داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

خواهرزن ورزشکار (۱)

1398/11/07

سلام من علی ام یک ورزشکار حرفه ای ، 40 سالمه و یک خواهر زن دارم 38 ساله ولی بسیار کم کار اگر ببینینش شبیه 20 ساله هاست بسیااااااار سکسی و خوش فرم چون اونم ورزش میکنه به صورت حرفه ای
من عاشق فریده هستم ، اینو همه میدونن، و بخاطرش هرکاری حاضرم انجام بدم ، حتی خودکشی
من 15 و فریده 18 ساله ازدواج کرده ، خوب البته که همه متاهل ها میدونن بعد این همه سال دیگه سکس مکس تعطیل میشه،
من خیلی ساله که میدونم فریده برای رفع نیاز جنسی فقط خود ارضایی میکنه ، چند باری خودش سوتی داده و من خیلی سال پیش از توی هیستوری موبایلش فهمیدم خیلی فیلم سوپر و داستان سکسی خوندن دوست داره ، مخصوصا سکس با فامیل، مثلا کتگوری پدر و برادر و برادرشوهر خیلی دوست داره، و کلا از توی هیستوری ها فهمیدم سکس با پسر و پسر خاله و لوله کش و مستاجر و صاحبخونه و هر چیزی رو حتی خیار رو دوست داره به غیر از شوهر خواهر که من باشم ،
جالب اینجاست با اینکه من خیلی باهاش صمیمی بودم و خیلی باهاش درد و دل میکردم و ناگفته نماند شدیدا توی کف ش بودم ولی توی کنگوریش جایی نداشتم ،
ولی دقیقا اون فانتزی هایی که اون داشت رو من هم دوست داشتم یعنی سکس کلاسیک ، سکس از کون ،سکس با کسی که تو خوابه ، سکس زوری ، سکس جلو شوهر طرف ، یا مثلا خوردن کس رو من خیلی دوست دارم ولی زنم یکبار هم اجازه نداده حتی نزدیکش بشم ، ولی فریده عاشق این بود کسی کسش رو بخوره ، یا از کون بکنش، خلاصه کارایی که منم دوست داشتم اونم دوست داشت ،

من چندین سال از هر راهی وارد شدم که به فریده نزدیک بشم تا بتونم فقط یکبار باهاش سکس کنم ولی اون سفت ترین دختری بود که توی عمرم دیده بودم، اوایل که کاملا توی باغ نبود ، ولی کم کم فهمید من توی کف ش هستم دیگه رابطه ش رو باهام کنترل کرد ، ولی من پرو تر از این حرفا واقعا با خودم عهد کردم فریده رو نکرده از این دنیا نرم ، چون واقعا سکسی ترین دختری بود که تو عمرم دیده بودم ، ، یک دختر چشم و ابرو مشکی دقیقا شبیه ایتالیایی ها،قد 170 ، سینه 75 ، باسن نسبتا بزرگ ، و پاهای تو پر، من هر دفعه میدیدمش واقعا کیرم راست میکرد ، توی هر برنامه و دوره همی که اون بود باید میرفتم دستشویی یک جق میزدم تا آروم بشم ، ببینید چقدر توی کف فریده بودم که میرفتیم خونشون میرفتم توی لباس کثیف ها لباس زیر هاش رو پیدا میکردم و ترشحاتی که روی شرت هاش شده بود رو لیس میزدم ، وای چقدر بوی خوبی میداد، عاشق بوی کسش بودم ، وقتی بو میکشیدم قلبم تیر میکشید ،
من هزار بار تلاش کردم تا توی شرایطی باهاش باشم که بتونم ترتیبش رو بدم ولی هیچ وقت نشد، از طرفی چون دیوانه وار دوسش داشتم تصمیم گرفتم به زور کاری انجام ندم و اگر باهاش بخوام رابطه برقرار کنم با خواست خودش باشه ،
جریان از جایی شروع شد که فریده خیلی ورزش میکرد، و حسابی هیکلش رو فرم بود و داشت کم کم لاغر میشد، اینم بگم که خیلی روی هیکلش حساس بود مثلا اگر بهش میگفتم چاق شدی سریع شکمش رو بهم نشون میداد، یا اگر کسی میگفت لاغر شدی اینقدر خوشحال میشد که میخواست بپره بغل ادم ،
من یک روز بهش گفتم فریده خیلی لاغر شدی داری مثل پسرا میشی، گفت واه یعنی چی اصلا اینطور نیست ،
منم گفتم چرا دقیقا همینطوره چون خودت نمیفهمی ، گفت اتفاقا خودم میفهمم، هی اومدم بحث رو کشش بدم که طبق روال سالیان سال دید داره حرف به جاهای باریم میکشه بحث رو بست و ادامه نداد ، منم دیدم خیلی سوژه خوبیه که بهش گیر بدم سینه هات داره کوچیک میشه ، که واقعا حق با اون بود با اینکه ورزش میکرد ولی سینه هاش حتی بهتر و بزرگتر از قبل شده بود ،
یک روز ظهر من بعد از محل کار داشتم میرفتم خونه که طبق روال همیشه زنگ زدم با فریده صحبت بکنم چون واقعا صداش رو میشنیدم حالم خوب میشد ، کلی صحبت کردیم و حرف های همیشگی ، بهش گفتم چی کار میکنی ناهار چی دارین گفت خورشت کرفس منم گفتم خوش بحالتون گفت خوب بیا تو هم بخور بعد برو خونه ، گفتم نه ولی از روی مهربونی خیلی اصرار کرد ، منم گفتم باشه شوهرت که هست؟ گفت نه ولی میاد احتمالا، گفتم اوه نه بابا اون که نیست بیام چیکار پس؟ اونم از خدا خواسته گفت باشه پس گفتم شاید دوست داشته باشی بیای، یهو برق از سرم پرید ، گفتم دوست که دارم ، پس میام ، اونم دیگه هیچی نگفت یهو انگار پشیمون شده باشه، منم گاز رو گرفتم رفتم سمت خونشون،
زنگ زدم درو باز کرد ، رفتم تو خیلی جدی و عادی رفتار میکرد اولین چیزی که تو ذوقم خورد این بود که دیدم بر خلاف همیشه که جلو من راحته این دفعه کاپشن ورزشی پوشیده و این یک نشانه بود که خبری نیست ، زنگ زد به شوهرش گفت عزیزم بیا علی اومده اونم گفت باشه سعی میکنم زودتر بیام ، این یعنی نمیومد، خودش که ناهارش رو خورده بود واسم کشید و من خوردم ، گفتم برم دیگه ، گفت چه زود واستا رحیم داره میاد گفتم نه باید برم ، اخرین لحظه جلو در گفتم راستی چرا کاپشن پوشیدی گفت همینجوری سرده، منم سزیع ربطش دادم به لاغر شدنش گفتم چون چربی بدنت کم شده و خانوما باید یک مقدار چربی داشته باشن و… گفت ای بابا چه گیری دادی من خوبم ، گفتم ببین فریده تو خیلی لاغر شدی من میفهمم ، گفت اصلا قبول دارم ، گفتم بابا جان تابلویه ، چقدر سایز کم کردی ؟ گفت سایز چی؟ گفتم لباس زیر ، گفت خیلی پر رویی اصلا این بحثا رو دوست ندارم ،منم گفتم تو هم خیلی بی جنه یی، ای بابا تا یک کلمه حرف میزنم فکر میکنی خبریه و… قاطی بازی در اوردم ،
گفت باشه هیچی کم نکردم ، منم گفتم من که تا نبینم باورم نمیشه و مطمینم لاغر شدی ، انگار نشنیده باشه حرفم رو گفت اقاجان اصلا کم کردم ، گفتم ببین مردا کوچیک دوست ندارن ها ، گفت بدوببینم نمیخوای بری؟ زنت منتظره ، گفتم تا نبینم نمیرم ، گفت تو خواب شب مگر ببینی، گفتم خواب که زیاد دیدم هزار بار تورو تو خواب دیدم گفت الحمدالله که دیدی پس،گفتم فریده جدی میگم اصلا به چشم دیوسی به قضیه نگاه نکن بذار ببینم تا نظرم رو بگم گفت اقاجان نخوام نظرت رو بدونم کی رو باید ببینم، یک ربع باهاش کلنجار رفتم اینقدر کلافه شد از اخر راضی شد زیپ کاپشنش رو باز کنه تا من از روی تیشرت ببینم سایز کم کرده یا نه ، هم زیپ کاپشن رو باز کرد گفت اقا جان پشیمون شدم ، گفتم چی شد یهو گفت هیچی برو فقط، باز یک ساعت کل کل از من اصرار از اون انکار … گفت باشه پس واستا الان میام، من فهمیدم که زیر کاپشن ورزشی یک تیشرت ولی بدون سوتین تنش کرده ، رفت تو اتاق تا سوتین بپوشه منم بلافاصله رفتم پشت سرش تو اتاق پشت در کمی مکث کردم تا لخت بشه واسه پوشیدن سوتین، یهو باز کردم واااااااااای دیدم جلوم واستاده دستاش هم رو سینه هاش ، گفتم فریده دیدم ، گفت برو گمشو بیرون لاشی چرا اومدی ، گفتم دیدم خیلی کوچیکه ، گفت غلط کردی ، با یک دستش منو فشار میداد به سمت بیرون منم اومدم دست دیگه ش رو از روی سینه ش بردارم دستم خورد به سینه هاش گفت دست نزن به من، گفتم چشم پس خودت بذار ببینم گفت چی رو ببینی دیدی دیگه گفتم همش رو ، اینقدر عصبی شده بود که گفت بفرما یهو دستش رو برداشت دوتا سینه ناز نوک صورتی سفید افتاد پایین انصافا حتی به سایز هشتاد هم میخورد ، گفت وای وای چقدر رنگت پریده تا نمردی برو فقط ، دوباره دستش رو گذاشت روی سینه ش منم گفتم فریده بخدا اینقدر خوب ندیدم ، خیلی خوبی تو بخدا، گفت عجب گیری کردیم بیا برو به زندگیت برس داستان درست نکن تورو قرآن الان رحیم میاد ، تو چرا اینجوری میکنی اصلا حیف خواهر من واسه تو بخدا…

ادامه…

نوشته: علی


👍 23
👎 42
93193 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

840961
2020-01-27 20:17:05 +0330 +0330

ابله ها که بعید میدونم کستان هاتون راست باشه!!! از اولش همون خواهرزن رو بگیرید موقع خواستگاری، به جای اینکه سرتون تو کیرتون باشه و تخماتون تو کونتون…


840972
2020-01-27 20:23:37 +0330 +0330

خدایا شکرت زن نداریم


840980
2020-01-27 20:30:03 +0330 +0330

چی میشه که رو بچه اسم پیشوای دینی میذارن ؟ که اینقد کسخل از آب دربیاد؟ واقعا تصورشون از وجه نامگذاری تو چی بوده حیوان :)


840983
2020-01-27 20:32:21 +0330 +0330

به قول دوستان،چرا از اول خواهرزنتون رو جای زنتون نمیگیرین؟
چرا همه تو داستانا خوشگلن،خوش هیکل و حورین؟این ادمای معمولی،ادمای زیادی لاغر یا چاق نکنه توریستن؟


840986
2020-01-27 20:35:20 +0330 +0330

38 سالشه اما کم کار انگار 20 سالشه؟
ماشین مگ میخای بفروشی؟
بدون رنگه دیگ؟ بیمه تا کی داره؟


840990
2020-01-27 20:41:00 +0330 +0330
NA

اینا یه چیزی شنیدن که خواهر زن نون زیر کباب باورشون شده…

خب آدم هیچی ندار, نمی دونی که زن خوذت هم خواهر زنه یکی دیگه ست…؟؟؟؟

زودتر بری خونه تون حداقل می رسی ببینی که زنت داره واسه آقا رحیم ساک مجلسی می زنه,…

اون وقت تو درگیر دیدن نوک پستون بودی… 😁


840991
2020-01-27 20:43:57 +0330 +0330

اگر میخوای ادامه بدی بده ولی در مورد عنوانش صادق باش مثلا: رحیم آن گودزیلای خشن!! یا مثلا باجناق ها اهسته نمیکنند!! یا کرفس خونین!!!😁


840992
2020-01-27 20:46:53 +0330 +0330

گناهی نداریا ولی از شانس بد شما آنرمال ها ، همیشه کسایی زیر داستان نظر میذارن که این جفنگ بازیا رو قبول ندارن… اینم شانس شمایه تا آدم شوی!


840995
2020-01-27 20:53:16 +0330 +0330

دیگه ننویس. . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
هیچ جذابیتی نداشت…زن و میگیرن و عاشق خواهر زن میشن.لا پای جفتشون یه چیز بیشتر نیست،پس حرص بیخود نزنید.لابد اگر خواهر زن و می‌گرفتی بعدا عاشق زنت می‌شدی.چون این دفعه این یکی میشد خواهر زنت.اسمش میشد نوبت خواهر زنی یا تعویض نوبتی زن با خواهر زن.خودم هم گیج شدم…تو یه پسر بچه جقی هستی که شاشت تازه کف کردی.این بی غیرتی ها رو هم یاد نگیر…


841003
2020-01-27 20:59:24 +0330 +0330

خواهر زن او چه خوشگل و رعنا بود
دشمن شکن قمبل در سونا بود
دارندۀ کون و کفلی پر دُنبه
شیطان فتیش عاشق لاپا بود

5 ❤️

841006
2020-01-27 21:07:40 +0330 +0330

چشمای کورتونو باز کنید, روز خواستگاری که آمپر چسبوندید و همرو جنیفر میبینید همون خواهر زنتو بگیرید که بعدش این همه سال سرتون توی کس و کون طرف نباشه. (dash)


841022
2020-01-27 21:27:56 +0330 +0330
NA

چه قدر ضایعی، آبرو برای مردها نگذاشتین :(


841025
2020-01-27 21:40:16 +0330 +0330

میدونی باجناقت چرا نیومد خونش نهار بخوره؟
برو سوراخ کون زنتو ببین، آق رِحیم داشت روده های زنتو شخم میزد
موفق باشی


841040
2020-01-27 22:14:47 +0330 +0330
NA

کص ننت

4 ❤️

841048
2020-01-27 22:34:52 +0330 +0330

حالا اون ترشحات کسش روی شرتش رو لیس نمیزدی داستانت سکسی نمیشد?
گاومیش تو دهنت بگوزه
ادامشو بنویس ببینم شربت کی میاره!


841050
2020-01-27 22:39:42 +0330 +0330

گوه میخوری بنویسی اوسگل پلشت داستان و مختو گا…دم

4 ❤️

841055
2020-01-27 22:47:49 +0330 +0330

از آدمای گیر خوشم نمیاد. همیشه تزم این بوده، 650 گرم گوشت رو اسیر 50 گرم گوشت نکنم. در واقع طرفم باید طالب من باشه، نه این که خودم رو با سیریش و آب دهن بهش بچسبونم.

عزت زیاد


841071
2020-01-28 00:28:21 +0330 +0330

کیرم توی کتگوریت. سریال تلویزیونه آب بستی بهش؟؟


841080
2020-01-28 01:31:08 +0330 +0330

خوشمان نیامد بقیه اش را ننویس ورزشکار

5 ❤️

841089
2020-01-28 02:20:05 +0330 +0330

در یک کلمه خواهرزنه عشقه عشق

4 ❤️

841100
2020-01-28 03:48:54 +0330 +0330

بدنساز 40 ساله جقی ندیده بودیم که دیدیم

5 ❤️

841102
2020-01-28 03:53:28 +0330 +0330

پسری که املا و انشاش کیریه ، کونیه!
مردی که به زن شوهردار چشم طمع داره ، یه کونی بالفطره است 😁


841108
2020-01-28 04:11:37 +0330 +0330

و بازهم تکرار مکررات مزخرفات !
باید یه نامه به احمد ذوقی بنویسم تا بهت بگه ننویس !


841144
2020-01-28 05:47:48 +0330 +0330

علی جون بنویس ادامشو

از پررو بازیت خوشم اومد

گاو شیرده رو باید دوشید

تو ندوشی یکی دیگه میدوشه

6 ❤️

841158
2020-01-28 07:05:18 +0330 +0330

من معمولا در مورد داستان ها نظر نمیدم ولی در این مورد باید بگم اصل داستان این بوده به فریده یجور رسوندی که تو کفشی ولی اون به رحیم گفته رحیم اومده از پشت ترتیبت رو داده البته این نظر شخصی منه ها چون معمولا ما خانوما متعهد هستیم و هیچ جوره خیانت نمیکنیم تا چه برسه بخاطر نظر ی انتر بیاییم لخت بشیم


841165
2020-01-28 07:34:58 +0330 +0330

شوهرش باید پارت میکرد تنها میری خونشون


841169
2020-01-28 07:47:29 +0330 +0330
NA

خو بلد نیستی داستان بنویسی مگه مرض داری وقت ملت رو میگیری ننویس اقا ننویس لاقل فوش نمیخوری


841180
2020-01-28 08:52:10 +0330 +0330

دوستان لطفا قبل از خاستگاری هویج بوخورین جون جددتون یه هفته هم جق نزنین شاید خاهرشو گرفتین مارو از این بد بختی خاهر زن نجات دادین


841183
2020-01-28 09:12:15 +0330 +0330

تو از این کتگوری هایی هستی که دست آدم اشتباهی میخوره سکس با سگ میاد
کونکش


841184
2020-01-28 09:14:19 +0330 +0330

اتفاقا اون موقع که تو داشتی خورشت کرفس کوفت میکردی رحیم هم خونه شما داشت قرمه سبزی با سالاد شیرازی میخورد اوسگل بدرد نخور آلت تناسلی رحیم از پهنا تو دهنت


841189
2020-01-28 09:28:21 +0330 +0330

بنویس

2 ❤️

841195
2020-01-28 09:45:05 +0330 +0330

علی جان بنظرم اگر کسشعر گویی های اول داستان رو برمیداشتی کل داستان رو تو یه صفحه میتونستی بنویسی.
انقدر کشش دادی و از فانتزی هات گفتی که باعث شدی نخونده داستان رو ول کنم و بیام کامنت بدم


841197
2020-01-28 10:01:16 +0330 +0330

خوب بود چون من خودم عاشق خواهر زنم هستم
از قدیم گفتن خواهر زن مثل نون زیر کبابه واز خود کباب خوشمزه تر

1 ❤️

841199
2020-01-28 10:14:53 +0330 +0330

اصلا با راست و دروغش کار ندارم

تا نصفه خوندم
همش حس میکردم یکی داره برام خالی بندی میکنه و تند تند حرف میزنه ، وسطش هم هی آب دهنش رو قورت میده

هول …

2 ❤️

841203
2020-01-28 10:28:03 +0330 +0330

زیادی شاخ برگ دادی به داستانت…
چند صفحه نوشتی که تهش رفتی سینه هاشو دیدی، تو همون پاراگراف اول میگفتی خب…
دوستان
بعد از ازدواج مردا فکر میکنن خیلی بکن هستن و معمولا دم دست ترین گزینه خواهر زن و فامیل زنه، ربطی به قومیت، سن، گرایش مذهبی نداره


841230
2020-01-28 13:12:18 +0330 +0330

همون ترشحات که گفتی تو شورتش بود رو با تراوشای مغز گندیدت میکس کن و بشین جقتو بی سر وصدا و پرتف بزن گوزو،تو رو چه به این گوخوریا!!!؟؟؟

4 ❤️

841238
2020-01-28 14:40:44 +0330 +0330

پشگل کون گلابی
اوسکل اون شرتی که تو لیسش میزدی شورت شوهرش بود بعدش تو که میرفتی خونشون دنبال شرت شوهرش بودی جا کیرش لیس بزنی هیچ خری اونجا نبود بگه توی این اتاق چه گوهی میخوری، واقعا چه فکر کردی پشگل، باز به پشگل که واسه زگیل خوبه بهش میگن عنبرنسار

3 ❤️

841254
2020-01-28 16:02:39 +0330 +0330

مرز کوسشعر رو فرسنگها جابجا کردی، والا الان هیستوری موبایل ۹۰ درصد ایرانی ها رو بخونی احتمالا به دادن و کردن فک و فامیل و سگ و گربه علاقه دارن، اخه دیوث این چه منطقیه (dash)

3 ❤️

841267
2020-01-28 17:28:30 +0330 +0330

خب آخر قصه مشخصه باجناقت اومد خون از سوراخات زد بیرون توی باشگاه هم مواظب باش باجناقت جاتو بلده دمبل و… رو داخلت جاساز میکنه (dash) ادامه بده (rolling)

4 ❤️

841279
2020-01-28 18:23:40 +0330 +0330

اولا : کیرم تو دهن اونی که کتگوری یاد تو داد
دوما : نگارش داستانت بد نبود واسه اولین داستان
سوما : قسمت دوم کسشر تفت نده
چهارم : همون اولا رو دوباره تاکید میکنم
پنجم : دو دستی بنویس
شیش : تو این سن هنو جق میزنی عینکت شماره چنده
هفت : تو که راست میگی ولی…
هشت : همون نظر چهار و اولو باز تاکید میکنم
نه : تو قسمت بعدی از کاندوم استفاده کن
ده : جونیات که هویج نخوردی لاقل الان تو این سن هویج بخور اب مروارید نگیری جقی

5 ❤️

841284
2020-01-28 18:37:33 +0330 +0330

Shohare manam age esmesh rahim bud khianat mikardam . Rahim akhe??:|

1 ❤️

841450
2020-01-29 00:27:20 +0330 +0330

اگه تو قسمت بعد قرار نیس رحیم بفهمه و هم خودتو هم خواهر زنشو بکنه ادامه بده (clap)

1 ❤️

841566
2020-01-29 08:45:12 +0330 +0330

بدبخت اون تورو جای گوهش هم حساب نمیکنه.خخخ

2 ❤️

841659
2020-01-29 18:23:22 +0330 +0330

خرچنگ ملجوغ

0 ❤️

841820
2020-01-30 01:18:17 +0330 +0330

ِمن درکت میکنم ولی واقعا ارزش نداره بخاطر شهوت رابطه‌ی فامیلی‌رو زیر پا بذاری
و قبل از همه‌ی مسائل باید به عواقب شوم کار هم فکر کنی.

0 ❤️

841835
2020-01-30 03:41:50 +0330 +0330

لجن

0 ❤️

841898
2020-01-30 11:39:10 +0330 +0330

تو خیییلی مادر به خطایی

0 ❤️

841914
2020-01-30 13:05:20 +0330 +0330

ج 😁

0 ❤️

841916
2020-01-30 13:11:47 +0330 +0330

آخه کسننه ها یی که دیس میدین
دیگه ق رم ساقها دیگه چی میخواین
زن اول تا آخرتون رو گا ییدم گو ه میخورین مییاین میخونیین وقتی تاپیکو دوس ندارید حر وم زاده ها 😁 😁 😁

1 ❤️

843216
2020-02-03 09:10:02 +0330 +0330

داستانت که تخیلی بود ولی کاری با این قضیه ندارم.
فقط لطفا یه جوری بنویس که بتونی صحنه پردازی کنی و خواننده بتونه توی ذهنش صحنه رو مجسم کنه

0 ❤️

848497
2020-02-18 05:10:19 +0330 +0330

فعلا دیس 37م را از ماتحت تناول بفرمایید تا بقیه ش

0 ❤️

848504
2020-02-18 05:31:39 +0330 +0330

بنده به نمایندگی بچه های جقی ازت حمایت میکنم بهم پیام بده

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom