مریم، همسایه عجیب من (۲)

1400/06/10

...قسمت قبل

سلام به همگی
قبل از هر چیز باید بگم ،اگر خوندن این مدل خاطرات یا داستانها اذیتت میکنه کلنگ بالا سرت نگرفتن که بخونی و بعد بیای نظر بدی که دو خط اولش رو خوندم
اینجا هم هرکی داستان بنویسه بهش میگن جقی و دروغ گو، حتی اگر بنویسه من با شامپو رفتم جق زدم باز یه مشت اوسکول میان میگن دروغ میگی تو تا حالا شامپو از نزدیک ندیدی چه برسه که باهاش بزنی!

میخوام بگم یه مشت اوسکول ،خودآزار جمع شدن دارن زیر داستانها نظر میدن ،این باعث میشه کمتر کسی بیاد و بنویسه چون خوب یا بد هم اگر بنویسه ، با فحاشی و مزخرف گویی مواجه میشد…
داستان من و مریم به اونجا رسید که من ،عملا بابت رابطه ام با زن همسایه کینه ای خودم، به گوه خوردن افتادم، با اونکه خیلی خیلی راحتر میتونستم نیاز جنسی خودم رو برآورده کنم ولی برای تنوع و هیجان ،با مریم روی هم ریختم !بعد از سکس عقلم داشت سرجآ میمود و دنبال یه دعوای الکی بودم تا کلا قضیه تموم بشه ولی مریم از اون چیزی که فکر میکردم زرنگتر بود،
اون میدونست من دنبال تنوع و هیجان هستم واسه همین پیشنهاد سکس ضربدری رو داد،، پیش خودم گفتم داره لاف میزنه و همین موضوع رو میتونم بهانه جدایی کنم
بهش گفتم اگر دروغ بگه و سرکاری باشه ، نه من ،نه اون و کلا همه چی تموم میشه…اونم گفت اگر شد چی؟ اگر جور کردم رفتی کردی اونوقت چی؟ امیر من بچه نیستم خوب میدونم میخوای بپیچونی، ولی اگر اوکی کردم تا وقتی که اینجا مستاجر هستیم باید حواست به من باشه، به خدا منم آدمم،(با بغض میگفت) منم توجه میخوام ، خواهش میکنم تا وقتی اینجا هستیم اذیتم نکن ،!! من واست هیچی کم نزاشتم، من که بچه و شوهر دارم تمام قد واسه خوشحالیت دارم تلاش میکنم، انتظار زیادی ندارم ازت ،نمیخوام گردنت بیفتم ولی جون مادرت تو یکی منو تنها نزار
یه جورایی دلم واسش سوخت و گفتم من تا حالا بهت دروغ نگفتم ،قصد ازارات هم نداشتم ،ولی اخه خودت ببین امروز چه کار کردی؟ یه درصد فکر کن اصغر بیدار میشد! یا اینکه یه نفر متوجه بشه ، هرچیزی یه حدی داره…
صحبت من و مریم کمی طولانی شدش ،اون از بدبختی هاش ،هرزگی اصغر میگفت ،منم نگران اینده آبرو بودم
ولی تهش بهم گفت واسه اینکه از دلم در بیاره با اون زوج اوکی میکنه تا یک خاطره و تجربه عالی باهم داشته باشیم
زنی که عکسش فرستاده بود ، نمیشد چیزی از بدنش فهمید ، کلا زیر چادر بود
حتی یک درصد هم احتمال نمیدادم بشه.
یه چیزهایی از سکس ضربدری شنیده بودم ولی واقعیتش فکر میکردم دروغ هست ،اینکه یک نفر سکس زنش ببینه اصلا تو تخیل من نمیگنجید
بعد از اون گفتگو تا دو روز با مریم هیچ چتی نکردم ،
تا اینکه پیام داد برای اخر هفته ، جایی برنامه نچینم، قراره بریم خونه اون زوج
… نمیدونستم چه کار کنم
،پیش خودم مطمئن بودم حتما یه زن صیغه ای یا مطلقه هست در نهایت یک سکس گروهی باشه ،بهش گفتم باشه ،
بهم گفت حسابی به خودم برسم
اسم اون خانوم سهیلا بود، شوهرش هم مهدی
هیچ عکسی از مهدی ندیده بودم، البته خودم درخواست عکس بیشتر از مریم نکردم
چندتا خیابون بالاتر قرار گذاشتیم ،مریم سوار ماشین کردم
مریم کلی لباس آورده بود،و یک هدیه هم خریده بود ،داد به من که از طرف خودم بدم به سهیلا
خونه اونها تقریبا متوسط به پایین بود،
توی یک آپارتمان قدیمی که آسانسور هم نداشت ،
ته دلم گفتم اینها عمرا زن شوهر باشن…
مریم بچه رو پیش خواهرش گذاشته بود، اصغر هم تا صبح میدون تره بار بود و فردا که شنبه بود ،دیر میومد خونه،کلا کار میدون بار شبانه هستش
مهدی در رو باز کرد
یک مرد حدود ۳۵ ساله، قد متوسط ،با موهای کم پشت ،سفید رو…
وقتی وارد خونه شدم عکس دوتا بچه ، چندتا عکس خانوادگی دیگه نظرم رو جلب کرد،
ای داد بر من! برخلاف همه تصوراتم واقعا زن شوهر بودن ،
مشخص بود که مریم قبلتر از من خیلی با مهدی ‌ و سهیلا حرف زده و راحت هست با اونها ،با چندتا عشوه زنونه گفت ما رو تنها میزاره و میره توی اتاق خواب پیش سهیلا تا اماده بشه…
من و مهدی تنها در پذیرایی بودیم، صدای پچ پچ مریم و سهیلا رو میتونستم بشنوم
و همچنین خنده هاشون رو ،
اونها برای اولین بار از نزدیک همو میدیدن و شروع کرده بودن به وراجی کردن
مهدی سر صحبت باز کرد و از کار کاسبی ام سوال کرد
بعد شروع کرد به اینکه مریم خیلی با سهیلا رفیق شده و اونها تجربه ضربدری چندتا دارن و به خاطر اصرار مریم قبول کردن با یک مجرد باشن ،
مهدی خیلی راحت از سکس میگفت و از زنش!!
نمیدونم چطور توضیح بدم ،با یه حس لذت و راحتی از بدن و اخلاق سهیلا میگفت ، و اینکه توی سکس پیش زوجها کم نمیاره
و بعد از چندبار ضربدری کمی هم تمایل به لز پیدا کرده
من مثل مجسمه فقط نگاه میکردم ، بعد ده دقیقه ،مهدی با صدای بلند سهیلا و مریم رو صدا کرد گفت: خانومها چه کار میکنید؟ حرف زدنتون تموم نشد؟

مریم و سهیلا هم انگار تازه متوجه شده بودن من و مهدی هم توی خونه هستیم
گفتن الان لباس میپوشن میان
همین الان گفتنشون یه ده دقیقه دیگه طول کشید!!!
من هم خودم رو جمع جور کردم و کمی راحتر با مهدی حرف میزدم،، از سکسم با مریم میگفتم ،اونم خوشش میومد! مهدی هم میگفت امشب کوس کون زن منو بیین ،برق از سرت میپره!

وسط حرفهای من و مهدی ، سهیلا و مریم از اتاق اومدن بیرون
تصویر پیش زمینه من یک زن چادری بود ولی اون شب ، یک زن کمی توپر ،قد بلند، سینه های هشتاد پنج واقعا سفت ، کووووووون گنده !
هرچی مریم نداشت ،سهیلا دوبله اش داشت-
مریم واسش یک دست لباس شب به عنوان هدیه خریده بود و همون رو پوشیده بودش، یه لباس صورتی که به زحمت سینه هاش رو نگه میداشت،یک شرت که بیشتر دوتا نخ بودن
کل اینها با یک حریر پوشیده شده بودن،
مریم هم ست چرمی که دوست داشت پوشیده بود، ارایش هر دوتا عالی بود،نه کم نه زیاد،
مریم اومد کنار من نشست
من تو کف ، هیکل سهیلا بودم ، خیلی میخواستم خودم رو کنترل کنم ولی واقعا نمیشد ، سهیلا و مهدی داشتن عشق میکردن که اینجور بهش زل زدم
مریم زد به پهلوم و گفت :امیر جون نمیخوای هدیه سهیلا رو بدی؟
سهیلا برق از چشش پرید،فکر نمیکرد منم هدیه گرفته باشم،،،هدیه رو بهش دادم
یک ادوکلن مارک، لوازم ارایشی بِرند بود! سهیلا واقعا عشق کرد!!
مهدی به سهیلا گفت : خانومم امیر غریبی میکنه ،نمیخوای بابت هدیه ازش تشکر کنی؟
سهیلا هم با یک خنده ریز و عشوه بلند شد اومد سمت من،
مریم جاش رو داد به سهیلا،،،
سهیلا خودش رو چسبوند به من گفت: ممنون عزیزم ،شروع کرد به لب گرفتن از من ،
یه جورایی بدنم میلرزید، یخ بودم ، میشه گفت توی شوک، همه اونها فهمیده بودن
من نیم نگاهیی به مهدی داشتم ،راحت به مبل تکیه داده بود داشت با کیرش ور میرفت
مریم هم روی زمین دوتا زانوش تو بغلش کرده بود مثل بچه ها داشت نگاه میکرد،
من خودم رو کنترل کردم و شروع کردم خیلی داغ با سهیلا لب گرفتن
هرچی بادا باد!!
سینهای سهیلا خیلی محشر بود، شروع کردم چنگ زدنش، مهدی بلند شد و رفت توی اتاق خواب ،زیرانداز و بالشت آورد،مریم و مهدی توی حال ملحفه و زیرانداز پهن کردن،جالبه اونها اصلا کاری نمیکردن و مثل یک تاتر فقط نگاه میکردن، … سهیلا و من رفتیم روی لحاف خوابیدم ، شروع کردم سینه هاش خوردن و با دستم با کوسش بازی میکردم
کوس توپوووول ،خیس داغ
، سینهاش خیلی حساس بود ، اصلا وجود مهدی و مریم رو فراموش کردم ، مدل شصت نه شدیم ، من شروع به خوردن کوسش کردم و اونم کیر من، من زیر بودم ،یه بالشت زیر سرم بود و کوسش رو میخوردم ،لعنتی سگ حشر به تمام معنا بود،
متوجه شدم مریم هم مدل داگی شده و داره به مهدی میده و همزمان داره با سهیلا کیر منو میخوره ،،،
حالا نوبت من بود بکنم تو کوس سهیلا
سهیلا گفت بخواب که بشینم روی کیرت،
مهدی یهو گفت صبر کنید ،
به سهیلا گفت بشینه روی من و خودش کیر منو دستش گرفت و میمالوند روی کوس زنش،،،
اینکار مهدی واسم عجیب بود،،
اخرش هم سهیلا نشست روی کیرم و تا خایه کردم تو کوس زنششش،
مریم قبلش بهم گفته بود وقتی دارم کوس سهیلا رو میکنم از کوس کونش تعریف کنم و به مهدی بگم دارم زنش رو جر میدم! یکم دودل بودم ولی شروع کردم حرف زدن:
سهیلا عجب کوووسی داری،،مهدی بهت حسودیم میشه ،زنت عجب کوسی میده ،
ببین چطور روی کیرم بالا پایین میشه؟ اوووف سهیلا سینهات چه ژله ای هستن!
اینها رو که گفتم انگار آتیش مهدی چندبرابر شدش ‌ و شلاقی تو کوس مریم میکرد،
روی سهیلا دراز کشیدم ، داشت از هوش میرفت
محکم تا خایه میکردم تو کوسش و همزمان مه مه هاش میخوردم!! رو به مریم کردم گفتم: جنده خانومم، میخوام حسابی به مهدی حال بدی، امشب تا میتونی جنده بازی در بیار،،
سهیلا به حرف در اومد گفت ،:منم جنده هستم امیر، من پارررم کن، بزار این شوهر کوس کش من ،گاییدن یاد بگیره ،
این حرفهاش باعث میشد حشری تر بشم
شدیدتر بکنمشش
یه مدت سکس کردیم ، واسه استراحت دراز کشیدیم
زنها لخت لخت رفتن توی اشپزخونه که یکم میوه ،چایی بیارن ، مهدی یک سیگار روشن کرد گفت: پسر عجب کیری داری، خیلی خوب گاییدش! همینطور که میگفت ،یه عکس از کیرم گرفت
حس کردم که مهدی گی هست، ولی مطمین نبودم؛ بهش گفتم وقتی خودت کیر منو گذاشتی تو کوسش عشق کردم ، دستت گرفتی حال داد به من،،، یه لبخند ریزی زد ، اینار کیر منو با دستش گرفت و از تخمام هم عکس گرفت ،کلا واکنشی نشون نمیدادم
مریم و سهیلا اومدن
سهیلا توی بغل من لش شده بود ،مریم هم تو بغل مهدی، داشتیم با هم ور میرفتیم، بدن سهیلا عین پنبه بود، سهیلا با نوک انگشت پاهاش با بدن مریم ور میرفت ،با کوسش بازی میکرد،،
دم گوش سهیلا گفتم:میشه ازت یه خواهشی کنم،؟ میشه از کون هم سکس کنم باهات ،،؟
سهیلا با خنده مدل داگی شدش، با دستاش دو طرف کونش کشید رو به جمع گفت ، امیر خان کم کم داره راه میفته ،
بکن توششش امیر ، مال خودته…
همه خندیدن
سهیلا گفت مریم کیرش سیخ کن ! مریم هم یه ساک پر توف زد و مهدی هم کیر منو دستش گرفت مالوند به کون زنش،،، اروم اروم کیرم رفت تو کونشش، اخخخ نمیشه اون صحنه رو توصیف کرد

یه بدن ژله ای و کونی که موج میزد
مریم هم داغ کردش شروع کرد با کیر مهدی ور رفتن تا سیخ کنه
تقریبا تا صبح چند مدل سکس کردیم و حسابی خوش گذشت ، قبل طلوع افتاب ، رفتیم سمت خونه ، مریم اول رفت ،وقتی مطمئن شدش اصغر نیومده به من گفت بیام ،،، هر دوتا حسابی خوابیدم ،
حتی یاداوری اون شب هم حشریم میکرد،واقعا سکس عالی و محشری بود،
بعدازظهر وقتی مریم پیام داد ، کلی در مورد شب قبل چت کردیم ،شده بودیم عین روزهای اول ، دوباره سکس ، و بگو بخند !
هفته بعدش مهدی به من زنگ زد ، شماره منو از مریم گرفته بود و خیلی خلاصه گفت امشب حالشو داره بیاد خونه ما ؟
منم گفتم نیکی پرسش! مهدی گفت فقط هرچی بین ما گذشت به کسی نگو
شب رفتم خونه اش ، سهیلا ، یه تیپ دیگه زده بود ،ولی ده دقیقه نگذشت که هر دوتا روی هم بودیم و داشتم میکردمشش،انگار نه انگار که مهدی هست ، سهیلا گفت بخواب ،میخواد ساک بزنه
منم چشامم بستم گذاشتم سهیلا کیر بازیش کنه
تو حال خودم بودم که متوجه شدم زن شوهر هر دوتا باهم دارن ساک میزنن، منم چیزی نمیگفتم ، به سهیلا گفتم بیاد بغلم ،سهیلا بغل من بود و مهدی ساک میزد، سهیلا عاشق لب بازی بودشش، اون شب هم حسابی سکس کردیم با این تفاوت که لاپایی تو کون مهدی میزاشتم و از پشت سینهای مهدی رو چنگ میزدم ،مهدی از این بابت خیلی حال میکرد،،، ولی بدن سهیلا واقعا یه چیز دیگه بود، هرجاش دست میزدی ،شهوتی میشد،

سهیلا واقعا زن خاکی و خونگرمی بود ،اون شب جوری خودمونی و خوب پذیرایی کردن که با خودم عهد کردم جبران کنم!!
اون شب فوقالعاده تموم شدش
،از این رابطه جدید کلی از مریم تشکر کردم،،، شماره سهیلا رو هم داشتم ولی معمولا اون پیام میداد،واسه اینکه بچه ها با گوشی بازی میکنن، سهیلا و مهدی از یک شهر دیگه بودن و کلا تهران کسی رو نداشتن واسه همین سهیلا تنهایی اذیتش میکرد،یه روز به سهیلا گفتم :میشه ببینمت؟ اونم گفت والا سپردن بچه ها کار سختی هستش، بعدش هم پریود هستم ! بهش گفتم خانومم من که واسه سکس نمیگم، یعنی هر وقت زنگ بزنم بهت بگم میخوام ببینمت منظورم سکس هست؟ بیا باهم بریم یه دوری بزنیم ، شب یه رستوران بریم، خرید کنیم ،،بنده خدا از خوشحالی فقط گریه نکرد، گفت به مهدی بگه اگر شد چشم،
مهدی گفت از نظرش مشکلی نیست،
ماشین داداشم که یک هیوندا بود قرض کردم ، سهیلا رو سوار کردم…
یک تیپ خیلی سنگین رنگین ، خوب زده بود،میشد از روی لباسش هم به خوش فرمی بدنش پی برد، اخرهای پریودی اش بود ، اون شب باهم رستوران رفتیم، از هرچی حرف زدیم به غیر از سکس! کلی بگو بخند، رفتم باهاش پاساژ ، برای بچه هاش کلی اسباب بازی و عروسک خریدم(یک دختر دوساله،پسر چهارساله داشت) برای خودش هم یک دست لباس خوب گرفتم… اونها توی پذیرایی از من هیچی کم نزاشتن ، خصوصی ترین لحظات زندگی رو با من شریک شده بودن و این کار من، حداقل کاری بود که میتونستم انجام بدم! بعد خرید ،باهم رفتیم بام شهر ، یک جا دنج پارک کردم ، فقط بغلش کردم، سرش گذاشته بود کنار گردنم ، اصلا فاز سکس اینها نبودیم، فقط یک آغوش گرم و مطمئن!!
اون شب خیلی خوش گذشت ، منو سهیلا ،مهدی مریم چندبار دیگه هم باهم بودیم، مریم بعد از مدتی خونه اش رو عوض کرد و رابطه ما کمرنگ تر شد ،ولی سهیلا و مهدی تداوم داشت ،حتی با اونها با چند زوج دیگه هم رابطه داشتم ، زوجها مثل دوره ماهانه باهم یه جا قرار میذاشتن و اگر کسی مایل به سکس بود انجام میداد،
این خاطره من بود و ماجرایی که برام پیش اومد
اصرار ندارم باور کنید، به خاطر کامنتهای داستان قبل ،زیاد شوق نوشتن نداشتم این قسمت رو هم به احترام اونهایی که امتیاز بالا دادن نوشتم، دوست گرامی که فقط دنبال غلط غلوط گرفتن هستی ، میخوام بگم بیرون از این سایت خیلی ها سکس میکنن و ماجراهای خودشون رو دارن، شاید تو جغی باشی ولی بقیه نه!!

نوشته: امیر


👍 109
👎 17
106901 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

829555
2021-09-02 00:24:12 +0430 +0430

دوست دانشمند و با بصیرت:
درسته که کلنگ به قول شما بالا سرمون نگرفتن که بخونیم… ولی خوب هر خری هم اگه یه جو عقل داشته باشه، و فکرش از شکمش بهتر کار کنه، خودش میفهمه که نیومدیم اینجا که افاضات شکمی دوستان رو بشمریم… اومدیم داستان بخونیم که سیخ کنیم… نیومدیم کستان بخونیم که ریدنمون بگیره…
بعضی از دوستان، یه آپشن اضافه دارن که قبل خوندن داستان میتونن بفهمن که داستان مورد نظر خوب هست یا نیست… فکر کنم اینا رو خایه هاشون یه سنسوری نصبه که داستان میاد دستشون… ولی متاسفانه همه که سنسور اضافی ندارن که قبل خوندن بفهمن طرف کس گفته یا نوشته… ضمنا ، تیزی در کون همه تون نگرفتن که حتما کسشعر بنویسین… خوب ننویسین…
اینکه طرف آقا خرسه تو خونه خوابه و تو میری رو چاله سرویس حاج خانمش… اگه طرف بی غیرت بود و خودش حال میکرد، اینجوری یه حرفی بود… میشد بگی طرف کس نگفته… ولی اون حسن غیرت ی که تو ترسیم کردی، اگه وسط سکس میدیدت که خواهر و مادر محترم رو بهم پیوند میداد… به نظر من این کار منطقی نیست… حالا شما کردی… آفرین… دمتم گرم… خوب کاری کردی، بازم بکن… ایشالا این دفعه به فاک فنا که رفتی، بعد میفهمی کس گفتن عواقب داره…
ضمنا به همه دوستان نویسنده که فحش داده نمیشه که… بعضیا اندازه کل عمرشون فحش میگیرن. بعضیا کمتر بعصیا بیشتر… بعصی از دوستان هم که داستان مینویسن، ازشون تشکر هم میشه و دمشون گرم و افتحار میدن که برامون مینویسن… ولی خوب این حرفا رو برای هر مشنگی که میاد اینجا عقده گشایی میکنه و کمبودها و کمپلکسهای روحی و روانیش از تو داستان ش فوران میکنه… نمیشه گفت که… طرف داره با کسشعرایی که تف میده، به شعور خواننده توهین میکنه، بعد ازش تقدیر و تشکرم بشه… ختما… وایسا فکر کنم تو سرویس بعدی باشه…

[اون میدونست من دنبال تنوع و هیجان هستم واسه همین پیشنهاد سکس ضربدری رو داد،، پیش خودم گفتم داره لاف میزنه و همین موضوع رو میتونم بهانه جدایی کنم
بهش گفتم اگر دروغ بگه و سرکاری باشه ، نه من ،نه اون و کلا همه چی تموم میشه…اونم گفت اگر شد چی؟ اگر جور کردم رفتی کردی اونوقت چی؟ امیر من بچه نیستم خوب میدونم میخوای بپیچونی، ولی اگر اوکی کردم تا وقتی که اینجا مستاجر هستیم باید حواست به من باشه، به خدا منم آدمم،(با بغض میگفت) منم توجه میخوام ، خواهش میکنم تا وقتی اینجا هستیم اذیتم نکن ،!! من واست هیچی کم نزاشتم، من که بچه و شوهر دارم تمام قد واسه خوشحالیت دارم تلاش میکنم، انتظار زیادی ندارم ازت ،نمیخوام گردنت بیفتم ولی جون مادرت تو یکی منو تنها نزار]

بفزما… الان فقط تو کل شهر ۱ دونه کیر بیکار بوده، که اونم تو خشتک جنابعالی بوده… طرف التماس میکرده به این بده… اونم تو جامعه کس لیس ما که حتی یه زن درب و داغون سن بالا هم اگه بخواد بده، درجا ۲۰ تا کیر تیز کرده، آماده کردنش هستن… ولی ایشون خایه مالی اوشون رو میکرده که وای حواست به من باشه تا اینجا هستم ، بی کیر نمونم… چی میشه گفت؟؟؟
خانمی که برای ضربدری عکس داده بود با چادر بود؟؟؟؟
😂😂😂
خدایا… منو شفا بده…


829571
2021-09-02 00:58:04 +0430 +0430

لایک

1 ❤️

829573
2021-09-02 01:10:28 +0430 +0430

دتسخوش🌹👏

0 ❤️

829576
2021-09-02 01:19:32 +0430 +0430

تو مرزهای کصشعر رو جابجا کردی کصکش👏🏼👏🏼😅😅

4 ❤️

829577
2021-09-02 01:25:37 +0430 +0430

Zede.haaaaal
چقد حرف زدی بشر، این همه کارگاه بازی دراوردی که آخرش چی بشه ؟
به اینکه هدفت از خوندن داستان چیه اینجا کاری ندارم. اما تاپیک داستان و دسته بندیش مشخص میکنه که ایا این کتگوری به درد من میخوره یا نه، ثانیا خواننده حرفه ای ۴ خط از اول ۴ خط از وسط ۴ خط از آخر و میخونه اگر باب میلش نبود بک میزنه خارج میشه.
چرا فک میکنی که مثلا نشد داره اینکه یه نفر بخواد صرفا با یکی باشه و تک پر نه اینکه لنگاش رو مثه گیت عوارضی واسه هر کس و ناکسی باز کنه ؟ از اونجایی که طرف هرچ درخواست مالی و پولی نداشته و صرفا نیاز عاطفی و درخواست توجه بیشتر داشته کاملا قابل هضمه.
حالا این بابا تو یه موقعیتی گیر کرده که شاید ۱ در هزار تو اون شرایط بمونن. خایه داشته مونده و سکس کرده چیز عجیبی نیست اما به قول خودت اگر یه زیر چشمی اون میدونی چشاش رو باز میکرد الان جای نوشتن این داستان داشت جواب نکیر و منکر میداد یحتمل !
اینقد دنبال این نباش که همه چی با منطق خودت جور در بیاد چون منطق هیچکس کامل نیست و نمیشه همه چی رو با منطق خودمون متر و معیار بزنیم …


829585
2021-09-02 01:49:18 +0430 +0430

تو چقد توهوم میزنی 😂😂

0 ❤️

829594
2021-09-02 02:32:50 +0430 +0430

کس مغز دوستمون طوری فتیله پیچت کرد ک جای حرف اضافه نمیمونه ،همین دوستانی ک خواننده داستان هستن به قول تو خودازار ک میگی بیشترشون مردونگی دارن ک با زن شوهر دار طرف نشن بعد تو گوزو چرت و پرت بهم میبافی.

1 ❤️

829599
2021-09-02 04:50:33 +0430 +0430

سشعر نگید. انقد اتفاق هست که نمیشه به راحتی باورش کرد. پس چون تو باورت نمیشه و تو مغزت جا نمیشه، نمیشه بگی دروغه. چیزی که برا تو غیر ممکن برا یکی دیگه عادیه. تو مخ ماها کردن حقوق ۴،۵ میلیون در ماه و ۲۰، ۳۰ میلیون و… و… تو مخمون جا نمیشه ولی میگیرن. به طرف میگی با زن متاهل پیش شوهره سکس کردم میگه نمیشه، ولی من انجام دادم. به طرف میگی جلسه اول کردمش میگه کس نگو. به یارو میگی طرف با خواهرش سکس کرده مخش تبخال میزنه ولی من داشتم. به یکی میگی با دایی و خواهر زاده سکس میکنن میره تو کما ولی من با چشمام دیدم. وقتی باورت نمیشه نگو نمیشه. میشه تو مخت جواب نمیده

2 ❤️

829602
2021-09-02 05:28:31 +0430 +0430

نمیدونم چرا برای یه عده مهمه که واستان واقعی باشه؟؟!!! الان بشین تا آخر هفته شانسی، ۱۰۰ تا فیلم نگاه کن،چندتاش اولش مینویسه این فیلم از روی واقعیت ساخته شده؟اصلا با فیلم چی کار دارم؟نویسنده های معروف کدومشون داستانشون واقعی بود؟بزرگترین شاهکارهای ادبی همه شون از روی تخیل نویسنده ساخته شدن.ببین تا حالا کسی گفته داستان بیست هزار فرسنگ زیر دریا،اثر ژول ورن کسشعره،چون واقعی نیست؟؟؟ یا یکی
بگه هملت اثر شکسپیر عجب مزخرف بود چون واقعی نیست.جای دور نریم،شاهنامه(بماند ایراد های نژادپرستانه زیادی داره)بگیم عجب چرت بود چون از روی تخیل نوشته شده بود؟؟؟
خوب این داستان و خیلی از داستان های دیگه ایراد های زیادی دارن چون نویسنده حرفه ای نیست که طرف!!!ولی غیرواقعی بودن داستان به نظر من حتی یه امتیازه برای نویسنده.خوب خاطره تعریف کردن که خیلی راحتتره،هنر اینه تخیل کنی،و بتونی یه ماجرای خوب تعریف کنی.نظر من اینه میتونه درست باشه میتونه غلط باشه

6 ❤️

829604
2021-09-02 06:18:41 +0430 +0430

کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی پسره جلقی عقده ای هستی مطمئن هستم کوس از نزدیک ندیدی. نتيجه اخلاقی با مایع ظرفشویی جلق نزنید

1 ❤️

829614
2021-09-02 07:49:59 +0430 +0430

قسمت قبل بهتر بود،به داستان نوشتنت ادامه بده. کون لق ملت

0 ❤️

829634
2021-09-02 11:24:29 +0430 +0430

کاری به کار کسایی که خودشون عرضه و خلاقیت و … ندارن و نمیتونن بنویسن نباشه
این جماعت فقط فحش میدن
تو بنویس
کارت خوبه

0 ❤️

829654
2021-09-02 15:17:44 +0430 +0430

⭕⭕⭕دوستان عزیزم، توجه کنین لطفا⭕⭕⭕

برای من خیلی جالبه که خیلیا راجع به نظر من یا راجع به نظرات دیگران نظر دادن…
عزیزان باهوش… این تایپ باکس ،برای نقد داستانه، نه برای نقد نظرات…
شماها هافبک حریف رو با دفاع خودی اشتباه گرفتین…
من میخوام حرفام کوتاه باشه… نمیذارین که…

  • یه روز تیم ملی آرژانتین زمان مارادونا… با تیم ملی اردبیل( من خودم ترک هستم) ، مسابقه داشتن.
    مربی به غلامعلی که ترکها بهش میگن گولامعلی، که دفاع تر و فرز و باحال، تیم بوده، میگه: گولامعلی جان. شما نذار مارادونا هیچ کاری بکنه، مارادونا هر کاری خواست بکنه، شما زودتر بگیر ازش توپ رو… گولامعلی با خودش فکر میکنه منظور مربی اینه که چون مارادونا مهمونه، معرفت نشون بده و کارای مارادونا رو بکنه…
    اولین توپی که میرسه زیر پای مارادونا… زارچ ، ایکی ثانیه، گولامعلی توپ رو از مارادونا میگیره و میبره و زرتی میزنه تو دروازه خودشون… تا بازی راه میافته دوباره توپ رو از خودی میگیره و گل دوم رو هم برای مارادونا میذاره تو دروازه خودشون…‌
    مربی که تازه فهمیده چه عسلی خورده… داد میزنه… عسگر…عسگر… مارادونا رو ولش کنین… همه گولامعلی رو بچسبین…

آره داداشم… نظرات دیگران که برای شما نباید مهم باشه. ما صرفا همه مون داریم نظر میدیم، ولی بحث اینه که مورد نقد رو فراموش کردین. چرا همه برای نظر هم دیگه نظر دادن؟؟؟ یکی بهم گفته تو عرضه نداری، ما کردیم و … یکی گفته چقدر حرف زدی… خودش بیشتر از من حرف زده… حالا من یه چیزی، یا درست، یا اشتباه، به نظر هر کسی، یه چیزایی به ذهنم میومده تو اون لحظه، گفتم… شاید به نظر شما حرف اضافی باشه… اوکی من اصلا اصراری ندارم که حرفم درسته یا اشتباهه… چون در جای اشتباهی داریم این کار رو میکنیم… اینجا جای نقد داستانه و نظر دادن راجع به داستان… جالبه حتی کسی هم که راجع به داستان نظر داده، گفته اینا خودشون نمیتونن داستان بنویسن، به تو حسودی کردن… اره داداش گلم… الان من از عصه دارم میترکم که نمیتونم داستان بگم…
آفرین… تو خوب فهمیدی…
عزیزان… دموکراسی همینه که هر کسی نظر خودش رو داشته باشه ولی به نظر بقیه هم احترام بزاره، که عمرا تا ۱۰-۲۰ نسل بعد هم، بعید میدونم، متوجه این داستان بشیم، و دقیقا همین نکته کوچولو فرق کشورایی مثل سوئیس و فرانسه و آلمان و … با کشورایی مثل ما و اردن و بنگلادش و نیجریه و ساحل عاجه…

عزیزم. این باکس برای نظر دادن راجع به این داستان ، فوق الدکر میباشد… لطفا از تلاوت هرگونه آیات اضافی، اکیدا خودداری فرمائید…

3 ❤️

829659
2021-09-02 15:52:44 +0430 +0430

خانوما واسه سکس تلفنی واتساپ پیام بدن. 09396403490

0 ❤️

829663
2021-09-02 16:20:47 +0430 +0430

فقط عالی

0 ❤️

829669
2021-09-02 17:34:02 +0430 +0430

منم بیار با یه زوج بودم و منتهی باحالی که شبش دوبار بیشتر زنرونکردم صبح که خاستن برن شوهرش گفت سیصد بده منم دادم باحالی که خوب بودن ولی از این خوشم نیومد که صبح گفت پول بده چون شرایطی پرکار نبود ولی دمشگرم

0 ❤️

829678
2021-09-02 20:24:16 +0430 +0430

میخوام بگم یه مشت اوسکول ،خودآزار جمع شدن

خوبه قبول داری خوندن این کصشر و امثال این خودآزاری محسوب میشه

0 ❤️

829688
2021-09-02 22:44:36 +0430 +0430

فقط عالی

0 ❤️

829699
2021-09-03 00:21:49 +0430 +0430

کیر تو ناموست

0 ❤️

829710
2021-09-03 00:56:13 +0430 +0430

من کاری به داستان و نقدش ندارم، فقط در جواب مسعود 66 باید بگم که تویی که از شاهنامه انتقاد میکنی و میگی نژادپرستانه س
بااین حرفت نشون دادی که نه تاریخ کشورت را درست خوندی، نه فلسفه ی نگارش شاهنامه را فهمیدی
در جوابت فقط به اون بیت شاهنامه اشاره می‌کنم که میگه بسی رنج بردم در این سال سی، عجم زنده کردم بدین پارسی
این یعنی که حکیم طوس سعی کرده ملی گرایی و اسطوره های ایرانی را جایگزین فرهنگ متحجر تازی ها و الگوهای تخیلی شون بکنه
سعی کرده فرهنگ و تاریخ چند هزار ساله ی ایرانی را که بدست اعراب سوزونده و نابود شده بود و داشت از یادها میرفت، دوباره زنده کنه

2 ❤️

829756
2021-09-03 03:08:12 +0430 +0430

چطور دلتون اومد دلش بشکونین😂😂😂
خب بزارین کسشعر ببخشید خاطراتش بگه🤣🤣🤣

1 ❤️

829779
2021-09-03 09:24:14 +0430 +0430

عالی بود قلم زیبایی داری
به چرندیاتی هم که یه سری ادم حسود میگن توجه نکن عرضه دارن خودشون بنویسن
به نظرم عالی مینویسی بازم بنویس

0 ❤️

829780
2021-09-03 09:29:18 +0430 +0430

عالی بود قلم زیبایی داری
به چرندیاتی هم که یه سری ادم حسود میگن توجه نکن عرضه دارن خودشون بنویسن
به نظرم عالی مینویسی بازم بنویس

0 ❤️

829783
2021-09-03 09:54:59 +0430 +0430

سلامم شما ای نویسنده محترم که زحمت کشیدین و داستانتو نوشتی حالا سوا از واقعی بودن و یا نبودنش … ایا بهتر و منطقی تر نبود که با ادبیات خوب و مثبت و اموزنده ای جواب خواننده هاتونو می دادین ایا بهتر نبود ؟؟؟ بهرحال این سایت از اسمش معلومه که چه هوا و فضایی داره و واز همه چور مخاطبا با دیدگاه و افکارشون برخور دارند ولی نویسنده باید حد و حدود ادای جملات و جواب های مخاطب هاشو بدونه …بهرحال داستانتون جالب و خوبه و امیدوارم همه ماها بهم دیگه احترام بزاریم چون هر چی باشه اشرف مخلوقاتیم !!!با ارزوی موفقیت ها برای همه

0 ❤️

829800
2021-09-03 12:47:00 +0430 +0430

هر کدوم از کسانی که نوشتن جقی هستی و…یا دروغ هست داستان یا نقد غیر از نگارش داستان .خودشون یه داستان بزارن وسط ببینیم دستنوشته خودشون چی هست .موضوعات داستان متنوعه و هر اتفاقی که در نظر ما نمیگنجه قرار نیست اتفاق نیوفتاده باشه .
در کل خوب بود دست نویسندش درد نکنه

0 ❤️

829834
2021-09-03 20:29:18 +0430 +0430

خوش بحالت منم با کیر گنده فقط جغ از بس دخترا خودشونو میگیرن درصورتی که۹برابر بیشتر حال میکنن

0 ❤️

829842
2021-09-03 22:04:25 +0430 +0430

کصکش ننویس

0 ❤️

829941
2021-09-04 01:42:38 +0430 +0430

کارت خوب بود
خسته نباشی
فقط چون داستان سکسی هست سعی کن مدلایی سکس رو بیشتر و با جزئیات تر توضیح بدی
ممنون

0 ❤️

830010
2021-09-04 07:54:02 +0430 +0430

نوش جونت😍😍😍

0 ❤️

830046
2021-09-04 10:56:42 +0430 +0430

**بلا شک جقی هستی. چرا؟
ماشین داداشم که یک هیوندا بود قرض کردم ، سهیلا رو سوار کردم…
**** 💩

0 ❤️

830093
2021-09-04 14:51:06 +0430 +0430

منتظر قسمت سومیم که خود حضرت جیگساو JIGSAW بیاد همه تونو بگاد و یه GAME OVER بگه 💪 😎

0 ❤️

830322
2021-09-05 11:08:45 +0430 +0430

خیلی هم عالی بود
اون دسته عزیزانه کونکشی هم که میگن بد بود، خب کصکشا برید داستایوفسکی بخونید، واسه جی اومدید اینجا

1 ❤️

830336
2021-09-05 13:09:14 +0430 +0430

عالی مینویسی دادا من که حال کردم

0 ❤️

830523
2021-09-06 10:20:21 +0430 +0430

ایوا…

0 ❤️

830533
2021-09-06 11:12:11 +0430 +0430

https://shahvani.com/profile/Kire_10_santi
کیر10 سانتی
دمت گرم باهات موافقم… من ک باور کردم داستانشو… منم دیدم از اقوام وقتی خواب میرف هیچکس با لگدهم نمیتونس بیدارش کنه، کلا معروف بود

0 ❤️

830569
2021-09-06 14:33:53 +0430 +0430

آقا عالی بود
ایول !

1 ❤️

830622
2021-09-07 00:18:51 +0430 +0430

به کص گفتن های بقیه توجه نکن

0 ❤️

831578
2021-09-11 12:33:58 +0430 +0430

اقا خیلی باحال بود به حرف جغی ها هم توجه نکن

0 ❤️

831649
2021-09-11 19:14:35 +0430 +0430

ماشالا جوونامون چقد پیشرفت کردن انکار فقط من از قافله عقبم

0 ❤️