چادر باعث بی غیرتی میشود (۲)

1400/10/23

...قسمت قبل

بعد اون شب ما باهم کمی سرد شده بودیم با اینکه میدونم بهترین ارضا جفتمون بود ولی هردو از هم خجالت میکشیدم ناراحتی فرزانه رو حس میکردم بعد دوروز دیگه طاقت نیاورم گفتم باهام قهری گفت من از اون شب از تو خجالت مکشیدم نمیدونم چی شد انگار اینکه کسی غیر از تو لخت منو دیده خیلی شهوتیم کرد درست مثل شب اول عروسیمون از سکس راضی بودم
ولی خیلی عذاب وجدان دارم این کار درستی نیست خدا راضی نیست

گفتم ببین از نظر عادی که پیشنهاد من بود دوم اینکه تو زن منی اختیارت دست منه میخواستم بایک دلیل دینی راضیش کنم کصشر سر هم کنم ولی نشد اون روز بحثمون شد چند روزی قهر بودیم شبا پشت به هم میخوابیدیم که شب سوم بود که زنم تو تخت صدام کرد گفت میخوام بازم اون حسو تجربه کنم من که خیلی خوش حال شدم مطما شدم به خاطر من نبوده و خودش علاقه مند شده گفت این چند روز خیلی عذاب وجدان داشتم ولی با این حال هر دفه که بهش فکر میکنم خیس میکنم گفتم قربون خیس کردنت عزیزم رفتیم تلگرام کیس خوبی پیدا نکردیم همه فقط حشری بودنو دپست داشتن سریع خالی شن که ما دوست نداشتیم بدون شناخت عجله ای کار کنیم.

گشتیم دیدیم یکی کامنت گذاشته متخصص حشری کردن زوج های جوان بهش پیوی پیام دادیم اثبات خواست زنم با ترس صدای لرزون اصل خودشو داد یارو گفت جوون چه صدایی خودش از شهر دیگه بود سی سالش بود عکس کیرشو داد گفت به زنت بگو نظرشو راجب کیرم بده من داشتم دیونه میشدم فرزانه شروع کرد گفت به نظرم خیلی کیر خوشمزه ایه تا قطع کرد هردو زدیم زیر خنده بعد از چند دیقه یارو گفت بریم تصویری قبول کردیم
قرار شد هرچی اون میگه گوش بدیم زنم با یک دامن بود تاپ زیرشم شرت سوتین مشکی شهوت هیجان باز به ما برگشته بود مرده تصویرش فقط از کیرش بود به من دستور میداد شروع کردیم گفت اروم تاپ زنتو دربیار اون ایستاده بود من با یک دست در می اوردم اون کمکم میکرد یارو هی میگفت اخ جون چه سفیده منم سر کیرم ذوق میزد تا سینه ها لخت فرزانه جلوش بود به زنم گفت حالا تف بنداز توش بدن زنم از شهوت قرمز شده بود تف انداخت رو سینه هاشو مالیید داگی شد شرتشو کشیدم پایین به من میگفت چه زن جنده ای داری اخ چه اب کصی راه انداخته حالا دوتا انگشتتو بکن تو کصش منم در حین انجام فیلم میگرفتم اه اوه زنم رفته بود بالا خیس داغ بود
حرفای سکسی پسره با اه اوه زنم باعث شد بدون دخالت دست ابم بیادو خالی بشم گوشیو باز انداختیم کنار فرزانه با ولع کیر منو که پر اب بی غیرتی بود مک میزد تا شق کنم تا الا انقدر وحشی ندیده بودمش تا بلند کردمو نشست روی کیرم اه بلندی کشید رو من افتاد .

کار ما شده بود هرشب با یکی سکس چت بلاک کردنش از صورتمون نمیدادیم ولی کم کم تو جامعه بی غیرتی معروف شده بودیم ترسیده بودیم که مبادا فتا بیاد سراغمون چون کار زن منم دولتی بود هردو دلمون میخواست با یکی تجربه کنیم ولی چطوری هردو خیلی اشنا داشتیمو نمیتونستیم کاری کنیم
در اصل میترسیدیم

به ذهنم زد که با میلاد سعید نوجون های حشری استخر اینکارو کنیم ولی چطوری دلم نمیخواست اونا اتو داشته باشن یک هفته زنمو زیر اونا حس میکردم همونایی که جرقه بی شدن منو زدن بالاخره مسعله رو با فرزانه درمیون گذاشتم استارت بی شدنمو کفتم خیلی براش جالب بود که همون موقع به ذهنم زد نظرمو گفتم اولش ناراحت شد ولی بعد قبول کرد هردو خیلی نسخ اینکار شده بودیم خواستیم بریم که امتحان کنیم زنم شروع کرد با حجاب از خودش عکس گرفتن عکس دوم چادر سوم روسری چهارم مانتو تا اخر اینارو گرفتیم جمعه رفتم با هیجان فوق زیاد پیش میلاد سعید
اخرای استخر شده بود خواستم برسونمشون گفتم بچه ها نظرتون راجب این چیه عکسارو نشونشون دادم با حرفایی که میزد داشتم همونجا ارضا میشدم گفتم خیلی خوشتون اومده ها گفتن وای اره شق درد گرفتیم
گفتم امشب قراره فرنازو بگام جندس میخواین بریم به حساب من قند تو کونشون الاسکا شد نه زنمو قبلا دیده بودن نه خونمو بلد بودن فقط گفتم هیچی نگن دم خونه تا اونجا نفهمیدم چطوری رفتم به خودم اومدم دیدم داشتم سوتی میدادمو کلید مینداختم ولی جمعش کردمو در زدم قبلش اسپری تاخیری خریده بودیم با کاندوم زنم درو باز کرد با یک اتکلن فوق سکسی با یک چادر خفاشی که مچ پاهای سفیدش معلوم بود ممه های بزرگش زیر چادر پیدا رفتیم نشستیم رو مبل شروع کرد زنم چادرشو باز کردن میلاد پاشد رفت سمتش سینه های زنمو خوردن سعید رفت سراغ چادشو کامل در اورد منم فقط تماشا میکردم گفتم شما دوتا کارتون بکنید بعد من انجام میدم…

دوستان به هیچ دینی من بی احترامی نمیکنم اون اسم داستانم لحظه ای رسید به ذهنمو نوشتم منظوری ندارم دوست داشتین بقیه خاطرات مارو بدونید لایک کنید

نوشته: مرد شهوتی


👍 33
👎 4
28001 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

853109
2022-01-13 02:13:25 +0330 +0330

جون بی غیرت ادامه بده

0 ❤️

853122
2022-01-13 02:34:38 +0330 +0330

داستان فانتزی جالبیه
ادامه بده لطفا

1 ❤️

853129
2022-01-13 02:46:29 +0330 +0330

ادامه بده

0 ❤️

853147
2022-01-13 03:56:57 +0330 +0330

ادامه بده حتما عاالیه

1 ❤️

853158
2022-01-13 05:15:41 +0330 +0330

والا اگه این خاطراتت راست باشه، یا تخمات خیلی گنده س و خیلی خایه داری، یعنی تخمات اندازه مغزته، یا مغزت خیلی کوچیکه و اندازه تخماته. خوب آخه تو تلگرامی که شماره ت دست طرفه، تو این اجتماع کیری، چی بگم. البته خوب مسیرت و مشخص کردی، دلهره و ترس نداری.

0 ❤️

853295
2022-01-14 00:35:05 +0330 +0330

بهت بر نخوره ها وسطای نوشتن یهو دست به کیر میشی، هم داستانو کوتاه میکنی هم مُخت کم میاره سرهم بندی میکنی

1 ❤️

853389
2022-01-14 08:49:34 +0330 +0330

خوش بحال سعیدومیلاد

0 ❤️

853408
2022-01-14 11:16:12 +0330 +0330

سیخ کردم 👅

0 ❤️

854583
2022-01-21 14:46:51 +0330 +0330

khobe

0 ❤️