داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

خاطرات یک معلم

1398/08/01

فیلتر شکن را بخاطر تلگرام نصب کرده بودم،داشتم تو گوگل دنبال یه داستان قدیمی میگشتم که تو نوجوانی نصفشو خونده بودم،اسم داستان سکسکه بود،واژه«داستان سکسکه»را هنوز کامل تایپ نکرده بودم که …
این بود باب آشنایی من باشهوانی،در مورد داستانها نظر نمیدم ولی کامنتها برام سرگرم کننده است و اسباب خنده.

اونایی که فحاشی میکنن دو دسته اند:
1_بچه‌های بازار مشترکی،چون از لحظه انعقاد نطفه فحش شنیدن «جنین شنواست»

2_بچه‌هایی که با گروه اول معاشرت داشتن ولی این گروه با یه نصیحت پدرانه اصلاح میشن.

[عزیزم لطفا فحش نده،مخصوصا به بزرگتر]

من سال 50بعد از یه دوره دانشسرا به عنوان معلم ابلاغ گرفتم برای آموزگاری در یک مدرسه روستایی تو کوههای اطراف سردشت،مرز عراق،روستا کلا 10 یا 12خانوار جمعیت داشت.شغل اهالی دامداری بود و کشاورزی که زمستان فقط از دامشون نگه داری میکردن.البته فروش پوست گرگ و خرگوش و روباه هم یه کمک خرجی براشون بود.
من 19سالم تموم نبود،آخر شهریور رفتم اداره فرهنگ سردشت ابلاغمو گرفتم باضافه ملزومات مدرسه،شامل کتابهای درسی و گچ و تخته سیاه وتغذیه رایگان و نوشت افزار و نفت و …
صد تومنم سند زدن رفتم حسابداری بعنوان هزینه سفر گرفتم.چون صعب العبور و برف گیر بود برای شش ماه سهمیه نفت و تغذیه رایگان بهم تحویل شد.تغذیه رایگان بیشتر بسته های صد گرمی پسته مرغوب بود و نوعی پنیر دانمارکی شبیه سوسیس ولی زرد رنگ که خیلی هم خوشمزه بود به همراه کنسروهای عدسی و کمپوت میوه و شیر خشکهای یک نفره که واقعا عالی بودن،
رفتم از شهر یه وانت کرایه کردم و بار زدیم برای عزیمت به مقصد.
راننده یه مرد کرد بود با سیبیلای بلند و پرپشت .حدودا 35ساله،قبل از عزیمت به اتفاق شیرزاد خان «راننده»رفتیم لباس گرم و پوتین و کارد و سیم مفتولی نرم و رختخواب و انبر دست و چهار صندوق آبجو و یه دبه عرق و یه رادیو دو موج و باطری خریدم با دو سه باکس سیگار وینستون.همه خریدای من به پنجاه تومن نرسید.
از شیرزاد در مورد روستا سوال میکردم و اونم جواب میداد،مثلا پیشنهاد خرید سیم مفتولی و انبر دست پیشنهاد شیرزاد بود برای تله گذاری.چون دید مشروب خریدم فهمید اهل صفا هم هستم.مهمونش کردم تو یه کبابی و یه دل سیر کنجه و دل و قلوه و شراب خوردیم و همونجا سیگار دود میکردیم که پرسید:بریم کوس بکنیم؟
راستش من تا اون روز دستم به هیچ زنی نخورده بود.از طرفی خیلی هم دلم میخواست.از خدا خواسته،گفتم بریم.
اون زمان شنیده بودم ممکنه آدم مریضی مقاربتی بگیره.این بود که پرسیدم :کوسی که قراره بکنیم سالم هست؟
شیرزاد بهم اطمینان داد که جایی که قراره بریم کارش درسته.واقعا هم درست بودن.
ماشین و بارشو گذاشتیم تو یه گاراژ که شیرزاد را خیلی تحویل میگرفتن ،رفتیم برا عشق و حال.هنوز پنجاه و خورده ای پول داشتم.اینم بگم که پول خیلی ارزش داشت.
خونه ای که رفتیم خیلی تمیز بود.یه زن حدودا 40ساله که رفیق جون جونی شیرزاد بود و سه تا دختر خوشگل و ناز که فقط تا سر شب میموندن و بعدش میرفتن خونه.
خیلی تحویلمون گرفتن مخصوصا وقتی شیرزاد از شغلم گفت.اون موقع اکثرا بیسواد بودن و کارمند جماعت خیلی ارج و قرب داشتن مخصوصا تو شهرای کوچیک.
به پیشنهاد شیرزاد یه دختر تازه کار و خوشگل که همسن خودم بود را انتخاب کردم رفتیم تو اتاق.
اتاق تمیز و خوشبو بود.دختره ناز و سفید و قشنگ بود.لب و دهنش کوچیک و خوشترکیب بود.من هنوز مست شراب بودم.اسمشو پرسیدم.اسمش رعنا بود .احساس کردم عاشقش شدم.دلم به طرز عجیبی براش سوخت.پرسیدم چرا ازدواج نمیکنی و نمیری سر خونه زندگی خودت؟حیف تو نیست؟
از حرفم ناراحت شد.بهم گفت من از تو پرسیدم چرا معلم شدی؟
جوابش دندان شکن بود و فاز منو عوض کرد.
گفتم تا حالا با هیچ زنی نبودم.اگه دیدی بلد نیستم خودت راهنماییم کن.
لباسمو در اوردم.اونم لخت شد.موهای بلندش مثل یه آبشار سیاه روی بدن سفیدش برق میزدن.
شرت و کرستش را دراوردم.به شدت میلرزیدم و نفسم به شماره افتاده بود.
رفتم کنارش خوابیدم .پرسید حالت خوبه؟نتونستم جواب بدم.منو بغل کرد و با ترس گفت :وای الهی بمیرم جوون مردم.یه وقت طوریت نشه.منم ترسیده بودم.بی اختیار میلرزیدم.سریع لباسشو پوشید و رفت سراغ خانم صاحب خونه چند بار صداش زد و بلاخره سراسیمه اومدن پیش من.شیرزاد هم با یه شرت اومد داخل.خانمه گفت رعنا چکارش کردی.مثل جن زده ها شده.اونم قسم میخورد که بخدا کاریش نکردم.
اسم خانمه یادم نمیاد ولی اینجا بهش می گم.شهین.
شهین خانم همه را از اتاق بیرون کرد تو این فاصله آب قند و گلاب اوردن و یه قلپ خوردم.
بهم گفت ببین عزیزم آروم باش نفس بکش پرسید دلت درد میکنه؟با سر تایید کردم که دلم درد میکنه.واقعا هم پایین سمت راست دلم درد شدیدی داشت .
شرتمو کشید پایین دستشو با تف خیس کرد و شروع کرد با کیرم ور رفتن.باهام حرفای خوب میزد یادمه میگفت.دورت بگردم.چقده خوشگلی.خودم بهت کوس میدم.بذار کیرتو گندش کنم مال خودمه،آخ عجب کیر ماهی داری.
نفسهام منظم شد و کیرم راست شد.
پستوناشو انداخت بیرون و یکیشو گذاشت دهنم و چند لحظه طول نکشید که آبم پاشید روی بدن خودم و احساس کردم راحت شدم.
با یه پارچه تمیز بدنمو تمیز کردو پرسید دلت خوب شد…
دستام رو صورتم بود و خجالت میکشیدم.
پرسید تا حالا دختر یا زن کردی؟ گفتم نه.
گفت لابد جلقم نمیزنی ؟گفتم نه.
بهم گفت:حالا که خوبت کردم منو میکنی.؟
چیزی نگفتم و خندیدم.
لخت شد خوابید کنارم.صدای خنده و شوخی شیرزاد و دخترا میامد .به دختره میگفت نکنه کیر آغ معلم را گاز گرفتی.
بیا بریم تا نخوابیده بکنمت ،شهین دیگه رفت زیر آغ معلم.
با شنیدن صدای شیرزاد و دیدن بدن تپل و سفید شهین با اون سینه های درشت دوباره کیرم مثل سنگ شد.
شهین خانم گفت :هر جور که دلت میخواد منو بکن.فقط بکن.کوسمو حال بیار .سینه هاشو مالیدم و با کوسش ور رفتم و صورت و لباشو بوسیدم .دهنش بوی آدامس نعنایی میداد.بدنش عطر خوبی داشت.حتی زیر بغلشم عطر خوبی داشت.

کمی شکم داشت و من از نرمی شکمش وقتی زیرم بود لذت میبردم.بلاخره بین پاهاش نشستم و خودش کیرمو گذاشت دم کوسش و درحالی که خم شده بودم کیرمو تا دسته کردم تو کوسش.گفت بخواب روم.خوابیدم روش پاهاشو صاف کردو من روش بالا پایین میشدم و خودشم دستاشو گذاشته بود پشت رانها منو تو تلمبه زدن کمکم میکرد.حسابی لذت میبردم.ازم پرسید من خوشکوسترم یا رعنا.تو حشر کامل میگفتم تو خوشکوس خودمی.کردمش تا آبم اومد.
و راحت چند لحظه روش خوابیدم و از نرمی پستونا و شکمش و بوی عطر تنش خیلی لذت بردم.
اون روز به جای من شیرزاد رعنا را کرد .
سرشب رعنا با یه دختر دیگه رفتن.یه دختره بود به نظرم 5سالی ازم بزرگتر بود.شب شیرزاد تو بغل شهین خوابید و منم اقدس خانم را خوابوندم و نشستم رو کون لخت و سفیدش طوری که کیرم لای لپای کونش بود و با دستم از زیر کوسشو میمالونم و طی این فراین لذتبخش کیرم شد عین دسته دنده جیپ .برش گردوندم روبه سقف و بین پاهاش نشستم کیر نازنین را فرستادم به اعماق کوسش ضمن تلمبه زدن رفتم از لبش بخورم که خورد تو ذوقم چون دهنش مثل شهین خوشبو نبود.
فردای اون شب ،کمی از تغذیه رایگان شامل پسته و پنیر و …دادم به شهین و دختراش .قرار شد قبل از برف و بسته شدن راه باز بیام سردشت و رعنا را بکنم.
اون شوک تو اولیین رابطه جنسی را برا یه پزشک تعریف کردم،که گفت طبیعیه و اتفاق میافته و شهین با اوردن آبم با دستش بهترین کار را کرده.
اوایل آبان اومدم پیش اهالی خونه یاد شده،البته با پنج تا کبک که با تله های خودم گرفته بودم.
رعنا را هم کردم و از کردنش لذت بردم.واقعا رعنا و شهین جنده های ارزشمندی بودن.میتونم بگم تمیز و با ادب بودن.پولی که میگرفتن واقعا حلال بود.

در ادامه از روستا و شکار و تله گذاری ومعلمی براتون بگم؟؟؟؟

اگه حداقل سه نفر موافق باشن خاطراتی از شکار و اوضاع اون زمان براتون مینویسم.

ادامه…

نوشته: آموزگار


👍 154
👎 27
151162 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

813605
2019-10-23 19:59:29 +0330 +0330

(hypnotized)

0 ❤️

813618
2019-10-23 20:06:31 +0330 +0330

اگه اشتباه نکنم الان ۶۰ سالته… به همین خاطر ترجیح میدم به یه لبخند بسنده کنم … موفق باشید


813623
2019-10-23 20:11:00 +0330 +0330

جنده ارزشمنده پول جندگی هم حلاله … صحیح
بقول خودت آغ معلم تو ک خبر مرگت فرهنگی هستی این کسشر تاریخی رو از کجات درآوردی دقیقا ؟!


813626
2019-10-23 20:13:54 +0330 +0330

آقای آموزگار جناب معلم پول بیت المال رو بردی مشروب خریدی و کص کردی چی بهت بگم آخه

8 ❤️

813629
2019-10-23 20:16:06 +0330 +0330

داداش اق حسینی هم بود و ژتون رو.اون بهت نداد و اشتباه گفتی از زندادن اومدی و تو خود داش بهروزی

1 ❤️

813630
2019-10-23 20:16:27 +0330 +0330

لایک

0 ❤️

813642
2019-10-23 20:28:16 +0330 +0330

ادامه بده جالب بود

2 ❤️

813647
2019-10-23 20:30:37 +0330 +0330

فرض رو بگیریم تو ۷ سالگی رفتی مدرسه و اون موفع هم مدارس ۱۲ سال فیکس بوده
میشدی ۱۹ سال
پس دانشسرا رو کی رفتی؟؟
نکنه درحین دبیرستان دانشسرا رو هم خوندی

1 ❤️

813649
2019-10-23 20:31:48 +0330 +0330

بچه های دوران شاه جلق نمیزدن!!! این بود واقعیت اون وقت جامعه و اگر کسی میخواست خالی بشه راه های خوب و آسونی بود. درضمن جنده های اون وقت هم مرام و معرفت داشتند… خوش به حال اون کسایی که اون دوران رو تجربه کردن.


813652
2019-10-23 20:34:58 +0330 +0330

زیاد کیر شق کن نبود اما خوب بود ادامه بده

0 ❤️

813661
2019-10-23 20:54:44 +0330 +0330

بنویس آق معلم بازنشسته 67 ساله
در جواب jerard96 باید بگم
اون موقع بعد از شش کلاس ابتدایی، مثل حالا دوره اول متوسطه که بهش میگفتن سیکل اول بود
بعد سه سال آخر انتخاب رشته میکردن که طبق شنیده های من
به این صورت : ریاضی، طبیعی(علوم تجربی حالا)، ادبی(علوم انسانی حالا)، هنرستان، دانشسرای تربیت معلم
یه عده هم میرفتن آموزشگاه درجه داری ارتش
البته احتمالا انتخاب‌های دیگری هم بوده که چون من نبودم
نمیدونم
بهرحال ایشون دروغ نگفته


813666
2019-10-23 21:06:38 +0330 +0330

پول حلال از راه جندگی 😁

1 ❤️

813667
2019-10-23 21:08:07 +0330 +0330

آقا اجازه؟
خيلي باحال تعريف كردي ادامه بده حتما.لايك

6 ❤️

813673
2019-10-23 21:27:18 +0330 +0330

بگو ، ادامه بده ، قلمت خوبه

3 ❤️

813676
2019-10-23 21:51:21 +0330 +0330

مرزهای شعر رو به تنهایی جابجا کردی اونم 100 کیلومتر.

0 ❤️

813684
2019-10-23 22:23:59 +0330 +0330

کیر احمد ذوقی دهنت

1 ❤️

813686
2019-10-23 22:37:34 +0330 +0330

نزدی نزدی اَد این دم آخری جقی شدن شروع کردی روحانی خدایش مچکریم فیلترشکن به همه گوشی ها راه دادی

2 ❤️

813687
2019-10-23 23:01:33 +0330 +0330

سلام
یجوری گفتید رانتده سیبلش کلفت بود که فکر کردم داخل اون خونه آقا چنگیز بجای شهین خانوم بغلتون کرد.
?

2 ❤️

813689
2019-10-23 23:20:11 +0330 +0330

آقا معلم سلام،لایک داری، آقا وقتی داستان زاییده تخیلات و توهم نباشه همه لایک میکنن، داستان شما هم قشنگ و واقعی بود

نیازی نبود که اولش خط و نشون بکشی!!!

7 ❤️

813692
2019-10-23 23:57:15 +0330 +0330
NA

کیرم تو این مملکت که تو معلمشی و با شصت سال سن اومدی داستان سکسی مینویسی

4 ❤️

813694
2019-10-24 00:26:15 +0330 +0330

تاگفتید معلم هستید خواستم غلط املایی بگیرم ولی بجز یک کلمه ک نوشته بودید کُرد(کورد) که اونم غلط املایی نیست ولی ساکنین اون مناطق دوست دارن کورد رو اینجوری بنویسن

مهم نیست چند سالمونه مهم اینه تا وقتیکه زنده هستیم اززندگی لذت ببریم

موفق باشید 🌹

7 ❤️

813700
2019-10-24 01:24:50 +0330 +0330

آقا معلم وقتی زمستون شد راه بسته شد احیانا گرگای کوهستان و نکردی

4 ❤️

813702
2019-10-24 01:38:46 +0330 +0330

دود ار کونده، اه ببخشید کنده بلند می شه،ادامه بده، داستان قدیمیا شنیدن داره???

2 ❤️

813705
2019-10-24 01:48:10 +0330 +0330
NA

صدای کلنگ میاد! هیچی بیخیال

1 ❤️

813713
2019-10-24 03:03:22 +0330 +0330

سال 50 نوزده ساله بودی الان میشه 67. ماشالله… نوووش جونت… از 19 زدی توش الان دیگه از 12 13 سالگی میزنن.

0 ❤️

813714
2019-10-24 03:07:44 +0330 +0330

دوست عزیز من یک من حلوا درست کن و دوتا الرحمن هم بخوانی بهتر است

4 ❤️

813719
2019-10-24 03:30:43 +0330 +0330

خوب بود .بیشتر از این که یه خاطره قدیمی بود و تو دوره ای که همه چیز واقعی و هیچ چیز فیک نبود

2 ❤️

813721
2019-10-24 03:42:07 +0330 +0330

حتمن بنویس… کون لق یه مشت جقی… خودتو با اینا مقایسه نکن

3 ❤️

813733
2019-10-24 04:13:46 +0330 +0330

شما رو با شهین و رعنا تنها میذارم بدرود

0 ❤️

813738
2019-10-24 04:25:50 +0330 +0330

خوب بود دمت گرم / ادامه بده

2 ❤️

813743
2019-10-24 05:04:46 +0330 +0330

ریدم تو معلمی کردنت…تو رفتی بچه های مردم رو پرورش بدی یا کص بکنی؟
در ضمن تو که میخای ادامه داستان تخمیت رو بنویسی چرا گفتی سه نفر موافق؟؟ترسیدی بگی ۵۰ تا؟؟حتی کصشعرترین داستانای شهوانی هم معمولا سه تا لایک می گیرن…خواهشا ننویس دیگه…

4 ❤️

813748
2019-10-24 05:28:03 +0330 +0330

عالی بود

2 ❤️

813751
2019-10-24 05:38:24 +0330 +0330

کردی توی کوصش ؟ شتر اون کصه! حیف درد زایمان ننت با این داستان تخمیت اخراش دیگه اومد ولش کردی قلم خودش نوشت… :)

0 ❤️

813753
2019-10-24 05:47:24 +0330 +0330

اق معلم . انتقادی که از داستانت دارم اسم بردن از مکان هست . بهتره توی همچین داستانهایی اسم شهر یا روستا یا هر نقطه مشخصی رو نیارید .

3 ❤️

813755
2019-10-24 05:50:36 +0330 +0330

این قلم یه فرد دوران دیده و با تجربه نیست.وقایعی که میتونستی ازشون سوژه های فوق العاده ای در بیاری؛با ناشی گری و ضعف روایت؛ازبین بردی
داستانت پتانسیل خیلی بیشتری داشت اما زور قلمت نرسید.چندان لذت نبردم
موفق باشی

1 ❤️

813761
2019-10-24 06:46:40 +0330 +0330

عالی بود …اولین داستانی که حال کردم

1 ❤️

813762
2019-10-24 06:48:47 +0330 +0330

خدایا این ملت و کشور داره کجا میره؟ بچه‌های این دوره چرا اینقد بی ادب و نفهم شدن؟ بشخصه از متنتون لذت بردم خوشحال میشم بیشتربخونم

4 ❤️

813765
2019-10-24 07:06:51 +0330 +0330

به راست و دروغ كاري ندارم
خوب بود ادامه بده
فقط كمي به فضا سازي و جزييات بيشتر بپرداز

2 ❤️

813768
2019-10-24 07:19:19 +0330 +0330

بعضی کامنتارو که میخونم با خودم فکرمیکنم چطور میشه یه آدم بالغ که از سلامت عقل (حداقل از نظر پزشکی)برخورداره اینقدر ابله و اسکل باشه؟!!!
داستانتون روون بود و ساده. نه اضافه داشت نه کم جز «کنجه» که نفهمیدم چنجه بود که اشتباهه نوشتاری بود یا نه یه غذا بود که من نمیشناسم 👌

4 ❤️

813787
2019-10-24 08:46:48 +0330 +0330

آموزگار عزیز لایک کردم.چون خیلی خوب حال و هوای اون روزا رو برامون تداعی کردی.
خوشا به سعادتت که تو زمان شاه فقید جاوید شاه زندگی کردی و ممنون که خاطره ات رو هرچند راست یا دروغ ولی خوب رو با ما در میون گذاشتی.


813792
2019-10-24 09:11:05 +0330 +0330

شما با حدود هفتاد سال سن عوض اینکه توبه کنی و جبران خطا تازه اومدی اینجا داستان سکسی بنویسی که اخر عمری باعث الجق باشی؟؟ کلینکس به قبرت بباره!! 😁

پی نوشت: یعنی زمان شاه به بچه های دور افتاده ترین روستاها شیر خشک و پنیر خارجی و پسته به عنوان تغذیه رایگان میدادن پسته ای که الان گیر ادم بزرگهاشم نمیاد!! خدا رو شکر اون دیوه از مملکت رفت وگرنه الان هیچ کدوم از این مشکلاتو نداشتیم سالی یکبار هم یاد خدا نمیکردیم!!! (dash)


813795
2019-10-24 09:30:26 +0330 +0330

esiiishahi30cm
من ک ب ایشون بی احترامب نکردم برعکس همیشه احترام خاصی برای قشر فرهنگی قائلم:)

4 ❤️

813798
2019-10-24 09:51:11 +0330 +0330

بسيار عالي بود ختما بنويسس

1 ❤️

813800
2019-10-24 10:09:34 +0330 +0330

اقا معلم من برای شغل شما و البته سن و سال شما احترام بسیاری قایل هستم اما جسارتا از منش و رفتار شما که با این نوع رفتاری که نشان دهنده خیلی موارد هست که از این میگذرم و بسنده میکنم به اینکه جطوریک معلم بلد نیست کباب چنجه را بنویسد و کنجه مینویسد و باید بگم امثال شما کشور و رو به انقلاب بردید با دزدی های به ظاهر کوچکی که میکزدید ، چطور بخودت اجازه دادی سهم کودکان و دانش اموزان روستایی عقب مانده و محروم از هر امکاناتی و با اجازه خودت دادی به چند روسپی خودفروش ؟ رفتار خوبی تداشتید متاسفانه انوقت از توهین کننده های سایت ایراد میگیری … خود شکن اق معلم اببنه شکستن خطاست … البته کاملش این بود که ایینه چو بنمود عیب تو راست خود شکن ایینه شکستن حطاست …موفف باشید

1 ❤️

813801
2019-10-24 10:16:18 +0330 +0330

قشنگ نوشتی دمت گرم خوشم اومد .خیلی عامیانه وراحت نوشتی جوری که حس کردم منم پیشتون بودم و یکی از دخترارو کردم 😁

1 ❤️

813805
2019-10-24 10:29:21 +0330 +0330

کیر معلم گَر بُوَد زمزمه یع خجالتی

جمعه چگونه کوص کند با کیر خجالتی.

چی گفتم 😁
در هر حال خسته نباشید.و خوب بود

3 ❤️

813806
2019-10-24 10:37:20 +0330 +0330

دوستانی که از کنجه ایراد میگیرند
باید بدونن بخش‌هایی از ایران
کباب چنجه را کنجه تلفظ می کنند.
این غلط املایی نیست، لهجه س
و در ادامه یادمون نره که ایشون خاطره ی نوزده سالگی اش را برامون تعریف کرده، یعنی شماها هیچ کدوم در سنین نوزده بیست سالگی هیچ خطایی نکردید؟
که اومدید یه مرد شصت هفتاد ساله را بخاطر خطای پنجاه سال پیش بازخواست میکنید؟ شما نگران نباشید اون چه از تغذیه به اون خانمها داده از گلوی بچه ها نزده،از سهم خودش یا مازاد بر نیاز داده.


813823
2019-10-24 12:34:06 +0330 +0330

با دسته بندی که کردی بعید میدونم کسی بتونه فحش بده

0 ❤️

813838
2019-10-24 13:59:30 +0330 +0330

ای خواهرتو گاییدم خمینی حرومزاده… ای سگ برینه به قبرت… می بینید چه مملکت قشنگ و درست حسابی داشتیم… این تازه یه روستای کوچیک پشت کوهی بدون راه ارتباطی تو زمستون بوده… اونم کجا یه دهات پشت کوه اطراف سردشت… سردشت حتی خودش هم بعد پنجاه سال شرایط اون ده کوره پنجاه سال پیشش رو نداره…
شاشیدم تو روحت خمینی حرومزاده… لعنت به نسل 57 و پدر مادرای پفیوز و طماع و بیشعورمون که ما رو به این روز انداختن… کیرم تو کس خواهرمادر همتون… کیرم توکل دنیا… لعنت به همتون… اعصابم خرده… کیرم تو ناموس همه تون… چرا زندگی ما این شکلیه خوارکسته ها

3 ❤️

813841
2019-10-24 14:28:08 +0330 +0330

نوش جونت آقا معلم

0 ❤️

813844
2019-10-24 14:39:42 +0330 +0330

آقا اجازه
کسی که تو این سن میاد شهوانی جز کدوم دستست؟
حالا اونی که با این سن شهوانی میاند داستانم مینویسه چی؟
میخوای دسته ی سوم رو من بگم؟
بگم؟

1 ❤️

813845
2019-10-24 14:44:19 +0330 +0330

مربا
تو دیگه خیلی باحالی!
سلام؟یه جوری گفتید؟بغلتون کرد؟
متوجه نشدی این تو این سن فوشه خونش کم شده نخوره پوکی استخون میگیره؟

2 ❤️

813876
2019-10-24 17:34:15 +0330 +0330

ادامشم بنویس

0 ❤️

813880
2019-10-24 17:56:29 +0330 +0330

حاجی شماالان هم سن پدره مایی اینجاچکارمیکنی بیشن بازنشستگیتو بگیر کیردوستان توسوادت …

4 ❤️

813881
2019-10-24 18:12:19 +0330 +0330
NA

آقا همسنو سالای تو دنبال شعر میگردن واسه سنگ قبرشون تو کس شر سکسی تلاوت میکنی، کیرم تو مملکتی که چون تو معلمش بودی

7 ❤️

813885
2019-10-24 18:38:12 +0330 +0330

موافق

0 ❤️

813889
2019-10-24 18:58:46 +0330 +0330

دسته بندی قشنگی داشتی
من فحش نمیدم به خاطر سنت . پس از دسته اول نیستم
از دسته دوم هم نیستم چون با دوستان بزرگوار سایت معاشرت نداشتم.
گفتی نظرات را میخونی و می خندی؟؟ واقعا می خندی؟؟؟؟؟ باید بخوریش . نخند عزیزم. بشین روش یکم فکر کن . ریدم تو درس و مدرسه .

2 ❤️

813933
2019-10-24 20:02:09 +0330 +0330

اسم داستانتو عوض کن بذار جندگی حلال است

0 ❤️

814041
2019-10-24 22:23:39 +0330 +0330

cHi bgm vaLa
jaLb bod
like

2 ❤️

814044
2019-10-24 22:43:16 +0330 +0330

shiraziha b kbab chnje knje mign
farqe ziadi ham ndare knje ya chnje
moHm iNe k khyLi laZizZzo khoshmaZsT 😁
haLa cH iradi daRe agr y aqai k 60 ya 70 saLsh basHe daStan SesSsKi bnVise
???
cHra enqdr haMe cHizZzi sakht migirid v b ham
toHino bi ehtRami mikoNid

3 ❤️

814068
2019-10-25 02:52:46 +0330 +0330

جناب معلم صفا‌باشه

0 ❤️

814077
2019-10-25 03:48:21 +0330 +0330

من امشب دوستش داشتم

مصب گذشت روزگار بسوزه

0 ❤️

814079
2019-10-25 04:31:33 +0330 +0330

ادم واقعا لذت میبره وقتی میبینه شهوانی انقدر فضای آموزشی پیدا کرده،… سطح تحصیلاتم که دیگه چه عرض کنم! همه از دم معلم و مهندس و دکتر و استاد. ما هم یه مشت بدبخت بیچاره بی سواد بین این فرنگ رفته ها :)

1 ❤️

814107
2019-10-25 07:40:29 +0330 +0330

اینجا سایت پارسی زبانها هست ، سایت ایرانیها اما در اقوامی گوناگون . واژه ی ناملموس -کورد- در زبان پارسی معنا نداره و باید در بین ما از -کرد-استفاده کنی. اقوام کرد،ترک،عرب،لر،لک،گیلک،بلوچ وفارس همگی اقوامی از کشور ایران هستن که گویش مشترک پارسی دارن.آب به آسیاب دشمن نبند ندونسته

1 ❤️

814156
2019-10-25 13:25:17 +0330 +0330
NA

اوکی

0 ❤️

814161
2019-10-25 14:23:30 +0330 +0330

خوب بود

0 ❤️

814175
2019-10-25 17:16:36 +0330 +0330

قشنگ بود اپن زمان عاشق واقعی کم بود چون شهر پره این خونه ها بود

2 ❤️

814201
2019-10-25 19:41:05 +0330 +0330

۱۹ ساله؟… مشروب… چرت پرت میگی حسابی

1 ❤️

814286
2019-10-25 21:09:53 +0330 +0330

جناب آموزگار بسیار فصیح و قشنگ خاطره رو عنوان کردید مرحبا ،سواد درست و حسابی و اصول داستان نویسی کاملاً از این نوشته میبارید،امیدوارم این نوشته ها ادامه داشته باشه…یادمه یه نویسنده ای بود تو سایت آویزون و لوتی و شاید همین شهوانی که سلسله داستان هاشو بعنوان خاطرات یک پیرمرد تعریف میکرد که اون زمان خیلی حال میکردم باهاشون لطفاً بازم بنویسید تعداد لایک نشون دهنده داستان خوبتونه لایک ۱۰۰ برای روند شدن مبارکتون باشه 🌹

3 ❤️

814308
2019-10-26 00:36:37 +0330 +0330

تشکر بابت داستان خوبت لایک 101 تقدیمت استادبزرگوار پورن نویس خیلی وقط بود داستانی این حجم لایک وکامنت نگرفته بود خوندن داستانت حدود سه دقیقه طول کشید ولی نیم ساعت کامنت خوندم هو خندیدم اخه خدا خیرت بده فکر دلو روده های ما کن برو قشنگ عین بقه همسنات بشین تو پارک مردمو ذاغ برن…
(پ.ن)نمیدونم چرا اصلا تو کتم نمیره نویسنده این داستان بالای سیو پنج سال داشته باشه …
(پ.ن.2)خدا اون بیشرف پیپدر نیامرزه که با رفتنش باعث شد این دم صبحی کلی بخندیم وگر نه الان چنتا چینی اوکراینی انگلیسی امریکایی دورمون افتاده بودن ماهم بیهوش وسطشون واینقدر شاد نبودیم الان…

2 ❤️

814319
2019-10-26 02:48:26 +0330 +0330

آخه بچه کونی ابلاغیه توی سن 19 سالگی؟

2 ❤️

814323
2019-10-26 03:13:58 +0330 +0330

آقا معلم نسل ما نسلیه که از اینکه یه معلم بهمون میگفت شما بدترین کلاسی هستین که تا حالا داشتم ، به خودمون میبالیدیم که کارمون رو درست انجام دادیم، فحش دادن بیشتر به خاطر اینه که یسریا اینجوری خودشون رو تخلیه میکنن ، مثل شما قبل از عنقلاب، راه ساده برای تخلیه ندارن

3 ❤️

814329
2019-10-26 04:59:26 +0330 +0330
NA

سلام آقا معلم چند تا سوال داشتم
1- به نظر شما کسی که توی 19 سالگی میره کس میکنه میتونه خودش محصول بازار مشترک باشه یا خیر؟
2- به نظر شما کسی که محصول بازار مشترک نباشه میتونه بیاد اینجا داستان بنویسه و کلی آدمو حشری بکنه و احیاناً تحریک واسه … بکنه یا خیر ؟
با سپاس فراوان از آقای آموزگار

2 ❤️

814356
2019-10-26 09:05:36 +0330 +0330

ايول اغ معلم داستانت قشنگ بود

0 ❤️

814427
2019-10-26 18:53:52 +0330 +0330

دمتگرم

0 ❤️

814588
2019-10-27 00:56:46 +0330 +0330

دمت گرم واقعا خوشم اومد !حواست باشه بعصیا یا از حسودی یا از عادت کردن به حرف مفت زدنه که نمیتونن ببینن داستانت قشنگ بود!اینجا قسمت داستان سکسیه هیچوقتم ندیدم بنویسن داستان سکسی راست یا دروغ موندم چرا یه سریا فکر میکنن حتما باید انقدر داستان و زبر و رو کنن تا یه سرنخ گیربیارن و بعدش هرچی لایق خودشون و خانواده هاشونه نثار نویسنده کنن جالبه که بعضی از دوستان میگن : البته من داستان و نخوندم ولی معلومه که دروغه یکی نیست بگه خب اگه تو انقدر میفهمی یه داستان بنویس تا بقیه یاد بگیرن اگرهم نمیتونی پس همینارو بخونو جلق تو بزن حتما باید انقدر بگین تا انشو دربیارین!
داستانت قشنگ بود لایک داری ! اگه میتونی بقیه شو ادامه بده

1 ❤️

814660
2019-10-27 10:16:34 +0330 +0330

آقا معلم بازنشسته ی عزیز
دمتون گرم که امثال جناب عالی آریامهر پز از مهر را بیرون کردید که جوانان وطن معتاد و جلقی و کونی بشن ازدواج هم تعطیل. و خلاصه خودتون عشق و حالاتون رو کردید و بدبختی هاش موند برای نسل بعدی

دوست عزیز تعریف کن که لااقل جوانها بدونن آن موقع چه عشق و حالی بود.

1 ❤️

814661
2019-10-27 10:35:27 +0330 +0330

تو یعنی الان 60 سالته و داری توی شهوانی داستان مینویسی؟ کسکش برو به فکر باقیات الصالحاتت باش بجای داستان کسشعر نوشتن (dash)

3 ❤️

814688
2019-10-27 12:46:03 +0330 +0330

باحال بود?

0 ❤️

814981
2019-10-28 14:45:34 +0330 +0330
NA

داستان قشنگی بود

0 ❤️

815474
2019-10-30 00:17:03 +0330 +0330

وقتی دومین داستان رو مطالعه کردم حس کردم مثل کار قبلی با کیفیت هست
نا امید شدم
با زاویه دید مشکل داشتم
قلمتون پر مهر

0 ❤️

816606
2019-11-02 13:05:18 +0330 +0330

درسته جزییات نداشت خیلی ولی باز خوب بود ممنون

0 ❤️

816635
2019-11-02 17:53:33 +0330 +0330
NA

خیلیم خوب

0 ❤️

816636
2019-11-02 17:55:35 +0330 +0330
NA

رمانم به اسم لیلی و دیوانه رو همین الان بخونید ژانر اروتیکه?سکسیییی و هات
تو تل بزن… leyli_va_divane

0 ❤️

816684
2019-11-02 19:53:49 +0330 +0330

کیرم تو صورتت همین و بس ولی لایکت کردم

0 ❤️

816803
2019-11-02 22:25:28 +0330 +0330

تا گفت پسته فلان بهمان جو گرفتتون؟ این داستان سر تا تهش خالی بندی بود منتها رو موج فقر و بدبختی ما سوار شد و یه سزی چیزای گل و بلبل تحویلمون داد که لایک جمع کنه که کرد… تمام وگرنه تو یه وانت سهمیه ۶ ماه نفت و تغذیه و… چطور جا میشه؟ این فقط یه موردش بود پر از این خالی بندیاست قصه کاش میتونستم ۵۰۰ تا بهش دیسلایک بدم بخاطر سوء استفاده از این حال خراب مردم

1 ❤️

816917
2019-11-03 09:52:59 +0330 +0330
NA

کیرم دهنتون که به این داستان لایک دادین کسشعر. (dash) (dash)

0 ❤️

817905
2019-11-06 13:17:25 +0330 +0330
NA

من پویا هستم ساکن تهران به یه همراه یه دوست یه جنس مخالفم برای نیاز جنسی هم جورم ساپرت میکنم اوضا مالی بد نیست و اینکه نمیخوام وارد یه رابطه احساسی بشم به دلایل شخصی

اید تلگرام میزارم
@xxx3h

0 ❤️

820402
2019-11-14 03:19:00 +0330 +0330

سلام
بسیار عالی، قلم روان
من که خیلی خوشم اومد، کاش میتونستم بیشتر لایک بدم
صداقت داستان واسه من قابل درک بود

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom