چگونه عاشق کیر شدم (۳)

    ...قسمت قبل


    بعد از حال کردن با حسین در اطاق من روی ما به هم باز شد. حسین تعریف میکرد چطور کیر بهرام را میمالد و چه چیزی حشری اش میکند و من هم از مالیدن کیر سیامک برایش میگفتم. از فیلم های پورن هم زیاد حرف میزدیم و هر وقت من میل دست زدن به کیرش را داشتم بهش میگفتم وبا همدیگر در توالت مدرسه یا اطاق من و یا اطاق او خلوت میکردیم و برای هم یا روبروی همدیگر جلق میزدیم. پدر و مادر من از رفت و آمد های مرتب حسین به خانه ما و به اطاق من کمی تعجب کرده بودند چون سابقه نداشت که من یک همکلاسی را اینقدر به خانه بیاورم. من با توضیح اینکه کار دبیرستان خیلی زیاد است و باید دو تایی از پسش بر آمد، کنجکاوی پدر و مادرم را بر طرف میکردم. یکروز که ته کلاس کیر همدیگر را از روی شلوار میمالیدیم و از سکس حرف میزدیم حسین گفت “گذاشتن معامله لای پا ها و عقب جلو کردن باید خیلی حال بدهد” در جوابش گفتم که لای پا گذاشتن را در فیلم های پورن دیده ام و حسابی حشری شده ام” . خلاصه قرار شد یکبار امتحان کنیم.


    یک روز که کسی خانه نبود و حسین برای جلق زدن آمده بود پیش من تصمیم گرفتیم که کار لاپایی را انجام بدهیم. من خودم را پیشنهاد کردم و به حسین گفتم بیا بمال وسط ران های من. هر دو لخت شدیم و حسین پشت من قرار گرفت. کیر سفتش را میکشید روی کونم. گفتم اینطوری نه بگذار لای پام. حسین کیرش را با تف خیس کرد و لغزاند لای ران های من. پا هایم را به هم فشار دادم و شروع کردم عقب و جلو کردن. وای چه حالی میداد. حسین هم هماهنگ با حرکات من عقب جلو میکرد. کیرش لای پای من میرفت و میامد و سرش به زیر خایه هایم میکشید. کیر من حسابی راست شده بود بطوری که وقتی حسین کیرش را لای پاهایم فرو میکرد سعی میکردم با قوس دادن به کمرم کیرم را به کیرش بمالم ولی خیلی مشکل بود.
    بعد من لای پای حسین گذاشتم و عقب جلو کردم. دستهایم را روی پهلوهایش گذاشته بودم و سینه من به پشت او چسبیده بود. از تماس بدنم با بدن لخت حسین لذت میبردم. داغ و نرم بود.خیلی دلم میخواست خودم را به بدن لختش بمالم. لای پا های حسین نرم بود و داشت آبم میامد. کشیدم بیرون و رو به حسین ایستادم. “حسین اینکار رو میتونیم با جا های دیگه هم بکنیم” حسین پرسید “مثلا؟” گفتم “بیا، مثلا زیر بغل یا روی گردن”
    دو زانو نشستم زمین و به حسین گفتم پشت من بایستد و کیرش را بمالد روی شانه و گردنم و در همان حال سرم را روی شانه ام کاملا خم کردم. کیر سفت و داغ حسین بین گردن و طرف راست صورت من عقب و جلو میرفت و من هر چه بیشتر سعی میکردم طوری گردنم را خم کنم که کیرش به همه جای گردن و لپم بمالد. محشر بود. انقدر از مالیدن کیرش به پوستم حشری شده بودم که دلم میخواست بگیرمش توی دهنم. تا به حال نه کیر لیسیده بودم و نه مکیده بودم. اولین بار بود. دهانم را باز کردم و همانطور که نشسته بودم طوری چرخیدم که کیر حسین به لب هایم خورد. کیرش را با دست گرفتم و سرش را حسابی مالیدم روی لب ها و گونه هایم. حسین از لذت ناله میکرد و چشم از من بر نمیداشت. وقتی همه جای صورت و گردنم را به کیر حسین مالیدم سرش را بین لب هایم گرفتم و زبانم را رویش کشیدم. لذتی که میبردم توصیف شدنی نیست. با ولع دهانم را تا میتوانستم باز کردم و کیر حسین را تا حد امکان بلعیدم. کیرش به سقف دهنم و زبانم میخورد و مزه ای دلپذیر و شهوانی دهانم را پر میکرد. چه مزه خوبی داشت. به خودم گفتم حالا که تا اینجا آمده ام چرا جلوی خودم را بگیرم، تصمیم گرفتم بی پروا و بی پرده کاری را که به من لذت میداد انجام دهم. شروع به مکیدن کیر حسین کردم. لب هایم دور کیرش تا پایین میرفتند و سپس تا سر کیرش بالا میآمدند. بعد از چند بار مکیدن آن هم با ولعی که من میمکیدم، کیرش را از دهانم بیرون میاوردم و از بالا تا پایین میلیسیدم و وقتی خوب خیس شده بود به صورت و گردنم میمالیدم. سپس دو باره تمام کیرش را در دهانم فرو میبردم و با ولع میمکیدم. انگار گرسنه ای بعد از روز ها گرسنگی به غذا رسیده است. حسین از خود بیخود شده بود و من میدیدم که فقط خیره به حرکات من نگاه میکند. چشمهایش پر از میل و شهوت بود.
    ناگهان حس کردم که کیر حسین باز هم سفت تر شده و حرکات حسین هم تند تر. تا آمدم بفهمم که چه خبر است آب حسین در دهانم پاشید. به سرعت کیرش را از دهانم بیرون آوردم و آب کیرش که هنوز با جهش بیرون میریخت روی گونه ها، گردن و لب های من ریخت. آن چند قطره توی دهانم را تف کردم کف دستم و شروع کردم به جلق زدن جلوی حسین. انقدر شهوتی بودم که آبم خیلی سریع آمد. وقتی هر دو کمی آرام شدیم حسین با لبخندی گفت “تو انگار دوست داری آب منی به خودت بمالی. منم بدم نمیاد” هردو آب منی های مخلوط شده را به بدنمان مالیدیم و وقتی خشک شد لباس هایمان را پوشیدیم. حسین دائم سوال میکرد میخواست بداند کیرش توی دهن من چه مزه ای داشته. میگفت که تا بحال اینطوری و با ای شدت شهوانی نشده بوده و لذت نبرده بوده. به حسین گفتم دفعه بعد نوبت تو است و مزه کیر من را خواهی چشید. حسین زبانش را روی لب هایش گرداند و لب هایش را خیس کرد. داشتم دوباره راست میکردم و لی برگشتن پدر و مادرم به خانه نزدیک بود و نمیشد معطل کرد. حسین رفت و من احساسی عجیب در دلم میپیچید و نفسم را تند میکرد. دلم حسین را میخواست. دلم میخواست دائم کنار من با شد و بدن های لختمان را به هم بمالیم و بی وقفه به یکدیگر لذت بدهیم. یک گنجینه بی پایان از لذت پیدا کرده بودم.


    نوشته: Mirilop

  • 6

  • 10




  • نظرات:
    •   j.j.buffon
    • 1 هفته
      • 5

    • چه با افتخار هم تعریف میکنه . انگار سیمرغ بلورین جشنواره فیلم کن رو بهش دادن


    •   mehdisaadi
    • 1 هفته
      • 0

    • کونی دادم کیری خوردم جریمه، حال و روز من و کونم همینه


    •   Emad_er
    • 1 هفته
      • 5

    • کیرم تو این لفظ نوشتنت


    •   Neshane21
    • 1 هفته
      • 4

    • سرِ جَدت برو همون روزنامه ورزشیتو صبح به صبح از دکه بخر این شهوانی و بذا واسه بقیه برو عمو جون


    •   ARYA52
    • 6 روز،23 ساعت
      • 2

    • کون کونک فلسفی و ادبی
      مزه شهوانی دیگه چیه کون گلابی؟
      میشه بسه لطفاً


    •   1122focker
    • 6 روز،22 ساعت
      • 5

    • آری به راستی آلت جنسی حقیر به همراه چهل تن از یارانم در دهانت، اکنون در داستان بعدیت مزه این چهل آلت را برایمان نقل کن، پسرکه مدفوع خوار، مهبل طور


    •   ArashshshGB21
    • 6 روز،19 ساعت
      • 0

    • بهترین داستان گی فقط "آرش مفعول واقعی" برید بخونید ببینید چقد جذابه


    •   Alouche
    • 6 روز،14 ساعت
      • 0

    • کثیف


    •   مسیحی۰
    • 6 روز،14 ساعت
      • 3

    • لعنت و تنفر بو هر چی کونیه یا گیه.
      تف به ذاتتون.
      تولد شماها یک اشتباه بزرگ بود.


    •   آپو
    • 6 روز،13 ساعت
      • 1

    • به شدت باهات موافقم
      مسیحی جان.
      اونها لایق زندگی نیستند
      ‏ اگرهم باشند باید مثل جزامیها قرنطینه بشند.
      مسیحی جان تو راهبر و بزرگ مائی.


    •   gankr.koy
    • 6 روز،13 ساعت
      • 0

    • مسیحی محترم و آپو جان منم صد در هزار موافقم،
      ولی یک نظریه موثق پزشکی آلمان هستش که بیان میداره این جماعت کونی و گی به قول خودشون مثل خوک مریضند و باید بستری و درمان شوند.


    •   Nazman
    • 6 روز،10 ساعت
      • 0

    • کیرم را بخورید. آه


    •   Jay_Salve
    • 6 روز،7 ساعت
      • 0

    • لحن داستانت به سبک عصر حجر بود


    •   Alijokerrr
    • 5 روز،12 ساعت
      • 0

    • سلام،اومدم مشهد مسافرت،هتل گرفتم،سه شب هستم،یه پسر بات باحال واسه خوشگذرونی و عشق وحال پیام بده،
      خودم 27


    •   Alijokerrr
    • 5 روز،12 ساعت
      • 0

    • سلام،اومدم مشهد مسافرت،هتل گرفتم،سه شب هستم،یه پسر بات باحال واسه خوشگذرونی و عشق وحال پیام بده،
      خودم 27


    •   lorn05
    • 5 روز
      • 0

    • مسیحی تو خیلی کوچیک تر از این حرفایی که بخای گی هارو قضاوت کنی . کاری به داستان این یارو ندارم این میخاد راست باشه میخاد کسشر حق انتخاب دارم بخونم یا نخونم .
      اگه حرفت به گی های واقعی بود باید خدمتت عرض شه تو جزو همون ادمایی هسی که هیتلر گفت نابودشون کنید . از دین و مذهب هم هیچ اشغالی غیر از شما نمیشه توقع داشت . چه اسلام چه مسیحیت چه هر چیز دیگه . مهم نیس ما ادمای خوبی هسیم یا بد مهم اینه که تو به کسی مث من توهین کردی و نشون دادی ارزشت در حد خداست. عددی واسه حرف زدن نیستی . این از تو .
      .
      .
      .
      .
      آپو . تو به احتمال زیاد مسلمونی . چون مسلونا گرایش عجیبی به برده شدن برای کسی که افرینندشونه دارن .
      حتی خود مسیح هم لیاقت رهبر بودن نداشته این یارو که هیچی .
      تو با اون حرفی که زدی لطف بزرگی به ما گی ها میکنی . اگه قرنطینه بشیم از شر اشتباه پس افتاده هایی مثل تو راحت خواهیم بود .
      اینم از تو .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      Gankr.koy تو از لحاظ اهمیت اخر این پستم قرار میگیری چون از آپو و مسیح هم حقیر تری .
      تو تازه با آپو موافقی اون خودش یه بردس . ازینکه بگذریم میرسیم به نژاد تو . تو پس افتاده و حاصل 40 سال رژیم اسلامی هسی که اون مثال رو زدی . مثل خوک مریضن . اول از همه باید گفت همه ی خوکا مریض نیستن . و دوم تحقیری که تو حرفت بود . ینی خوک رو برا تحقیر گی ها استفاده کردی . بهر حال از رژیم اخوندی و تخم اخوند چیزی غیر این انتظار نمیره . و اخر هم اینکه خیلی دلم میخاد اون دکتر المانی که گفتی گی بودنو بیماری میدونه رو باهاش حرف بزنم . یا حد اقل مقالشو داشته باشم که توش احتمالا دلایلی هم واسه این حرفش داره و حکما دکتر ها و سازمان بهداشت جهانی و ازین دسته سازمان ها تاییدش کردن .
      .
      .
      .
      و در اخر هم میگم که من کاری به داستان این یارو ندارم . من توهین و تحقیر که به گی ها شد رو کار دارم و جلوش وا میسم .
      تمام


    •   aminrezvani
    • 4 روز،10 ساعت
      • 0

    • سلام خیلی ببخشید من یک گی نیستم ولی هر وقت ميام و کامنت ها رو زیر داستان همجنس گرايان میبینم انگار جنگ جهانی راه افتاده چه خبرتونه بابا؟ بیاید داستان رو بخونيد برید دیگه به شما چه ربطی داره که کی کون داده یا کی کرده؟ همین کارا رو کردیم که به ما ایرانیان میگن جهان سوم از بس ما ایرانی ها سرمون تو کون همدیگه است به شما چه ربطی داره کی چه کار کرده؟ وا


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو