خواهرزن سفید برفی (۳)

    ...قسمت قبل


    یک ماه بعد طبق روال همیشه من رفتم ترکیه ماهی یکبار برای کار و .... میرم ترکیه دو سه روز کارمو حل میکنم میام این بار هم تازه رفته بودم ترکیه ک فرشته چیزی گفت ک باعث تعجبم شد
    ف: حالا انتقامتو گرفتی دلت خنک شد ؟؟؟
    من : چه انتقامی؟ چرا انتقام ؟؟؟
    ف : یعنی تو نمی دونی ک من باعث شدم که خواهرم درخواست طلاق بده ؟؟
    اینجا بود ک تعجبم بیشتر شد و گفتم مگه چکار کردی که باعث شدی خواهرت بمن شک داره میگه میری ترکیه با دخترای ترک سکس کردی و ... منم هرچی گفتم نگردم باور نکرد الانم اون طلاق میخواد من نمی خوام
    ف : من بهش گفتم رفتین ساحل و با دوستت و سه تا دختر ترک اشنا شدین بعد رفتین هتل و ....
    خب این واقعیت داشت اما من هیچ وقت نگفته بودم به کسی این از کجا میدونست خلاصه بازم من انکار کردم که فرشته همه چیو توضیح داد که یبار با باجناقم شوهر فرشته رفته بودیم پیش دوستم و شریکم که اون هم دهن لقی کرده و داستان رو براش تعریف کرده اونم به زنش گفته و فرشته هم به خواهرش یا همون زن من گفته


    خلاصش که اون روز فرشته وقتی اون کار رو من کردم فک کرده میخوام انتقام بگیرم و ترسیده بهش صدمه ای بزنم و بی هیچ اعتراضی گذاشته هر کار دوست دارم بکنم


    منم کلی قسم خوردم که داستانی ک شوهرش گفته دروغ بوده و همچین چیزی نیست و اون هم تا حدودی انگار قبول کرد و عذرخواهی کرد و خواست ک ببخشمش ک بدون تحقیق باعث شده زندگی ما بهم‌بریزه اما من گفتم نمیبخشمت و اون روز واقعا مست بودم و انتقامی درکار نبود یهو دلم خواست و اون کارو کردم الانم پشیمونم ک بهت تجاوز کردم


    خلاصه کلی حرف زدیم و در اخر ازم پرسید اگه میدونستی و میخواستی انتقام بگیری بازم اینکارو میکردی گفتم تو حالت عادی من هیچ وقت به کسی تجاوز نمیکنم اما زن اون ادمو باید گایید حقشه مرتیکه ی ..... سه ماهه هر کار میکنم زنم باور نمیکنه من ترکیه فقط برای کار میرم و فقط طلاق میخواد


    دیگه فرشته تو چت ها نرم تر شده بود و نمیگفت ک نمیبخشمت و نفرین اینا هم نمیکرد برعکس صمیمی شده بود یبار هم گفت جبران میکنم و یه جوری خواهرمو راضی میکنم برگرده و ...


    تا نزدیکای صبح چت میکردیم و سوالای جورواجور میپرسید بین سوالاش یه چیزایی میپرسید حال ادمو عوض میکرد


    مثلا تو حالت عادی بازم الت تو اینقدر بزرگه یا اگه مست نباشی بازم دوبار پشت سر هم راست میشه آلت تو ؟؟؟
    منم گفتم راحت باش اره من تو یک روز تا چاتر بار هم کیرم راست شده و اون متعجب میپرسید چطور ممکنه مال حسین دوبار تو یک روز ک اصلا امکان نداره و ....
    نمدونم چطور شد ک حرف به اینجاها کشیده شد ک گفتم حتما مشکل داره وگرنه همه مردا دو سه بار رو راجت میتونن و اون باور نمیکرد یا خودشو میزد به اون راه .... خلاصه گفتم بهش با شوهرت برو دکتر بگو این مشکلل نعوظ داره راه حل داره ک گفت صد بار بهش گفتم هم برای نعوظ هم برای زودانزالیش ک به دو دقییه نمیررسه اونم هر دو هفته یکبار میاد سراغم که از دهنم در رفت خاک تو سرش من جاش بود یک شب هم نمیذاشتم از دستم در بری ‌ک جکابی نداد فهمیدم ناراحت شده و عذرخواهی کردم
    که گفت ناراحت نشدم فقط تعجب میکنم مگه میشه هرشب یکی دلش بخواد بعد شوهر من هر جور براش لباس سکسی میپوشم هر جور ارایش میکنم میاد یکم نوازشم میکنه و میخوابه اصلا متوجه نمیشه و بشه هم فقط خودشو خالی میکنه و من گرم هم نمیشم چه برسه به انزال و ....
    دیگه کم کم بی پروا حرف میزد این بین فهمیدم باجناقم خیلی سرده و به این موضوع اصلا اهمیت نمیده و یجورایی عاشق پز دادن بود هر روز ماشین عوض میکرد و تا دیر وقت سرکار بود زندگی کاری خیلی موفقی داشت اما زندگی زناشوییش زیره صفر بود
    اون شب گذشت و فرداشبش باز صحبتامون ادامه داشت میگفت تو راهی بلدی ک به حسین یاد بدی مث مال تو بزرگ بشه کیرش و تایم انزالش بالا بره و کلی چیزای مختلف میپرسید و من چند مدل راهنمایی کردم قرص و بی حسی و فلان ک گفت اونا رو امتحان کرده اما تاثیر چندانی نداشته و اینکه شوهرش هم میلی نداره ک یه کاری بکنه این مشکل حل بشه


    یبار هم از دهنم در رفت گفتم یه مدل ماساژ هم هست ک سایز کیر رو یه مقدار میتونه بزرگ کنه تما باید هر شب انجامش بده و حداقل شیش ماه طول میکشه نتیجه بده و نباید ترک کنه و اون هی از این روش میپرسید چجوریه و من میگفتم چطور به تو توضیح بدم باید خودش باشه بهش عملی دکتری چیزی توضیح بده و بهش یاد بده و ...


    شب دوم هم با کلی حرفای جورواجور گذشت و در اخر گفت ولی اگه نیتت انتقام بود خوب ازش گرفتی همین دو هفته یکبار هم ک میاد سراغم همون دو دقیقه نمی تونم تو صورتش نگاه کنم و هی با تو مقایسش میکنم و بعدش از خودم ناراحت میشم و یه ذره هم لذت نمیبرم از رابطمون و ...


    بازم گفتم من قصد انتقام نداشتم بخدا من اصلا نمی دونستم تو رفتی گفتی که بعد چند دقییه سکوت گفت ولی فکر کنم اگه این دفعه بیام انتقامتو حسابی بگیری و استیکر خنده گذاشت


    منم ک دیدم سر شوخی رو باز کرد گفتم این بار تا چهار بار نکنمت ولت نمیکنم .گفت واقعا چهار بار میتونی گفتم امتحانش مجانیه باز خندید و گفت نه خیلی کلفته دردم میاد


    یه لحظه مکث کردم دیدم این بار انقدر بدش هم نمیاد البته شاید هم فقط شوخی میکرد نمی تونستم مطمعن باشم


    گفتم نه اینکه توام بدت میاد ؟؟ گفت نه که بدم بیاد ولی چهار تا یک ساعت طاقت ندارم میمیرم این بار و باز خندید


    گفتم اگه دوپینگ نکنم ک اینقدر طولانی نمیشه . گفت یعنی توام نرمال باشی دو دقیقه ای ابت میاد ؟؟؟ گفتم نه دو دقیقه هم که حداقل بیست دقیقه میتونم بکنمت تو حالت نرمال گفت یعنی چهار تا بیست دقیقه ؟؟؟
    گفتم نه دیگه هر بار ک ابم بیاد دفعه بعد تایمم بالا میره مثلا دفعه ی سوم چهارم شاید یک ساعت بشه شایدم بیشتر


    دیگه از اون خجالته خبری نبود خیلی راحت چت میکرد و هر بار میگفت چکار بکنم ببخشی منو ک باعث شدم جدا بشین و .... منم به خنده میگفتم بیا انتقام بگیرم ازت اگه چسبید بعدش میبخشمت و اون باز میگفت چهار بار من طاقت ندارم اخه


    من حرفاشو به شوخی میگرفتم تا اینکه برگشتم ایران و فرشته زنگ زد و گفت خوش اومدی و گفت بیا هماهنگ کنیم حرفامونو ک یجوری من به خواهرم بگم شوهرم از خودش در اورده و همچین چیزی نبوده اصلا و منم قرار بود با دوستم هماهنگ کنم ک انکار کنه و قرار گذاشتیم تو پارک شهرشون ک حرفامونو یکی کنیم


    وقتی دیدمش تو پارک خیلی به خودش رسیده بود اومد دست داد و نشست چفت من و حرفامومو یکی کردیم و هماهنگ شده قرار شد زنمو راضی کنیم که سوئ تفاهم شده و تو این بین چند بار دیگه همو دیدیم اما دیگه از انتقام حرفی به میون نیومد و زنم درخواست طلاقشو پس گرفت ولی با فرشته دعواشون شد و از اون خیلی ناراحت بود و حالا فرشته میگفت یه راهی پیدا کن بتونم با خواهرم اشتی کنم منو ببخشه و منم گفتم من ک هنوز انتقام نگرفتم .......


    بعد اون خیلی تلاش کردم بیاد خونه اما نمیومد میگفت از تو میترسم یکاریم میکنی ک نتونم راه برم و همه بفهمن از راه رفتنم گفتم بیا مراعات میکنم میگفت تو میخوای انتقام بگیری اروم نمیکنی و قبول نمیکرد چند بار جاهای مختلف دستمالیش میکردم اصلا مخالفت نمیکرد یکبار هم تو یک پارک خلوت بردمش پشت درختا کلی مالوندمش و هر چی گفتم بیا بریم خونه نیومد میگفت همینقدر بسه تو کف بمون و میخندید یکی دوماه اینجوری گذشت ....


    فرشته ورزش میکرد و گاهی برای مسابقات میرفت شهرهای دیگه این بار هم قرار بود بره ساری برا مسابقات و همیشه اکثر مسابقات من میبردمش این بار هم شوهرش اومد سراغم و گفت میشه فرشته رو ببری برا مسابقات من کارهام زیاده گفتم زنه تویه من ببرم ؟؟؟ خودت ببرش خب . یکم ناز اوردم مثلا و اون اصرار میکرد . تو دلم قنج میرفت گفتم بالاخره باهاش تنها میشم و گفتم خب خودش میدونه باید با من بیاد ؟؟؟ گفت خودش میگه خودم ببرمش ولی من نمیرسم و بهش گفتم مجبوره با تو بیاد یکم ادا درمیاره تو بهش توجه نکن داره خودشو لوس میکنه


    خبر نداشت زنش میخواد از من فرار کنه و این داره بره رو میسپره به گرگ . روز موعود رسید قبلش فرشته اومد پیشم و گفت شوهرمو راضی کن خودش منو ببره وگرنه بیخیال مسابقه میشم منم گفتم اصرار کردم خودش ببره بمنچه خودتون میدونین
    فرشته گفت منکه میدونم تو نقشه داری انتقام بگیری و خندید گفتم تا خودت راضی نباشی ک کاری نمیکنم و اونم در جواب گفت همین دیگه میترسم نتونم خودمو نگه دارم و بعدش رفت خونش فکر کنه ک یک ساعت بعد زنگ زد گفت بریم فقط تا من نخوام کاری نمیکنی قبول؟؟ گفتم قبوله و حرکت کردیم و تو مسیر خیلی مالوندمش و اونم گاهی روش زیاد میشد کیرمو دستش میگرفت یکبار گفتم حداقل بخور برام ک شاکی شد گفت من اصلا نمیخورم بدم میاد کثیفه و این حرفا فقط میمالوند کیرمو گه گاهی تا رسیدیم ساری یک خونه یک خوابه گرفتم و رفتیم تو خونه اونجا متوجه شده بود خونه یک خواب داره و باید روی یک تخت دونفره بخوابیم و داشت هی غر میزد و میگفت اینجوری ک نمیشه اینجوری تو بخوای هم به من مهلت فکر کردن نمیدی و من اینجوری راحت نیستم ک بلندش کردم بردم تو اتاق و انداختمش رو تخت و خودم بغلش کردم و گفتم اینجوری میخوایم بخوابیم فک کن من شوهرتم تا خودت اوکی ندی نمیکنمت نترس


    خلاصه پا شد لباساشو دراورد و با یک تا پ و شلوارک رفت نشست پای تلویزیون و منم رفتم از بیرون شام گرفتم بخوریم


    شامو خوردیم و من هر چی نگاش میکردم بیشتر هوس میکردم بکنمش اما اینم میدونستم این بار دیگه راحت از دستم فرار نمیکنه چهار روز وقت داشتم اونقدر حشریش کنم ک التماس کنه بکنمش . وقت خواب شد فرشته رفت بخوابه و بمن گفت اون ور تخت با فاصله بخواب بزار امشب استراحت کنم و تا پ و شلوارکشم دراورد گفت من عادت دارم اینجوری بخوابم گفتم کوفتش بشه فرشته گفت کی کوفتش بشه چی میگی تو؟ گفتم اون شوهر بی عرضت ک همچین گوشتی لخت هر شب بغلشه و نمیکنه . فرشته غش کرده بود از خنده و گفت نگه داشته تو گوشتشو بخوری . منم دیدم داره راه میاد یکم منم لخت شدم فقط من شورتمم دراوردم و از پشت چسبوندم بهش و کیرمو دادم لای پاهاش و محکم بغلش گردم . فرشته صداش درنمیومد و انگار شوکه شده باشه اخه من تو چند ثانیه و بدون مقدمه کیرمو گذاشتم لای پاش ک فقط یک شرت خطی بینمون بود . گفت راحتی الان میخوای همینا رو هم در بیارم ک منم گفتم عالی میشه چی بهتر از این و فورا سوتینشو باز کردم و سینشو تو دستم گرفتم ک آهش دراومد دستمو بردم سمت شرتش ک از جاش پرید و پاشد کنار تخت ایستاد و گفت تا خودم نخواستم قرار شد نکنی اگه نمتونی خودتو کمترل کنی من رو زمین میخوابم . گفتم نه دیونه گفتم فقط راحت باشی همین من نهایت میزارم لای پات توش نمیکنم که . فرشته گفت همین الانشم من دلم میخواد شرتمم در بیاری دیگه من نمتونم خودمو کنترل کنم گفتم چی بهتر از این من راضی توراضی گور بابای شوهر ناراضیت خندید گفت فردا مسابقه دارم میدونم الان بزارم بکنی فردا نمتونم راه برم چه برسه ک بتونم مسابقه بدم . فکر کردم دیدم حق داره راش باز بشه تا صبح جفتمون خواب نداریم و کلی هم خسته میشیم بماند ک اون قراره جر بخوره . تو همین حال اومد بغلم دراز کشید و کیرمو تو دستش گرفت گوشیشو برداشت گفتم چیزیه میخوای عکس یادگاری بگیری گفت نه دیوونه میخوام به شوهرجونم زنگ بزنم یکم اذیتش کنم و خندید . گفتم بزار رو ایفون زنگ زد و باجناقم رد تماس داد دوباره و سه باره زنگ زد ک بازم رد تماس داد و فرشتا عصبانی بود و گفت معلوم نیست کجاست ک رد تماس میده خونه هم ک خالیه و داشت غر غر میکرد ک من دستمو گذاشتم رو کصش و لباشو خوردم اول یک دقیقه بی حرکت بود و بعد اونم همراهی میکرد و لبامو میخورد و کیرمو میمالید همه چی اماده بود ک بعد ده دقیقه ای ک ما درحال عشق بازی بودیم شوهرش زنگ زد بار اول جواب نداد و گفت گور باباش عوضی رد تماس میده ک با اصرار من جواب داد بار دوم ک زنگ زد .
    الو فرشته خوبی عزیزم دستم بند بود نمیشد جواب بدادم کاری داشتی
    فرشته: کار که دارم اما تو دوری چکار کنم حالا


    حسین شوهر فرشته : خب به ارسلان بگو انجام بده هر چی هست
    اینجا فرشته کیرمو فشار داد و کشید و گفت داغ کردم سکس میخوام فقط تو میتونی ارومم کنی
    حسین: هه توام ک همیشه داغ میکنی برو یه دوش ابسرد بگیر خنک بشی
    فرشته : واقعا که من میگم تنم میخاره دلم میخواد خیلی بیشعوری مگه با دوش حل میشه تازه زشته جلو ارسلان الان برم حموم
    حسین : خندید گفت اصلا بگو به ارسلان کارتو راه بندازه و دوباره بلندتر خندید
    فرشته ک عصبانی شده بود گفت خوشا به غیرتت الان میرم میگم ارسلان بیا منو سیرم کن شوهرم نمی تونه ببینم تا صبح میزاره بخوابم یا نه
    حسین بعد کمی مکث گفت راه بازه جاده درازه تازشم اون ارسلان از این عرضه ها نداره اونا ک تا صبح دست بردار نیستن فقط مال فیلم های پورنه الان هم برو بخواب از این فکرها نکن
    فرشته میگم خوابم نمیبره تورو میخوام
    حسین : حالا منم باشم باز بعدش نمی خوابی که میگی بازم میخوام سیر نمیشی که اصلا جدی برو به ارسلان بگو ببینم میتونه تورو سیر کنه یا نه
    بعد حرفاش هم قطع کرد روی فرشته


    فرشته که خیلی عصبانی شده بود بلند گفت بیغیرتا خاک تو سر من بخاطر تو چند ماهه جلوی خودمو میگیرم تو میگی برو ببین میتونه سیرت کنه و گوشیشو با خشم پرت کرد سمت دیوار ک گوشیه گاییده شد بعد رو کرد به من و سرشو برد بین پاهامو کیرمو شروع کرد به خوردن هرچند بیشتر شبیه گاز گرفتن بود و من بیشتر میترسیدم از ناراحتی کیرمنو گاز بگیره و یکم نوازش کردم موهای قشنگش رو و گفتم عزیزم حالا اون یه چیزی از دهنش پرید منظوری نداشت ک
    فرشته : نخیر فکر میکنه همه مردا مث خودش دو دقیقه ای اند حالا ک اینجور شد حقشه زنش رو بکنن و گفت ارسلان تا پشیمون نشدم بکن ک حقشه این مرد زنش تا صبح زیر یکی دیگه بخوابه دیگه تموم شد دیگه جلوی خودمو نمیگیرم و همینجور ک داشت غرولوند میکرد شورتشو دراوردمو سرمو گذاشتم رو کوصشو شروع کردم به لیسیدن کوص خوش فرمش ک ناله هاش بلند شد و همزمان ک غر میزد میگفت یکبار هم کوصمو نمالونده چه برسه بخواد بخوره برام بخور عزیزم جوووون محکم لیس بزن وااای چه حالی میده تند تر لیس بزن فداتشم امشب من مال توام بخور کصمو بکن کصمو اصلا جرم بده و همینجوری پنج دقیقه ای اون میگفت و منو دیونه کرده بود با حرفاش و کیرمم به مرز انفجار رسیده بود کصش خیلی پر اب بود و کیر منم اماده یه تف انداختم رو کیرمو پاهاش دادم رو شونه ها و کیرمو بدون مکث گذاشتم تو کوصش ک جیغش رفت هوا و گفت یواش تر دیووونه تکونش نده جر خوردم و یکمم بدوبیراه به شوهرش گفت که بخاطر بی عرضگی اون داره کص میده . معلوم بود علارغم لذتی ک میبره هنوز یکم عذاب وجدان داره .


    یک دقیقه ای نگه داشتم تو کصش ک دیگه جا باز کرده بود کصش و شروع کردم تلنبه زدن و هر لحظه دیگه محکمتر میگاییدمش کامل خیمه زدم روش لباش رو میخوردم زانوهای پاهاش کنار گوشهاش بود و کیرم تا خایه تو کصش رفت و امد میکرد صورت سفید برفیه من از شدت فشاری ک بهش اومده بود سرخ شده و تند تند نفس نفس میزد و منم بی هیچ ملاحظه ای داشتم میکردمش ده دقیقه ای اینجوری کردمش ک با خودم گفتم درسته ورزشکاره اما عادت نداره کمر درد نشه و اروم از روش پاشدم و گفتم داگی شو ک زن این ادمو باید گایید ک گفت جوووون بکن بگا جر بده زنشو خودش رضایت داده بی غیرت بکن ببینم میتونی منو سیر کنی امشب و داگی برام قنبل کرد و منم فورا گذاشتم تو کوصش که ناله ی بلندی کشید و فک کنم دومین ارگاسمش بود و شل شد و من موهاشو گرفتمو کشیدمو شروع کردم تلنبه زدن و سیلی میزدم روی کونش ک قشنگ رد دستم سرخ میشد رو کونش و فرشته اونقدر از خود بی خود شده بود میگفت مث سگ بگا منو من جنده شدم دیگه میخوام مث جنده ها حال کنم من دیگه جنده ی توام جرم بده پارم کن دیگه به شوهرم نمیگم بیا منو بکن شوهر من تویی بکن من تویی هرکاری دوس داری باهام بکن جوووون محکمتر بزن و کلمه های بریده بریده از دهنش درمیومد و منم بعد کمی باهاش همراهی کردم گفتم داری چکار میکنی جنده خانوم گفت دارم کوص میدم
    من: به کی کوص میدی
    ف : دارم به تو کوص میدم با اجازه ی شوهرم
    من : جوووون من سیرت میکنم یا شوهرت ؟؟
    ف: معلومه ک تو اون روز ک بهم تجاوز کردی ده بار ارضا شدم هر وقت بهت ندادم بهم تجاوز کن اصلا خیلی هم دوس دارم
    من : ای جوووون هر وقت بحرف نکردی میدزدمت میبرمت کوص و کونتو یکی میکنم پس و فرشته هر چی میگفتم قبول میکرد
    حدود ۲۵ دقیقه با شدت چند پوزیشن گاییدمش و ابمو تو شرت خودش خالی کردم و رفتم سرویس بهداشتی و وقتی برگشتم فرشته رفته بود زیر ملافه و دوباره رفتم زیر ملافه و بغلش کردم و پرسیدم چطور بود سفیدبرفی ؟ گفت عالی بود ولی برای امشب کافیه ک دستمو گذاشتم رو کوصش و گفتم شوهرت گفت تا صبح ها میخوام بحرفش گوش کنم زنشو تا خوده صبح بگام تا بفهمه کی عرضه نداره نگه ارسلان عرضه نداره
    برگشت و کیرمو ک خواب بود دستش گرفت و گفت یعنی اگه بخوام بلند میشه دوباره؟؟؟ گ


    فتم اره و دوباره شروع کرد خوردن کیرم منکه دیدم فرشته ک اینقدر کلاس میذاشت کیر نمیخورم حالا داده برام ساک میزده تو کمتر از یک دقیقه راست کردم و با تعجب نگاه میکرد و رفت عقب گفت امشب نه همین الانشم کوصم درد میکنه یکم عادت ندارم به این دسته بیل تو و خندش گرفت از حرفش و ادامه داد ولی فردا بعد مسابقه تا سه روز بعدش مسابقه ندارم فردا مشروب بگیر با هم بخوریم بعد هر کار دلت خواست بکن منم مست میشم ک طاقت بیارم زیرت و لبامو بوسید و گفت شب بخیر و دراز کشید و منم خوابیدم بغلش و کیرمو دادم لای پاهاش و گفتم حالا اینو ک راست کردی تکلیفش چیه و اون با خنده گفت اون همیشه ی خدا راسته بهش بگو تا فردا صبر کنه و خیلی زود خوابش برد صبح رفتیم باهم دوش گرفتیم و گفت دیشب خیلی راحت خوابیده و سه بار ارضا شده بود و ازم تشکر کرد و بردمش مسابقه بده و رفتم بساط عرق رو جور کنم ک شوهر فرشته زنگ زد گفت اومده ساری و ادرس خونه رو بدم ک بره دنبال زنش بعد مسابقه با هم بیان خونه و من خونه رو مرتب کردم و یک رخت خواب اضافه هم بود تو پذیرایی تا کرده گذاشتم ک فک کنه من تو پذیرایی خوابیدم
    .....


    نوشته: arsalan

  • 35

  • 21




  • نظرات:
    •   .سامان.
    • 2 هفته،1 روز
      • 11

    • خواهرزن، زن داداش، خاله، عمه، خواهر...
      همه خودی هستیم، بهتره راستشُ بگید:
      باجناق، برادرزن، شوهرخاله، شوهرعمه و ...


    •   Q.mars
    • 2 هفته،1 روز
      • 5

    • عههه پس داستان برادر زاده ی شرک چیشد ؟ حالا اشکال نداره دختر خاله پینوکیو هم سوژه خوبیه ها


    •   Irish..GuNNer
    • 2 هفته،1 روز
      • 12

    • این سیر نمیشه زیر داستاناش انقدر فحش میخوره؟ باو اگه ارضا ام میشدی با فحش، تا الان خشک شده بودی. چطوری روت میشه بنویسی؟
      نخونده دیس.


    •   تنها-شب
    • 2 هفته،1 روز
      • 5

    • کص ننت بسه دیگه 1,2,3,4,5,6معلومه باجناقت کونت گذاشته تو هم اومدی اینجا جبران کنی


    •   Ado_Den_Haag
    • 2 هفته،1 روز
      • 10

    • همون طوری که تو داری با خواهر زنت حال می‌کنی زنت هم داره با باجناقتو دوستاش حال می‌کنه.


    •   Irish..GuNNer
    • 2 هفته،1 روز
      • 13

    • _امشب چه برایمان آورده ای ادمین؟
      +هشت داستان محارم و گی و زن شوهردار تا موجبات جقبندی شما را فراهم کنم . (dash) (dash) (dash) (dash) (dash)


    •   Avvaaa
    • 2 هفته،1 روز
      • 5

    • حیف اسم ارسلان که رو تو ِ دون گذاشتن....


    •   _مسعود_فراستی
    • 2 هفته،1 روز
      • 1

    • با عرض مخالفت ، داستان را نخواندم ولی با اسم فرشته زدم ❤


    •   Alouche
    • 2 هفته،1 روز
      • 1

    • این طومار چیه نوشتی واسه ذهن مجلوقت!!نکبت دیس


    •   Dariush.darvishi
    • 2 هفته،1 روز
      • 1

    • تخلیه عقده‌های تمام نسل های گذشته و احتمالا سه نسل آینده انجام شد.
      امیدوارم امشب که خودتو خالی کردی بدون حق زدن بخوابی


    •   amirxprt
    • 2 هفته
      • 4

    • زمین گرده،گفتم در جریان باشی


    •   tara.tt
    • 2 هفته
      • 5

    • هیچ مردی اینقدر بیغیرت نی


    •   Gozaran
    • 2 هفته
      • 2

    • خواستم یک چی بهت بگم
      ترسیدم سیاسی بشه
      بیان هممونو بگیرن
      فقط بگم تو باید انتخاب بشی


    •   off_boy
    • 2 هفته
      • 5

    • حرومي چقدر بايد فحش بخوري از گنده گوزيات كم بشه؟
      مگه باجناقت چند بار زنتو گاييده كه اينجوري كينه كردي ازش!!!ديس ٩ تو كونت بي ناموس...


    •   Meh Run
    • 2 هفته
      • 0

    • آفرین آفرین، ادامه بده


    •   ایکاروس
    • 2 هفته
      • 10

    • این اباطیل هنوز ادامه داره ؟!
      باز هم حوزه ی ورزش !
      بسه دیگه ادامه نده . در ضمن برچسب تجاوز باید می خورد !
      باید یه نامه ستاد کل حمایت از باجناقهای گمنام بنویسم تا به امور مربوطه رسیدگی کنند !!!


    •   laleh1380
    • 2 هفته
      • 5

    • بنظرم از خواهرزنت بکش بیدون زیاد کردیش بسه


    •   zanbory
    • 2 هفته
      • 6

    • خواهر فرشته زن شما بود یا فرشته خواهر زنتون بود ..
      قسمت قبل جالب بود
      رفتم داخل حمام یهو دستشو پیچوندم چسبوندمش به دیفال
      یلحظه یاد رمبو. افتادم فقط اینجا اسمش میشه اولین کون اونجا اولین خون بود..
      خب راجب داستانت نقدی نمیکنم چون حشیش زیاد میکشی و یسره چت میکنی
      منتظر داستانهای بعدیتون هستیم ..فرشته کیرندیده ع ببخشید خیر ندیده بهش بگو مگه چی دیده
      برو پورن الان هنرپیشه کم دارن توام که ورزشکاری
      دستشو بپیجون بچسبونش به دیفال
      دمت گرم بحالی ادامه بده (biggrin) (biggrin)


    •   ehsan9705
    • 2 هفته
      • 5

    • آخه چرا؟
      واقعا چرا؟
      خدایا بسه دیگه، خسته شدیم.


    •   arsh2452
    • 2 هفته
      • 4

    • غلط املایی و ایین نگارشی داشتی و یه سری نقطه ببخودی گذاشته بودی .
      دیس میدم به خیانت .


    •   Comicon
    • 2 هفته
      • 0

    • خوبه جفتتون توابرها نرفتین مگر نه سپاه با موشک میزد میافتادین پاییت?


    •   Lucky.man
    • 2 هفته
      • 3

    • یواش یواش دارم شک میکنم نکنه ادمین آیین نگارش و علائم دستوری را بر میداره.!
      خیلی غلو کرده بودی. هیچ مردی زنش را با یه نامحرم نمیفرسته سفر. آن هم دونفری


    •   پسر-شیرازی-حشری
    • 2 هفته
      • 0

    • اوووووف نون زیر کبابو باید گائید


    •   asal173
    • 2 هفته
      • 3

    • هر احمقی که با خواهر زنش سکس کنه زنش هم بهش حرام ابدی میشه.
      خیلی بده که تا آخر عمرت با زنت زنا کنی


    •   خوشگلخانم
    • 2 هفته
      • 1

    • حوصله سربری


    •   milad7262
    • 2 هفته
      • 0



    •   HYPERMAN98
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • ارسلان یه وقت مارو نکنی!!!!


    •   Esfandiar49
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • سفید برفی بفمه اسمشو گذاشتی روی خار زنت با هفت کوتوله صندوق پستیت رو انبار میکنه . یا حضرف سفید برفی خودت زهور ( ظهور ) کن


    •   کاوشگر555
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • بله


    •   Poyaa09
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • عالی، ادامه بده منتظریم


    •   _Poriya_
    • 1 هفته
      • 0

    • ادامشو بنویس زودتر


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو