فانتزی لطیف گی (۳)

    1399/3/2

    ...قسمت قبل


    دوستان عزیز داستانی رو که میخونید خاطرات و احساسات واقعیه یه نفره که من دارم براش مینویسم و با تایید خودش داره منتشر میشه .


    میدونستم قبل از اینکه با اون ستون داغ و گوشتیش کون چاق منو به سیخ بکشه باید حسابی براش ساک بزنم و بیشتر ساک زدن یعنی کلفت تر شدن کیرش . واسه همین سعی میکردم بیشتر خایه های درشتش رو بخورم تا آب بیشتری ازش بیرون بیاد . خایه هایی که وقتی پشت خایه های کوچیکم میچسبید نوید اینو میداد که درد فرو کردن تموم شده و تا چند دقیقه دیگه که به اندازه اون لوله قطور تو خودم عادت کردم تلمبه های وحید شروع میشه . تلمبه هایی که باعث گشاد شدن سوراخم میشد . تو حالتی که من براش قمبل کرده بودم حرکت رفت و برگشت کیرش راحت تر میشد و کم کم صدای گوزیدن کونم در میومد . صدایی که بیشتر یاعث خجالت من و خنده پیروزمندانه وحید میشد و بعد از چند بار صدای گوز با کف دست روی کونم سیلی میزد یا خم میشد و پستونهامو از زیر میگرفت و میگفت ؛
    - دیدی به گوز گوز افتادی زیر کیر ؟
    و منم خجالت زده میگفتم :
    - آره عزیزم دوباره کیر کلفتت منو باز کرد .
    وحید از توالت بیرون اومده بود و داشت تو خونه دنبال موبایلش میگشت . وقتی پیداش کرد اومد سمت اتاق خواب و تو چهارچوب در وایساد . کیر خوابیدش تا نزدیک زانوهاش میرسید . لبخندی بهم زد و به چشمهای مضطرب من خیره شد . میدونست که درد زیادی رو تحمل میکنم تا اون هیولا رو به درون خودم بکشم .
    -دوباره که ترسیدی خانومم
    -ترس نداره
    - نه بابا . سرش که میره تو خودت بقیه اش رو برمیداری
    -فک میکنی . تو که نمیدونی چه دردی میکشم تا این هیولا رو تو خودم جا بدم .
    -یعنی نمیخوای بدی ؟
    - یه درصد فک کن ندم . اصلا من اینجام تا به شوهرم سرویس بدم
    -آفرین پسر خوب
    - ولی یکم هوامو داشته باش . بذار اول به کلفتیت عادت کنم بعد همشو بتپون بهم .
    -دست خودم نیست عزیزم وقتی لات باز میشه و سرشو میکشی به خودت یهو دیوونه میشم
    -خوب عزیزم پاره میشم اینجوری اونوقت دیگه به خودت هم حال نمیده . کون منو واسه خودت تنگ نگه دار اینجوری که تو تا خایه میتپونی به من جر میخورم و گشاد میشم
    -اگه میخواست گشاد بشی تا الان شده بودی دیگه . زنها اینقدر به شوهراشون کس ندادن که من تو رو گاییدم .

    مشخص بود حوصله اش داره سر میره و کلافه میشه و ممکنه قهر کنه و بره و کونمو از کیرش بی نصیب بذاره . یکم ملایم شدم باهاش و گفتم :
    - من ماله توام عزیزم . زنتم . هر جور دوست داری منو بکن .
    - مگه همیشه غیر از این بوده ؟
    -نه عزیزم
    - پس به جای زر زدن سعی کن بهتر خودتو باز کنی تا من راحت تر بگامت .
    -چشم
    اومد و کنار تخت وایساد . میدونستم منظورش چیه . به سمتش برگشتم و کیرشو که از آب میچکید تو دستم گرفتم .
    -چرا خشکش نکردی ؟
    -خفه شو ساک بزن . میخواد بره تو دهنت خیس بشه دیگه . فقط اونقدر گنده اش نکنی که نتونی برش داری . من حوصله ناز و عشوه خرکیتو ندارما
    -چشم وحید جان
    کیرشو گرفتم و چند تا بوس از سرش کردم . میدونستم تا چند دقیقه دیگه میخواد بره تو اعماق وجودم و ناله ام رو در بیاره به دهن گرفتم و اروم میک زدم سرشو .
    وحید دستشو آورد و پتو رک کنار زد و نوک یکی از پستونامو گرفت . همزمان که من کیرش تو دهنم جون میگرفت اونم پستونامو میمالید و نوکشون رو میکشید و میچلوند .
    به سرعت کیرش کلفت شد طوری که حتی سرش هم تو دهنم جا نمیشد . خایه هاش رو لیس زدم و کردم تو دهنم . وحید آروم داشت ناله میکرد . وقتی حس کردم کیرش کاملا سفت شده و رگهای درشتش بیرون زده دست از خوردن برداشتم و بهش نگاه کردم . تو چشام نگاه کرد و آروم گفت :
    -بکنمت ؟
    -آره
    -بخواب . شرتتم در بیار
    پاهامو دادم بالا و چسبوندم با هم و شورت رو در آوردم .
    وحید انگشتش رو توی کونم کرد و چرخی داد و گفت
    - چقدر ژل زدی
    -یه تیوب
    -خوبه پس راحت میره تو .
    - وای نه وحید جون من یواش بذار بهم
    - نگران نباش خوشگله فقط میذارم درت وقتی حا باز کردی میگام .
    - آخه تواولش همینو میگی بعد یهو همشو میتپونی بهم .
    -حواسم هست
    لنگام را بالا داد و انگشت دوم رو هم وارد کرد و شروع کرد چرخوندن و تکون دادن . دیگه میدونستم باید خودمو واسه دادن آماده کنم .
    - وحید ؟
    - جون ؟
    - اگه حس میکنی باز شدم بذارش بهم
    -باشه عزیزم . کیر میخوای ؟
    -وای آره دارم جوون میدم براش . دارم له له میزنم . کونم میخوادش
    -الان میکنمش داخلت تا آروم بشی
    وقتی کیرشو روی سوراخ کونم حس کردم انگار دنیا رو بهم دادن . همیشه همین جور بود . داغ و نرم . با یه فشار ریز سرش لامو شکافت و باز کرد . تو چشاش خیره شدم . نگام کرد .
    -داری چکار میکنی
    -دارم کونت میذارم
    -حرف بزن باهام .
    - دارم با کیرم کون خوشگل و چاقتو باز میکنم تا وقتی جا باز کرد حسابی بگامت . مبخوام برم تو وجودت خوشگل من . کیر میخوای ؟

    -آره عزیزم بیا داخلم
    -دارم میام عزیزم . قربون اون کون چاق و سفیدت برم
    - آه ه ه ه ه ه ه میدونی چه دردی رو دارم به خاطرت تحمل میکنم ؟
    -آره کونیه من .
    - آی ی ی ی ی یه کم صب داشته باش عزیزم بذار مال تو بشم


    فانتزی لطیف گی, [۱۱.۰۶.۱۹ ۱۵:۲۴]
    این عجله وحید واسه جا کردن کامل کیرش تو کون من همیشه باعث درد و عذاب من میشد طوری که حس میکردم دارم از وسط جر میخورم .
    هر بار با خودم میگفتم این دفعه دیگه پاره میشم و خونریزی میکنم . اما بعد از اینکه کار وحید باهام تموم میشد و کونمو تو آیینه نگاه میکردم میدیدم که کونم به اندازه تهه استکان باز مونده و دورش قرمز شده اما خونریزی نکرده . البته اون اوایل بعضی اوقات که میرفتم توالت تا آبشو خالی کنم همراه آب منی غلیط و نسبتا زیادش کمی خون با سوزن فراوان ازم خارج میشد که دیگه به خاطر اون سوزش وحشتناک آبش رو خالی نمیکردم و بعد از یه روز اگه میرفتم دستشویی از آبش هیچ اثری نبود و وحید دلیل بزرگ شدن کونم رو همین میدونست و میگفت آبم جذب کونت میشه و بهت میسازه .
    با درد به خودم اومدم . وحید همچنان داشت آروم فشار میداد . فشاری که ناله منو در آورده بود . حس حیوون ماده ای رو داشتم که داره توسط جنس نر سپوخته میشه . پاهام روس شونه های وحید بود و اون رونهای چاق و سفیدم رو محکم گرفته بود . پاهام رو از شونه هاش پایین آورد با یه فشار بین رون هام از هم بازشون کرد . اینجوری هم کونم یه کم بالا تر میومد و هم هم سوراخ کونم بیشتر میزد بیرون و وحید تسلط بیشتری روم پیدا میکرد . با بیرون زدن سوراخ کونم وحید زیر دندون جووون جویده ای گفت و کمرش رو بالاتر آورد و فشار رو مضاعف کرد واقعا احساس جر خوردن پیدا کرده بودم . حس دریده شدن . به التماس افتاده بودم و گوش وحید هم اصلا بدهکار نبود .
    - وحید جون من یواش عزیزم . پارم کردی لعنتی . آ خ خ خ خ خ خ
    -مگه نخوابیدی زیر کیر که پاره ات کنم ؟
    -چرا قربون اون کیر کلفتت بشم . اما کم کم بهم جا کن تا به اندازه ات عادت کنم . وقتی ماله تو شدم اونوقت هرجور دلت خواست بگا . وااااااای مردم از درد .
    -یه کم دیگه تحمل کنی تا خایه جا کزدم . یه کم صب کن .
    -آی ی ی ی ی . وحید جونم رحم کن عزیزم . خیلی کلفتی قربون برم .
    - کم کولی بازی در بیار . کون به این گنده ای داری نمیتونی یه کیر رو توش جا بدی ؟
    - مگه به اندازه کونه ؟ خوب کی کون منو اینقدری کرد ؟
    - آب کمر من بهت ساخته کونت رو پرورش داده .
    -وای دارم میمیرم به جون خودت دیگه نمیتونم تحمل کنم . میترسم جیغ بزنم آبروم بره . آخ خ خ خ
    - خوب جیغ بزن . با این کون داد میزنی چکاره ای
    - چکاره ام ؟
    - کونی
    ناراحت شدم
    - بار اول که میخواستی بکنیم که حرفت چیز دیگه ای آ ه ه ه یواش
    - اون مال بار اول بود نه الان که زیر خواب من شدی و مثل زن میگامت
    - باشه حالا که اینجوریه دیگه از فردا رنگ منو کونمو نمیبینی
    یه لحظه وحید متوقف شد و زل زد تو چشمام و گفت :
    -چرا از فردا ؟ از همین الان . پاشو جمع کن خودتو .
    باورم نمیشد اما میخواست کیرشو بکشه بیرون . یه لحظه به این فک کردم که اگه دیگه منو نکنه با خارش بی امان کونم که بیچاره ام میکرد چه کار کنم . و میدونستم اگه لح کنه تا چند ماه باید خماری کیرشو بکشم . نرم شدم و شروع کردم به التماس .
    - گوه خوردم وحید جون . این چه حرفیه . من مثل زنت میمونم قریونت برم . تو منو زن خودت کردی . من از شیره کمر تو اینقدر شدم . فقط درد خیلی اذیتم میکنه . لااقل یکم با پستونام بازی کن تا تحریک شم .
    وحید همونطور که کیرشو تا نصفه چپونده بود داخل من با بی میلی به پستونام چنگ زد و به هم چسبوندشون و بعد نوکشون رو گرفت بین انگشتاش . حشرم بالا زد . وحید گفت :
    - خوبه ؟
    - آره عزیزم ادامه بده آ ه ه ه ه
    - چیو ؟ مالوندن پستوناتو یا گاییدن کونتو ؟
    -جفتشو . تو که میدونی پستونام کلید سوراخ کونمه
    وحید همونطور که پستونام تو دستاش بود کمرشو پایین تر آورد و یکم کیرشو بیرون کشید و دوباره فشار داد داخلم . پایین آوردن کمرش باعث شد کیرش مستقیم تر واردم بشه و راه برای کیرش باز تر بشه اما درد واسه من هم بیشتر میشد . اما مالوندن پستونام کار خودشون رو کرده بود و من چون حشری شده بودم راحت تر درد رو تحمل میکردم . وحید این بیرون کشیدن و فشار دادن رو مدام انجام میداد و با هر بار بیرون آوردن سعی میکرد مقدار بیشتری از کیرش رو به خورد کونم بده اما همچنان عجله داشت و همین باعث میشد سوراخ کونم دور کیرش حلقه بشه و کاملا بهش بچسبه که خودش درد منو بیشتر میکرد . چون موقع بیرون کشیدن قسمتی از گوشت لطیف داخل کونم رو با خودش بیرون میکشید و من حس میکردم روده هام داره از بدنم بیرون میاد و چون زمان زیادی گذشته بود ژل روی کیرش خشک شده بود و به جای اینکه لیز باشه بیشتر خاصیت چسبندگی پیدا کرده بود . بهش گفتم :
    -وحید جان یه کم کیرتو لیز کن کیرت داره آتیشم میزنه قربونت برم . آه ه ه ه
    - مگه ژل نریختی داخلت ؟
    -چرا عزیزم ولی خشک شده انگار
    وحید ژل رو از کنار تخت برداشت و روی کیرش ریخت و بعد با دست به سوراخ من که دور کیرش حلقه شده بود مالید و باز عقب جلو کرد . ‌کیرش لیز شده بود و راحت شده بودم . دردم خیلی کمتر شده بود
    ادامه دارد . . .
    قابل توجه اون دسنه از دوستان کسمغزی که فقط بلدن بیان زیر پست زر مفت میزنن اولا ابتدای صفحه و عنوان داستان نوشته گی پس اگه گی دوست نداری نیا بخون من هم نظرت کاملا به تخممه . در ثانی اینجا ضفحه ای ازاده تا هر کس یه داستان سکسی با گرایشات مختلف رو منتشر کنه . بنابراین اگر دنبال روش های علمی غنی سازی اورانیوم و یا تالار گفتگوی ادیان و تمدنها هستی اینجا نیا فک نمیکنم مدیریت سایت واسه کس دعوت نامه فرستاده باشه . ( خوب تو که اومدی اینجا جق بزنی اگه با داستان گی دول کوچولوت راست نمیشه برو داستانهای مربوط به سکس مامانت رو با بقال محله بخون جقی )


    نوشته: همون عمو سیبل کلفته که گربه سخنگو داره

  • 8

  • 5




  • نظرات:
    •   سناتور_جان_مککین
    • 3 روز،5 ساعت
      • 1

    • گی دوس ندارم (sick)
      پیش پیش کص ننت (wanking)


    •   407TT
    • 3 روز،5 ساعت
      • 4

    • +عمو سبیل کلفت؟


      -بعله!


      +زنجیر منو بافتی؟ توی کونت انداختی؟!


    •   soan_bendiii
    • 3 روز،5 ساعت
      • 4

    • اقا این کصتان رو ول کنید ، یه سوال واسم پیش اومده.


      علی ۴۰۷ ناموسا تو چطوری هم داستانو میخونی هم کامنت تایپ میکنی پست میکنی که همیشه نفر اول و دومی؟ اینو واسم شفاف سازی کن داداش (biggrin)


    •   Mester.kir
    • 3 روز،5 ساعت
      • 3

    • سبحان این علی کسکش فقط اسم نویسنده رو میخونه بعد میاد نظر میده!


    •   407TT
    • 3 روز،5 ساعت
      • 5

    • دادا سبحان بنده از بسته های آموزشی بالا بالا برای خواندنو نوشتن استفاده می کنم (biggrin)


    •   atabak1396
    • 3 روز،3 ساعت
      • 0

    • انگار که سکانسی از یه فیلم پورن رو روی کاغذ پیاده کرده باشن. لحظه به لحظه. این اسمش پورن نویسی است نه داستان و خاطره اروتیک.


    •   Nanaei
    • 3 روز
      • 2

    • اینکه گفتی نظرات ما تخمته،منطورت از تخم همون خایه های کوچولوت هست که خایه های گنده وحید از عقب میچسبید بهش.....کونی


    •   حضرت_عشق
    • 2 روز،20 ساعت
      • 0

    • مادر قهوه کوس ننه، ی مشت اوبی و مریض خودشون رو گی معرفی میکنن، جماعت آیا تو استریت ها جن ه و مریض و داغون نیست؟ اینا هم از همون دسته هستن.


    •   Saeedسعید۲
    • 2 روز،19 ساعت
      • 0

    • من به دنبال سوراخ میگردم کسی سراغ ندارد


    •   arman.g2027
    • 2 روز،12 ساعت
      • 0

    • این داستان واقعی بود یا سناریوی فیلم


    •   سرو_تنها
    • 2 روز،11 ساعت
      • 0

    • چون آخر سر گه اضافه خوردی، دیس رو کوبوندم تو کونت!!!


    •   BABYFACE25
    • 1 روز،18 ساعت
      • 0

    • مگه کیر خوابیده تا زانو میرسه؟


    •   Parsa_81_esf
    • 15 ساعت،53 دقیقه
      • 0

    • 18 اصف یه همسن و از اصف بیاد برا رابطه


    •   S.M.G22
    • 7 ساعت،23 دقیقه
      • 0

    • دوس داشتم... بنویس بقیشو


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو