داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

مدیر عامل ( ۲)

1399/05/20

...قسمت قبل

صبح چون تا دیر وقت مهمونی بودم دیر از خواب بیدار شدم ، همون لباس های مهمونی رو پوشیدم و به طرف محل کارم رفتم، سر راه نون تازه گرفتم تا صبحانه رو‌هم تو آژانس بخورم ، تازه سر صبحانه بودم که تلفن زنگ زد و یه سرویس برای فرودگاه خواستن ، نوبت من بود و یه استکان چای خوردم و راه افتادم . یه آقا و خانم بودن سوار شدن و رفتیم ، بعد از پیاده شدن مسافرا چون فاصله فرودگاه تا شهر یکم زیاد بود همون جا منتظر مسافر موندم و اسنپ رو روشن کردم بعد از حدود ۴۵ دقیقه یه پیامی امد برای مرکز شهر و منم سریع هماهنگ شدم برای بردن مسافر، ماشین تو پارکینگ بود و من برای اینکه مسافر گم نشه پیاده تا جلوی ترمینال رفتم ، داشتم زنگ میزدم که یه اقا با صدای رسا گفت اقا رحمانی؟ برگشتم دنبال صدا و گفتم :منم ،شما ماشین خواسته بودین ؟ با سرش تایید کرد و دوباره گفتم : ماشین پارکینگ هست لطفا بفرمایید
اقای میانسال با موهای جوگندمی ، با کیف چرمی اداری و چمدان تک نفری با یه کت شلوار تیره ،شیک و تمیز با رعایت نکات ریز در پوشش ، معلوم بود برای کار اداری از تهران آمده بود .آدم مغروری نیستم ولی تا حالا هم نشده وسایل شخصی مسافر رو جابجا کنم در حد باز کردن صندوق عقب یا برداشتن و گذاشتن وسایل ، ولی نمی دونم چرا تحت تاثیر قرار گرفتم و گفتم : اقا میشه چمدانتون رو بیارم و مهندس البته بعدا فهمیدم کارش چیه بدون تعارف زیاد دسته چمدان را به طرف من کشید، چمدان رو با چرخاش کشیدم به طرف پارکینگ و مهندس پشت سر من راه افتاد ، جلوی ماشین که رسیدیم با دقت به من و ماشین نگاه کرد ، خدایش ماشین رو تازه دستمال کشیده بودم و زیر نور افتاب می درخشید ، صندوق عقب رو باز کردم و چمدان رو داخلش گذاشتم و بستم و رفتم سمت ماشین و گفتم بفرمایید ، در عقب رو باز کرد و سوار شد به سمت شهر حرکت کردیم ، بعد از چند دقیقه از حرکت کردنمون گذشته بود که گفتم : قربان مرکز شهر تشریف می برید ؟ گفت : بله ،البته اگه ممکنه من رو ببرید به یه هتل مناسب ، پرسیدم هتلش چه طوری باشه ، منظورم از بابت قیمت و ستارش بود گفت : برای یک شب هست زیاد مهم نیست ، یه جای آروم و تمیز باشه که بتونم استراحت کنم ، دم در هتل که رسیدیم ماشین رو پارک کردم و‌منتظر شدم پیاده بشه که گفت اگه ممکن هست اول چک کن ببین جای خالی دارن یا نه ،منم که انتظارش رو نداشتم با تعلل پیاده شدم و رفتم به سمت هتل و از رسپشن درباره وضعیت اتاق ها سوال کردم و برگشتم به ماشین ، وقتی رسیدم با تایید داشتن اتاق خالی مهندس پیاده شد و بدون برداشتن چمدان به سمت هتل رفت و من که دیگه نمی خواستم چمدان رو ببرم صندوق رو باز کردم و منتظر ماندم ، بعد از چند دقیقه مهندس برگشت و بهم گفت: هتل ،اتاق رو ساعت ۲ میده چند ساعتی وقت داریم تا اتاق رو تحویل بگیریم ، داخل شهر رو می خوام دور بزنم آیا می تونم همراهیش کنم یا ماشین دیگه ای بگیره ، منم از خدا خواسته قبول کردم ، سفارش اسنپ را کامل کردم و بصورت ساعتی بقیه مسیر رو صحبت کردیم و راه افتادیم به سمت مرکز شهر تو راه چند جا رو بهم گفت که باید ببینه ، اولش شهرداری بود و چند خیابون رو آدرس داد که در حد دور زدن و دید زدن از اونا رد شدیم ، موقع ناهار هم قرار شد که یه رستوران خوب ببرم ، سر میز نهار بعد از اینکه از سرویس بهداشتی برگشتم مهندس با دقت من رو زیر نظر داشت ، سر میز که رسیدم و نشستم تا موقع سرو نهار زمان داشتیم که مهندس صحبت رو شروع کرد ، اول درباره شهرمون یکم اطلاعات گرفت و بعد از من پرسید که آیا خودم و ماشینم همیشه مرتبط و تمیز هستیم و آیا شغل من رانندگی هست یا مثل بعضی ها شغل دوم حساب میشه ، که من هم توضیحات لازم رو دادم وآخرش هم توضیح داد، برای عقد قرار داد کاری با شهرداری به شهر ما امده و نماینده یک شرکت مشاور برای ساخت یه پل روگذر هست و اگه کارا خوب پیش بره و بتونن به توافق برسن شرکت اینا قرار بود نظارت ساخت پل رو به عهده بگیرن برای همین قرار شد که فردا صبح ساعت ۸ برای بردن مهندس به شهرداری ،دم هتل باشم ، مهندس اخر سر هزینه اون روز رو تسویه کرد و انعام خوبی هم بهم داد ، منم خوشحال از اینکه چند وقتی بود مسافر خوبی نداشتم به آژانس زنگ زدم گفتم امروز عصر نمیام بعدش هم به خانمم زنگ زدم که شام درست نکن من از بیرون می خرم ‌.
وقتی رسیدم خونه ماشین رو پارک کردم وسایلی رو هم که خریده بودم برداشتم و رفتم بالا در رو باز کردم و مستقیم رفتم آشپز خونه وسایل رو‌گذاشتم رو میز و نسرین رو صدا کردم ، عزیزم من آمدم کجایی ؟ نسرین از اتاق خواب جواب سلامم رو داد و گفت میام الان پیشت و من شروع کردم وسایل گذاشتن تو یخچال و جا ظرفی که با صدای تق تق کفش برگشتم و چه صحنه ای دیدم
نسرین ایستاده بود جلوی اوپن با یک لباس خیلی سکسی و کفش پاشنه بلند، کفشاش رنگ قرمز لاکی بود و رو باز بصورت بندی که تا مچ پاش بالا می رفت ، با جوراب لاله زنبوری قرمز و لاک قرمز ، همچنین جوراباش با بند جوراب هم رنگ اونا صاف وایستاده بود ، اندام زیباش هم توی بادی توریش واقعا خود نمایی میکرداونم طوری بود که یه ذره از کوسش و مثل یه بند از باسنش بالا آمده بود جنسش از ترکیبی از تور و گیپور مانند بود و قسمتی از شکم ، پهلوهاو سینه هاشو رو گرفته و تقریبا کل بدن بیرون بود و دستکش ساق بلند ساتن قرمز که انگشتر و دست بندش رو از رو اونا انداخته و با گردنبند مرواریدش هم خوانی داشت با اینکه بعضی از زیورالاتش مصنوعی بودن ولی جلوه خیلی سکسی گرفته بود و اخرش هم آرایش نسبتا غلیظ، نقطه ضعف من رو می دونست بوی عطر زنانه و بوی لوازم آرایشی منو سست میکردن و مغزم عملا کار نمیکرد از نظر شناخت شخصیتم تسلط کاملی بهم پیدا کرده بود و می دونست چطور موقع سکس باهام رفتار کنه ،کاملا خلع سلاح شدم با دستش منو به عقب هل داد و نزدیکم آمد و از اینکه دیشب نتوسته بود من ارضام کنه ناراحت بود و می خواست امروز تلافی کنه ، همین جوری که به دیوار تکیه داده بودم صورتش را به دماغم نزدیک کرد تا بوی آرایشش رو کامل حس کنم و دستش رو از روی شلوار به کیرم میکشید واقعا صحنه تحریک کننده ای بود خواستم ازش لب بگیرم که سرش رو عقب برد گفت : تا کارم تموم نشده نه به من دست میزنی و نه لمسم میکنی .
آروم آروم کل لباس هایم رو از تنم در آورد حتی جوراب هایم را هم در آورد و یکی یکی می انداخت وسط حال ، کاملا لخت تو آشپزخونه ایستاده بودم ، شروع کرد با دستش به بازی کردن با تخمام و کیرم چند ثانیه ای باهاشون بازی کرد ومنم داشتم لذت میبردم طوری که رگهای کیرم باد کرده بودن ، با صدای لرزون گفتم : نسرین می خوام ،نسرین دستش رو از کیرم کشید و من رو به سمت دیوار هل داد و خودش هم برگشت و باسن نیمه لختش رو که فقط قسمتی از اون توسط لباسش پوشیده بود بهم چسبوند و شروع به تکون دادن کرد ، بالا و پایین و من هم با حرکات بدن اون ریتم گرفتم و هماهنگ شدم هر از چندی می ایستاد تا دوباره کیرم رو وسط چاک کونش قرار بده و دوباره از اول ،واقعا داشتم می مردم با صدای لرزون گفتم: نسرین تمومش کن تحمل ندارم و نسرین با خنده سرشار از پیروزی از من فاصله گرفت گفت : هنوز داره شروع میشه و از کیرم گرفت و بطرف اتاق رفتیم ، قد نسبتا بلند و اندامی کشیده و پر ،تو اون لباس های فانتزی واقعا عقل آدم رو می برد رفتارش حین سکس شبیه بازیگران فیلمهای پورن بود، با برنامه و پشت سر هم ادم احساس میکرد از قبل میدونه چیکار میکنه و همین طوری هم بود!!
وقتی رسیدیم به اتاق من رو هل داد به سمت تخت طوری که پاهام روی زمین بودن و خودم روی تخت و با کیری بر افراشته،تماس خنک ملافه لیز پلنگی با بدن خیس عرق کرده من حس جالب و جدیدی بود ، نسرین بدون اینکه کفش هایش را در بیاورد بالای سر من طوری که سرم لای پاهاش و بالای سرم کسش بود ایستاد ، با یک دستش بندی که روی کسش بود رو کشید کنار و انگشتهای دست دیگش رو کرد توش ، خیسی کسش باعث شد تا دستکش ساتن نسرین خیس بشه و همین انگشتاش رو که ماده لزجی روش بود ، داخل دهان من کرد تا بخورمش ، تو این شرایط کسش تا فاصله کمی از دهنم من نگه داشت و از من پرسید : می خوری؟ ومن هم با صدای پر از خواهش جواب مثبت دادم،باسنش رو پایین تر آورد تا کسش جلوی من قرار بگیره ، بعد از اینکه یه زبون کشیدم روش ، بالاتر رفت و منم مجبور شدم برای اینکه دهنم به کسش برسه سرم رو بالاتر ببرم، و دوباره کسش رو بالاتر برد و خنده ای شهوتناکی کرد و با وزن بدنش روی سر من نشست طوری که کل کسش تو دهنم جا شد ومن شروع به خوردنش کردم ، اونم همزمان با خوردن من بدنش رو عقب و جلو میکرد ، طوری که از چونم تا دماغم پر از آب کس نسرین بود و ازش لذت می برد ، تو همین حالت خم شد و کیر من رو کرد تو دهنش و شروع به خوردن کرد، طوری میک میزد که جونم از کیرم می خواست بریزه بیرون ، بعد از چندتا میک محکم با کف دستش سر کیرم رو می مالید ، جنس دستکشش باعث میشد یه حالت لذت با درد رو رو تجربه کنم،البته این کار رو با مکث میکرد تا من خالی نشم ، بعد از این اینکه کمی تو این حالت موندیم ، نسرین بلند شد و رفت پای تخت و بالای کیر سرخ شده من ایستاد ، پشت به من روبروی آینه میز آرایشی که روبروی تخت بود ، دستاش رو لای موهاش کرد و همین طوری که به بدنش تاب می داد ، آمد لای پای من و از ته کیرم گرفت و پس از تنظیم به آرومی نشست روش ، از بس کسش خیس بود که تمام کیر کلفتم رو تقریبا بلعید و شروع کرد به بالا و پایین کردن البته با دقت و به آرومی که نهایت لذت رو ببره و تو این حالم هم داشت تو آینه خودش رو نگاه میکرد ، دستش رو لای موهاش می برد و رو بدنش میکشید و سینه هاشو می مالید و می خندید و می گفتم: امیر ببین چه خوشگل شدم ، خیلی سکسی هستم؟ منم تو جوابش با صدای لرزون و حشری گفتم : اره خیلی ،نسرین شبیه جنده ها شدی و داری مثل اونا کس میدی. البته موقع سکس حرفهای سکسی میزدیم ولی اولین بار بود که نسرین رو با این لحن صدا می کردم، تا کلمه جنده رو گفتم ، نسرین سرعتش رو زیاد کرد و سعی میکرد کیرم رو تا جایی که جا داره تو خودش فرو کنه ، وبا صدای لرزون که نشان میداد خیلی حشری شده می گفت : اره خوشگلم ، شبیه جنده ها شدم ، دوست دارم مثل اونا باشم و همه منو بکنن ، کلمه همه رو با یه لحن خاصی گفت که یه حسرت خاصی توش بود ، البته منم چون حشری بودن زیاد رو جمله آخریش گیر ندادم و گذاشتم به حساب حرارت بالای سکسمون ، تو همون حالت نسرین نوک هر دو سینش رو از لباس بیرو‌ن آورد و با صدای محکم گفت : نوک سینه هام رو بگیر و محکم فشار بده و تا نگفتم ول نکن، حرکات بدنش تند شده بود و من هم خودم رو با ریتم بدنش هماهنگ کرده بودم، پاهاش جمع کرد تا کیرم رو کاملا تو خودش حس کنه ، سفت شدن سینه هاشو زیر دستام حس میکردم ، تو آینه خودش رو با یه غرور خاصی نگاه میکرد و بدنش منقبض میشد ، بعد از چندلحظه با صدای اه ممتد لرزشی تو بدنش امد و با یه اه کشدار ارضا شد، و خودش انداخت رو تخت ،منم شروع به نوازشش کردم بعد چند دقیقه که به خودش امد پا شد و لای پای من نشست ، تخمام ،کیرم و رونهام از آبی که از کسش خارج شده بود کاملا خیس شده بود،نسرین شروع کرد با زبونش تمام آب های دور کیرم رو خوردن ولیس زدن و سر کیرم رو کرد تو دهنش و یه ساک آبدار برام زد ، دیگه توان مقاومت نداشتم و خودش هم از ضربان کیرم فهمید که موقع خالی شدنم هست ، با یک دستش تخمام رو میمالید با دست دیگم کیرم رو ، یدفعه آب غلیظ و زیادی از من خارج شد ، قسمتی از صورتش ، گردنش و لای سینه هاش پر شد از آب منی من ، بی حال و خسته رو تخت ولو شدم، نسرین خودش رو کشید روم و چشم تو چشم من نگاه کرد، حالا دیگه آب منی من رقیق شده بود،وداشت از رو بدنش میریخت رو بدن من ، لباشرو گذاشت رو لبام و شروع کردن به خوردن لبام ،آب منی من هم که ریخته بود رو صورتش رو با زبونش کشید تو دهنش و همین طوری از هم لب کرفتیم و مزمزه کردیم ، بعد چشاش رو بست و رو من خوابید.

ادامه...

نوشته: امیر ارصلان نامدار


👍 49
👎 8
102100 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

907141
2020-08-10 00:44:30 +0430 +0430

بلند و دنباله دار نمیخونم
نخونده دیس

1 ❤️

907166
2020-08-10 01:27:46 +0430 +0430

عالیهه

0 ❤️

907180
2020-08-10 01:47:10 +0430 +0430

پیشنهاد میکنم قبلیش هم بخونی دوستم، عالی بود

0 ❤️

907193
2020-08-10 02:35:13 +0430 +0430

بیخیال کی میخای بری بدی اونم بکنه خخخ ؟

0 ❤️

907199
2020-08-10 03:25:09 +0430 +0430

بازم ادامه داره😂

1 ❤️

907207
2020-08-10 04:21:21 +0430 +0430

کیرم از پهنا دهن جفت تون با این نوشتنت …

1 ❤️

907211
2020-08-10 04:49:00 +0430 +0430

خوب بود. نوشتنت و حسی ک به خواننده القا میکنه خوبه. فقط من مخالف بی غیرتی هستم.

0 ❤️

907243
2020-08-10 07:18:24 +0430 +0430

خوب بود ادامه بده

0 ❤️

907265
2020-08-10 09:53:51 +0430 +0430

عالی

0 ❤️

907266
2020-08-10 09:56:34 +0430 +0430

چرا میخوای داستان به این خوبی رو با غیرتی خراب کنی؟

1 ❤️

907287
2020-08-10 11:17:16 +0430 +0430

عالیه ادامه بده داستان بدون نقص و بسیار زیباییِ
بی صبرانه منتظریم ادامه بدی و بخونیمش

1 ❤️

907322
2020-08-10 14:39:43 +0430 +0430

خوب بود بد نبود

0 ❤️

907377
2020-08-10 21:57:59 +0430 +0430

ادامه بده 🌹

0 ❤️

907550
2020-08-11 05:12:37 +0430 +0430

عالی ادامه بده

0 ❤️

907679
2020-08-11 16:35:44 +0430 +0430

واقعاً قدرت تخیل خوبی داری تلفیق سریال های ایرانی با فیلم های پورن واقعاً هنر میخواد

0 ❤️

907785
2020-08-12 00:15:08 +0430 +0430

ننوشتی “ادامه دارد”
و از طرفی عنوان داستانت میگه یه شخصی هم تو داستان باید باشه که مدیرعامله!!
بقیش پس چی؟
در مورد داستانت باید بگم تا اینجاش کاملا یکنواخت و مبعهم و خسته کننده بوده.بعیدم میدونم اگه بقیه ای درکار باشه، بتونه خواننده رو به وجد بیاره.
لایک نمیشه چون علاوه بر این معایب،کلی غلط املایی و مفهومی داشتی که نشون میده حتی یکبار هم نوشتهت رو روخونی و ویرایش نکردی.

0 ❤️

908179
2020-08-13 05:41:52 +0430 +0430

کامنت نوشته بلند و دنباله دار نمیخونم ،نخونده دیس،لامصب حالا تو نمیخونی یا دوس نداری چرا دیس میدی خیلی راحت از کنارش بگذر

1 ❤️

908678
2020-08-15 00:59:35 +0430 +0430

لعنتی باز یه داستان خوب اومد
انقدر میخواد قسمتاش کش پیدا کنه که حاله ادم بد شه
داستانت عالیه خواهشا تن تن منتشر کن
لایکککم

1 ❤️

908679
2020-08-15 01:02:17 +0430 +0430

حالم به هم میخوره از اینایی که تو داستان سکسی دنبال غلط املایی میگردن و مشکل نگارشی
انگار دارن داستان فلسفی نوشته جوزف ارتور میخونن
خفه شین و از داستان لذت ببرین

0 ❤️

908963
2020-08-16 03:04:01 +0430 +0430

داستان خوبه ولی این آب و تاب جنس دستکش غلظت آب و در صندوق و اضافه گویی های داستان سرایی دیگه خیلی زیاده روی
فانتزی جق باید سریع و شهوت انگیز باشه نه حوصله سر بر

0 ❤️

910145
2020-08-21 16:40:06 +0430 +0430

پس خیانتش کو؟

1 ❤️

912235
2020-08-29 14:09:29 +0430 +0430

داستانت خوبه ولی یه سوتی دادی فرودگاه خودش معمولا تاکسی داره و زنگ نمیزنند از بیرون تاکسی خبر کنند دقت کن یکم

0 ❤️

912863
2020-08-31 13:02:29 +0430 +0430

نوش جونت آب منی هم خوردی پس

0 ❤️

909314
2020-09-23 15:10:52 +0330 +0330

فک کردم قراره با مسافره پنجا پنجا برین

0 ❤️







Top Bottom