سکس گروهی من و زنم در یک پارتی متفاوت (۲)

    ...قسمت قبل


    مقدمه کوتاه :
    ممنون از بذل توجه دوستانی که با لایک ها و کامنتاشون باعث دلگرمی کسانی مثل من که تمایل به نوشتن در حوزه تابو دارن، میشن
    و یک تشکر از دوستانی که این داستان کاملا مغایر با عقایدشون هست و نیومدن با فحش و بد و بیراه نظر بدن
    قسمت اول داستان رو با یک اکانت دیگه آپ کردم، ولی اکانتی که مایلم باهاش شناخته بشم @aghayemoteahel هست.
    و حالا ادامه داستان


    حسابی سرامون گرم بود و داشتیم تو بغل هم میرقصیدیم که یاد نهال افتادم و دوباره با نگاهم داشتم سرچ میکردمش که این بار دیدم کنار دوتا پسر جووون هیکلی و یک خانوم تپل هست و دارن حسابی باهم میرقصن و میگن و میخندن...



    هر از گاهی تو بغل یکی از اون پسر هیکلیا میرفت و باهاشون خیلی چسبیده بهم میرقصید.
    با دیدن این صحنه دوباره آلتم راست شد که دیدم نیلوفر خودشو از پشت بهم چسبونده برای یه لحظه از راست بودن کیرم خجالت کشیدم ولی با دیدن لبخند تحریک آمیز نیلوفر و فشار دادن باسنش به اسلحه م، دوباره غرق در لذت و هیجان شدم.
    دستم روی شکمش بود دست دیگمم روی شونه ش، با نزدیک کردن صورتم به گردنش جوری که گرمای بازدمم رو روی گردنش حس کنه دستمو روی نافش فشار داد و کونشو حسابی چسبوند به کیرم جوری که کیرم کاملا لای دوتا لپ کونش بود.
    بعد سرشو آورد نزدیک گوشم و با یک لحن داغ بهم گفت میدونستی زیر لباسم شرت پام نیست ؟



    آخه مسعود (شوهرش) اینجوری ازم خواسته
    با شنیدن این حرف کیرم تو یه لحظه به بزرگترین حالت خودش رسید و با دستم از گوشه چاک لباسش میخواستم از صحت حرفش مطمئن بشم،آروم دستمو داشتم به وسط پاش نزدیک میکردم اونم هیچ مقاومتی نمیکرد تا اینکه حس کردم دستم به یک منبع گرمایی خیس رسیده و آب دهنمو قورت دادم.
    یه نگاهی به اطراف کردم و تو نور کمی که بود متوجه شدم که بقیه هم بیکار نبودن و همه دارن یه جورایی باهم ور میرن و بدون توجه زیاد به اطرافشون دارن حال خودشونو میکنن، این بار هرچی گشتم نتونستم نهالو پیدا کنم و بیخیال شدم ولی مسعودو دیدم که اون طرف همراه با یک آقای دیگه از دو طرف دارن به هوای رقص یه خانوم جووون رو که یه تاپ نیم تنه و یک دامن تیره پاش هست رو حسابی میمالن.
    دوباره دستمو بردم لای پای نیلوفر و شروع کردم به مالیدن چوچوله ش بعد دستمو آوردم بیرون که فورا انگشتامو کرد تو دهنش منم بعدش همون انگشتامو کردم تو دهنم که روشو برگردوند و لباشو آورد جلوم منم بی درنگ لبامو قفل کردم تو لباش و برای لحظاتی فارغ از دنیای پیرامونمون داشتیم از هیجان و تجربه فوق‌العاده مون لذت میبردیم، کم کم صدای آه و ناله بعضی از خانوما رو میشد لابلای صدای موزیک شنید و این باعث شده بود فضا بیش از تصورم شهوت انگیز بشه...
    بعد چند لحظه لب گرفتن همینطور که از روبرو تو بغل هم بودیم دستامو بردم روی باسنش و از زیر لباسش داشتم کون سفیدشو میمالیدم که متوجه نگاه یه خانوم و آقا که درست پشت سر نیلوفر داشتن باهم عشقبازی میکردن، شدم و دیدم که نگاه اون آقا روی سفیدی باسن نیلوفر که لباسش رفته کنار مونده
    سعی کردم بهشون نزدیک تر بشیم و باهم تماس پیدا کنیم نیلوفر هم داشت با دستش کیر منو میمالید که اون آقا از پشت اومد خودشو چسبوند به نیلوفر



    و خانومش اومد کنار منو نیلوفر و شروع کرد به بوسیدن گردن و سینه نیلوفر
    شوهرش هم همینطور که از پشت به نیلوفر چسبیده بود داشت اون طرف گردن نیلوفرو میبوسید.
    خانوما دیگه کاملا لب تو لب هم شدن و بعد از چند لحظه اجرای یک لز زنده، گفتن بریم یه جای خلوت تر که من پیشنهاد دادم بریم سمت اتاق ها توی راهرو چون به جز اتاق پرو همشون تخت دو نفره و مبل داشتن
    از وسط جمعیت که همه یه جورایی مشغول حال و هول خودشون بودن رد شدیم و تو راهرو یکی یکی از پنجره کوچیک هر اتاق که روی درها قرار گرفته بودن تو اتاق هارو نگاه میکردیم که دیدن اتفاقات تو اتاق ها شهوت همه مونو بیشتر کرد، یادمه تو اتاق اول یه خانوم لخت بود که روی تخت خوابیده بود و یک آقای جوون داشت چوچوله شو میخورد و با پستوناش ور میرفت و یک مرد دیگه داشت کیرشو میکرد تو دهنش



    یا تو اتاق دوم دیدیم دو تا خانوم روی تخت به صورت 69 دارن لای پای همو میخورن و یک آقا اون طرف داره با یه خانوم دیگه که به صورت داگ استایل لبه کاناپه خم شده سکس میکنه و یک پسر جووون داره تو کون اون مرده که خودش در حال سکسه تلمبه میزنه



    من تا اون موقع بایسکشوال ندیده بودم و با اینکه تمایلی به همجنس خودم ندارم ولی دیدنش برام خیلی جذاب بود، تو یه اتاق دیگه هم دوتا خانوم داشتن کیر یک مرد که وسط خوابیده بود رو مشترکا ساک میزدن و یه نفر دیگه داشت یه خانوم رو اون طرف به صورت داگ استایل میکرد.



    نکته جالبش این بود که هیچ کس حق نداشت بدون کاندوم سکس کنه
    بالاخره یه اتاق خالی پیدا کردیم و چپیدیم تو اتاق
    بعد از دیدن اون صحنه ها منتظر و مبهوت بودیم که ما چجوری شروع کنیم که مرجان (همون خانومی که با شوهرش شهروز اومدن پیش ما)با کشیدن دست نیلوفر به سمت تخت هولش داد و خودشم رفت کنارش و لب تو لب شدن
    من و شهروز تازه حالا با وجود نور کافی داشتیم میدیدیم لز دوتا لعبت سکسی چقد میتونه جذاب باشه مخصوصا وقتی از پایین تخت میشد راحت لای پاهای جفتشونو که همه چی اون زیر مشخص بود رو دید بزنیم، کم کم اونا داشتن لخت میشدن



    که ما هم رفتیم کنارشون روی تخت و شروع کردیم به باز کردن کراوت و دکمه های پیراهنمون
    مرجان چون روی نیلوفر قرار گرفته بود به صورت چهار دست و پا کونش حسابی زده بود بیرون که دیدم خود شهروز داره دامنشو کامل میده بالا، حالا فقط یه خط قرمز لامبادادی مرجان، بین چشمای من و سوراخای خودش فاصله بود.
    با این کارِ شهروز منم جسارتمو به دست آوردم و با باز کردن کون مرجان از همدیگه سوراخای خوشگلشو تو معرض دید جفتمون قرار دادم که شهروز طاقت نیاورد و اومد پشت مرجان و سرشو محکم فشار داد لای کونش و شروع کرد به لیسیدن سوراخای زنش
    منم رفتم بالای سر خانوما و با کمک نیلوفر کیرمو از زیپ شلوارم آوردم بیرون
    نیلوفر مثه قحطی زده ها شروع کرد به بوسیدن و زبون زدن کیرم
    مرجان هم منتظر تعارف نشد و اونم شروع کرد به لیسیدن بیضه هام



    خیلی حس خوبی داشتم ولی با اینکه تاخیری استفاده کرده بودم حس میکردم با ادامه این روند لذت بخش، تا دو سه دقیقه دیگه آبم میاد برای همین خودمو کشیدم عقب
    شهروز هم که وضعش چندان بهتر از من نبود سرشو از رو سوراخای مرجان آورد این طرف و رو به من گفت من بعد هشت سال زندگی مشترک هنوز از خوردن این سوراخا سیر نمیشم که مرجان از روی نیلوفر بلند شد و به پشت خوابید، این بار نیلوفر اومد دامنشو داد کنار و با کس لختش رو صورت مرجان نشست و با دستش مشغول مالیدن چوچوله ش شد، دو سه دقیقه بیشتر طول نکشید که نیلوفر ارضا شد بعد مرجان اونو رو خودش خم کرد و همچنان به خوردن کس نیلوفر ادامه داد با این تفاوت که این بار نیلوفر هم داشت کس اونو میخورد
    تو حالت 69 داشتن حسابی همو میخوردن که من اومدم سمت دهن مرجان که زیر کس نیلوفر بود و شهروزم اون طرف کیرشو کرد تو دهن نیلو...



    عد از چند دقیقه ساک زدن کیرمو از دهن مرجان درآوردم و کردم تو کس نیلوفر که حسابی خیس و داغ بود
    شهروز هم تو همون حالت داشت با کمک نیلو کیرشو تو کس مرجان میکرد هر از گاهی کیرامونو درمیاوردیم و خانوما برامون ساک میزدن
    بعد از چند دقیقه تلمبه زدن دوتا خانوما رو بلند کردیم و خودمون خوابیدیمو اونارو آوردیم رو خودمون
    نیلوفر نشست رو کیرم منم اونو خمش کردم رو خودم تا بتونم همینطور که تو کسش تلمبه میزنم پستوناشو بخورم
    شهروز و مرجان هم سرشون دقیقا پایین تخت بود و تو این حالت کنار هم میتونستیم صحنه تلمبه زدن همدیگه رو راحت ببینیم.
    هر از گاهی دست شهروز رو روی کون نیلوفر حس میکردم
    گاهیم با دستاش کون زنشو از هم باز میکرد تا سوراخا و گاییده شدن زنشو حسابی ببینم.
    منم با انگشت با سوراخ کون مرجان و نیلوفر بازی میکردم
    نیلوفر همینطور که تو بغلم بود گاهی میچرخید و کیر شهروزو از تو کس مرجان میآورد بیرون و برای چند لحظه واسش ساک میزد


    و دوباره میومد روی منو ازم با اون لبا که بوی کس مرجانو میداد لب میگرفت
    صدای ناله های خانوما کل فضای اتاقو پر کرده بود.
    هراز گاهی اینکه میدیدیم بعضیا از بیرون دارن سکسمونو تماشا میکنن لذت سکسمونو بیشتر میکرد تا اینکه دیدم شهروز ارضا شد و کیرشو درآورد از تو کس مرجان و داشت دنبال دستمال میگشت تا کاندومو بذاره توش و کیرشو تمیز کنه
    منو نیلوفر هم تغییر پوزیشن دادیم و تو حالت داگی از پشت داشتم تو کسش تلمبه میزدم...
    مرجان هم این وسط اومد تا لمبرای کون نیلوفرو برای من باز بگیره
    دیگه نمیتونستم خودمو کنترل کنم و آبم از نقطه بی بازگشت معروف گذشت و حدود 15 بیست ثانیه در حال ارضا شدن بودم
    یکی از بهترین ارضا های عمرمو داشتم تجربه میکردم...


    کنار نیلوفر روی تخت دراز کشیدمو داشتم نفس نفس میزدم که دیدم نیلوفر کاندومو درآورد و شروع کرد به خوردنو لیسیدن کیر پر آب من
    بعدش هم با مرجان لب تو لب شد و حسابی لبای همو داشتن میخوردن...


    بعد چند دقیقه که یه کم استراحت کردیم و از حال و هوای سکس کمی خارج شدیم تصمیم گرفتیم بریم تو سالن و چیزی بخوریم
    وقتی برگشتیم تو سالن داشتیم شاخ درمیاوردیم!
    ادامه دارد...


    نوشته:‌ aghayemoteahel

  • 48

  • 9




  • نظرات:
    •   Bobi_BoobLover
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • سر این کصتان کون خودتو پاره کردیا نخوندم ولی بخاطر تلاشت بهت احسنت میگم: )
      درضمن اگه anne hathaway و نولان و کیریستین بیل بفهمن از عکس فیلم بتمن استفاده کردی خودشونو دار میزنن (البته بعد اسید گایی خود)


    •   bkc.2
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • باز این زن جنده اومد


    •   lavey
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • داستان زیبایی بود واقعن لذت بردم منتظر ادامه داستانت هستم برات ارزوی سکس های بهتری رو دارم


    •   aghayemoteahel
    • 3 ماه،1 هفته
      • 6

    • متأسفانه بعضی از دوستان چون اینجا کسی نمیشناسدشون چهره واقعی و تربیت خانوادگی خودشونو راحت به نمایش میذارن.
      امیدوارم بقیه دوستان از خوندن داستان لذت برده باشن و با حمایتشون دلگرمی ای باشن برای ادامه این سبک داستان ها


    •   milad1ma
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • عزیزم مثل دفه قبل عالی بود، قلمت حرف نداره،عکس ها هم مزید بر علت شده بود،،، در کل ادامه حتما و فورا.... ممنون...


    •   درمد
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • خسته نباشی دلاور ولی یه کپی ضعیف از داستان ویلای محمود بود


    •   5433D_AASHEGH
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • تبریک میگم. احسنت. فوق العاده بود مثل قسمت قبل. استفاده از عکسها عالی و بجا و تاثیرگذار بود. ادامه شو زودتر بنویس


    •   dickerman
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • دوست گرامی این مدل داستان رو اصلا نمیتونم بخونم چون هیچ ارتباطی باهاش برقرار نمیکنم حالا منو امل و عقب افتاده بخونید شاید ولی استفاده از عکس در داستانتان چیز جالبی بود که به دلم نشست . موفق باشید


    •   photographer 2
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • داستانت عالی بود.ما تجربه زوج پارتی 8 نفره همراه با سکس رو داشتیم.بی نظیر بود


    •   Sss6691
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • مثل قسمت قبل خیلی عالی بود مخصوصا استفاده از عکسا و بدون غلط املایی . آفرین .منتظر ادامه داستانت هستم دوست عزیز.


    •   K i R DeraZ
    • 3 ماه،1 هفته
      • 3

    • من توی یک جریان همچنان موندم
      و اون فحشایی هستش که افراد بی خانواده میان و میدن
      شما که جنبه داستان نداری بیخود میکنی نظر میدی
      اولا چرا میخونی
      بعد چرا شخصیت نداشتتو میخوای نشون بدی
      به فرض که این یک تخیل ذهنی باشه کاری به واقعی بودنش یا نبودنش نداریم طرف مقابل وقت خودش رو میذاره برای تایپ
      اونوقت توی بی ..... میای میخونی خودتو میمالی ذهنت رو خالی میکنی و ارضا که شدی تازه شخصیتی که ازش شکل گرفتی خودشو نشون میده و شروع به فحاشی زیر همه داستانها میکنی و توهین هایی میکنین که نمیدونم میخواین چیو ثابت کنین
      فقط یاد گرفتیم فحش بدیم توی فضای مجازی و ادای آدمای محترم رو در بیاریم بین اطرافیان
      آدم باشیم همین
      اگه داستانی رو خوندین خوشتون نیامد نیازی نیست به نشون دادن شخصیت واقعیتون
      همین که از کنارش بیخیال هم گذر کنین یعنی کمی انسان شدین


    •   ggjj
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • عالی ادامه بده


    •   Coolcouple1396
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • روند داستان و سبک نگارش و استفاده از عکسها عالی بودن، منتظر ادامه هستیم.


    •   Fah7_78
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • قشنگه خوب نوشتي


    •   adliya
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • واقعاً لایک داری با این داستان


    •   kojdeh
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • دمت گرم
      عالی نوشتی و مطالب رو تصویر سازی کردی
      ادامه بده عزیز جان برادر


    •   komakmanoto2
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • چرا اینقدراحمق و بی شخصیت هستند بعضی ها اومدی این سایت تو این صفحه نوحه بخونی حالا گیرت نمیاد فحش میدی؟؟؟ اصلا قابل درک نیستن این آدمها با فحش خیلی حرفه ای میشید؟؟
      خوشت نمیاد از این داستان بگو یک کلام محترمانه همه جا فحش و....... عجب ملتی هستیم


    •   vorojak4014
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • دمت گرم این یکی از بهترین داستانهایی بوده که خواندم چون همراه با عکس و متنی عالی بود دمتون گرم


    •   aghayemoteahel
    • 3 ماه،1 هفته
      • 3

    • ممنون از دوستانی که با کامنت های دلگرم کننده شون باعث ترغیب به ادامه دادن میشن
      ولی تعداد لایک های داستان خیلی کمه نسبت به داستان قبلی
      ادمین اگه تعداد لایک ها زیاد باشه و جزء داستان های برگزیده بشه برای نویسنده امتیاز قائل میشه،پس اگه خوندین و خوشتون اومد لایک یادتون نره لطفاً


    •   dodareh
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • سلام داستان قشنگیه باتزئین عکس جالبترشده ادامه بده


    •   aghayemoteahel
    • 3 ماه،1 هفته
      • 3

    • با احترام
      حق خودم میدونم (در جایی که هیچ حمایتی وجود نداره) که بهم افتخار سه رقمی شدن لایک های داستان رو بدید و بعد من قسمت سوم رو بنویسم.
      ضمناً در چگونگی روند داستان هم میتونید نظر بدید چون ادامه داستان هنوز نوشته نشده


    •   alipishi
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • داستانت خوب بود. قرار نیست همه از همه چیز خوششون بیا . ولی قرار هم نیست از هرچی خوشمون نیومد بهش بی احترامی کنیم. البته اینم از عجایب این سایته. که می خونن داستانرو جلقشونو می زنن و بعدش ...
      به هر حال واست آرزوی موفقیت می کنم.


    •   Dead_queen
    • 3 ماه
      • 1

    • ایده ی استفاده از عکس عالی بود


    •   00AMIRHOSIN00
    • 3 ماه
      • 1

    • عالی بود ولی طولانی شدن داستان خواننده رو سرد میکنه امیدوارم تو قسمت بعدی تمومش کنی


    •   وب.گرد
    • 3 ماه
      • 2

    • کامل نخوندم ولی سبک داستانت جدید و جالبه در کل لایک


    •   shadi7070
    • 3 ماه
      • 1

    • لایک 37
      خوب و روون نوشتی
      ولی اینکه طرف نهال رو کاملا بی خیال شده و مشغوله کمی غیر واقعی هست ،دست کم تو سکس اول باید پیش هم می بودن ، بعد هم با وجود استفاده از کاندوم میگی کیراشون رو در میاوردن و زنها ساک میزدند ، کیر با کاندوم رو معمولا نمیشه ساک زد ، گرچه تخیلات مرزی ندارند ولی هر چه عقلانیت در حالت ها باشد دوستان در زمان جلق زدن کمتر دچار ایستایی می شوند ... خخخ بهرحال ممنون


    •   اهورا_79
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • حالم به هم خورده از این داستان مزخرفت!


    •   a99900
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • واقعا اروتیک بود


    •   coming.back
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • عالی بود کارت حرف نداره


    •   Militto
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • لايك 44
      فقط يه ايراد :
      كاندوم داشتين و هر از گاهي واستون ساك ميزدن ؟!
      تا حالا نديدمو نشنيدم از روي كاندوم ساك بزنن ،حتي تو اوج شهوت و موقع ارضا شدن طرفين


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو