گنگ‌بنگ روز تولد (۱)

    1398/6/16

    گنگ‌بنگ روز تولد - قسمت اول
    این داستان واقعی نیست و اصلا نوشته من هم نیست فقط یک ترجمه است از یک داستان انگلیسی که در دو قسمت منتشر شده بود و من هم اون رو همونطوری در دو قسمت براتون ترجمه کردم.
    @@@
    گنگ‌بنگ روز تولد - قسمت اول
    نزدیک تولد چهل و پنج سالگیمه و یه چیز باحال میخوام که فقط مال خودم باشه.
    بچه‌هام بزرگ شدن و من از سه سال پیش که شوهر سابقم کِوین منو ول کرد رفت سراغ منشی جوونش تنهام.
    تنها زندگی میکنم، ولی اصلا احساس تنهایی نمیکنم. درواقع، من به گروه بزرگ از دوستای مزد و زن دارم.
    از دست کوین دیگه داشتم کپک میزدم وقتی اون فقط هفته‌ای یه بار میخواست منو بکنه. اون همش بیرون بود، مخصوصا وقتایی که من حشری بودم و بهش نیاز داشتم.
    دانا همکارم قراره آخر هفته به مناسبت تولدم بیاد واسه ماشاژ دادن من‌ و بعدشم یه حالی باهم بکنیم.
    ولی من هنوز یه چیزی میخوام که بزنه داغونم کنه.
    من حتی وقتی با کوین بودم با این رویا زندگی میکردم و کوین هم اصلا متوجه نمیشد، چون همش یا داشت فوتبال نگاه میرد یا با رفتارش گند میزد تو رویاهای من.
    خیلی شبا آرزو میکردم کاش گنگ بنگ داشتم. اینکه کیرها از همه طرف به من هجوم بیارن و من مجبور باشم همشون رو ارضا کنم.
    دیگه وقتش بود عملی بشه.
    لپ‌تاپم رو باز کردم و یه نگاه به تیم‌های گنگ‌بنگ انداختم توی یکی از سایت‌هایی که میشناختم. دو گروه گنگ‌بنگ بودن که هردوشون روز یکشنبه جای دیگه برنامه داشتن.
    تصویم گرفتم به ساوِن که توی کلاب شبانشون اینجور تیم‌ها رو جور میکرد ایمیل بدم. ازش یه گنگ‌بنگ خصوصی خواستم و بهش توضیح دادم که یه فانتزی من برای روز تولدمه و در آخر شمارمو هم اضافه کردم.
    چند روزی قضیه رو فراموش کردم تا اینکه تلفنم زنگ خورد:
    - سلام جنی من ساون هستم. حالت چطوره؟
    یه نفس عمیق کشیدم و جواب دادم:
    م..م...من... خوبم... فکر کنم...
    - من ایمیلت رو خوندم... همهچیز واسه یکشنبه آمادس.
    _ولی من ... میترسم
    - طبیعیه، همه اولش میترسن ولی طولی نمیکشه که حشرشون میزنه بالا و حالشو میبرن!
    میفهمم منظورت چیه ساون،ولی هنوز مطمئن نیستم.
    ضربان قلبم رفت بالا و لهجه سوئدیش یه کم منو ترسوند.
    - باید بدونم دقیقا چی میخوای؟ چیزی هست که‌ خوشت نیاد؟ میخوای چندتا پسر باشن؟
    - نمیدونم، ولی من همیشه به این فکر میکردم که پنج تا مرد منو تصاحب کنن و من مجبور شم همشونو راضی کنم و در آخر هم آباشونو بپاشن به همه هیکلم.
    پنج تا نرد، مشکلی نیست... فقط من باید یکی دو تا فاکر جدید بیارم... میدونی که اون روز ما یه مهمونی دیگه هم داریم.
    -خوبه، چیز دیگه نمیخوام فقط اینکه اون مردا بتونن درست و حسابی منو بگان.
    هتل بلوط ساعت هشت می‌بینمت.
    با تمام وجود حشری شدنم رو احساس میکردم، دستم رفت سمت چوچوله‌ام.
    واااای... یکشنبه به قرار ماشاژ و اپیلاسیون دارم و بعدش هم یه گنگ‌بنگ و دوش گرفتن با آب کیر. مطمئنم بهترین تولد عمرم میشه.
    سریع رفتم تو اتاق خواب و دوتا از کیرهای مصنوعی رو بیرون آوردم و بدون روغن کاری یکیش رو کردم تو کسم اون یکی رو هم چپوندم تو حلقم و تا زور داشتم فشار دادم و شروع کردم به جلو عقب کردن...
    آبم اومد
    با همون لرزشی که داشتم کیری که به دهانم حمله‌ور شده بود گاز گرفتم. بعد هردو دستم رو بردم پایین و شروع کردم با اون کیر کلفت دراز تو کس خودم تلنبه زدن.
    امواج شهوت منو محاصره کردند.
    فکر کیرهای بیشتر ذهنم رو درگیر کرده بود.
    کیر صورتی که تو دهنم بود رو بیرون کشیدم و انداختمش به جون کسم. تو هر دستم یه کیر بود و هرکدوم مثل یه دژکوب به کسم ضربه میزدن.
    کیر سیاه تا ته کسم فرو میرفت و موج شهوت رو به طرفم روانه میکرد. من لبهام رو محکم گاز میگرفتم و اجازه میدادم این اتفاق بیفته
    کیر کوچیکتر رو کمی چرب کردم و فرو کردم تو کونم. کم‌کم راهش رو پیدا میکرد و من آروم آروم فرو میکردم. ولی هنوز بزرگ بود.
    اشتباه نکنید... من دوسن دارم کونم گاییده شه ولی این واقعا داشت بهم فشار میاورد ولی بازم دوست داشتم.
    بیرونش کشیدم و چربترش کردم و دوباره با فشار بیشتر فرو کردم و پاهام رو هم از هم بازتر کردم و کم‌کم کونم به گشادی که ‌میخواستم رسید.
    ویبراتور رو برداشتم و گذاشتم روی چوچوله‌ام
    داد زدم:
    - بگااااا ... وای چه گاییدنی... آره بکن... این اون رو بگا
    کیرهای مصنوعی خوبن بعضیاشون عالی هستند. دختره سعی میکنند خودشون رو با کیر مصنوعی ارضا کنند ولی هیچوقت مثل این نمیشه که یه مرد واقعی به کونت چنگ بزنه و کیرش رو فرو کنه تو کس و کونت... مخصوصا وقتی آبش رو اونجا خالی کنه.
    ولی این چیزیه که من فعلا دارمش. و میتونم باهاش ارضا شم.
    پلاگ و روغن رو از کمد بیرون آوردم، نیاز دارم کونم هرچه بیشتر گشاد بشه تا روز یکشنبه بتونن بخ خوبی ازش استفاده کنند. نمیخوام از گاییدن کونم ناامیدشون کنم.
    خیلی بزرگه و به زور تا نیمه فرو میره... درد و لذت با هم به سراغم میاد و من دوباره ارضا میشم.
    بازی با کیرهای مصنوعی بد نبود... ولی باید منتظر برنامه اصلی باشم.


    ادامه...


    ترجمه: داریو

  • 22

  • 5




  • نظرات:
    •   shahx-1
    • 1 هفته،5 روز
      • 8

    • وقتی میبینی حجمش کمه دوتاشو یک قسمت میکردی اقای مترجم!!


    •   Kos_Namak
    • 1 هفته،5 روز
      • 1

    • اینجوری بهتره


    •   وب.گرد
    • 1 هفته،5 روز
      • 4

    • املایی که نه ولی اشتباه تایپی داشتی.
      ترجمه هم کار هر کی بود خوب بود.
      لایک


    •   koskholkir.koloft
    • 1 هفته،5 روز
      • 5

    • بیکار تر از تو مگ داریم ترجمه بلدی کسخل رفتی داستان سکسی ترجمه کردی کم داستان کسشر داریم اینم رفته داستان خارجی ترجمه کرده


    •   Nafas-
    • 1 هفته،5 روز
      • 6

    • ترجمت متوسط بود ولی تو یه قسمتم میشد گذاشتش...برای سری های بعد داستانایی که از زبون یه مردن رو ترجمه کن...بیانت اون ظرافت زنونه رو نداره


    •   bn1380
    • 1 هفته،5 روز
      • 1

    • خوب بود بقیشو بنویس لایک سوم


    •   amiralixyz
    • 1 هفته،5 روز
      • 2

    • کصشر


    •   no-roots
    • 1 هفته،5 روز
      • 2

    • انتظار اسم دیگه ای رو داشتم آخرش^__^


    •   Ares.1
    • 1 هفته،5 روز
      • 1

    • تنوع خوبه ، اما اصلا از سکس گروهی خوشم نمیاد
      متاسفانه یا خوشبختانه ، طرز فکرم خیلی تصاحب گرایانه و زوج طلبه ، یعنی نفر سوم و موازی و ضربدری و گروهی ، از نظرم خیانت و خیانت و خیانت و خیانت محسوب میشن
      .
      بریم سراغ داستان
      ترجمه عالی بود ، یکم اشتباه تایپی داشت که بخاطر تایپ با گوشی عادیه
      اما اصل داستان ، خصوصا آخرش خیلی ریتم تندی داشت . هرکاری کردم باهاش حس نگرفتم


    •   royaei
    • 1 هفته،5 روز
      • 2

    • خوب بود هم ترجمه هم نگارش ؛
      ولی داستانت حس نداشت و اون هیجان رو به خواننده منتقل نمیکنه ؛
      ویرایش هم با ناقص بود یا انجام نشده بود؛
      موفق باشی


    •   hamid30gari
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • توکه دیگه زیادی نابودی از رو نوشتی بازم غلط املایی داری و توپق؟؟؟
      لایک دادم به نویسنده اصلی
      موفق باشی؛


    •   انسان.خوب
    • 1 هفته،5 روز
      • 1

    • کاش از این موسسات داشتیم من میتونستم خانمم رو برای تولدش سورپرایز میکردم.


    •   بچه-ای-خوب
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • چند وقت دیگه توی همین سایت تاپیک زده میشه که همچین موسسه هایی اون هم از نوع وطنی و زیرزمینی تشکیل شده و دوستان متقاضی میتونن پیام بدن!!!
      خدا این یکی رو بخیر کنه!!!
      من خودم اولین موسس این گونه موسسه ها هستم، کونی های متقاضی با هرگونه گشادی کون میتونن به خصوصی پیام بدن!
      قول میدم به بهترین شکل ممکن کونشون رو حال بیاوریم!

      موسسه کیر کلفتان پشمکی


    •   بچه-ای-خوب
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • موسسه کیر کلفتان پشمکی تقدیم میکند

      انواع کیر در سایز های مختلف و شکل های مختلف آماده خدمت رسانی به سوراخ های شما عزیزان میباشد.
      کون گشاد هایی که دوست دارن با کیر های ما حال بیایند میتونن پیام بدن.
      کیر کله قارچی، کیر سیاه، کیر کله صورتی، کیر منحنی، هرجوری که شما بخواهید.
      با ارزان ترین قیمت و بهترین کیفیت آماده خدمت رسانی به کونی های پلشت میباشد.
      تلفن تماس:
      09000000000


    •   Blackhorse
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • داستانشون هم مثل فیلمهاشون کیفیتش 4k هست ??


    •   R.Renger22
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • لایک..
      قشنگی داستانای اینکه کلمه به کلمش واقعیته،مثل کستان های اینجا نیس که زاییده مغز یه مشت کون گشاد جقول 15 ساله باشن!


    •   _Azi_
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • خوشمان آمد


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو