بودم تا ولش نمیکردم اونم التماس میکرد که درش بیار یه دفعه با تمام وجود کیرمو تا دسته کردم تو کونش تا جایی که خایه هام فقط بیرون بود داشت هوار میکرد پاره شدم درش بیار وای چقد داغ بود کونش داشتم لذت دنیا رو میبردم از پشت محکم دستمو دور کمرش حلقه کرده بودمو بهش چسبیده بودم برای اولین بار بود که کیرم تا خایه رفته بود تو کون یه دختر ایرانی همینجوری تا بیست ثانیه کیرم تا دسته تو کونش بود و محکم گرفته بودمش اونم دیگه گریه میکرد یکم درش اوردم و دوباره کردمش تو آروم آروم تلنبه میزدم و حال میکردم اونم یه کم آرومتر شده بود دیگه گریه نمیکرد آخ و اوخ میکرد گوشیش و برداشت زد رو فیلمبرداری از زیر کیرمو که تا ته کرده بودم تو کونش رو فیلم میگرفت منم یه احساس غرور داشتم که تو فیلم کیرمو داره میگیره که میکنمش محکم کمرشو گرفتم بودم کیرمم تا خایه تو کونش بود با خودم گفتم وقتی کیر یه افغانی انقد حال میده به یه دختر ایرانی چرا انقد دخترای ایرانی بدشون از ما میاد تلنبه میزدم براش با دستمم کوسشو میمالیدم در گوشی آروم بهش گفتم مهسا گفت جون گفتم کیر یه افغانی تا ته کونته حال میکنی گفت آخ آره افغانی چقد خوب میکنن معلوم بود خیلی داشت حال میکرد یاد زنم تو افغانستان افتادم که چقد زشت بود کثیف با اینکه کلا یک ماه زنم بود دوبار کردمش حالم بهم میخورد دخترای ایرانی خیلی خوب حال میدن و تر و تمیزه کوس و کونشون داشتم بخودم افتخار میکردم که یه جورایی جواب نژادپرستی ایرانی ها رو هم داده بودم آروم در گوشش گفتم یادته پی ام داده بودی یبار برو گم شو افغانی آخه من با تو میخوابم حالا اینجوری تا آخ و اوختو درمیارم گفت ای شیطون خب بکن منو تا دلت آروم شه داشت کیرم داغ میشد تند تند تلنبه میزدم سریع فهمید میخواد آبم بیاد گفت نریزی تو و با یه حرکت پایانی تمام کیرمو ریختم تو کونش و همینجوری نگهش داشتم تا چند لحظه که عین دوتا جنازه افتادیم رو تخت البته من اینم بگم یه ترامادول خورده بودم نزدیک نیم ساعت کردمش نفس نفس میزد ساعت سه و نیم صبح بود با دستمال کاغذی کونشو پاک کرد و گفت وای پارم کردی منم خندیدم لباسامونو پوشیدیم یه بار دیگه ساعت چهار بود کردمش دیگه اونم خوابید اونجا تا فردا ظهر خواب بودیم هردومون بغل هم بعد از اون شب دیگه هر هفته اون میومد سراغم خخخخ نزدیک یکسال از کون کردمش خاصیت دخترای ایرانی اینه که هر چقد هم بکنیشون گشاد نمیشن همونجوری تنگ میمونن بعد بار توافق کردیم که دو سه میلیون بهش بدم که پردشو بزنم اونم با اون پول بعدا بره بدوزه وای از شبی که پرده شو زدم بهترین شب عمرم بود کی فکرشو میکرد من تو دهاتای دور افتاده و بدون آب افغانستان تو بغل یه دختر ایرانی خوشگل و لیسانسه و بدنساز اصلا فکرشو نمیکردم که یه دختر ایرانی توسط کیر من دختر بشه حدود یکسال هم از جلو میکردمش تا اینکه مامورا گرفتنم و فرستادنم افغانستان و باز هم آن دخترای زشت و زندگی یک ماه افغانستان بودم دوباره اومدم ایران سیمکارت جدید گرفتم و زنگ زدم ولی خاموش بود رفتم تو کافی نت اونجا هم نبود الان یک سال هست که دیگه خبری ازش ندارم ولی جدیدا شنیدم ازدواج کرده انگار


    نوشته: احمد افغان

  • 4

  • 25




  • نظرات:
    •   ashkanetonam
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • بازم اول:]


    •   Mrt72
    • 9 ماه،3 هفته
      • 2

    • میگم حاجی خودتو آماده کن قراره کلی فحش بخوری


    •   Mrt72
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • بعد یه چیز دیگه این که گاییدیش ۱ سکس بود کلا با یک نفر اون وقت اسم داستانت چرا اینه؟
      ای افغانی
      این خودش بدترین فحشه خخخخخخخ


    •   myous
    • 9 ماه،3 هفته
      • 9

    • اصل ماجرا: (با لهجه افغانی بخونید)یک روز در خیابان دنبال کار میگشتی که یک پیرمرد آمد گفت کنده کاری بلدی، گفتی هو یاد دارم. رفتی به باغ پیرمرد...پیرمرد:بکن افغان: کجارا بکنم پیرمرد:شلوارت ز کانت بکن.. و ادامه ی ماجرا


    •   ناصر39
    • 9 ماه،3 هفته
      • 2

    • طرز نگارش داستان کاملا مشخصه که توسط یک افغانی نوشته نشده است - به احتمال قوی یکی از کارگران افغانی ترتیب نویسنده رو داده و چون بدجور دردش گرفته ، بهترین روش انتقام رو ، نوشتم یک داستان از زبان یک افغانی دونسته - وگرنه دوستان گرامی ، چه دلیلی داره که یک افغانی محترم بخواد بیاد و فحش بارون بشه


    •   pvh2
    • 9 ماه،3 هفته
      • 3

    • من تا حالا هیچ جا نظر ندادم ولی اینجا چون از کیون دختر ایرانی خوردی میگم بهت که ک ی ر احمد افغان از پهنای تو ک س خواهر و مادره ج ن د ت
      ک ی ر مردای ایرانی تو ک س ن ن ه هر چی افغانیه کثیف و بوگندوئه


    •   Yashar1987
    • 9 ماه،3 هفته
      • 2

    • اخه کس کش دختر ایرانی عن دهن افغانی نمیذاره بعد بیاد به تو بده ریدم تو مغزت


    •   sajoah
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • اگه مانتوش جلو باز بوود چطوری دکمه های مانتوشو باز کردی آیا افغانی کسو ???


    •   happysex
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • افغانی جماعت از آب بینی بز هم کمتره


    •   Melorin112
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • Happysex زر زیادی نزن فاشیست عقده ای!این نویسنده هم عمرا اگه افغان باشه یه افغان که چهار ساله فقط تو ایران بوده عمرا همچین نگارش تمیزی داشته باشه برید عمتونو مسخره کنید!


    •   Melorin112
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • همتون فاشیستین کامنتا رو درست نخوندم بهتره بجای این کارا مملکت داغونتونو نجات بدین از بس مسخره کردین کشور خودتونم داره به فاک میره !


    •   شیخ.حاچ.ابوالفاکر.ابن.ابوسولاخ
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • واقعا چرا اینهمه نژاد پرستی ؟! ما ایرانیا هممون خیلی خوبیم !؟ همه جا خوب و بد داره اتفاقا خیلیاشون خیلی ادمای شریف و مهربونی هستن این بنده خدا هم اومده خاطرات و فانتزیاشو نوشته چرا دیگه به ملیتش توهین میکنین


    •   hogol
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • دوتا از بهترین دوسدخترام افغانی بودن سرتا پاهاشون یکدونه مو پیدا نمیشد چشمای زاغ و بدن سفید و کص صورتی خب بگذریم
      حرومزاده ولدالزنا کیرم سر دره کص خواهر و مادرت معلومه که ایرونیها بدجوری زنتو گاییدن اصلا معلومه مادرتو گاییدن که تو اومدی بیرون از کصش چون خیلی خوب فارسی نوشتی
      حرومزاده ننه کیر دزد کیرای ایرانی چه کیری بهت زدن ؟؟؟ چجوری کونت گذاشتن که اینقدر اتیش گرفتی ؟؟؟ میدونی کیرم تو کص اون ننت اگه امثال ایرانیها نبودن که بتو و فک و فامیلت کار بدن باید آشغال میخوردی و ان . اگه ایران و ایرانی نبود زنا و دختراتون رو باید میفروختید حرومزاده دیگه ننویس کیرم دهنه سگه افغانیت ننویس ننویس چرک پدره ننه کیر دزده سگ بقل کن ننویس کص کش پدر مادر


    •   amir.ymcmb1
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • بازم یه افغانی بدبخت اومد از توهمات و آرزوهای به گوه کشیده شده خودش گفت، اخه چاقال شماها که زن و مردتون میاین اینجا با ده تومن میدین دیگه کسشر گفتنتون چیه، خدا میدونه تو شهریار چقدر هرروز کس و کون دخترا و زنای افغان میزارن فقط برو یه روز ببین بعد بیا گوه بخور


    •   پگولاخ
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • راهت افتاد تبريز يه حال بهت ميدم
      بيا با كير توركى حال بدم بهت
      البته اگر بزارن بيايى


    •   moraba
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • وقتی برگشتی افغانستان خانومت چندبار زایمان کرده بود؟ بچه هات چقدر شبیه آمریکایی ها شدن؟ خخخخ


    •   Gankr koy
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • داشتم کامنتها رو میخوندم ،
      یکیشون نظرمو جلب کرد به نظر منم افغانی از( آب دماغ ) بز کمتره .
      کسایی که مخالفند افغانیو نمیشناسند.
      البته من کاری به بعد انسانی ماجرا ندارم ،چون انسان مقدسترینه،
      جنبه اخلاقی ورفتاری افغانو عرض میکنم.
      بچه ها شاداب ترین باشید.
      (زنده باد ایران و ایرانی)


    •   Alouche
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • البته اینکه ما ایرانیا نژاد پرستیم درسته ها ولی تو خیلی عقده ای هستی اون دخترم از تو عقده ای تر!حالا انقد واجب بود ک جلو دوستاش کلاس بزاره ک باغ دارن و کارگر!مسخرس بنظرم


    •   Melorin112
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • حالا چرا انقد گر گرفتین از اوضاع خبر ندارین سرتونو مثل کبک کردین زیر برف بیاین اینور ببینین چخبره ایرانیای اینجا بخاطر قبول شدن کیس پناهندگیشون به آب و آتیش میزنن که بگن افغانن تا بلکه پناهنده بشن اونوقت شما سر چه چیزا بحث میکنین هههه سر مرز یونان ببخشیدا ایرانیا کون میدن تا شناسنامه افغانی بگیرن رد شن از من بپرسین دنیا چخبره شما فقط چهار دیواری کوچیکتونو میبینین خااااااک?


    •   sadafdonya
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • کس مغزی تازه از یه افغانی


    •   shahx
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • تهدیدش کردی که نوشته هاشو به صاحب باغ نشون میدی؟ صاحب باغ که روی اون قدرتی نداشت خودتو میزد اخراج میکرد که غریبه رو به باغ راه دادی و خیانت در امانت کردی. تهدید کردی که نوشته هاشو به داییش نشون میدی؟؟ اولا فقط میدونستی باغ داییش اونوراس نمیدونستی کدومه به فرض هم که میدونستی صبح تاشب میخواستی وای سی دم در اون باغ که طرف بیاد؟ به فرضم میومد و پیداش میکردی نوشته های تلگرام این بود که میشه بیایم تو باغ مهمونی؟ کاری نداشت دختره نوشته هاشو پاک میکرد بعدم ایدی تلگرامشو پاک میکرد یه ایدی جدید میساخت عکسشم میزاشت روش داییش میپرسید این چیه؟ میگفت نمیدونم ایدی من اینه!!! دایی میپرسید تورو از کجا میشناسه؟ جواب مهمونی جشن تولد یکی از دوستام تو اون باغ بود رفتیم نیم ساعت نشستیم موقع رفتن چون گفتم باید برگردم سرکارم تو اون کافی شاپ محل کارمو فهمید و ماشین رو دید بعدشم چند بار اومده اونجا مزاحمم شده. خان دایی خودش کاندوم بر میداشت میومد باغ با پیرمرده دو کیره کونت میزاشتن صدا سگ بدی!! چهار خط نوشته تو تلگرام که گفته میشه بیایم باغ اینقدر مدرک سنگینی نیست که یه دختر بابتش کسو کون بده . مرتیکه حمال دختر به اون خوشگلی پشکل سگشم دهن امثال تو نمیزاره بیاد دوشیزگیشو بهت بده؟؟؟ که چی بشه پول بدی دوباره بدوزه؟؟ به هر حیوونی خواستم تشبیهت کنم از اون حیوون حیفم اومد. خواستم اصل ماجرا بنویسم اما دیدم جناب مایوس زحمتشو کشیده ایندفعه رو شانس اوردی!!! برو روان کننده بمال الانه که پیرمرده صاحاب باغ با رفیقاش پیداشون بشه!! (biggrin) (biggrin)


      پی نوشت: ملورین نفهم مگه ثبت احوال افغانستان تو یونان شعبه داره که اونجا برای کسی شناسنامه صادر کنه اگرم منظورت مدرک جعلیه که مدارک شناسایی سوریه رو میخرن نه مال افغانستانو شماها خودتونو قاطی مهاجرین سوری کردین که خدا رو شکر ادم حسابتون نکردن ایرانی بخواد تغییر هویت بده میگه اهل سوریه ام که بفرستنش بره نه افغانی که هیچ جا ادم حسابش نمیکنن از طرف من به ایرونیا بگو فلانی گفت شبا یکم بیشتر تف به کونت بزنن اینقدر دردت نیاد که مجبور شی اینجا خودتو خالی کنی!!!! (biggrin)


    •   amعمرو-عاص
    • 9 ماه،3 هفته
      • 3

    • دوستان چرا انقدر دارید واکنش نشون میدید!
      یک کم با دقت این داستان رو بخوانید می فهمید که این نوشته برای یک افغانی نیست،
      چون نگارشش کاملا ایرانی هست و برای اینکه نشون بده افغانی هست چند جا عمدا با غلط املایی و با لهجه تابلو نوشته شده،
      مثلا همین جمله: (ولی داشت
      آروم آروم داشتم بازی میکردم روش دراز شدم از تو پاهاش ردش کردم و لب میخورم و گردن )
      و نکته دوم اینکه دائما از کثیفی و زشتی زنان افغانی ها میگفت که هیچ وقت یک افغانی نمی آید این همه راجبه هم وطنانش بد بگه!!!
      این نوشته توسط یک پسر ایرانی نوشته شده که از افغانی ها کینه ای دارد، مثلا افغانی ها کون خودش یا نزدیکانش گذاشتند یا سرش کلاه گذاشتن و اینکه یک سادیسمی هست تا با این کار به افغانی ها توهین بشه.
      این همه سطحی نگر نباشید و به انسان های دیگر توهین نکنید


    •   Mkh4030
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • من خودم افغانیم
      دانشجویی فوق لیسانس
      نگارش ربطی افغانی ایرانی بووودن نداره
      فحش های نژادپرستانه ی برخی کاربران مصمم کرد داستان های سکس خودمو با دخترای دانشگاه دوست دخترام و اونهایی که پووولی بودن رو بنویسم .
      امشب هم زنگ زدم یکی بیاد شاسی بلند
      اندامم خوبه خوبم از کوووس کون میکنم حرفه ای
      چندتا دارم پایه هستن خودشون زنگ میزنن بیا بکن
      کمر افغانی ها توپه
      اونقدر میکنن که شما ایرانیها با دو کیلو ترامادول و اسپری و .... نمیتونید بکنید
      بشنو و باور کن


    •   mr.kir.bandari
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • كوس ننت حرومزاده
      از سگ زاييده شدي
      آدمين خواهش ميكنم گه خوري اين آدمارو نذار كه توهين به ايراني ميكنن
      لب مرز كه ميخوان بيان اين بيناموسا دختراشونو دراختيار مامورا ميذارن تا كاري باهاشون نداشته باشن


    •   PayamSE
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • خخخ
      عجب پان ایرانیسمی شکل گرفته زیر داستان این همزبان افغانستانی :)
      همه از فارس و کرد و عرب و بلوچ و گیلک... متحد شدند و این بنده خدا رو مورد عنایت قرار دادند. امام حسین رو که نکشته که طفلک،یه دختر بهش پا داده اینم کاری رو انجام داده که اکثریت ما در شرایط مشابه میکنیم.


    •   Saede0089
    • 9 ماه،2 هفته
      • 0

    • این داستان خواهرت بوده گذاشتی روایران ...کیرم تودهن سگ افغانت


    •   هزارویکشب
    • 9 ماه،2 هفته
      • 0

    • واقعأدرک نمیکنم یه بی هویت زیربته عمل اومده که عقده های گاییده شدنش توسط ایرانی وافغانی رواومده اینجااستفراغ کرده تاکجامیتونه کاربران سایتوتحریک کنه واقعأعین حماقته اگه افغانی بودن این منافقوباورکنیداونایی هم که توهین به ملیت همدیگه داشتندیه فاتحه براهیتلربخونن.


    •   Melorin112
    • 9 ماه،2 هفته
      • 0

    • صدف خبر نداری تز الکی نده مگه الکیه یه ایرانی بیاد بگه سوریم تازه اونم باشه عربارم مسخره کردین و میکنین بس که فاشیستین بدبخت تو دیگه چقد اوسکولی خدااا این خوشیا رو نگیر از ما هههه زر زیادی نزن میگم احمد بیاد ترتیب تو رم بده شاسکوول


    •   kiredivoone
    • 9 ماه،2 هفته
      • 0

    • ننتو گاييدم كصننه افغاني


    •   hesammosbat27
    • 9 ماه،2 هفته
      • 0

    • گفتی افغانیم دیه نخوندم.... ریدم دهن توو هرچی افغانیه که تو ایرانه... صددرصدم داستانت گوه خوریه محض و دروغه...


    •   anahita18
    • 9 ماه،2 هفته
      • 0

    • من الان یک افغان هستم زبونم مگه چطوریه؟ من بزرگ شده ایران هستم از شما هم بهتر می تونم فارسی ایرانی حرف بزنم. در ضمن الان دیگه خیلی از افغان های(ایالت هرات) مقیم ایران شبیه ایرانی ها هستن تازه زبونشون هم مثل ایرانی هاست تو ایران دوست دختر ایرانی هم دارند و رابطه هم دارند منتهی نمیگن به دختر ایرانی که ما افغان هستیم. من هم پیامم به همه پسرهای افغان اینه به دوست دخترای ایرانیتون نگین افغان هستین و حالشو ببرین


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو