شیطونی من که به تجاوز ختم شد

    اینا داستان نیست اینا سوالایه زندگیه منه که عین کیرتون راسته و هرگز جوابشون رو پیدا نکردم
    اولا از همینجا ی سلامی عرض کنم خدمت درز عقب و طول چاک کس عمه سازنده برازرس و پورن هاب با این داستاناشون . دلیلشم الان شرح میدم
    سیزده سالم تموم نشده بود ک ی روز ی کونکشی مارو با پدیده ای به نام جق اشنا کرد و تمام مسیر زندگی ما از افلاک به سمت فاک کج شد.
    شروع کردم به کشفیات زندگیم و از جق سرعتی بگیر تا کیسه فریزر پر اب گرم تاااا کردن کیر لایه پتویه گلبافت و پوست موز
    دیگ نتیجه اصلا نمیداد جقو این چیزا
    دیگ کم کم مرد شدیم و فوش ناموسی یاد گرفتیمو سیگار کشیدیم و حس شاخ بودن میکردمو همه چی طبق روال پیش میرفتو رسیدیم به 16 سال ک دیگه زده بود بالا اصلا بدجور
    از دنبال کردن گربه های ماده محل بگیر تااا انگشت کردن قلی پسر همسایه رو تست کردیم ولی هیچ کودومش به ارضا شدن هم نمیرسید
    کم کم یاد حرف امام راحل افتادیم که میفرمود حریم شخصی مال خر است
    ماهم گفتیم چی بهتر از مال خر؟ رفتیم سراغ فیلم گرفتن از دختر همسایه و عمه بگیر تااا مخفی کردن گوشی تو اتاق وقتی اشناها میخواستن لباسی چیزی عوض کنن تو مهمونیا
    ولی بازم ب جق ختم میشد چون تخم کاری با کسیو نداشتم
    یعنی داشتمم فایده نداشتا
    سیکیم فیس سیکیم فیس بودم و هنوزم هستم
    دیگه کار روزو شب شده بود دیدن پورنو گرافی و سرچ کردن خضیب لیسیو توپک معقدی تویه ویکی پدیا ک گفتم بابا کیر تو زندگی برم کصی چیزی جور کنم
    17 سالم بود که با ی دختره دوتا کوچه اونور تر رل زدم که رل چ عرض کنم لز زدم چون تنها استفاده ای که بلد بودم از کیرم بکنم مالشش بود لایه بالش
    بگزریم اوردیمش خونه وقتی ننه بابا نبودن گفتیم خووووووب
    این همه فیلم دیدیم بزار عملی کنیم
    ازینجا به بعدش مو به مو میگم عین واقعیت
    دختره 19 سالش بود از من سیکیم فیس تر قدش اندازه اجاز گاز خونمون ازش لب میگرفتم دقیقا حس میکردم با عباسه اقا مصطفی خدا بیامرز لب میگرفتم از بس سیبیل داشت رفتیم بالا تنه رو ولش کن پایین بهشته
    لباسشو با التماسو قول ازدواجو میام با ننت حرف میزنم در اوردیم که دیدم عه پسره
    یعنی ممه های من از اون گنده تر بود
    سریع دس کردم تو شورتش دیدم نه کیر نداره یکم خیالم راحت شد
    گفتیم ولش کن ممه هم مهم نیست مهم لایه پایه ک اون دیگه بهشت نباشه مث ایران خودمون که ابو برقش مجانیه و عالیه و اینطورا هستش
    اقا نمیدونم با پدیده ای به نام واجبین یا ژیلت اشنا نشده بود چی بود که کشیدم پایین شورتو فک کردم کله دوستم ممده که اینقدر موهاش فره
    گفتم ولش کن چیکار ب قیافش دارم
    خواستم یکم تریپ لاو بردارم یکم از بدنش تعریف کردمو چشمتون روز بد نبینه شورتشو برداشتم مث این پورنا ک چشاشونو میبندن شورتو بو میکشن بو کنم ک ی بویه عمیقی ک کشیدم یهو حس کردم امونیاک غنی شده وارد ریم شد
    فک کردم اشتباهی پوشک داداش کوچیکشو پوشیده ک بو اسهال میده
    خلاصه بعد ی رب حالم جا اومد گفتم برم یکم براش بخورم حال کنه ک بهم حال بده
    میدونستم بو میده ولی نمیخواستم تو ذوقش بزنم با خودم گفتم وقتی میخورم بو نمیکشم دیگه.چه خیالیه؟
    خلاصه زبونم به چوچولش رسید ی لیس محکم زدم ک حس کردم دبه های سیر ترشی مامان بزرگ خدابیامرزمو تو دهنم باز کردن
    بویه زنا ک میگن دقیقا اینه لعنتی
    میخواستم معرفیش کنم به ارگان های دولتی که از کصش مواد شیمایی برای جنگ با اسرائیل درست کنن که به فرموده رهبر عظیم شئن مسلمین تا 25 ساله دیگه نابودش کنن که البته با بوی کص این میشد امریکارو 3 روزه فتح کرد ولی خلاصه گفتیم مردمش گناه دارن منصرف شدیم
    گفتم عزیزم هوس لب کردم بیا لب بگیریم
    لب گرفتن با اون سیبیلاش بهتر از لیسیدن کصش با اون موهاش بود
    خلاصه گفتم بخواب از پشت بکنمتو قول میدم سرشو بکنمو بدت اومد در میارمو قبلا ی خرس کردم هنوز ک هنوزه هر هفته برام عسل میاره و اینا و بقیشم نمیگم چون خودتون کصکش عالمین میدونین
    خلاصه گفتیم گشاد کنیم گفتم مث این پورنا با انگشت بکنیم توش گشاد شه
    انگشت اول سفید رفت تو زرد برگشت
    دوباره رفت توش هویجی برگشت
    دوباره رفت توش اسهال برگشت
    دیگ انگشت نکردم ترسیدم دفه بعدش یکی از شعب فاضلاب تهران بزرگ باشه که بیخیالش شدم
    گفتم ولش کن میدم دهنش ساک بزنه اصن
    ازین بچه های شهوانی شنیده بودم که ساک میزنن ادم میره تو ابرا و این کسشعرا که کیرمو کرد تو دهنش فقط 3 ثانیه گرمایه اولش خوب بود یهو حس کردم زمبه بهم حمله کرده داره از کیرم منو گاز میگیره ک بخوره
    مث گزار یوبس شده نعره زدم گفتم کندی پوستشو لعنتی که شروع کرد از خودش تعریف کردن ک دفه اولمه و پاکمو بلد نیستمو این کسشعرا که گفتم باشه نکنیمون مریم مقدس
    گفتم داگی شو
    سرش رفت تو عین پیکان 60 که تو دنده استارت میزنی رفت جلو
    گفتم تخمی مقام بیا عقب اروم میکنم
    خلاصه با توکل بر ارمان های امام راحل پدرمون در اومد تا ته کردیم توش ک 30 ثانیه نشد ابمون اومد
    ای بر پدرت لعنت جانی سینز چطوری ابت نمیاد؟
    گفتیم ولش کن هرچی بود بهتر از جق بود همینشم بد نبود لاقل از کلید جناب روحانی دردش کمتر بود که هنوز کیرمو نکشیده بودم بیرون ک صدای گوزی بود که اومد و مث اتش فشان فعال شده خانوم شروع کرد به ریدن و داد زدن که نمیتونم خودمو جمع کنم ک 10 ثانیه نشد فرش شد پر از گوه و اب منی
    منو میگی؟ عین کرگردن یتیم شده زل زده بودم ب افق گریمم نمیومد
    اینو کجای دلم بزارم؟
    جنده خانومو فرستادم دیدم ساعت 4 ظهره ننمم ساعت 9 نهاتیش خونس
    قالی شویی که فرش کثیف میگیره نه فرش اسهالی اونم در این حجم و ابعاد گوه
    خلاصه عنارو جمع کردم ریختم تو پلاستیک از پنجره انداختم وسط خیابون که هواسم نبود اشغال خشک نیست و اسهاله
    عین بمب هیروشیما صاف خورد وسط کوچه زارت ترکید کوچه رو گوه برداشت
    کوچه خلوت بود کسی متوجه نشد اون لحظه ولی کنتر از 5 دقیقه همه دورش جمع شدن و هرکی ی نظریه میداد
    یکی میگفت گاو ها پرواز کردن یاد گرفتن یکی میگفت ابو برق مفتیه امامه یکی میگفت جناب روحانی تحریمارو شکسته این شیرینیشه
    خلاصه گفتم ب کیرمو فرشو جمع کردم بردم پشت بوم که بشورم
    فرش 9 متری بود تمام عضله هام تیکه تیکه شد تا بردمش بالا
    حالا مگه پاک میشد؟
    فقط همون ی قسمت رو شستمو اوردمش پایین بستمش به سشوار گرفتن
    بعد 2 ساعت و نیم اون قسمت خشک شد و فرش نو نو شد و گفتیم بفرما اینم نسل کوروش ببین چقدر باهوشم
    خلاصه ساعت 9 شد زنگ در خونه به صدا در اومد با خوشحالی درو باز کردم که ننم 3 قدم تو نیومده بود ک گفت الهی بمیرم برات کی ام اس گرفتی؟
    گفتم مامان ام اس چیه چی میگی؟
    گفت عزیزم با من راحت باش من مادرتم خونه رو بو گوه گرفته معلومه اختیار خودتو نداری مادر جان بگو بهم چی شده چند وقته پاهات بی حسه شده
    تازه متوجه سوتیمون شده بودیم که چون مشام من پر ز بویه گوه بوده بو رو نمیفهمیدم ولی ننم ک از بیرون اومده قشنگ حس کرده خونه پر از بویه گوهه
    اون شب ننم با گریه خوابید ک ما بی اختیاریه معقدی گرفتیم و بعد یکی دو روز فهمید مشکل از من نبوده بیخیال شد
    گفتم ولش کن کون لق دختر بازی اصلا این چیزا ب ما نمیاد
    گفتیم بریم همجنس بازی ک فازش عالیه
    ولی اخه با کی؟
    رفیقام ک ادم نبودن
    یکی اصغر سیبیل بود که از دور میدیدیش انگار میرزا کوچک خان زنده شده
    علی پشمی هم مالی نبود بدنشم عین گوریل انگوری بود
    ی رفیق افغانی داشتم تمیزا .سفیده سفید
    اینو مخ کردیمو گفت باهم تریپ لاو برداریمو گیو این چیزا
    خونه ک جور نشد گفتیم بریم بالا پشته بودم خونه ما
    خلاصه رفتیمو اول گفت براش ساک بزنم
    مام عین الکسیس ساک زدیم براشو دیگ توضیح نمیدم چقدر کیری بود ولی شق درد آدمو وادار به هر کاری میکنه
    گفتم داگی شو نوبت منه
    کیرمو با ی حرکت زیبا عین هلو فرستادم تو کونش که ی اهی کشیدو گفت اروم
    هنوز 3 دقیقه نشد ک ی دستیو رویه شونم حس کردم
    کیر مبارکم ب 2 ثانیه نکشید ک شد عین موش اومد بیرون از کون رفیقم
    دیدم پسر همسایه بالای که مجرده و گه گاهی سلام علیک داشتیم مارو دیده
    همونجا خطو نشونارو کشید ک ندین بکنم به همه میگمو اینا که گفتیم بابا بیا بکن
    ی دست اساسی رفیقمو گایید ک رفیقم با اشک و گریه رفت خونه و قطع رابطه کامل شد به منم گفت فردا بیا خونمون ساعت 6 ظهر و منم از روی ناچاری گفتم باشه
    فرداش داد دهنم ی ساک مشتی براش زدم و کونمو با گریه باز کرد و تا 2 روز راه نمیتونستم برم
    از 17 سالگی تا 19 سالگی که کونیش بودم و باباش راننده کامیون بود و هرگز نبود ننش هم اکثرا بعد از ظهرا نبود و 2 سال متوالی ترتیبمو میداد
    دیگ این اخریاش اختیار گوزمو اصلا نداشتم چون سوراختم کامل باز بود
    هفته ای 2 بار حتما کون دادنو داشتم
    افسرده شده بودم و دل و دمغ برای زندگی نداشتم
    که از اونجا رفتیمو من خلاص شدم
    الان 24 سالمه و هنوزم فکر ب اون اتفاقا خیلی ناراحتم میکنه و پیشنهاد میکنم سمت این چیزا نرین
    این بود خاطرات تلخ و شیرین نوجوانیه من
    امید وارم درس عبرت بگیرین هرچند میدونم به کیرتونه


    ادامه...


    نوشته: بدبخت😑

  • 150

  • 15




  • نظرات:
    •   swinger198968
    • 6 ماه
      • 5

    • عالی. یه دل سیر خندیدم


    •   شکیلاmj
    • 6 ماه
      • 1

    • خخخ خیلی باحال بود چه ناسزاها به دختره بیچاره گفتی اخرم کون خودت گذاشتن بازم بنویس عالی مینوسی (ok)


    •   Niloofaraneh00
    • 6 ماه
      • 1

    • وای پوکیدم از خنده


    •   Nafaaasi_u
    • 6 ماه
      • 0

    • مزخرف


    •   SINA.KOSKON
    • 6 ماه
      • 0

    • کیرم دهنت خیلی باحال بود ...


    •   babak13610
    • 6 ماه
      • 0

    • دمت گرم . عالی بود . (rose)


    •   Sepehr_2000
    • 6 ماه
      • 0

    • آخیش راحت شدم
      هم چون دارم میرینم
      هم چون بعد از مدت ها داستان خوب شنیدم


    •   35741
    • 6 ماه
      • 0

    • نه عزیزم یکی از فامیلای ما سه پسر داره بزرگه و کوچیکه هردو کونی بودن الان زن گرفتن و جوری رفتار مبکنن که انگار ملتی که اونارو کرده بود اونا اون ملتو کردن اینارو فراموش کن و دنبال گی نباش و مثل مرد دختر بکن یه دختر ترو تمیز گیر بیار و باهاش لذت ببر و این چیزا که گفتی رو فراموش کن هرکی بگه از بچگی کون کونکی نکرده دروغه هممون کردیم نوبتی کردیم و دادیم ولی لاپایی خخخ


    •   2Del
    • 6 ماه
      • 0

    • دست به قلمت بد نیست ادامه بده


    •   DON_BEEN
    • 6 ماه
      • 1

    • داداش عالی بود


      ولی حظرت عمام فرمودند اقتصاد مال خر است نه چیز دیگری


      حالا کجای خر رو دقیقا منظورشون بود نمیدونم


      شمام تصیحیح کنید باشد با مال ایشان محشور بگردید


      فعلا که مال ایشون چهل ساله مال ماس


      دمشون هم گرم


      نور به قبرش بباره الهی


    •   kirshik
    • 6 ماه
      • 0

    • دمت گرم.واقعن خوب نوشتی.کلی خندیدم.


    •   amir.ymcmb1
    • 6 ماه
      • 2

    • پاره شدم از خنده نصفه شبی، ببین فقط تو بنویس خیلی خوبی


    •   Reza429
    • 6 ماه
      • 0

    • قشنگ بود


    •   Ali.ang
    • 6 ماه
      • 0

    • درکت‌ میکنم منم یبار دختر آوردم خونه دانشجویی رو پتو رفیقم گذاشتم کون دختره به دقیقه نکشید دختره رید رو پتو و اونروز کلی پتوش رو شستم آخر شب بنده خدا پتو انداخت سرش بخوابه یجوری زل زده بود به سقف حرفی هم نمیزد ببینم فهمیده یا نه ?? ولی دفعه بعدش فهمیدم چجوری باس از کون بکنی که نرینه


    •   Hrah7
    • 6 ماه
      • 1

    • سلام من اونم ک جقو یادت دادم به منم باید بدی


    •   shaokahn98913
    • 6 ماه
      • 0

    • دوست گلم کاری به داستان ندارم که واقعیت داشت یانه..


      اما انصافا خدا عزتت رو روز افزون کنه . همین که قلمت به طنز و خنداندن ملت تایپ میکنه . این نشون دهنده فتوت و جوانمردیته که برای لحظات یا دقایقی مردم رو از این حال روزهای تلخ بیرون میکنی و لبشون رو به تبسم وا میداری..


      دمت گرم سالم باشی مرد..


      ادامه بده منتظر قلم های بعدیت هستیم..


      یاحق....


    •   bestpowerman
    • 6 ماه
      • 0

    • من خیلی داستان اینجا خوندم و تا حالا نظر ندادم ولی خیلی باحال بود دمت گرم.


    •   Aber11
    • 6 ماه
      • 1

    • باحال بود. کلی خندیدم. مخصوصا آب و برق مجانی عمام که فرود اومده بود که کوچه (rolling) (rolling)


    •   Arash zx
    • 5 ماه،4 هفته
      • 2

    • کیر تو دهنت ریــــــــدم از خنده دیگه نمیدونم چیکار کنم


    •   هاشووم
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • خو کسخل پلشت حالا یارو گفت بیا یکیشو بده توام رفتی دادی بش میگفتی برو بگو تو داشتی میکردی کردن ک ترس نداره همه بفهمن


    •   sinema
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • یعنی خدا لعنتت کنه پاره شدم از خنده


    •   boy_pasargad
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • (dash)
      فک کنم امیر ژوله اومده داره داستان مینویسه
      هر کی هستی منتظر بعدیشیم


    •   Ma2tai
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • عالی بود فقط طنز بنویس


    •   mamad_alone
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • اول که کون نده .
      دوم یجوری که صداش در نیاد برو اون یارو رو لت و پاره کن چند نفری بهتره .
      کص کردن اون قدرا هم سخت نیس کافیه مکان داشته باشی باقیشم یه ذره صبر و تحمل و داشتن یه ذره پول .


    •   hesabdar22
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • دمت گرم خیلی با حال بود


    •   SSAa699
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • واااای که چقدر خندیدم ....
      ممنونم دستت درد نکنه خیلی قشنگ بود.
      لایک عزیز دلم . :) (rose)


    •   sepideh58
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • عالی بوداااا (rolling) (rolling) (rolling)


    •   Rooh65f63
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • خوب بود دمت گرم


    •   metallicboy
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • دهنتو گاییدم
      خیلی خوب بود :)))))


    •   Hooman.esf.60
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • پسر معرکه بود
      ای ول چشمام اشک اومد
      انقدر خندیدم
      دمت گرم اگه میشد صد تا لایک بهت میدادم.


    •   Idingun
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • عالی بود lol


    •   Hamid744
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • دمت گرم خیلی جالب بود


    •   darya54
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • وای عالی بود.مرسی که باعث شدین بعد از مدتها بخندیم و روحمونو شاد کردین.
      قلمتون عالیه.
      با دوستان موافقم.در حد طنز ،طنز پردازای معروفه.ای کاش میشد به تصویر درش آورد.
      پایدار باشید و بیشتر بنویسید.جای نوشته هاتون اینجا خالیه


    •   Meysm_kwoin_kon1
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • خیلی خوب بووود لایک..مخصوصا که گه انواختی وسط کوچه


    •   سانسا
    • 5 ماه،4 هفته
      • 1

    • اومممممممممم
      خوشمان آمد :)
      میلایکیم


    •   MJ1382
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • عااااللی بود دیوونش شدم. حتما بنویس...... عالی. از خنده مردم ???❤️


    •   shiraz-m-m
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • واای دمت گرم چقدر خندیدم ،هوارتا لایک،بازم بنویس


    •   t2t2
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • وای وای پسر تو حیف میشی تواین سایت خیلی عالی و خنده دار بود دمت گرم


    •   Black_Lord211
    • 5 ماه،4 هفته
      • 1

    • دمتگرممممم عالی بود خخخخخخ


    •   empire2017
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • طنز عالی داشت
      دمت گرم


    •   love.yavar500
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • دادا خیلی حال کردم تا حالا اینقدر توشهوانی نخندیده بودم باور کن اگه طنز نویس بشی ادم کاردرستی میشی دمت گرم دادا . درضمن 100گلدن لایک میدم بهت نه بخاطر کونی شدن چون با داستانت کلی خندیدم . یهکم داش مشتی نوشتی .یاد(دیالوگ افتادم نگید کتک خوردیم بگید زدایم ما خوبیت نداره تومحل).ولی کلا باحال بود .


    •   Nima1968
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • دهنت سرویس کیرم دهنت اینقد خندیدم ریدم


    •   MASIӇA
    • 5 ماه،4 هفته
      • 1

    • هههههه(biggrin)
      اصلا همه ی داستانت یه طرف استیکر کنار اسمت یه طرف(biggrin)


    •   M.mis.m
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • دهنت سرویس تاحالا انقدر نخندیده بودم عالی بود دمت گرم


    •   rastin2769
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • دمت گرم.خیلی خیلی خندیدم..بازم تعریف کن بخندم


    •   12Arezoyeazad
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • عمو مُصی خودمونی
      مرسی که هستی نمک کده همه جا...
      سلام بر و بچس قم رو برسون
      عالی بودی بلا مثل همیشه و همه جا...


    •   sext
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • مث اينه داشتم فيلم هاي قديمي رو دنبال مي كردم. باحال بود و يكي دوبار كلي خنديدم


    •   Mehrzad_voker
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • از قدیم گفتن کونی رو باید کرد ولی کسی رو نباید کونی کرد . البته این میتونه مصداق بارز جنده ها هم باشه . خلاصه جق و این جور چیزا خوب نیست برین صدقه بدین


    •   exotimo
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • با اینکه عین زندگی واقعیه ولی کلی خندیدم


    •   مسترعلیشونم
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • عالییییی بووووود???????


    •   Behrooz12gg
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • كاري به دروغ وراستش ندارم ولي بايد بگم خيلي وقت بود اينقدر نخنديده بودم. دمت گرم و شاد باشي


    •   Donya_lonsi
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • بیشتر از خود داستان... تعداد لایک ها و محتوای کامنت ها جالبه... خیلی جالبه!


    •   Enzo6767
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • اگه اشتباه نکنم بچه قمی


    •   ارام20
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • خوب بود سکس خنده دار


    •   yunsar1379
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • داستانت عالی بود
      بازم بنویس ;)


    •   A_s_s
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • دهنتو گاییدم پاره شدم?????


    •   Aziiii
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • ریدم دهنت کثافط حالمو بهم زدی.خاک بر سر ت


    •   sia_wish
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • دمت گرم ،خیلی باحال بود کلی خندیدم.


    •   nilajooni
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • آخ گاوا پرواز کردن
      دمت گرم کلی خندیدم نصفه شبی
      لایک ٨٠


    •   SEXI_GIRL75
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • عالی بوداا


    •   Sevda...77
    • 5 ماه،3 هفته
      • 1

    • یه اکانت ساختم ک بیام بگم عاااااالی بود لاااامصب
      خیلییییییی عالی بود
      خیلی وقت بود نخندیده بودم:D


    •   r1992l
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • اه حالم بهم خورد نتونستم تا اخر بخونم ??


    •   Mr.Shelby
    • 5 ماه،3 هفته
      • 1

    • نوشتت عین داستانای دیکرمن عزیز که چند وقتیه خیلی کمرنگه ، شیرین و صمیمی بود... امیدوارم هیچوخ سر هیشکی نیاد این آنال عنی (عنال) :(
      لایک ۸۹


    •   Elenajoon
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • خیلی باحال نوشتی خوشم اومد بازم بنویس تخمی


    •   Elenajoon
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • امشب همه با خنده جق میزنن


    •   kooos.topol
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • عالی بود ای خندیدم


    •   arash_gh61
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • عالی


    •   Cp.Stiphen
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • وااااااااااااای عالی بود نعلتی دارم قه قهه میزنم
      پاره شدم از خنده (dash)
      حتما بازم طنز بنویس


    •   trannylover
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • لهنتی کارت عالیه... (ok) با همین فرمون برو جلو.


    •   fazi20
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • خخخخخ ای خدا ...دهنت خیلی خوووب بود


    •   arsalantakta
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • نخوندم از اولش معلوم بود کسشعره یک کوصمغزه احمقه


    •   بوی.آب.محمود
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • اولا گه میخوری به کوروش توهین میکنی.
      دوما دلم خنک شد از کون جرت دادن اوبی کیونی لیاقتت همینه.
      سوما طنز متنت فقط به خاطر مسخره کردن دخترا بود وگرنه نثرت مثل محل زندگیت و تحصیلاتت کیریه.
      کلا نوشتت کسشرای یک ادم عقده ایه کونی و بدبخت بود. نمرشم 0


    •   Teenwolf.
    • 5 ماه،2 هفته
      • 1

    • عاااالی بود یکی از بهترین طنزای شهوانی بود. اونجاش که نوشتی چیزا پخش زمین شد و هرکس یه حرفی زد بلند بلند خندیدم خیلی خوب بود (rolling)


    •   1234Afshinam
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • عزیزم شما الانم دوست داری بدی روت نمیشه


    •   alisexy1372
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • دهنت
      ترکیدم از خنده


    •   T85
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • عالی بود. از بس خندیدم کیرم دیگه بلند نمیشه


    •   mmv68
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • عالی بود تا حالا از هیچ داستانی خوشم نیومده جز این فقط خندیدم دمت گرم


    •   Ali85000
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • خيلي خنديدم واقعا عالي بود اييول بازم بنويس


    •   F.a021
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • اوتجا ک گفتی انگشتتو کردی گوهی شد حالمو بهم زد???ولی عالی بود


    •   کیر ابن آدم
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • قشنگ بود اخوی حال نمودم با لحنت


    •   shadow69
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • دهنت سرویس (biggrin)

      مث زمبه (rolling)


    •   nima_rahnama
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • خخخخخخخخخخخخخخخ


      ریدم .


    •   Masud.nasr
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • حاجی از بس خندیدم اشک جلو چشمام گرفت نصفش رو نخوندم


    •   illidan1
    • 5 ماه،1 هفته
      • 0

    • خیلی خوب بود ??


    •   Mahjoon
    • 5 ماه
      • 0

    • خییلی باحال بود دمت گرم بازم بنویس


    •   PediSoltan
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • دمت گرم ، عالی بود ، بعد چند وقت یه داستان خوب پیدا شد


    •   KING.PARSA.83
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • داستان نویسیت خوبه ولی قشنگ معلومه از این بچه مثبتایی که که تازه فهمیدی کس چیه کیر


    •   DrAghabDost
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • گاییدی هرچی داستان نویس مسخره وبی خاصیت رو دمت گرم


    •   darklord144
    • 4 ماه
      • 0

    • خیلی قشنگ بود
      دمت گرم واقعاخندیدم
      فقط اسکولیه دوستانی که کامنت دادن ونصیحتت کردن


    •   charon_ali
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • ناموسا کیرک تو داستانت
      عالیییییییییییییی بوووووووووووود
      یعنی ناموس خنده رو گاییدم بازم بنویس


    •   amirmiserable
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • وای خیلی خندیدم
      خیلی با مزه بود???
      ولی یجورایی خیلللی عصبانی و کفر گو از خدا و بختت و سرنوشتت و قیافت بودی انگار.که چرا من اینجوریم
      منم یجورایی مثل توام با این تفاوت که قیافه من خوشگله.اما خوشگله دختر پسند نیست.و کمتر دختری شده ازم خوشش بیاد.این تصوره خودمه شاید که میدونم اشتباهه
      اوناخوششون میاد آمار هم میدن ولی من تخمشو ندارم برم جلو و ارتباط برقرار کنم.
      انتظاره من اینه دختره خودش بیاد بگه داداش بیا بزن توش خوش باش.اینم که نمیشه
      بخاطر این بی تخمی و اینکه خدا قیافه داده ولی اندام نداده گاهی اوقات کفر میگم گاهی توبه میکنم.
      و اینکه چقد کیرم بی روزی هست
      حتی حوصله دو خط چت هم ندارم که شاید تو فضای مجاذی پیدا کنم کیسی
      اینا بخاطره اینه که نازمو زیاد کشیدن ولی من بلد نیستم ناز کشیدن اگرم بلد باشم حس بدی بهم دست میده
      دوستان با تجربه لطفا مفصل راهنماییم کنن.اگه خواستن ممنونشون میشم.
      دست اخر. که گفتنش سخت بود برام ولی ناچارم که بگم من به کررات مورد تجاوز های هارد واقع شدم علارغم جنگ و تلاش زیادی که برا مقابله اش کردم
      فک کنم علت این مشکلم از این باشه


    •   Nafar3karaj
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • آقا صبح جمعه ای مردیم از خنده دمت گرم


    •   Xxxesfghom
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • لامصب انگار مهران مدیری این داستان را نوشته


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو