خواهرزن ورزشکار (۲)

    ...قسمت قبل


    دیگه واسه اون روز بس بود، به اندازه کافی بهش نزدیک شده بودم ، و روم باهاش باز شده بود از طرفی باید جوری رفتار میکردم که به چشم یک ادم سگ حشری که از تو چشاش داره میزنه بیرون، بهم نگاه نکنه، وقتی ازم خواست از اتاق برم بیرون خیلی شیک قبول کردم گفتم خوب بابا چه خبرته مگه چی شده حالا ،بدون خداحافظی از اتاق اومدم بیرون و از خونشون زدم بیرون ، چند روزی هم اصلا نه بهش زنگ زدم و طرفش افتابی شدم ، تا اینکه خونه یکی از اقوام همو دیدیم ، اینقدر باهام خوب بود که انگار نه انگار اتفاقی افتاده ، چند ماه همونطوری گذشت و من از فکر سکس باهاش بیرون نمیرفتم، ولی واقعا امیدی واسه بدست اوردنش نبود ، تا اینکه یک شب همگی عروسی دعوت شدیم، قرار بود اونا برن خونه ما آماده بشن بعد من برم دنبالشون ، زنگ زدم خانومم گفتم کجایی گفت چون ارایشگاه وقت نداده فریده خونه ما داره خودش داره اماده میشه ولی من هنوز ارایشگام چون چند تا عروس داشته کار من عقب افتاده و یکی دوساعتی طول میکشه تا موهامو رنگ کنم و.... تا اینو گفت برق از سرم پرید ،گفتم اوکی تموم شد بزنگ بیام دنبالت ، و سریع به سمت خونمون حرکت کردم، خیلی یواش کلید انداختم رفتم تو دیدم صدای سشوار میاد ، فریده از حمام اومده بود بیدون و داشت موهاش رو خشک میکرد ، تا سشوارش تموم شد داد زدم فریده من تو خونه هستم ها اینو گفتم که یهو نترسی،با خنده گفت کوفته تو خونه ام، خیلی هم ترسیدم چون یهو داد زدی، فهمیدم که فاز تخمی نداره ، یک پنج دقیقه یی نشستم تو حال بعد گفتم اخه من حوصله م سر رفت چی کار میکنی ، گفت بیا اینجا ببین چی کار میکنم ، چرا تو اونجایی؟ گفتم میخواستم راحت باشی گفت بیا راحتم ، رفتم دیدم همچین حوله حمام رو دور خودش پیچونده که یک روزنه دیده نمیشه و نشسته جلو اینه ارایش میکنه ، منم شروع کردم به گیر دادن بهش ، مثلا چرا رژ لبت این رنگیه عوضش کن ، چرا خط چشمت ضخیم شده؟ اونم همش به حرفم گوش میکرد و تغییر میداد، یهو به ذهنم رسید گفتم بیا موهات رو واست اتو مو بکشم ، گفتم اصلا ، گفتم خوب میشه ها بذار یکم بکشم اگر نخواستی نمیکشم دیگه، شروع کردم به اتو کردن موهاش، اون نشسته بود روی صندلی ومنم هی خودم رو میمالدندم بهش ، کیرم مثل سنگ سفت شده بود، و اونم اصلا انگار نه انگار ، یک لحظه خودم رو کامل چسبوندم بهش و کیرم رو تکون دادم جوری که کیرم دل زد ، یهو گفت دیوونه چیکار میکنی ، حالت خوب نیست انگار، گفتم چطور مگه گفت هیچی، خلاصه اتو کردن تموم شد و سکوت بدی بینمون حاکم بود ، قشنگ معلوم بود که اون شب میتونستم فریده رو بدست بیارم ، فقط مونده بودم چطوری و از کجا شروع کنم ، اون شب خیلی کمکش کردم و چند باری به درخواستش از اتاق رفتم بیرون که میخواست لباس عوض کنه، هربار میخواستم یهو بپر تو ببینم ک با بدن لخت فریده روبه رو بشم ولی میدونستم این کار واسه کردنش جواب نمیده ، بعد که لباس پوشید ، گردنبندش رو واسش بستم ، زیپ لباسش رو واسش بالا کشیدم و هر دفعه فقط خودم رو تا جایی که میشد بهش میمالوندم و فقط و فقط به لباش نگاه میکردم ، جوری که انگار میخوام ازش لب بگیرم ولی جراتش رو نداشتم ، تا اینکه نوبت کفش پوشیدنش شد ، اینقدر لباسش تنگ شده بود که نمیتونست خم بشه ،نشست رو تخت و گفت بیا سگک کفش رو ببند ، رفتم نشستم جلوش تا ببندم ، چشمم افتاد به شورتش ، گفتم وای اینجوری نشینی تو مهمونی ها ، لباس زیرت دیده میشه گفت بی خود کردی عمرا اگر دیده بشه، گفتم نشون به اون نشون که سفیده، تا اینو گفتم یک کصافط نازی گفت و پاهاش رو جمع کرد، منم شروع کردم به بستن سگک کفش با شف شف کردن، هی دستم رو میزدم به پشت ساق پاش گفت میشه دستت رو نزنی به پاهام چون قلقلکم میشه ، منم گفتم اوه اوه بگیر بیاد پس ، شروع کردم به قلقلک دادن پاهاش اونم از پشت افتاد رو تخت و پاهاش رو باز کرد تا از دستای من دور بشه ، منم پاشدم خودم رو انداختم روش و شروع به لب گرفتن کردم ، چیزی که جالب بود فریده هیچ مقاوتی نکرد ولی بدنش رو سفت گرفته بود ، همین جور که لب میگرفتم لباسش رو دادم بالا و جوراب شلواری رو با دستم پاره کردم ،انگار صدای خرت پاره شدن جوراب شلواری یهو فریده رو حشری کرد ، و از اون لحظه خودش رو کاملا در اختیارم گذاشت ، پیراهنش رو کامل از بالا در اوردم و شروع به گاز گرفتن های کوچیک کردم ،سر شونه هاش و هی سینه هاش رو گاز میگرفتم ، سینه هایی که تو عمرم مثلش رو ندیده بودم ، کمی سفت و کمی بزرگ، و همینطور سرشونه هایی کاملا سفت و عضلانی و البته همراه با ظرافت زنانه، وقتی از لای پاره شدگی جوراب شلواری دستم رو رسوندم به کسش دیدم وااای چقدر چرب و لیزه، حسابی لزج شده بود با دستم کلی بازی کردم و رفتم واسه خوردن کسش، دیگه فریده کاملا حشری شده بود و چیزی که جالب بود حتی یک کلمه صحبت بین من و اون رد و بدل نمیشد و تمام مدت چشماش بسته بود ، وقتی کسش رو میخوردم سرش رو به سمت بالا برده بود و زور میزد در حدی که رگ های گردنش رو از پایین میدیدم ، حسابی لذت میبرد ، فکر کنم یکبار ارضا شد ، چون با دست منو اورد بالا که انگار بسه ، منم تو اون مدت لخت شده بودم و کیرم رو گذاشتم لای کسش ، از طرفی از کیرم اینقدر زیاد پیش اب اومده بود و از طرفی لزجی کس فریده باعث شد که کیرم سر بخوره بره تو کسش ، خیلی لیز بود ، اینقدر که نمیتونستم لذت ببرم ، شروع کردم به عقب جلو کردن و فریده هم با فنر تخت جلو ضربه زدن های منو میگرفت ، یعنی ضربه من به فریده موج جالبی رو روی تخت ایجاد میکرد ،و اون موج روی سینه های فریده دیدنی بود ، فکر نمیکردم اینقدر حرفه یی باشه ، یک سی ثانیه یی که کردم دیدم ابم داره میاد ، سریع کشیدم بیرون و به حالت ایستاده فریده رو بلند کردم، اونم پرید بغلم و پاهاش رو قفل کرد دور کمرم، رفتم سمت دیوار و پشتش رو تکیه دادم به دیوار و شروع به ضربه زدن به کس فریده کردم ، یک دقیقه یی کردم و دیدم دارم ارضا میشم ، همونجور یواش یواش اوردمش پایین و نشوندم جلو کیرم، ابم رو با فشار خالی کردم تو سر و صورت و سینه های فریده ، اینقدر با فشار که اولیش ریخت رو دیوار ، با خودم گفتم شاید بدش اومده باشه ولی فریده اینقدر با این حرکت حال کرد که شروع به فشار دادن سینه هاش کرد ، فهمیدم که حسابی اماده ارضا شدن شده دوباره بردمش رو تخت و شروع به خوردن کردم، دیگه ایندفعه حسابی اه و اوه میکرد، همینجور که میخوردم همزمان خودش با دست واسه خودش میزد و بعد یک دقیقه ولو شد رو تخت، و خودم رو کنار گوشش رسوندم و بعد از یک لب کوتاه در گوشش گفتم
    حتی اگر امروز اخرین روز از زندگیم باشه بازم ارزشش رو داشتی
    ادامه دارد


    نوشته: علی

  • 50

  • 22




  • نظرات:
    •   boyboy36
    • 1 ماه،1 هفته
      • 10

    • به خداوندی خدا قسم تو500 تا داستان این کلیشه رو خوندم که یارو یا میره دنبال خواهر زنش یا هاهرش یا زنش یا مادرش (dash)
      تو رو مولا یه جفنگ دیگه ببافین


    •   zodiakxxx
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • قلب کیرت تو دهنت کله کیری


    •   amiiir_h
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • کستان اولیت چ بود ک دومیش باشه انقد گوه تزریق نکن ب اون افکار جقیت مرد حیف دم دستم نیستی وگرنه همین سیگارمو تو چشات خاموش میکردم..چخه


    •   alisher
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • خواهر زنان از کی همواره سوژه جلق اند
      خر تو خری ست دنیا کیر خری حواله ات
      فحش ات ندادم اما آدم شو ای پسر جان
      لاشی نباش هر جا کیر خری حواله ات


    •   f.a.65
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • اینایی که میان کسشعر میگن خوب داستان سکسی همینه دیگه ، توقع چی دارین مثلا برن تو فضا سکس کنن؟ داستان سکسی چه با خواهر زن... چه زن همسایه... چه خاله ... همه همینه دیگه ، خونه خالی موقعیت عالی بعد هم گالا گالا، حالا هی بیاین زیر داستان ها بنویسید جقی ننویس ، جقی فلان، چند وقت پیش طرف نوشته بود که خاله ش رو کرده بود بعد داییش فهمید و یکی مرد ..... همه به به و چه چه کردن، خوب اینجا چپتو این سایت چه گهی میخورین؟ اینجا اسمش روشه داس تان


    •   Pirefarzane
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • یه دروغی بنویس که باور پذیر باشه.وگرنه بازم فحش میخوری.نود درصد داستانهای اینجا دروغه.همه هم می‌دونیم دروغه.هنر اینه که خلاقیت داشته باشه. دروغ لعابدار و قابل قبول باشه ، چفت و بست داشته باشه.خودت اینا رویی که نوشتی باور می‌کنی.الهی پسر کوچولوی کص ندیده دودولت لای همون اتوی مو گیر کنه وبسوزه تو خونه دنبال پماد سوختگی بگردی، گیرت نیاد.دیگه ننویس. . . . . . . . .


    •   arsh2452
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • دیس دادم چون متاهل بودی و هرز پریدی ! نکنید این کار رو . چرا خیانت ؟ اگه زنتون بره کس بده ، داد و هوارتون در میاد ولی خودتون خیانت میکنید خیالی نیست ؟ نمیتونم درک کنم این کار ها رو !


    •   Gozaran
    • 1 ماه،1 هفته
      • 5

    • اصولا این داستان نیست
      خاطره
      و
      شاید
      تخیلات
      آرزوها
      نقشه ها
      فانتزیهای یک مرد کم اقبال است که با خودش فکر میکنه ، : اگر یک کم پر رو و گستاخ بودم میشد خیلی ها رو بکنم
      میتونستم زن بگیرم
      میتونستم خواهر زنم رو بکنم
      میتونستم مادرزنم رو بکنم
      میتونستم زن دادشش رو بکنم
      اما متاسفانه کم رو بودم
      و فقط جلق زدم.
      و باز با خودش فکر میکند : دیگران چجور اینهمه سکس میکنند
      و بعد قلم را بر میدارد و کص شعر مینویسد
      خواهرزن ورزشکار ۳


    •   zanbory
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • قسمت قبلی گفتی لباسهای چرکیشو لیس میزدی
      خب بنظر من به فریده بگو یه دوسه خروار برینه یجایی واست سرگرم لیسیدن و خوردن شی شاید ساکت بشی و اینقدر اراجیف سرهم نکنی
      عقده سکس داری ولی نمیتونی بکنی کاملا از طرز بیانت میشه فهمید
      زودتر بزرگ شو و به ننت بگو واست زن بگیره تلف نشی.
      جون هرکسی دوست دارید دوتا داستان قشنگ بذارید تو سایت آدم ازخوندنش لذت ببره
      اخه خوردن ترشحات لباس چرکی هم شد داستان
      ادمین لطفا تجدید نظر کن تو ارسالیها
      ممنونم


    •   Irish..GuNNer
    • 1 ماه،1 هفته
      • 7

    • چرا تموم نمیشه؟! مُردم دیگه.
      قسمت اول نخوندم. اینم،میخواستم نخونم و رد شم ولی علائم نگارشیت اجازه نمیده. من کوتاهی نمیکنم. دیسو میدم بری پی کارت.


    •   messaf81012
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • قلب کیرت تو ماتحت زن گرامیت که انقدر بی غیرت و پستی اگ کسشرات راست باشه خیر سرت متاهلی


    •   kokarostam
    • 1 ماه،1 هفته
      • 9

    • کثیف


      نخوندم ببینم چه شاشی را مزمزه کردی. فقط کسی که به خواهر زنش و کلا آدم زن دار به زن دیگری نظر داشته باشه، امیدوارم زنش جنده باشه و به پسرهای همسایه کون بده.


      ها کـُ‌کا


    •   Hooman.esf.59
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • این قسمت بهتر از قسمت قبل بود
      کاری به راست و دروغش ندارم
      قرار نیست همه ی داستان‌های اینجا واقعی باشه
      ولی نه! به دو دلیل بهت دیس میدم چون با این افکار مسمومت بی غیرتی و خیانت و هرزگی را رواج میدی.


    •   کیرسمس
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • حتی الکسیس هم به این راحتی کس نمیده
      دورغه


    •   reza1671379
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • سلام 34 ساله
      دنبال یه خانم از کرمانشاه هستم و.اسه سکس
      09223501300


    •   پروفسور بالتازار
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • این آقایی که شماره گذاشته دنبال خانم میگرده واقعا توقع داره یه خانم بهش زنگ بزنه بگه بیا منو بکن؟


    •   sasanalavi
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • ورزش و ورزشکار و به گه کشیدین.
      داستانی نیست که یه ورزشکار یا بدنساز توش نباشه.


    •   Bokon_1366
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • ریدم دهنت بو این کس و شعر هات
      رفتی تو اطاق لخت بوده بعدش دستشو از روی سینه هاش برداشته گفته بیا ببین؟
      تو مهمونی ها میری به یادش جرف میزنی؟
      بعدشم 2 ساعت ارایش کرده و اماده عروسی شده تو ابتو ریختی رو صورت و سینه هاش؟
      یک ساعت تو کسش کردی بعدش دوباره رفتی کسشو خوردی ارضا بشه؟
      لباسشو جر دادی ؟ حالا چی بپوشه؟
      بسه لطفا، تا کی میخواین بزرگ بشین، تو واقعا 40 سالته؟
      فکر کنم 4 سالته
      ببین اگر از دیوار کسی بری بالا، مردمم هم از دیوارت میرن بالا
      خواهر زنتو گاییدی ، یکی هم فردا میاد زنتو میگاد و همینجا داستانشو مینویسه و خودت با داستانش جرق میزنی


    •   bijan_qalpaq
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • خیلی قشنگه اخرشم میزنی ادامه دارد، با ادامه داستانت خودت جق بزن دیگه نمیخواد بنویسیشو بزنی


    •   behnam-zelzele
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • داستان سکسی یعنی داستان
      چرا فک میکنید که طرف باید فیلسوف باسه
      ادم عادی میاد یه داستانی مینویسه میره
      فحش دادن و جقی نوشتن هنر نیست
      دوستان رعایت کنید


    •   amirdzed
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • آقای behnam-zelzele ما مشکلی با داستان نویس ها نداریم.مشکلمون با ترویج این کس کش بازیا و حرومزاده گری هاست.این سایت خیلی مخاطب زیر سن قانونی داره.شاید که دفعه اول روی مخاطب تاثیر نذاره اما کم کم روش اثر میذاره و طرف فک میکنه زندگی واقعی هم اینجوریه که میشه همه رو گایید.


    •   artintop
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • جالب بود من خودم ب دخترای ورزشکار و خوش اندام بیشتر حس دارم ایران شده پر زنای چاق و فربه که ارزوی دخترای چینی برای همه مردای ایرانه .اکثر زنای ایرانی شبیه مردان


    •   instammm
    • 1 ماه
      • 1

    • یه_جقی (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash)


    •   dariush1995
    • 1 ماه
      • 0

    • خیلی خوب و حشری کننده بود
      نوش جونت


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو