سکس با دوست صمیمی شوهرم

    سلام دوستان من مینا هستم 32ساله همسرم علی 35 سالشه،ما یه پسر 4ساله هم داریم،من و شوهرم یه ازدواج عاشقانه داشتیم،زندگیمونم خوب بود،من عاشق سکس هستم شوهرمم همینطور،سکس های خوبی هم با هم داشتیم و داریم همیشه،شوهرم یه دوست و همکار صمیمی داره به اسم کامران،کامی هم همسن شوهرمه،کامی یه شش سالی ایران نبود،یعنی از وقتی من با شوهرم آشنا شدیم و ازدواج کردیم و بچه مون بدنیا اومد اون خارج از کشور بود و من فقط ازش چندتا عکس دیده بودم تا اینکه برگشت و سرو کله اش پیدا شد تو زندگی ما،دوباره کار و رفاقت و با شوهرم از سر گرفت،اینارو گفتم واسه آشنایی،خب از خودم بگم،من صورت زیبایی دارم و تقریبا 99درصد کسایی که بیبینن منو این گفته رو تایید میکنن،چشم و ابروی مشکی با مژه های بلند و حالت دار،لبای خوش فرم و بینی متناسب،پوست سفید و صافی هم دارم،تا قبل از زایمان هیکل بهتری ام داشتم،ولی بعداز زایمان یه کم چاقتر شدم،قدم 168 و وزنم 72-73،هیکلمم معمولیه سینه هام 80،ولی باسن برجسته و قشنگی دارم،حالا بریم سراغ برخورد اول من و کامی،یه شش ماهی بود که علی و کامی دوباره کار باهم و از سر گرفته بودن،من دورادور دیده بودمش ولی از نزدیک نه،مثلا از پشت آیفون، از پشت پنجره و ...،اونم عکس منو تو اینستا دیده بود ولی خودم و نه،شوهرم گفت کامی خیلی وقته اومده یه روز شام دعوتش کنیم گفتم باشه هروقت خواستی بگو بیاد،گفت فردا از سر کار باهم برگردیم واسه شام،قبول کردم،فردا شب شد کارامو کرده بودم لباسامو هم عوض کرده بود مثل همیشه یه بلوز یقه ایستاده استین بلند مشکی و یه شلوار مشکی پوشیدم،خب یه کمم به خودم رسیدم و آرایش کردم،من کلا همیشه ارایش صورت و دارم،خب علی از پایین زنگ و زد و اومدن بالا،منم واسه خوشامد گویی رفتم جلو در،دیدیم همو و سلام و حال و احوال،نگاهش خاص بود،خیلی با دقت از بالا تا پایینمو نگاه کرد،گفتم بار اوله دیده منو شاید اینجوری نگاه کرد،تو چند ساعتی که باهم بودیم باهم راحت بودیم گفتیم و خندیدیم و شام خوردیم،کلی تعریف و تشکر کرد از شام و بعد شام شروع کردن با علی تخته بازی کردن و منم نشستم کنارشون با شوخی خنده گدشت اونشب،شب بعد رفتنش تو تلگرام بهم پیام داد،شماره شو نداشتم اونم گفت که از علی شماره رو گرفته واسه تشکر مجدد،خیلی تشکر کرد و...،از اون شب به بعد رفت و امدش خونه مون بیشتر شد،منم چون مجرد بود و تنها زندگی میکرد چیزی نمیگفتم،رفت و اومدا بیشتر شد تا عید،تعطیلات عیدم هم دعوتمون کرد ویلای خواهرش شمال،سه روز هم با هم شمال رفتیم،باهاش راحت بودم میگفتیم مبیخندیدیم در این حد،تو شمال گفت تولدم 19فروردینه،من تو خاطرم موند،19بهش پیام دادم و تولدش و تبریک گفتم،خیلی تشکر کرد و تو اخر پیاماش یه عالمه استیکر بوس و فدات شم و... فرستاد،این شد شروع پیام بازی توتلگرام،اون شروع کرد،اول با پیامهای ساده،بعد شد چت معمولی و حال و احوال،همینطوری پیش رفت،رسید به یه دوستی صمیمی،اخر پیاماش برام عکس لب و بوس میفرستاد،بعد شدم عسلم و جیگرم و نفسم تو پیاما،منم نمیدونم چرا هیچ اعتراضی نمیکردم،من کمبود محبت نداشتم از طرف همسرم ولی نمیدونم چرا نتونستم جلوی این رفتارارو بگیرم،خیلی با محبت باهام رفتار میکرد،خیلی قربون صدقه ام میرفت،همش از همه چیم تعریف میمرد،از دست پختم،از مدیریتم تو خونه از خوشگلیم میگفت علی کوفتش بشه،کاش خودم زودتر میدیدمت،ازم عکس میخواست،همینجوری جلو رفت تا روز تولدم شد 25تیر،برام یه عطر خیلی گرون خرید و چند روز بعد تولدم که اومد خونمون اورد برام،جلو علی به داد،علی از چتامون خبر نداشت،اونشب که رفت،شب ازش تشکر کردم بابت هدیه اش،گفت دوست داشتم کادوتو بهت میدادم میبوسیدمت،دوباره من هیچی نگفتم،اونشب کامی جلوتر رفت گفت دیدمت حالم یه جوری شد گفتم چه جوری گفت دلم میخواستت،منم شیطونیم گل کرد،گفتم میخواستیم چیکار،گفت بگم،گفتم بگو،گفت دوست داشتم بغلت کنم،دلم یه جوری شد،میگن گناه شیرینه،گفتم فقط بغلم کنی گفت بغلت کنم ببوسمت،گفتم از کجا گفت از لبای خوشگلت،دلم غنج رفت،گفتم خب دیگه چی،گفت مینا دوس دارم مال من بشی،گفتم مال توام،گفت دوس دارم شبا پیش هم باشیم دوس دارم زیر خواب من بشی،گفت و گفت و گفت تا اب هر دومون اومد و ارضا شدیم،یعنی یه سکس چت حسابی،صبح اصلا باورم نمیشد به کاری که کردیم،همش فکر میکردم خواب بوده،صبح زنگ زد خونه،گفت خیلی دوست دارم،از روز اولی که اومدم خونه تون و دیدمت تو کفتم،از لحظه های تو شمال گفت،گفت میبینمت شهوتی میشم،خیلی خودمو کنترل میکنم،انقد گفت که بازم پای تلفن یه بار دیگه رفتیم تو فاز سکس،انقدر اروم اروم همه چی جلو می اومد که من اصلا نمیتونستم جلوشو بگیرم و مقاومت کنم،دوسش داشتم بهش وابسته شده بودم هرشب چند ساعت باهم جت میکردیم،هرشب سکس چت،مثل خودم عاشق سکس بود،داغ بود،داغم میکرد،گفت این سری دیدمت باید ببوسیم،گفتم باشه،یه هفته بعدش اومد خونه مون،قبل شام علی رفت دستشویی،خودش و رسوند تو اشپزخونه پیشم،از پشت بغلم کرد و خودشو چسبوند بهم،کیرش و حس میکردم راست کرده بود سینه هامو گرفت تو مشتش فشام داد به کیرش و گردنمو بوسید چند ثانیه طول کشید ولی منو برد تو فضا،رفت بیرون،منم رفتم تو اتاق،حالم خراب شده بود،یه حال خاص،نمیتونستم بیام بیرون،نفهمیدم تا اخر شب چی جوری گذشت،زیاد دیگه جلو چشمش نیومدم،شروع کرد تو خونمون بهم پیام دادن که میخوامت و قربون کونات برم و قربون سینه هات برم و....،تو اینمدت از کس و کون و سینه عام واسش عکس میفرستادم،عکس میخواست تا ارضا شه،اونم از کیر راست و ابش که میومد واسم عکس میفرستاد،هرشب ارضاش میکردم،سکسام با علی رو براش تعریف میکردم،حسابی بهش حال میدادم،همونشبی که از عقب بغلم کرده بود ابش اومده بود،گفت ردیف کن یه روز بیا خونه ام،چندبار با علی رفته بودیم جلو درش ولی داخل خونه اش نرفته بودم،خیلی اصرار کرد که بیا،گفت صبح بیا که علی سرکاره،قرار و گذاشتیم،پسرمو بردم خونه مامانم به هوای خرید کردن برم و بیام،اومد دنبالم دم خونه مامانم اینا،حسابی کس و کون و بدنمو خوشگل و تمیز کرده بودم،اصلا حس بدی نداشتم،یه حال خاصی بود،تو ماشین یه کم قربون صدقه ام رفت تا رسیدیم،خونه اش ط4بود تو اسانسور بوسیدیم همو لبای همو خوردیم،رسیدیم بالا،کفشامو دراوردم رفتم تو،همون جلوی در کامل لختم کرد،قرارمون بود،گفت باید لخت باشی جلوم،خودشم دراورد همه رو فقط شورت پاش بود،چسبوندم به دیوار شروع کرد لبامو خوردن،سینه هامو تو دستش گرفت و فشار میداد،به عالمه میک زد لب و گردن و گوشمو،اومد پایین تر،سینه هامو میک زد و خورد،دیوونه شدم،داشتم غش میکردم،دید بی تابم،گفت بیا باهم مشروب بخوریم،یه پیک باهم زدیم رفتیم تو اتاق خواب،یه کم بدنم داغ شده بود دوباره با لب شروع کرد همینطور که کنار هم خوابیده بودیم و لبمو میخورد دستشو برد لای کسم،خیس خیس بود کسم،شروع کرد چوچولمو مالیدن،اومد پایینتر شروع کرد سینه هامو مالیدن و کسمو انگشت کردن،اول یه انگشتی بعد دو انگشتی،ابم شروع کرد به اومدن،کسم داغ داغ شده بود،رفت لای کسم زبونشو کشید لاش،اب کسم خورد،داشتم دیوونه میشدم،شروع لیس لیس کردن کسم،اییییییی،اب کسم داشت همینجور میومد،انگشتش تو سوراخ کسم بود و زبونش رو چوچولم بالا پایین میکرد،داشتم میمردم از شهوت،گفتم منم کیر میخوام،پاشو برعکس خوابید روم،کیرش راست راست بود کردش تو دهنم خودشم شروع کرد کس خوردن،همزمانم کیرشو تو دهنم بالا پایین میکرد،کیرش تا ته حلقم میرفت،کیرش خیلی بزرگ نبود معمولی بود،کیر علی از این کلفتر و بلندتره،سوراخ کونمو لیس میزد و میخورد،بلند شد از روم گفت از کس میخوای یا کون،گفتم هردو،گفت پس با کس شروع کنیم نشست وسط پام،پاهامو دادم بالا،کاندوم کشید،گذاشت دم کسم،یه دفعه فرو کرد تو،پاهام دور کمرش حلقه کردم شروع کرد تلمبه زدن،من ناله میکردم و اون تلمبه میزد،گفت اخ دیدی کستو جر دادم،اخر زیر خواب خودم شدی،هر روز باید به من بدی هر شب به علی،چندبار که زد ابش داشت میومد دراورد گفت قمبل کن بزارم کونت،کاندوم و دراورد کرد تو کونم،شروع کرد به زدن سه چار تا که زد ابش اومد ریخت تو کونم،بی حال کنار هم دراز کشیدیم،بغلم کرد بوسیدم شروع کرد با موهام بازی کردن،چندتا لب دیگه ازم گرفت،رفتم دستشویی اومدم زود حاضر شدم منو رسوند خونه خودشم رفت سرکار.......یه باردیگه باهم سکس کردیم بعدش به این نتیجه رسیدیم که دیگه باهم نباشیم از ترس اینکه علی بویی ببره ،تو تلگرام همو بلاک کردیم،دیگه خونمون نمیاد،منم خیلی وقته ندیدمش،علی گفت کامی میخواد نامزد کنه حالم گرفته شد،ولی خوب وقتی تموم کردیم اگه علی متوجه میشد زندگی همه مون داغون میشد....،داستان من واقعی بود،خواهشا ادب و شخصیت خودتون رو زیر سوال نبرید


    ادامه...


    نوشته: میناااااا

  • 32

  • 42




  • نظرات:
    •   The_Dr
    • 2 سال،9 ماه
      • 8

    • خاك بر سرت!
      پسر بدبختت چه گناهي كرده كه ننش جندس؟!


      والا مردم بي حيا شدن!
      چطوري خودت روت ميشه داستاناي جندگيتو تعريف كني؟؟؟


    •   harnoesex
    • 2 سال،9 ماه
      • 4

    • من تا حالا نظر ننوشتم زیر داستان کسی.
      شاید این داستانی ک‌تعریف کردی چندین ماه طول کشیده باشه برای من و خانمم اتفاق افتاد هرچند ک جدا شدیم ولی برای خودم با خیلی از دوستامم اتفاق افتاده ک من با مادر یا زنشون داشتم این چیز دور از ذهنی نیست. نه تو جنده ای نه خرابی واقعا زمان هایی چیزایی پیش میاد نمیشه جلوشو گرفت من تجربه اشو داشتم هیچوقت خودت رو سر زنش نکن فقط این کار رو عادی نکن برای خودت شاید چن سال یه بار تنوع نیاز باشه ولی عادیش نکن خواهشا یه حق ازادیه سکس نه مخدودیت نه خیانت به شرطی ک شریکت رو دیوانه وار بپرستی


    •   شاه ایکس
    • 2 سال،9 ماه
      • 6

    • خوش قیافه که بود اهل سکس هم که بود ازدواج هم که کرده بودین التش هم که بزرگتر بود دیگه چه مرگت بود خیانت کردی؟؟ اینو جواب بده....


    •   kiano47
    • 2 سال،9 ماه
      • 6

    • جالبه به شوهرت بدترين خيانت رو كردى بعد از ما ميخواى ادب و شخصيت خودمون رو زير سوال نبريم ؟ تاحالا فاحشه به پررويى تو نديدم!!!آشغال جنده!!


    •   Yaghiman
    • 2 سال،9 ماه
      • 2

    • خائن آشغال .... تو و امثال تو آشغل هستید.. پست ترین و بی ارزش ترین موجودات


    •   PayamSE
    • 2 سال،9 ماه
      • 1

    • بابی حق داره والا،شوهر همه رقمه خوب،بازم بهش خیانت میکنی.
      چی بگم والا.اما فقط به شوهرت خیانت نکردی،اول به خودت بعدشم به پسر ۴ ساله ات خیانت کردی،باورم نمیشه اینجوری آروم و ریلکس از خیانتت تعریف میکنی.موجود عجیبی هستی،خیلیای دیگه اگه جای تو بودند همه چیرو به همسرشون میگفتند،بهرحال هرچی لازم بوده رو باید ازون خیانت آموخته باشی،به بچه ات و به تربیت و آینده اون فکر کن.


    •   LustLove
    • 2 سال،9 ماه
      • 7

    • کمبود محبت‎‎‏ و ‎‎جندگی‎‎‏ دو امر کاملأ متمایز از همدیگه هستن، شما چون اصولأ ‎‎فاحشه‎‎‏ هستی پس ‎‎توجه و وفاداری و محبت‎‎‏ نمیتونن هیچگونه تأثیری در ‎رفع خارش‎‎‏ شما داشته باشند! . . .
      آره جانم.


    •   Shervin305
    • 2 سال،9 ماه
      • 5

    • خوشم میاد پسره بکن دررو بوده، ولی یه جوری واسه جدایی قانعت کرده که اصلا نفهمیدی، فکر کردی بخاطر خودت تمومش کرده (rolling)


    •   milad1ma
    • 2 سال،9 ماه
      • 3

    • اولا چند سال پیش داستان کاملا مشابهی رو تو سایت خونده بودم.. دوما خاک تو سر شوهرت که دوس مجرد
      ش رو میبره دائم خونه...


    •   Robinhood1000
    • 2 سال،9 ماه
      • 1

    • دیسلایک 11 خیانت، کار درستی نیست


    •   pedram_m35
    • 2 سال،9 ماه
      • 1

    • یعنی همش رو اون شروع کرد هر شب 2-3 ساعت چت ؟ بابا پس زندگیت؟ پسرت ؟کجا بود؟ اونوقتی اومد اشپزخونه بغلت کرد پسرت دیوس ندید شما رو؟تو گفتی ما هم باور کردیم . تو از اول کونی بودی خبر نداشتی. رویا نباش واقعی زندگی کن اینا هم چرنده میدونی عقده همه رو وا میداره به گفتن رویا .


    •   arash1986m
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • خاک بر سرت


    •   @آروین
    • 2 سال،9 ماه
      • 2

    • خیلی کسشعر بود نه به اون وابستگی شدیدی که به هم داشتین و برای هم عکس میفرستادین و نه به اینی که اخرش گفتی به این نتیجه رسیدین از هم جدا بشین اصلا تو کتم نمیره این دوتا موضوع رو . هیچ زنی که پاش به خیانت باز بشه دیگه نمیتونه جلوی خودشو بگیره اونم با این اوصافو توضیحات تو که میگی واقعی هست .


    •   امیر_کلاریس
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • خیلی هم عالی بود مرسی حال کردم با داستان یواشکیت نوش جونت


    •   arrrsl
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • سکس چت با خانم ها و دختر خانم های هاااااااتتتت
      اگر شرایطی هم باشه توافق میکنیم ..
      ایدی لاین .
      Saeed.s.1371


    •   nadermap
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • حالم بهم خورد اذت خیانت بدترین کاریه که مشه در حق یک انسان کرد


    •   Saharsiib
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • خییییلی خیییلی عالی بود و با توجه به تجربه شخصی خودم میگم این داستان واقعیه و حتی اگه واسه خودت اتفاق نیفتاده یه نقل قول واقعیه که خیلی عالی نوشتی
      لایک لایک لایک


    •   aliaryaa
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • نووووووووووووش جونت هر کی هم زر میزنه بیخیال شو


    •   با-مرام
    • 2 سال،9 ماه
      • 1

    • جواب خیانت خیانته۰تو جنده هستی و خواستی شوهرت از خیانتت بویی نبره ولی غافل از اینی که شوهرتم یا تا الان دوست تو رو کرده یا در اینده میکنه جنده خانوم۰خجالت بکش اگه شوهرت خوب نبود و بهت نمیرسید چیکار میکردی جنده۰تو رو باید ببرن پیش یه گاو نر با کیر بلندش بکنه تو کست که از دهنت بزنه بیرون ک همزمان هم کس بدی هم ساک بزنی جنده۰۰۰۰۰۰۰۰من حال میکنم با بچه ها شهوانی مخصوصا سودابه که تر میزنه ب حال خیانت کارا و بی غیرتا۰
      جنده ساکی خراب


    •   حسام آنالیست
    • 2 سال،9 ماه
      • 1

    • گفت قربون کونات برم....
      عزیزم چندتا کون داری مگه؟؟
      بی زحمت قدت بلنده یه دونه از کوناتو بفرست برام تو کف کونم بشدت


    •   kiir_tala
    • 2 سال،9 ماه
      • 2

    • خیانت ... به زندگیت به بچه ات به شوهری که میره سر کار


      1000 بار دیسلایک


    •   Mmxxxxx
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • قشنگ بود
      مینا بیا خصوصی


    •   GH7
    • 2 سال،9 ماه
      • 1

    • ایشالا تاوان خیانتتو پس بدی جنده ی خیانت کار


    •   amir1354
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • واقعا چرا اینجا همه خوشکلن؟؟پس ای قیافه تخمیا کیا هستن میبینیم؟نکنه از فضا میان


    •   seous
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • عالی بود نوش جون کست کیری که خوردی


    •   hhhhm@
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • بنظرم واقعی بود


    •   anahitacupid
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • هیچی ندارم بگم .....داستانت هر چقدر خوب نوشته شده باشه تو خیانت کردی اونم به مردی که چیزی برات کم نذاشته پس دیس لایک حقته .....


    •   solidworker
    • 2 سال،9 ماه
      • 5

    • داستان خوبی بود، پسر هستم، چرا یه سری مذکر میاند میگند خیانت کردی، پس خیانت میبینی؟ توی ایران مردا که قبل از ازدواج با هر کی و هر کاری که میخواند میکنند، بعد ازدواج هم وقتی براشون دیگه تنوع نباشه، بازم به صورت مخفی کارشونو میکنند، فقط خدا نکنه جنس مونث بخواد کاری بکنه که میشه بدکاره عالم، جمع کنید به خدا، چه توقع و انتظاراتی داریم ماها، "هر چه را برای خود میپسندی برای دیگران بپسند" حالا یکی اومده یه لذتی برده، ، بی وفا هم نبوده که بخواد بخاطر یه لذت جدا بشه، بازم همه بهش میتازند که فلانه بهمانه، کلاهمونو قاضی کنیم، ببینیم ما مذکرا هم خیلی خوب و پاک و وفاداریم؟؟؟!!!!


    •   fahad31
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • خب بگو جنده ام خیال همه را راحت کن آدرس بده بیام بکنمت


    •   Persian.Man
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • خیانت بده حالا چه از مرد سر بزنه چه از زن


    •   amirmahtab
    • 2 سال،9 ماه
      • 1

    • یاد عشق خوشگل و نازم مهتاب زنده شددددددد
      همیشه به یادتم مهتابم. تنها زن شوهرداری که با عشق باهم بودیم و باعشق باهم سکس کردیم و همیشه به یادش هستم


    •   south_kirkoloft
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • مینا جااان نوش خیلی خوب کاری کردی. مگه ادم چقدر زنده س؟ اگه خاست بهش کسس بده. تنوع خوبه اینجوری وقتی شوهرت میکنه یاد کیر اون میفتی


    •   Sir.hot7
    • 2 سال،9 ماه
      • 1

    • منم مثل علی مجردم خونه همکارامم میرم ولی هیچ وقت ب فکر گاییدن زن دوستم نیستم


    •   Jaharis_20
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • خاک بر سرت بی لیاقت


    •   amir hossein16
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • میگن مردا زیاد خیانت میکنن ولی برعکسه من خودم
      عاشق گاییدن زن شوهردارم چه شوهرش بدونه
      چه نه فقط زن طرفم راضی باشه چون از تجاوز خوشم
      نمیاد ولی وقتی ی مرد به زنی اعتماد میکنه اون زن
      از اعتمادش سوء استفاده میکنه باید کاف نده و زود

      تمومش کنه نمیگم کار این زن خوبه نه میگم بده
      بسته به شرایط داره اگه میخواین جواب بدین لطفا خودتونو جای اون زن بزارید بعد حرفی بزنید♧


    •   sadafi666
    • 2 سال،8 ماه
      • 1

    • یک سوال اساسی و مهم
      کیرش که نسبت به شوهرت کوجیک بود فرقی تو سکس داشت یا نه؟!؟


    •   yaighyy
    • 2 سال،6 ماه
      • 0

    • سلام
      اول اینکه بایدبخاطر شجاعتی که دربیان حقیقت بود تحسینت کرد.دوم بازهم بایدبهت آفرین گفت برای صداقتت ووفاداری که بخرج دادید.
      ممکنه دوستان این وازه وفاداری رو تمسخرکنن ولی دوستان هیچ کس درشرایطی که ایشون بوده قرار نگرفته ونمیدونیم‌چه حالات روحی ....داشتن که منجربه این انحراف شد...انسانیم واشتباه جزو حقوقیست گه انسان داراست...اگروفادارنبودند وهمسرش رو دوست نداشت صددرصد ادامه واربوده ومنجربه طلاق و...میشد.کمااینکه برای بنده اتفاق افتاد.به اون میگن جنده کسی که تداوم بر همخوابی وسکس یا چت ...با غریبه داشته باشه ونگه اشتباه کردم واعترافی نکنه هیچ؛بلکه دفاع بر انحراف خودش بکنه.میگن جنده.میگن خاین...
      اسم این رو میشه گفت هوس...انسان موجودیست ناشناخته.وواقعا گاه دست به کارهایی میزند که بدور از عقل سلیم می باشد.کیه که گناه یا خلاف یا رفتارغیرمتعارف نداشته؟
      ما مردها به خودمون حق تمتع از هر چیزی وکسی رو میدیم آیا این خیانت نیست؟وقتی خانمی میگه من دتغم ...شهوتیم...ونیاز دارم...وبعدها مرد همین حرف همسرش رو میکنه پتک وهربارکه دعواشون بشه بهش بگه برو جنده ..تو خودت گفتی داغی....این خود باعث تحریک زن برای انجام رفتارسکس میکنه بعبارت دیگه قبح عمل میفته.
      باتوجه به اینکه بنده سابقه وکالت داشته ومشاوره روانشناسی......میتونم به جرات بگم محال است زن بخصوص زن اقدام به رفتاری خلاف عفت بکنه مگراینکه یا ازکودکی موردتجاوز ......قرارگرفته البته نه تجاوز به اکراه واجبار بلکه بصورت خوشگذرونی ....یا غلبه شهوت زن وبادنداشتن مرددر کنترل شهوت زنش وامان وامان وامان از تهمت زدن به زن وتحقیر زن....باعث میشه زن با تمام حس زیبایی که داره تمام بشه خشونت وانتقام.
      درضمن دوستان خوشحال میشم که بتونم کمکی برای دوستان عزیز بکنم....در حدمشورت در امور وکالت وروانشناسی ....


    •   Jani_htf
    • 2 سال،2 ماه
      • 0

    • بارها داستانت رو خوندم یه جواب تو پی وی می خوام بهت بدم بی ادبی نیست


    •   mrdttttttty
    • 2 سال،1 ماه
      • 0

    • عالی بود این مهم نیست بقیه چی میگن صددرصد شوهرت تعداد کمی باهات سکس داشته یا ی مشکلی بوده و تو هم کار بدی نکردی فقط خودتو ارضا کردی همه چی ک کردن نیست شوهرت محبت برات نذاشت ک با رفیقش حال کردی
      نوش جونت
      موفق باشی عزیز دلم


    •   Sina_boy
    • 2 سال،1 ماه
      • 1

    • خیلی کثیفی تو و‌کثیف تر از تو دوست‌شوهرت بوده


    •   dr.omidkiani
    • 2 سال
      • 0

    • داستانت عالی بود چند بار خوندمش از بس جذاب بود و واقعی. خیلی دوست داشتم نقش علی رو میداشتم و زنم اهل شیطونی می‌بود ولی حیف که نیست ازت راهنمایی میخوام تو پی‌ویم بیا


    •   amintala78
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • خیانت ندوست! (dash) (dash) (dash) دیس


    •   senator.31
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • من تا حالا زیر هیچ داستانی نظر نذاشتم. من انقدر از این چیزهارو تو جامعه دیدم که بخاطر همین از ازدواج خیلی میترسم چون دنیا محبت رو به شما زنها بکنیم بازم خیانت میکنید. آخه اون مرد بدبخت چه گناهی کرده که داره با تو زندگی میکنه و اون بچه چه گناهی کرده که مادری مثل تو داره؟ چرا شما خانومها نمیتونین سالم زندگی کنید؟ واقع برام سواله چرا؟
      واقعا برای تو و امثال تو ???????


    •   ali0266
    • 1 سال،8 ماه
      • 0

    • منم عليرضا رفيق شوهرت عليم
      به مام حلاله ديگه
      ادرس بده بيايم خونت ميناااا جووووووون
      پرام ريخت حاج اقا
      شوهرت چقدر كس خله


    •   ali0266
    • 1 سال،8 ماه
      • 0

    • خود جندت داري ميگي علي براي من كم نذاشته بعد دوباره رفتي به دادن
      واقعا كه يه جنده به تمام معنايي


    •   والتروایت
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • چوچولتو مالید بعد اومو پایین سینتو مالید!!!!!دقیقا نمیدونم ولی فکر کنم چوچول از سینه پایینتر باشه.یه حسی بهم میگه تو یه پسر جقی ک.سمغز هستی.ولی به هر حال کی.رم دهنت که خیانت کردی و ریدم دهن کامی جونت که به رفیقش خیانت کرده.به هر حال داستان ک.سشعری بود کو.س ننه جفتتون.دیدی ادبو رعایت کردم؟؟


    •   1ass
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • نمیدونم داستانت راست بود یا دروغ ولی اینو میخوام بگم کمتر کسی پیش میاد خیانت نکنه از ۱00 درصد فقط 10درصد امکان داره خیانت نکنه با این اوضاع امروزی امیدوارم خوب سر حال و سر زنده باشین.


    •   Alirahimi246163
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • مرسی مینا.ندا بدی در خدمتم


    •   Wishmaster67
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • خیلی کثافتی بعد میگی ادب داشته باشیم اگر شوهرت مشگل داشت میدادی من خودم عاشق کردن وازشهوت نه ازعشق بازن شوهرداریم که شوهرش نامردباشه ومن بهش عشق بورزم چون خودم خیانت دیدم امانه که شوهرت به این خوبی خیانت کردی اینشالله شوهرت عاشق یک زن دیگه بشه که توکثافت زجربکشی


    •   GondeBack1363
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • اگه علی میفهمید زندگیت داغون میشد،،خودت فکر کن چی داری میگی یه لحظه،، همین الانم زندگیت داغونه جنده خانوم


    •   kamranzibas
    • 1 سال،3 ماه
      • 1

    • احتمال زياد شوهرت جايي سرش گرم بوده و با يكي رفيق بوده كه متقابلا تو هم رفيق برات پيدا شده اين دنيا دار مكافاته از هر دست بدي از همون دست پس ميگيري


    •   ملكه_قلابي٢
    • 8 ماه،1 هفته
      • 0

    • تو عين ي جنده حالا تازه بدون پول -باز جنده توجيه مالي داره- با رفيق شوهرت ريختي روي هم بهش دادي،،عكس فرستادي ،،هر گهي دلت خواسته خوردي بعد ب ما ميگي ادب و شخصيت خودتونو نبريد زير سوال!!! ما ك كاري نكرديم بالام جان


      اين اولن


      ولي دومن با قد ١٦٨ وزنت ٧٣ ااا رسمن خيكي هستي!! بعد ميگي يه ذره چاقم !!! خجالت نميكشي!!! طرف تو رو كرده ازت سير شده بعد عذاب وحدان رو بهانه كرده ك بلاكت كنه!!! تو روخدا زر نزن ك تصميم گرفتيم همو بلاك كنيم!!! اگه اون ول نميكرد تو تا خود صبح قيامت بعش ميدادي!!!


    •   مهرپویا
    • 4 ماه،1 هفته
      • 0

    • اوکی شخصیت مون رو زیر سوال نمیبریم.تو چی؟ شخصیت تو چی میشه؟برات مهم نیست؟شوهرت میره کار میکنه زحمت میکشه بعد تو بری بدی؟ وجدان چی؟ از شخصیت ما برات مهم تر نیست؟اون نا رفیق شوهرت اون چی ؟ شخصیت اون هم مهم نیست؟


    •   Bokongazvini1212
    • 2 ماه
      • 0

    • دقیقا مثل من منم یه همچین دوستی دارم ولی از خارج نی اومدم هنوزم با خانومش رفیقم خیلی حال میده


    •   amoojoon17270
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • یه همچین قضیه ای برام پیش اومده.خیلی ازین قرمصاقای داغتر از اش اگه همین قضیه براشون پیش بیاد خیانت میکنن مث اب خوردن.من خودم توی بازی کوییز بایکی اشنا شدم.انقدر همو دوست داشتیم و داریم که فقط خدا میدونه.عشششق لامصب بد چیزیه.البته بخاطر پسرش دیکه باهاش نیستم ولی بهش گفتم همیشه دوستت دارم و پاش وای میسم.بهشم کفتم هروقتی که دیدی نمیتونی باشوهرت زندگی کنی خودم میام عقدت میکنم.اینایی هم ک میان میگن خیانت فلان و بهمان من قسم میخورم موقعیت داشته باشن حتی واسه یبار،تن بهش میدن.


    •   arsham.j0j0
    • 3 هفته
      • 0

    • مینا جان این یابوهایی که بهت توهین میکنن خودشون اگه پاش بیافته کثیفترین موجودات رو زمینن
      همینقدر میدونم تا تو این شرایط گیر نکنی نمیتونی از واقعیات بگی باید آدم گیر کنه اونوقت ببینی چه تصمیمی میگیره
      برات احترام قائلم که برا تخلیه روحی خودت اینجا رو انتخاب کردی دوست داشتم داستانت و مشابهش رو چشیده ام تا قبلش فکر میکردم پاکترین موجود روی زمینم
      تا این که گیر کردم و روزگار زد پس کله م
      موفق باشی مثل من خوش شانس بودی که زود جلوی خطارو گرفتی خیلیا مثل ما خوش شانس نبودن


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو