خواهرزن ورزشکار (۱)

    سلام من علی ام یک ورزشکار حرفه ای ، 40 سالمه و یک خواهر زن دارم 38 ساله ولی بسیار کم کار اگر ببینینش شبیه 20 ساله هاست بسیااااااار سکسی و خوش فرم چون اونم ورزش میکنه به صورت حرفه ای
    من عاشق فریده هستم ، اینو همه میدونن، و بخاطرش هرکاری حاضرم انجام بدم ، حتی خودکشی
    من 15 و فریده 18 ساله ازدواج کرده ، خوب البته که همه متاهل ها میدونن بعد این همه سال دیگه سکس مکس تعطیل میشه،
    من خیلی ساله که میدونم فریده برای رفع نیاز جنسی فقط خود ارضایی میکنه ، چند باری خودش سوتی داده و من خیلی سال پیش از توی هیستوری موبایلش فهمیدم خیلی فیلم سوپر و داستان سکسی خوندن دوست داره ، مخصوصا سکس با فامیل، مثلا کتگوری پدر و برادر و برادرشوهر خیلی دوست داره، و کلا از توی هیستوری ها فهمیدم سکس با پسر و پسر خاله و لوله کش و مستاجر و صاحبخونه و هر چیزی رو حتی خیار رو دوست داره به غیر از شوهر خواهر که من باشم ،
    جالب اینجاست با اینکه من خیلی باهاش صمیمی بودم و خیلی باهاش درد و دل میکردم و ناگفته نماند شدیدا توی کف ش بودم ولی توی کنگوریش جایی نداشتم ،
    ولی دقیقا اون فانتزی هایی که اون داشت رو من هم دوست داشتم یعنی سکس کلاسیک ، سکس از کون ،سکس با کسی که تو خوابه ، سکس زوری ، سکس جلو شوهر طرف ، یا مثلا خوردن کس رو من خیلی دوست دارم ولی زنم یکبار هم اجازه نداده حتی نزدیکش بشم ، ولی فریده عاشق این بود کسی کسش رو بخوره ، یا از کون بکنش، خلاصه کارایی که منم دوست داشتم اونم دوست داشت ،


    من چندین سال از هر راهی وارد شدم که به فریده نزدیک بشم تا بتونم فقط یکبار باهاش سکس کنم ولی اون سفت ترین دختری بود که توی عمرم دیده بودم، اوایل که کاملا توی باغ نبود ، ولی کم کم فهمید من توی کف ش هستم دیگه رابطه ش رو باهام کنترل کرد ، ولی من پرو تر از این حرفا واقعا با خودم عهد کردم فریده رو نکرده از این دنیا نرم ، چون واقعا سکسی ترین دختری بود که تو عمرم دیده بودم ، ، یک دختر چشم و ابرو مشکی دقیقا شبیه ایتالیایی ها،قد 170 ، سینه 75 ، باسن نسبتا بزرگ ، و پاهای تو پر، من هر دفعه میدیدمش واقعا کیرم راست میکرد ، توی هر برنامه و دوره همی که اون بود باید میرفتم دستشویی یک جق میزدم تا آروم بشم ، ببینید چقدر توی کف فریده بودم که میرفتیم خونشون میرفتم توی لباس کثیف ها لباس زیر هاش رو پیدا میکردم و ترشحاتی که روی شرت هاش شده بود رو لیس میزدم ، وای چقدر بوی خوبی میداد، عاشق بوی کسش بودم ، وقتی بو میکشیدم قلبم تیر میکشید ،
    من هزار بار تلاش کردم تا توی شرایطی باهاش باشم که بتونم ترتیبش رو بدم ولی هیچ وقت نشد، از طرفی چون دیوانه وار دوسش داشتم تصمیم گرفتم به زور کاری انجام ندم و اگر باهاش بخوام رابطه برقرار کنم با خواست خودش باشه ،
    جریان از جایی شروع شد که فریده خیلی ورزش میکرد، و حسابی هیکلش رو فرم بود و داشت کم کم لاغر میشد، اینم بگم که خیلی روی هیکلش حساس بود مثلا اگر بهش میگفتم چاق شدی سریع شکمش رو بهم نشون میداد، یا اگر کسی میگفت لاغر شدی اینقدر خوشحال میشد که میخواست بپره بغل ادم ،
    من یک روز بهش گفتم فریده خیلی لاغر شدی داری مثل پسرا میشی، گفت واه یعنی چی اصلا اینطور نیست ،
    منم گفتم چرا دقیقا همینطوره چون خودت نمیفهمی ، گفت اتفاقا خودم میفهمم، هی اومدم بحث رو کشش بدم که طبق روال سالیان سال دید داره حرف به جاهای باریم میکشه بحث رو بست و ادامه نداد ، منم دیدم خیلی سوژه خوبیه که بهش گیر بدم سینه هات داره کوچیک میشه ، که واقعا حق با اون بود با اینکه ورزش میکرد ولی سینه هاش حتی بهتر و بزرگتر از قبل شده بود ،
    یک روز ظهر من بعد از محل کار داشتم میرفتم خونه که طبق روال همیشه زنگ زدم با فریده صحبت بکنم چون واقعا صداش رو میشنیدم حالم خوب میشد ، کلی صحبت کردیم و حرف های همیشگی ، بهش گفتم چی کار میکنی ناهار چی دارین گفت خورشت کرفس منم گفتم خوش بحالتون گفت خوب بیا تو هم بخور بعد برو خونه ، گفتم نه ولی از روی مهربونی خیلی اصرار کرد ، منم گفتم باشه شوهرت که هست؟ گفت نه ولی میاد احتمالا، گفتم اوه نه بابا اون که نیست بیام چیکار پس؟ اونم از خدا خواسته گفت باشه پس گفتم شاید دوست داشته باشی بیای، یهو برق از سرم پرید ، گفتم دوست که دارم ، پس میام ، اونم دیگه هیچی نگفت یهو انگار پشیمون شده باشه، منم گاز رو گرفتم رفتم سمت خونشون،
    زنگ زدم درو باز کرد ، رفتم تو خیلی جدی و عادی رفتار میکرد اولین چیزی که تو ذوقم خورد این بود که دیدم بر خلاف همیشه که جلو من راحته این دفعه کاپشن ورزشی پوشیده و این یک نشانه بود که خبری نیست ، زنگ زد به شوهرش گفت عزیزم بیا علی اومده اونم گفت باشه سعی میکنم زودتر بیام ، این یعنی نمیومد، خودش که ناهارش رو خورده بود واسم کشید و من خوردم ، گفتم برم دیگه ، گفت چه زود واستا رحیم داره میاد گفتم نه باید برم ، اخرین لحظه جلو در گفتم راستی چرا کاپشن پوشیدی گفت همینجوری سرده، منم سزیع ربطش دادم به لاغر شدنش گفتم چون چربی بدنت کم شده و خانوما باید یک مقدار چربی داشته باشن و.... گفت ای بابا چه گیری دادی من خوبم ، گفتم ببین فریده تو خیلی لاغر شدی من میفهمم ، گفت اصلا قبول دارم ، گفتم بابا جان تابلویه ، چقدر سایز کم کردی ؟ گفت سایز چی؟ گفتم لباس زیر ، گفت خیلی پر رویی اصلا این بحثا رو دوست ندارم ،منم گفتم تو هم خیلی بی جنه یی، ای بابا تا یک کلمه حرف میزنم فکر میکنی خبریه و.... قاطی بازی در اوردم ،
    گفت باشه هیچی کم نکردم ، منم گفتم من که تا نبینم باورم نمیشه و مطمینم لاغر شدی ، انگار نشنیده باشه حرفم رو گفت اقاجان اصلا کم کردم ، گفتم ببین مردا کوچیک دوست ندارن ها ، گفت بدوببینم نمیخوای بری؟ زنت منتظره ، گفتم تا نبینم نمیرم ، گفت تو خواب شب مگر ببینی، گفتم خواب که زیاد دیدم هزار بار تورو تو خواب دیدم گفت الحمدالله که دیدی پس،گفتم فریده جدی میگم اصلا به چشم دیوسی به قضیه نگاه نکن بذار ببینم تا نظرم رو بگم گفت اقاجان نخوام نظرت رو بدونم کی رو باید ببینم، یک ربع باهاش کلنجار رفتم اینقدر کلافه شد از اخر راضی شد زیپ کاپشنش رو باز کنه تا من از روی تیشرت ببینم سایز کم کرده یا نه ، هم زیپ کاپشن رو باز کرد گفت اقا جان پشیمون شدم ، گفتم چی شد یهو گفت هیچی برو فقط، باز یک ساعت کل کل از من اصرار از اون انکار ..... گفت باشه پس واستا الان میام، من فهمیدم که زیر کاپشن ورزشی یک تیشرت ولی بدون سوتین تنش کرده ، رفت تو اتاق تا سوتین بپوشه منم بلافاصله رفتم پشت سرش تو اتاق پشت در کمی مکث کردم تا لخت بشه واسه پوشیدن سوتین، یهو باز کردم واااااااااای دیدم جلوم واستاده دستاش هم رو سینه هاش ، گفتم فریده دیدم ، گفت برو گمشو بیرون لاشی چرا اومدی ، گفتم دیدم خیلی کوچیکه ، گفت غلط کردی ، با یک دستش منو فشار میداد به سمت بیرون منم اومدم دست دیگه ش رو از روی سینه ش بردارم دستم خورد به سینه هاش گفت دست نزن به من، گفتم چشم پس خودت بذار ببینم گفت چی رو ببینی دیدی دیگه گفتم همش رو ، اینقدر عصبی شده بود که گفت بفرما یهو دستش رو برداشت دوتا سینه ناز نوک صورتی سفید افتاد پایین انصافا حتی به سایز هشتاد هم میخورد ، گفت وای وای چقدر رنگت پریده تا نمردی برو فقط ، دوباره دستش رو گذاشت روی سینه ش منم گفتم فریده بخدا اینقدر خوب ندیدم ، خیلی خوبی تو بخدا، گفت عجب گیری کردیم بیا برو به زندگیت برس داستان درست نکن تورو قرآن الان رحیم میاد ، تو چرا اینجوری میکنی اصلا حیف خواهر من واسه تو بخدا......


    ادامه...


    نوشته: علی

  • 22

  • 39




  • نظرات:
    •   .سامان.
    • 3 هفته،3 روز
      • 21

    • ابله ها که بعید میدونم کستان هاتون راست باشه!!! از اولش همون خواهرزن رو بگیرید موقع خواستگاری، به جای اینکه سرتون تو کیرتون باشه و تخماتون تو کونتون...


    •   navida.x
    • 3 هفته،3 روز
      • 22

    • این قسمت خورشت کرفس کص جور کن
      بدو شما فرار کن تا رحیم نیومده کونت بزاره پفیوز جق پریده


      بنده به نمایندگی جمع کثیری از حشریون از ادمین انقلابی شهوانی تقاضا دارم
      تگی تحت عنوان کسشعر احداث کنن
      تا هرشب چشمامونو بگا ندیم سر این چرندیات


      هرکی موافقه لایک کنه لطفا تا بلکه دیده بشه:!!


    •   Fuck_Your_Asss
    • 3 هفته،3 روز
      • 8

    • خدایا شکرت زن نداریم


    •   Neshane21
    • 3 هفته،3 روز
      • 11

    • چی میشه که رو بچه اسم پیشوای دینی میذارن ؟ که اینقد کسخل از آب دربیاد؟ واقعا تصورشون از وجه نامگذاری تو چی بوده حیوان :)


    •   Hysterical_man
    • 3 هفته،3 روز
      • 11

    • به قول دوستان،چرا از اول خواهرزنتون رو جای زنتون نمیگیرین؟
      چرا همه تو داستانا خوشگلن،خوش هیکل و حورین؟این ادمای معمولی،ادمای زیادی لاغر یا چاق نکنه توریستن؟


    •   amir21mash
    • 3 هفته،3 روز
      • 16

    • 38 سالشه اما کم کار انگار 20 سالشه؟
      ماشین مگ میخای بفروشی؟
      بدون رنگه دیگ؟ بیمه تا کی داره؟


    •   Newah007
    • 3 هفته،3 روز
      • 13

    • اینا یه چیزی شنیدن که خواهر زن نون زیر کباب باورشون شده....


      خب آدم هیچی ندار, نمی دونی که زن خوذت هم خواهر زنه یکی دیگه ست...؟؟؟؟


      زودتر بری خونه تون حداقل می رسی ببینی که زنت داره واسه آقا رحیم ساک مجلسی می زنه,....


      اون وقت تو درگیر دیدن نوک پستون بودی.... (biggrin)


    •   شاه ایکس
    • 3 هفته،3 روز
      • 18

    • اگر میخوای ادامه بدی بده ولی در مورد عنوانش صادق باش مثلا: رحیم آن گودزیلای خشن!! یا مثلا باجناق ها اهسته نمیکنند!! یا کرفس خونین!!!(biggrin)


    •   Neshane21
    • 3 هفته،3 روز
      • 8

    • گناهی نداریا ولی از شانس بد شما آنرمال ها ، همیشه کسایی زیر داستان نظر میذارن که این جفنگ بازیا رو قبول ندارن... اینم شانس شمایه تا آدم شوی!


    •   Pirefarzane
    • 3 هفته،3 روز
      • 15

    • دیگه ننویس. . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
      هیچ جذابیتی نداشت..زن و میگیرن و عاشق خواهر زن میشن.لا پای جفتشون یه چیز بیشتر نیست،پس حرص بیخود نزنید.لابد اگر خواهر زن و می‌گرفتی بعدا عاشق زنت می‌شدی.چون این دفعه این یکی میشد خواهر زنت.اسمش میشد نوبت خواهر زنی یا تعویض نوبتی زن با خواهر زن.خودم هم گیج شدم..تو یه پسر بچه جقی هستی که شاشت تازه کف کردی.این بی غیرتی ها رو هم یاد نگیر..


    •   alisher
    • 3 هفته،3 روز
      • 5

    • خواهر زن او چه خوشگل و رعنا بود
      دشمن شکن قمبل در سونا بود
      دارندۀ کون و کفلی پر دُنبه
      شیطان فتیش عاشق لاپا بود


    •   saeedno15
    • 3 هفته،3 روز
      • 12

    • چشمای کورتونو باز کنید, روز خواستگاری که آمپر چسبوندید و همرو جنیفر میبینید همون خواهر زنتو بگیرید که بعدش این همه سال سرتون توی کس و کون طرف نباشه. (dash)


    •   narange
    • 3 هفته،3 روز
      • 7

    • چه قدر ضایعی، آبرو برای مردها نگذاشتین :(


    •   HYPERMAN98
    • 3 هفته،3 روز
      • 10

    • میدونی باجناقت چرا نیومد خونش نهار بخوره؟
      برو سوراخ کون زنتو ببین، آق رِحیم داشت روده های زنتو شخم میزد
      موفق باشی


    •   9712982007
    • 3 هفته،3 روز
      • 4

    • کص ننت


    •   L(G)BT_LIFE
    • 3 هفته،3 روز
      • 12

    • یه خواهر زن داری ۳۸ سالشه بسیار کم کار و ورزشکار حرفه‌ای؟؟؟ ورزشکار حرفه‌ای روزی دوبار تمرین میکنه و کل زمان ازادشم باز پی ورزششه اونوقت کم کار چی میگه؟؟؟
      یه لحظه یاد دلال‌های ماشین افتادم یه خواهرزن دارم کم کار ورزشکار حرفه‌ای ببینیش میگی بیست سالشه کلا ۱۰بار داده فقط دست یه اقا دکتر بوده سالی یه بار میزده توش (rolling)


    •   Hunter7508
    • 3 هفته،3 روز
      • 11

    • حالا اون ترشحات کسش روی شرتش رو لیس نمیزدی داستانت سکسی نمیشد?
      گاومیش تو دهنت بگوزه
      ادامشو بنویس ببینم شربت کی میاره!


    •   Armin4657
    • 3 هفته،3 روز
      • 4

    • گوه میخوری بنویسی اوسگل پلشت داستان و مختو گا.....دم


    •   Lucky.man
    • 3 هفته،3 روز
      • 12

    • از آدمای گیر خوشم نمیاد. همیشه تزم این بوده، 650 گرم گوشت رو اسیر 50 گرم گوشت نکنم. در واقع طرفم باید طالب من باشه، نه این که خودم رو با سیریش و آب دهن بهش بچسبونم.


      عزت زیاد


    •   mohrb
    • 3 هفته،2 روز
      • 7

    • کیرم توی کتگوریت. سریال تلویزیونه آب بستی بهش؟؟


    •   سدمرتضی
    • 3 هفته،2 روز
      • 5

    • خوشمان نیامد بقیه اش را ننویس ورزشکار


    •   Gay_4_ALL
    • 3 هفته،2 روز
      • 4

    • در یک کلمه خواهرزنه عشقه عشق


    •   Owji_mowji
    • 3 هفته،2 روز
      • 5

    • بدنساز 40 ساله جقی ندیده بودیم که دیدیم


    •   arsh2452
    • 3 هفته،2 روز
      • 9

    • پسری که املا و انشاش کیریه ، کونیه!
      مردی که به زن شوهردار چشم طمع داره ، یه کونی بالفطره است (biggrin)


    •   ایکاروس
    • 3 هفته،2 روز
      • 13

    • و بازهم تکرار مکررات مزخرفات !
      باید یه نامه به احمد ذوقی بنویسم تا بهت بگه ننویس !


    •   ششلی@سکسی
    • 3 هفته،2 روز
      • 6

    • علی جون بنویس ادامشو


      از پررو بازیت خوشم اومد


      گاو شیرده رو باید دوشید


      تو ندوشی یکی دیگه میدوشه


    •   leilajooni
    • 3 هفته،2 روز
      • 14

    • من معمولا در مورد داستان ها نظر نمیدم ولی در این مورد باید بگم اصل داستان این بوده به فریده یجور رسوندی که تو کفشی ولی اون به رحیم گفته رحیم اومده از پشت ترتیبت رو داده البته این نظر شخصی منه ها چون معمولا ما خانوما متعهد هستیم و هیچ جوره خیانت نمیکنیم تا چه برسه بخاطر نظر ی انتر بیاییم لخت بشیم


    •   Sami.ahvz
    • 3 هفته،2 روز
      • 7

    • شوهرش باید پارت میکرد تنها میری خونشون


    •   masih.
    • 3 هفته،2 روز
      • 7

    • خو بلد نیستی داستان بنویسی مگه مرض داری وقت ملت رو میگیری ننویس اقا ننویس لاقل فوش نمیخوری


    •   saeed7989
    • 3 هفته،2 روز
      • 8

    • دوستان لطفا قبل از خاستگاری هویج بوخورین جون جددتون یه هفته هم جق نزنین شاید خاهرشو گرفتین مارو از این بد بختی خاهر زن نجات دادین


    •   Caboos1
    • 3 هفته،2 روز
      • 10

    • تو از این کتگوری هایی هستی که دست آدم اشتباهی میخوره سکس با سگ میاد
      کونکش


    •   Armin4657
    • 3 هفته،2 روز
      • 7

    • اتفاقا اون موقع که تو داشتی خورشت کرفس کوفت میکردی رحیم هم خونه شما داشت قرمه سبزی با سالاد شیرازی میخورد اوسگل بدرد نخور آلت تناسلی رحیم از پهنا تو دهنت


    •   zehnehashari
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • بنویس


    •   hamid30gari
    • 3 هفته،2 روز
      • 10

    • علی جان بنظرم اگر کسشعر گویی های اول داستان رو برمیداشتی کل داستان رو تو یه صفحه میتونستی بنویسی.
      انقدر کشش دادی و از فانتزی هات گفتی که باعث شدی نخونده داستان رو ول کنم و بیام کامنت بدم


    •   mahanhaahari64
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • خوب بود چون من خودم عاشق خواهر زنم هستم
      از قدیم گفتن خواهر زن مثل نون زیر کبابه واز خود کباب خوشمزه تر


    •   Siavvvashhhhhhh
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • اصلا با راست و دروغش کار ندارم


      تا نصفه خوندم
      همش حس میکردم یکی داره برام خالی بندی میکنه و تند تند حرف میزنه ، وسطش هم هی آب دهنش رو قورت میده


      هول ...


    •   arash.abi
    • 3 هفته،2 روز
      • 8

    • زیادی شاخ برگ دادی به داستانت..
      چند صفحه نوشتی که تهش رفتی سینه هاشو دیدی، تو همون پاراگراف اول میگفتی خب..
      دوستان
      بعد از ازدواج مردا فکر میکنن خیلی بکن هستن و معمولا دم دست ترین گزینه خواهر زن و فامیل زنه، ربطی به قومیت، سن، گرایش مذهبی نداره


    •   toolejen
    • 3 هفته،2 روز
      • 4

    • همون ترشحات که گفتی تو شورتش بود رو با تراوشای مغز گندیدت میکس کن و بشین جقتو بی سر وصدا و پرتف بزن گوزو،تو رو چه به این گوخوریا!!!؟؟؟


    •   Nikolfidas
    • 3 هفته،2 روز
      • 3

    • پشگل کون گلابی
      اوسکل اون شرتی که تو لیسش میزدی شورت شوهرش بود بعدش تو که میرفتی خونشون دنبال شرت شوهرش بودی جا کیرش لیس بزنی هیچ خری اونجا نبود بگه توی این اتاق چه گوهی میخوری، واقعا چه فکر کردی پشگل، باز به پشگل که واسه زگیل خوبه بهش میگن عنبرنسار


    •   mrroshak
    • 3 هفته،2 روز
      • 3

    • مرز کوسشعر رو فرسنگها جابجا کردی، والا الان هیستوری موبایل ۹۰ درصد ایرانی ها رو بخونی احتمالا به دادن و کردن فک و فامیل و سگ و گربه علاقه دارن، اخه دیوث این چه منطقیه (dash)


    •   mohammadm58
    • 3 هفته،2 روز
      • 4

    • خب آخر قصه مشخصه باجناقت اومد خون از سوراخات زد بیرون توی باشگاه هم مواظب باش باجناقت جاتو بلده دمبل و.... رو داخلت جاساز میکنه (dash) ادامه بده (rolling)


    •   Daniani
    • 3 هفته،2 روز
      • 5

    • اولا : کیرم تو دهن اونی که کتگوری یاد تو داد
      دوما : نگارش داستانت بد نبود واسه اولین داستان
      سوما : قسمت دوم کسشر تفت نده
      چهارم : همون اولا رو دوباره تاکید میکنم
      پنجم : دو دستی بنویس
      شیش : تو این سن هنو جق میزنی عینکت شماره چنده
      هفت : تو که راست میگی ولی...
      هشت : همون نظر چهار و اولو باز تاکید میکنم
      نه : تو قسمت بعدی از کاندوم استفاده کن
      ده : جونیات که هویج نخوردی لاقل الان تو این سن هویج بخور اب مروارید نگیری جقی


    •   Devil._.Girl
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • Shohare manam age esmesh rahim bud khianat mikardam . Rahim akhe??:|


    •   master.moon
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • اگه تو قسمت بعد قرار نیس رحیم بفهمه و هم خودتو هم خواهر زنشو بکنه ادامه بده (clap)


    •   کاربر.قدیمی.هستم
    • 3 هفته،1 روز
      • 2

    • بدبخت اون تورو جای گوهش هم حساب نمیکنه.خخخ


    •   Emperatoorxxx
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • خرچنگ ملجوغ


    •   Love.sex.B
    • 3 هفته
      • 0

    • ِمن درکت میکنم ولی واقعا ارزش نداره بخاطر شهوت رابطه‌ی فامیلی‌رو زیر پا بذاری
      و قبل از همه‌ی مسائل باید به عواقب شوم کار هم فکر کنی.


    •   shayan0662
    • 3 هفته
      • 0

    • لجن


    •   Jesse.pinkman
    • 3 هفته
      • 0

    • تو خیییلی مادر به خطایی


    •   seaavash
    • 3 هفته
      • 0

    • ج (biggrin)


    •   seaavash
    • 3 هفته
      • 1

    • آخه کسننه ها یی که دیس میدین
      دیگه ق رم ساقها دیگه چی میخواین
      زن اول تا آخرتون رو گا ییدم گو ه میخورین مییاین میخونیین وقتی تاپیکو دوس ندارید حر وم زاده ها (biggrin) (biggrin) (biggrin)


    •   بیکسوکارحشری
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • داستانت که تخیلی بود ولی کاری با این قضیه ندارم.
      فقط لطفا یه جوری بنویس که بتونی صحنه پردازی کنی و خواننده بتونه توی ذهنش صحنه رو مجسم کنه


    •   Hooman.esf.59
    • 2 روز،17 ساعت
      • 0

    • فعلا دیس 37م را از ماتحت تناول بفرمایید تا بقیه ش


    •   rezamikrob
    • 2 روز،17 ساعت
      • 0

    • بنده به نمایندگی بچه های جقی ازت حمایت میکنم بهم پیام بده


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو