داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

کون دادن زنم به فامیلش

1396/10/07

سلام خدمت دوستان گل، این داستان نیست یه واقعیته
من یه زن داشتم به اسم عسل، اسم خودمم بهزاد،
داستان از اونجا شروع میشه که من و عسل خیلی عاشق هم بودیم.
از اندامش بگم کون گرد و کس پر آبی داشت سایز سینه هاش ۷۵ بود و قیافشم شبیه یه حوری بود،
بعد از عقد هر وقت میرفتم خونشون یکم دستمالی میکردمیم همدیگرو و از عقب با هم سکس داشتیم، گذشت و گذشت تا من چند وقتی مریض حال شدم و نتونستم دو هفته برم پیشش آخه یه شهر دیگه زندگی میکرد،
بعد از چند تماس که داشتیم قرار شد برم اونجا و چندروزی پیشش بمونم
شب که رسیدم اونجا یه دوش گرفتم و با هم رفتیم بیرون دور دور بعد از خوردن شام و خوشگذرونی قرار شد بریم خونه خواهر زنم بخوابیم که رفتیم اونجا و موقع خواب رفتیم تو اتاق سوا خوابیدیم، شروع کردیم به عشق بازی و لب بازی رو لاله های گوشش خیلی حساس بود بعد کم کم رفتم پایین تر گردن و سینه هارو خوب براش خوردم کم کم رفتم سمت ناف و کسش کسش یکم مو نداشت انقدر خوردم که بخودش لرزید و ارضا شد، بعد شروع کردم کونشو خوردن و با زبون باهاش حال کردن دوتامون تو فضا بودیم بعد اون شروع کرد واسم ساک زدن و تخمامم میخورد، بعد گفتم کون میخوام اونم قمبل کرد یه تف جانانه انداختم دم سوراخش و یه تفم رو کیر خودم تا گذاشتم دم سوراخش کیرم راحت تر از دفعه های قبلی رفت توش یکم تعجب کردم چون اون کونش یجوری بود که وقتی میکردی بعد یرب دوباره جمع میشد و انگار تا حالا کون نداده باشه ولی اینسری خیلی راحت رفت توش وقتی داشتم تلمبه میزدم گفت جوری بزن تو شکمم حسش کنم منم محکم میزدم که یهو بعد از چند دقیقه گفت سعید محکم تر بزن یه آن گفتم چی گفت ببخشید اشتباه کردم و به غلط کردن افتاد منم چون خیلی دوسش داشتم گفتم شاید از دهنش پریده ادامه دادم تا آبم اومد و همه رو خالی کردم تو کونش،بعد که رفت بره حموم من هم دراز کشیدم رو تخت یکدفعه دیدم یه پیام واسش اومد امشب زیرش به یاد من باش نگاه کردم دیدم پسرداییش این پیامو داده بود دنیا رو سرم خراب شد اعصابم خورد شد و خودمو زدم بخواب که دیدم اومد سراغ گوشیش و صدای کلیک گوشیش میومد که جواب اونو داشت میداد بعد اومد خوابید تا صبح که بیدار شدم دیدم داره حاضر میشه بره بیرون جمعه بود گفتم کجا گفت شرکت واسمون اضافه کاری بریدن باید برم تا ظهر میام منم شصتم خبر دار شد که داره میره پیش پسرداییش وقتی رفت منم رفتم با ماشین خودم دنبالش تعقیبش کردم دیدم داره میره طرف خونه پسر داییش وقتی رفت و رسید منم چندتا ماشین پایین تر پارک کردم و وقتی در خونه رو زد دیدم پسرداییش اومد دم در و سلام علیک و دست دادن منم داشتم گریه میکردم و فقط تونستم چندتا عکس تو اون حالت ازش بگیرم بعد رفت تو خونه منم برگشتم خونه خواهرزن وسایل و جمع کردم رفتم شهر خودمون ظهرش پیام داد چرا رفتی جواب ندادم تا شبش خودم زنگ زدم برو دنبال کارای طلاق توافقی تعجب کرد گفت مهرمو میخوام گفتم اگه مهرتو اجرا بذاری آبروت رو میبرم طلاقم نمیدم تا موهاتم این دندونات سفید بشه گذشت اونم رفت سراغ کاراش و احضاریه اومد وقتی رفتم دادگاه گفت چرا گفتم گوشیم دم دره بریم بهت بگم چرا عکسارو که نشونش دادم لال شد و برگشتیم بالا وقتی دادگاه تموم شد فرداش رفتیم محضر واسه اتمام کار بهش گفتم حلالت نمیکنم
امیدوارم ناراحت نشده باشید،

نوشته: بهزاد


👍 12
👎 22
98400 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

667204
2017-12-28 22:06:09 +0330 +0330

هه،اگه فکر کردی با نوشتن چند سطر اراجیف ما رو به گریه میندازی،کور خوندی.
ما خیلی عاشق هم بودیم،اما صبح از بغل من در اومد رفت به پسر داییش کون داد.

2 ❤️

667209
2017-12-28 22:40:21 +0330 +0330

کیر غزل محض

1 ❤️

667210
2017-12-28 22:47:49 +0330 +0330
NA

کیر سعید تو کونت

2 ❤️

667223
2017-12-28 23:46:35 +0330 +0330

اونجا باید زنگ میزدی پلیس ، خارِ جفتشونو میگاییدی

0 ❤️

667226
2017-12-28 23:53:21 +0330 +0330

اگه راست گفته باشی کار خوبی کردی که طلاقش دادی. با اون زن دیگه اصلا نمیشه زندگی کرد. ولش کن بره دنبال کارش

2 ❤️

667235
2017-12-29 04:10:51 +0330 +0330

باید مادر جفتشونو میگاییدی ،بی خایه پلشت ،امثال سما ابرو مردارو بردن دیکه

1 ❤️

667241
2017-12-29 05:30:06 +0330 +0330
NA

هنر یه نویسنده به اینه که یه داستان رو پر و بال بده داخل سفره خونه هم بشینی اینقدر بی حال جریان رو توصیف نمیکنن بعد هم هیچ وقت زن خوشگل نگیر چون اخر و عاقبتش خیانت میکنه مخصوصا داخل این دوره و زمونه

1 ❤️

667243
2017-12-29 06:34:30 +0330 +0330

داش شنیدی میگن انگشت به کون کلاغ در حال پروازکردم ،من انگشت به کون کلاغ در حال جفتگیری کردم کمتر دروغ بگو

0 ❤️

667246
2017-12-29 07:18:28 +0330 +0330

جالبه این سایت شده پراز خاطره ولی اینجا جای خاطره نیست اینجا جای داستان هستش جایی که نویسنده خوانندشو ببره تو اون فضایی که داره توصیف میکنه قرار هم نیست لزوما تمام داستانها واقعی باشن همینکه قلم نویسنده گیرا باشه کافیه

0 ❤️

667254
2017-12-29 09:00:23 +0330 +0330

فقط میتونم بگم که زنت جنده بود و تو باید تحقیق میکردی

0 ❤️

667261
2017-12-29 09:44:05 +0330 +0330

پیش میاد دیگه … شما خودتو ناراحت نکن

1 ❤️

667267
2017-12-29 10:22:41 +0330 +0330

بدک نبود ;)

0 ❤️

667274
2017-12-29 11:31:07 +0330 +0330

خیانت، ازضعف خودت ناشی شده، جایی کم گذاشتی.

0 ❤️

667283
2017-12-29 13:44:26 +0330 +0330

اون کسی که میگه زنگ میزدی به پلیس خواهر ومادرشون و میگایید. اشتباه میکنی عمو باورکن هیچ اتفاقی نمیفتاد و اگر طرف زرنگ بود تازه میتوانست طلبکار هم بشود. فقط بهت بگم که اگر دنبال انتقام بودی اشتباه کردی طلاق دادی

0 ❤️

667288
2017-12-29 16:20:44 +0330 +0330

دمت گرم خوب کردی اگروفاداربود وبه زورمجبورش کرده بودن تاشاهرگتم میدادی افتخاربودولی وقتی زن خراب باشه فقط باید ولش کردبره ب درک چرا آینده وزندگی خودتو خراب کنی بخاطر ی زن هرزه دمت گرم خوب کردی توانتخاب بعدیت دقت کن

0 ❤️

667308
2017-12-29 21:53:12 +0330 +0330

کون خور کوس لیس خالی بند
حوی کجا دیدی شصتادت از کجا با خبر شد که اضافه کاری بریدن مگه حبسه که ببرن ،بگذریم
وقتی لرزید فهمیدی ارضا شده ؟
با چند تا عکس از زنت تونستی ازمهریه فرار کنی ؟
کیر پسردایی زنت تو حلقوم و خرخره ات .اگه دروغ بگی
آخه کون مگه کاسه نمده که گشاد بشه ؟
کیر سعید اینقدر کلفت بوده ؟

0 ❤️

667333
2017-12-30 01:46:47 +0330 +0330
NA

کیره پسرداییش همون زمان که از عسل در میاره هواهم سرد باشه که بخار از کیرش بلند بشه تو همون حالتی که داری گریه میکنی از پهنا بکنه تو کونت کونی که عر عر کنی با گریه اضافی که دیگه کسشعر تلاوت نکنی کون تلق تولوق

0 ❤️

667352
2017-12-30 06:34:51 +0330 +0330

در اینکه زنت جنده بوده هیچ شکی نیست.
این اتفاق واسه منم افتاده البته ما هنوز عقد نکرده بودیم و فقط نامزد بودیم،کار خوبی کردی که به فکر انتقام نیفتادی و عاقلانه ترین راه رو انتخاب کردی،من انتقام رو انتخاب کردم و الان پشیمونم و راه برگشتی ندارم.

0 ❤️

667399
2017-12-30 15:06:16 +0330 +0330

خوب کاری کردی

0 ❤️

667519
2017-12-31 14:30:23 +0330 +0330
NA

اعصابم خراب شد

1 ❤️

667528
2017-12-31 19:09:38 +0330 +0330

چرت بود

0 ❤️

667608
2018-01-01 16:39:38 +0330 +0330

دقت کردین وقتی ادم عاشق میشع جق رو ول میکنه
عجب چقد ما بی معرفتیم تا کسی نیس جق یکی میاد پق

0 ❤️

705731
2018-07-27 09:13:07 +0430 +0430
NA

اول خوب میکنی بعد طلاق میدی
انگار جق زیادی روت اثر کرده
شامپو ت رو عوض کن ???

0 ❤️

721720
2018-10-03 23:16:17 +0330 +0330

این مملی که نفر یازدهم کامنت گذاشته انگار کامنتهارو نمیخونه!
آخه مشتی نود درصد فحش های که زیر داستانهای این سایت گذاشته میشه بخاطر اینه که نویسنده تخیل جقشو بعنوان داستان و خاطره نوشته
بعد تو میای میگی خاطره ننویسید، کستان بنویسید؟
خب شما از تخیل و فضا سازی خوشت میاد دلیلی نداره همه مث شما باشند.

0 ❤️

751511
2019-03-02 01:11:32 +0330 +0330

موقع خواب رفتیم تو اطاق سوا خوابیدیم ، شروع کردیم به عشق بازی و لب بازی و … یاد بگیرید توی اطاقهای سوا و جدا هم میشه با تله پاتی لب بازی کرد . عزیزم برو صابونت رو عوض کن خوب نیست با یه صابون تنوع بده به خودت

0 ❤️

783513
2019-07-23 12:23:17 +0430 +0430

از عشق تو به پسر داییش کون داد :/

0 ❤️

785269
2019-07-30 17:14:46 +0430 +0430

از کجا میدونی شاید کسم داده باشه

0 ❤️

812409
2019-10-20 09:16:17 +0330 +0330

اره دختره هم بخاطر چندتا عکس از مهریش گذشت اونم عکسی ک کلا تو دادگاه سند نمیشه برا قاضی
حالا درسته پاییزه و ملت شهوتی میشن ولی عزیزم کمتر تو کسشر ننویس بکن داستان همون جقتو بزن بخواب

0 ❤️

825598
2019-12-14 00:20:36 +0330 +0330

بیا بغل عمو بدوووو عزیز

0 ❤️

863587
2020-04-04 20:02:32 +0430 +0430
NA

پايه سكس و رفاقت ميخوام همه جوره خرجشم ميكنم ٠٩٣٥٨٢٣٨٠٠٣ ماهان

0 ❤️

874665
2020-05-03 01:11:30 +0430 +0430

کاش میشد

0 ❤️

881288
2020-05-21 13:44:06 +0430 +0430

حداقل از روی نفرت فانتزی گاییدن گنگ بنگ باهاش ننوشتی

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها





Top Bottom