داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

شیدای زیبا (۱)

1399/06/24

من سعید هستم و چهل سالمه این اولین داستانی هست که اینجا مینویسم و به غیراسامی بقیه داستان واقعیه
منو شاهین از دوستای قدیمی هستیم از زمان مدرسه تا دانشگاه و بعدشم که هردو ازدواج کردیم. شاهین با دختر عموش ازدواج کرد که یه دختر فوق العاده زیبا با قدبلند صورت گرد و لبهای خوشرنگ و چشمای درشت و بدنی سفید بود اسمشم شیدا بود .من یکسال قبل شاهین ازدواج کردم و همسر خوبی دارم و اززندگیم راضیم اسم همسرم سونیاست. برعکس من که هیچوقت متعصب شدید یا بی غیرت نبودم شاهین چندسال اول ازدواج خیلی متعصب بود طوری که من همیشه به خاطر رفتارش ملامتش میکردم چون هم خودشو هم شیدا رو آزار میداد مثلا واسه یه آرایش یا رقص توعروسی یا یه خنده تو خیابون اوقات خودشو شیدا رو تلخ میکرد. ولی خیلی برام جالبه که همین آدم متعصب به مرور زمان تبدیل به آدمی شد که اصلا فکرشو هم نمیکردم و به نوعی از اون ور بوم افتاد. دم غروبی با هم بازار رفته بودیم که من یه لپ تاب بخرم از دور شیدا رو دیدم و به شاهین گفتم زنت اینجاست گفت خودم میدونم ولی بیخیال ما خرید خودمونو بکنیم بزار اونم به کارش برسه متوجه شدم اصلا مایل نیست شیدا مارو ببینه با خودم گفتم بازم این بدبینی تخمیش زده بالا و لابد میخواد مچ بگیره ولی چیزی نگفتم . بازار داشت خلوت میشد یهو شاهین با یه خنده خاصی گفت سعید الان بازار خلوته شیدا بره تو مغازه ها یارو به راحتی میتونه تقشو بزنه ها . من با تعجب نگاش کردم و گفت زن منم که ترسو از ترسش کُسشو به باد میده و صداش در نمیاد بعد خندید.کارمون تموم شد تو مسیر برگشت بهم گفت یه چیزی هست که فقط به تو میتونم بگم گفتم بگو گفت اون چیزی که تو بازار گفتم یادته گفتم آره گفت وقتی به چنین چیزایی فکر میکنم بدجور حشرم میزنه بالا تاخونه از حالات واحساساتش حرف زد ومنم متعجب بودم و هیچ نظری نمیدادم. بعد از اون روز با من در مورد این مسائل زیاد حرف میزد البته فقط و فقط با من حرف میزد چون نزدیکترین دوستش من بودم. میگفت موقع سکس با شیدا از فکر کردن به این فانتزی و تصور دادن زنم به یکی دیگه خیلی لذت میبرم و حتی اینو به خود شیدا هم میگم .با اینکه شاهین خیلی دوست داشت سر حرفو باز کنه ولی من هرگز از روابط خصوصی خودم و زنم باهاش حرف نمیزدم وهنوزم اینکاررو دور از شخصیتم میدونم ولی اون خیلی راحت برام تعریف میکرد .به مرور زمان هر وقت باهم تنها بودیم به نوعی حرفو میکشوند حول سکس خودشو شیدا. یه روز خونه بودم که شاهین از تلگرام برام چندتا عکس سکسی فرستاد و زیرش نوشته بود :ببینم میتونی جنس اصلو تشخیص بدی؟ با نگا کردن فهمیدم موضوع چیه یکیشون که عکس کون لخت بود مشخص بود با گوشی معمولی گرفته شده ولی بقیه عکسای اینترنتی با کیفیت بود. از یه نظر خودمو مقصر نمیدونم چون شاهین خودش بازیو شروع کرد (لطفا قضاوتم نکنید بیشترآدما تو اون موقعیت احتمالا مثل من رفتارکنن.اینکه شرایطش واسه کسی پیش نیاد دلیل بر پاکی اون شخص نیست و گرنه اززمان تاهل من هرگز به زنم خیانت نکرده بودم). روی اون عکس کون ریپلای کردمو و نوشتم اینه. نوشت ایول خیلی تیزی معلومه از قبل خوب میشناختیا یه استیکر خنده . حالا چطوره جنسش؟ با شیطنت نوشتم فوق العاده خوش به حال صاحابش. دیگه هرچند روز یه بار چندتا عکس کس و کون و ممه واسم از شیدا میفرستاد. من عاشق کونم کار به جایی رسید بهش سفارش میدادم چه مدل عکسی میخوام اونم دریغ نمیکرد و از کون خوشگل شیدا و اون سوراخ نازش وپستونای خوش فرمش واسم عکسای مختلف میفرستاد. شاهین یه کیر کوچیک داره ولی کیر من کمی بزرگتر از حدمعموله اونم که میدونست اینو. بالاخره دوران مجردی بارها باهم کس کرده بودیم و بارها لخته همو دیده بودیم.شاهین این موضوعو دستمایه قرار داده بود بعد ارسال عکسا برام مینوشت سعید این کس یه کیر مثل مال تو رو میخواد و از این حرفا.با فکر به اینکه همیشه خودش بحث رو باز میکرد و بعدش من ادامه میدادم و هرگز من شروع کننده نبودم کمی عذاب وجدانمو کم میکردم. تو این صحبتا و عکسا من هرگز به نام شیدا اشاره نمیکردم و همیشه با گفتن این که عجب کونیه و چه کُسی و خوش به حال صاحبش و این حرفا اشاره مستقیم به اسمش نمیکردم یعنی روم نمیشد اونم عکسایی میفرستاد که چهره توش نباشه.میدونستم شیدا هرگز غیر شاهین با کسی سکس نکرده پس هنوزم خیلی جدی نمیگرفتم قضیه رو تا اینکه یه روز یه عکس نیم تنه از کون لخت شیدا که سرپا ایستاده بود واسم فرستاد و نوشت اینو شیدا خودش خواسته واست بگیرم من یه لحظه یخ کردم برای اولین بار مستقیما اسم شیدا اومد وسط نوشتم مگه شیدا میدونه اینا رو واسم میفرستی؟ یه استیکر چشمک فرستاد و گفت دیگه میدونه. این شروع ماجرا بود. چندروز بعد باهم رفته بودیم پیاده روی طبق معمول سرحرفو باز کرد اینبار گفت تو سکسمون از کیر تو واسه شیدا گفتم از حشری شدنش فهمیدم خیلی دوست داره بکنیش.همه چتهای تلگراممون روهم نشونش دادم از تعریفایی که ازش کردی دیوونه شده بود اون عکسم سفارشی ژست گرفت که بفرستم واست ولی شیدا ازم خواسته بهت نگم که در جریانه ارسال عکسا هست آخه اونم مثل خودت خجالیته بعد بلند خندید . من ولی تو دوراهی اخلاق و شهوت گیرکرده بودم قبل از شروع این جریان هرگز با نظر جنسی به شیدا نگاه نمیکردم ولی الان دیگه نمیتونستم. با دیدن اونهمه عکس کس و کون و ممه ازش دیگه همه زیباییهای اندامشو بارها و اززوایای مختلف دیده بودم و الانم که میدیدم خودشم موافقه دیگه نمیتونستم مقاومت کنم دیگه به راحتی پیش شاهین از اینکه چطور میتونم شیدا رو بکنم حرف میزدیم بهم میگفت شیدا رو بخوای دیوانه کنی باید لاله گوششو بخوری و همزمان دستت رو ممه هاش باشه و نازشون کنی گفت دیشب که زیرم بود فقط اسم تورو صدامیکرد.وقتی برگشتم خونه و کمی شهوتم خوابید با فکر به موضوع از خودم بدم اومد به شاهین تکست دادم خواهش میکنم این بازیو ادامه نده جوابی بهم نداد ولی دیگه ارسال عکس متوقف شد شش ماه گذشت همسرم و پسرم دوهفته بود رفته بودن شمال خونه پدرش شاهین میدونست تنهام غروب زنگ خونه زده شد باز کردم خودش بود. اومد کمی نشست پیشم دوباره ولی با احتیاط سر صحبتو باز کرد اول از یه دختر که زمان مجردی میکردیمش شروع کرد با یادآوری خاطرات گوناگون سکسیمون و بعد از اینکه احساس کرد شرایط مساعده بحثو کشید به شیدا و اینکه تازگیا دارم از کون میکنم شیدا رو چون قبلا بهش نمیداد از کون.شاهین آدم بی آبرویی نیست اون معلمه ولی میدونه که هرگز خطری از طرف من متوجهش نیست و گرنه جرات چنین کاری با یک نفر دیگه تو شهر کوچیک ما رو نداره. با خنده گفت همه شهر تو کف زن منن اونوقت من باید ناز تو گوزو رو بکشم که بکنیش و توهم جفتک بندازی. گفتم شاهین فکر بعدشو کردی که یه عمر چطور میخوای باهاش زندگی کنی؟ یکم جدی شد گفت اولا بله دوما به تو ربطی نداره سوما فکر نکن آش دهن سوزی هستی اگه غیر تو کس دیگه بود که به اندازه تو بهش اعتمادداشتم منت تو رو نمیکشیدم. من اینطور ارضا میشم زنمم مخالفتی نداره حالا تو اسم منو بزار بی غیرت مریض اصلا هرچی دوست داری ولی اینو بدون به خودم مربوطه. دیگه کوتاه اومدم خوب زمانیو انتخاب کرده بود میدونست من ادم حشری هستم و دوهفته است که تو کفم. بدون مقدمه گفتم فردا شب میام با لبخند رضایت بلند شد بره گفتم ولی تو بچه کونی نباید خونه باشی با خنده گفت استثنائا چون اولین دیداره باشه با حالت تحقیرآمیزی گفتم ضمنا تو دیگه عموی پسرم نیستی و دیگه باهات رفت و آمد خانوادگی نمیکنم من فقط بکن زنتم همین بدون هیچ حرفی رفت.فردا غروب از حمام اومدم بیرون دیدم برام پیام فرستاده شیدا واست شام درست کرده منم دارم میرم خونه باغی وجدانا کاری نکنی آبروم بره یه کاری کن بازم بده بهت کوفتت بشه استیکر خنده. یه قرص تاخیری با ویاگرا خوردم چون به شدت استرس داشتم ترسیدم راست نشه ضایع بشم. تا جلوی خونش رفتم ولی قلبم به شدت میطپید اصلا نمیدونستم چی بگم بهش؟ بگم اومدم بکنمت؟ زنگو زدم در باز شد سریع رفتم تو خونه شیدا اومد جلو و سلام کرد ناشیانه گفتم شاهین خونه است؟ خندش گرفت گفت بیا تو رفته جایی. نشستم رو مبل با خنده گفت شاهین که امشب خونه نیست بهم گفته تو میای پیشم که تنها نباشم مگه تو نمیدونستی؟ مثل کسخولا هیچی نگفتم فقط گوشیو الکی باز کردم که مثلا دارم یه چیز مهمو نگا میکنم.گفت اتفاقا امروز کلی با سونیا تلفنی حرف زدم یه لحظه با شنیدن اسم زنم دمغ شدم ولی چنددقیقه بعد سعی کردم فراموشش کنم. ازش آب خواستم واسم آورد و گفت شام حاضره واست ماهی درست کردم که خیلی دوست داری در حین شام کم کم یخم باز شد و حرفامون رفت سمت روابط جنسی گفتم شیدا خودت راضیی به این رابطه گفت با تو آره عاشقت نیستم ولی وقتی شاهین خوشش میاد منم دوست دارم یه تنوع بدم به خودم میدونم توهم خیلی آدم سکسی هستی مهمتر اینکه ازت مطمئنم.موقع شستن ظرفا همینجور واسم حرف میزد رفتم پشتش و آروم چسبیدم بهش موهاشو بو کشیدم یه عطر مخصوص دیوانه کننده ای به خودش زده بود کیرم راست شد از رو لباس آروم فرستادم لای چاک کونش با خنده گفت کیرت دوبرابر کیر شاهینه کوفتت بشه سونیا .با اوقات تلخی گفتم اسم سونیا رو نیار لطفا . هیچی نگفت.یک ساعت بعد رو تخت بودیم با خوردن لبها و دست کشیدن به اندامش شروع کردم لبهای گوشتی و سرخی که هرکسیو دیوانه میکنه زبونشو مکیدم خوشش میومد لباساشو یکی یکی درآوردم اونم لباسای منو شرت و سوتین مشکی تو بدن سفیدش یه جلوه عجیبی داشت بدنش مثل جواهر میدرخشید. شیدا ۳۲ سالشه و به علت مشکلی که داره هیچوقت نمیتونه بچه داربشه واسه همین ممه هاش سفت و بدنش دخترانه مونده وچون ورزشکاره بدن روفرم و بی نقصی داره. به توصیه شاهین اول رفتم سراغ گوش و ممه هاش با اولین میک به گوشش و نوازش سینه ها صدای آخ و اوخش دراومد کمی بعد سینه های سفید و سفتش رو میلیسیدم و آروم آروم دستمو از رو شکمش و نافش بردم سمت کسش خیس خیس و صاف و صیقلی بود کیرمو گرفت تودستش آروم تو گوشم گفت بسکه شاهین ازت گفته یکساله موقع سکس چشامو میبندم و به تو فکر میکنم قول میدم امشب چنان حالی بهت بدم هرگز نتونی فراموشم کنی لبامو گذاشتم رو لباش و با دستم رفتم سراغ کون برجسته و خوشگلش نازش کردم و انگشتمو کشیدم لای چاکش. گفت میدونم عاشق کونی ولی امشب نه چون کیرت کلفته گفتم باشه عوضش کستو جر میدم به شرطی که با انگشتم سوراخ کونتو واسه دفعه بعد آماده کنم با شیطنت گفت تا دفعه بعد چنددفعه به شاهین کون میدم که کمی واسه کیر کلفت تو جاباز بشه.با دسمال آب کسشو گرفتم و شش نه شدیم کیرمو تنظیم کردم دهنش و خوردن کس صورتی و تمیزشو شروع کردم. نمیدونم چیکار کرده بود که کسش انقد بوی خوب میداد.پشماشو با موم برداشته بود و سطحش صیقلی بود از خوردنش سیر نمیشدم درهمون حال با لمبرا و سوراخ کونش بازی میکردم. از بالا پایین شدن کمرش معلوم بود به شدت شهوتی شده حالتمونو عوض کردیم من تکیه دادم به تخت شیدا واسم ساک زد تمام تلاششو میکرد کیرمو تا حلقش فرو ببره و دندون هم نزنه شاهین کامل بهش گفته بود من چه چیزاییو تو سکس دوس دارم آب دهنش از کیرم میریخت رو تخمام و تختخواب. از سوراخ کونم لیس میزد و میومد بالا یکم بیشتر که ادامه داد دیگه نتونستم طاقت بیارم خوابوندمش به پشت و پاهاشو گذاشتم رو شونم کیرمو تنظیم کردم رو سوراخش و آروم فرو کردم یه آخ محکم گفت. همونطور که آروم تلمبه میزدم خم شدم روش و ممه سفیدشو کردم دهنم. تنش داغ بود و کسش داغتر مثل کوره.محکم دستاشو به سرم حلقه کرد و به سینه اش فشار داد.باصدای شهوتناکی توگوشم میگفت بالاخره به چنگت آوردم کجایی شاهین کس دادن شیدا جونتو ببینی کجایی ببینی زنتو جرواجر میکنن.بالاخره مزه یه کیر واقعی رو چشیدم قول بده همیشه بکنی منو.چنددقیقه ای اینطوری کردمش بعد کشیدم بیرون و دوباره رفتم سراغ لاله گوش و دست به ممه شدم صدای آخ و اوفش بلند شده بود خیلی نتونست تحمل کنه سریع برگشت یه بالشت زیر شکمش گذاشت و دراز کشید رفتم پشتش از پشت کیرمو کردم تو کسش و همونطور که تلمبه میزدم یه تف بزرگ انداختم رو سوراخ کونش کم کم انگشتمو کردم کونش و با سوراخش بازی میکردم محکم به روتختی چنگ میزد و ملافه رو گاز میگرفت از فکر اینکه شیدای خوشگل با اندام تراشیده و سینه مثل بلورو بدن مثل فرشته زیرم خوابیده و هردم التماسم میکنه بکنمش لذت عجیبی بهم دست میداد که هیچوقت تجربه نکرده بودم موهای بلند صاف که تا نصف کمر میرسید بدن ظریف گودی کمر باسن بزرگ و کمر باریک و عطر دیوانه کننده تنش هر مقاومتی رو غیرممکن میکرد. چنددقیقه بعد انگشتو از سوراخ کونش در آوردمو دراز کشیدم روش وسرعت تلمبه هاروبیشتر کردم. دستامو دور سینه اش حلقه کردم و محکم به خودم فشار دادم با صدای شهوتی بهم گفت قول بده دفعه بعد منو جلوی شاهین بکنی قول بده.در اوج لذت فقط میگفتم قول میدم پیش شوهرت جرت بدم تو هم قول بده دفعه بعد بزاری تا ته بکنم تو کون تنگت میخوام ضجّه زدنتو زیرم ببینم این کون فقط لایق کیر منه نه شاهین . انگشتی که کرده بودم تو سوراخ کونش رو گرفت شروع کرد به مکیدن و گازریز گرفتن ازش عرق از بدن هردومون سرازیر شده بود بیشتر از ده دقیقه اینطور گاییدمش بعد بلندش کردم و حالتمونو عوض کردیم داگ استایل موند درست مثل فیلم سوپرا کمرشو فشارداد پایین و کونش کامل قنبل شد سوراخ تنگ و ناز صورتیش زد بیرون مثل وحشیا حمله کردم و همه جای کونشو و مخصوصا سوراخشو انقد لیس زدم که آب از لب و لوچم سرازیر شد صدای شیدا دیگه تبدیل به ناله شده بود التماس میکرد بکنمش با لیسیدن کون خوشگل و تمیز شیدا دیگه شهوتم به شدت بالارفت رفتم پشتش و کیرو گذاشتم سوراخ کسش فشار دادم و شروع کردم تقه زدن با هرتلمبه من سینه های گرد و سفت شیدا تکون میخورد و میلرزید دیگه ناله های شیدا بلند و بلندتر شد و بعد از یه صدای آخ خیلی بلند بالرزش بدنش ارگاسم شد دیدن ارگاسمش زیر کیرم بدجور آمپرمو برد بالا تقه هامو بیشتر و محکمتر کردم با یه فشار به کمرش خوابوندمش رو تخت و دراز کشیدم روش دیگه داشت آبم میومد دوتا ممه هاشو محکم گرفتم تو چنگم ازدرد آخ بلندی گفت کیرمو تا ته کردم و درحالی که به شدت نفس نفس میزدم با فشار آبمو خالی کردم تو کسش همونطور دراز کشیدم روش تا کیرم تو کسش شل شد یه حال سبکی و رخوت بی مانندی بهم دست داد بیحال افتادم بغلش نزدیک یکساعت گاییدن شیدای زیبا که همه مردای شهر براش له له میزدن کل انرژیمو گرفته بود فقط تونستم بغلش کنم و بعد جفتمون همونطور خوابیدیم من توحالت خواب و بیدار بودمو اون قربون صدقم میرفت و میگفت بهترین سکس عمرشو کرده ازم تشکر میکرد و قسمم میداد بازم تنهاش نزارم فردا صبح یکبار دیگه هم سکس کردیم و بعدش من رفتم خونه یکماه با خودم کلنجار رفتم که بتونم با وجدانم کنار بیام که دوباره سروکله شاهین لعنتی پیدا شد…

ادامه...
نوشته: سعید


👍 17
👎 5
15600 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

916602
2020-09-14 00:26:21 +0430 +0430

از ﺑﺎﻻ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺷﺪﻥ ﮐﻤﺮﺵ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﺷﻬﻮﺗﯽ شده؟
اقا یکی این جمله رو ترجمه کنه مغزم از کار افتاد!

2 ❤️

916661
2020-09-14 01:39:59 +0430 +0430

خیلی دوست دارم تو همچین شرایطی قرار بگیرم که همچنان کنم کس را مس گر نزند مس را ، ولی کلا زن دوست رو کردن کارکشتگیه

0 ❤️

916688
2020-09-14 02:58:02 +0430 +0430

ای خیانتکار
داستانت به شدت مشکل داشت اصلا نمیفهمیدی چی به چیه

0 ❤️

916769
2020-09-14 10:12:14 +0430 +0430

نمیدونم چی بگم، سعی میکنم همه چیو باور کنم
ولی کاکولدی مرد اونم تو ایران… یکم سخته باورش واسم

0 ❤️

916804
2020-09-14 14:15:42 +0430 +0430

اینجا یه سایت کاملا سکسیه و سکس موضوعیه که تو قرن بیست‌ویکم دیگه مثل حیوونا فقط دخول کیر به داخل سوراخ نیست عزیزان
سکس تو این زمونه مملو از فانتزی و تجارب متفاوت و هیجان انگیزه
شمایی که میای اینجا و میگی اه اه پیف پیف من خط قرمزم خیانته من خط قرمزم سکس با محارمه من خط قرمزم همجنس‌بازیه!!! و… با عرض پوزش گوه میخوری اصلا میای اینجا
اینجا هرکس آزاده تا هر تجربه‌ی سکسی‌ای که داره با شاخ و برگ یا بدون شاخ و برگ یا حتی کلا زاده تخیلاتش رو با بقیه به اشتراک بذاره
بعد یه مشت کودن جقی میان اینجا دنبال سوتی گرفتن از نویسنده‌ان یا به هر بهونه‌ای واسه خالی کردن عقده‌هاشون فحش نثار نویسنده کنن که اکثرا هم دلیلش اینه که آرزوی داشتن همچین روابطی رو دارن و بهش نمیرسن بنابراین میشن کپسول عقده و کینه
دوست عزیز شما برو همون صفحه پیوندهای جمهوری اسلامی رو بخون
داستان خوبی بود و جالب کشمکش‌های درونی نویسنده به تصویر کشیده شده بود

1 ❤️

916890
2020-09-14 22:37:11 +0430 +0430

عذاب وجدانت عشقه😂😂😂

0 ❤️

917039
2020-09-15 09:01:27 +0430 +0430

عالی بود
من توو مرحله شاهینم
اما هنوز به مرحله اخرش نرسیدم

0 ❤️

917130
2020-09-15 21:45:14 +0430 +0430

دوهفته زن تورو کی میگایید شهرستان؟؟؟؟😈

0 ❤️

917888
2020-09-18 17:57:38 +0430 +0430

عالیییییی.
هم دوست دارم جای تو باشم، هم جای شاهین

0 ❤️

917892
2020-09-18 18:54:03 +0430 +0430

عالی. هم موضوع رو دوس دارم هم داستان رو. دوس دارم جای شاهین باشم

0 ❤️







Top Bottom