همه چیز اشتباهه (۱)

    1395/10/22

    نیمه های شب
    با نفس های کش دارش
    چشم باز خواهم کرد
    و خسته از لمس شدن های مداوم
    توسط مردی که نامش شوهر است برمیخیزم
    پاورچین پاورچین ب سراغ رفیق لحظه های نابم میروم،
    لیوان قهوه لب پر شده ام را میگویم... و به یاد تو و عاشقانه هایم بغض میکنم و اشک نیز...
    و دوباره کز میکنم در اغوش مردی که نامش شوهر است ...


    صدای موزیک بی کلام شاد و چندش اوره ورزش صبحگاهی همه خونه رو پر کرده
    اه لعنتی بازم صبح شد
    هه صب بخیر زندگی جهنمی!
    پتو رو روی سرم میکشم

    -اه محمد خفه کن این لامصبووو سر صبی
    بریده بریده میگه : چشم بانووو
    بازم کله صبی ورزش کردنش گل کرده
    زیر لب اهنگه مزخرفی رو زمزمه میکنه: خانومم تو رو دوس دارم نمیتونم از تو چشم برادرم باتو حس عجیبی دارم صداش نزدیک تر میشه
    + خورشید خانوم نمیخواد بیدار شه؟ صبح شده ها
    داد میزنم: نهههه
    پتو رو کنار میزنه چشامو محکم رو هم فشار میدم از نور بدم میاددددد
    (ای خبرتو بیارن ی حق علی)
    هه علی
    + خانومم؟
    -سکوت
    موهامو نوازش میکنه انگشتاشو رو بازوی لختم میکشه
    +خورشید خانوم نمیخوای یه صبحونه ب اقای خوشتیپتون بدی.گرسنه برم سر کار ؟
    -سکوت
    اعتماد بنفسشو برم
    انگشتاش ب نوک سینم میره
    عصبی بلند میشم و روی تخت میشینم
    -باشه باشه بیدار میشم برو فقط
    زیر چشمی نگاش میکنم مثل اینکه ناراحت شده بدن خستمو جمع میکنم سمت سرویس بهداشتی میرم
    احساس خستگی و کوفتکی دارم
    همه بدنم درد میکنه
    قیافمو نیگا هه
    چشمام قرمز
    موهای بلندم ژولیده و نا مرتبه

    به درک واسه کی خوشگل کنم همینجوریشم به سرش زیادم
    یه مشت اب رو صورتم میپاشم
    ...
    صبحونه ب هیج حرفی بین منو محمد صرف میشه
    سنگینی نگاهشو حس میکنم
    اصلا حوصله ندارم از دلش درارم
    سر درد لعنتی امونمو بریده
    بوسه ای روی موهام میشونه
    صدای بسته شدن در میاد
    نفس راحتی میکشم
    میپرم تو تخت چشمامو میبندم یاد رویای شیرین دیشبم میوفتم... باز این زنیکه اومد
    +خانوم ناهار چی بپزم
    -گمشو بیرون مهناز
    بیچاره مثل تیر در رفت
    خیلی خستم خیلی .
    سرمو رو زانو هام میزارم
    ناخوداگاه قطره اشکی از گوشه چشمم پایین میوفته
    °°°°
    وای قلقلکم ندههه
    علی قهقهه میزد: منو اذیت میکنی جوجه اره؟؟؟؟
    -من کجام جوجوسسسس؟
    +حرف نزن بچه
    میشینم روی پاش
    دستامو دور گردنش حلقه میکنم توچشماش زل میزنم چقدر این چشما بهم ارامش میده
    نرمی و داغی لباشو روی لبم حس میکنم خیلی اروم لبامو میک میزنه و منم همراهیش میکنم محکم تر لبامو میخوره و همزمان هلم میده تا روی تخت بخوابم گردنمو گوشمو لیس میزنه
    -آااااااااااهههه
    تابمو در میاره دور نافمو شکممو لیس میزنه واییییی
    باالا تر میاد زبونشو لای سینه هام میکشه زبونشو دور نوک سینم میچرخونه و من هر لحظه بیشتر غرق شهوت میشم
    جینمو شرتم رو باهم در میاره و ب دور ترین نقطه اتاق پرت میکنه
    رونامو بوس میکنه و لیس میزنه
    اب کسم راه افتاده
    سرشو هل میدم سمته کسم
    - آخخخخخ بخورشـــــــــ
    انگشتشو روی کلیتوریسم دورانی میماله وای بدنم گر میگیره
    -علـــے بخورشــــــــ
    زبونشو رو سوراخم میکشه وای زبونشو تندتند داخل کسم میکنه و بیرون میاره
    با لباش کلیتوریسمو گرفته و محکم میک میزنه
    همزمان انگشتشو با اب کسم خیس میکنه و داخل واژنم فرو میکنه و جلو عقب میکنه
    آهم بند نمیاد چشمامو بستم
    انگشت دومو فرو میکنه
    وایییییییی
    نمیخوام انقد زود ارضا شم خودمو عقب میکشم بهش میگم بشینه لبه ی تخت
    کیر خوشگلش بهم چشمک میزنه رو زمین جلوش زانو میزنم سرشو بوس میکنم زبونمو روش میکشم لبامو محکم دورش حلقه میکنم و واسش ساک میزنم
    تو چشاش نگاه میکنم از کاری که داشتم انجام میدادم لذت میبردم
    چون عشقم بود...
    +بسه فدات شم
    منو بغل میکنه تنش داغه
    ب پهلو میخوابونم
    +اذیت شدی بهم بگو باشه؟
    توی دلم بهش میخندیدم اگه میدونست چقدر دوسش دارم...
    کیرشو روی سوراخم میماله
    سیلی ب لپ کونم میزنه
    +اینا مال کیه؟؟؟؟؟؟
    - مال علیمه
    +زندگیه کیی شوما خانوم خوشگله؟
    - وای علی بکنش توووو بکنم اخخخخ
    با یه فشار نصف کیرش رفت تو
    اخخخخخخخخخخخخ
    اروم اروم تلمبه میزنه و قربون صدقم میره
    با هر تلمبه یکم بیشتر کیرش داخل میره
    منم که صدای اخ و اوخم خونه رو پر کرده روی کمر میخوابه و منم میشینم رو کیرش عین این که ترمبولی رفته باشم رو کیرش بالا پایین میپرم

    چه قد سکس برام لذت بخش بود
    داگی استایل پوزیشن مورد علاقم .
    از پشت کمرمو لیس میزنه و سینه هامو میماله
    -اههههههه محکم تر علی جونم واییییییی
    تلمبه هاش محکم تر میشه هر دو باهم ب ارگاسم میرسیم با یه آهه مردونه ابشو تو کسم خالی میکنه
    چشامم بستس خیلی حاله خوبیه
    نای تکون خوردن ندارم
    میاد بغلم میکنه و سرم روی سینش قرار میگیره
    موهامو نوازش میکنه
    + دوس داشتی؟
    -اوهوم
    +خورشید؟
    -جونه دلم
    +عاشقتم بخدا
    محکم لباشو میبوسمممم
    -من بیشتر
    لبخند میزنه
    +دیوونه
    -اگه تو نباشی ...
    نزاشت بقیه حرفمو بزنم لعنتی
    +من تا تهش هستم
    محکم تر بغلش میکنم


    °°°
    بخودم میام صورتم خیسه اشکه
    دیگه عادی شده
    لباسمو در میارم ب سمت حموم میرم
    اب سرد رو باز میکنم
    انگار که ی تابه رو از روی اجاق برداری و بگیری زیر اب سرد
    مورمورم میشه از سرما
    مهم نیست
    چرا از فکرم بیرون نمیای لعنتی
    دوباره بغض میکنم
    جلوشونمیگیرم از تهه دل گریه میکنم و زار میزنم از جهنمی ک دارم توش زندگی میکنم ...


    ادامه...


    نوشته: دختر افتاب

  • 9

  • 6




نظرات:
  •   مهرسانام
  • 9 ماه،1 هفته
    • 1

  • :( یاد عشقم افتادم دلم گرفت


  •   hosseinnak
  • 9 ماه،1 هفته
    • 0

  • نتونستم كامل بخونم قشنگ بود ولی حس تصنعی بودنش یه طرف و حس عشق از دست رفته یه طرف ولی در كل خوب بود/موفق


  •   1366razor
  • 9 ماه،1 هفته
    • 2

  • چه سگ اخلاق، بیچاره شوهره. یه کم اخلاق داشته باش بجای تخیلات تخمی (angry)


  •   hot_top_boy
  • 9 ماه،1 هفته
    • 1

  • انگوری باغت آباد
    بد خرابمون کردی


  •   sanazi123
  • 9 ماه،1 هفته
    • 1

  • اخه چرا واقعا؟ اشکم در اومد . اومیدوارم واقعی نباشه و سر هیچکس این بلا نیاد


  •   deep.blue
  • 9 ماه،1 هفته
    • 0

  • پنج ساله اینجام و تعداد روزهای فعالیتم شاید مجموعا دوهفته نشده ... قلم خوبی داشتی و افرین گرچه بدیع نبود.. اما حسی رو در من جرقه زدی . حس میکنم دوست دارم داستانم رو روایت کنم.. شاید جایزه ندن بهم بچه ها اما میدونم ردش هم نمیکنن .. امیدوارم بعد امتحانات بتونم این داستان احتمالا پنج قسمتی رو براتون آماده کنم


  •   aftabgardoon7670
  • 9 ماه،1 هفته
    • 0

  • مرسی از نظراتتون. اما داستان ادامه داره
    مسیحای عزیز زود قضاوت نکنید خیلی اتفافا هنوز مشخص نیست


  •   peymanzoj
  • 9 ماه،1 هفته
    • 0

  • داستانت قشنگ بود ولی از سبک نوشتنت که نمیدونم شعر بهش میگی یا نا خوشم نیومد


  •   Joséphinne
  • 9 ماه،1 هفته
    • 1

  • کاملا نظر مسیحا رو دارم.


  •   aghayedoktor
  • 9 ماه،1 هفته
    • 0

  • قلمت خوب بود.افرین.منتظر بقیش هستم


  •   Maya121314
  • 9 ماه،1 هفته
    • 0

  • یاد کلیپ broken angel. از آرش افتادم
    خوب بود


  •   زنجیر
  • 9 ماه،1 هفته
    • 0

  • عجب نگارش زیبایی


  •   _SEXIRO_
  • 9 ماه،1 هفته
    • 0

  • از هر داستانی نمیشه تعریف کرد ولی نویسنده محترم
    داستان شما تقریبا قابل قبوله امیدوارم با یکم پرداختن به شخصیت ها یکم داستانو بهتر کنین


  •   AssLicker
  • 9 ماه،1 هفته
    • 0

  • تو که دلت پيشه يکي ديگه مونده گه ميخوري شوهر ميکني ... از اين مدل دختراي لجن متنفرم ....


  •   پسرباکره1370
  • 9 ماه،1 هفته
    • 0

  • یه فیلسوفی میگفت ،ازدواج کن عشق خودش میاد


    عشقای قبل ازدواج چیزی جز درد ندارن.


    به شوهرت فکر کن که عاشقانه تو و زندگیشو دوس داره،،‌به کسی که توو سختی هات هم کنارته


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو