مزد رفاقت (۳)

1399/09/18

...قسمت قبل

قسمت سوم
تا روزیکشنبه به طرق مختلف صحبت میکردیم و پیام میدادیم .صبح یکشنبه به خونه گفتم میرم ماموریت وشب نمیام .ظهر مدیرعامل صدام کرد و گفت.خانم جاهد (نوشین) زنگ زده مثل اینکه فردا دارایی کار داره،فردا صبح باهاش برو ، اگر هم طول کشید دیگه نمیخواد بیایی شرکت!! میدونستم که کاری نداره (چون معمولا به خودم میگفت) ولی برای اینکه سوتی ندم، با تعجب گفتم من که دیگه وکالتی ندارم ازشون ؟گفت خودت ببین قضیه چیه . اگر نیاز بود وکالت بگیر. هر کاری داره انجام بده !گفتم چشم، فردا میرم . و اومدم بیرون.پیام دادم نوشین : سلام خانم جاهد فردا ساعت چند باید بریم دارایی؟چند تا استیکر خنده فرستاد و نوشت شما باید از ساعت 5 امروز تشریف بیارید . یکم سر به سرش گذاشتم گفت مسخره بازی در نیار ،ملیحه اینا ساعت سه میرن ،من به بچه ها قول دادم شام بریم بیرون اذیت نکنی ها !چندتا استیکر قلب وبوس فرستادم ونوشتم چشم.
ساعت 5/5 رفتم خونه .به خاطر بچه ها مجبور بودیم عادی رفتار کنیم. تا ساعت 7 با بچه ها سرگرم شدم .که یک پیام اومد باز کردم دیدم نوشینه، نوشته: سعید سیما به حرف تو گوش میده بگو بریم رستوران، گیر داده بریم پیتزا بخوریم .ساعت 7 گفتم خوب کجا بریم ؟ سیما ونیما گفتند بریم همون پیتزا که همیشه میریم! یکم باهاشون صحبت کردم که نیما فعلا نباید از این غذا ها بخوره ،ممکنه دوباره حالش بد بشه و آروم درگوششون گفتم یکبار 3تایی با هم میریم پیتزا میخوریم که مامان نباشه بهمون گیر بدهده ! نوشین صدا زد پچ پچ ممنوع ! سه تایی نگاه هم کردیم وخندیدیم .گفتم ببخشید ولی این یک رازه نمیتونیم بلند بگیم .خوشبختانه بچه ها قبول کردند. تا ساعت 9رفتیم پارک حسابی بازی کردند وبعد هم رفتیم یک رستوران شام خوردیم وساعت ده برگشتیم خونه .نیم ساعتی بازی کردیم نوشین گفت بچه ها خداحافظی کنید وبرید بخوابید. دیر شده فردا باید برید مدرسه !!.سیما یکم غر زد که تازه میخوایم پلی استیشن بازی کنیم.یهویی نوشین گفت عمو قول داده اگر اذیت نکنید پنجشبه باهم برید پیتزا بخورید؟چشام گرد شد.خندم گرفت، گفتم البته هفته ای دیگه !سیما چندتا بوس کرد گفت نه عمو تو رو خدا این هفته بریم!گفتم به شرطی که مامان ازتون راضی باشه ، فعلا برید بخوابید ! به زور قول گرفتن وبوس کردن و رفتن .نوشین آروم گفت من میرم پیششون تو برو دوش بگیر و بیا !اگر ژیلت هم میخوای از روی میز آرایش بردار. گفتم بذار من برم از تو ماشین لباس بیارم . گفت نمیخواد، گذاشتم رو تخت بردار.ورفت سمت اتاق بچه ها . یک تیشرت وشلوارک نو گذاشته بود رو تخت،از این که فکر همه چیز رو کرده بود احساس خوبی داشتم… برداشتم رفتم حموم ،حسابی تمیز کردم و اومدم . یک لباس شب توری بنفش کوتاه پوشیده بود و نشسته داره آرایش میکنه. از پشت بدستام رو حلقه کردم زیر پستوناش وبغل گردنش رو بوسیدم .آروم گفت درو ببند، منم کارم تمومه. درو بستم و رفتم روی تخت تکیه دادم به تاج تخت با موبایل سر گرم شدم .یکی دو دقیقه بعد بلند شد اومد نشست رو پام ، بوسی زد رو لبم و گوشی رو گرفت و گذاشت کنار .و از توی کشوی درایور یک بسته کادو پیچ شده درآورد دوباره یک بوس محکم زد روی لبم .سعید این جایزه این که پسر خوبی بودی وحرف گوش کردی . کشیدمش وسفت بغلش کردم وبا ذوق گفتم نوشین جونم قربونت برم و چندتا بوس زدم روی چشمها ولبش .یکم فاصل گرفت. بازش کردم، اودکلن بود . یک گاز از بازوم گرفت. سعید این رو فقط وفقط وقتی پیش منی، باید بزنی ! از این به بعد هر موقع اومدی پیش من باید این بو رو بدی و خودش یکم زد دور گردنم و گذاشتش روی میز . تیشرتم رو درآورد،گفت دراز بکش و خودش هم کنارم خوابید و سرش رو گذاشت رو قلبم و دستم رو انداخت دور گردنش .پیشونیش رو بوسیدم دستم رو از توی یقه بردم وپستونش رو گرفتم تو دستم ونوازش میکردم .نوشین هم با موهای روی سینم بازی میکرد .خوشبختانه یک اتاق دیگه بین ما و اتاق بچه ها بود و صدا اونور نمیرفت ولی سعی میکردیم آروم حرف بزنیم .نوشین پاش رو جمع کرد بالا و انداخت روی شکمم واین یکی دستم رو گذشت روی باسنش . سعید چقدر خوبه که اینجایی!کاش میشد همیشه اینجا باشی ؟گفتم عشقم من که از خدامه ولی راستش اصلا دوست ندارم ذهنیت بچه ها رو عوض کنیم ! زد زیر خنده !گفتم چرا میخندی ؟گفت نیما را مطمئن نیستم ولی قطعا سیما از خداشه !سعید نمیدونم چرا سیما اینقدر دوستت داره ؟تابستون به مامان گیر داده بود با من صحبت کنه که با عمو سعید ازدواج کنم !!کلی خندیدیم .گفتم قربونش برم.معلومه آدم با کمالاتی میشه !!با حرص چنگ زد توی موهای سینم وکشید وبلند شد رفت سری زد و برقها رو خاموش کرد .درم قفل کرد و شب خواب وروشن کرد. اومد روم خواستم بلند شم بشینم،ولی دستش رو گذاشت روسینم واجازه نداد . شروع کرد بوسیدن شکمم و اومد رو به بالا .نوک سینه ها م رو میبوسید و هر چندتا بوس یک گاز کوچلو میزد.دستم رو بردم لای موهاش وبازی میکردم .ترکیب بوی اودکلنها و فضای اتاق خیلی لذت بخش بود . حلقم رو بوسید تا رسید به صورتم .زانو هاش رو دوطرف شکم وآرنج هاش رو دو طرف صورتم ستون کرد. ودور تا دور لبم رو میبوسید .منم باهاش همراهی میکرد و همزمان با دستام باسن وپشتش رو میمالیدم . وقربون صدقه اش میرفتم . دور صورتم رو بوسید لباش رو برد سمت گوشم ،آروم گفت سعید خان :حالا که اینقدر پر رو و جسور شدی که من رو تصاحب کردی و اومدی توی تخت من،باید بدونی ملکه این تخت واتاق منم وهرچیزی بخوام باید انجام بشه! !امشب اجازه داری هر کاری که دلت میخواد بکنی ،به شرطی که منو به اوج برسونی . عجله نمیکنی ! این کثیف میشه اون کثیفه نمیکنی! تا زمانی هم که من ارضا نشدم، ادامه میدی و حق نداری وایسی! حتی اگر ده بار آبت اومد، بیرون نمیکشی!ضمنا من از کاندم خوشم نمیاد حتی اگر لازم باشه ! لاله گوشم رو یک گاز محکم و با حرص گرفت ،فهمیدی ؟.با خنده در گوشش گفتم نوشین جان شرمنده،من الان یاد افتاد باید برم جایی، کار مهمی دارم .جواب داد،عزیزم دیگه خیلی دیره!گفتم قربونت برم ، غلط کردم برای همین روزاست ! خندید ،نه سعید خان :هفته پیش که راست کرده بودی ،باید میگفتی! امشب فقط میگی چشم ! امشب باید خودت رو ثابت کنی ! امشب رو باید همیشه یادم بمونه و از انتخابم هم پشیمون نشم !فهمیدی یا باز گازت بگیرم !!! سفت بغلش کردم وبا خنده گفتم قربونت برم نوشین جونم ،چشم !حق با توست چون ممکنه فردا ناقص برم از این خونه ! بلند شد متکا رو از زیر سرم کشید .سعید برو پایین تر، نخوریم به تخت هی صدا بده . یکم رفتم پایینتر .رو به کیرم زانوهاش رو گذاشت دو طرف شونه هام وکوسش رو گذاشت روی صورتم .نمیدونم چی مالیده بود ولی طعم وبوی خوبی داشت. شرتش رو کشیدم یکطرف و با زبونم خیسش کردم و کردم توش. چند ثانیه توش نگه داشتم و کشید توی دهنم و دوباره کردم تو .چند بار تکرار کردم . بند شرتش اذیت میکرد .یکم بلندش کردم شورتش رو کشیدم پایین . بلند شد درآوردم و دوباره نشست چند باری زبونم رو تا جایی که میرفت میکردم تو و در میاوردم ونوک زبونم میکشیدم روی لبه های کوسش و ودوباره میکردم تو .نوشین گهگاهی یک آه میکشید و بلند میشد و دوباره مینشست .سرم رو یکم کشیدم بالاو نوک زبونمو میزدم به سوراخ کونش و روی شیارهای دور کونش میچرخوندم و یکم سفت میکردم وفشار میدادم.این حرکت رو، نوشین خوشش میومد چون هر فشاری که به سوراخش میدادم یک جوون کشیده میگفت . دستام رو بصورت پایه گذاشتم زیر کونش و کمی از صورتم فاصله دادم و کمی به طرفین کشیدم که باعث شد چاک کونش کمی باز بشه .نوک زبونم رو رسوندم به چوچولش ومیلیسیدم تا سوراخ کونش.نوشین خم شد روم و شلوارکم رو کشید پایین وکیرم رو گرفت دستش و شروع کرد بوسیدن . فقط کیر و خایه هام رو بوس میکرد میمالید.این پوزیشن کار منم راحت تر کرده بود.و از دستام بهتر میتونستم استفاده کنم. زبونم رو میکردم توی کوسش وبا یک شستم چوچولش رو و با اون یکی سوراخ کونش رو ماساژمیدادم وبه به و چه چه میکردم و ازشون تعریف میکردم .هر چند لحظه یکبار دستام رو میزاشتم پشت کمرش وکوس وکونش رو فشار میدادم روی صورتم .نوشین آب دهنش رو میریخت رو کیر وخایه هام بادست میمالید وفقط بوس میکرد و گاهی نوک زبونش رو میزد به سوراخ سر کیرم ،خوشم میمومد واین باعث هم میشد زمان بیشتری طول بکشه.فکر کنم 20 دقیقه ای فقط کوس وکونش رو میخوردم . صورت من وچاک کوس وکونش خیس آب دهن من و ترشحات نوشین شده بود که باعث شد بود موقع خوردن و حرکت سر و صدا کنه وخوشش بیاد بلند شد برگشت . پیرهنش رو درآوردم گفتم نوشینم یک جوری خیمه بزن روم تا بتونم پستونات رو بخورم .دولا شد روم . با یک آخ جون پستانوش رو به نوبت میمالیدم ومیکردم دهنم وبا ملچ وملوچ میخوردم و همزمان دوتا انگشتم رو میکردم توی کوسش و جلو و عقب میکردم . نوشین تند تند نفس میزد و چند ثانیه یکبار کوسش رو میکشید به موهای شکمم . بعد مدتی عقب عقب رفت تاکیرم رسید به در کوسش لبم رو کرد تو دهنش و با دست کیرم روگرفته بود دم کوسش و آروم بالا پایین میکرد و کلاهکش رو میکشید به کوس و چوچولش ولبم رو با لباش میکشید . دستام رو حلقه کرده بودم دور کمرش و فشار میدادم به خودم وزبونم رو میکشیدم به لباش .نفسای نوشین حسابی تند شده بود .خودش یکم تف ریخت تو دستش کیرم رو خیس کرد وآروم نشست روش .وجوری حرکت میکرد که کوسش از بدنم جدا نشه.چند دقیقه ای این کارو کرد و با هر چند حرکت یک وقفه چند ثانیه ای میکرد و و دوباره ادامه میداد .از کوسش کشید بیرون و ولو شد کنارم .با نفس نفس گفت سعید بیا روم من حال ندارم. برگشتم روش .کیرم رو گرفت کشید بالا، بده اول خیسش کنم. گرفتمش جلوی دهنش دوتا بوس زد سرش و کردش توی دهنش ،چند ثانیه ای با ناله خورد ش وکامل خیسش کرد . سعید بکنش تو. خوابیدم روش کیرم شد بود عین سنگ .چند باری فقط کلاهکش رو عقب و جلو کردم . صورتش رو بوسیدم وتا دسته کردم توش. یک آه بلندی کشید و دستاش رو حلقه کرد دور گردنم .کیرمو میکشیدم کامل بیرون و با فشار تا ته میکردمش تو .ناله های ممتد وقرمز شدن صورت نوشین ،حس خوبی بهم میداد .بلند شدم نوشین رو به پهلو خوابوندم و کونش رو کشیدم تا لبه تخت وگفتم زانوهاش رو بغل کنه وکردم توی کوسش و آروم شروع کردم تلنبه زدن . نوشین زانوش رو لیس میزد .5 دقیقه ای خیلی آروم عقب جلو عقب میکردم . نوشین با ناله گفت سعید ،سعید جونم ،گفتم جونم !میشه یکم دیگه کونمو لیس بزنی ؟ آره قربونت برم، چرا نمیشه ! کیرمو کشیدم بیرون وگفتم داگی شو !بی حال بود، کمکش کردم و نشستم پشتش. سوراخ کونش رو چندتا بوس زدم و شروع کردم زبون زد ن ولیسیدن دورش. سوراخش بد جوری دل دل میزد . زبونمو سفت کردم وبا فشار دو سه میل کردم توش .با گفتن جووون چنگ محکمی زد به رونش. چند ثانیه نگه داشتم و در همون حد میکردم توش و در میاوردم و با کف دست دیگم کوسش رو میمالیدم.سرش رو برگردوند :وای سعید دارم میمیرم !سعید دارم میمیرم ! حالت چشماش وتغییر رنگ صورتش بیشتر حشریم میکردم و نفسام تند شد بود گفتم نه عشقم، تو حالا حالاها ملکه من روی این تختی . دوباره ادامه دادم همراه با زبونم آب دهنم رو هم میریختم توی کونش ،باعث میشد روونتر و باز تر بشه . چند دقیقه ای که خوردم نوشین صورتش رو گذاشت بود روی تخت و ناله میکرد .بلند شدم وتوی همون حالت داگی دوباره کشیدمش لب تخت و تف مالیدم کیرم و با یک فشار محکم کردمش تو. ناله ای کشید و رو تختی رو گرفت تو چنگش و فشار میداد وهمینجوری که تلنبه میزدم و نوک شستم رو خیس کردم و کونش رو انگشت میکردم از بازی با کونش خوشش اومده بود و احساس میکردم بیشتر تحریک میشه ،چون هم ناله هاش بیشتر شده بود هم بی حالتر میشد . شستم رو کردم دهنم و حسابی خیسش کردم یکم بازی کردم ویک بندش رو با فشار کردم توی کونش . چند ثانیه ای کونش رو سفت دور انگشتم قفل کرد. تلنبه زدن کیرم رو متوقف نکردم ولی یک دقیقه ای انگشتم رو حرکت ندادم تا خودش رو شل کرد . خیلی آروم چندبار حرکتش دادم و کشیدم بیرون . گفتم باز بکنم توش؟ سرش رو به نشونه تایید تکون دادو گفت فقط آروم!دیدم یک کرم کاسه ای روی میزش بود، سریع رفتم برداشتم وبا دستمال گذاشتم کنارم وکیرم رو خیس کردم وتا خایه چپوندم توی کوسش .دستش رو آورد عقب ،سعید دستمو بگیر .با دست دیگه گرفتمش و وهمون شستم رو کامل کردم توی کرم . وخیلی اروم دوباره کردم توی کونش سردی کرم باعث شد قلقلکش بیاد. وای سعید چقدر خوبه !!بیشترکرم بزن. چند بار توی سوراخش چرخوندم ودوباره درآوردم و کرمی کردم واینبار خیلی آروم بند دوم رو هم کردم توش و کم کم سرعت تلنبه هام رو بیشتر کردم .نوشین بریده بریده گفت سعیدجونم میخام ببینم بغلت کنم . بزار بخوابم ، بخواب روم . تا نوشین بخوابه با دستمال وکرم دو سه بار شستم رو تمیز کردم .پاهاش رو باز کردم یکم کوسش رو لیسیدم وخواستم بکنم توش، گفت بده خیسش کنم دوباره گرفتم جلوش .کرد توی دهنش وهرچی آب توی دهنش بود ریخت روش وبا دست مالید دورش.خیمه زدم روش وپستونش رو کردم تو دهنم و آروم کیرم رو کردم تو وشروع کردم تلنبه زدن .خودش به نوبت پستوناش رو عوض میکرد .دیگه حرف نمیزد و فقط ناله میکرد .بغلش رو باز کرد ،خوابیدم روش .دستاش رو قفل کرد دور گردنم با صدایی که به سختی در میومد: سعید تندش کن میخوام هرچی جون داراری بریزی توم! جون نوشین تندش کن ! هر چی قدرت داشتم جمع کردم وبا تمام توانم تلنبه میزدم .دستش رو گذاشت دو طرف صورتم ،سرش رو به نشانه تایید تند تند تکون میداد .صورتش انگار داشت آتیش میگرفت و هر لحظه سرخ تر میشد . سعید دورت بگردم سععععیدددد قرررربووونت بررررممممم .سععععیییید وساکت شد …و با تمام قدرت چند ثانیه قفلم کرد وبعد دستاش ولو شد روی تخت وبدنش شل شد . ضرباتم رو تا آخرین حد ،محکمتر و تندتر کردم و لحظه موعد رسید. انگار وجودم داشت جدا میشد و به تن نوشین منتقل میشد چنان ضربه میزدم که نوشین روی تخت بالا وپایین میشد .همه جونم ریخت توش .چند ثانیه ای کیرم پر وخالی میشد .نوشین در حالی که تند تند میبوسید و قربون صدقه میرفت دستاش رو قفل کرده بود دور باسنم ، سعید درنیاریش!! بذار بمونه لباش رو کامل کردم توی دهنم و ولو شدم .دو سه دقیقه ولو بودم روش که نوشین گفت سعید منو برگردون رو خودت .محکم بغلش کردم با کمک نوشین وچرخیدیم و خوابید روم . کیرم کامل خوابید و افتاد بیرون .گفتم یکم بیا بالاتر نریزه روتخت .با حرص نگام وکرد یک گاز محکم از سینم گرفت ودوسه تا محکم زد رو سینم .مگه نگفتم حق نداری بگی این کثیف میشه اون کثیف میشه ؟. خندیدم وسفت بغلش کردمو گفتم قربونت برم نوشینم . چند تا بوس زد جای گازش ،سعید من امشب تا صبح باید اینجا بخوابم هرزمان بیدار بشم ببینم رو سینه ات نیستم گازت میگیرم .بایک لب درست حسابی وتشکر از هم ،خوابیدیم .

ادامه...

نوشته: سعید


👍 23
👎 2
20301 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

780779
2020-12-08 23:38:30 +0330 +0330

عالی توصیف کرده بودی دمت گرم خدا شانس بده

2 ❤️

780828
2020-12-09 01:29:45 +0330 +0330

حسی که بینشونه رو دوس دارم
حس خوبی بهم میدن :)

3 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها