حماقت من

1400/07/27

با سلام به همه این ماجرا برای سالها پیش هست
خواهر کوچکترم 3 سال از من کوچکتر بود و یکشب که فشار شهوت به من غالب شده بود تصمیم احمقانه ای گرفتم و اون لمس کردن بدن خواهرم بود اون زمان من 15 سالم بود و خواهرم 12  ساله بود و هر دو بچه بحساب میومدیم خواهرم نزدیک بمن میخوابید و برای نزدیک شدن بهش خیلی مشکلی نداشتم و تنها میترسیدم یموقع هنوز خواب نباشه بهمین دلیل اول شروع به ماساژ دستش کردم و میدونستم که اگر بیدار باشه واکنش منفی نشون میده و وقتی دیدم خبری نیست دستمو گذاشتم روی شکمش و وقتی که باز خبری نشد دستمو اروم بردم زیر لباسش برای اولین بار بود به بدن یه دختر دست میزدم و یه حس امیخته از ترس لذت و هیجان بمن قالب شده بود و همه بدنم میلرزید ناخوداگاه دستمو بردم طرف سینه هاش ضربان اروم قلبش نشون میداد که خواب هست و‌ من دستمو رسوندم به سینه خواهرم حالا دو تا سینه نه چندان بزرگ زیر دستم بود خیلی با خودم کلنجار رفتم که ادامه بدم یا نه ولی در نهایت شهوت زورش بیشتر بود و من دستمو بردم بسمت پایین و رسوندم کمرش و اروم دستمو بردم زیر شلوارش دیگه کامل دستم لای پای خواهرم بود و همه بدنش رو لمس کردم نیم ساعتی دستم لای پای خواهرم بود و بعدش گرفتمو خوابیدم تا یکی دو روز تو شوک این موضوع بودم تا اینکه دوباره خواستم یبار دیگه اونو دستمالی کنم ولی متاسفانه این بار شانس دیگه باهام یار نبود و نتیجه یک رسوایی بزرگ شد خواهرم بیدار بود و البته منم جسورتر شده بودم و مثل اونسری با احتیاط عمل نکرده بودم
فردا ظهر که از مدرسه اومدم مادرم شدیدا دعوام کردم ولی کاملا معلوم بود که باور نکرده بود و تصور میکرد خواهرم ممکنه خواب دیده باشه و تصور کرده من بهش دست زدم ولی من میدونستم دیگه تو لبه خطر افتادم خصوصا که شخصیت من طوری بود که خیلی سخت بود برای اطرافیان که منو‌چنین ادم بی بند و باری ببیند ، از اون شب دیگه حتی به این موضوع فکر هم نمیکردم و سالها گذشت و من یه پسر 24 ساله بودم و خواهرم یک دختر 21 ساله و خانواده کلا مسافرت بودن و منو‌ خواهرم خونه بودیم شبهای قبل خواهرم میرفت خونه خواهر بزرگم میخوابید و کلا خونه خودمون نبود ولی اونشب خواهر دامادمون خونشون میهمان بود و خواهر زاده اون که قبلا همکلاس خواهر من بود با هم قهر بودن و خواهرم ترجیح داد نره بعدم که من بهش گفتم بلند شو ببرمت گفت دیروقت هست و خوب نیست این موقع بریم شاید خواب باشن و خودشم دیگه خواب گرفتتش و جا انداخت و خوابید منم نشستم نگاه یک فیلم سینمایی و ساعت 1 شب رختخوابمو انداختم بخوابم ولی دیدن یک صحنه سبب خراب شدن ذهنم شد اونم باز شدن یکی از تکمه های پیراهن خواهرم بود که دقیقا اون تکمه دومی از بالا بود و درنتیجه سر سینه خواهرم رو میشد دید و بدبختانه سینه های خواهرمم نسبتا افتاده و بزرگ بود و این بیشتر تحریکم میکرد نمیدونم چرا باز شیطون رفت به بقالبم با صداقت بگم تا اون لحظه هیچ نظری به خواهرم نداشتم ولی از اون لحظه یهو انگار مسخ شده بودم بهمین خاطر اومدم نشستم تو رختخوابمو‌ و مخصوصا پامو گذاشتم پشت پای خواهرم میدونستم که با توجه به سابقه خراب من اگر بیدار باشه حتما واکنش نشون میده و منم اونجوری میتونم بگم سهوی بوده ولی وقتی تکون نخورد پامو بسمت بالا تر بردم و اینبار پشت زانوش گذاشتم و وقتی که بازهم عکس العمللی ندیدم پامو گذاشتم پشت رونش و دیگه وقتی که واکنشی ندیدم فهمیدم خواب هست اول میخواستم چراغ رو خاموش کنم ولی پشیمون شدم دوست داشتم بدنشو ببینم بهمین خاطر بلند شدم و رفتم و خوابیدم پیش خواهرم هیچ عجله ای نداشتم و نزدیک بیست دقیقه ای بازو ها و شونه هاش رو میمالیدم و بعدش کامل لباسهامو‌ در اوردم و دستمو گذاشتم رو سینه خواهرم و از روی لباس مدت زمان زیادی مالوندمش و‌همش باخودم درگیر بودم ادامه بدم و یا با یک جلق تمومش کنم ولی نهایتاتصمیم خودمو‌ گرفتم وتکمه های خواهرم رو باز کردم و سینه هاش رو اروم میمالیدم ولی بعد از ده دقیقه که مالوندم یک مسئله برام عجیب بود اونم ضربان قلب خواهرم بود که با مرتبه قبلی که دستم به سینه اش گذاشتم فرق میکرد اونسری اروم میزد ولی حالا کم مونده بود از سینه اش بزنه بیرون پس تنها یک معنا میداد و آن اینکه احتمالا بیداره دستم رو بردم پایین و اروم به کسش رسوندم و با لمس خیسی کسش مطمئن شدم که بیداره ولی نمیدونستم این به نفع من هست یا ضرر من ولی کلا احتیاط رو کنار گذاشتم و شانه های خواهرمو گرفتم و طاقبازش کردم و دستشو اوردم و گذاشتم رو کیرم و کمی دستمو رو دستش گذاشتمو رو کیرم پایین بالا کردم و بعدش شلوار و شرت خواهرمو از پاش کشیدم حالا خواهرم لخت جلوی من بود و من تمام بدنش رو تو دیدم داشتم بخاطر اینکه بیدار بود سعی کردم هر دومون لذت ببریم به خاطر همین کمی پاهاشو باز کردم و با دستم سر کیرمو لای کس خواهرم میکشیدم صدای نفس نفس زدن خواهرم بلند شده بود و‌کاملا شهوت گرفته بودش چون کیرمو گذشتم و کمی فشار دادم بطوریکه کمی از کیرم وارد شده بود ولی سریع خودمو جمع و جور کردم اینکار خیلی خطرناکی بود که من انجام دادم اگر خواهرم کمی تکون میداد خودش رو بسمت پایین بخاطر لزج شدن کسش کیرم براحتی سر میخورد توش ولی خوشبختانه هیچ‌عکس العملی نشون نداد
خوابیدم روش و کیرمو گذاشتم روی کسش موهای زبرش که حدود دو هفته ای میشد زده بودو شدید زبر بودن زیر کیرم کشیده میشد حال زیادی بهم میداد همه وزنم رو روی خواهرم انداخته بودم و انگار اون هم میدونست که فهمیدم بیداره و احتمالا مثل خود من میخواستم نهایت لذت رو ببره چون هیچ تلاشی برای جلوگیری از نفس نفس زدنش نمیکرد و بدنش رو مدام تکون میداد
تا اون زمان یکبار ارضا شده بود چون بدنش زمان ارضا کلا سفت شده بود خلاصه من با کمی تکون دادن کیرم سر کس خواهرم ابم با فشار و لذتی که توی عمرم همون یکبار تجربه کردم ریخت بالای کس و شکمش اروم بلند شدم و کمی کسش  رو دستمالی کردم یهو هر دو پاشو جفت کرد طوری که دست من لای پاهاش مونده بود و چند لحظه بدنش لرزید یهو بدنش شل شد و پاهاش کمی باز شدن با یه دستمال کیر خودمو پاک کردم و شکم و کس آبجیم رو هم که البته اب خودش بود نه من رو هم پاک کردم و لباسهاش رو پوشیدمو مرتب کردم و خوابیدم ولی فرداش خودم فقط میدونم چه حالی داشتم بهیچوجه دلم نمیخواست با خواهرم رو به رو شم و میدونستم که الان احتمالا اون از من بدتره حالا اون بدبخت تقصیری نداشت و فدای امیال من شده بود
ولی یه اتفاق خوب که رقم خورد سبب شد کمی از شوک خارج بشم اونم نزدیکای ظهر بود یکی از بچه های محلمون که همه جوره کارش درست بود بمن گفت فلانی ما میخوایم بیایم خواستگاری خواهرت گفتیم اول خودت یه امار بگیری و بهمون بدی گفتم باشه بهتون میگم و رفتم خونه مامانم اینا اومده بودن و خواهرم تا من وارد خونه شدم به بهانه درس خوندن رفت تو اطاقش در حالیکه تعطیل بود و من میدونستم مواجهه با من سخته براش به مامانم گفتم ودو هفته بعدش خواهرم یک زن شوهر دار بحساب میومد که قرار شد یکسالی که از درسش مونده رو خونه ما باشه و بعد از درسش عروسی کنن
تو این یکسال خیلی با خواهرم تنها شدم ولی حتی فکرشم نکردم چون علاوه بر اینکه دیگه دوست نداشتم اون حالت ناخوشایند بینمون باشه حالا شوهرش هم رفیق دوران بچگی من بود و اصلا دوست نداشتم به دوستم خیانت کنم ولی اون عزیزانی که به خواهرشون نظر دارن تازه خیلی خوش شانس باشین اینه مشابه وضعیت من بشین ول بعدش رو فقط من میدونم چه حال ناخوشایندی داره که ارزشش رو نداره برای یک ربع لذت تا مدتها با خودتون تو جنگ باشین من حماقت کردم

نوشته: ش


👍 8
👎 22
53701 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

838185
2021-10-19 01:10:51 +0330 +0330

حقا که عجب حیوونی هستی!
یبار خواهرت باهات تنها شد بهش رحم نکردی!
اگه آخر داستانت از پشیمونیت نمینوشتی هرچی از دهنم در میومد بهت میگفتم!
اما خطاب به اونایی که داستان رو میخونن
ببینید دوستان من منکر نمیشم که این روابط وجود داره ولی درصدش از یک هزارم درصد هم کمتر هست، شمایی که تو ایران زندگی میکنی و دسترسی به سکس برات سخت هست احتمال داره با خوندن این داستانا وسوسه بشی و کاری بکنی که آبرو و حیثیتت پیش خانوادت بره و هرگز درست نشه!
خواهش میکنم به هیچ وجه واسه ارضا شدن و راحتی دنبال انجام این کار نباشید

8 ❤️

838192
2021-10-19 01:36:01 +0330 +0330

داداش گل میزنی ؟؟

0 ❤️

838235
2021-10-19 09:56:15 +0330 +0330
GSX

من برعکس این اتفاق برام روخ داده در بچگی

0 ❤️

838245
2021-10-19 10:55:45 +0330 +0330

خب تو مشکلی نداری ولی خبر خیلی بدی که برات دارم خاهرت احتمالا تا مدتها نتونه از سکس با شوهرش لذت ببره و هر بار سکس که بکنن مدام تو جلوی چشمشی و حس عذاب خواهرتو میکشه متجاوز عوضی

1 ❤️

838301
2021-10-19 17:35:23 +0330 +0330

پس دوستان اگر همچین غلطی کردین حالتون بد نشد ادامه بدین ها لامصب 🤣🤣🤣

0 ❤️

838414
2021-10-20 09:22:26 +0330 +0330

داداش حشریت در خون و پوست و گوشت تو نهادین شده است. برو تو شاد درستو بخون مارو نخندون.

0 ❤️

838438
2021-10-20 15:19:51 +0330 +0330

از اونجاش خیلی خندم گرفت گفت به رفیقم خیانت نمیکنم :))))

داداش تو به خودت و خواهر و خونوادت خیانت کردی:))))

انتظار داری بیام بگیم خیلی بامرامی خیلی چشم پاکی اصلا چندسالته عمو :)))))))

0 ❤️

839760
2021-10-29 19:38:12 +0330 +0330

1 کستان دیگر ب لیست شهوانی ازافه شد

0 ❤️




آخرین بازدیدها