سکس ضربدری 4 نفره

1391/06/15

سلام دوستان این داستان خودم نیست اما بخونید حتما کیرتون بلند میشه…
لطفا فحش هم ندید…اگه ببینم استقبال کردید واستون داستان های بیشتری میزارم…

ماجرا از اونجا شروع شد که بهاره دوست صمیمی زنم و شوهرش بعد از سالها از آمریکا برگشته بودند ایران و ساناز زنم داشت خودشو میکشت که حتماً منو باهاشون آشنا کنه.من دورا دور بهاره رو از طریق صحبتهای ساناز میشناختم ولی هیچوقت ندیده بودمش چون قبل از اینکه ما ازدواج کنیم اون رفته بود آمریکا و همونجا هم با یه پسر نیمه ایرانی نیمه آمریکایی ازدواج کرده بود.دو سه شب بعد از رسیدنشون اونا رو دعوت کردیم خونمون تا باهم آشنا بشیم.بهاره واقعاً زن خوشگلی بود و شوهرش هم که بور بود و مرد جذابی بود و با این که به زور فارسی حرف میزد میتونست نیمه انگلیسی و نیمه فارسی منظورش رو بیان کنه.اون شب کلی بهمون خوش گذشت. از همه چیز گفتیم و خندیدیم و مشروب خوردیم بعد از مدتها من و ساناز هم حس کردیم که یه کمی تو ایران هم داریم خوش میگذرونیم!چند شب بعد هم اونا ما رو شام بردند بیرون و خلاصه بعد از یک هفته روابطمون جوری شده بود که حد اقل هر دو روز یه بار باید همدیگه رو میدیدیم!تو این مدت چیزی که برام جالب بود نگاههای عجیب سامی شوهر بهاره بود که گاهی اوقات خیره ساناز رو نگاه میکرد و یا تعریف و تمجید هاش از ساناز که به هر بهونه ای از چشماش یا موهاش که تازه مش کرده بود و… تعریف میکرد.منم سعی کردم غیرتی بازی درنیارم…خب بالاخره آمریکایی بود و این چیزا رو عیب نمیدونست.بعد از دو هفته تصمیم گرفتیم یه سفر دو روزه بریم شمال…ویلای پدر بهاره در اختیارمون بود و قرار بود برادر بهاره هم با زنش بیاد که بعد این مساله کنسل شد.چهار تایی راه افتادیم و رفتیم سمت خزرشهر و ویلای پدر بهاره.تو کل راه بهاره و ساناز با هم یه بند حرف میزدند و من و سامی هم با هم.سامی گاهی اوقات به چیزایی اشاره میکرد که برام عجیب بود…از سکس و روابط آمریکایی ها برام میگفت و این مساله هم برای من خیلی جالب بود و کلی کنجکاو شده بودم…منم براش از فرم روابط زناشویی و سکس تو ایران میگفتم.متاسفانه هوای شمال خراب بود و ما مجبور بودیم از تو ویلا جم نخوریم…البته مجهز رفته بودیم و بساط مشروب و ورق و همه چیز فراهم بود تا بهمون بد نگذره.سامی هم که هرچی بهش ویسکی و جین تعارف میکردیم رد میکرد و عاشق عرق سگی شده بود.شب اول دور هم نشسته بودیم و حسابی عرق خورده بودیم و مست مست داشتیم حرف میزدیم که نمیدونم چطور شد که دیدم با سامی تنهام…زنامون تو آشپزخونه بودند و داشتند ظرفا رو میشستند و آروم آروم پچ پچ کنان با هم حرف میزدن و گاهی هم میزدن زیر خنده!من و سام هم بحث خودمون رو ادامه دادیم تا این که سامی برام از سکس ضربدری شروع کرد به حرف زدن و اینکه تو آمریکا خیلی از زن و شوهر ها با هم به طور ضربدری سکس دارند…خیلی جا خورده بودم…گفتم مگه ممکنه که آدم زن خودشو بده دست مرد دیگه ای؟ اونم گفت در عوض اون مرده هم زنشو میده به تو…تجربهء جدیدیه…خیلی هم سکسیه.گفتم فکر کنم بیشتر چندش آور باشه تا سکسی…گفت نه…باورت نمیشه ولی من و بهاره یه بار این مساله رو تجربه کردیم و خیلی جالب بود…من از اینکه میدیدم دوستم داره ترتیب زنم و میده کلی حشری شده بود(بماند که نصف کلمه هایی که میگفت انگلیسی بود!)…خیلی برام عجیب بود و مشروب زیاد یه ذره حشریم کرده بود…یه لحظه بهاره رو زیر خودم تصور کردم و حس کردم کیرم داره میاد بالا…به خصوص که بهاره اون شب یه جوراب و کفش قرمز هم چوشیده بود که حسابی سکسی شده بود…یه کم بعد سامی بهم گفت:من از همین بهاره خوشم میاد…سکس براش تابو نیست…میدونی؟یه بار هم با همین زن خودت سکس داشتن…البته قضیه مال وقتیه که ساناز و بهاره مدرسه میرفتن!از تصور سکس بهاره و ساناز حالی به حالی شده بودم…اینکه دو تا کس جلو هم با هم ور برن خیلی حشریم کرده بود. ولی خب یه کمی هم به بهاره حسادت میکردم و اون موقع بود که فهمیدم چرا ساناز همیشه از بهاره به عنوان بهترین دوستش یاد میکرد!تو همین فکرا بودم که بهاره و ساناز اومدن پیش ما و همون موقع هم سامی بلند شد که بره توالت ولی وسط راه نمیدونم چرا با ساناز سینه به سینه شد…شاید اون لحظه که ساناز و سامی جلو هم ایستاده بودند دو ثانیه هم طول نکشید ولی برای من مثل دو ساعت بود…تصور کردن ساناز و سامی تو اون حالت و لخت که دارن همدیگرو میبوسن خیلی سکسی تر از اون چیزی بود که بتونم فکرشو بکنم.بعد از یه مدت چهارتایی دوباره دور هم بودیم که بحث کشید به همین مسالهء سکس ضربدری…دیدم ساناز خیلی با علاقه داره این بحث رو دنبال میکنه…بهاره هم پاهاش رو انداخته بود رو هم و دلربایی میکرد و گاهی اوقات یکی دو تا خاطرهء کوتاه میگفت که حسابی محیط رو سکسی میکرد…من تنها آدم ساکت بودم.بالاخره سامی طاقت نیاورد و گفت:چرا چیزی نمیگی؟نگاهی بهش کردم و از جام بلند شدم و رفتم طرف بهاره و نشستم جلوی پاش رو زمین و رو به سام گفتم:پس اینکه مثلاً الان من دستمو بذارم رو پای بهاره تو رو حشری میکنه؟و ذستمو گذاشتم رو رون پای بهاره و شروع کردم به مالوندن…بهاره سرشو برد عقب و چشماشو بست…ساناز از جاش بلند شد و سامی گفت:خیلی زیاد!وبعد دیگه نفهمیدم چی شد…ولی به خودم که اومدم دیدم دارم پاهای بهاره رو میبوسم و اونم دستش لای موهامه…اون طرف هم سامی و ساناز لباشون رو لب هم بود و داشتند همدیگرو میمالوندن.آروم سرمو بردم لای پای بهاره و کسش رو از رو شرت بوسیدم…بلند شدم و لباسمو درآوردم و دیدم که بهاره هم دستشو گذاشته رو کیر سامی و داره میمالوندش…عجب کیر گنده ای داشت این مرتیکه!!!بهاره اومد که جورابشو دربیاره که ازش خواستم این کارو نکنه…چون اونجوری خیلی سکسی تر بود.نشوندمش رو مبل و پیرهنشو درآوردم و اون پستونای گنده و خوشگلش رو با ولع شروع کردم به خوردن…داشت دیوونه میشد و آه و اوهش رفته بود هوا…اون طرف هم صدای آه ساناز اومد که توجه منو جلب کرد…برگشتم دیدم سامی دامن ساناز رو درآورده و از رو شرتش داره کسشو میخوره…بعداً که دقت کردم دیدم لای شرت رو زده کنار و کس هلویی زنمو داشت میخورد.سامی حق داشت…دیدن اون صحنه منو آنچنان حشری کرده بود که نمیدونستم چیکار کنم…منم سریع رفتم سراغ کس زنش و بعد از اینکه آروم شرتشو کشیدم پایین شروع کردم به لیسیدن کسش که بوی حشری کننده ای داشت.بعد از چند دقیقه تصمیم گرفتیم بریم تو اتاق خواب…اونجا تخت نرم و خوشگلی بود که میتونستیم چهارتایی باهم حال کنیم…بهاره و ساناز رفتن رو تخت دراز کشیدن و شروع کردن به ور رفتن با هم…دست بهاره رو کس ساناز بود و دست اون هم رو پستونای بهاره و لباشون رو هم بود…من و سامی هم با لبخند داشتیم این صحنهء باحال رو میدیدیم و حال میکردیم…بعدش دیگه طاقتم طاق شد و رفتم سراغ بهاره و پاهاشو دادم بالا و شروع کردم از روی جورابش لیسیدن ساق و رون پاش که به شدت سکسی بود…بعدش هم کیر شق شده ام رو گرفتم تو دستم و گذاشتم لب کسش…سامی هم رفت سراغ زنم و شرتش رو داد کنار و دوباره یه کم کس ساناز رو لیسید که خیس خیس بشه و بعدش بلند شد ایستاد و کیرشو از تو شرتش درآورد…دیدن کیرش برام خیلی جالب بود…خیلی گنده تر از کیرهای معمولی بود…احتمالاً ساناز خیلی حال کرده! خلاصه…من کیرم رو آروم هل دادم تو کس بهاره…عجب نرم و داغ بود…صدای بهاره تو اون لحظه که کیرمو کردم تو کسش هنوز تو گوشمه که یه آه ناز و سکسی گفت…ساناز هم صدای جیغش رفت هوا…معلوم بود سامی یهو کیرشو تا دسته کرده تو کس زنم و جفتمون شروع کردیم به تلمبه زدن…اون دو تاهم همدیگه رو ول نمیکردن و همه اش در حال لب گرفتن و مالوندن سینهء همدیگه بودن.بعد از چند دقیقه من رفتم روی بهاره و اونو کشوندم رو خودم جوری که من زیر بودم و اون رو…سامی با دیدن این صحنه حسابی حشری شده بود و محکم تر کیرشو میکرد تو کس ساناز جوری که ساناز معلوم بود که هم درد میکشه و هم لذت میبره. یه کم بعد سامی کیرشو از تو کس ساناز درآورد و اومد بالاسر بهاره و در کون بهاره رو با تف خیس کرد و کیرش رو آروم آروم کرد تو کونش و دو تایی با هم شروع کردیم به گاییدن بهاره…ساناز هم اومد کنار بهاره و شروع کرد به ور رفتن با پستونای بهاره…بعد سامی کیرشو درآورد و داد دست ساناز…اونم با ولع تمام شروع کرد به خوردن و ساک زدن…باز هم صحنه ای بود که منو خیلی حشری کرد…کیرمو درآوردم و بهاره رو بلند کردم و کیرمو گذاشتم تو دهنش…اونم خوب ساک میزد…خیلی بهتر از بهاره ساک میزد و معلوم بود تو آمریکا حسابی تجربه کسب کرده…با شنیدن آه و اوه سامی فهمیدم که داره به ارگاسم میرسه ولی مسالهء عجیب این بود که ساناز بیخیال نمیشد و به خوردن و نگه داشتن کیر سامی ادامه میداد…اونقدر ادامه داد تا آب سامی اومد…اینو از یه رد کوچیک آبش که از کنار دهن ساناز زد بیرون فهمیدم…ساناز هم همهء آبش رو خورد و قورت داد…کفرم دراومده بود…چون زنم تا حالا آب کیر منو قورت نداده بود و همه اش میگرفت رو پستوناش…این شد که کیرمو از تو دهن بهاره درآوردم و گذاشتم تو دهن ساناز و اونم شروع کرد به ساک زدن و خوردن و مکیدن کیرم…خیلی باحال تر از قبل داشت این کارو میکرد…ولی من نمیخواستم آبمو بریزم تو دهنش…میخواستم کاری رو بکنم که تا حالا نتونسته بودم…ووقتی دیدم بهاره داره پستونای ساناز رو میمالونه کیرمو درآوردم و رفتم پشت سر ساناز و کیرمو که حسابی خیس شده بود گذاشتم در کونش…ساناز یهو برگشت و گفت نه…ولی تا به خودش بیاد کیر من رفته بود تو کونش…بالاخره بعد از چند سال تونستم راه کون زنمو باز کنم…اونقدر فشار دادم و دادم تا آبم اومد و همه اش رو ریختم تو کونش…حالا زنم هم آب کیر قورت داده و هم آب کیر تو کونش بود و این دو تا براش تازگی داشت…ولی از همه باحال تر سامی بود که دوباره ساناز و گرفت و خوابوند رو تخت و خودش هم خوابید روش و کیرشو گذاشت تو کسش و شروع کرد به دوباره گاییدن زنم…منم بی حال گوشهء تخت نشسته بودم و بهاره آروم داشت با کیرم ور میرفت و هر دو صحنهء کردن این دو تا رو تماشا میکردیم…نزدیک به پونزده دقیقه سامی داشت ساناز رو میکرد و آخرش هم تا دید آبش داره میاد بلند شد و کیرشو گرفت رو سینهء ساناز ولیجهش آبش انقدر زیاد بود که به جای سینه،کل صورت ساناز شده بود پر از آب کیر سامی…پایان

فرستنده: شاهین


👍 4
👎 2
282282 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

333311
2012-09-05 04:43:22 +0430 +0430
NA

ضربدری.توانی.انتگرالی.تفریقی…دیگه ننویس.کون قشنگ و خوشگل دیگه ننویس

0 ❤️

333312
2012-09-05 05:36:36 +0430 +0430

خیلی خوب بود. اگر می تونی بازم بنویس

0 ❤️

333313
2012-09-05 05:42:43 +0430 +0430

نویسندکی-اهداف کون بلبلی داشتکی
"سلام دوستان این داستان خودم نیست "
خو کیر خوردی دزدیدیش!
“همونجا هم با یه پسر نیمه ایرانی نیمه آمریکایی ازدواج کرده بود”
کدوم نصفش ایرونیه کدوم نصفش آمریکایی؟
این سوژه ی مناسبی واسه تصویر پای این داستانه!
“کیرمو درآوردم و بهاره رو بلند کردم و کیرمو گذاشتم تو دهنش…اونم خوب ساک میزد…خیلی بهتر از بهاره ساک میزد”
بهاره خیلی بهتر از بهاره ساک میزد!
آخه کون بلبلیا چرا این فرهنگای آشغالو رواج میدین؟
غیرتتون رفته تو کونتون؟
این داستانا که همه هدف دارن
هدفتون تو کونتون
خب بریم سراغ مبحث دسشویی:
تخم ان چسبیده به سنگ مستراح
تخم گوز شیپوری
تخم حالت ان(جامد-مایع)
تخم چس سبز لجنی
تخم شاش زرد
تخم شاش سفید
تخم کرم ان(بیماران انگلی)
تخم سیفون
تخم سولاخ سنگ مستراح
تخم ان گیر سولاخ مستراح(“ان گیر” به اون وسیله های سفیدی گفته میشه که تو سوراخ مستراح میبندن تا هم بو از تو سوراخ نیاد هم منظره ی بدی ایجاد نکنه که ریدنو نکنه کوفت آدم)
تخم سیم پیچ(منظور از سیم پیچ،سیم پیچ موتور دستگاه تهویه مستراح است)
تخم تانکر تخلیه چاه
ننویس کون دلمه ای ننویس…
اینم تصویر سامی که نصفش ایرونی و نصفش آمریکاییه:
Compare

0 ❤️

333314
2012-09-05 05:45:11 +0430 +0430
NA

نخونین بازم تکراری بود
فکر کنم بابابزرگم اینو خونده بود وقتی هم سن من بود

0 ❤️

333315
2012-09-05 06:30:02 +0430 +0430
NA

خیلی حال میکردی که یک نفر دیگه زنت رو داره جر میده. ای تف به گور هر چی ادم بی غیرت مثل تو .دودکش نیروگاه تو کونت

0 ❤️

333316
2012-09-05 06:56:08 +0430 +0430
NA

آقا مهندس دمت جیزیلی بیزیلی
خوب ریدیدی به این تخم سگهای عنکبوتی
خودشون نمیدونن تخم کیهستن

0 ❤️

333317
2012-09-05 07:01:03 +0430 +0430
NA

بابا پارسا جون تو که ترکوندی داداش . . .
شورت ه این دوستمونو دادی دستش رفت :bigsmile:

0 ❤️

333318
2012-09-05 07:38:02 +0430 +0430

بازم این کلمه ولع
ولع به بعد رو نخوندم

0 ❤️

333319
2012-09-05 08:05:50 +0430 +0430
NA

تو بايد بري برا بچه هاي مهدکودک داستان بنويسي هر کس کشي پيدا ميشه مياد داستان مينويسه

0 ❤️

333321
2012-09-05 09:55:59 +0430 +0430

نخوندم
فقط کامنتها رو خوندم و حالشو بردم.
آخه یابو مرض داشتی اومدی داستان بی غیرتیه چند تا آدم کسخل تر از خودتو اینجا کپی پیست کردی؟
بی غیرتی هم شده مثل کونی بازی انگار طلای المپیک گرفته به زعم یکی از دوستان.
مودم وایمکس تو کونت
اسپیکرهای کامپیوترم تو کونت
سی پی یو تک هسته ای 1.80 هم تو کونت(هر کی میبینه میگه اینو از کجا اوردی، بخدا همین پارسال خریدمش ولی زیاد وارد نبودم سرم کلاه رفت:’()
کلا کیسش تو کونت
ولی مانیتورش خوبه اون دیگه نه!

0 ❤️

333322
2012-09-05 11:37:22 +0430 +0430

دادا شيره و داش كيان مخلصتونم؛حقش بود!
مازيار دمت گرم خيلي جالب كامپيوترتو حواله كونش كردي!

0 ❤️

333323
2012-09-05 12:27:24 +0430 +0430

بدرد خودم که نخورد 80 درصد بازیهایی که نصب کردم اجرا نکرد فقط بدرد کون این نویسنده میخورد.
من که مثل شما نقاد خوبی نیستم حداقل اینجوری اعتراضمو نشون میدم. :-)

0 ❤️

333324
2012-09-05 12:53:38 +0430 +0430
NA

حواله به نویسنده این داستان با استفاده از سَبک ( لغت نامه ی خایـه رُستمی) :

فارسی: بیا کیرمو بخور جَلقوز
هندی: دولاهه لیساهه جَلقیاهه
روسی: دودولوف بخوروف جَلقوزوف
ژاپنی: کیرومیشی مکو مکی جَلو قــَـکی
عربی: تناولل الکیر الجـَـلقاز
ایتالیایی: دودولینو بلیسینو جَلقوزینو

0 ❤️

333325
2012-09-05 13:35:41 +0430 +0430
NA

سامی به اورگاسم رسید !!!
پس نتیجه می گیریم اگه یکی نصفش آمریکائی باشه و نصفش ایرانی عوض اینکه ارضا بشه به اورگاسم می رسه !!!
کیر تمام ارتش هیتلر تو کونت

0 ❤️

333327
2012-09-05 16:19:47 +0430 +0430

مازيار حس شوخ طبعيت كه حرف نداره؛درضمن مگه ما كي هستيم؟
توم تكي داداش
كيان ابتکارت تو حلقم داداش
ماني جان ممنونم
دمت گرم كه نقش جاي تكاورو پر كردي برامون؛خدا خيرت بده!

0 ❤️

333328
2012-09-05 16:42:13 +0430 +0430

فنای معرفتتم مهندس
:-)

0 ❤️

333329
2012-09-05 16:56:04 +0430 +0430

سرور مهندسي داش مازيار :smile:

0 ❤️

333330
2012-09-05 16:57:59 +0430 +0430
NA

داش رستم :
دیگه داریم می هنگیم با این همه سلیقه نقادی تو ! :)
فقط میشه گفت چشمه ی نقدت همیشه جاری…
مازیار خان :
دمت گرم
همین الان خبر رسید که :
از طرف گروه های مخالف جوامع (گی -لز- کو…ی ها-ضربدریهاو…)
1مجموعه پیشرفته PC به همراه 1 مودم وایرلس
جهت قدردانی از شما
اسمبل و تهیه شده و تو راه منزلتونه
لطفا منزل باشید تا دوستان جهت نصب مزاحمتون بشن… :)
مهندس خان:
دمت اتشین

0 ❤️

333331
2012-09-05 17:11:08 +0430 +0430

بيا مازيار جان؛اينم از كامپيوتر جديد؛مباركت باشه
ايشالا چرخش واست بچرخه!
فقط مواظب اين يكي باشيو عصبي شدي حواله ي كون اين يكيو اون يكي نكني!
مخلصم داش چادويك :wink:

0 ❤️

333332
2012-09-05 23:19:50 +0430 +0430
NA

مانی جان ما چاکریم ، همیشه مخدون باشی عزیزم :bigsmile:
داش پارسا شما که جای خود داری ، آقا ما بدبخت حقیر، شما کوروش کبیر …
جیمز چادویک جان عزیز خودم ، همین که میبینم با کامنت هام دل تو رو شاد میکنم واسم بسه عزیز دل .

0 ❤️

333335
2012-09-05 23:57:10 +0430 +0430
NA

آخه لاشی امریکا رفتی؟

بچه جان ما اونجا بزرگ شدیم
اصلا اینطوری نیست

ی مشت احمق خرن که غیرت ندارند که توهمین جا هم هستند

خاک توسرت

0 ❤️

333336
2012-09-06 00:49:00 +0430 +0430
NA

کس که زن او با دیگری همبستر شود را دیوث نامند
و هرگز بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد.

توربین، بویلر، کندانسور و فید پمپ نیروگاه حرارتی لاس وگاس تو کس ننه جندت با این داستان کیری

0 ❤️

333337
2012-09-06 02:04:00 +0430 +0430

من يه سوال از همه دارم اگه بد چراميخونيدشون؟!!!

0 ❤️

333338
2012-09-06 03:26:25 +0430 +0430

وای
چادویک جان خوش خبر باشی. دارم از خوشحالی بال درمیارم.دمت آتشفشانی
مهندس دیگه از این یکی مراقبت میکنم داداش :-D

0 ❤️

333339
2012-09-06 03:43:52 +0430 +0430
NA

خوب نوشتی پس بهت فش نمیدم

0 ❤️

333340
2012-09-06 03:44:51 +0430 +0430

داش کیان ما تف شما آبشار نیاگارا… :WINK:
آفرین مازیار دادا،البته هرجاش که خوب کار نکرد سریع حواله کن!
یه دونه جدیدشو واست میفرستیم!

0 ❤️

333341
2012-09-06 04:36:54 +0430 +0430
NA

مازیار خان:
قابلتو نداره داداش
قدرشو بدون
pc و نمیگماااااا
اینکه این گروه خاطرتو میخواد…
اق مهننس :) :
حالا کجا حواله کنه؟
نمایندگی یا به قولی ماتحت نویسنده نماها؟

0 ❤️

333342
2012-09-06 06:02:33 +0430 +0430

نمایندگی به چه دردش میخوره؟؟؟
چیزیو که خوب کار نمیکنه باید حواله ماتحت این نویسنده های استجلاق کننده کرد!
مثه این شرکتی که ازش اشتراک اینترنت گرفتم
همون شرکترو حواله ماتحتش میکنم
شرکتی که ازش اشتراک گرفتم با همه ی کارکنان و مسوولان محترمش تو کونت خایه انبه ای!

0 ❤️

333343
2012-09-06 12:23:23 +0430 +0430
NA

خوشم میاد همه فحش میدن …
ما میخندیم.هههههههههههههههه

0 ❤️

333344
2012-09-07 00:27:58 +0430 +0430
NA

Solakh tala dg az ina nanevis damet garm age to hal mikoni 1nafar zaneto begad ama man khosham nemiad ke hata dastanesho bekhonam

0 ❤️

333345
2012-09-10 18:18:35 +0430 +0430
NA

زنده باد داش پارسا و داش کیان
عکسِ آمریکایی ایرانی مهندس و اشعار عالیه رستم واقعا خنده رو از رو برده !!
ای ول
مرسی واقعا

0 ❤️

333346
2014-06-06 16:36:09 +0430 +0430
NA

من اصلا فوش نمیدم اما این حقته

کس کیش رفتی یک داستانو خوندی بعد بااون افکار تخم سگیت اومدی عوضش کردی ای ک کیر خروس تو حلقت بچه جقیی توهمی

0 ❤️




آخرین بازدیدها