تجاوز امیرکبیر

    این داستان حتی مکانها و تک تک دیالوگها و اتفاقات کاملا واقعی و بدون تحریف و غلوسازی یا سانسور است*


    -تموم شد. دستمال بردار خودتو خشک کن
    چشمامو باز کردم و مایع لزج رو از شکمم پاک کردم. به دکتر گفتم نتیجه سونوگرافی چی میگه؟ دکتر گفت کیست و مشکل خاصی ندارین، اگر آزمایش هورمونیتونم مشکلی نداره شاید دلیل نامنظمی پریودتون استرس یا سبک زندگیتونه.
    تشکر کردم و اومدم بیرون. شهاب تو راهرو منتظرم بود. فوری پرسید نینی داری؟ با مشت زدم تو کمرش و باخنده یواش گفتم بیشعور من دخترم دخترررر. این صدبار
    یهو جلو جمع بغلم کرد و بلند گفت مبارک باشه عزیزم ، مرسی منو بابا کردی و باخوشحالی سرمو بوسید.مریضای منتظر از همه جا بیخبر هم تبریک میگفتن بهمون و بازیگر نوظهور قصه ما هم باخوشرویی جواب میداد.
    ٭٭٭
    شهاب دوست پسر جدیدم بود که برای فراموش کردن مشکلات خانوادگیم بهش پناه برده بودم و یکی از دلایل انتخابشم شوخ طبعی زیادش بود ، امید داشتم با کس گفتناش یادم بره چه بدبختیم. امروز چهارمین باری بود که همو میدیدیم و وقتی دید برای رفتن به دکتر همراه ندارم مشتاقانه همراهیم کرد. تو همین چهار دفعه با حرفاش و کاراش حسابی تو دلم جا باز کرده بود . همینطور که دست در دست هم به سمت پارکینگ میرفتیم که سوار ماشین بشیم پرسید: خب خوشکل خانم برنامت چیه ؟ کجا بریم؟
    _من تمام برنامه هایی که میشناسم از ساعت هفت عصر به بعد شروع میشه ، هیچ ایده ای واسه ساعت دو و نیم ظهر ماه رمضون ندارم
    - پس بیا بریم خونه ما ناهار بخوریم .
    دو دل یه نگاه به سرتاپاش کردم ،یه تیپ معقول که متناسب با جایگاهش بود شهاب دانشجوی دکترای مهندسی دانشگاه امیرکبیر بود. چشمای درشتش پشت یه عینک مستطیلی قایم شده شده بود. قد بلند و چهارشونه بود. از پوست سبزه و اصالت جنوبیش حدس میزدم کیرکلفتم باشه. تا الان همو نبوسیده بودیم و همین شخصیتش باعث شد بهش اعتماد کنم و قبول کردم به خونه دانشجوییش برم. خونه ی شیکی بود که بیشتر شبیه خونه ی تازه عروس دومادا بود تا دانشجویی. مانتو و شالمو درآوردم با تاپ و شلوار رو مبل نشستم و شهابم به بهونه گرمایی بودن فقط یه شلوارک پوشید و غذا سفارش دادیم. همینطور که منتظر غذا بودیم سکوت سنگینی حکمفرما شد. شهاب بهم نزدیک شد و منو در آغوش گرفت، سرمو روی شونه ش گذاشتم و ازش آرامش گرفتم. بعد از چند دقیقه برگشت و بهم خیره شد، زیر نگاهش ذوب شدم، صورتمو بوسید ، چشمامو، پیشونیمو و کل صورتمو با بوسه های ریز پر کرد. قلبم لرزید وقتی لب گوشتیشو آروم روی لبم گذاشت و بعد از لحظاتی ههمراهیش کردم. غرق بوسیدن هم بودیم که پیک زنگ درو زد، با اکراه جدا شدیم و در فضای رمانتیکی ناهارمونو خوردیم. تا اینجای کار مطابق انتظارم پیش رفته بودیم ،همونطور که باهم روز اول شرط کرده بودیم که سکسی درکار نباشه و فقط معاشقه و بوس و بغل مجاز باشه.
    تا گفتم ممنون سیر شدم گفت ولی من سیر نشدم و هجوم آورد سمت لبم و اونو به دندون کشید. معدم پر بود و حس بدی بهم دست داد ولی هیچی نگفتم. همونجا روی زمین درازم کرد و روم خیمه زد و شروع به لب گرفتن کرد. کیر شق شده شو رو شکمم از رو لباسم حس میکردم. چهرش کبود شده بود و لحظه به لحظه شدت خشونتشو بیشتر میکرد کامل خودشو انداخت روم و به شدت میبوسید، داشتم نفس کم میاوردم، ناگهان یه مقدار زیادی از تفشو فرستاد تو دهنم. حالت تهوع گرفتم و عق زدم، ادامه داد و سری دوم تفشو فرستاد ته حلقم. به شدت زدمش کنار و دویدم سمت سرویس بهداشتی و کل محتویات معدمو بالا آوردم. بیرون که اومدم ناراحت و بیحال گفتم دیگه اینکارو نکن هیچوقت. بیخیال شلوارکشوپایین کشید و با اشاره به کیرش گفت پس به جاش اینو بخور. با وحشت به تغییر رفتار شهاب نگاه میکردم، بابغض گفتم من میخوام برم و رفتم تواتاقی که لباسام آویزون بود. قبل از اینکه به لباسام برسم اومد سمتم و دستامو گرفت و با التماس گفت ببخشید ناراحتت کردم منو ارضا کن هرجا بخوای میبرمت. با صدای لرزون گفتم توروخدا بذار من برم. یهو رفت سمت در خونه و قفلش کرد و کلیدشو تو جیب شلوارکش گذاشت و عبوس گفت هیچ گورستونی نمیری برو شلوارتو در بیار فقط میذارم لای پات. الکی گفتم اپیلاسیون نکردم روم نمیشه بذار برم فردا تمیزش کردم میام. گفت قول میدم نگاه نکنم فقط کارمو انجام بدم. اومد به سمتم و با زور و تقلا شلوارمو کشید پایین و هلم داد رو زمین با حالت داگی قرارم داد. من دختر ظریف و زیبایی بودم و اصلا زورم به این غول تشن نمیرسید فقط التماس میکردم که سمت پرده م نره. همونطور که حدس میزدم کیر سیاه خیلی بزرگی داشت، قطرش شاید اندازه دور مچ دستم بود و طولشو حدود 25 سانت حدس میزدم. کیرشو لای پام گذاشت و تلمبه زد، بعد چند ثانیه دستور داد شرتتو در میارم مزاحممه کیرمو خراش میده و فورا با دستاش جرش داد و پرتش کرد اون طرف . ناله زدم بذار برات بخورمش ارضا بشی سمت پردم نرو. بغلم کرد و با پرخاش گفت اه لباسات رو اعصابمه، زود لخت شو با دستای لرزون تاپمو درآوردم با عجله چنگ انداخت به سوتینم و مثل شرته جرش داد و با چشمای خمار به سینم خیره شد و سوتی کشید: جنده خانم چه ممه ای داریییییا زیر لباس معلوم نبود انقدر رو فرم و خوشکله ، وای که نوک صورتیشو برات سیاه میکنم . مثل پر کاه بلندم کرد و بردم تو سالن و انداختم رو کاناپه و افتاد به جون سینه هام با هر گاز محکمی که میگرفت یه جیغ میزدم، ولی حیف شهاب بچه پولدار بود و یه خونه ویلایی بزرگ داشت و صدام به جایی نمیرسید فقط باعث تحریک بیشتر شهاب میشد. غلتیدیم و حالا اون زیر من قرار گرفت غرید گفتی کیرمو میخوری تاته بخور. روی کیرش خم شدم نوکشو آروم خوردم که یهو با یه حرکت کیرشو فرستاد ته حلقم و تلمبه زد، عق میزدم ولی چیزی تو معدم نبود این عوضیم ارضا نمیشد کیرش سنگ شده بود،بلند شد و داگیم کرد و قبل ازاینکه بفهمم چی شده کیرشو با قدرت فرستاد تو کسم و با شدت و قدرت زیاد تلمبه شد. از شدت درد و شوک حتی اشکم نمیومد و سست کردم و خودمو به دستش سپردم. بلندم کرد و برد جلوی آینه قدی گذاشت و همینطور که از آینه با شهوتی حیوانی نگاهم میکرد با شدت کیرشو ته کسم میکوبوند و عربده میزد. کمر سفتی داشت و ارضا نمیشد فقط من زیر دست و پاش داشتم جون میدادم، برای اینکه بهش چنگ نزنم همش از پشت واردم میکرد، تنها چیزی که برام عجیب بود اینکه اصلا علاقه ای به کون کردن نداشت و فقط سیلی میزد روش که صداش تو کل خونه میپیچید . نمیدونم چقدر گذشت به سینه هام چنگ زد و لرزید و حرکت کیرش متوقف شد سریع کشیدش بیرون و آبشو بافشار رو کونم خالی کرد و افتاد روم و عملا پرسم کرد. پا شدیم به خونهای بین پام و چسبیده به کیرش با بیروحی تمام نگاه میکردم، غر زد نگفته بودی پریودی . نالیدم پریود نبودم پردمو زدی. پوزخند زد آره باور کردم که دختر باشی جنده خانم فیلم بازی کنی که خودتو بهم بندازی آبروتو میبرم معلومه پریوده. رفتم دستشویی و خودمو شستم و بقایای لباسمو پوشیدم. گفتم درو باز کن دیگه کارتو کردی ولم کن. گفت بگو همیشه عشقم میمونی با هم دوستیم و بهم حال میدیم تا باز کنم. چشام از شدت پررویی و وقاحتش بیرون زده بود ولی با سر موافقت کردم و درو باز کرد. چهرش به همون حالت مظلوم قبلی برگشت و تمام کوچه رو دنبالم اومد و التماس کرد ببخشمش و برگردم پیشش برام ناهار بخره دوباره ولی سوار اولین تاکسی شدم و قالش گذاشتم . رفتم مطب یه ماما و اونم تایید کرد بهم تجاوز شده و پیشنهاد داد شکایت کنم، ولی با یادآوری خانواده ترسناکم از فکرشم منصرف شدم چون قطعا منو میکشتن. از داروخونه قرص اورژانسی گرفتم و خوردم . شهاب پیام داد تهدیدم کرد، سیمکارتو شکوندم و سیمکارت نو خریدم رژ غلیظ رو کبودی لبم زدم و برگشتم خونه و تا رفع کبودیها یقه اسکی پوشیدم . هنوز بعد از چندسال و کنار اومدن با این موضوع و آشنا شدن با پسرای رمانتیک و رابطه های لذت بخش خاطره تلخ اون روز سراسر وجودمو تهی میکنه ولی گریه م نمیگیره، نمیدونم بیماری شهاب چی بود و بیماری الان من چیه لطفا قضاوتم نکنید ، فقط میدونم فاصله جهنم و بهشت، فاصله لذت و زجر از مو باریکتره...


    نوشته: rosekosgol

  • 30

  • 14




  • نظرات:
    •   407TT
    • 2 هفته،3 روز
      • 10

    • اولشدخترونه گفتی ولی از وسطش دیگه تاب نیوردیو کیرتو در اوردی شورع کردی جق زدن پسرک (biggrin)


      باشد که همون 25 سانتی که گفتی تا ته تو......


    •   Driverrr
    • 2 هفته،3 روز
      • 2

    • دوای دردت انتقام

      قتل
      مث سگ بکشش
      و گرنه تا آخر عمرت عذاب بیخ گوشته و زجرت میده
      پیداش کن و همه گلوله های تفنگ رو تو شکمش خالی کن


    •   ariyaii-boy
    • 2 هفته،3 روز
      • 3

    • همونجا که گفتی دوست پسر جدیدته فهمیدم
      تنوع طلبی؟
      داستانتم بدردت ماه عسل میخوره.


    •   Karenjon
    • 2 هفته،3 روز
      • 1

    • بد نبود


    •   Siyavashhezarkhani
    • 2 هفته،3 روز
      • 2

    • اینا مهم نیست. گذشته گذشته. مهم اینه که زندگیتو با تلاش بسازی.


    •   19masoud13
    • 2 هفته،3 روز
      • 5

    • بیشتر به داستان می خوره نویسنده پسر باشه تا دختر
      کیر 25سانتی کلفت ودیر ارضا شدن انگار مال همه مردای شهوانی هست این فقط منم زود انزالی دارم


      شما اگه شکایت می کردی و میگفتی که به زور بوده هیچ کسی کاری باهات نداشت


    •   rosekosgol
    • 2 هفته،3 روز
      • 4

    • من از قدیمیای سایتم و خیلیا میدونن دخترم، برام جالب بود خیلیا گفتن نویسنده پسره، یعنی اینقدر خوب تونستم رفتارای پسرونه مرد داستانو توصیف کنم که فکر کردین پسرم؟؟اینو پای تعریفتون میذارم ممنون
      اونی که گفت تنوع طلبی هم باید بهش بگم منظور از دوست پسر جدید همونطور که تو جملات بعدیش توضیح دادم دوست پسریه که جدیدا و همین اواخر باهاش آشنا شده بودم نه اینکه صدتا قبلش یه دختر باکره داشته، میاید ملانقطی بازی دربیارید بگید تیزبین و شاخید یه جوری ایراد بگیرید آدم فکر نکنه آیکیوتون 64 هست، یا مثلا گفتم از خانوادم میترسیدم که منو بکشن چه مقصر بودم چه نبودم بالاخره آبروریزی میدونستن دوس پسر داشتنو، بعد میاید میگید شکایت میکردی میگفتی به زور بوده کسی کاریت نداشت، مگه رومینا رو پلیس کاریش نداشت باباش نکشت؟


    •   19masoud13
    • 2 هفته،3 روز
      • 2

    • شمایی که میگی قدیمی هستی و اینقدر خوب تونستی رفتارای پسرونه مرد داستان رو توصیف کنی باید به خدمتت عرض کنم ریدی آب هم قطع هست
      رفتار پسرونه مرد داستان که تعریف کردید دقیقا رفتار جقی های متوهم سایت هست و دقیقا مثل جقی ها بوده
      این که گفتیم شکایت میکردی و میگفتی که همه چیز زوری بوده اینکه دوست دخترش هم بودی رو تکذیب میکردی به همین سادگی بعدش هم اگه شکایت میکردی اون پسره پول دار مجبور میشد که با تو ازدواج کنه پسر پول داری هم بوده و دیگه آبرو ریزی هم در کار نبود و مجبور بوده با تو بسازه
      قضیه رومینا کاملا با داستان تو فرق داره رومینا دلش با پسره بوده ولی تو نه


    •   rosekosgol
    • 2 هفته،3 روز
      • 2

    • آقای مسعود فقط یه جقی بیمار میتونه از شدت توهم و فشار مرتکب تجاوز بشه نه یه انسان سالم و دقیقا رفتاراش جقی بود، کجای این مساله براتون عجیبه؟
      ضمنا جای تکذیب نداره این موضوع چون سابقه تماس و پیامک و چتامون کاملا موجود و واضح بود.
      و چرا فکر میکنید من و پدرم ازدواج با یه غول تشن روانی متوهم جقی رو به تنهایی ترجیح میدیم؟
      بابا و داداشام اگه میفهمیدن منتظر رای دادگاه نمیموندن اول اونو میکشتن بعد منو ریز ریز میکردن این صدبار، این چیزایی که گفتین واسه یه خانواده روشنفکره نه خشک مذهبای غیرتی ناموس پرست که حتی قبل این موضوعم از دستشون آرامش نداشتم


    •   HYPERMAN98
    • 2 هفته،3 روز
      • 2

    • اومدی داری تو چشمای همه زُل میزنی و از تنوع طلبی و کوس دادنت تعریف میکنی، بعد میگی قضاوتم نکنید!!


      ببخشید، موقعی که پا به خونه مجردی یه پسر میذاری نمیدونی چی در انتظارته!!!


      تو خودت از چه نوع بیماری رنج میبره


      خود مقدس پندار


      اووووووووقققققق


    •   44Behroz
    • 2 هفته،2 روز
      • 4

    • واقعا متاسف شدم، شوربختانه از این آدمهای روانی تو جامعه ما زیاده


    •   Corneo
    • 2 هفته،2 روز
      • 3

    • واقعا مناثر شدم
      خیلی تجربه ی بدی بوده


    •   حاج.دولدار
    • 2 هفته،2 روز
      • 3

    • خوب نوشتي
      رواني زياده


    •   Sepehr_2000
    • 2 هفته،2 روز
      • 2

    • دیگه کتاب تاریخم نمیتونیم با خیال راحت باز کنیم


    •   Sepehr_2000
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • ناصرالدین شاه از ترس کیر 25 سانتی گفت با تیغ بکشینش یکمم از اون لامصب کوتاه کنین


    •   Sepehr_2000
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • اه هی یادم میره اضافه میکنم،
      کسی که بهش تجاوز شده نمیاد تو شهوانی داستانشو بنویسه


    •   19masoud13
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • خانوم rosekosgol توی جقی و روانی بودن اون که هیچ شکی نیست
      شرایط خونوادگی شما هم به خودتون مربوطه و هرکسی توی شرایط امکان داره هر تصمیمی بگیر خب الان هم مشکل نداشتن پردتون حل شد و هیچ کسی هیچی نفهمید؟ یا قرار نیست هیچ وقت شوهر کنید؟


    •   لاکغلطگیر
    • 2 هفته،2 روز
      • 2

    • دستور داد شورتتُ در میارم یا شورتتُ در بیار؟
      غول تشن یا قلتشن؟
      چیز دیگه ای بگم محکوم میشم
      علی الحساب همینا بسه


    •   hans_mi
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • وقتی پا میشی میری خونه خالی با ی پسر تنها تهش میشه همین خب فکر یوسف پیامبر تو بدویی دنبالش اونم فرارررررر با اون کیر ۲۵سانتی ببخشید دوستان ۲/۵سانتی تا الانم ک کنار اومدی با این موضوع یعنی ی رضایتی داری ته دلت پس زندگی سگیو نکبت بارتو ادامه بده برا همه ام تعریف کن مخصوصا دخترایی ک باکره ان جــــــــــنــــــده خـــــانم


    •   سرو_تنها
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • اول گفتی خونه دانشجویی بعدا گفتی ویلا!....کیرشم که افسانه ای بوده...دیس عزیزم ولی عنوانت خوب بود


    •   تولدی.دوباره
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • کیر 25 سانتی ؟؟؟؟ چرا کوصشر میگی .. اول خونه دانشجویی بود وسط سکس شد خونه ویلایی بزرگ..!!!!!چی میکشی


    •   Mahan.king
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • چند بار ناهارمیخورید مگه؟


    •   Hamidarakii
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • شهاب‌ها و امثال شهاب زیادن. آدمایی ک نه آبروی کسی واسشون ارزش داره نه روحیات و احساسات اونها... دخترا باید احساسی عمل نکنن ک اینم تو سن کم یه کم بعیده. ولی خب چیزی ک من مطمئنم اینه جواب همه اینارو خدا میده و زندگی شهاب ها به لجن و کثافت کشیده میشه.


    •   arash.abi
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • دیسلایک من فقط بخاط ر این موضوعه که دارین تجاوز رو عادی جلوه میدین.. اینجا نوجوون هایی هستن که با تاثیر از این داستان امکان داره به کسی تجاوز کنن..به خیال اینکه طرف هم شکایت نمیکنه.. و شما مسئول زندان و اعدام اونها هستین.. چون عادی جلوه کردین


    •   rosekosgol
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • من بدم نمیاد کسی غلط املاییمو بگیره ولی حداقل قبلش یه سر گوگل بزنید تو انواع و اقسام دیکشنریا غول تشن به گویش مازنی املاش کاملا صحیحه، هم غول تشنگ درسته هم قلتشن هم غول تشن،لیاقت داشتن اسم لاکغلطگیر نداری بی سواد.
      هدفم و رسالتم از نوشتن داستان اونم بااینکه حتی به دوستمم نگفتم صرفا آگاه کردن دخترای کم سن و سال و بی تجربه سایته که بیشتر از سایر دخترا ممکنه فریب داده بشن و هزار مشکلی که ممکنه براشون پیش بیاد و هیچ پناهی نداشته باشن، پس خودتون فکر خودتون باشید. پسرای نوجوونم فکر نکنید مث شهاب میتونید تجاوز کنید برید الان دیگه دخترا و خانوادشون خشتکتونو سرتون میکشن،سرگذشت من واسه چندین سال پیشه حرف زدن دربارشم تابو بود نه الان.
      سرگذشت واقعی و دیالوگا و سایز کیر و ابعاد خونه همینه نمیتونم بخاطر جلب رضایت شما وقایعو عوض کنم یا نصف کیر یارو رو قطع کنم خوب یا بد جذاب یا کسل کننده باور پذیر یا غیرمنطقی همین بوده که هست ، خونه ویلاییم به ویلای شمال فقط نمیگن به خونه حیاط دار میگن که از قضا یه دانشجو هم میتونه خونه حیاط دار اجاره کنه.
      این سایت دیگه جو قدیما رو نداره، برید کامنتای زیر داستانای قدیمی سایتو بخونید کامنتای الانو بخونید بلااستثنا زیر هر داستان فقط ایراد بنی اسرائیلی و توهین و فحش. من دیگه نمینویسم ارزششو نداره واقعا


    •   +A
    • 2 هفته،2 روز
      • 2

    • اوایل داستان باور پذیر بود ولی از جایی که خشونت شروع شد, جلوه های تمایل نویسنده بود و جزئیات و جملات دستوری قند تو دل دختر داستان آب میکرد و بیشتر به آب و تاب شباهت داشت. انگار کسی میخواد داستان سکس خشن و فانتزی تجاوز تعریف کنه, بدون اینکه بگه علاقه دارم و همینطور پنهان کنه داستان ساختگی یا واقعی کمی تا قسمتی به خواسته خودم بود.
      حالا حتما میای جواب بدی "فکر کردی همه مثل خودتن!"
      خشونت هیچ ایرادی نداره اگه طبق میل دو طرف باشه.


    •   busy1313
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • باید مینوشتی تجاوز امیر خر کیر


    •   kishtah
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • عالی عزیزم اون داستان پرستار جندتم خیلی خوب بود فداتشم


    •   Matadorjangjo
    • 2 هفته،2 روز
      • 2

    • ایشالا هرچی سریعتر به آرامش برسی


    •   مردكوهستان
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • فقط بخاطر اينكه پسره دانشجوي دانشگاه امير كبير بوده اسم داستانت رو گذاشتي تجاوز امير كبير


      ما كه سال ٧٦ پلي تكنيك درس ميخونديم دانشجو هاش همچين پولدار نبودن كه توي تهران خونه ويلايي داشته باشن باس ميگفتي دانشگاه آزاد چون پولدارا راحتتر رفتن مدرك گرفتن


      در كل تجاوز روي دختر تاثير بدي داره و منظورن رو رسوندي


      به اميد اينكه مرداي ايراني با اجازه پرده بزنن و رمانتيك باشن و خشن با امثال شما برخورد نكنن


    •   +Seti-kuchulu+
    • 2 هفته،2 روز
      • 2

    • نویسنده باید انتقاد پذیر باشه ولی ایشون با همه دعوا داره انگار:)


    •   LOOLOO_KHAN
    • 2 هفته،2 روز
      • 2

    • تو خودت انتخاب کردی وقتی بجای خونواده یک غریبه رو انتخاب کردی اونم درحالی که بهش فهمونده بودی محتاجشی و خیلی راحت و بی دردسر ازهمین راه وارد شد و به نیتش رسید.خونواده ادم هرچند عادی نباشن خودنوادتن و هیچوقت و تحت هیچ شرایطی با ابروت بازی نمیکنن


    •   _OK_
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • مشاور میناسم میخوای؟؟؟؟


    •   Pussy.fucker
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • جالب بود متاسفم بعضی ها اینقدر وحشی و حیوان هستند ..


    •   Lucky.man
    • 2 هفته،1 روز
      • 1

    • اعصابم رو روز جمعه ای خورد کرد.
      از تجاوز متنفرم. ولی از دختر احمقی که راحت اعتماد میکنه و میره خونه یه پسر مجرد بیزارم.


      قابل توجه دخترهای سایت
      امثال این داستان به وفور تو جامعه تخماتیک و شهوت زده و بی قانون این مملکت اتفاق میافته.


    •   کاربر.قدیمی.هستم
    • 2 هفته،1 روز
      • 1

    • دروغ محض


    •   Paria_1991
    • 2 هفته،1 روز
      • 1

    • خیلی به نظر واقعی میاد ولی امیدوارم واقعی نباشه


    •   momo3756
    • 2 هفته
      • 1

    • من قضاوتت نمیکنم که پسر یا دختری یا درمورد تنوع طلب بودن ونبودنت هم بحثی ندارم اما یه سوال داره آزارم میده گرچه برخی دوستان هم به زیبایی پرسیدن اما دوباره میپرسم شاید جوابی بدی که توجیه کنه اعمالت وبلکه درسی باشه برای دیگران
      شما که یک خانوم تو سن جوانی وتازگی وجذابی بودید وهستید یعنی نمیدونستید رفتن به جایی که پسر ودختر اونم ازنوع دوستی های خیابانی تنها باشن حالا باغ ،خونه،کارگاه و... کمترین وکمترین چیزی که منتظرت هست لخت کردنت وسکس دهانی ولاپایی هست؟نمیتونید بگید فکرشم نمیکردید شما یعنی فکر کردید با فرد معصوم وپاک از هر لغزش ووسوسه ای همراه هستید وقتی داخل مطب دکتر بغل گرفتت توقع داشتی تو مکانش بیاد کتاب باهات بخونه یا بشینید بحث در مورد بازار بورس وویروس کرونا وراه های پیشگیری بکنه ،بعد اینکه شما حتی تصور آلت دوست پسرتون هم تو ذهن کردید پس مایل وراغب بودید که بهش فکر کردید وگرنه چه لزومی داره این همه مورد به آلتش وبزرگی وکوچکیش فکر کنی البته شما نه گناهکاری نه کسی قصد داره محکومت کنه فقط شاید تصور سکس خشن واون حرکات ناخوشایند ریختن آب دهن و... رو نداشتید وازدست دادن باکرگی باعث دلزدگیتون شده بسا که اگر محترمانتر وبدون خون وخونریزی با عشقبازی ولاپا گذاشتن قصه راتمام میکرد امروز حسرت میخوردید چرا 25سانت آلت را که رویای بسیاری از خانومها هست را میخوردید وخود با اشتیاق پذیرای آن در درون خود میشدید در آخر متاسفیم که شما خاطره ای ناگوار وناخوشایند از ارتباط به ظاهر اولیه خود داشته اید وآرزوی خوشبختی براتون داریم اما با مظلوم نمایی مخالفیم


    •   rosekosgol
    • 2 هفته
      • 0

    • مومو جان در رابطه با شبهاتت باید بگم اگر فکر کنید الان تنوع طلب شدم بیراه فکر نکردید چون تجربه ی بد گذشته باعث شد از مردا زده بشم و اونا رو یه آلت متحرک فاقد احساسات انسانی ببینم و دیگه نتونم بهشون دلبسته وفادار یا عاشق بشم چون بنظرم لیاقتشو نداشتن و منم مثل خودشون اونا رو وسیله رفع نیاز صرفا دیدم.
      از اون قضیه هشت سال میگذره و من با عقل و تجربه الانم هیچوقت مرتکب اون خریت نمیشدم، ولی سالها پیش که اینقدر فضای مجازی و اطلاعات به وفور نبود حداقل برای من بیست ساله که تا 18 سالگی گوشیم نداشتم و تو مدرسه تیزهوشان با دوستای خرخون تر از خودم فقط درباره درس حرف میزدیم و تو اون فضای بسته حتی نمیدونستم پسرا و دخترا باهم دوست میشن و با اون خانواده مذهبی که حتی ماهواره نداشتیم، بعد از ورود به دانشگاه هم فقط با یه پسر مثبت تر از خودم بودم که هرجا هم تنها میشدیم ته ته عبور از مرزش گرفتن دستم هنگام عبور از خیابون بود و تصورم از حداقل پسرای تحصیل کرده یه چیز فضایی آرمانی بود که در عرض نیم ساعت کل باورام بهم ریخت و ناگاه چشمام به دنیای واقعی باز شد


    •   momo3756
    • 2 هفته
      • 1

    • دوست عزیز گرچه با تمام آنچه گفتی ودلیل آوردی من حداقل نمیتونم باز قبول کنم ازت که اینطور درون آتش بروی باز میپرسم شما که دختر پرورش یافته خانواده مذهبی بودید وباتوجه به تحصیل در مدارس استعدادهای درخشان حداقل دارای هوش متوسل به بالا ،خیلی بالاتر بودید وبه گفته خودتان هیچ حرف وخط وربطی با مقوله سکس وحتی رابطه با جنس مخالف نداشتی چطور آخه یکدفعه دست به چنین خودزنی زدی وبه عبارتی خودت وتقدیم کردی من بازم تنها وتنها خطاکار این مسئله را شخص خود شما میبینم دقت کن خطاکار نه گناهکار واشتباه بزرگتر وحالا انجام میدی که با عمل یک مرد تمام مردها را کریه والاعمال میبینی پس اگر مورد قضاوت قرارمیگیری گله نکن که خودت درحال قضاوتی تو اولین بار را نادانسته در چاه افتادی اما برای الباقی نیز میتونی بگی عدم آگاهیت باعث شده پس کسی حرفت وقبول نمیکنه گرچه مهم نیست بنظرم اشتباه دوم هم بزرگتر هم زشت تر از اولی هست که لایق سرزنش هستی بابتش درمورد اول فقط یک خطاکار بودی که ممکن بود حتی کسی مطلع نشه تا خودت نگی


    •   phoniex980
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • پسرک مگه برازرزه واسه جانی جانی ۲۰ سانتی سفیده واسه یارو ۲۵ سانتی سیاه ؟؟ بابا تو جق و صنعتی سنتی رو قاطی زدی


    •   سکسدوست
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • اول خونش دانسجویی بود ...بعدشد ویلایی و بچه پولدار و ... کیر امین الدوله تا بیخ خایه پس یقه ادم دروغگو .....توکه راست میگی . کاستو بیار ماست بگیر . کون بده کالباس بگیر .


    •   Miss_Emma
    • 1 هفته
      • 1

    • خیلی خوب بود


    •   الهه.ی.آتش
    • 4 روز،13 ساعت
      • 1

    • من واقعا دلیل این همه توهین و تحقیر توی کامنتا رو متوجه نمیشم -_-
      فرض میکنیم که داستان دروغه یا اصن بدتر از اون فرض میکنیم که نویسندش یه پسره که فقط قصد خالی کردن مغز و کمرشو داشته، خب بازم دلیل نمیشه بیایم فوش بدیم! میتونیم نخونیم، لایک نکنیم، دیس لایک کنیم یا فوقش بگیم دیگه ننویس چون نوشته هات ارزشی برای خوندن نداره.
      نه اینکه بیایم همش بگیم آره ما فهمیدیم تو پسری، آقا ما فهمیدیم داستان دروغه؛ خب که چی؟ چیو میخواید ثابت کنید؟ هوش و آی کیو بالاتونو؟ چرا یه درصد، فقط یه درصد! در نظر نمیگیرید اگه داستان کاملا واقعی باشه چقدر اعصاب و روان یه آدم بهم میریزید...
      شک نکنید کسی که بابت نوشتش هیچ بازتابی نگیره و تعداد دیس لایکاش زیاد باشه خودش از نوشتن سرد میشه.


    •   الهه.ی.آتش
    • 4 روز،13 ساعت
      • 1

    • یه سریا قضاوت کردند که وقتی پا شدی رفتی خونه ی یه پسر چه انتظاری جز سکس داشتی؟
      ما داریم توی ایرانی زندگی میکنیم که همه فکر بسته دارن با ادعای روشن فکری! تو کشوری زندگی میکنیم که همه با عقاید سنتی مشکل دارن و دنبال ساختن یه کشور آزادن، و تو این بین دخترا توی سن 18 تا 25 آرمان گرا ترین موجودات زمینن، تصور میکنن مثل فیلم های آمریکایی و اروپایی میشه با یه پسر دوست بود و مثل هم جنس خودشون باهاش رفاقت کنن؛ نه بیشتر نه کمتر.
      پسرا هم همینو میخوان ولی تا دختری بهشون نزدیک میشه میگن گور بابای جامعه ی آرمانی فعلا کیرمون مهم تره
      آقایون فکر نمیکنید مشکل از شماس؟
      دختر ماجرا تو اوج سادگی اعتماد کرده، و مثل همه ی دخترای سرزمینم پسر ماجرا گند زده به اعتمادش، چیزی که شاید تا آخر عمرش دیگه درست نشه!
      همه ی شمایی که دارید این دختر محکوم میکنید، مثل پسر داستان اگه تو کافی شاپ باشید یا توی جمع سریعا از خودتون تعریف میکنید که من میتونم خودمو کنترل کنم، رفاقت با جنس مخالف ارزش داره، نباید شهوت انسانیت زیر سوال ببره و ادعا و ادعا و ادعا...
      ولی اگه با یه دختر تنها بشید فقط به این فکرید که شاید دیگه نشه بکنیش پس بذار زوری هم شده پیش برم.
      فقط قبل تجاوز یا عاشق کردن یه دختر واسه سکس به این فکر کنید زمین زیاده گرده ، خیلی خیلی زیاد...
      نکنه بدتر از کار شما سر مادرتون، خواهرتون، زنتون یا بدتر از همه سر دخترتون بیاد؟!


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو